16 نتیجه برای سکته مغزی
لیلا دهقان، حمید دالوند،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: انعطاف پذیری سامانه عصبی در تمام طول زندگی از نوزادی تا کهنسالی وجود دارد و ارتباطات عصبی، با تجربیات، وضعیت سلامت و بیماری فرد، در حال تشکیل و یا از بین رفتن هستند. بهبود افراد سکته مغزی و یا فلج مغزی نیز می تواند نشانه انعطاف پذیری سامانه عصبی باشد. از این رو محققین تلاشهای بسیاری برای اثبات این موضوع کرده اند و مطالعات حیوانی و انسانی متعددی در دو دهه گذشته انجام داده اند. هدف از این مقاله، بررسی پدیده انعطاف پذیری سامانه عصبی و دوره حیاتی بهبود سامانه عصبی در بیماران سکته مغزی و افراد فلج مغزی می باشد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت مروری و بررسی مقالات منتشر شده داخلی و خارجی بین سالهای 1987 تا 2007 در زمینه انعطاف پذیری سامانه عصبی در افراد سکته مغزی و فلج مغزی می باشد.
یافته ها: طبق مقالات بررسی شده، مکانیزمهای انعطاف پذیری سامانه عصبی بعد از سکته مغزی و فلج مغزی شامل جوانه زدن آکسونها و دندریتها، سازماندهی مجدد قشر مغز و تشکیل بافت عصبی می شود. همچنین برنامه های توانبخشی تاثیر مستقیمی بر یکپارچگی و سازماندهی مجدد نواحی سالم مجاور به قشر ناحیه حرکتی آسیب دیده مغز دارند.
نتیجه گیری: با توجه به مدارک مستند موجود، سازماندهی مجدد نماهای قسمتهای مختلف بدن در قشر مغز، دائماً در پاسخ به فعالیتها، رفتار و یادگیری مهارت رخ می دهد.
ایوب فتاحی، اکرم آزاد، علی منتظری،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی شاخص مهمی جهت بررسی نتایج بعد از سکته مغزی است و توصیف وسیعی از بهبود بیماران سکته مغزی را فراهم میکند. هدف این مطالعه سنجش کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی و بررسی تاثیر سن، سطح تحصیلات و مدت زمان سپری شده از سکته مغزی در این بیماران بر کیفیت زندگی می باشد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در یک جامعه محدود و در مقطع زمانی محدود انجام گرفت. جامعه تحقیق شامل 51 بیمار سکته مغزی مراجعه کننده به مراکز جامع توانبخشی و کلینیکهای کاردرمانی، فیزیوتراپی و گفتاردرمانی و مراکز بیمارستانی شهر کرمانشاه بود که پس از ثبت اطلاعات اولیه، با استفاده از پرسشنامه SF-36 کیفیت زندگی آنان مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر، کیفیت زندگی در تمام خردهمقیاسهای مقیاس SF-36 به خصوص در خرده مقیاس مشکلات فیزیکی تحت تاثیر سکته مغزی قرار میگیرد. کیفیت زندگی در این بیماران به سن، داشتن تحصیلات، مدت زمان سپری شده از سکته مغزی، وابسته است.
نتیجه گیری: به نظر میرسد کیفیت زندگی بیماران سکته مغزی با گذشت زمان بهبود مییابد.
مالک امینی، آریان شمیلی، بیژن فروغ، روزبه کاظمی، طیبه صیادی نژاد، قربان تقی زاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: از جمله مشکلاتی که به دنبال سکته مغزی ایجاد می شود اسپاستی سیته یا بالا رفتن تون عضلانی، کاهش دامنه حرکتی و کاهش عملکرد
بر روی عملکرد اندام فوقانی، دامنه Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization اندام فوقانی میباشد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر اسپلینت
حرکتی مفاصل آرنج، مچ دست و متاکارپوفالانژیال واسپاستی سیته آرنج و مچ دست در بیماران مبتلا به سکته مغزی بود.
انجام شد. یک گروه متشکل از (Pretest - Post test Design)
روش بررسی: این تحقیق به روش مداخله ای و به صورت پیش آزمون– پس آزمون
14 بیمار مبتلا به سکته مغزی با روش غیر احتمالی ساده وارد این مطالعه شدند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از مطالعه، انتخاب و پس از ارزیابی اولیه
دامنه ی حرکتی از ،MAS اسپلینت به آنها داده شد و بعد از گذشت یک ماه 11 نفر از آنان دوباره مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای ارزیابی اسپاستی سیته از
گونیامتری و عملکرد اندام فوقانی از فوگل مایر استفاده شد. بیماران اسپلینت را دو ساعت در روز و تمام شب ( 6 تا 8 ساعت) به مدت 1 ماه پوشیدند.
معنی دار بود. تفاوت دامنه حرکتی مفاصل آرنج و دست و اسپاستی سیته آرنج و P=0/
یافته ها: تفاوت عملکرد اندام فوقانی قبل وبعد از استفاده از اسپلینت با 04
.(P >0/ مچ دست قبل و بعد از استفاده از اسپلینت با معنیدار نبود ( 05
میتواند عملکرد اندام فوقانی مبتلا Volar-Dorsal Wrist/Hand Immobilization
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از اسپلینت
در بیماران سکته مغزی را بهبود بخشد. اگر چه تغییراتی در اس
مهناز شیرمرد، اکرم آزاد، قربان تقی زاده،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: نقایص حسی از جمله عوارض شایع سکته های مغزی هستند و مطالعات مختلف میزان شیوع این نقایص را در بیماران سکته مغزی بین 11 تا 85% گزارش نموده اند. علیرغم اینکه نقایص حسی سبب کاهش کیفیت حرکات اندام فوقانی، ضعف در انجام حرکات مهارتی و ضعف در مهارت های گرفتن شده و میتوانند منجر به کاهش سطح فعالیت در سمت مبتلا ، تطابق فرد به زندگی با یک دست و نهایتا کاهش کیفیت زندگی فرد شوند اما بندرت در برنامه های توانبخشی بیماران سکته مغزی مورد توجه قرار میگیرند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر بازآموزی حسی بر بهبود عملکرد اندام فوقانی همی پلژیک در بیماران سکته مغزی می باشد.
روش بررسی: این مطالعه بصورت Single-System design(AB) بر روی 5 بیمار سکته مغزی مزمن انجام شد. در طی فاز پایه عملکرد اندام فوقانی بیماران(با استفاده از آزمون Fugl-Meyer) نقایص حرکتی اندام فوقانی(با استفاده از آزمون Motoricity Index) و مهارت دستی آنان(با استفاده از آزمون Box and Block) در فواصل سه روز یکبار مورد ارزیابی قرار گرفت و پس از رسیدن به الگوی ثابت در تغییرات، فاز درمان آغاز گردید. بیماران در این فاز به مدت 6 هفته تحت درمان بازآموزی حسی قرار گرفتند. درمان بر پایه اصول بازآموزی حسی و برحسب توانایی ها و ناتوانی های بیماران با تعیین محل و تعداد لمس ثابت و متحرک آغاز گردیده و با تکالیف تمایزی پیشرفته تر مانند گرافستزیا ادامه یافت. سپس نتایج ارزیابی های فازهای پایه و درمان مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: 4 نفر از بیماران مورد مطالعه بهبودی معنی داری را در عملکرد اندام فوقانی نشان دادند و تمامی آنان به بهبودی معنی داری در نقایص حرکتی و نیز مهارت دستی دست یافتند.
نتیجه گیری: باتوجه به بهبودی قابل توجه در عملکرد و نقایص حرکتی اندام فوقانی و نیز مهارت دستی بیماران مورد مطالعه بدنبال بازآموزی حسی، به نظر می رسد این مداخله می تواند مداخله درمانی موثری در توانبخشی بیماران سکته مغزی باشد، اگرچه مطالعات بیشتر با حجم نمونه بزرگتر نیاز است.
مهدیه جعفری، اصغر مکارم، اصغر دالوندی، مجتبی عظیمیان، محمد حسینی،
دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی سومین علت مرگ و میر، دومین علت ناتوانی طولانی مدت و یکی از چالش های بسیار مهم در زندگی است ؛ هدف از این پژوهش ، توصیف و تشریح موانع و عوامل تسهیل گر مؤثر بر زندگی بیماران سکته مغزی ، و رابطه میان آنها را با عوامل دموگرافیک و شدت بیماری بوده است.
روش بررسی: برای بررسی این مطالعه روش توصیفی تحلیلی مورد استفاده قرار گرفت . کلیه بیماران مبتلا به سکته مغزی در شهرستان کرمان انتخاب شدندکه در نهایت 83 نفر آنها مشارکت کردند. داده ها توسط پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه محقق ساخته برای بررسی موانع و عوامل تسهیلگر (بعد از سنجش اعتبار و روائی)، و ابزار سنجش شدت سکته مرکز ملی سلامت جمع آوری گردید. سپس، با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(آزمون تحلیل واریانس، تی-تست و ضریب همبستگی پیرسون)، توسط نرم افزار SPSS (ver.16) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافتههای این پژوهش نشان داد که بیماران مشکلات بیشتری در حوزههای سیاست، عوامل محیطی، جسمی، و وضعیت اقتصادی دارند. ضمناً دریافت حمایت اجتماعی از سوی دوستان و اعضای خانواده و همچنین نماز و دعا را به عنوان عوامل تسهیل کننده در زندگی معرفی کردند، بین سن و مقیاس جسمی و اقتصادی رابطه مثبت معنیداری وجود دارد، زنها نسبت به مردها بیشتر از حمایت اجتماعی و فاکتورهای معنوی استفاده میکنند، افراد متأهل حمایت اجتماعی بیشتری دریافت کردند و مشکلات جسمی و اقتصادی کمتری داشتند.
نتیجه گیری:بیماران با شدت بیماری بیشتر، عوارض روانی بیشتری مثل افسردگی و نگرانی نسبت به آینده را به همراه خواهد داشت، بیماران با سطح اجتماعی-اقتصادی پایین تر، موانع بیشتری را متحمل میشوند.
فرناز فرشچی، ملاحت اکبرفهیمی، محمدعلی نظری،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : نواقص حرکتی شامل همی پارزی، عدم هماهنگی و اسپاستیسیته از رایج ترین آسیب های بعد از سکته مغزی هستند. بیشتر بیماران در طی زمان در بعضی از این نواقص بهبود می بابند که البته میزان آن در بیماران مختلف متفاوت می باشد. شواهدی هست که نشان می دهد افزایش شدت و کمیت درمان پس از سکته مغزی می تواند بهبود را افزایش بخشد. توانبخشی حرکتی این بیماران شامل ترکیبی از تکنیک های حرکت درمانی است که در بسیاری از کلینیک های کاردرمانی انجام می گیرد. اما در این روند توانبخشی به امواج مغزی بیماران سکته مغزی و تاثیری که این امواج می تواند بر حرکت داشته باشد توجهی نمی شود. یکی از این امواج تتا می باشد، لذا هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر همراه کردن کاردرمانی و نوروفیدبک بر درمان حرکتی بیماران سکته مغزی می باشد.
روش بررسی : این مطالعه بصورت طرح تک آزمودنی Single-System design(AB) بر روی 2 بیمار سکته مغزی انجام شد. در طی فاز پایه عملکرد اندام فوقانی و تحتانی بیماران (با استفاده از آزمون های فوگل-مایر و برگ ) ، سه روز در هفته و به مدت 4 هفته مورد ارزیابی قرار گرفته و مداخلات کاردرمانی هم انجام شد. پس از اتمام این دوره فاز درمان آغاز گردید که ترکیبی از کاردرمانی و نوروفیدبک است و مدت آن نیز 4 هفته بود. سپس نتایج ارزیابی های فازهای پایه و درمان مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفت.
یافته ها: هر دو بیمار بهبودی معنی داری را در عملکرد اندام فوقانی ( بیمار 1 ، 1/81% و بیمار 2 ، 1/68% ) و تحتانی (بیمار 1، 1/73% و بیمار 2 ، 4/75%) در آزمون فوگل-مایر و برگ (بیمار 1 ،6/51 % و بیمار 2 ، 1/68% ) نشان دادند.
نتیجه گیری: باتوجه به بهبودی قابل توجه در عملکرد اندام فوقانی و تحتانی بیماران به نظر می رسد همراه کردن نوروفیدبک با درمانهای رایج کاردرمانی، می تواند نتایج بالینی بهتری در بر داشته باشد. اگرچه به مطالعات بیشتر در آینده نیاز است.
مریم فیاضی، شهره نوری زاده دهکردی، مهدی دادگو، مسعود صالحی،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اسپاستیسیته یکی از علایم سکته مغزی است که با افزایش وابسته به سرعت رفلکسهای کششی تونیک و تشدید رفلکسهای تاندونی (به علت افزایش تحریک پذیری رفلکس کششی) مشخص می شود. ارزیابی این اختلال حرکتی در تعیین میزان کارایی مداخلات درمانی از اهمیت خاصی برخوردار است. مقیاس اصلاح شده تاردیو یک معیار بالینی برای ارزیابی اسپاستیسیته در افراد مبتلا به سکته مغزی میباشد. هدف این تحقیق، ارزیابی پایایی آزمون- بازآزمون مقیاس اصلاح شده تاردیو در عضلات راست کننده زانو و پلانتار فلکسور مچ پا در مبتلایان به ضعف نیمه بدن ناشی از سکته مغزی مزمن می باشد.
روش بررسی: در تحقیقی از نوع تحلیلی- مقطعی، 17 فرد (10مرد، 7زن) مبتلا به سکته مغزی مزمن با میانگین سنی45/13±58/55 سال که حداقل سه ماه و حداکثر چهار سال از بیماری آنها گذشته بود، با روش نمونه گیری ساده و از افراد در دسترس مراجعه کننده به مراکز توان بخشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، وارد مطالعه شدند. شدت اسپاستیسیته عضلات راستکننده زانو و پلانتار فلکسورهای مچ پا توسط یک آزمونگر در دو نوبت زمانی به فاصله یک هفته در دو ماه اردیبهشت و خرداد سال 1390، ارزیابی شدند.
یافته ها: توافق بین دو نوبت ارزیابی کیفیت واکنش عضلات راست کننده زانو و پلانتار فلکسور مچ پا براساس آزمون آماری ICCبه ترتیب 8/0 و 92/0 به دست آمد. مقادیر ICC برای اختلاف دو زاویه واکنش عضلانی و دامنه حرکتی کامل (R2-R1) به عنوان معیار شدت اسپاستیسیته، در عضلات راستکننده زانو و پلانتارفلکسورهای مچ پا به ترتیب 66/0 و 87/0 محاسبه گردید.
نتیجه گیری: مقیاس اصلاح شده تاردیو در عضلات اندام تحتانی مبتلایان به سکته مغزی مزمن دارای پایایی خوبی است. احتمالاً از این مقیاس میتوان برای ارزیابی اسپاستیسیته عضلات اندام تحتانی در مبتلایان به سکته مغزی مزمن استفاده کرد.
خدیجه اوتادی، محمدرضا هادیان، غلامرضا علیایی، بهرام رسولیان، سعید امام دوست، الهه باریکانی، عصمت تربتیان، اصغر قاسمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان اعمال محدودیت حرکتی روش جدیدی در درمان بیماران همیپلژی مزمن میباشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تغییر کیفیت و مقدار حرکت (توسط آزمون شاخص عملکرد حرکتی) در بیماران همی پلژیک مزمن بعد از اعمال محدودیت درمانی تغییر یافته در مقایسه با درمانهای رایج فیزیوتراپی میباشد.
روش بررسی: 10 بیمار به طور تصادفی ساده در دوگروه درمانی (اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته و یا گروه درمان فیزیوتراپی رایج) قرار گرفتند. 5 بیمار در اندام مبتلا برای 2 ساعت در روز؛ 3 بار در هفته به مدت 2 ماه، تمرین درمانی دریافت کردند. این بیماران 5 ساعت در روز هم به منظور استفاده حداکثری از اندام مبتلا در اندام سالم اسپلینت دست - بازو میپوشیدند (گروه اعمال محدودیت حرکتی). 5 بیمار هم در گروه درمانهای رایج فیزیوتراپی, تمریناتی مشابه با گروه دیگر از نظر شدت و 2 ساعت در روز , یک روز در میان به مدت 2 ماه دریافت کردند. قبل وپس از 2 ماه درمان، کیفیت و مقدار حرکت بر اساس شاخص فعالیت حرکتی تعیین شد.
یافته ها: آزمون ویلکاکسون نشان داد که بیماران در هر دو گروه درمانی بهبودی در کیفیت و مقدار حرکات پس از درمان نشان میدهند. مقایسه بین دو گروه توسط آزمون من- ویتنی مشخص کرد که گروه درمانی اعمال محدویت نسبت به گروه درمان رایج فیزیوتراپی بهبودی بیشتری (02/0P=) نشان میدهد.
نتیجه گیری: اگرچه درمان اعمال محدودیت حرکتی تغییر یافته نسبت به درمان های رایج در بهبود کمیت و کیفیت حرکات موثرتر است. اما درمان رایج فیزیوتراپی هم در صورتی که به شکل فعال انجام گیرد در بهبودی این پارامترها موثر میباشد.
ناصر امینی، حسین باقری، مهدی عبدالوهاب، احمدرضا باغستانی، پروین راجی، محمود جلیلی، علی منتظری،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی نوعی اختلال عصبی با شروع ناگهانی است که در اثر آسیب به عروق مغزی اتفاق میافتد و در بین این افراد 50% همیپلژی هستندکه 53%-23% وابستگی کامل یا ناقص در فعالیتهای روزمره زندگی دارند. محدودیت درمانی حرکتی یکی از روشهای درمانی برای بیماران سکته مغزی است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر روش محدودیت درمانی حرکتی بر روی کیفیت زندگی، عملکرد و دامنه حرکتی اندام فوقانی بیماران سکته مغزی بزرگسال میباشد.
روش بررسی: این تحقیق به روش مداخلهای و تصادفی روی 15 بیمار صورت گرفته است. حرکات اندام فوقانی سمت سالم بیماران 3 روز در هفته و برای 8 ساعت با اسلینگ ارتوپدی محدود شد.دو ساعت از 8 ساعت را به انجام تمرینات آموزش داده شده توسط درمانگر در اندام فوقانی درگیر میپرداختند. مدت زمان مداخله 6 هفته بود.
یافتهها: نتایج آزمون T زوجی نمرهی کل کیفیت زندگی با استفاده از تست 36Short Form قبل و بعد از استفاده از روش محدودیت درمانی بهبودی معناداری را نشان میدهد ( 008/0=p). همچنین نتایج آزمون T زوجی نمرهی عملکرد اندام فوقانی با استفاده از تست Box&Block قبل و بعد از استفاده از روش محدودیت درمانی معنا دار بوده است( 009/0=p). نتایج آزمون T زوجی نمرهی دامنه حرکتی اکستنشن اکتیو مچ دست و اکستنشن آرنج سمت مبتلای اندام فوقانی بهبودی معناداری را نشان نمیدهند) 227.(P=/
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که روش محدودیت درمانی حرکتی با سه مکانیسم کاهش عدم استفاده از اندام مبتلا و همچنین پلاستی سیته عصبی و بهبودی سلامت روانی و جسمانی بیماران احتمالا میتواند باعث بهبودی کیفیت زندگی و عملکرد دست شود و این روش میتواند در کار بالینی باعث بهبودی و پیشرفت کیفیت زندگی این بیماران در کلینیکهای توانبخشی شود.
شاهین سلطانی، احمدرضا خاتون آبادی، محمدصادق جنابی، امین پیران،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آفازی اختلال اکتسابی زبان به علت آسیب مغزی میاشد. شیوع آفازی ناشی از سکته مغزی درمطالعات اولیه بین ٪38-21 گزارش شده است ولی تا به امروز مطالعه ای که درباره فراوانی آفازی در جامعه ما نشان داده شده باشد انتشار نیافته است.هدف پژوهش حاضرتعیین فراوانی آفازی ناشی از سکته مغزی در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر بصورت توصیفی مقطعی بر روی 30 بیمار آسیب دیده مغزی در 3 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران با دامنه سنی 80-15 سال انجام گرفت. برای انجام این مطالعه از پرسشنامه اطلاعات فردی، آزمون غربالگری آفازی می سی سی پی(Mississippi Aphasia Screening Test: MAST) ، و پس از جمع آوری اطلاعات نیز از نرم افزار آماری 16SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: این مطالعه توصیفی نشان داد که از 22 بیمار مبتلا به سکته مغزی 5 نفر (7/22%) دچار آفازی هستند. میانگین سن بیماران آفازی(78-50)6/69 سال با انحراف معیار 52/11 بود. ٪60 بیماران آفازی مرد و ٪40 آنها زن بودند. علت آسیب مغزی در تمام بیماران آفازی سکته مغزی بود، همچنین در این مطالعه ٪80 بیماران آفازی سابقه ابتلا به بیماری دیابت و فشار خون را داشتند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه با آخرین مطالعات انجام گرفته در زمینه شیوع آفازی همخوانی داشت.همچنین این مطالعه نتایج دیگر مطالعات را تصدیق کرد بر این اساس که اتیولوژی آسیب، سن و سابقه ابتلا به بیماریهای دیابت و فشار خون نقش مهمی در بروز آفازی دارند.
اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل میباشدکه میتواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیتهای عملکردی زندگی میشود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می-تواند به عنوان یک درمان عصبی- حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مداخلهای-نیمه تجربی بر روی 13 مراجع سکته مغزی مزمن(4 زن و 9 مرد با میانگین سنی 41/8 ±07/55) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل 10 روز تمرین فشرده، که طی 2 هفته و در هر هفته به صورت 5 روز متوالی و روزانه 3 ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابیهای "مقیاس تعادلی برگ (Berg Balance Scale: BBS)" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن (Time Up Go: TUG)" انجام گرفت.
یافتهها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش(005/0(p=، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(001/0p=). نتیجهگیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور می تواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود .با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر می رسد.همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد می شود.
آریان شمیلی، نورالدین نخستین انصاری، مهدی عبدالوهاب، پروین راجی، محمود جلیلی، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر تحریکات مغزی، مشاهده فعالیت و تمرینات تصور ذهنی بعنوان گزینه هایی غیر تهاجمی و جالب توجه در کنار درمان های رایج
توانبخشی بیماران نورولوژیک ظهور یافته اند. آینه درمانی با استفاده از فیدبک های بینایی یکی دیگر از این روش های نوظهور است که اثرات درمانی آن برروی
اندام فوقانی مبتلای بیماران سکته مغزی همچنان مورد تحقیق می باشد. در این گزارش موردی تاثیر آینه درمانی در درمان اندام فوقانی فلج دو بیمار سکته مغزی
شرح داده میشود.
روش بررسی: 2 بیمار بزرگسال مبتلا به همی پلژی ناشی از سکته مغزی با سابقه ابتلای 1 و 5 سال، برای 12 جلسه تحت آینه درمانی قرار گرفتند. هر جلسه آینه
درمانی 45 تا 60 دقیقه بطول می انجامید که در آن بیماران تحت نظارت مستقیم درمانگر تمرینات تعیین شده ای را اجرا می کردند. بیماران از لحاظ عملکرد و بهبود
سطح حرکتی، اسپاستیسیته، دامنه حرکتی و قدرت گرفتن قبل و بعد از یک ماه درمان مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: در هر دو فرد عملکرد و سطح بهبود حرکتی، دامنه حرکتی فعال و قدرت گرفتن اندام فوقانی سمت درگیر بهبود یافتند و اسپاستیسیته تنها در بیمار دوم
کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: آینه درمانی برای 12 جلسه احتمالاً در درمان اندام فوقانی سمت مبتلای این دو بیمار مبتلا به سکته مغزی مزمن موثر بوده است.
نویده شاکری، حمیده فعال فرد، سید امین پیران، حمید طهماسیان، مجتبی تجدد، شهره جلائی،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : هدف این پژوهش جمعآوری و بررسی آزمونهای غربالگری زبانپریشی به زبانفارسی جهت استفاده آسیب شناسان گفتار و زبان است.
روش بررسی: جستجو در بانک اطلاعاتی اطلاعات جامع پزشکی ( MEDLIN )، و 5 م نبع اطلاعاتی معتبر PubMed ، Google Scholar Science Direct ، Web of Science و ASHA همچنین در پایگاههای فارسی زبان، پایگاه اطلاعات علمی( SID )، بانک اطلاعات نشریات کشور( Magiran ) و IRAN MEDEX از سال 1949 تا 2012 با کلید واژههای مرتبط انجام گرفت و آزمونهای غربالگری جمع آوری شد که به صورت دستهبندی شده در این مطالعه ارایه گردیده است. در این مطالعه آزمونها از جهت زمان ساخت و زیر آزمونهای مورد بررسی و اعتبار و پایایی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
یافته ها: در این مطالعه 14 آزمون غربالگری شناسایی شد که در این میان آزمون اسکریلینگ ( Screeling )بیشترین تعداد خرده آزمون 72 آیتم را دارد و آزمون غربالگری فرانسوی زبانپریشی ( FAST Screening Test: Aphasia Frenchay ) کمترین تعداد خرده آزمون 4 آیتم را به خود اختصاص میدهد و اولین آزمونی میباشد که حیطه درک و نوشتار را علاوه بر بیان و خواندن بررسی کرد. همچنین در بین این آزمونها، 10آزمون دارای حداقل یک نوع روایی و 8 آزمون پایا گزارش شده بودند.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت اختلال زبانپریشی و عدم وجود منبعی کامل در زبانفارسی جهت دسترسی سریع و آسان در شناسایی و یافتن آزمونهای غربالگری در این اختلال، نتایج این مطالعه میتواند در آشنا کردن درمانگران گفتار و زبان با آزمونهای موجود کمک کننده باشد و استفاده از این آزمونها در مراحل مختلف توانبخشی توصیه میگردد.
کلید واژهها: غربالگری، سکته مغزی، زبانپریشی، مقاله مروری
اکرم آزاد، محسن عدالت خواه، قربان تقی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین نواقص مشاهده شده بعد از سکته مغزی نقص در کنترل تنه و تعادل می باشد که می تواند منجر به ناتوانی یا وابستگی در بسیاری از فعالیت های عملکردی زندگی می شود. رویکردهای درمانی متنوعی در توان بخشی افراد سکته مغزی به کار رفته اما هنوز هیچ رویکرد پذیرفته شده منحصر به فردی برای توان بخشی افراد سکته مغزی وجود ندارد، با این حال شواهد بسیاری مبنی بر اینکه تمرینات تکلیف محور می تواند به عنوان یک درمان عصبی-حرکتی در توان بخشی موثر باشد وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور بر تعادل و تحرک عملکردی در افراد سکته مغزی مزمن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مداخلهای- نیمه تجربی بر روی 13 مراجع سکته مغزی مزمن(4 زن و 9 مرد با میانگین سنی41/8 ± 07/55) با داشتن معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. مداخله شامل 10 روز تمرین فشرده، که طی 2 هفته و در هر هفته به صورت 5 روز متوالی و روزانه 3 ساعت انجام شد. قبل و بعد از مداخله ارزیابی های "تعادلی برگ" و "آزمون زمان دار برخاستن و برگشتن ( Time Up and Go :TUG) " انجام گرفت.
یافته ها: تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور در افراد سکته مغزی مزمن به طور معناداری، تعادل عملکردی را افزایش( 005 /0 (p= ، و نیز زمان تحرک عملکردی را کاهش داد(001/0 p= ).
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که تمرینات شدید تعادلی تکلیف محور میتواند باعث بهبود تعادل عملکردی و تحرک عملکردی شود . با توجه به اینکه این تمرینات فقط بر روی یک گروه انجام شد نیاز به انجام تحقیقات دیگر با داشتن گروه کنترل مناسب به نظر میرسد. همچنین برای بررسی ماندگاری اثر تمرینات، پیگیری نتایج پیشنهاد میشود.
کلید واژها: سکته مغزی، تعادل عملکردی، تحرک عملکردی، رویکرد تکلیف محور، تمرینات شدید
فرزاد قهرمانی ، مهدی دادگو، شهره نوری زاده دهکردی، مهردخت مزده، محمدرضا پوراحمدی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه وهدف: شانه دردناک اختلالی شایع پس از سکته مغزی است که شیوع آن در مطالعات گوناگون از 48% تا 84% میباشد. ا ین اختلال توانایی بیمار را برای دستیابی به عملکرد مناسب محدود میسازد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط شانه دردناک با اختلالات عصبی عضلانی اسکلتی شانه در مبتلایان به سکته مغزی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به روش مشاهده ای – تحلیلی بر روی 50 بیمار سکته مغزی صورت گرفت. زمان سپری شده از سکته مغزی این بیماران 28 روز بود. نیمه دررفتگی شانه با گرافی قدامی- خلفی ( A-P ) شانه ، اسپاستیسیت ه عضلات شانه با مقیاس دو بار اصلاح شده اشورث (Modified Modified ( Ashworth Sacle :MMAS و اختلالات بافت نرم با تستهای ارتوپدی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها : شانه دردناک در56% بیماران یافت شد. نیمه دررفتگی شانه در 85 % ( 001/0= P )، تاندونیت سوپرااسپیناتوس در 72% (000/0= P )، تاندونیت بایسپس در 65% (000/0= P ) و درگیری مفصل آکرومیوکلاویکولار در 2/14% (008/0= P )، اسپاستیسیته (عضلات فلکسورآرنج در 7/10% (102/0= P )، اداکتور شانه در 1/7% (055/0= P ) و چرخانندههای داخلی شانه در 1/7% (055/0= P )) و سندروم شانه- دست در 2/14% (055/0= P ) بیماران با شانه دردناک مثبت بود. بنابراین رابطه معنیداری میان شانه دردناک با نیمه دررفتگی شانه و آسیبهای بافت نرم یافت شد.
نتیجهگیری : نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد شانه دردناک اختلالی چند عاملی و شایع پس از سکته مغزی میباشد و تنها یک علّت در پیدایش آن نقش ندارد. پیشگیری از بروز شانه دردناک و انجام فیزیوتراپی مناسب در صورت بروز این اختلال میتوانند در کاهش ناتوانی پس از سکته مغزی نقش داشته باشند.
کلید واژهها : سکته مغزی، شانه دردناک، نیمه دررفتگی، تون عضلانی، سندروم شانه- دست
مهدی ابراهیم پور، لاله لاجوردی، سهیلا فلاح، قربان تقی زاده،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
آسیب تعادل در افراد مبتلا به سکته مغزی باعث وابستگی آن ها در فعالیت های روزمره ی زندگی می شود. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت آسیب تعادلی، به منظور شناسایی افراد سکته مغزی مزمن دارای اختلال تعادل و به کار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی حساسیت و ویژگی، Functional Reach: FR وSTStep Test:روش بررسی: 33/36 ماه با نمونه گیری غیر احتمالی ساده در این مطالعه ی مقطعی-مقایسهای انتخاب شدند. از آزمونتحرک عملکردی TUG، BRTبه عنوان آزمون شاخص و از آزمون Berg Balance Scale: BBSبرای ارزیابی تعادل در سه سطح عدم یا اختلال خفیف، اختلال متوسط و اختلال شدید تعادل با استفاده از حساسیت حدالاقل 90 درصد و ویژگی90 درصدویژگییافته ها: عملکردیTUG، BRTدر مقایسه با آزمون تعادلیBBS) داشتند. میزان حساسیت آزمون های تعادل و تحرک عملکردیFR، BRT و STویژگیعملکردی TUGداشت.
در این مطالعه بهترین ابزار در هر دو آستانه ی متوسط یا بالاتر و شدید برای شناسایی افراد سکته مغزی مزمن دارای آسیب تعادلی، آزمون تعادل و تحرک مشاهده شد.
سکته مغزی مزمن، تعادل، حساسیت و <span lang="AR-SA" style="font-family:;" new="" b="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"="">ویژگی