|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
8 نتیجه برای کمردرد
صغرا مرتضایی فر، جواد صراف زاده، امیر احمدی، دوره 5، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: حس عمقی یک جزء مهم در سیستم حسی- پیکری است که از طریق رفلکسهای عضلانی نقش حفاظتی در جلوگیری از آسیبهای حاد دارد. کاهش در حس عمقی میتواند باعث اختلال در زمان عکس العمل، کنترل پوسچر و ثبات پوسچرال شود. افراد مبتلا به کمردرد مزمن کاهش در حس عمقی ناحیه کمری- خاجی دارند که منجر به نقص عملکرد عصبی-عضلانی و از دست دادن ثبات موضعی در ناحیه کمر میشود و احتمال ایجاد آسیب را افزایش میدهد. بررسی بازسازی وضعیت کمر میتواند به عنوان شاخصی برای ارزیابی حس عمقی این ناحیه به کار رود. هدف از این مطالعه مقایسه بازسازی وضعیت کمر در افراد مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم است. روش بررسی: 18 فرد سالم با میانگین سن 19/2 ± 33/23 سال و 18 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن با میانگین سنی 93/2± 83/23 سال در این مطالعه شرکت داشتند. میزان خطا در بازسازی وضعیت کمر با استفاده از الکتروگونیامتر دستگاه بایومتریکس و با چشم بسته درحالت ایستاده در سه زاویه 30% و 60% حداکثر خم شدن کمر و همچنین بازسازی زاویه نوترال اندازهگیری شد. دو خطای مطلق و ثابت در بازسازی 3 وضعیت مذکور محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: خطای مطلق در بازسازی هر سه زاویه در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن به طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود(05/0p<) اما خطای ثابت در بازسازی هر سه زاویه بین دو گروه تفاوتی را نشان نداد (05/0 (p>. نتیجهگیری: بیشتر بودن خطای مطلق در بازسازی وضعیت کمر در زنان مبتلا به کمردرد مزمن نسبت به گروه کنترل دلالت بر آن دارد که برخی از جنبههای حس عمقی در این بیماران مختل شده است.
مجید روانبخش ، سیدفروغ پژوهیده، شاهین گوهرپی، دوره 8، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بسیاری از بیماران مبتلا به کمردرد مزمن با درمانهای رایج و مرسوم فیزیوتراپی، بهبودی کامل را بدست نمیآورند. این مسئله نشاندهنده این است که شاید هنوز مواردی در افراد مبتلا به کمردرد وجود داشته باشد که بخوبی به آنها پرداخته نشده است . باتوجه به وجود شواهدی مبنی بر وجود اختلال در الگوی تنفس این بیماران، هدف این تحقیق بررسی مقایسه ای برخی پارامترهای مهم الگوی تنفس در بین افراد سالم و بیماران مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن می باشد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی 16 فرد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن و 16 فرد سالم که در ویژگیهای دموگرافیک با هم همسان ( Match ) شده بودند، شرکت داشتند. شاخصهای حجمی، زمانی، بیوشیمی و نرخ تنفس با استفاده از دستگاه K4b2 از تمامی افراد در وضعیت استراحت جمع آوری گردید. یافتهها: شاخصهای نرخ تنفس، زمان دم، زمان بازدم و زمان کل چرخه تنفس در بین دو گروه تفاوت معناداری را نشان دادند ( 05/0 > P ) در حالی که شاخصهای حجمی و بیوشیمی تنفس و شاخص نسبت زمان دم به زمان کل چرخه تنفس تفاوت معناداری را در بین دو گروه نشان نداد. (5/0 > P ) نتیجهگیری: وجود اختلال در برخی شاخصهای الگوی تنفسی در بیماران کمردرد مؤید این مسئله میباشد که بررسی عملکرد سیستم تنفس افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن می تواند در روند تشخیص و درمان آنها موثر باشد. کلید واژهها: کمردرد غیراختصاصی مزمن، اختلال الگوی تنفس، بیوشیمی تنفس
رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی، دوره 8، شماره 4 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد. روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.
یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.
نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.
کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی
نرگس مفتاحی، جواد صراف زاده، نادر معروفی، حسن جعفری، دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای کمردرد در ورزشکاران و آثار آن بر عملکرد ورزشی آنان، وجود یک ارزیابی دقیق قبل از طراحی برنامه توانبخشی در ورزشکاران مبتلا به کمردرد ضروری به نظر میرسد. در ارزیابی باید توجه داشت که حرکات بدن به صورت یک زنجیره کینتیکی میباشند. این بدین معناست که هر گونه مشکل در یکی از ساختمان های این زنجیره، میتواند باعث عملکرد غیرطبیعی در سایر قسمت های زنجیره شود. بنابراین در نظر نگرفتن ارتباطات بین قسمت های مختلف این زنجیره میتواند منجر به توانبخشی کمتر از حد مطلوب شود. لذا علاوه بر تمرکز درمان بر روی ناحیه آسیب دیده، بررسی کل زنجیره حرکتی میتواند در جلوگیری از باقی ماندن و تکرار چنین مشکلاتی کمک کننده باشد. از آنجایی که در زنجیره کینتیک، عضلات مفصل ران به عنوان یک حلقه ارتباط دهنده مهم بین اندام تحتانی و تنه عمل کرده و نیروها را از اندام تحتانی به ستون فقرات و برعکس منتقل میکنند، هدف مطالعه حاضر، مقایسه قدرت عضلات ران در زنان ورزشکار مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن و سالم بود.
روش بررسی:
یافته ها:
نتیجه گیری:
کلید واژه ها: کمردرد غیر اختصاصی مزمن، قدرت عضلات ران، ورزشکارنتایج به دست آمده از این مطالعه نشان میدهد که قدرت اکستنشن و ابداکشن مفصل ران در زنان ورزشکار مبتلا به کمردرد کمتر از گروه کنترل بود. بنابراین در ارزیابی و توانبخشی مبتلایان به کمردرد، علاوه بر ارزیابی های مربوط به ستون فقرات، توجه به قدرت عضلات مفصل ران نیز ضروری به نظر میرسد.حداکثر قدرت عضلات اکستانسور و ابداکتور ران در زنان ورزشکار مبتلا به کمردرد، به صورت معنیداری کمتر از قدرت این گروههای عضلانی در ورزشکاران سالم بود (05/0> 15 زن ورزشکار سالم و 15 زن ورزشکار مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن در محدوده سنی 18 تا 30 سال در مطالعه حاضر شرکت کردند. قدرت عضلات اکستانسور، ابداکتور و روتاتور خارجی ران در هر دو گروه اندازه گیری شد. برای اندازهگیری قدرت عضلات از دینامومتر دستی استفاده شد. از آنجایی که ثابت نگه داشتن دینامومتر دستی با دست آزمونگر پر از خطاست، در این مطالعه دینامومتر دستی به وسیله یک چهارچوب فلزی ثابت شد.P). مقایسه حداکثر قدرت عضلات روتاتور خارجی ران در دو گروه، تفاوت معنی داری را نشان نداد (05/0<P).
رحیمه محمودی، سعید طالبیان، الهه سجادی، دوره 9، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هم اکنون کمردرد، شایع ترین و پرهزینه ترین مشکل عضلانی – اسکلتی در جوامع مدرن می باشد. از هر ده نفر، یک نفر، یکبار در طول زندگی به کمردرد مبتلا می شود. 90% از کمردردها در طی شش هفته بهبود می یابند اما دوره تکرار و عود، بسیار شایع است. از طرفی، مفصل ساکروایلیاک بعنوان منشا بسیاری از دردهای ناحیه کمر و لگن و از جمله عناصر مهم در عملکرد طبیعی سیستم عضلانی- اسکلتی در طی راه رفتن می باشد. در ثبات این مفصل علاوه بر عوامل استخوانی و لیگامانی، عضلات نیز نقش دارند که شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در این عضلات در انتقال نیرو در این مفصل با اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه، مقایسه زمان بندی فعالیت عضلانی در این عضلات در طی مرحله ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت (سرعت معمولی راه رفتن) بین دو گروه مبتلا به کمردرد مزمن و افراد سالم می باشد.
روش بررسی: 16 فرد مبتلا به کمردرد (14 زن و 2 مرد) با میانگین سن 61/2 ± 23/25 و 15 فرد سالم (13 زن و 2 مرد) با میانگین سن 29/11 ± 73/29 در این مطالعه شرکت کردند. شروع فعالیت و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلات با استفاده از دستگاه Datalink ثبت شد و با نصب Footswitch در زیر پاشته سمت درگیر در گروه مبتلا به کمردرد و پای غالب در گروه کنترل و نصب نشانگرهایی بر روی متاتارس پنجم و قوزک خارجی و دوربین فیلمبرداری، مرحله آغاز و میانی مرحله ایستائی راه رفتن مشخص شد.
یافته ها: اگرچه شروع فعالیت عضلانی در گروه مبتلا به کمردرد در طی آغاز مرحله ایستائی یعنی پاسخ به لودگذاری با تاخیر بود اما اختلاف در دو گروه از نظر آماری معنادار نشد (4/0 = P ). مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی در طی مرحله آغاز در تمام عضلات مورد مطالعه (با 01/0 = P ) و در مرحله میانی جز در مورد عضله دو سر رانی در دیگر عضلات (با 005/0 = P )، در دو گروه، معنادار بود.
نتیجه گیری: شروع با تاخیر فعالیت عضلانی و مدت شروع تا حداکثر فعالیت عضلانی طولانی در طی رخدادهای ابتدائی و میانی مرحله ایستایی راه رفتن با سرعت راحت می تواند به عنوان یک استراتژی جبرانی در جهت کنترل حرکات تنه بطور موثر، تامین ثبات کافی و انتقال کارآمد لود به ناحیه کمری در نظر گرفته شود.
کلید واژه ها: فعالیت عضلانی، کمردرد مزمن، راه رفتن، عضلات تنه، عضلات اندام تحتانی
مهدی رمضانی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهرداد سعیدی بروجنی، دوره 9، شماره 3 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد غیراختصاصی مزمن یکی از مسائل مهم سلامت در نیروهای نظامی بوده و عوامل مختلفی در به وجود آمدن آن گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین کمردرد با سطح تحصیلات، Body Mass Index: BMI ، ورزش، وضعیت سیگار کشیدن ، وضعیت شغلی و پاسچرهای بد در نیروهای نظامی مرد می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه غیرتجربی مورد- شاهدی، 92 نفر (با میانگین سنی 16/29 سال و انحراف معیار 55/8 سال) مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن و 93 نفر (با میانگین سنی 80/26 سال و انحراف معیار 22/9 سال) افراد غیرمبتلا به کمردرد به صورت غیراحتمالی ساده از نیروهای نظامی مرد پادگان ها و مراکز نظامی شهر تهران انتخاب شدند. ابزراهای اندازه گیری در این مطالعه شامل پرسشنامه خودساخته، ترازو و متر نواری بود.
یافته ها: بر اساس نتایج رگرسیون لوجستیک دوتایی، عوامل خطر درجه تمرینات (003/0= P )، وضعیت کشیدن سیگا ر (042/0= P )، درجه BMI (034/0= P )، درجات پاسچر بد شامل حرکات بلند کردن اشیا سنگین (00 7 /0= P )، حرکات خم شدن (003/0= P )، حرکات چرخیدن از ناحیه کمر ( 011/0= P )، جابجایی اشیا حجیم (034/0= P )، جابجایی اشیا سنگین (05/0= P ) و کار کردن در وضعیت چمباتمه (005/0= P ) ارتباط معناداری با کمردرد داشتند و وضعیت شغلی (999/0= P )، سطح تحصیلات (056/0= P ) و درجه پاسچر بد شامل حرکاتی شبیه به چلاندن لباس (958/0= P ) ارتباط معناداری با کمردرد نداشتند.
نتیجه گیری: داشتن تمرینات منظم و BMI عادی، احتمال ابتلا به کمردرد را در نیروهای نظامی کاهش داده در حالی که سیگار کشیدن و انجام زیاد فعالیت های فیزیکی آسیب رسان در حین کار ( بلند کردن اشیا سنگین، حرکات خم شدن و چرخیدن از ناحیه کمر، جابجایی اشیا حجیم و سنگین و همچنین کار کردن در وضعیت چمباتمه برای مدت طولانی) این احتمال را افزایش می دهد.
کلید واژه ها : کمردرد غیراختصاصی مزمن، نیروهای نظامی، عوامل خطر بیومکانیکی، ورزش
مهرداد سعیدی بروجنی، قربان تقی زاده، مهدی عبدالوهاب، لاله لاجوردی، مهدی رمضانی، دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از علل اصلی کمردرد غیراختصاصی مزمن، وضعیت نامناسب کاری، تکرار زیاد یک فعالیت و یا سنگینی کار می باشد. داشتن ابزار ارزیابی مناسب، دقیق، ارزان و ساده جهت سنجش شدت قرار گرفتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری، جهت شناسایی افراد در معرض و بکار گرفتن درمان مناسب ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه مقیاس تک آیتمی Borg با مقیاس Job Related Physical Demands: JRPD برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن بود.
روش بررسی: در این مطالعه پیمایش مقطعی، 92 فرد مبتلا به کمردرد غیر اختصاصی مزمن با میانگین سنی (انحراف معیار) (55/8 ±) 16/29 سال و 93 فرد سالم با میانگین سنی (انحراف معیار) (17/9 ±) 80/26 سال و همسان شده از نظر مدت زمان کار، سن و نوع خدمت با افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی بصورت غیراحتمالی ساده انتخاب شدند. از مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD برای سنجش شدت قرار داشتن در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری استفاده شد.
یافته ها: با در نظر گرفتن مقیاس JRPDبعنوان مقیاس معیار، در آستانهی متوسط و بالاتر میزان قرار داشتن در معرض فعالیتهای آسیب رسان کاری، برای مقیاس تک آیتمی Borg میزان حساسیت 82% و میزان اختصاصیت 28% بدست آمد در صورتی که در آستانهی شدید برای این مقیاس میزان حساسیت و اختصاصیت به ترتیب 25% و 85% بود. همچنین نتایج نشان داد که هر دو مقیاس تک آیتمی Borg و مقیاس JRPD بصورت معناداری (001/0P <) توانایی دسته بندی کردن افراد مبتلا به کمردرد غیراختصاصی مزمن در معرض و یا عدم معرض فعالیت های آسیب رسان کاری را دارند.
نتیجه گیری: مقیاس تک آیتمی Borg دارای حساسیت بالا و اختصاصیت پایین در آستانه ی متوسط و بالاتر و دارای اختصاصیت بالا و حساسیت پایین در آستانهی شدید برای شناسایی افراد در معرض فعالیت های آسیب رسان کاری در نیروهای نظامی مبتلا به کمردرد غیراختصاصی می باشد.
کلید واژه ها: فعالیتهای آسیب رسان کاری، کمردرد غیراختصاصی مزمن، مقیاس تک آیتمی Borg، مقیاس JRPD
مهناز صارمی، فاطمه خیاطی، دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: کمردرد شایعترین و پر هزینه ترین اختلال اسکلتی عضلانی در میان پرستاران می باشد. مطالعات نشان داده-اند که ریسک فاکتورهای ارگونومیک اصلی ترین عامل بروز آسیب های کمر می باشند. هدف ما از این مطالعه، بررسی میزان بروز کمردرد در میان پرستاران موظف به حمل دستی بیماران و تعیین میزان ارتباط آن با سطح ریسک ارگونومیکی بخشهای بستری در یک بیمارستان فوق تخصصی در تهران می باشد.
روش بررسی : 30 نفر پرستار که در حمل دستی بیمار فعالیت داشتند ( دامنه سنی 25-43 سال) در این مطالعه شرکت نمودند. از پرسشنامه استاندارد نوردیک وتست بالینی Slump به ترتیب جهت ارزیابی کمردرد و میزان فشار بر روی ریشه عصبی استفاده شد. به منظور بررسی سطح ریسک ارگونومیکی حمل دستی بیمار از روش ارزیابی شاخص کمی MAPO Movement and Assistance of Hospital Patients: در16 بخش بیمارستان (مشتمل بر 174 اتاق بستری) استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح خطر ارگونومیکی در تقریباً90% از بخش های ارزیابی شده، زیاد بوده و این بخش ها در نوار قرمز رنگ قرار گرفتند. بر اساس نتایج حاصل از پرسشنامه نوردیک، %7/66 پرستاران در 12 ماه گذشته کمردرد را تجربه کرده بودند. بر اساس نتایج بدست آمده 7/46 % پرستارانی که در بخشهای با ریسک ارگونومیک بالا فعالیت داشتند در 12 ماه گذشته کمردرد داشته اند و در 3/53% آنها نیز تست slump مثبت بوده است. آزمون مربع کای رابطه معنی داری را بین شیوع کمردرد و سطح خطر بدست آمده از شاخص MAPO در بخش ها تائید کرد ( 004/0 p = ).
نتیجه گیری: یافته های حاصل از پژوهش حاضر ارتباط بین وضعیت ارگونومیکی بخشهای بیمارستانی را با کمردرد پرستاران نشان داد. بنابراین انتظار می رود بهبود شرایط ارگونومیکی به ویژه تامین منابع انسانی کافی، تامین تجهیزات کمکی انتقال بیمار، تعمیرات به موقع و اجرای برخی اصلاحات عمرانی با کاهش بروز کمردرد در پرستاران همراه باشد.
کلید واژهها : سطح ریسک ارگونومیکی، شاخص MAPO، تست بالینی Slump ، کمردرد، پرستاران.
|
|
|
|
|
|