|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
9 نتیجه برای کنترل پوسچر
زینب شیروی، محمد رضا هادیان، سعید طالبیان مقدم، غلام رضا علیائی، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1387 )
چکیده
رمینه و هدف: پیچ خوردگی مزمن مچ پا یک ناتوانی شایع است که می تواند روی فعالیت روزانه زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. مقالات متعدد اختلال کنترل تعادل در این افراد را نشان می دهد؛ ولی تا کنون هیچ مطالعه ای به بررسی اثر فعالیت شناختی بر روی کنترل پوسچر افراد مبتلا به پیچ خوردگی مچ پا نپرداخته است. روش بررسی : ثبات پوسچر در دو گروه سالم و بیمار در 8 وضعیت بر روی دستگاه صفحه نیرو بررسی شد. وضعیتها شامل ایستادن (روی دوپا و روی یک پا) با چشمان باز و بسته بود. همه وضعیتها همزمان با انجام فعالیت شناختی نیز بررسی شدند. میانگین جابجایی مرکز فشار در محور قدامی-خلفی(Rfa) وداخلی-خارجی(Rsw) اندازه گیری شد. یافته ها : دامنه جابجایی در محور XوY در وضعیت ایستاده روی یک پا و در محور Y در وضعیت ایستاده روی دو پا در گروه بیمارافزایش(P<0.05) یافت. در گروه بیمار و در شرایط تکلیف دوگانه، میزان جابجایی در محور Y در اندام مبتلا کاهش معناداری(P<0.05) را نشان داد. در گروه سالم هیچ اختلاف معناداری در بین شرایط مختلف مشاهده نشد. نتیجه گیری : بیمارانی که دارای سابقه اسپرین مچ پا هستند، دچار آسیب ثبات پوسچر و افزایش نوسانات COPمیباشند. نظر به اینکه تکلیف دوگانه سبب کاهش نسبی جابجایی مرکز فشار در گروه بیماران شد؛ این روش می تواند تا حدودی به عنوان یک روش ارزیابی و برنامه درمانی جهت به کارگیری عوامل ثبات دهنده مچ پا مطرح گردد.
سیما مرادی، سعید طالبیان مقدم، مهدی عبدالوهاب، شهره جلائی، محمود جلیلی، لیلا دهقان، سارا بیات، دوره 4، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه وهدف: در کودکان همی پلژی تفاوت در تون پوسچرال دو سمت بدن وجود دارد. بدیهی است که یک ایستادن غیر متقارن ، همراه با تحمل وزنی که عمدتأ روی سمت مبتلا است می تواند فرد همی پارتیک را در معرض ریسک افتادن قرار داده و ایجاد بی ثباتی کند. در افراد همی پلژی اساسی ترین تمرینهای درمانی به نظر می آید که یکپارچه کردن دو سمت بدن باشد. گر چه ایستادن ثابت یک وظیفه پوسچرال نسبتاً ساده است اما بصورت نیمه خودکار توسط مراکز مغزی و نخاعی کنترل می شود؛ و ثابت شده که ایستادن ثابت هم نیازمند منابع شناختی است. بنابراین، کنترل پوسچرال به تعامل سیستم اسکلتی - عضلانی با سیستم عصبی نیاز دارد . روش بررسی: دراین کارآزمایی بالینی(قبل و بعد) 20 کودک همی پلژی اسپاستیک 5 تا 12 ساله در حالتهای با استفاده از کفی گوه ای خارجی و بدون استفاده از کفی گوه ای خارجی و در هر یک از این دو حالت با انجام وظیفه شناختی و بدون انجام آن در مرکز صفحه نیرو در وضعیت ایستاده با بیشترین ثبات قرار میگرفتند. از تست حافظه کوتاه مدت عددی بعنوان تکلیف شناختی استفاده شد. میانگین دامنه نوسانهای قدامی-خلفی و داخلی-خارجی و میانگین سرعت نوسانات و ناحیه آن بعنوان متغیر وابسته کنترل پوسچرال و تعداد اشتباهات در بیاد آوری زنجیره اعداد تصادفی بعنوان متغیر وابسته وظیفه شناختی ثبت میشد. یافته ها: اثر تجویز کفی بر دامنه جابجایی طرفی) 015/0 (P=و بر سرعت) 005/0 (P=و سطح جابجایی) 007/0 (P= معنی دار بود. اثر اعمال وظیفه شناختی بر روی متغییر های دامنه جابجایی قدامی-خلفی ) 014/0 (P=و طرفی) 014/0 (P=و بر سرعت) 002/0 (P=و سطح جابجایی) 002/0 (P=معنی دار بود. اما کفی گوه ای توانسته بود از تاثیر آن بکاهد. نتیجه گیری: تجویز کفی گوه ای 5 درجه در پای سالم می تواند فاکتورهای کنترل پوسچرال را به خوبی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین می تواند به منظور بهبود پوسچر در کودکان همی پلژی مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا صالح پور، هانیه اشرفی، خدیجه اوتادی، سعید طالبیان، دوره 4، شماره 3 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: گردن درد از جمله بیماریهای شایع (66.7%) می باشد، که گروههای سنی مختلف حتی جوانان را شامل می شود.نتایج بررسی ها حاکی از آن است که شیوع گردن درد در خانم ها بیشتر از آقایان است به همین دلیل بررسی و درمان ضایعات گردنی در خانم ها ضروریتر به نظر می رسد. هدف این تحقیق بررسی میزان تغییرات حفظ و کنترل پوسچر در بیماران مبتلا به گردن درد با منشاء عضلانی بود. روش بررسی: تعداد 20 بیمار و 15 فرد سالم در این تحقیق شرکت کردند. برای ارزیابی تعادل، در ابتدا از آزمون شونده خواسته می شد که با چشمان باز و پای برهنه یکبار روی دوپا و بار دیگر روی پای غالب به تنهایی روی صفحه نیرو با و بدون اسفنج نرم (سطح نرم) و به ضخامت10 سانتیمتر به مدت 30 ثانیه بایستد. در مراتب بعدی کلیه شرایط فوق همراه با یک وظیفه دوگانه مورد ارزیابی قرار میگرفت. میانگین تغییرات جابجایی مرکز فشار در دو محور داخلی - خارجی و قدامی- خلفی از سه تکرار مجزا با شاخص لگاریتم دو (انرژی سیگنال) محاسبه و ارزیابی شدند. یافته ها: مقایسه شرایط فوق نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه بویژه در زمان دریافت تکلیف دوگانه و جود دارد. همچنین در مرحله قرارگیری در شرایط دشوار ، روی یک پا و سطح نرم و دریافت تکلیف این تفاوت بسیار مشخص تر بود. نتیجه گیری: بیماران با درد در ناحیه گردن دچار اختلال در حفظ وضعیت میگردند که نیاز توجه به این مورد در درمان و پیشگیری از صدمات متعاقب آن توصیه میشود.
سارا بیات، سعید طالبیان، مهدی عبدالوهاب، شهره جلایی، محمود جلیلی، پروین راجی، سیما مرادی، دوره 5، شماره 1 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: در فلج مغزی که شایع ترین آسیب حرکتی دوران کودکی با شیوع 2 در 1000 تولد زنده می باشد، کنترل پوسچر و حرکت تحت تاثیر قرار می گیرد. در نوع همی پلژی آن تفاوت در تون پوسچرال دو سمت بدن وجود دارد که باعث جا به جایی وزن به سمت سالم می شود. در این کودکان اختلالات پوسچرال در قالب اختلالات ثبات پوسچر شامل حفظ پوسچر ]جابجایی مرکز فشار (Center of Pressure) و سطح جابجایی (Area)[ و کنترل پوسچر (متغیرهای سرعت) دیده می شود. روشی که به تازگی برای استفاده اجباری از اندام مبتلا بر اساس CIMT (Constraint-Induced Movement Therapy) بیان شده قرار دادن وج زیر اندام سالم است. در این مطالعه با استفاده از وج روی صفحه نیرو به بررسی ثبات پوسچر پرداخته شد. روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی و روش نمونه گیری آن به شکل در دسترس بود.16 کودک همی پلژی در این برنامه شرکت کرده و در دو وضعیت روی صفحه نیرو قرار گرفتند. کودک روی سطح سخت در مرحله اول، بدون وج و در مرحله دوم با وج ˚5 زیر پای سالم می ایستاد تا اطلاعات مربوط به مرکز فشار توسط صفحه نیرو ثبت شود. زمان هر آزمایش نیز 20 ثانیه بوده و هر یک از این مراحل 3 بار تکرار میشد. یافته ها: کاهش معنی داری در جابجایی طرفی و سطح جابجایی بدنبال استفاده از وج ایجاد شد ولی در مورد جابجایی قدامی خلفی و سرعت جابجایی تفاوت معنی داری ایجاد نشد. همچنین در مورد بررسی وضعیت تقارن، به کمک وج میانگین نیروهای مرکز فشار بر روی پای مبتلا به طور معنی داری افزایش یافت و تقارن در تحمل وزن بر روی دو پا ایجاد شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بود که بدنبال استفاده از وج ˚5 می توان فاکتورهای کنترل پوسچر را بهبود بخشید و به تقارن در وزن انداختن بیماران همی پلژی رسید.
سید حامد فاضلی، علی امیری، علی اشرف جمشیدی، محمد سنجری، دوره 5، شماره 2 - ( 9-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: در ارتباط با تکرارپذیری متغیرهای تعادلی پوسچر در شرایط پویا که سیستم کنترل پوسچر به چالش بیشتری کشیده می شود مطالعات اندکی صورت گرفته است. همچنین گاهی در موارد وجود اختلالات سیستم کنترل پوسچر, در موقعیتهای ایستا نواقص سیستم بدرستی آشکار نمی شود لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی تکرارپذیری متغیرهای مرکز فشار در افراد سالم حین انجام فعالیت عملکردی پویا بروی صفحه نیرو بود. روش بررسی:10 فرد سالم غیر ورزشکار با میانگین سنی 25.4 سال، میانگین قد 176.9 سانتیمتر، میانگین وزن68.2 کیلوگرم در این مطالعه شرکت کردند. افراد در حالت ایستاده روی اندام تحتانی غالب روی صفحه نیرو با چشم باز قرار می گرفتند و با اندام فوقانی جسمی را از سطح کمری یک سمت برداشته ودرطرف مقابل درارتفاع بالای شانه ای قرار می دادند.تکرارپذیری متغیرهای سرعت متوسط و مقدار مسافت کل مرکز فشار مورد بررسی قرار گرفت. این آزمون در دو جلسه با فاصله 7روز ودر هرجلسه سه مرتبه انجام گرفت. تکرار پذیری درون جلسه ای (Intrasession) وبین جلسه ای (آزمون-بازآزمون) متغیرها با ضریب همبستگی درون گروهی ICC (Intraclass correlation coefficients) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: ضریب همبستگی درون گروهی درون جلسهای (Intra session) متغیرهای سرعت متوسط مرکز فشار و مسافت کل مرکز فشار به ترتیب 89/0 و 91/0 و تکرارپذیری بین جلسه ای (Test- Retest) این متغیرها به ترتیب 95/0 و 96/0 بدست آمد. نتیجه گیری: نتیجه این مطالعه نشان دهنده تکرارپذیری در سطح بالا وبسیار بالای متغیرهای مرکز فشار در زمان انجام یک فعالیت تعادلی پویاست بنابراین این فعالیت پویا می تواند بعنوان یک الگوی تعادلی در ارزیابی سیستم کنترل پوسچر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین با توجه به تکرارپذیربودن دو متغیر سرعت متوسط ومسافت کل مرکز فشار میتوان در مطالعاتی که از صفحه نیرو جهت بررسی سیستم کنترل پوسچر استفاده میکنند بعنوان پارامترهای تکرارپذیر در نظر گرفته شود.
سعید طالبیان، زینب شیروی، سیما مرادی، نیلوفر روستایی، حسن تمرتاش، دوره 6، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی وارده در مچ پا جهت حفظ ثبات از عواملی است که در صورت عدم وجود کنترل مناسب میتواند سبب بروز ضایعات در مچ پا گردد. بی ثباتی مزمن مچ پا یک ناتوانی شایع است که می تواند روی عملکرد و فعالیت روزانه زندگی افراد مبتلا اثر بگذارد. هدف این تحقیق ارزیابی تغییرات کنترل شده نیروی اعمال شده بر مچ پا در شرایط دشوار کنترل پوسچر است. روش بررسی: کنترل پوسچر در دو گروه سالم و بیمار در 8 وضعیت بر روی دستگاه صفحه نیرو مورد بررسی قرار گرفت. وضعیتها شامل ایستادن روی دو پا با چشم باز و بسته، وایستادن روی یک پا (راست و چپ) با چشم باز با و بدون فعالیت شناختی همزمان بود. میزان تغییرات نیرو در حوزه زمان با ارزیابی فرکتال در دو محور X وY اندازه گیری شدند. یافته ها: بعد فرکتال نیرو در هر دو گروه کاهش معنی داری متعاقب دریافت تکلیف دوگانه در همه حالت ها نشان داد (05/0P< ). تفاوت معنی داری بین دو گروه در شرایط ایستادن دو پا در شرایط با و بدون تکلیف دو گانه مشاهده نشد. در شرایط ایستادن روی یک پا بعد فرکتال نیرو بدنبال دریافت تکلیف دوگانه افزایش معنی داری در اندام مبتلا نشان داد (05/0P< ) ولی مقایسه دو اندام در افراد سالم تفاوتی را در بر نداشت. همچنین مقایسه اندام مبتلا در بیماران با اندام مشابه در افراد سالم با افزایش معنی دار بعد فرکتال نیرو همراه بود (05/0P< ) . نتیجه گیری: بیماران با سابقه بی ثباتی مزمن مچ پا دچار اختلال در حفظ و کنترل مناسب نیرو در تکمیل شرایط حفظ پوسچر می باشند. این اختلال در روند کنترل با تکلیف دو گانه مشخص تر گشته و شرایط مستعدی را جهت آسیب مجدد فراهم می سازد. ارزیابی با بعد فرکتال یک روش مناسب جهت ارزیابی کنترل پوسچر در شرایط مشکل می باشد.
مهدی احمدی، محمد اکبری، مهدی دادگو، سعید طالبیان، غلامرضا پهنابی، دوره 9، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی نگهداری وضعیت بدن در فضا کنترل پوسچر نامیده می شود. عوامل مرکزی و محیطی در بروز خستگی عضلانی نقش دارند. بدنبال انقباضات مکرر، خستگی عضلانی ایجاد می شود و اگر بیش از 30% حدأکثر انقباض ارادی عضله کم شود کنترل پوسچر فرد در حالت ایستاده مختل می شود. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر خستگی عضلات کمربر کنترل پوسچر افراد ورزشکار و غیر ورزشکار می باشد.
روش بررسی: 15فرد ورزشکار و 15 فرد غیر ورزشکار در این مطالعه شرکت کردند. از دستگاه داینامومتر برای ایجاد خستگی عضلانی استفاده شد و با کمک دستگاه صفحه نیرو مقادیر نوسان در حالت ایستاده روی دو اندام با چشم باز در دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: سرعت و دامنه داخلی - خارجی در حالت استراحت بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. خستگی اثر معناداری بر مقادیر نوسان هر دو گروه داشت و بعد از خستگی عضلات کمر نوسان افراد ورزشکار نسبت به غیر ورزشکار افزایش کمتری داشت(05/0 ≥ P ).
نتیجه گیری: کنترل پوسچر افراد ورزشکار پس از خستگی عضلانی نسبت به افراد غیر ورزشکار بهتر است که شاید بعلت حس عمقی قوی تر ورزشکاران باشد.
کلید واژه ها: خستگی عضلانی، کنترل پوسچر، صفحه نیرو
علی امیری، حسین باقری، علی اشرف جمشیدی، ساجده سروش، پیرایه محمدی، دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : سندروم درد مفصل پتلافمورال یکی از شایع ترین مشکلات زانو است. کاهش حس عمقی, درد و تغییر در الگوی فعالیت عضلانی در بیماران مبتلا به درد قدامی زانو دیده می شود. پس این احتمال وجود دارد که بیماران مبتلا به درد قدامی زانو تعادل ضعیف تری داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی کنترل وضعیتی در بیماران PatelloFemoral Pain Syndrome ومقایسه آن با افراد سالم است.
روش بررسی: در این مطالعه 10 زن مبتلا به سندروم پتلافمورال) سن 31/5±1/31 وزن95/8 ± 6/59 قد05/.±62/1 ) و 10 فرد سالم سن 2/27±81/1 وزن 36/2±6/60، قد0/0±067/1) متناسب با بیماران انتخاب شد. ابتدا میزان درد آنها بر اساس شاخص دیداری درد (VAS) اندازه گیری شد، سپس پوزیشن پتلا با استفاده از روشMc Connell اندازه گیری شد. سپس در این دو گروه مسی: Center Of Pressure COP در دو صفحه ساجیتال و فرونتال با دو وضعیت چشمان باز و بسته در حالی که بیمار بر روی یک پا )پای مبتلا( ایستاده است به وسیله Force Plate اندازه گیری شد.
یافتهها: شاخص درد در افراد مبتلا به سندروم پتلافمورال45/1 ±7 و جا به جایی خارجی پتلا در این افراد75/1± 05/7 میلیمتر به سمت خارج بود. مقایسه شاخص کلی مسیرCOP در جهت قدامی-خلفی و در جهت داخلی-خارجی با چشمان باز بین دو گروه سالم و مبتلا به سندروم پتلا فمورال تفاوت معناداری را نشان میدهد (سطح معناداری به ترتیب 001/0و02/0 ) اما مقایسه شاخص کلی مسیرCOP در جهت قدامی-خلفی و داخلی-خارجی با چشمان بسته تفاوت معنیداری را نشان نمیدهد.
نتیجه گیری: افزایش نوسانات وضعیتی در افراد مبتلا به سندروم پتلا فمورال میتواند به علل وجود درد، تغییر پوزیشن پتلا و جا به جایی خارجی آن و کاهش حس عمقی زانو باشد.
کلید واژهها:کنترل پوسچر، سندروم پتلا فمورال، چشمان باز و بسته
بهزاد امینی، منصور نوری، میترا جانقربان، امیر طیبی ثانی، دوره 9، شماره 7 - ( 12-1394 )
چکیده
: با توجه به نتایج مطالعات محدود گذشته و حجم کم اطلاعات بدست آمده در ارتباط با کنترل پوسچرال در کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی و اهمیت ارتباط کنترل پوسچرال با توانایی یکپارچه سازی درون دادهای سیستم های وستیبولار، بینایی و سوماتوسنسوری(Somatosensory) ) و همتایان سالم آن ها در شرایط کاهش یا تضاد داده های حسی مقایسه شد.
22 کودک مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی ( 16 پسر؛ 6 دختر، میانگین سنی 7 سال و 6 ماه ؛ انحراف معیار یک سال و 5 ماه) و 19 کودک با رشد حرکتی طبیعی ( 13 پسر ؛ 6 دختر، میانگین سنی 6 سال و 11 ماه، انحراف معیار یک سال و 1 ماه) ارزیابی شدند. تعادل ایستاده، سازماندهی حسی و کنترل حرکتی با استفاده از آزمون سازماندهی حسی (Sensory Organization Test: SOT)یافتهها:)، نسبتهای بینایی (005/0P=) امتیاز پایین تری نسبت به کودکان طبیعی دریافت کردند. هیچ تفاوت معناداری در میانگین نسبت سوماتوسنسوری آن ها مشاهده نشد. به علاوه کودکان مبتلا به اختلال ناهماهنگی رشدی هنگامی که تنها به کمک حس وستیبولار تعادل را حفظ می کردند، امتیاز استراتژی حرکتی کمتری به نسبت کودکان طبیعی داشتند (p < 0/05نتیجه گیری:کلید واژهها:<span lang="FA" style="font-family:;" new="" b="" fa;="" mitra";="" roman";="" "times="" roman";"=""> کنترل پوسچرال، ثبات پوسچرال، اختلال ناهماهنگی رشدی
|
|
|
|
|
|
|
|
|