<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پیاورد سلامت </title>
<link>http://payavard.tums.ac.ir </link>
<description>پیاورد سلامت - مقالات نشریه - سال 1400 جلد15 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>فواید تمرینات اسپینینگ و چای سبز بر عوامل خطرزای قلبی-عروقی در زنان دارای اضافه وزن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7032&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;سبک زندگی بی تحرک، خطر بیماریهای قلبی-عروقی را افزایش می دهد. فعالیت های فیزیکی و مکمل چای سبز می توانند با بهبود در التهاب و ترکیب بدنی، عوامل خطرزای قلبی-عروقی را کاهش دهند. هدف این پژوهش تعیین فواید ۸ هفته تمرینات اسپنینگ و مکمل دهی چای سبز بر عوامل خطرزای قلبی-عروقی و ترکیب بدنی زنان دارای اضافه وزن بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در کل ۳۲ زن دارای اضافه وزن بر اساس شاخص توده بدنی(۱/۶&amp;plusmn;۲۷/۱) کیلوگرم بر مترمربع و (میانگین سنی ۳/۶&amp;plusmn;۲۴/۹ سال) به طور تصادفی به سه گروه اسپنینگ+چای سبز(۱۱=n) اسپنینگ+دارونما(۱۱=n) و کنترل(دارونما بدون تمرین)(۱۰=n) تقسیم شدند. گروه های تمرینی، به مدت هشت هفته تمرینات اسپنینگ را با شدت ۱۷-۱۱ میزان درک فشار انجام دادند. نمونه گیری خونی ۴۸ ساعت قبل از شروع مداخلات و سپس ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه ی تمرینی انجام شد. غلظت سرمی hs-CRP (high sensitive C-reactive protein) و سطح خونی فیبرینوژن اندازه گیری شد. به علاوه شاخص توده ی بدنی و درصد چربی بدن به روش تجزیه و تحلیل بیوالکتریکال ایمپدانس انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; پس از هشت هفته مداخلات، hs-CRP فقط در گروه اسپنینگ+چای سبز کاهش معنادار داشت(۰/۰۰۵=P). به علاوه فیبرینوژن(۰/۰۰۱=P)، درصد چربی بدن(۰/۰۰۱=P) و شاخص توده ی بدن(۰/۰۰۱=P) در هر دو گروه تمرینی کاهش معنادار داشتند. همچنین تفاوت معنادار hs-CRP بین گروه های تمرینی وجود داشت(۰/۰۲۸=P) اما بین گروه اسپنینگ+مکمل با کنترل تفاوت معنادار شد(۰/۰۰۱=P). هر چند تفاوت غیرمعنادار فیبرینوژن و درصد چربی بدن بین گروه های تمرینی دیده نشد. در مورد فیبرینوژن در گروه های اسپنینگ+مکمل و اسپنینگ+دارونما با گروه کنترل تفاوت معنادار که به ترتیب(۰/۰۰۴=P) و (۰/۰۱۴=P) داشت. درصد چربی بدن و BMI تنها بین گروه اسپنینگ+مکمل و کنترل معنادار بود که به ترتیب (۰/۰۰۶=P) و (۰/۰۰۷=P).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;به نظر می رسد که تمرینات اسپنینگ موجب بهبود عوامل خطرزای قلبی-عروقی و ترکیب بدنی شده است. در واقع مکمل دهی چای سبز اثربخشی تمرینات اسپنینگ را افزایش داده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>ظاهر اعتماد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین چالش‌های ماندگاری پزشکان و متخصصان در مناطق محروم ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7110&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; اجرای برنامه حمایت از ماندگاری پزشکان در مناطق محروم به عنوان یکی از مهم ترین برنامه های طرح تحول نظام سلامت در پاسخ به چالش کمبود پزشک در مناطق محروم است. مطالعه ی حاضر با هدف تبیین تجربیات پزشکان در ارتباط با چالش های ماندگاری پزشکان در مناطق محروم صورت گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر یک مطالعه ی کیفی است که در سال ۱۳۹۹ در تهران انجام شد. شانزده نفر از پزشکان و متخصصان به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی گرانهیم و لاندمن و مدیریت داده ها با نرم افزار MAXQDA &amp;nbsp;نسخه ۱۲، انجام شد. جهت دستیابی به صحت و پایایی داده ها از معیارهای موثق بودن لینکلن و گوبا بهره گرفته شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; سه پزشک زن و ۱۳ پزشک مرد با میانگین سن ۷/۸&amp;plusmn;۴۵/۴ سال و میانگین سابقه کار در مناطق محروم ۶/۳&amp;plusmn;۸ سال در مطالعه شرکت کردند. ۶ نفر از مشارکت کنندگان بومی منطقه و باقی غیربومی بودند. دوازده مشارکت کننده در پژوهش از اعضای هیات علمی دانشگاه بودند. پس از تحلیل داده ها، ۲۸۶ کد اولیه استخراج گردید، اطلاعات در چهار طبقه ی اصلی و یازده زیرطبقه جای گرفت. بررسی سطح رفاه، انگیزه، عدالت و امنیت مقوله های اصلی این مطالعه بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;فراهم نمودن رفاه فردی و اجتماعی برای پزشکان و عدالت در پرداخت های مالی و عدالت آموزشی در کنار برقراری امنیت حرفه ای و جانی انگیزش لازم را برای ماندگاری پزشکان در منطقه محروم ایجاد می کند. با ترکیب همزمان چند راهکار می توان حضور پزشکان را در مناطق محروم تضمین کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>زهرا خزاعی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر اسید سیتریک بر توان زیستی و القاء آپوپتوز در رده سلولی آدنوکارسینومای کولورکتال انسان (HT-29)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7035&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; آدنوکارسینومای کولورکتال به علت پاسخ ضعیف مبتلایان به درمان های رایج، یکی از علل شایع مرگ و میر می باشد. در این مطالعه اثر اسیدسیتریک بر توان زیستی و میزان وقوع آپوپتوز در رده سلولی آدنوکارسینومای کولورکتال انسان (HT-۲۹) بررسی شده است. اسیدسیتریک یک اسید آلی طبیعی است که عموما در عصاره ی مرکبات یافت می شود و به عنوان یک مهارکننده ی فیزیولوژیکی آنزیم های دخیل در مسیر گلیکولیز، در راستای حذف سلول های سرطانی مورد توجه می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه سلول های سرطانی کولورکتال رده ی HT-۲۹ در محیط کشت DMEM با ۱۰ درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلول ها در غلظت های ۴۰۰، ۸۰۰ و ۱۶۰۰ میکروگرم/میلی لیتر اسیدسیتریک تیمار شدند و برای مدت زمان  ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت انکوبه گردیدند. میزان رشد سلولی با روش رنگ سنجی MTS بررسی شد، میزان القا آپوپتوز به وسیله ی دستگاه فلوسیتومتری با کیت آنکسین-پروپیدیوم یدید (Annexin-PI) طبق دستورالعمل کیت در هر سه زمان انکوباسیون بررسی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بررسی توان زیستی سلول های رده ی HT-۲۹ تیمار شده با غلظت های مختلف اسید سیتریک(۴۰۰، ۸۰۰ و ۱۶۰۰ میکروگرم/میلی لیتر)، بعد از گذشت زمان های سه گانه ی انکوباسیون(۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت) با استفاده از تست MTS حاکی از آن است که توان زیستی سلول های رده ی HT-۲۹ در تمام غلظت های اسیدسیتریک به صورت وابسته به دوز و زمان کاهش می یابد. همچنین نتایج القای آپوپتوز در رده سلولی HT-۲۹ تیمار شده با غلظت های مختلف اسیدسیتریک(۴۰۰، ۸۰۰ و ۱۶۰۰ میکروگرم/میلی لیتر)، بعد از گذشت زمان های سه گانه ی انکوباسیون(۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت) با استفاده از تست Annexin V-FITC، نشان می دهد که درصد سلول هایی که در مرحله ی ابتدایی و انتهایی آپوپتوز هستند با افزایش غلظت اسیدسیتریک و طول زمان انکوباسیون افزایش یافته اند، که این افزایش درصد آپوپتوز نیز نسبت به گروه کنترل در هر سه زمان ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت قابل ملاحظه می باشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج بیان می کنند که اسیدسیتریک قادر است از طریق القای مسیر آپوپتوزی توان زیستی سلول های آدنوکارسینومای کولورکتال را کاهش دهد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>لیلا روحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت ویتامین D و پروتئین واکنشی C پس یک دوره تمرینات ثبات‎‌دهنده کمری و مصرف ویتامین D در زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7112&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; التهاب سیستمیک درجه پایین، شیوه  ی زندگی غیرفعال و کمبود ویتامین D، از عوامل خطرزای کمردرد مزمن غیراختصاصی محسوب می  شوند. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر تمرینات منتخب ثبات  دهنده  ی کمری و مصرف ویتامین D بر سطح پروتئین واکنشی C با حساسیت زیاد (high-sensitivity C-reactive protein :hs-CRP) و وضعیت ویتامین D در زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه  ی نیمه تجربی با طرح پیش و پس آزمون، ۴۸ زن دارای کمردرد مزمن در ابتدا به روش نمونه  گیری در دسترس انتخاب و سپس به  طور تصادفی به گروه  های کنترل، تمرین، ویتامین D و ترکیبی تقسیم شدند. تمرینات ثبات  دهنده  ی مرکزی در سطوح مختلف برای ۸ هفته انجام شد. گروه های ویتامین D و ترکیبی، ۵۰۰۰۰ واحد ویتامین D هفتگی دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های t زوجی، آنوا یک طرفه و کروسکال والیس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; ۲۵/۶۴% و ۷۴/۲۶% از آزمودنی  ها به  ترتیب دارای سطوح ناکافی(۲۹-۲۰ نانوگرم/میلی لیتر) و کمبود ویتامین D (کمتر از ۲۰ نانوگرم/میلی لیتر) بودند. ۸ هفته تمرینات ثبات  دهنده  ی کمری، مصرف ویتامین D و مداخله  ی ترکیبی به کاهش hs-CRP و افزایش ۲۵-هیدروکسی ویتامین D منجر شد. به  علاوه مداخله  ی ترکیبی تاثیر قوی تری در کاهش سطوح hs-CRP در مقایسه با دو مداخله  ی دیگر داشت. تاثیر مصرف ویتامین D و مداخله  ی ترکیبی بر بهبود وضعیت ویتامین D در مقایسه با تمرینات ثبات  دهنده کمری بیشتر بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه  گیری:&lt;/strong&gt; روش های درمانی تمرینات ثبات  دهنده  ی کمری، مصرف ویتامین &amp;nbsp;Dو مداخله  ی ترکیبی می توانند منجر به بهبود التهاب سیستمیک درجه پایین در افراد مبتلا به کمردرد با سطوح پایین ویتامینD ، به  واسطه کاهش hs-CRP و تنظیم مثبت ۲۵-هیدروکسی ویتامین D شوند، اما مداخله  ی ترکیبی با اثربخشی بیشتری بر کاهش hs-CRP همراه می  باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>معصومه حبیبیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساختاراجرایی طرح پزشک خانواده با هدف دستیابی به ابعاد کیفیت خدمات در حوزه مراقبت های اولیه سلامت: مرور سیستماتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7065&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;در سال های اخیر، اصلاحات نظام سلامت ایران در قالب طرح پزشک خانواده در حال انجام است. از این رو اصلاح و ارتقای ساختارهای لازم جهت این امر متناسب با اهداف، بیش از گذشته احساس می شود. در مطالعه ی حاضر تلاش گردید تا به کلیه ساختارهای اجرایی لازم جهت دستیابی به خدمات با کیفیت در حوزه ی پزشکی خانواده که حاصل تجربیات سایر کشورهاست، پرداخته شود. از این رو مقالات حاوی این تجربیات در کشورهای مختلف دنیا که در طی بیست سال اخیر منتشر شده است، جمع بندی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;این مقاله یک مطالعه ی مروری نظام مند می باشد. فهرست کاملی از مولفه های اجرایی مورداستفاده در کشورها، از ۱۵ پایگاه داده ای الکترونیکی از جمله Pubmed ،ISI ،Springer ،Science Direct با کلیدواژه های(پزشک خانواده، کیفیت خدمات) جستجو گردید و ارزیابی کیفی مقالات با استفاده از چک لیست CASP انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; طی بررسی ۶۵ مورد مقاله ی گزینش شده، مولفه های اجرایی مورد استفاده در کشورهای مختلف، استخراج و طبقه بندی گردید. ارتباطات آنها با ابعاد کیفیت بر اساس نتایج مطالعات انجام شد. نتایج نشان داد که جهت دستیابی به کیفیت خدمات در حوزه پزشکی خانواده می بایست هشت ساختار مهم اجرایی را مدنظر قرار داد. این ساختارها عبارتند از: ساختارهای سازمانی و مدیریتی که شامل: درگاه داری نظام سلامت، مکانیسم های حمایتی از درگاه داری و نظام ارجاع و همچنین بستر ارتباطی نظام مند، خدمات سلامت الکترونیک و فرایندهای ارایه خدمت می باشد؛ ساختار بیمه ای، ساختار نظارتی و کنترل اعم از مکانیسم های کنترل مالی، کنترل رقابتی و کنترل کمی؛ ساختار پرداخت؛ ساختار توسعه کمی و کیفی ارایه دهندگان خدمات؛ ساختار کیفیت که شامل: تعریف و ارزیابی کیفیت و مکانیسم های پاسخ گویی و همچنین مکانیسم های تشویقی در قبال کیفیت خدمات؛ ساختار حمایتی از جمله حمایت های بیمه ای، حمایت طبقه بندی شده از گروه های خاص؛ و نهایتاً ساختار فرهنگی در دو حوزه ی فرهنگ سازی نظام ارجاع و تقویت جایگاه پزشکان خانواده.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; در شرایط فعلی، با توجه به ضرورت پیاده سازی نظام پزشک خانواده در کشور، استفاده از تجربیات سایر کشورها در جهت دستیابی به خدمات باکیفیت در این حوزه، برای اصلاح و پیاده سازی ساختارهای لازم بسیار کمک کننده خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>قهرمان محمودی عالمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی مدل ارتقای نظام سلامت کشور با تاکید بر راهبردهای حکمرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7080&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; نظام های سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظام های سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آن ها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهره گیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسش نامه نظرخواهی شد و داده های حاصل با روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونه گیری از نوع نمونه دردسترس بود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; براساس یافته های تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهت گیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعه ی دانش فنی، ارزش مداری و اخلاقی گرایی، توسعه ی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخله گر/تسهیل کننده و زمینه ای بر راهبردهای حکمرانی به ترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیده ای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید &amp;rlm;مجموعه ای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد می گردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیش روی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشه ی راه و برنامه ی بلندمدت تدوین گردد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>هاله محمدی ها</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کلاسه بندی تصاویر رادیولوژی قفسه سینه به منظور شناسایی بیماران مبتلا به کووید 19 با بهره گیری از تکنیک‌های یادگیری ژرف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7001&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با توجه به اهمیت بالای تصاویر رادیولوژی برای شناسایی بیماران کووید ۱۹، ایجاد مدلی مبتنی بر یادگیری عمیق از اهداف اصلی این پژوهش است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;&amp;nbsp;روش بررسی:&lt;/strong&gt; از ۱۵۱۵۳ تصویر موجود از تصاویر قفسه سینه مربوط به افراد سالم، مبتلا به کووید ۱۹ و مبتلا به پنومونی در مخزن داده های سایت Kaggle به عنوان داده های این پژوهش استفاده شد. پیش پردازش داده ها شامل نرمال سازی تصاویر و تجمیع برچسب تصاویر و دسته بندی آنها &amp;nbsp;به سه دسته ی آموزش، اعتبارسنجی و تست می شد. سپس با استفاده از زبان پایتون در کتابخانه ی fastAI مبتنی بر تکنیک کانولوشن (CNN) و براساس چهار معماری (ResNet ,VGG MobileNet ,AlexNet)، ۹ مدل از طریق روش یادگیری انتقالی برای تشخیص افراد سالم از افراد بیمار، آموزش داده شد. در نهایت، میزان عملکرد این مدل ها با شاخص هایی چون صحت، حساسیت و ویژگی، و F-Measure ارزیابی شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از بین ۹ مدل ایجاد شده، مدل ResNet۱۰۱ دارای بیشترین توان تشخیص موارد مبتلا به کرونا از سایر موارد با شاخص حساسیت ۰/۹۵/۲۹ بود. دیگر مدل های به کار گرفته شده، صحتی بیش از ۹۶% در تشخیص درست موارد مختلف تصاویر تست از خود نشان دادند. مدل ResNet۱۰۱ توانست صحتی معادل ۷۴/۹۸/۰ در تشخیص بین موارد سالم و مبتلا از خود نشان دهد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;میزان صحت به دست آمده، نشان دهنده ی عملکرد دقیق مدل پیش بینی در تشخیص کووید ۱۹ می باشد. بنابراین با پیاده سازی یک برنامه کاربردی براساس مدل توسعه یافته می توان به پزشکان در تشخیص دقیق و زودهنگام موارد مبتلا یاری رساند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شراره رستم نیاکان کلهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی داشبورد تحلیلی کسورات بیمه درمانیِ طراحی شده، مبتنی بر هوش کسب و کار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7010&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;سالیانه مبالغ زیادی از هزینه های پرداختی بیمارستان ها توسط بیمه های درمانی به عنوان کسورات، بازپرداخت نمی شود. بنابراین کاهش کسورات برای بیمارستان بسیار مهم است. در این مطالعه طراحی و پیاده سازی داشبورد کسورات بیمه مبتنی بر هوش کسب و کار درمانی، برای بهبود مدیریت مالی با هدف محوریت ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری آن انجام گردیده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; جهت طراحی پرسش نامه، ابتدا ۲۷ سوال از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با اعضای هیات مدیره بیمارستان تهیه گردید و روایی و سازگاری گویه های آن از طریق روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد. داده ها در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و نتایج برای طراحی و پیاده سازی داشبورد استفاده گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;مطالعه از نوع توسعه ای کاربردی می باشد. در فاز اول جهت تعیین Content Validity Index) CVI) و Content Validity Ratio) CVR)، پرسش نامه ی محقق ساخته در اختیار ۲۰ نفر از خبرگان قرار گرفت. در فاز دوم، با ساخت انبار داده در Structured Query Language) SQL)، اطلاعات جداول مرتبط با کسورات سامانه HIS بیمارستان را به آن منتقل شد و اطلاعات عملیاتی سازمان استخراج و به قالب DW تبدیل شده و Map اطلاعات، تست شد. در ادامه سرویس های Online Analytical Processing) OLAP) بر روی پایگاه داده تحلیلی ایجادشده بارگذاری گردید. در مرحله ی آخر ابزار Power BI جهت ایجاد مکانیزم های هوش تجاری، نمایش و مصورسازی اطلاعات انتخاب و استفاده شد و در فاز سوم با استفاده از پرسش نامه ی استاندارد Questionnaire for User Interface Satisfaction) QUIS)، میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد توسط ۱۵ نفر متخصص مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;در این مطالعه از دو پرسش نامه استفاده شد. مقدار CVR در تمام گویه های پرسش نامه اول، بیشتر از ۰/۵۰ و میزان CVI در حیطه های بالایی ۰/۹۰ اندازه گیری شد و نیز ضریب آلفای کرونباخ نیز بین ۰/۸ تا ۰/۹ به دست آمد که بیانگر سطح خوب بود. پرسش نامه ی دوم برای ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد بود که میانگین کل ارزیابی بر اساس شاخص های پرسش نامه ی QUIS، برابر با ۸۵/۴۰ است. بنابراین میزان رضایت و کاربردپذیری داشبورد مذکور از نظر ارزیابان در سطح &amp;quot;بسیارخوب&amp;quot; قرار داشت.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>رضا صفدری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
