<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پیاورد سلامت </title>
<link>http://payavard.tums.ac.ir </link>
<description>پیاورد سلامت - مقالات نشریه - سال 1401 جلد16 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1401/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر هیدروکورتیزون بر تغییرات همودینامیک حاصل از آتراکوریوم جهت انتوباسیون در بیمارانِ با بیهوشی عمومی: یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7248&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span new=&quot;&quot; roman=&quot;&quot; times=&quot;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; lotus=&quot;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;آتراکوریوم به عنوان یکی از شل کننده های عصبی عضلانی از مهمترین تحریک کننده های واکنش آلرژیک حین بیهوشی است که باعث آزاد شدن هیستامین می گردد. این مطالعه با هدف تعیین اثر هیدروکورتیزون بر روی تغییرات همودینامیک حاصل از داروی آتراکوریوم در بیماران مبتلا به شکستگی اندام فوقانی با بیهوشی عمومی انجام شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسو کور، ۵۰ بیمار مبتلا به شکستگی اندام فوقانی با بیهوشی عمومی مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی درمانی ۵ آذر گرگان، ۱۸ تا ۶۰ سال با کلاس I و II انجمن متخصصان بیهوشی آمریکا، به صورت تصادفی بلوکی به ۲ گروه هیدروکورتیزون و پلاسبو(آب مقطر) تخصیص داده شدند، که در گروه مداخله ۳۰ دقیقه قبل از ورود به اتاق عمل ویال اکسی کورت(هیدروکورتیزون) به صورت وریدی و بولوس همراه با ۳۰۰ میلی لیتر نرمال سالین تجویز گردید. تغییرات همودینامیک بیماران قبل از تجویز هیدروکورتیزون، ۳۰ دقیقه پس از تجویز، ۵ دقیقه بعد از اوج اثر آتراکوریوم(قبل از اینتوبیشن) و بعد از اکستیوب بین دو گروه با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه های تکراری مقایسه گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; بین دو گروه از نظر سن، جنس و مدت زمان جراحی تفاوت معنی داری وجود نداشت. فشارخون سیستولیک ۵ دقیقه بعد از اوج اثر آتراکوریوم(قبل از اینتوباسیون) در گروه کنترل نسبت به گروه مداخله کمتر بوده و این اختلاف از نظر آماری معنی دار بوده است(۰/۰۲=P). ۳۰ دقیقه بعد از تجویز هیدروکورتیزون میانگین فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیماران کاهش و این کاهش همچنان بعد از تجویز آتراکوریوم(قبل از اینتوباسیون) ادامه داشته است؛ اما بعد از اکستیوب میانگین فشارخون بیماران افزایش پیدا کرده است. همچنین بعد از تجویز آتراکوریوم میانگین ضربان قلب بیماران ۱۴/۴۴ واحد نسبت به قبل از تجویز هیدروکورتیزون کاهش پیدا کرد و این کاهش معنادار بود(۰/۰۰۱=P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که هیدروکورتیزون می تواند به عنوان یک عامل موثر در حفظ ثبات همودینامیک در بیماران با بیهوشی عمومی استفاده گردد. هرچند استفاده از آن هنوز به عنوان عاملی جهت حفظ همودینامیک گسترده نشده است و نیازمند بررسی های بیشتر است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سیده ماهرخ علینقی مداح</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چالش یادگیری بالینی دانشجویان تکنولوژیست جراحی: یک تحلیل محتوای کیفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;یادگیری بالینی بخش مهمی از رشته  های حوزه ی سلامت است که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه عمل به  کار می  گیرد. محیط  های بالینی از جمله اتاق عمل به واسطه پیچیدگی خاصشان برای دانشجویان چالش  زا بوده و می  تواند بر روند یادگیری آن ها تاثیر منفی داشته باشد. جهت شناسایی چالش  های یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل، مطالعه  ی حاضر با هدف تبیین تجارب دانشجویان در زمینه  ی چالش  های یادگیری بالینی انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; مطالعه کیفی حاضر به  روش تحلیل محتوای قراردادی در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۱۴ دانشجوی تکنولوژیست جراحی به روش هدفمند انتخاب و داده  ها با استفاده از مصاحبه  های نیمه ساختارمند عمیق انفرادی و گروهی جمع  آوری و با استفاده از رویکرد گرانهایم و لاندمن تجزیه و تحلیل گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; مصاحبه با مشارکت  کنندگان در طی یک دوره  ی ۵ ماهه صورت گرفت. ۹ مصاحبه به  صورت رودررو با ۱۴ مشارکت  کننده انجام شد. ۶ مصاحبه انفرادی و ۳ مصاحبه به  صورت گروهی و میانگین طول مدت مصاحبه ۳۰ دقیقه بود. مصاحبه  ها تا اشباع داده  ها و هنگامی که هیچ تم یا طبقه جدیدی از مصاحبه  ها به  دست نیامد، ادامه یافت. یافته  ها شامل یک تم&amp;laquo;جوّ نامطلوب یادگیری&amp;raquo; و سه طبقه  ی&amp;laquo;سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفه  ای نامناسب پرسنل و اعتماد بنفس ناکافی&amp;raquo; بود. چالش اصلی که دانشجویان در زمینه  ی یادگیری بالینی با آن مواجه بودند، جوّ نامطلوب یادگیری بود. شرایطی مانند سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفه  ای نامناسب پرسنل و اعتماد به  نفس ناکافی که دانشجویان اتاق  عمل تجربه می  کنند، سبب می  شود که دانشجویان جوّ یادگیری در اتاق  عمل را نامطلوب بدانند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه  گیری:&lt;/strong&gt; اصلاح و بهبود رفتار و عملکرد پرسنل و پزشکان مطابق استانداردهای رفتار حرفه  ای و اخلاقی و ارزیابی منظم آن از دیدگاه دانشجویان و سایر همکاران می  تواند نقش موثری در استمرار شرایط حرفه  ای داشته باشد. همچنین استفاده از مربیان با تجربه که نقش تسهیل  کننده  ی ارتباط و یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل را دارند نقش موثری در کاهش ترس و کنترل رفتارهای نامناسب پرسنل نسبت به دانشجو را به همراه خواهد داشت. به مسئولان آموزشی توصیه می  شود که ضمن برطرف کردن مشکلات موجود در راستای بهبود جو آموزشی اتاق عمل اقدام نمایند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سمیه محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات پیاده‌سازی سیستم های تصمیم یار بالینی برتشخیص، درمان و مدیریت سرطان ها: مطالعه مروری نظام‌یافته</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7271&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:150%&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span new=&quot;&quot; roman=&quot;&quot; times=&quot;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:150%&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; zar=&quot;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سرطان دومین عامل مرگ ومیر در جهان است که سالانه منجر به مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر در دنیا می شود. تشخیص زودرس، مدیریت و درمان صحیح این بیماری نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگ ومیر دارد. یکی از ابزارهای حمایتی در تشخیص زودرس، مدیریت و درمان این بیماری، سیستم های تصمیم یار بالینی هستند که به دو دسته قاعده محور و غیرقاعده محور تقسیم بندی میشوند. سیستم های تصمیم یار قاعده محور برپایه راهنماهای بالینی ایجاد می شوند، درحالی که سیستم های تصمیم یار غیرقاعده محور از یادگیری ماشین بهره می گیرند. در این پژوهش اثرات سیستم های تصمیم یار به تفکیک قاعده محور و غیرقاعده محور، بر تشخیص، درمان و مدیریت سرطان سنجیده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;مطالعه ی حاضر به روش مروری نظام یافته انجام شد که با جستجو در پایگاه های داده Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMED تا تاریخ ۲۰۲۱.۱۲.۳۱ صورت گرفت. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی یافتهها براساس معیار ورود و خروج، مطالعات مرتبط با هدف پژوهش انتخاب شدند. نحوه ی انتخاب مقالات براساس عنوان، چکیده و متن کامل بود. ابزار گرداوری داده فرم استخراج داده شامل سال انجام مطالعه، نوع مطالعه، سیستم درگیر در بدن، اندام &amp;nbsp;درگیر در بدن، خدمت ارایه شده توسط سیستم تصمیم یار، نوع سیستم تصمیم یار، اثر مورد بررسی، شاخص مورد ارزیابی اثر و نمره حاصل از ارزیابی اثر بود. برای تحلیل داده ها از روش سنتز روایتی (Narrative synthesis) استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از مجموع ۷۶۸ مقاله، ۱۶ مقاله مرتبط با اهداف مطالعه شناسایی شد. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستم های تصمیم یار بالینی قاعده محور بر تنظیم دوز، شدت علایم سرطان، پیروی از راهنمای درمانی، زمان مراقبت، میزان کشیدن سیگار، میزان نیاز به شیمی درمانی و مدیریت درد بودند که این اثرات به جز مدیریت درد، در همه موارد معنی دار و مثبت گزارش شده بودند. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستم های تصمیم یار بالینی غیرقاعده محور بر تصمیمات تشخیصی ودرمانی، غربالگری، کنترل نوتروپنی تب دار (Neutropenic Fever) بودند که این اثرات به جز کنترل نوتروپنی تب دار، در همه ی موارد معنی دار و مثبت گزارش شده بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج به دست آمده برای اثربخشی هر دونوع &amp;nbsp;سیستم های تصمیم یار قاعده محور و غیرقاعده محور حاکی از اثرات مثبت و متفاوت این دو دسته بود. بنابراین استفاده از ترکیب آن ها در حیطه ی سرطان می تواند نتایج بسیار مفیدی به بار بیاورد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مصطفی لنگری زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه‌ی تیپ‌های شخصیتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با رفتار اطلاع‌یابی سلامت آنان بر اساس مدل میلر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7213&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;رفتار جستجوی اطلاعات سلامت از عوامل و متغیرهای متعددی چون صفات شخصیتی، باورها، ارزش ها، گرایش ها، عوامل زمینه ای و هیجانات فردی تأثیر می پذیرد و ازآ ن جایی که اطلاعات سلامت، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی افراد جامعه دارد، می تواند در تصمیم گیری های مرتبط با سلامت فردی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و باعث بهبود عملکرد افراد در این زمینه شود. هدف از این پژوهش تعیین رابطه ی تیپ های شخصیتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با رفتار اطلاع یابی سلامت آنان بر اساس مدل میلر است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;نوع مطالعه، کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعه ی پژوهش کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هستند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۹۷ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه های استاندارد پنج عاملی شخصیتی نئو و پرسش نامه ی رفتار اطلاعاتی میلر است. داده ها توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین تیپ شخصیتی&amp;laquo;روان نژندی&amp;raquo; و مؤلفه ی&amp;laquo;جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت&amp;raquo; رابطه ی معکوسی وجود دارد. همچنین بین&amp;laquo;اشتیاق به تجربیات جدید&amp;raquo;، &amp;laquo;وظیفه شناسی&amp;raquo; و مولفه ی&amp;laquo;جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت&amp;raquo; رابطه ی مستقیمی وجود دارد. این در حالی است که آماره های به دست آمده نشان دادند که بین تیپ شخصیتی&amp;laquo;برون گرایی&amp;raquo; و&amp;laquo;توافق پذیری&amp;raquo;، با مؤلفه های رفتار اطلاع یابی سلامت رابطه ی معناداری وجود ندارد. دانشجویان مورد بررسی از نظر تیپ شخصیتی مسئولیت پذیر و وظیفه شناس نبوده، اغلب تنهایی را ترجیح داده و درون گرا و محافظه کار هستند. اما بیش از نیمی از آنان در بعد&amp;laquo;توافق پذیری&amp;raquo;، متعادل عمل می کنند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتیجه ی این پژوهش نشان داد که افراد مشتاق به تجربیات جدید و وظیفه شناس فعالانه به جستجوی اطلاعات سلامت می پردازند، اما افراد روان نژند تمایلی به جستجوی فعالانه ی اطلاعات سلامت ندارند. این بدان معنی است که هرچه افراد مسئولیت پذیرتر و وظیفه شناس تر باشند یا اشتیاق بیشتری به تجربه های جدید داشته باشند، فعالانه تر به جستجوی اطلاعات سلامت می پردازند. بنابراین بهتر است سیاستگذاران سلامت به نحوی برنامه ریزی کنند که اطلاعات سلامت موردنیاز بر اساس شخصیت افراد به صورت تعاملی در اختیار آن ها قرار گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>فیروزه زارع فراشبندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط شاخص انسولینی و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم در حالت استراحت (RMR) در زنان دارای اضافه وزن و چاقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7152&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;امروزه استفاده از شاخص های مختلف تغذیه ای جهت بررسی ارتباط وضعیت رژیمی با بیماری های مختلف مورد توجه می باشد. طی مطالعات گذشته دیده شده است که شاخص و بار انسولینی با برخی بیماری های مزمن ارتباط دارد؛ با وجود این تاکنون هیچ مطالعه ای به بررسی ارتباط بین شاخص های موردنظر با میزان متابولیسم در حالت استراحت (RMR: Resting Metabolic Rate) نپرداخته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم در RMR در زنان دارای اضافه وزن و چاقی صورت گرفته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه ی مقطعی، ۲۸۰ نفر از زنان بزرگسال(۵۰-۱۸ سال) دارای اضافه وزن و چاقی که به مراکز بهداشتی و درمانی تهران مراجعه نموده اند، انتخاب شدند. ویژگی های جمعیت شناختی این افراد علاوه بر نمایه های تن سنجی آن ها از جمله وزن، قد و دور کمر، نسبت دور کمر به دور باسن، نمایه توده بدنی، و درصد چربی بدن، توده بدون چربی ارزیابی شده اند. علاوه بر این، دریافت های غذایی یک سال گذشته آن ها با پرسش نامه ی نیمه کمی حاوی ۱۴۷ آیتم بسامد خوراک گردآوری شد. سپس با استفاده از مقادیر شاخص انسولینی مواد غذایی مختلف و فرمول استاندارد، شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی آن ها محاسبه گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سنی شرکت کنندگان در این مطالعه ۸/۳۸&amp;plusmn;۳۶/۴۹ سال بود. تمام آنالیزهای آماری برای سن، انرژی، فعالیت بدنی و توده ی بدنی تعدیل شدند. همچنین انرژی برای سن تعدیل گردید. در زمینه ی شاخص انسولینی رژیم غذایی، اگرچه ارتباط معکوس معناداری میان این شاخص و میزان متابولیسم در حالت استراحت در مدل خام(۰/۰۴=p) مشاهده گردید، اما بعد از تعدیل مخدوش کننده ها تعدیل شده سن در مدل یک(۰/۴۴=p) و سن، انرژی و فعالیت بدنی در مدل دو(۰/۷۲=p) این اثر معنادار دیگر مشاهده نشد. علاوه بر این شاخص انسولین رژیم غذایی فاقد ارتباط معنادار با میزان (۰/۶۳=p) RMR/kg و (۰/۷۳=p) RMR/FFM بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه ی مقطعی، به نظر می رسد که شاخص انسولینی و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم استراحت ارتباط ندارد؛ با وجود این به دلیل محدودیت های این مطالعه نیاز به مطالعات بیشتر جهت تایید یا رد این نتایج و همچنین تعیین نقش شاخص های انسولینی رژیم غذایی بر سلامت افراد، مخصوصاً با طراحی آینده نگر موردنیاز می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>خدیجه میرزایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی سیستم تصمیم یار بالینی تشخیص سرطان پستان: رویکردی مبتنی بر داده کاوی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7229&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span b=&quot;&quot; lang=&quot;FA&quot; nazanin=&quot;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:#0d0d0d&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سرطان پستان یکی از رایج ترین و تهاجمی ترین بدخیمی ها در خانم ها می باشد. تشخیص به موقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی به موقع و در نتیجه کاهش میزان مرگ ومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماری ها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیم یار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراج شده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد به منظور تشخیص به موقع و مؤثر سرطان پستان است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;داده های ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) به صورت گذشته نگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیت الله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهم ترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یک طرفه(۰/۰۵&gt;P)، عملکرد الگوریتم های منتخب داده کاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرم افزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامه نویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; ۱۴ متغیر شامل سابقه ی فردی سرطان پستان، سابقه ی نمونه برداری از سینه، سابقه ی رادیوگرافی از قفسه ی سینه، سابقه ی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورمون درمانی با استروژن، هورمون درمانی با استروژن-پروژسترون، سابقه ی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقه ی سرطان های دیگر، نسبت اندازه ی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰&gt;P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتم های منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F به ترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتم های منتخب داشته است و به عنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;به نظر می رسد که استفاده از متغیرهای تعدیل پذیر مانند سبک زندگی و ویژگی های هورمونی-تولیدمثلی به عنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. به علاوه سیستم پیشنهادی به طور مؤثر در محیط های واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>رئوف نوپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی نیازهای اطلاعاتی بیماران بهبودیافته­‌ی کووید-19 در شهرستان کاشان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7233&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;شیوع پاندمی کرونا منجر به پیدایش نیازهای اطلاعاتی جدید برای افراد با سواد اطلاعاتی گوناگون شده است. افراد مبتلا به بیماری و هم چنین افراد سالم، نیاز به داشتن اطلاعاتی ضروری و کاربردی در مورد این پاندمی را در خود احساس می  کنند. یکی از دغدغه های بیماران کووید-۱۹ نیاز آنان به اطلاعات معتبر و کافی در مورد جنبه های گوناگون بیماری است. شناخت نیازهای اطلاعاتی بیماران و تجاربی که افراد بهبود یافته از بیماری دارند می تواند خود به  عنوان منبع اطلاعاتی مناسب و معتبر برای مشخص کردن نوع اطلاعات موردنیاز بیماران مشابه باشد. از این  رو هدف پژوهش حاضر شناسایی نیازهای اطلاعاتی بیماران بهبودیافته  ی کووید-۱۹ است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش  بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به روش تحلیل محتوای متعارف انجام شد. مشارکت  کنندگان بیماران بهبودیافته  ی کووید-۱۹ در شهرستان کاشان بودند که سابقه  ی پذیرش و ثبت اطلاعات درمانی در مراکز درمانی را داشته  اند. نمونه گیری شامل ۱۷ شرکت کننده(۱۱ مرد و ۶ زن) که با حداکثر تنوع به شیوه  ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه  ی نیمه  ساختاریافته برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد و بعد از ۱۷ مصاحبه به نقطه  ی اشباع رسید. یافته های مصاحبه با روش هفت مرحله  ای دیکلمن تجزیه وتحلیل شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج این پژوهش شامل ۴۳۰ کد اولیه بود که پس از حذف و ادغام کدهای تکراری هفت مضمون اصلی و ۳۰ زیرمضمون در زمینه  ی نیازهای اطلاعاتی استخراج شد. مضمون های اصلی و زیرمضمون ها شامل: شناخت ماهیت بیماری(منشا بیماری، آگاهی از علایم، نحوه  ی انتقال و انواع جهش  ها)، پیشگیری(پروتکل  های بهداشتی، تجهیزات پیشگیری واکسیناسیون)، درمان(تست  های تشخیصی، نوع درمان بیماری، روند بیماری، هزینه  ها و حمایت روانی)، تغذیه(نوع تغذیه جهت پیشگیری، در زمان بیماری و پس از بهبودی)، ارتباط با دیگران(نوع، طول و شرایط قرنطینه، نحوه  ی ارتباط با دیگران)، آمار، و محمل  های اطلاعاتی(روزآمدی، اعتبار و انواع) بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;حیاتی  ترین نیازهای اطلاعاتی بیماران کووید-۱۹، اطلاعاتی در مورد ماهیت، درمان و اقدامات پیشگیرانه از بیماری است. همچنین رسانه  های اجتماعی و اطلاعات شفاهی مانند پزشک، دوستان و آشنایان از جمله مهم ترین منابع کسب اطلاعات گزارش شدند. ازاین رو، این پژوهش پیشنهاد می  کند که مدیران حوزه  ی سلامت و بهداشت روزآمدترین و معتبرترین اطلاعات و اخبار مرتبط با کووید-۱۹ را از طریق مناسب  ترین و در دسترس  ترین رسانه  ها ارایه نمایند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>فاطمه شیخ شعاعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین عناصر داده‌ای جهت ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم تحت وب غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی 10 تا 25 سال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7151&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; گام نخست جهت مدیریت افسردگی در کودکان و نوجوانان، شناسایی ریسک فاکتورهاست. هدف این پژوهش شناسایی عناصر داده ای سیستم پشتیبان تصمیم بالینی غربالگری ریسک فاکتورهای افسردگی ماژور در افراد جوان است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعه ی پژوهش شامل پایگاه های Scopus، Pubmed، Embase، PsychInfo، WOS وClinical key و متخصصان حوزه ی سلامت روان شامل متخصصان روان پزشکی و دانشجویان روان شناسی و مشاوره و راهنمایی در مراکز آموزشی و درمانی معین است. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ای شامل سه بخش بود که توسط هشت نفر از متخصصان در دسترس تکمیل شد. داده ها با استفاده از تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) و میانگین (Mean) تحلیل شدند. شاخص روایی محتوایی برابر با ۰/۷۴ و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS &amp;nbsp;برابر با ۰/۸۲۴ محاسبه و در نتیجه روایی و پایایی ابزار تایید شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;مطابق با جدول لاوشه، عناصر اطلاعاتی مثل قوم و نژاد(Mean=۱/۱۲۵ ،CVR=-۰/۲۵) که CVR بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین کمتر از ۱/۵ داشتند، رد شدند. آیتم هایی مثل جنسیت(۱=CVR)، که CVR آن ها مساوی یا بیشتر از ۰/۷۵ بود، و نیز آیتم هایی مثل وضعیت تاهل(Mean=۱/۶۲۵ ،CVR=۰/۵) که CVR آن ها بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین مساوی یا بیشتر از ۱/۵ بود، پذیرفته و به عنوان مجموعه ی حداقل داده های غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال در نظر گرفته شدند. عناصر داده ای شناسایی شده در سه دسته ی دموگرافیک، بالینی و سوابق روانی-اجتماعی فرد دسته بندی شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;سیستم های پشتیبان تصمیم بالینی در مراحل مختلف ارایه مراقبت سلامت از جمله فرایند غربالگری کمک کننده هستند. با به کارگیری این سیستم ها برای غربالگری ریسک فاکتورهای افسردگی ماژور می توان محدودیت دسترسی به متخصصان بهداشت روان را بهبود بخشید، از اجرای گایدلاین ها اطمینان حاصل کرد و همکاری بین سطوح مختلف مراقبت سلامت را ارتقا داد. تعیین مجموعه ی حداقل داده های غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال، نخستین گام طراحی و ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم بالینی جهت شناسایی و غربالگری افراد از حیث این بیماری می باشد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نیلوفر خردبین</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
