<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پیاورد سلامت </title>
<link>http://payavard.tums.ac.ir </link>
<description>پیاورد سلامت - مقالات نشریه - سال 1403 جلد18 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1403/4/11</pubDate>

					<item>
						<title>نقشه‌‌های هم‌­تالیفی و هم‌­رخدادی واژگان در تولیدات علمی حوزه­‌ی غدد درون‌­ریز و متابولیسم ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7630&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;رشد و توسعه  ی حوزه های علمی مرهون برنامه ریزی صحیح و دقیق و درک کلی و جامع از ساختار این حوزه هاست. نقشه  های علمی از انواع روش های علم سنجی است که می تواند به شناخت وضعیت موجود حوزه های علمی و آشکار شدن ساختار درونی آن ها کمک کند. هدف مطالعه  ی حاضر، تحلیل نقشه  های هم  تالیفی و هم  رخدادی واژگان در تولیدات علمی حوزه  ی غدد درون  ریز و متابولیسم ایران است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; روش پژوهش حاضر، مقطعی است که با رویکرد علم  سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه تولیدات علمی حوزه غدد درون  ریز و متابولیسم ایران در پایگاه Web of Science است که در فوریه ۲۰۲۲ گردآوری شد. نقشه  های هم  تالیفی و هم  رخدادی واژگان با استفاده از نرم  افزارهای VOSviewer، Gephi و NodeXL ترسیم و تجزیه  وتحلیل گردید. تحلیل شبکه  ها با استفاده از شاخص های تحلیل شبکه  های اجتماعی انجام شد. خوشه های موضوعی و واژگان نوظهور نیز از طریق بررسی شبکه های هم رخدادی واژگان مشخص شد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته  ها: &lt;/strong&gt;کل تولیدات علمی ایران در حوزه  ی غدد درون  ریز و متابولیسم در پایگاه Web of Science، ۴۸۴۷ مدرک بود. بررسی نقشه  های علمی نشان داد که شبکه  هم  تالیفی نویسندگان گسسته است. مقدار ضریب خوشه  ای این شبکه ۰/۲۱۲ و قطر آن ۱۱ به  دست آمد. شاخص درجه میانگین شبکه هم  تالیفی نویسندگان با مقدار ۶/۶۲ نشان می دهد که هر گره به  طور میانگین با حدود ۶ گره دیگر در ارتباط است. پرتولیدترین و اثرگذارترین نویسنده  ها عزیزی و لاریجانی هستند. شش خوشه موضوعی در شبکه هم  رخدادی واژگان شناسایی شد که بزرگ ترین آن، فشار اکسیداتیو و بیان ژن است و به دنبال آن خوشه چاقی و دیابت قرار گرفته است. واژه  ی خودایمنی جزو واژگان نوظهور این حوزه است. &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه  گیری:&lt;/strong&gt; پژوهش  های ایران در زمینه  ی غدد درون ریز و متابولیسم روند رو به افزایشی را نشان می دهد ولی بین نویسندگان این حوزه همکاری کمی وجود دارد. شبکه  ی هم  تالیفی بین آن ها گسسته و تمایل آن ها به تشکیل خوشه کم است. بنابراین برای افزایش همکاری های علمی و پیوستگی شبکه ها نیاز به برنامه ریزی است. پیشنهاد می شود که پژوهشگران این حوزه در طراحی تحقیقات آینده به خوشه های موضوعی شبکه هم رخدادی واژگان و موضوعات نوظهور توجه نمایند. &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مریم شکفته</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه‌ی شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان قبل و بعد از کووید-19 با استفاده از مدل پابن لاسو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7708&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;افزایش کارایی بیمارستان ها با توجه به محدودیت منابع ضروری است. همه گیری کووید-۱۹، تأثیر بسیاری بر شاخص های عملکردی بیمارستان ها داشت. هدف از این مطالعه، ترسیم سیمایی از وضعیت عملکرد بیمارستان ها و تغییرات شاخص های بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در زمان قبل و بعد از کووید-۱۹ بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;پژوهش حاضر یک مطالعه ی توصیفی-مقطعی بود. جامعه ی پژوهش، کلیه بیمارستان های زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(۳۸ بیمارستان) بودند. داده های ورودی مربوط به سه سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰(سال ۱۳۹۸ به عنوان سال قبل از شیوع کووید-۱۹، سال ۱۳۹۹ به عنوان سال اول شیوع و سال ۱۴۰۰ به عنوان سال دوم شیوع) بودند که با استفاده از کاربرگ محقق ساخته از گزارش های استخراجی از سامانه آمار و اطلاعات بیمارستانی(آواب) موجود در مدیریت آمار و فناوری اطلاعات جمع آوری گردید و در نهایت داده ها با مدل پابن لاسو تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;روند شاخص ها در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ نشان می دهد که میانگین شاخص های درصد اشغال تخت و چرخش تخت در سال اول شیوع کووید-۱۹(۱۳۹۹) که اوج شیوع این بیماری بود، نسبت به سال ۱۳۹۸ کاهش و متوسط مدت اقامت بیمار افزایش یافته است. طی سال های ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و۱۴۰۰ به ترتیب، ۲۴/۳۲ و ۲۳/۶۸ و ۲۴/۳۲ درصد از بیمارستان ها در ناحیه سوم (ناحیه کارا) قرار داشتند، از سال ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹، در ۲۷ درصد بیمارستان ها، تغییر کارایی دیده شد که ۶ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشتند. از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰، در ۱۶ درصد بیمارستان ها، تغییر کارایی دیده شد که ۲ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به کارایی پایین بیمارستان ها، پیشنهاد می شود تا ارزیابی مستمر و سالیانه ی تغییرات کارایی بیمارستان ها جهت شناسایی زودهنگام علل ناکارایی و جلوگیری از افت آن صورت پذیرد و تدابیر مطلوب مدیران و سیاست گذاران سلامت در شرایط شیوع بیماری های پیش بینی نشده مانند شیوع کووید-۱۹ جهت استفاده ی بهینه تر از منابع بیمارستانی ضروری است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Calibri,sans-serif&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color:black&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>صدیقه ترکی هرچگانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی کاربردپذیری اکتشافی داشبورد تحت وب مدیریت کووید 19</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7723&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; امروزه داشبوردهای اطلاعاتی، ابزار اصلی برای درک و استخراج دانش از مجموعه داده های بزرگ هستند و می توانند در اشکال گوناگون توسط ارایه دهندگان خدمات مراقبت سلامت، استفاده شوند. هم زمان با اپیدمی کووید ۱۹، داشبوردهای اطلاعاتی متعددی طراحی و توسعه یافتند؛ اما به دلیل سرعت انتشار این ویروس فرصت ارزیابی آن ها وجود نداشت. این پژوهش با هدف ارزیابی کاربردپذیری داشبورد مدیریت کووید ۱۹ انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه توصیفی-مقطعی بوده و بر روی داشبورد مدیریتی کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. داشبورد به روش ارزیابی اکتشافی و با مشارکت سه نفر از متخصصان انفورماتیک پزشکی ارزیابی گردید. هریک از ارزیابان به صورت مستقل و با استفاده از چک لیست اصول سیزده گانه، سامانه را ارزیابی و مشکلات سامانه را شناسایی نمودند. سپس با حضور کلیه ارزیابان، لیست مشکلات شناسایی شده ترکیب و مشکلات تکراری از لیست حذف و یک لیست واحد تهیه گردید. در این جلسه مشترک هرگونه اختلاف نظر در مورد مشکلات یافت شده توسط ارزیابان بحث و بررسی گردید و به یک نظر مشترک رسیدند. در نهایت، ارزیابان درجه ی شدت مشکلات را تعیین و گزارش نمودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این ارزیابی، در مجموع ۷۹ مشکل کاربردپذیری شناسایی شد. بیش ترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی&amp;laquo;راهنما و مستندسازی&amp;raquo;(۱۲ مشکل) و کم ترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی های&amp;laquo;جنبه های زیبا شناختی و طراحی ساده &amp;raquo;(۲ مشکل) و&amp;laquo;حریم خصوصی&amp;raquo;(۱ مشکل) بود. ۴۵/۵۸% مشکلات شناسایی شده در رده مشکلات بزرگ بودند. میانگین درجه ی شدت مشکلات از ۲/۰۵(مسئله کوچک) مربوط به ویژگی&amp;laquo;تعامل و احترام به کاربر&amp;raquo; تا ۲/۹۹(مشکل بزرگ)&amp;nbsp; مربوط به ویژگی&amp;laquo;آزادی عمل کاربر و تسلط بر سیستم&amp;raquo; بود. همچنین میانگین شدت مشکلات در مجموع ۲/۵ محاسبه شد که در محدوده ی مشکلات کوچک دسته بندی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; روش ارزیابی اکتشافی، مشکلات رابط کاربری سیستم های اطلاعاتی و داشبوردها را با استفاده از استانداردهای از پیش تعیین شده شناسایی می کند. درصورتی که این مشکلات برطرف نشوند، موجب هدر رفتن زمان کاربران، افزایش خطا، کاهش کیفیت اطلاعات، نارضایتی و سردرگمی کاربران می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>سمیه ذاکرعباسعلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تکنیک‌های هوش‌مصنوعی به‌منظور مدیریت بیماری آب مروارید: مرور نظام‌مند</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7726&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; آب مروارید&amp;nbsp; به عنوان عامل ۵۱ درصد نابینایی در سطح جهان شناخته شده است. به دنبال نتایج امیدوارکننده ی اولیه سیستم های هوش مصنوعی در بیماری های چشمی، الگوریتم های هوش مصنوعی در تشخیص آب مروارید، درجه بندی شدت آب مروارید، محاسبات مربوط به لنزهای داخل چشمی و حتی به عنوان ابزار کمکی در جراحی آب مروارید کاربرد دارد. این مطالعه به صورت یک مرور سیستماتیک به بررسی تکنیک های هوش مصنوعی در مدیریت بیماری آب مروارید پرداخته است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه، مرور سیستماتیک با هدف بررسی تکنیک ها ی هوش مصنوعی به منظور مدیریت بیماری آب مروارید تا تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۲ و بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد. تمام مقالات مرتبط منتشرشده به زبان انگلیسی و از طریق جستجوی سیستماتیک در پایگاه های اطلاعاتی آنلاین PubMed، Scopus و Web of Science استخراج شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;در جستجوی اولیه در پایگاه های اطلاعاتی ۱۹۲ رکورد شناسایی شد و در نهایت ۲۳ مقاله جهت بررسی وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد که الگوریتم های شبکه عصبی پیچشی(۶ مقاله)، شبکه عصبی بازگشتی(۱ مقاله)، شبکه پیچشی عمیق(۱ مقاله)، ماشین بردار(۲ مقاله)، یادگیری انتقالی(۱ مقاله)، درخت تصمیم(۴ مقاله)، جنگل تصادفی(۴ مقاله)، رگرسیون لجستیک(۳ مقاله)، الگوریتم های بیز(۳ مقاله)، XGBoost (۳ مقاله) و الگوریتم خوشه بندی K نزدیک ترین همسایه(۲ مقاله) از تکنیک ها و الگوریتم های شبکه عصبی مصنوعی و یادگیری ماشین بودند که از آن ها به صورت ترکیبی در مطالعات به منظور تشخیص(۷۰%)، مدیریت(۱۷%) و پیش بینی بیماری آب مروارید(۱۳%) استفاده نموده بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; تکنیک ها و الگوریتم های مختلف هوش مصنوعی و یادگیری ماشین می توانند در تشخیص، درجه  بندی، مدیریت و پیش بینی آب مروارید با دقت بالا عمل کرده و مؤثر باشند. در این مطالعه، تکنیک های یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیچشی بیشترین سهم را در تشخیص آب مروارید داشته اند. در مدیریت آب مروارید تکنیک های یادگیری عمیق، درخت تصمیم و الگوریتم بیزی دخیل بودند. الگوریتم های یادگیری ماشین مانند رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی، شبکه عصبی مصنوعی، درخت تصمیم، K نزدیک ترین همسایه، XGBoost و تقویت سازگار نیز در پیش بینی آب مروارید نقش داشتند. همان طورکه پیش بینی و تشخیص زودهنگام و مراجعه به موقع می تواند عوارض بیماری در آینده را کاهش دهد، به کارگیری سیستم های مبتنی بر مدل های هوش مصنوعی که دقت قابل قبولی دارند، می توانند در جهت پشتیبانی از فرایند تصمیم گیری پزشکان و مدیریت این بیماری مؤثر واقع گردند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مریم زحمت کشان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جداسازی مولکولی ژن  srf از باسیلوس‌های خاک‌زی گرمادوست و کلونینگ آن در سلول مستعد به‌منظور استفاده در صنعت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7556&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;margin-right: 40px; text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; باسیلوس های ترموفیل، حامل ژن های مختلف و بیوسورفکتانت ها می باشد. سورفکتانت های میکروبی مولکول های فعال سطحی هستند که توسط انواع میکروارگانیسم ها از جمله باکتری ها، مخمرها و قارچ های رشته ای تولید می شوند. بیوسورفکتانت ها قادر به کاهش انرژی سطحی بین فازها و ایجاد موانع الکترواستاتیکی هستند و در نتیجه از ادغام ذرات جلوگیری می کنند. هدف از مطالعه ی حاضر، جداسازی مولکولی ژن&amp;nbsp; srf از باسیلوس های خاک زی گرمادوست و کلونینگ آن در سلول مستعد به منظور استفاده درصنعت است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; ۱۵ نمونه خاک مناطق مختلف کرمان جمع آوری و به منظور جداسازی سویه های باسیلوس غربال شدند. مطالعات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی جهت شناسایی سویه ها انجام شد. پس از بررسی بیوشیمیایی جدایه های میکروبی جداسازی شده و تأیید سویه های باسیلوس، استخراج DNA صورت گرفت. سپس با روش PCR ژن&amp;nbsp; srf از این جدایه ها شناسایی گردید. قطعه تکثیر یافته توسط روش TA کلونینگ به داخل وکتور pTG۱۹ وارد شد. سپس وکتور نوترکیب به باکتری E.coli سویه اوریگامی ترانسفورم و با استفاده از روش های رایج تأیید کلونینگ صورت گرفت. ژن خانگی ۱۶S rRNA به عنوان کنترل داخلی تست استفاده شد. بررسی میزان بیان ژن با اندازه گیری نسبی بیان mRNA در مقایسه با کنترل منفی که باکتری E.coli فاقد ژن srf بود، انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; درمجموع، ۱۲ جدایه باسیلوس های ترموفیل از نمونه های خاک به دست آمد. در نتیجه ی واکنش PCR برای ژن&amp;nbsp; srf با پرایمرهای طراحی شده ۱ جدایه(۸/۳%) مثبت رویت شد. حضور ژن&amp;nbsp; srf و بیان این ژن توسط آزمون Real time PCR بررسی شد. بررسی کلنی های سفید و آبی، پرایمر M۱۳، محل اتصال و تعیین توالی ژن ۱۶S rRNA تأییدکننده ی صحت کلونینگ ژن مذکور در باکتری میزبان بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مطالعه ی حاضر، موفق به شناسایی باسیلوس گرمادوست بومی حامل ژن&amp;nbsp; srf بود که جهت دستیابی گسترده، راحت و مقرون به صرفه به آنزیم بیوسورفکتانت، جهت استفاده در مصارف صنعتی، کشاورزی، حذف آلاینده های نفتی و کاهش کشش سطحی محیطی می باشد که می توان از آن در صنایع مذکور بهره برد.&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نوشین خندان دزفولی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی، اجرا و ارزشیابی پروتکل قبل، حین و بعد از جراحی ویپل و تأثیر آن بر دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان رشته اتاق‌عمل</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7744&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;آموزش های معمول برای کسب دانش و مهارت دانشجویان رشته اتاق عمل، جهت ایفای نقش به عنوان فرد اسکراب و سیار، به ویژه در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی، کافی نیست. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر طراحی، اجرا و ارزشیابی پروتکل قبل، حین و بعد از عمل جراحی ویپل و تأثیر آن بر دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان رشته اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این پژوهش، مطالعه ای نیمه تجربی از نوع قبل و بعد از مداخله بود که طی آن ۵۰ نفر از دانشجویان ترم پنجم و هفتم مقطع کارشناسی رشته اتاق عمل  انتخاب شده و با استفاده از پروتکل طراحی شده، آموزش داده شدند. محتوای پروتکل، شامل جدیدترین اصول تکنولوژی جراحی ویپل در زمینه آناتومی جراحی، بیماری شناسی دستگاه گوارش و پانکراس، اقدامات تشخیصی و آمادگی های قبل از عمل جراحی ویپل، فرایند عمل جراحی ویپل و مرحله ی پس از عمل جراحی و دوره ریکاوری جراحی ویپل بود. قبل و بعد از آموزش، میزان دانش، نگرش و مهارت های بالینی دانشجویان با استفاده از پرسش نامه و چک لیست مشاهده ای، ارزیابی و مقایسه شد. داده ها با استفاده از آزمون پارامتری تی زوجی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که بعد از به کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده، دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان اتاق عمل افزایش یافته است. یعنی به کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده بر میزان دانش، نگرش و به ویژه مهارت های بالینی دانشجویان موثر بود. به طوری که اختلاف معنادار آماری در میانگین نمره آزمون دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان قبل و بعد از آموزش مشاهده شد(۰/۰۵&gt;P).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; براساس نتایج حاصل از این مطالعه، طراحی و به کارگیری پروتکل های آموزشی، شیوه ای مؤثر در فرایند آموزش و ارزشیابی میزان دانش، نگرش و مهارت های بالینی دانشجویان در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی مانند عمل جراحی ویپل می باشد. ازاین رو به کارگیری پروتکل های آموزشی طراحی شده در فرایند آموزش دانشجویان، به کلیه استادان و مسئولان آموزشی رشته اتاق عمل توصیه می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>پارسا فرمهین فراهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی سیستم تصمیم‌یار در تشخیص بیماری نوروفیبروماتوز نوع 1 با استفاده از نقشه شناختی فازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7753&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; باتوجه به حساسیت بالای حوزه پزشکی، یک اشتباه می تواند خسارات جبران ناپذیری به جامعه انسانی وارد نماید. بدین منظور، یافتن علایم بیماری و روابط بین آن ها جهت تسهیل در امر بهبود بیماری ها امری اجتناب ناپذیر است. از این رو هدف پژوهش حاضر ابتدا شناسایی علایم بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ توسط متخصصان، سپس تعیین ارتباط بین علایم و میزان تأثیر آن ها بر یکدیگر بوده تا مهم ترین معیار در بهبود بیماری مشخص شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر از نقطه نظر هدف، از نوع توسعه ای-کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. مطالعه موردی پژوهش حاضر اختلالات ستون فقرات است که بر اساس نظر خبرگان، بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ یکی از آن ها تشخیص داده شده است. بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱، یک اختلال ژنتیکی است که سبب ایجاد تومور در بافت عصبی می شود. درهمین راستا، در پژوهش حاضر، ابتدا معیارها که علایم بیماری هستند، با استفاده از نظر گروهی از متخصصان و پیاده سازی روش دلفی فازی تعیین شده است. در مرحله بعد مدلی برای روابط علی و معلولی بین علایم بیماری ارایه شده است. برای این منظور با استفاده از نرم افزارهای MATLAB، FCMapper و Pajek، نقشه شناختی فازی رسم شده، سپس برای بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ سناریوهای رو به عقب و رو به جلو ارایه شده و سناریوی بهبود بیماری تعیین شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داده است که به ترتیب تغییرات هورمونی، لکه های صاف قهوه ای روی پوست، کک و مک ها در ناحیه زیر بغل و کشاله ران، برآمدگی های نرم رو یا زیرپوست، فشار خون بالا، مشکلات تنفسی، برآمدگی های روی عنبیه چشم(ندول های لیش)، تومور در عصب بینایی-گلیومای چشمی، قد کوتاه، تغییر شکل استخوان، ناتوانی های یادگیری-اختلال بیش فعالی یا کمبود توجه(ADHD) و اندازه سر بزرگ تر از حد متوسط رتبه اول تا دوازدهم را به خود اختصاص داده اند. روابط علت و معلولی بین علایم نشان داد که معیار تغییرات هورمونی بیشترین تأثیر را بر معیار کک و مک ها در ناحیه زیر بغل یا کشاله ران دارد؛ بنابراین در صورت بهبود معیار تغییرات هورمونی بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ نیز بهبود داده می شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته های این تحقیق به جامعه پزشکی کمک کرده تا درک بهتری از علایم بیماری داشته باشند تا پزشکان بتوانند بر اساس میزان اهمیت علایم بیماری ها، توصیه های پیشگیری و مراقبت خود را بهبود دهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا شهرکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط پلی‌مورفیسم‌های اگزون ده ژن گیرنده FSH و نتیجه‌ی IVF در زنان ایرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7684&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; هورمون گلیکوپروتئینی محرک فولیکول یا همان FSH وظایف خود را از طریق گیرنده اش (FSHR) اعمال می کند. این هورمون در زنانی که در سن باروری قرار دارند، موجب رشد و تکامل فولیکول ها در تخمدان در مرحله فولیکولی چرخه قاعدگی می شود. این هورمون به طور گسترده در درمان ناباروری استفاده قرار می شود. پلی مورفیسم های متعددی تاکنون در ژن FSHR گزارش شده است که در پاسخ تخمدانی تأثیرگذار هستند ولیکن ژن FSHR دارای دو پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی بسیار رایج در موقعیت های ۶۸۰ و ۳۰۷ در اگزون شماره ۱۰ می باشد. یکی از آن ها در جایگاه ۳۰۷ موجب تغییر آمینواسید ترئونین به آلانین شده و دیگری در جایگاه ۶۸۰ موجب تغییر آسپارژین به سرین می شود. مطالعات انجام شده نشان داده است که این دو پلی مورفیسم با پاسخ های متفاوت تخمدان و نتایج مختلف IVF در جمعیت های مختلف مرتبط است. بیشتر مطالعات تاکنون به طور ویژه بر روی rs۶۱۶۶ (p.Asn۶۸۰Ser) انجام شده است، اما این مطالعه به بررسی ارتباط احتمالی بین rs۶۱۶۶ و rs۶۱۶۵ (p.Thr۳۰۷Ala) و نتیجه ی IVF می پردازد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پلی مورفیسم های موجود در اگزون ۱۰ ژن FSHR پس از خون گیری و استخراج DNA با استفاده از روش PCR-RFLP در ۱۲۰ زن در دو گروه مساوی شامل زنان نابارور با IVF موفق و زنان نابارور با IVF ناموفق بررسی گردید. به منظور تأیید نتایج، تعیین توالی DNA برای برخی از نمونه های انتخاب شده انجام گرفت. در نهایت نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در هر دو SNP مورد بررسی تفاوت معنی داری در فراوانی آللی بین گروه IVF موفق و گروه IVF ناموفق، با در نظر گرفتن ویژگی های کلینیکی و پاراکلینیکی از جمله سن، وزن، مدت ازدواج و ... مشاهده نشد(۰/۰۵&lt;p-value).&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; باوجود نتایج متفاوت مطالعات انجام شده در خصوص تأثیر پلی مورفیسم های (rs۶۱۶۵ و rs۶۱۶۶) ژن FSHR در جمعیت های مختلف، با توجه به عدم تفاوت معنی دار در فراوانی پلی مورفیسم های فوق در جمعیت مورد مطالعه، چنین نتیجه گیری می شود که از این دو پلی مورفیسم برای پیش بینی نتیجه ی IVF در زنان نابارور ایرانی، نمی توان استفاده کرد.&lt;/p-value).&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محسن قدمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
