<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پیاورد سلامت </title>
<link>http://payavard.tums.ac.ir </link>
<description>پیاورد سلامت - مقالات نشریه - سال 1404 جلد19 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1404/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثرات ضدقارچی کارواکرول بر روی جدایه‌های بالینی ترایکوفایتون روبروم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7923&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; ترایکوفایتون روبروم از جمله گونه های مهم قارچی ایجادکننده ی عفونت درماتوفیتی به ویژه عفونت درماتوفیتی مزمن است؛ بنابراین نیاز به تشخیص زودهنگام و درمان ضدقارچی مناسب دارد. باتوجه به مقاومت های دارویی در حال افزایش گونه های مختلف درماتوفیت نسبت به داروهای ضدقارچی، استفاده از ترکیبات گیاهی با خواص ضدقارچی می تواند جهت درمان کمکی یا حتی درمان جایگزین برای داروهای ضدقارچی به کار رود. کارواکرول دارای طیف وسیعی از فعالیت های زیستی از جمله خواص ضدقارچی، ضدویروسی، ضد باکتریایی، حشره کشی و آنتی اکسیدانی می باشد. براین اساس، هدف از این مطالعه، تعیین اثر ضدقارچی کارواکرول بر روی ۱۲ سویه ترایکوفایتون روبروم در مقایسه با داروی ضدقارچی تربینافین در شرایط آزمایشگاهی بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این بررسی روی جدایه های بالینی روی جدایه های ترایکوفایتون روبروم که قبلاً از نظر مرفولوژی و مولکولی تعیین هویت شده بودند، انجام شد. پروتکل مورد استفاده جهت انجام تست حساسیت دارویی، استاندارد A۳۸-M-CLSI۲ به روش Microdilution Borth بود. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS آنالیز شد و میزان&amp;nbsp;MIC۵۰&amp;nbsp;و MIC۹۰ این دارو علیه جدایه های  ترایکوفایتون روبروم محاسبه شد.&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC: Minimum Inhibitory Concentration) با استفاده از غلظت های مختلف کارواکرول(در محدوده غلظتی ۰/۲۵ تا ۲ میکروگرم بر میلی لیتر) و تربینافین(در محدوده غلظتی ۰/۰۶۲۵ تا ۰/۵ میکروگرم بر میلی لیتر) تعیین شد. مقادیر MIC۵۰ و MIC۹۰ برای کارواکرول به ترتیب ۰/۵ و ۲ میکروگرم بر میلی لیتر تعیین شد. در حالی که مقادیر مربوطه برای تربینافین به ترتیب ۰/۰۶۲۵ و ۰/۵ میکروگرم بر میلی لیتر محاسبه شد. مقادیر GM برای کارواکرول ۰/۵ و برای تربینافین ۰/۱ است. مشابه تربینافین، فعالیت ضدقارچی ترکیب مورد مطالعه نیز در برابر جدایه های تریکوفایتون روبروم تفاوت معنی داری داشت(۰۵/P-value&lt;۰).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اگرچه MIC کارواکرول در محیط آزمایشگاهی (in vitro) بالاتر از تربینافین بود، اما فعالیت ضدقارچی قابل توجهی را در برابر جدایه های ترایکوفایتون روبروم از خود نشان داد. بنابراین، به نظر می رسد این ترکیب طبیعی می تواند گزینه ی مناسبی جهت درمان کمکی همراه با داروهای ضدقارچی در عفونت های درماتوفیتی باشد، هرچند تحقق این امر نیاز به بررسی بیشتر روی اثر ترکیبی کارواکرول و تربینافین، تعیین سمیت کارواکرول و همچنین بررسی این ترکیب در محیط داخل بدن (in vitro) دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهین توکلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شرایط شغلی و حمایت‌های اجتماعی- اقتصادی از بیماران مبتلا به نورومیلیت اپتیکا در ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7913&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; بیماری های غیرواگیر یکی از مهم ترین چالش های سلامت عمومی در قرن ۲۱ هستند. نورومیلیت اپتیکا (Neuromyelitis Optica (NMO یک بیماری نادر خودایمنی است که بر سیستم عصبی مرکزی تأثیر می گذارد و می تواند منجر به ناتوانی دایمی در افراد جوان شود. این بیماری به دلیل تأثیرات اقتصادی و کاهش کیفیت زندگی اهمیت دارد و شناخت عوامل اقتصادی و اجتماعی آن ضروری است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه یک مطالعه ی مقطعی مبتنی بر جمعیت بیماران NMO ایران است. ابزار این مطالعه یک پرسش نامه ی محقق ساخته به زبان انگلیسی از دانشگاه هاروارد آمریکا بود که به فارسی ترجمه و به انگلیسی باز ترجمه (Translate-retranslate) شد. نمونه ها شامل بیماران NMO ثبت شده در سیستم ثبت ملی NMO ایران در بیمارستان سینا در شهر تهران بودند که به صورت مصاحبه ی تلفنی اطلاعات مربوط به اشتغال، درآمد و وضعیت اقتصادی-اجتماعی خود را تکمیل کردند. اطلاعات در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تعداد کل نمونه ها ۷۰ نفر بود که میانگین سنی آن ها ۴۱/۴۰ سال با انحراف معیار ۱۰/۹۱ سال بود. اکثریت مبتلایان به بیماری را زنان تشکیل داده اند؛ به طوری که ۷۱/۴% (۵۰ از ۷۰) از بیماران زن و ۲۸/۶% (۲۰ از ۷۰) مرد بودند. ۶۱/۴% (۴۳ از ۷۰) از بیماران شغل خود را به دلیل بیماری NMO از دست داده بودند و۷۰% (۴۹ از ۷۰) نیز ساعات کاری خود را کاهش داده بودند. همچنین ۴۷/۱% (۳۳ از ۷۰) از بیماران کاهش درآمد سالیانه را گزارش کرده اند. ۱۰% (۷ از ۷۰) از بیماران هیچ درآمد سالانه ای ندارند و ۳۲/۸% (۲۳ از ۷۰) بین ۵۱% تا ۱۰۰% از درآمد سالانه خود را به دلیل این بیماری از دست داده اند. ۱۸/۵% (۱۳ از ۷۰) از بیماران به دلیل بروز بیماری NMO دیگر بیرون از خانه کار نمی کنند. در مجموع، تأثیرات NMO بر کاهش اشتغال، ساعات کاری و درآمد بیماران به طور قابل توجهی زیاد بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که بیماری NMO تأثیرات جدی بر وضعیت اشتغال و درآمد این بیماران دارد و این بیماران نیازمند حمایت های اقتصادی و اجتماعی بیشتری در ایران هستند. با توجه به ناتوانی های جسمی ناشی از این بیماری و کاهش توانایی کار کردن، بیماران مبتلا به NMO باید از حمایت های اجتماعی و اقتصادی ویژه ای از سوی سیاست گذاران برخوردار شوند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شراره اسکندریه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>چالش‌های مدیریت بلایا در  منطقه زلزله خیز و پرخطر کوهبنان در کرمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7843&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; شناسایی و انتقال درس آموخته های حوادث گذشته می تواند در بهبود عملکرد مدیریت  بلایا در آینده اثرگذار باشد. اگرچه اصول کلی مدیریت بلایا در حوادثی مانند زلزله مشترک است، اما عوامل خاصی از جمله موقعیت جغرافیایی، مقیاس و شدت حادثه، زمان وقوع و ویژگی های بومی منطقه می توانند چالش ها و در نتیجه رویکردهای مدیریتی را متفاوت کنند. ازاین رو مطالعه ی موردی هر حادثه با توجه به شرایط منحصربه فرد آن برای یادگیری ضروری است. این پژوهش با تمرکز بر زلزله ی کوهبنان، به دنبال شناسایی چالش های مدیریتی ناشی از ویژگی های خاص این منطقه است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این پژوهش یک مطالعه ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قیاسی است. جامعه ی پژوهش شامل صاحب نظران، تصمیم گیران و مجریان مستقیم درگیر در مدیریت حادثه ی زلزله ی کوهبنان بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع، ۱۵ مشارکت کننده از سازمان های کلیدی از جمله دانشگاه علوم پزشکی، جمعیت هلال احمر، مرکز مدیریت بحران استانداری و سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه ی امداد و نجات انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ی عمیق بود که سؤالات آن بر اساس ابعاد چارچوب STEEPV (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، محیطی، سیاسی، ارزشی) طراحی شد. روند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری داده ها ادامه یافت. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۴۲ کد اولیه، ۱۴ زیرطبقه و ۶ طبقه ی اصلی مطابق با چارچوب STEEPV گردید. در بخش اجتماعی، سه چالش محوری شامل نقص در آموزش عمومی و تخصصی(۳ کد)، ضعف در ارتباطات و هماهنگی بین بخشی(۶ کد) و پاسخ گویی ناکافی به نیازهای سلامت جامعه(۴ کد) بود. در حوزه فناوری، دو محدودیت اصلی در مدیریت اطلاعات(۲ کد) و توانمندسازی زیرساخت های فناورانه(۲ کد) مشاهده شد. از منظر اقتصادی، دو چالش مسائل مالی(۵ کد) و موانع رفاهی(۳ کد) به عنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند. در بُعد محیطی، دو چالش عمده شامل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خاص مانند کوهستانی بودن، قرار گرفتن روی گسل، وجود معادن(۴ کد) و محدودیت های زیرساختی و کالبدی(۳ کد) ایجاد شده بود. در عرصه سیاسی، دو چالش شکاف بین دولت و مردم(۲ کد) و عملکرد ضعیف برخی نهادهای اجرایی(۲ کد) مشهود بود. همچنین چالش های فرهنگی و ارزشی شامل سه مؤلفه باورهای بومی خاص(۱ کد)، رفتارهای ناصحیح در جامعه و تیم های امدادی(۲ کد) و عدم توجه به فرهنگ منطقه در عملیات(۳ کد) بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; این مطالعه نشان داد که باوجود مقیاس نسبتاً کوچک حادثه ی زلزله ی کوهبنان، بسیاری از چالش های ساختاری و مدیریتی که در بلایای بزرگ تر گذشته نیز مشاهده شده، تکرار گردید. این یافته بر ضعف مزمن در نظام درس آموزی و اصلاح فرایندها در مدیریت بلایا تأکید دارد. به کارگیری چارچوب های تحلیلی جامع مانند STEEPV می تواند به مدیران و برنامه ریزان کمک کند تا با درک پیچیدگی و درهم تنیدگی ابعاد مختلف بحران، از نگرش جزءنگر و واکنشی فاصله گرفته، تصمیم گیری های دقیق تر، هماهنگی مؤثرتر بین ذی نفعان و در نهایت افزایش تاب آوری جامعه را محقق سازند. توصیه می شود که نتایج این مطالعه به عنوان نقشه راهی برای بازنگری در سیاست های ملی مدیریت بحران و طراحی یک سامانه ی یکپارچه ی درس آموزی از حوادث استفاده گردید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمد حسین مهرالحسنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی انطباق سیستم‌ اطلاعات بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی داده‌های سلامت در سال 1403</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7940&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; با دیجیتالی شدن خدمات سلامت، سیستم های اطلاعات بیمارستانی حجم زیادی از داده های حساس را پردازش و مدیریت می کنند؛ بنابراین حفاظت از این اطلاعات امری بسیار حیاتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی میزان انطباق سسیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی قانون قابلیت انتقال و پاسخ گویی بیمه های سلامت (HIPAA) در سال ۱۴۰۳ انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این، مطالعه ای توصیفی- مقطعی بود که در ۱۵ بیمارستان آموزشی و غیرآموزشی تابعه دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام گرفت. جامعه پژوهش، مدیران واحد فناوری اطلاعات بیمارستان بودند که به روش تمام شماری(۱۵ نفر) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، چک لیستی محقق ساخته شامل ۵۶ گویه بر اساس استاندارد فیزیکی و فنی HIPAA بود که روایی صوری چک لیست با بررسی ۵ نفر متخصص مدیریت اطلاعات سلامت، انفورماتیک پزشکی و سیاست گذاری سلامت تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۸۴ تأیید گردید. داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی(فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مجموع ۱۵ نفر از مدیران واحد فناوری اطلاعات(۱۴ مرد و ۱ زن) از ۸ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان غیرآموزشی در مطالعه شرکت نمودند. یافته ها نشان داد که میزان انطباق سیستم اطلاعات بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی HIPAA به ترتیب ۸۱/۷ و ۸۶/۷ درصد بود. در حوزه حفاظت فیزیکی، استاندارد امنیت ایستگاه کاری با میانگین ۸۹/۳ درصد بالاترین میزان انطباق را داشت و در برخی شاخص ها، از جمله وجود رویه های دسترسی اضطراری به تأسیسات و روش های کنترل دسترسی فیزیکی، انطباق کامل(۱۰۰ درصد) مشاهده شد. در مقابل، کمترین میزان انطباق در این حوزه مربوط به استاندارد کنترل های دستگاه و رسانه با میانگین ۷۴/۹ درصد بود، به ویژه در زمینه شناسایی و ردیابی سخت افزارها و رسانه های الکترونیکی. در حوزه حفاظت فنی، میانگین انطباق کلی ۸۶/۷ درصد به دست آمد؛ به گونه ای که استاندارد احراز هویت با انطباق کامل(۱۰۰ درصد) بالاترین وضعیت را داشت. همچنین، استانداردهای کنترل دسترسی(۹۳/۳ درصد)، کنترل های حسابرسی(۸۶/۷ درصد) و امنیت انتقال اطلاعات(۸۵/۳ درصد) در سطح مطلوبی قرار داشتند. با این حال، کمترین میزان انطباق مربوط به استاندارد یکپارچگی با ۵۰ درصد بود که بیانگر ضرورت تقویت زیرساخت های فنی و به کارگیری سازوکارهای الکترونیکی پیشرفته تر برای تضمین صحت و یکپارچگی داده ها است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; اگرچه سطح کلی انطباق در بیمارستان های مورد مطالعه در حد مطلوبی قرار دارد، اما شکاف های قابل توجهی به ویژه در حوزه های کنترل دستگاه ها و رسانه ها و همچنین یکپارچگی داده ها مشاهده می شود. این کاستی ها می تواند به نقض حریم خصوصی بیماران و خدشه دار شدن اعتماد عمومی به نظام سلامت بینجامد. توصیه می شود مدیران ارشد بیمارستان ها و سیاست گذاران حوزه سلامت با تدوین و اجرای دستورالعمل های دقیق داخلی، سرمایه گذاری در فناوری های پشتیبان و برگزاری دوره های آموزشی مستمر و هدفمند برای کلیه پرسنل، نسبت به رفع این نواقص اقدام کنند. همچنین پایش دوره ای انطباق برای تضمین بهبود مستمر ضروری است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>راضیه فرهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل حفاظت مالی در نظام سلامت: بررسی شاخص‌های پرداخت مستقیم از جیب و هزینه‌های کمرشکن در میان بیمه‌شدگان شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7822&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; حفاظت عادلانه در مقابل خطرات مالی یکی از اهداف اصلی نظام های سلامت محسوب می شود و عدم حفاظت مالی در سلامت به عنوان یک بیماری در نظام های سلامت تلقی می شود. محافظت شهروندان در برابر عواقب مالی بیماری و دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، چالشی برای دولت ها و سیاست گذاران می باشد. این مطالعه با هدف بررسی شاخص های میزان پرداخت مستقیم از جیب، هزینه های کمرشکن و هزینه های فقرزا در بیمارستان های شهر تهران انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ انجام شد. جامعه پژوهش کلیه خانوارهای زیرپوشش یکی از سازمان های بیمه ای کشور در شهر تهران بود که ۲۹۸ خانوار در این مطالعه شرکت کردند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده در پنج بیمارستان جنرال  منتخب شهر تهران انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی سازمان جهانی بهداشت (WHS: The World Health Survey) استفاده شد. مصاحبه با سرپرست خانوار و یا فرد مطلع خانواده انجام گردید. هزینه های کمرشکن بر اساس ظرفیت پرداخت خانوار و خط فقر نیز بر اساس مخارج خوراک خانوارها محاسبه شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPSS تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج نشان داد که ۳۹/۹ درصد از خانوارها کمتر از ۱۰ درصد از کل مخارج خانوار را به صورت پرداخت مستقیم از جیب برای سلامتشان هزینه کرده اند. ۶۲/۱ درصد از مشارکت کنندگان با هزینه های سلامت کمرشکن و ۲۴/۲ درصد با هزینه های فقرزای سلامت مواجه شدند. همچنین ۳۶/۹ درصد آن ها مجبور به قرض گرفتن از دوست یا فامیل و ۱۷/۴ درصد نیز قرض گرفتن از غریبه شدند. تأمین هزینه های سلامت ۵/۴ درصد از مشارکت کنندگان را به فروش وسایل خانه، فرش، طلا و جواهر و غیره سوق داده بود. خدمات دندان پزشکی با میانگین ۱,۳۶۹,۰۰۰ تومان(۳,۶۲۶,۰۰۰&amp;plusmn;) و دارو با میانگین ۱,۲۱۰,۰۰۰ تومان(۲,۱۰۴,۰۰۰&amp;plusmn;) بیشترین هزینه ها را به خانوارها تحمیل کرده اند. تحلیل های آماری نشان داد که میزان رویارویی مشارکت کنندگان با هزینه های سلامت کمرشکن (CHE) بر اساس متغیرهای سن(۰/۰۰۱=P)، وضعیت اشتغال(۰/۰۰۴=P)، وجود فرد ناتوان و یا نیازمند مراقبت(۰/۰۰۲=P) و سطح تحصیلات(۰/۰۲۱=P) اختلاف معناداری وجود دارد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; باتوجه به نتایج مطالعه، بیش از ۶۲ درصد از خانوارها دچار CHE هستند، به ویژه در میان افراد مسن و بازنشستگان، که بیانگر ضعف نظام حفاظت مالی سلامت است. این وضعیت ضرورت بازنگری فوری در سیاست های تأمین مالی و توسعه پوشش بیمه ای هدفمند برای گروه های پرخطر را آشکار می سازد. پیشنهاد می شود بسته های بیمه ای ویژه افراد بالای ۶۰ سال با پوشش کامل خدمات مزمن، تخصصی و پیشگیرانه طراحی شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>ساناز زرگر بالای جمع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خودمراقبتی مصدومان جنگی بلافاصله پس از صدمه: یک مطالعه­‌ی روایتی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7979&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;جنگ یک پدیده جدایی ناپذیر از تاریخ بشر است که مشکلات و معضلات فراوانی را در پی دارد. خودمراقبتی مصدومان نقش اصلی در کاهش عوارض و مرگ ومیر دارد. هدف از این مطالعه&amp;laquo;آشنایی با خودمراقبتی مصدومان جنگی بلافاصله پس از صدمه&amp;raquo; است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این پژوهش روایتی، از مرور منابع کتابخانه  ای و جستجوی پایگاه  های اطلاعاتی داخلی و خارجی مرتبط با هدف مطالعه استفاده شد، سپس مقالات، کتاب ها، پایان نامه  ها و سایر منابع علمی مرتبط با موضوع بررسی گردید.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته  ها:&lt;/strong&gt; در شرایط جنگی مجموعه  ای از مشکلات بالینی باعث وخامت حال مصدومین می  شود. یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر خودمراقبتی در زمان بروز جنگ  ها، داشتن آگاهی و دانش کافی در زمینه ی کمک  های اولیه است که نیازمند توسعه  ی رویکردهای یکپارچه برای محتوای اقدامات کمک  های اولیه می  باشد. از سایر عوامل می  توان به تعیین و حذف عوامل تهدیدکننده؛ توقف سریع عامل آسیب رسان؛ تماس فوری با امدادرسان  ها؛ بازبودن راه هوایی؛ خودارزیابی عمومی و قطع موقت خونریزی خارجی؛ بررسی دقیق  تر برای شناسایی علایم آسیب و شرایطی که زندگی مصدوم را تهدید می کند؛ نظارت بر وضعیت(هوشیاری، تنفس، گردش خون) و خودحمایتی روانی؛ و همچنین انتقال با آمبولانس به مراکز درمانی اشاره نمود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه  گیری:&lt;/strong&gt; برای داشتن برنامه  ی خودمراقبتی موفق و مؤثر در مصدومان جنگی باید آموزش  کمک  های اولیه ویژه بحران  های جنگی به افراد جامعه ارایه نمود. کنترل خونریزی گسترده، محافظت از راه هوایی، پانسمان زخم ها، کنترل درد و خودحمایتی روانی باید در برنامه  های خودمراقبتی گنجانده شوند. براین اساس برنامه  ریزی اساسی توسط مسئولان مربوط خصوصاً نظام سلامت در جهت افزایش سطح آگاهی و دانش خودمراقبتی افراد جامعه در بحران های جنگی توصیه می شود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>افضل شمسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسایی راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و ارایه راهکارهای سیاستی: یک مطالعه‌ی مرور حیطه‌ای</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=8009&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; پدیده ی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علی رغم تلاش های انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده می شود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; پژوهش حاضر از نوع مرورحیطه ای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژه های فارسی و انگلیسی از پایگاه های داده ای ملی و بین المللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاه های داده ای ملی و بین المللی انتخاب و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته های به دست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بین المللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکت پذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوه ی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز به موفقیت اجرای این راهبردها کمک می کند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت به صورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیم گری، بهره برداری از اهرم های قانون گذاری و شفاف سازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; شناسایی دقیق مصادیق بالقوه ی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفاف سازی اطلاعات و استفاده از روش ها و ابزارهای نوین، چالش های موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش می دهد. اگرچه بهره برداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راه گشا خواهد بود. اجرای توصیه ها ممکن است در جامعه ایران با چالش هایی از قبیل مقاومت بعضی گروه های حرفه ای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام به گام توصیه های سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حسین درگاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استدلال مبتنی بر مورد: تکنیک کاربردی در طراحی سیستم هوشمند در تشخیص افتراقی بیماری‌های دهان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/payavard/browse.php?a_id=7838&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:18px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimYW;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سیستم های هوشمند مسایل مربوط به مدیریت داده ها و تفسیر آن ها را در حوزه ی تخصص های مختلف دندان پزشکی تسهیل کرده و به عنوان یک ابزار کمکی در تشخیص و آموزش به کار می روند. استدلال مبتنی بر مورد یک روش نویدبخش برای پیاده سازی سیستم های تصمیم یار در علوم پزشکی است. در پژوهش حاضر از این تکنیک به منظور طراحی سیستم هوشمند در تشخیص افتراقی بیماری های دهان استفاده شده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; این پژوهش از نوع مطالعات توسعه ای بوده و از لحاظ نتایج، کاربردی است. به منظور ایجاد پایگاه موارد، داده های بیماران با مراجعه به بخش تخصصی بیماری های دهان و فک و صورت در دانشکده دندان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و با مصاحبه ی بالینی گردآوری گردید و برای نمایش موارد از مجموعه [ویژگی-ارزش] استفاده شده است. تعیین وزن ویژگی ها، در قالب یک بررسی دلفی در سطح ملی و به صورت برخط انجام گرفت. وزن های تعیین شده در پایگاه موارد ذخیره شدند و از آن ها به عنوان پارامترهای ارزیابی مشابهت، استفاده شد. سپس به ازای هر مورد، عدد شاخص مشابهت، محاسبه گردید. به منظور ارزیابی قابلیت تشخیص افتراقی، سیستم در رابطه با ۵ نفر از بیماران مبتلا به هرکدام از محورهای شش گانه بیماری های دهان مورد مشاوره قرار گرفت.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; سیستم هوشمند در این مطالعه، به صورت مبتنی بر وب توسعه داده شده است. حل مسأله در روش استدلال مبتنی بر مورد در برگیرنده ی چهار مرحله و شامل بازیابی، استفاده ی مجدد، بازبینی و نگهداری است. پارامترهای ورودی سیستم شامل شاخص های کلینیکی، شاخص های پاراکلینیکی، داده های تاریخچه ای و داده های مدیریتی تأثیرگذار بر روند تشخیص است. سیستم به عنوان خروجی، لیست اولویت بندی شده تشخیص افتراقی بیماری های دهان در شش محور اصلی شامل ضایعات وزیکولوبولوز و زخمی، ضایعات سفید و قرمز مخاط دهان، پیگمانتاسیون نسوج دهانی، تومورهای خوش خیم حفره دهان،&amp;nbsp; سرطان دهان، بیماری های غدد بزاقی را ارایه می دهد. قدرت تشخیص سیستم در محورهای مختلف بیماری، با تأثیرپذیری از پراکندگی گوناگون بیماری ها و نیز میزان شیوع و وقوع آن ها متفاوت است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; توسعه ی سیستم با بهره گیری از تکنیک استدلال مبتنی بر مورد و پردازش داده های بالینی، پتانسیل کمک به دندان پزشکان برای رسیدن به تشخیص افتراقی در شش محور اصلی بیماری های بافت نرم دهان را دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمیده احتشام</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
