28 نتیجه برای ابراهیم
رضا صفدری، لیلا شاهمرادی، مریم ابراهیمی،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم های اطلاعات پاتولوژی فرصت هایی را برای پاتولوژیست ها و متخصصان آزمایشگاه های بالینی برای تاثیرگذاری بر مراقبت بالینی و برنامه های تحقیقاتی جدید فراهم می آورند. هدف این مطالعه، تعیین مجموعه حداقل داده های سیستم اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال از دیدگاه خبرگان می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که به صورت توصیفی- مقطعی انجام گرفت. ابزار پژوهش، چک لیست محقق ساخته ای شامل عناصر اطلاعاتی مربوط به نمونه بیمار بود که توسط سه گروه، 22 نفر متخصص در رشته ی پاتولوژی و علوم آزمایشگاهی و 23 نفر متخصص در رشته ی انفورماتیک پزشکی و مدیریت اطلاعات سلامت و 6 نفر کارشناس بیمه تکمیل گردید. این داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: کلیه ی عناصر اطلاعاتی مورد بررسی به جز، آدرس پاتولوژیست یا دستیار یا فردی که عمل بررسی کلی نمونه و یا عمل بررسی ماکروسکوپی نمونه را انجام می دهد به عنوان عناصر اطلاعاتی ضروری برای سیستم مطرح شدند و میانگین بالای 5 دریافت کردند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش و مطالعات صورت گرفته، مجموعه حداقل داده های سیستم اطلاعات پاتولوژی آناتومیکال را می توان در 2 رده ی اصلی اطلاعات بالینی و غیربالینی ارائه کرد که این مجموعه شامل: اطلاعات هویتی، اطلاعات مدیریتی، اطلاعات مربوط به بیمه، اطلاعات بالینی و اطلاعات مربوط به انجام بررسی نمونه های پاتولوژی آناتومیکال است.
مرتضی عرب زوزنی، سعید باقری فرادنبه، دکتر ابراهیم جعفری پویان،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد روزافزون فناوریهای جدید در عرصهی مراقبت سلامت و هزینهی بالای آنها، لزوم توجه به ارزیابی فناوریهای جدید و نقش بالقوهی آنها در بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت بیش از پیش احساس میشود. هدف اصلی این مطالعه، تعیین نقش ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و ارایه بهترین شواهد برای تصمیمگیرندگان اصلی در این زمینه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مروری با روش نظاممند به جستجوی مطالعات و مقالهها در حوزهی ارزیابی فناوری سلامت از طریق جستجو در بانک های اطلاعاتی Pubmed وCochrane و سایر پایگاههای مرتبط با ارزیابی فناوری سلامت تا پایان سال 2013 پرداخته است. مطالعات انتخابشده از طریق روش تحلیل محتوا مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بررسی مطالعات مرتبط، نقش بالقوه ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و مراقبت سلامت را نشان میدهد. ارزیابی فناوری سلامت تسریع در تصمیمگیری بالینی در مورد بیماران، افزایش رقابت بین تولیدکنندههای فناوریهای پزشکی و ارتقای کیفیت فناوریهای سلامت و کمک به ایجاد راهنماهای بالینی، افزایش کیفیت مراقبت سلامت و رضایت کلیه ذینفعان را به همراه خواهد داشت.
نتیجهگیری: اجرای ارزیابی فناوری سلامت میتواند با تسهیل حرکت به سمت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و کمک به ارایهی مراقبتهای ایمن از طریق کاهش آسیبها در ارایهی مراقبت سلامت و افزایش میزان اعتماد و رضایت بیماران و خانوادههای آنها به رویهها و تیم درمانی منجر به بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت گردد.
عباسعلی ابراهیمیان، نادر خالصی، مائده تورده، حسین درگاهی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دقت کارکنان فوریتهای پزشکی ممکن است بر شرایط مختلف کاری تأثیر گذارد. بنابراین، مطالعه، حاضر با هدف مقایسه و تعیین میزان دقت ابتدا و انتهای شیفت در کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی استان سمنان با شهرستان تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که به صورت مقطعی انجام شد. در این مطالعه ۱۹۲ نفر از کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان تهران و استان سمنان شرکت کردند. ابزار مورد استفاده آزمون سنجش دقت بوناردل بود. دقت مشارکت کنندگان در ساعت ۱۰ صبح و ۵ بامداد سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری کای-اسکوئر و آزمون تی مستقل تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین دقت کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی تهران در ساعت ۱۰ صبح(دقت ورودی) ۰/۲۵±۰/۴۹۰ و در استان سمنان ۰/۲۳±۰/۵۱ بود. بین میزان دقت در دو گروه مورد مطالعه در این زمان تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت(۰/۵۸=P). علاوه بر این، میانگین میزان دقت ۵ بامداد(دقت خروجی) در کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی تهران ۰/۲۵±۰/۴۵ و در استان سمنان ۰/۲۰±۰/۵۵ بود. بین میزان دقت در دو گروه مورد مطالعه در این زمان تفاوت معنی دار آماری مشاهده شد(۰/۰۴۴=P).
نتیجه گیری: میانگین دقت ورودی و خروجی کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی در حد متوسط بود. دو گروه از نظر میزان دقت ورودی تفاوت معنی داری نداشتند. لذا پیشنهاد می شود به منظور افزایش میزان دقت در هر دو گروه مورد مطالعه، کاهش فشار کاری و طول شیفت های کاری در کارکنان اورژانس های پیش بیمارستانی و به ویژه در مرکز اورژانس شهر تهران کاهش داده شود.
امیر شاکریان، ابراهیم رحیمی، جمال مصباح، محمد موسوی،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کلستریدیوم پرفرینجنس یکی از عوامل اصلی بروز مسمومیتهای غذایی در انسان در سراسر جهان است. این بررسی برای تشخیص و ردیابی توکسین های باکتری کلستریدیوم پرفرینجنس در تعدادی از مواد غذایی با منشا خام دامی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه، تعداد ۱۰۰ نمونه از کشک های صنعتی و سنتی و ۴۳ نمونه از گوشت های گاو و گوسفند، از مراکز فروش شهرستان شهرکرد به روش تصادفی جمع آوری شد. برای شناسایی باکتری مورد نظر در نمونه ها، از روش های کشت و واکنش زنجیره ای پلی مراز استفاده شد.
یافته ها: هیچ نمونه مثبتی در روش کشت میکروبی از نمونه ها جداسازی نشد. با این وجود فراوانی باکتری کلستریدیوم پرفرینجنس در نمونههای کشک صنعتی و سنتی، گوشت گاو و گوسفند به ترتیب ۶،۱۰،۲۵ و۱۳ درصد با استفاده از روش PCR، گزارش گردید. فراوانی ژنهای cpi ،cpe ،cpb ،cpa و etx در فرآوردههای کشک مذکور به ترتیب ۳۷/۵، ۲۵، ۷۵، ۱۲/۵ و ۱۲/۵ درصد و در گوشت ها به ترتیب ۶۲،۵۰،۷۵/۵، ۳۷/۵ و ۲۵ درصد تشخیص داده شد. نتایج این تحقیق نشان دهنده ی وجود اختلاف معنیدار آماری بین میزان شیوع باکتری در نمونههای مختلف و توکسینهای جداسازی شده از آنها بود(۰/۰۵>p).
نتیجه گیری: با توجه به آلودگی این مواد غذایی به کلستریدیوم پرفرینجنس و انتقال آلودگی از مواد غذایی به انسان، کاهش آلودگی مواد غذایی به این باکتری از جنبه ی سلامت عمومی ضروری است.
وحید چنگیزی، فرشته محمدی، علی ابراهیمی نیا،
دوره 11، شماره 5 - ( آذر و دی 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سی تی اسکن یک روش تصویربرداری با دز بالاست و در سی تی اسکن جمجمه، چشم و تیروئید دو عضو حساس به پرتو هستند. در این مطالعه دز موثر چشم و تیروئید بیماران با استفاده از دزیمتر ترمولومینسانس(TLD) ارزیابی شده اند.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سه بیمارستان با سه نوع دستگاه بنام های GE مدل ۲ اسلایس(کد ۱)، GE مدل ۸ اسلایس(کد ۲)، Siemens مدل ۱۶ اسلایس(کد ۳) انجام شد. تعداد ۵۱ نمونه از بیمارستان های منتخب شهر رشت در شهریور و مهر سال ۱۳۹۵ با استفاده از TLD جمع آوری گردید. پس از کالیبراسیون TLD ها در مرکز کالیبراسیون، این دزیمترها بر روی پلک و تیروئید بیماران قرار داده شد و میانگین دز موثر دریافتی چشم و تیروئید این بیماران در طول آزمون سی تی اسکن جمجمه بررسی شد. داده ها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و نتایج با استفاده از آزمون واریانس (Anova
(P>۰/۰۵ انجام شد.
یافته ها: متوسط دز موثر دریافتی چشم و تیروئید بیماران در بیمارستان با کدهای ۱ و ۲ و ۳ به ترتیب mSv ۲/۰۴±۲/۶۶ و mSv ۰/۰۰۹±۰/۰۳ و
mSv ۱/۸۰±۱/۱۱ و mSv ۰/۰۲±۰/۰۳ و mSv ۰/۹۵±۱/۹۴ و mSv ۰/۰۱±۰/۰۴ گزارش شد. اختلاف معناداری میان دز موثر چشم و تیروئید بیماران در هر سه بیمارستان یافت شد(۰/۰۵>P). علی رغم تفاوت دز موثر بین دز موثر چشم راست و چپ، بین لب راست و چپ تیروئید اختلاف معناداری مشاهده نشد(۰/۰۵
نتیجه گیری: مهمترین عامل پرتوگیری بیماران نحوه انجام آزمون توسط کارشناس مربوط است.
محمد مهدی سلطان دلال، ابوالفضل کشاورز، ابراهیم کرد، نسترن انصاری، زمانه حاجی خضری، کتایون صمیمی راد،
دوره 12، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه یکی از راهکارهای طراحی واکسن، تهیه فیوژن پروتئینهای حاصل از عوامل ایمونوژن عامل عفونی با پروتئین ادجوانت می باشد. مطالعه ی حاضر برای طراحی و ساخت سازه ی E2-fliC به عنوان کاندید واکسن با استفاده از ژن fliC باکتری سالمونلا انتریکا و ژن E2 ویروس هپاتیت C و بیان آن در سیستم یوکاریوتی اجرا گردید.
روش بررسی: در این مطالعه که به صورت یک تحقیق بنیادی-کاربردی است، برای ساخت سازه ی E2-fliC، دو قطعه ی E2 و fliC از پلاسمیدهای pBluescript-E2 و pBluescript-fliC به روش PCR تکثیر شدند. برای تهیه پلاسمید نوترکیب pcDNA-E2-fliC، ابتدا پلاسمید (+)pcDNA3.1 از سلولهای DH5α استخراج و قطعه ی E2 در آن الحاق گردید. با تهیه پلاسمید نوترکیب pcDNA3.1-E2، در مرحله بعد الحاق قطعه ی fliC در آن انجام شد. برای ارزیابی بیان سازه ی E2-fliC، سازه در پلاسمید pEGFP-N3 الحاق گردید و ترانسفکشن پلاسمید نوترکیب pEGFPN3-E2-fliC به سلولهای COS-7 انجام شد تا بیان پروتئین در زیر میکروسکوپ فلورسنت با مشاهده ی نور سبز ارزیابی شود.
یافته ها: ظهور نور فلورسان سبز در سلولهای مورد مطالعه توسط میکروسکوپ فلورسنت، بیشترین بیان از ساختار E2-fliC را 48 ساعت پس از ترانسفکشن نشان داد. به علاوه تهیه پلاسمید نوترکیب pcDNA-E2-fliC با روش PCR، برش آنزیمی و توالی یابی تایید شد.
نتیجه گیری: یافته های ما پیشنهاد می کنند که فیوژن پروتئین E2-FliC به طور موثری بیان شده و ممکن است از لحاظ آنتی ژنیسیته بتواند همانند پروتئین E2 ویروس آلوده کننده، پس از ایمیونیزاسیون موش ها با pcDNA-E2-fliC به عنوان کاندید واکسن در تحریک سیستم ایمنی عمل کند.
مهدی سبک رو، رضا ابراهیم زاده پزشکی، نگار براهیمی، عالیه حقبین،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: طفرهروی به عنوان یکی از آفتهای فعالیت گروهی در مشاغل حساسی همچون گروههای فوریت پزشکی مضرات دو چندان دارد. با توجه به اهمیت بیعدالتی سازمانی در ایجاد نارضایتی اعضای گروه و اهمالکاری فردی، مطالعهی حاضر در راستای بررسی تأثیر عدالت سازمانی ادراکشده بر ایجاد یا تشدید پدیدهی طفرهروی اجتماعی در گروه فوریتهای پزشکی شهرستان یزد تحقق یافته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی-تحلیلی و جامعهی تحقیق شامل کلیه پرستاران شاغل در گروه فوریتهای پزشکی شهرستان یزد در نیم سال دوم سال 1395 میباشد. گردآوری دادهها از طریق سرشماری و ابزار مورد استفاده در این مطالعه متشکل از دو پرسشنامهی محققساختهی عدالت سازمانی ادراکشده و طفرهروی اجتماعی است. به منظور سنجش پایایی پرسشنامهها از آلفای کرونباخ بهره گرفته شده که با مقادیر 0/862 و 0/913 در سطح معتبر قرار دارد. همچنین روایی پرسشنامه از دو جنبهی روایی محتوا و اعتبار عاملی بررسی شد. در نهایت، دادهها با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون T-Student و روش حداقل مربعات جزئی در نرمافزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: بر اساس یافتههای تحقیق، عدالت توزیعی، عدالت مراودهای و عدالت اطلاعاتی با مقادیر 0/169-، 0/241- و 0/40- دارای ارتباط معکوس و معنادار با طفرهروی میباشند و در مجموع وضعیت طفرهروی در جامعهی مورد مطالعه با مقدار معناداری 0/043 و میانگین معادل 2/171 نامطلوب استنباط شد.
نتیجه گیری: مدیران سازمان ها می توانند از طریق تعریف مجدد مفهوم عدالت و روشهای تحقق آن، به خصوص در زمینهی عدالت مراوده ای نقش اساسی را در کاهش طفرهروی اجتماعی ایفا نمایند.
محمد عرب، ابراهیم جعفری پویان، عباس رحیمی فروشانی، اعظم السادات ریوندی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خدمات در فرایند بهبود بیماران، ارتقای رضایت آنان، رتبه بندی مراکز ارایه خدمت، جلوگیری از مراجعات تکراری گیرندگان خدمت و هزینه سازیهای بعدی و تحمیل آن به بیمه ها بسیار تعیین کننده است. اگرچه، هدف این پژوهش بررسی کیفیت خدمات آزمایشگاه های طرف قرارداد سازمان بیمه سلامت از دیدگاه مراجعه کنندگان است.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، دیدگاههای 302 نفر از مراجعان به آزمایشگاه های طرف قرارداد بیمه سلامت شهر تهران در مورد کیفیت خدمات با استفاده از پرسشنامه توسعه یافته توسط محققان، پس از سنجش روایی و پایایی، مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمونهای آماری استنباطی کروسکال والیس و آنوا و با کمک نرمافزار 22 SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نمونه مطالعه شامل 43/5 درصد مرد و 56/5 درصد زن بود. بیشتر شرکت کنندگان را افراد متأهل با 71/3 درصد تشکیل می دادند. نمره برداشت مراجعان از کیفیت خدمات آزمایشگاه 136(از 175) و در رتبه بالا و انتظارات آنها از خدمات 149 و در رتبه خیلی بالا قرار گرفت. شکاف بین ادراک و انتظارات مراجعان در همه ابعاد و کیفیت کل معنادار بود(0/001>p).
نتیجه گیری: شکاف در تمام ابعاد، نشان دهندهی وجود زمینه هایی برای بهبود در خدمات آزمایشگاه میباشد. نتایج این ارزیابی، در آینده می تواند در تنظیم ارتباطات سازمانهای بیمه ای با آزمایشگاههای ارایه دهندهی خدمات در زمینهی انعقاد قراردادها و خرید راهبردی خدمات و همچنین توجه به نظرات بیمه شدگان در راستای بهبود کیفیت خدمات بسیار تاثیرگذار باشد.
ابراهیم جعفری پویان، علیمحمد مصدق راد، عباس سالاروند،
دوره 13، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی یک استراتژی ارزشیابی خارجی برای ارتقای کیفیت و اثربخشی خدمات ارایه شده است. ارزیابان اعتباربخشی یکی از عوامل مهم موثر بر اعتبار نتایج اعتباربخشی هستند. با توجه به اینکه اثربخشی سیستم اعتباربخشی تا حد زیادی به ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد، هدف این مطالعه، شناسایی معیارهای ارزشیابی ارزیابان اعتباربخشی بیمارستان در ایران است.
روش بررسی: این پژوهش کیفی در سال 1396 براساس دیدگاههای ذینفعان برنامهی اعتباربخشی بیمارستانی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبهی نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل موضوعی تحلیل شد. سپس چارچوب طراحی شد و با بهره گیری از نظر متخصصان نهایی گردید.
یافته ها: 44 معیار شناسایی شده برای یک ارزیاب اعتباربخشی بیمارستان در کشور ایران درقالب شش حیطه دسته بندی شد که شامل شخصیت، تجربه، دانش، نگرش، مهارت و رفتار فرانقش میباشد. برخورداری از ترکیب قابل قبولی از معیارهای شناسایی شده برای یک ارزیاب اعتباربخشی ضروری است.
نتیجه گیری: ارزشیابی ارزیابان اعتباربخشی با استفاده از معیارهای شناسایی شده، منجر به عملکرد بهتر آنها و در نهایت ارتقای سطح اعتبار نتایج اعتباربخشی خواهد شد. هم چنین وجود این معیارها منجر به ارایه تعریف بومی از ارزیاب اعتباربخشی میشود که می تواند در زمینهی مدیریت ارزیابان اعتباربخشی مورد استفادهی متولیان نظام اعتباربخشی بیمارستانهای کشور قرار گیرد.
امید زادی آخوله، احسان معمارباشی، آیسان جودی، محمدحسین رفیعی، ابراهیم نصیری،
دوره 14، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تکنیک استریل، پایه و اساس جراحی مدرن محسوب میشود. بنابراین رعایت دقیق تکنیکهای استریل توسط تیم جراحی، جهت حفظ ایمنی بیمار و جلوگیری از عفونت محل عمل ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین دانش، نگرش و عملکرد تکنولوژیستهای اتاق عمل در خصوص رعایت اصول تکنیکهای استریل جراحی انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی مقطعی بود که در سال ۱۳۹۸ بر روی ۱۹۸ نفر از تکنولوژیستهای جراحی شاغل در بخشهای اتاق عمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام شد. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامهی محققساختهی سنجش دانش، نگرش و عملکرد در خصوص تکنیکهای استریل جراحی استفاده شد. دادهها پس از گردآوری در نرمافزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تی مستقل و کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین±انحراف معیار نمرهی دانش، نگرش و عملکرد تکنولوژیستهای جراحی در خصوص رعایت تکنیکهای استریل جراحی بهترتیب برابر با ۵/۸±۳۵/۷، ۳/۷±۲۸/۳ و ۶/۵±۳۸/۷ بود که نمرهی دانش و عملکرد در سطح متوسط و نمرهی نگرش در سطح مطلوب بود. یافتهها نشان داد که بین نمرهی دانش و عملکرد با سطح تحصیلات تفاوت معنیداری وجود داشت و میانگین نمرهی دانش و عملکرد کارشناسان اتاق عمل بهطور معنیداری بیشتر از کاردانها بود(۰/۰۵>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، برگزاری دورههای آموزش مداوم، تشویق کارکنان به ارتقای سطح تحصیلات و استمرار در ارزیابی دانش و عملکرد اعضای تیم جراحی، جهت تقویت و ارتقای دانش و عملکرد آنها در زمینهی رعایت اصول تکنیکهای استریل ضروری به نظر میرسد.
رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماریها و همچنین سهم بالای هزینه های پرسنلی از کل هزینه های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیتها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیتهای حوزه ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیتها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیتهای حوزههای کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایهی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد مینماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد
ابراهیم حسنزاده، ادریس حسنپور، سید سجاد رضوی، محمدرضا شیخیچمان،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمانی بوده و ایجاد محیط کاری ایمن علاوه بر جلب رضایتمندی این سرمایه ارزشمند، کیفیت ارایه خدمات را نیز بالا میبرد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران میباشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی بود که به روش مقطعی در سال ۱۳۹۸ و در ۷ بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از چکلیست بود که این چکلیست پس از ترجمه، اعتبارسنجی و تعیین روایی(به روش روایی صوری کیفی) گردید و وضعیت ایمنی آزمایشگاههای مورد مطالعه در چهار دستهی عالی، خوب، متوسط و ضعیف دستهبندی گردید. تجزیه و تحلیل دادهها نیز با استفاده از روشهای آمار توصیفی و نرم افزار SPSS صورت پذیرفت.
یافتهها: در تعیین روایی چکلیست با استفاده از روایی صوری کیفی، نظرات متخصصان به صورت تغییراتی در ابزار اعمال شد. در بخش توصیفی تحقیق و در میان ابعاد ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی، بالاترین نمره ی میانگین مربوط به ابعاد«مخاطرات ارتباطی» و «اطلاعات ایمنی» و پایین ترین نمره ی میانگین نیز در بعد«ایمنی حریق» ارزیابی شد.
نتیجهگیری: مطابق نتایج تحقیق، وضعیت کلی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای دست بررسی در سطح مناسبی میباشد، با این حال مولفه ایمنی حریق به عنوان یکی از مولفههای مهم ایمنی ضعیف ارزیابی شد و ضروری است اقدامات لازم در راستای بهبود آن انجام گیرد.
امید زادی آخوله، مژگان لطفی، ابراهیم نصیری، صبا چلنگری، یسنا ترکعلی پور،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در راستای بهبود ایمنی بیمار، کشورها بر آن هستند تا ایمنی سیستمها را پایش کنند و ازآنجاییکه ایمنی جراحی، بخش مهمی از ایمنی بیمار به حساب میآید، این پژوهش با هدف تعیین عملکرد پرسنل اتاق عمل در خصوص رعایت اصول جراحی ایمن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی بود که در سال ۱۳۹۸ و در بخشهای اتاق عمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. جامعهی پژوهش شامل ۲۷۱ نفر از پرسنل اتاق عمل بودند که با نمونهگیری تصادفی طبقهای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی دموگرافیک و چکلیست جراحی ایمن سازمان جهانی بهداشت بود. دادهها پس از گردآوری با نرم افزار SPSS آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین±انحراف معیار نمرهی عملکرد تکنولوژیستهای اتاق عمل در نقش سیرکولر و اسکراب و تکنولوژیست بیهوشی در خصوص رعایت اصول جراحی ایمن بهترتیب برابر با ۳/۱±۲۳/۲، ۳±۱۸/۴ و ۳/۵±۲۸/۲ بود که سطح عملکرد هر سه مورد در حد متوسط بود. یافتهها نشان داد که بین نمره عملکرد با سطح تحصیلات، تفاوت معنی داری وجود داشت و میانگین نمرهی عملکرد کارکنان اتاق عمل با مدرک کارشناسی بهطور معنیداری بیشتر از کاردانها بود(۰/۰۵>P).
نتیجه گیری: با توجه به اینکه عملکرد واحدهای مورد پژوهش در خصوص رعایت اصول جراحی ایمن، در سطح مطلوبی نبود، استمرار در نظارت مداوم عملکرد کارکنان و تشویق آنها به ارتقای سطح تحصیلات جهت تقویت عملکرد در زمینهی رعایت اصول جراحی ایمن ضروری به نظر میرسد.
نیدا عبدالهی، محمدرضا نیلی احمد ابادی، صغری ابراهیمی قوام، خدیجه علی آبادی، محمد عسگری،
دوره 15، شماره 1 - ( فرودین و اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری عمیق و پایدار، نیازمند محیط یادگیری ایمن و سالم است و توجه به فرایندهای درهم تنیدهی هیجانی، انگیزشی، شناختی و اجتماعی در فرایند یاددهی-یادگیری حیاتی است. انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم دو مقولهی مهم در این فرایند است که از هیجانهای پیشرفت در محیط یادگیری تاثیر میپذیرد. از این رو هدف این مطالعه، اثربخشی الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه کنترل ارزش هیجانهای پیشرفت (CVT)، بر انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم می باشد.
روش بررسی: پژوهش از نوع کمی و با روش نیمه آزمایشی گروه کنترل نامعادل انجام شد. جامعه آماری، یادگیرندگان دختر دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ بودند که بهصورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای در دو گروه آزمایش و کنترل تعیین شدند. گروه آزمایش براساس الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه CVT آموزش داده شد و گروه کنترل این روش آموزش را دریافت نکردند. پرسشنامهی انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم به صورت پیشآزمون و پسآزمون قبل و بعد از اجرای الگو، بر روی گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. دادهها با روش آمار استنباطی و توصیفی، با استفاده از نرم افزار SPSS و کواریانس چند متغیری تحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری اثر گروه بر نمرههای متغیرهای وابسته نشان میدهد که بین گروههای آزمایش و کنترل در راهبرد شناختی (η۲=۰/۱۴ ،P>۰/۰۵ ،F=۱۱/۹۴)، راهبرد فراشناخت (η۲=۰/۴۴، p>۰/۰۵، F=۵۶/۰۶)، باورهای انگیزشی (η۲=۰/۰۸، p>۰/۰۵، F=۶/۳۶)، و انگیزش پیشرفت تحصیلی (η۲=۰/۱۳، p>۰/۰۵، F=۱۰/۶۹)، تفاوت معنیدار وجود دارد.
نتیجه گیری: نتیجهی حاصل از این تحقیق نشان می دهد که استفاده از الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه CVT، بر راهبردهای شناختی، فراشناخت، باورهای انگیزشی و انگیزش پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان تاثیر مثبت دارد.
زینب السادات موسوی، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی، حسین عابد نطنزی، خسرو ابراهیم،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تحرک و کاهش فعالیت بدنی، ریسک ابتلا به بیماریهای مزمن را افزایش میدهد. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تغییرات حاد نورمتانفرین و گلوکز در بازی بوکس با دستگاه کینکت ایکسباکس با و بدون محدودیت جریان خون بهعنوان جایگزین تمرین هوازی در دوران قرنطینه در جوانان غیر ورزشکار است.
روشبررسی: ۱۴ فرد سالم غیر ورزشکار با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال بهطور تصادفی و هدفمند انتخاب شدند و در دو روز مختلف با و بدون محدودیت جریان خون بهمدت ۲۰ دقیقه به بازی بوکس با ایکسباکس ۳۶۰ پرداختند. قبل و بلافاصله بعد از بازی نمونههای خونی از آنها گرفته شد.
یافتهها: افزایش معنیدار میزان سرمی نورمتانفرین نسبت به پیش از آزمون در دو گروه تمرینی مشاهده شد، اما مقدار تغییرات آن بین دو گروه با و بدون محدودیت جریان خون معنیدار نبود(۰/۰۵≥P). همچنین یک جلسه بازی ویدیویی همراه با حرکت، در حالت بدون محدودیت جریان خون بر گلوکز اثر معناداری دارد اما محدودیت جریان خون منجر به تفاوت معناداری در میزان گلوکز نگردید(۰/۰۵≥P).
نتیجهگیری: انجام بازیهای ویدیویی همراه با حرکت، محرک لازم را برای ترشح کاتکول آمینها و پاسخ گلوکز فراهم میکند و انجام آنها با محدودیت جریان خون برای افراد توصیه میشود. مطالعات بیشتر در زمینهی اثر محدودیت جریان خون بهعنوان روش تمرینی نوین بر بازی ویدیویی همراه با حرکت لازم است.
سمیرا گوهری نژاد، شراره رستم نیاکان کلهری، راحله سالاری، مهدی ابراهیمی،
دوره 15، شماره 5 - ( آذر و دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو نوعی اختلال متابولیک مزمن است که شیوع آن در سراسر جهان به طور مداوم در حال افزایش است؛ خودمراقبتی مهمترین راهکار مدیریت بیماری دیابت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سطح خودمراقبتی بیماران دیابت نوع دو انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی بود که برای انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مرور متون و بررسی پرسشنامههای موجود آیتمهای پیشنهادی تهیه و با حذف و ادغام موارد مشابه به یک پرسشنامه در ۴ حیطهی مرتبط با رژیم غذایی، پایش قندخون، فعالیت بدنی، مصرف دارو با ۱۵ سوال طراحی گردید. ۳۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعهکننده به درمانگاه غدد پرسشنامه را تکمیل کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ انجام شد و روایی پرسشنامه به شیوه روایی محتوا (CVR) بررسی گردید. دادهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن واحدهای مورد پژوهش ۱۲/۵۱±۵۲/۴ سال بود که ۵۰ درصد آنها زن و ۵۰ درصد دیگر مرد بودند. ۵۶ درصد آنها کمتر از ۵ سال به دیابت نوع دو مبتلا بودند. همچنین افرادی که دارای تحصیلات بالاتر هستند کنترل متابولیکی نسبتا بهتری در مدیریت دیابت داشتند و پاسخ بیماران به سوال ۶ دارای بیشترین میانگین بود که توجه بیماران به کنترل قند خون را نشان میدهد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفایکرونباخ برای کل سوالات ۰/۷۷۳ بود، با حذف سوال ۹ به ۰/۷۹۶ افزایش یافت جهت تعیین روایی پرسشنامه با استفاده از دیدگاه صاحبنظران ضریب روایی برای تمام سوالات بالای ۰/۹۹ بود و فقط دو سوال روایی آنها ۰/۶۶ و ۰/۱۶ شد که از آزمون حذف شدند، ضریب همبستگی پیرسون برای هر سوال محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامهی مورد بررسی از روایی و پایایی لازم برخوردار است. با این ابزار میتوان توصیههای مناسب به بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در زمینه لازم برای خودمراقبتی اعم از رژیم غذایی، مصرف دارو، فعالیتهای فیزیکی و کنترل قند خون برای جلوگیری از پیشرفت بیماری و عوارض ناشی از آن ارایه کرد.
نیلوفر محمدزاده، نگین ابراهیمی، مژگان آگاه هریس،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، اضافه وزن و بیماریهای مزمن و روحی-روانی ناشی از آن، به مرز هشداردهندهای در جهان رسیده است. امروزه درمان شناختی رفتاری به عنوان یک روش خاص در خصوص کنترل اضافهوزن به مخاطبان میآموزد که چگونه الگوهای رفتاری نامناسب و افکار مخرب همراه با پریشانی را که بر رفتار و احساسات آنها تاثیر منفی میگذارند، شناسایی کرده و تغییر دهند. هدف از اجرای این پژوهش، ارایه یک برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی-توسعهای است. در مرحلهی اول با بررسی برنامههای کاربردی در دسترس مبتنی بر موبایل و مرتبط با کنترل وزن و همچنین پروتکل درمان شناختی Beck برای کاهش وزن، قابلیتهای برنامه کاربردی شناسایی و سپس بر اساس نظرسنجی از متخصصان، این قابلیتها تعیین گردید. پس از آن، رابط کاربری برنامه کاربردی طراحی و کدنویسی لازم برای استفاده از آن انجام شد. سپس پایگاه داده بهوسیلهی نرمافزار MySQL و برنامه کاربردی بهوسیلهی نرمافزار فلاتر و زبان برنامهنویسی دارت ایجاد و CBTdiet نامیده شد. در انتها نیز کاربردپذیری برنامه کاربردی توسط کاربران با استفاده از پرسشنامهی استاندارد QUIS ارزیابی گردید.
یافتهها: براساس معیارهای ورود و خروج، از بین ۲۴۷ اپلیکیشن شناسایی شده، قابلیتهای ۱۷ اپلیکیشن بررسی شد. در نهایت با توجه به نظر متخصصان ۲۱ قابلیت از جمله قابلیت ارسال پیامهای انگیزشی به مخاطب و قابلیت پاداشدهی برای دستیابی به کاهش وزن یک کیلوگرم در هفته برای طراحی برنامه کاربردی مدنظر قرار گرفت. برنامه کاربردی طراحی شده در این پژوهش، از دیدگاه کاربران با میانگین ۱/۱±۷/۹۹ از ۱۰ در سطح خوب قرار گرفت و توانست میزان قابل قبولی از رضایتمندی را در مرحلهی ارزیابی کسب نماید. بخش قابلیتهای کلی نرمافزار، بالاترین میانگین(۸/۱۲) و بخش صفحه نمایش، پایینترین میانگین نمره(۷/۸۹) را در بین تمامی بخشها کسب نمود.
نتیجهگیری: بر مبنای قابلیتهای تعیین شده، برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری طراحی و ایجاد شد که میتواند با اصلاح سبک زندگی و تغییر افکار مخرب در کنترل اضافه وزن موثر باشد.
نازلی ابراهیم نتاج، مریم رضایی دستجردی، سهام انصاری، کامران امیریان چایجان، مهدی سپیدارکیش، جلال جعفرزاده، اکبر حسین نژاد، مجتبی تقی زاده ارمکی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استوماتیت دندان مصنوعی شایعترین ضایعه مخاطی دهان در بین استفادهکنندگان از پروتز است. از آنجاییکه در دو دهه اخیر گزارشهای متعددی مبنی بر مقاومت گونههای کاندیدا آلبیکنس نسبت به داروهای ضدقارچی وجود دارد، در صورت تأیید اثرات ضدقارچی گیاه بومادران و زنیان، این ترکیبات ممکن است داروی کمکی مناسبی در کنار مصرف داروهای ضدقارچی رایج باشند. از اینرو مطالعهی حاضر با هدف بررسی فعالیت ضدقارچی عصارههای الکلی بومادران معمولی و زنیان رومی علیه کاندیدا آلبیکنس جدا شده از استوماتیت دندان مصنوعی انجام شد.
روش بررسی: حساسیت دارویی ۵۰ ایزوله کاندیدا آلبیکنس با منشا دنچر استوماتیت نسبت به عصارههای الکلی گیاهان بومادران، زنیان و نیز داروهای ضد قارچی میکونازول و نیستاتین به روش میکرودایلوشن براث و بر اساس دستورالعمل CLSI-M۲۷S۴ انجام گرفت. دامنهی رقت برای تمامی ترکیبات ۱۶-۰/۰۱۶ میکروگرم/میلی لیتر بود. غلظتی از ترکیبات که حداقل ۵۰% مهار رشد را نسبت به گروه کنترل مثبت نشان داد بهعنوان MIC (حداقل غلظت مهاری رشد) در نظر گرفته شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید و سطح معنیداری بهصورت ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: دامنهی MIC بهدست آمده در روش میکروبراث دایلوشن برای داروهای ضدقارچی میکونازول، نیستاتین و نیز عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان بر روی کاندیدا آلبیکنس، نزدیک به هم بوده که نشان میدهد تاثیرگذاری آنها بر روی گونههای کاندیدا آلبیکنس تفاوت معنیداری ندارد(۰/۰۵P).
نتیجهگیری: باتوجه به MIC ها بهدست آمده، تاثیرگذاری عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان در مقایسه با داروهای ضدقارچی نیستاتین و میکونازول کمتر بوده اما امکان دارد نسبت به داروهای شیمیایی دیگر MIC کمتر و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
زهرا خواجه، کامران یزدانی، ابراهیم عبداللهپور، محسن محمدی، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر یک بیماری مزمن است که باعث ناتوانیهای شناختی، تفکر، تغییرات شخصیتی و اختلال در فعالیتهای روزمره میشود. به دلیل این اختلالات، بیماران نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند. مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، بیشتر در منزل توسط اعضای خانواده انجام میشود و همین امر باعث میشود مراقبان خانگی از نظر روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی و مالی دچار مشکل شوند. پرسنل بهداشتی نقش کلیدی در زمینهی ارایه اطلاعات و راهنمایی و کمک به خانواده در کنترل این شرایط دارند. هدف از اجرای این مطالعه بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر در پرسنل سلامت(بهورزان) و تعیین عوامل مرتبط با آن است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن است. تمام ۲۶۰ نفر از بهورزان دو شهرستان گرگان و کردکوی به روش سرشماری جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن وارد مطالعه شدند. برای تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (نمرهی کلی آگاهی و نگرش) از آزمونهای T- test و آنالیز واریانس ANOVA در آنالیز bivariate استفاده شد. متغیرهایی که سطح معناداری ارتباط آنها با متغیر پاسخ در آنالیز bivariate کمتر از۰/۲ بود وارد مدل خطی شدند و در نهایت از مدل خطی چندگانه (multivariable) برای تعیین عوامل مرتبط با سطح آگاهی و نگرش استفاده شد.
یافتهها: میانگین سطح آگاهی ۴۶/۷۳% (۴۸/۱۶–۴۶/۴۵ :CI ۹۵ درصد) و میانگین سطح نگرش ۵۵/۶۱% (۵۶/۷۴-۵۴/۶۳ :CI ۹۵ درصد) به دست آمد. نتایج نشان میدهد، که آنهایی که سابقهی آموزش قبلی، سابقهی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، سابقهی کار طولانیتری در سیستم بهداشتی داشتند و دارای جنسیت مؤنث و متأهل بودند از سطح آگاهی بالاتر و افرادی که سابقهی آموزش قبلی داشتند و دارای قومیت سیستانی بودند از نگرش بالاتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح آگاهی بهورزان ۴۶/۷۳ از ۱۰۰-۰ و سطح نگرش ۵۵/۶۱ از ۱۰۰-۰ است. عواملی از جمله جنسیت، سابقهی کار در سیستم بهداشتی، سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی مراقبت از بیمار مبتلا و وضعیت تأهل با سطح آگاهی بهورزان و عواملی از جمله قومیت و سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی با سطح نگرش بهورزان مرتبط بود.
ابراهیم جعفری پویان، فرشاد علامه، ندا علیزاده، طاهره شریفی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حفظ و ماندگاری اعضای هیاتعلمی یکی از چالشهای اساسی نظام سلامت کشور است. بنابراین مطالعهی حاضر با هدف ارایه راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت ترکیبی در سه مرحله، در سال ۱۴۰۳ انجام گرفت. در مرور حیطهای مقالات مرتبط از پایگاههای داده Magiran, SID, PubMed و استفاده از موتور جستجوی Google scholar بررسی گردیدند. از ۱۸۹۷۷ مطالعهی شناسایی شده بعد از چند مرحله غربالگری، ۳۷ مقاله انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. در مرحلهی دوم ۱۲ مصاحبه نیمهساختارمند بهمنظور شناسایی عوامل ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت با صاحبنظران و مدیران مرتبط با رویکرد استقرایی بر اساس قواعد تحلیل محتوای جهتدار انجام گردید. بر همین اساس از چهارچوب مدیریت منابع انسانی که شامل ۵ مرحلهی آشنایی با دادهها، شناسایی چهارچوب موضوعی، نمایهسازی، نمایش با نمودار و تفسیر نتایج برای تحلیل دادهها در این پژوهش استفاده شد. از نرمافزار ۲۰۲۰-MAXQDA در تحلیل دادههای پژوهش استفاده شد. در نهایت در مرحلهی سوم با بهرهگیری از ماتریس اولویتبندی، راهکارها توسط ۱۷ نفر از خبرگان امتیازدهی و اولویتبندی شد.
یافتهها: راهکارهای ماندگاری اعضای هیاتعلمی حوزهی سلامت بر اساس چرخهی مدیریت منابع انسانی در ۱۰ حوزه شناسایی و طبقهبندی شد که شامل نیرویابی، انتخاب و استخدام، رشد و توسعه، ارزیابی عملکرد، جبران خدمت، فرهنگ سازمانی، بهبود شرایط کار، انگیزش، خاتمهی کار و عوامل برونسازمانی بود؛ سپس راهکارهای هر حوزه بر اساس میزان اثرگذاری اولویتبندی شد که راهکارهای دارای بیشترین اولویت شامل بهبود وضعیت مالی و اقتصادی کشور(۴/۹۲ از ۵ نمره)، و افزایش حقوق اعضای هیاتعلمی(۴/۹۰)، برداشتن سقف حقوق پرداختی(۴/۸۸)، ایجاد تعاونیهای مسکن(۴/۸۲)، رعایت شأن و جایگاه اجتماعی استادان بازنشسته(۴/۸۰)، اعطای امکانات تفریحی بهاعضای هیاتعلمی(۴/۷۹)، بهبود شفافیت و پاسخگویی و قانونمداری در کشور(۴/۷۹) و افزایش مشارکت اعضای هیاتعلمی در تصمیمگیریها(۴/۴۷) بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه، راهکارهایی از قبیل تمرکز بر بهبود وضعیت مالی، ارتقای شفافیت و افزایش رفاه اعضای هیاتعلمی، میتواند در افزایش انگیزه و ماندگاری اعضای هیاتعلمی در حوزهی سلامت مؤثر باشد. بنابراین بهکارگیری این راهکارها توسط سیاستگذاران و مدیران حوزه آموزش، انتظار میرود وضعیت ماندگاری اعضای هیاتعلمی را در این حوزه بهبود دهد.