جستجو در مقالات منتشر شده


192 نتیجه برای As

سام ترابی‌نژاد، محدثه استواری دیلمانی، فرهاد نیکخواهی، رضا بیگ وردی، فاطمه فردصانعی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه وهدف: باکتری استنوتروفوموناس مالتوفیلیا، یک باسیل گرم منفی غیرتخمیری و سومین عامل شایع عفونت‌های بیمارستانی است. درمان عفونت‌های ناشی از این باکتری به‌دلیل پتانسیل بالای مقاومت چندگانه‌ی آن به طیف وسیعی از آنتی‌بیوتیک‌ها و ایجاد بیوفیلم، همیشه موفقیت‌آمیز نبوده است. بدیهی است که تشخیص دقیق و به‌موقع عوامل باکتریال ایجادکننده‌ی عفونت‌های بیمارستانی و تعیین الگوی حساسیت میکروبی ایزوله‌ها می‌تواند سهم بسزایی در کنترل عفونت در بیمارستان داشته باشد. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی باکتری استنوتروفوموناس در نمونه‌های بالینی مختلف و تعیین تولید میزان بیوفیلم و حساسیت میکروبی ایزوله‌ها می‌باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه‌ی مقطعی-توصیفی از فروردین‌ماه تا اسفند ماه ۱۴۰۲ ایزوله‌های گرم منفی غیرتخمیری مشکوک به استنوتروفوموناس مالتوفیلیای جدا شده از نمونه‌های بالینی مختلف از بیمارستان‌های آموزشی استان قزوین(بوعلی، ولایت) جمع‌آوری و بررسی گردیدند. پس ازتأیید فنوتیپی و مولکولی ایزوله‌ها با روش‌های استاندارد، الگوی حساسیت میکروبی ایزوله‌ها و میزان تولید بیوفیلم ان‌ها به روش میکروپلیت تیتر بررسی گردید.
یافته‌ها: در این مطالعه از ۵۰ ایزوله‌ی جمع‌آوری شده، بیشترین تعداد ایزوله از کشت خون(۳۳ ایزوله) و کمترین تعداد ایزوله از نمونه ادرار(۱ ایزوله) جداسازی شده بودند. همچنین بیشترین میزان فراوانی نمونه‌ها مربوط به بخش اورژانس با ۳۲ نمونه(۶۳/۸%) و کمترین میزان فراوانی مربوط به بخش‌های گوش و حلق و بینی، انکولوژی، هریک با ۱ نمونه(۰/۸%) گزارش گردید. تمام ایزوله‌ها به‌علت مقاومت ذاتی این باکتری به کارباپنم‌ها، ۱۰۰% به ایمی‌پنم و مروپنم مقاوم بودند که به‌عنوان تأییدی در شناسایی این باکتری بود. بیشترین میزان حساسیت به آنتی‌بیوتیک‌های لوفلوکساسین، مینوسیکلین و کوتریماکسازول به‌ترتیب با فراوانی ۹۰%، ۸۸% و ۸۴% مشاهده شد. بیشترین میزان مقاومت به آنتی‌بیوتیک سفتازیدیم مشاهده شد که ۸۸% گزارش شد. دراین مطالعه ۷۰% سویه‌ها بیوفیلم قوی تولید کردند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه شاهد افزایش عفونت‌های بیمارستانی ناشی از استنوتروفوموناس مالتوفیلیا در نمونه‌های بالینی بیمارستان‌های شهر قزوین بود. آگاهی از فراوانی پاتوژن‌های فرصت طلب عامل عفونت‌های بیمارستانی و الگوی حساسیت میکروبی ایزوله‌ها منجر به کنترل عفونت‌های ناشی از این پاتوژن‌ها، درمان مناسب عفونت‌ها و کاهش میزان مرگ‌و میر در بیماران بستری می‌شود. در این مطالعه ایزوله‌ها حساسیت بالایی به آنتی‌بیوتیک‌های خانواده فلوروکوئینولون‌ها و آنتی‌متابولیت‌ها داشتند.

نابیل طاهر جمیل الغنیم، حامد جدوع عباس، حمید چوبینه، زیبا مجیدی، نسرین دشتی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی پروفایل‌های بیوشیمیایی افراد مبتلا به مراحل مختلف بیماری کلیوی از جمله افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز خون، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز خون و افراد با نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون می‌پردازد؛ تا نقش شاخص‌های مواد معدنی، التهاب و عملکرد کلیه را در پیچیدگی‌های این بیماری روشن کند.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مورد-شاهدی با ۱۸۰ شرکت‌کننده در سنین ۱۸ تا ۸۱ سال در عراق انجام شد. شرکت‌کنندگان به چهار گروه تقسیم شدند: گروه مورد(شامل افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز و نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون) و گروه کنترل که شامل افراد سالم بودند. سطوح اوره، کراتینین، کلسیم، فسفر، ویتامین D۳، هورمون پاراتیروئید (PTH)، پروتئین واکنش‌گر C حساسیت بالا (hs-CRP) و سیستاتین C در خون اندازه‌گیری شدند. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطوح اوره خون، کلسیم، ویتامینD۳، سیستاتین C و hs-CRP در بین گروه‌های مختلف، تفاوت معنادار داشتند. میانگین کراتینین در گروه بیماری کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۳/۹۸±۱/۷۷)  و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۴/۵۹±۱/۶۳) با گروه نارسایی کلیه دیالیزی(mg/dL ۱۱/۰۳±۳/۳۵) متفاوت بود(۰/۰۰۱=P)، اما بین دو گروه بیماری کلیه بدون دیالیز و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز اختلاف معناداری مشاهده نشد. غلظت فسفر در تمامی گروه‌ها معنادار بود(۰/۰۰۱=P) و بالاترین مقدار در گروه نارسایی کلیه دیالیزی مشاهده شد. سطح PTH بین دو گروه بدون دیالیز اختلاف معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه در حال دیالیز تفاوت معناداری وجود داشت(۰/۰۰۱=P). سیستاتین C در دو گروه بدون دیالیز تفاوت معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه دیالیزی ( mg/dL ۷/۰۶±۱/۶۱)  معنادار بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که پایش منظم بیومارکرهایی بیوشیمیایی برای تشخیص به‌موقع و مدیریت مؤثر بیماری کلیه ضروری است. همچنین اهمیت توجه به ناهنجاری‌های متابولیک و التهابی در بیماران مبتلا به بیماری کلیه(به‌ویژه در بیماران دیالیزی)، را برجسته می‌کند که شامل تغییرات گسترده‌ای در سطوح بیوشیمیایی، هورمونی و عوامل التهابی که اغلب به‌دلیل اخت/لال شدید در عملکرد کلیه و فرآیند دیالیز رخ می‌دهند.

فرید غفاری، سید امیرحسین پیشگویی، آرمین زارعیان، سیمن تاج شریفی فر، سمیه آزرمی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حوادث CBRN (حوادث شیمیایی، بیولوژیک، رادیولوژیک و هسته‌ای) اغلب قابل‌مشاهده و پیش‌بینی نبوده و باعث ایجاد ترس و اضطراب و اختلال در ارایه‌ی خدمات بهداشتی درمانی در جامعه می‌شود. پیامدها و هزینه‌های بالقوه عدم آمادگی برای حوادث CBRN می‌تواند بسیار زیاد باشد. واکنش سریع و مناسب به حوادث CBRN، می‌تواند نقش مهمی در کاهش اثرات مضر سلامت جسمی و کاهش مرگ‌و‌‌میر این حوادث داشته باشد که این عوامل به میزان آمادگی کارکنان اورژانس بیمارستان‌ها بستگی دارد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌ها در زمینه‌ی آمادگی در مواجهه با حوادث CBRN در سال ۱۴۰۳ در تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. جامعه‌ی پژوهش را کارکنان بالینی اورژانس چهار بیمارستان شامل یک بیمارستان آموزشی ـ تخصصی، دو بیمارستان دولتی- عمومی و یک بیمارستان خصوصی ـ عمومی تشکیل می‌دادند. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و گلوله برفی و با حداکثر تنوع از بین کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌های استان تهران بود. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر بود و نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه یافت. جهت تحلیل داده‌ها از رویکرد کیفی Graneheim و Lundman و جهت مدیریت داده‌های کیفی از نرم‌افزار MAXQDA نسخه‌ی ۲۰۲۲ استفاده شد.
یافته‌ها: در این مطالعه با ۱۳ نفر از کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان شامل پرستاران، مدیران پرستاری، پزشکان و کارشناسان علوم‌آزمایشگاهی(۸ مرد و ۵ زن) با میانگین سابقه‌کاری ۱۳ سال و ۱۱ ماه مصاحبه شد. یافته‌ها در قالب ۷ طبقه اصلی (منابع، آموزش و تمرین، کنترل آلودگی، هماهنگی، برنامه‌ریزی و دستورالعمل‌ها، مدیریت و درمان مصدومان، ساختار)، ۱۳ زیرطبقه و ۳۵ کد معنایی استخراج گردید. نتایج نشان داد که کمبود آموزش‌های تخصصی، نبود زیرساخت‌های مناسب برای آلودگی‌زدایی و ضعف در هماهنگی درون‌بخشی و برون‌بخشی از مهم‌ترین چالش‌های آمادگی کارکنان اورژانس در مواجهه با حوادث CBRN است. همچنین، مشارکت‌کنندگان بر ضرورت فراهم‌سازی تجهیزات حفاظت فردی، تدوین دستورالعمل‌های مشخص و برگزاری مانورهای دوره‌ای تأکید داشتند.
نتیجه‌گیری: در حال حاضر میزان آمادگی کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌ها در پاسخ به حوادث CBRN محدود است. کارکنان بخش اورژانس نقش حیاتی را در پاسخ به حوادث CBRN ایفا خواهند کرد؛ بنابراین در راستای کاملاً مؤثر بودن تلاش‌های آمادگی و پاسخ آن‌ها و با توجه به افزایش تهدیدات CBRN در سراسر جهان، اتخاذ استراتژی‌های آمادگی، سیاست‌ها، برنامه‌ها، هماهنگی‌ها، بودجه و سایر اقدامات لازم جهت افزایش آمادگی کارکنان اورژانس در مقابل حوادث CBRN توصیه می‌شود.

 

مژگان فرازمند، ماندانا عسگری، حمید بورقی، طالب خداویسی، علی محمدپور، سهیلا سعیدی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلبی از شیوع بسیار بالایی در سطح جهان برخوردار بوده و به‌عنوان یکی از علل اصلی مرگ‌و میر در سراسر جهان شناخته می‌شوند. هوش‌مصنوعی به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوین، در سال‌های اخیر در ایران و سایر نقاط جهان، به‌منظور مدیریت طیف وسیعی از بیماری‌ها مورد توجه قرار گرفته است. مطالعه‌ی حاضر با هدف مرور نظام‌مند مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی به‌کارگیری هوش‌مصنوعی در بیماری‌های قلبی صورت پذیرفته است.
روش بررسی: به‌منظور بررسی مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی با بهره‌گیری از هوش‌مصنوعی، پایگاه‌های اطلاعاتی SID، Google Scholar و Magiran به زبان فارسی مورد جستجو قرار گرفتند. این جستجو بدون اعمال محدودیت زمانی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ انجام پذیرفت و تمامی مطالعات پژوهشی که تا این تاریخ از روش‌های مختلف هوش‌مصنوعی در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی استفاده نموده بودند، در مطالعه‌ی مروری نظام‌مند حاضر وارد شدند.
یافته‌ها: نتایج حاصل از جستجو در سه پایگاه داده‌ی مذکور، منجر به بازیابی ۱۷۸۱۹ مطالعات پژوهشی گردید که از این میان، ۴۶ مطالعه پژوهشی با معیارهای ورود و خروج مطالعه مطابقت داشتند. این مطالعات پژوهشی، در سه زمینه‌ی پیش‌بینی، درمان و تشخیص، از هوش‌مصنوعی استفاده کرده بودند. شبکه‌های عصبی(تعداد: ۲۲)، ماشین‌بردار پشتیبان(تعداد: ۲۰) و درخت تصمیم(تعداد: ۱۶) الگوریتم‌هایی بودند که بیش از سایر تکنیک‌ها استفاده شده بودند. منابع داده‌ای مطالعات پژوهشی واردشده، عمدتاً پرونده‌های پزشکی بیماران و پایگاه داده UCI بودند. همچنین، نرم‌افزار متلب بیش از سایر نرم‌افزارها استفاده شده بود. بیشترین محدودیت‌های ذکرشده در مطالعات پژوهشی، شامل عدم‌در نظر گرفتن تمامی فاکتورها، محدودیت در دسترسی به داده‌ها، عدم کفایت داده‌ها، وجود نویز در سیگنال‌ها یا تصاویر و وجود داده‌های پرت، مقادیر از دست رفته و عدم نرمال بودن داده‌ها بود.
نتیجه‌گیری: بررسی نظام‌مند مطالعات پژوهشی انجام‌شده در زمینه‌ی بیماری‌های قلبی با بهره‌گیری از هوش‌مصنوعی نشان داد که این فناوری در طیف وسیعی از بیماری‌های قلبی-عروقی مورد استفاده قرار گرفته و اغلب مطالعات پژوهشی انجام‌شده، مؤید اثربخشی و عملکرد موفقیت‌آمیز آن بوده‌اند. 

رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بودجه‌ریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبت‌های سلامت و کاهش هزینه‌ها ایفا می‌کند. تصمیم‌گیری‌های مالی مبتنی بر داده‌های علمی و شواهد می‌تواند بهره‌وری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزه‌ی روش‌های بودجه‌ریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علم‌سنجی انجام شد تا سیاست‌گذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد. 
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علم‌سنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایه‌شده در پایگاه Scopus طی سال‌های ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ می‌پردازد. داده‌ها با نرم‌افزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات هم‌واژگانی و همکاری‌های بین‌المللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافته‌ها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالب‌ترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژه‌ها شامل«بودجه»، «هزینه‌های سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشان‌دهنده‌ی تمرکز پژوهش‌ها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجه‌ریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعه‌نیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساخت‌های اطلاعاتی و چالش‌های مدیریتی، موانع اصلی پیاده‌سازی روش‌های نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بین‌المللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجه‌گیری: برای بهبود نظام بودجه‌ریزی سلامت، تقویت سیستم‌های اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاری‌های علمی بین‌المللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس داده‌های علمی و استفاده از نتایج علم‌سنجی می‌تواند به بهینه‌سازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیم‌گیری‌های مالی جامع‌تر خواهد شد.

عبدالاحد نبی اللهی، ناصر کیخا،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمایش‌‎های بر بالین بیمار (Point of Care Test) یک نوع نظام تشخیصی آزمایشگاهی بوده که در محل مراقبت از بیمار قابل انجام است و به تشخیص سریع بیماری‎‌ها کمک می‎‌نماید. با توجه به افزایش جمعیت و به‌دنبال آن شیوع بیماری‌های مسری و عدم‌دسترسی تمامی افراد جامعه به آزمایشگاه‌‎ها و نیاز جهانی برای در دسترس بودن فناوری‎‌های نوین تشخیصی در محل مراقبت از بیمار، پژوهش حاضر جنبه‌‎های نوین آزمایش‌‎های بر بالین بیمار و همچنین روند توسعه آن در حوزه سلامت را مورد واکاوی قرار داد.
روش‌بررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعه‌ی مرور دامنه‌ای است که با تعیین واژگان‌کلیدی از طریق سرعنوان‎‌های موضوعی پزشکی و مقالات مرتبط، جستجو در پایگاه‎‌های اطلاعاتی Scopus، Web of Science، PubMed و همچنین موتورهای جستجوی Google Scholar،Google، Magiran و بانک اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی انجام گرفت. به‌علاوه در راستای حفظ تنوع منابع و مقالات معیارهای ورود به مطالعه مقالات انگلیسی زبان بودند و محدودیت زمانی اعمال نشد.
یافته‌‎ها: از ۱۷ مقاله‌ی مرتبط، بیشترین موارد مطالعات از نوع مروری بودند. رایج‌‎ترین فناوری سنجش‌های جریان جانبی بود که برای تشخیص عفونت قارچی کریپتوکوک، بیماری سل، هپاتیت، لژیونلا، مالاریا و کووید-۱۹ به‌کار گرفته شدند و آزمون‎‌های تکثیر اسید نوکلئیک در تشخیص ویروس‌‎ها و باکتری‎‌ها با استفاده از DNA و RNA کمک نموده‌‎اند. از  (NAAT (Nucleic Acid Amplification Tests های مبتنی بر میکروسیالات می‎‌توان به (Reverse transcription- polymerase chain reaction) RT-PCR و LAMP (Loop-Mediated- Isothermal Amplification) اشاره کرد که در سال‎‌های اخیر برای شناسایی بیماری‌های عفونی به‌خصوص ۹۱-SARS-CoV به‌طورگسترده‌‎ای استفاده شده است. دیگر ابزارهای اولیه تشخیصی بردستگاه‌های کوچک دستی یک‌بارمصرف، مانیتورینگ، کارتریجی و رومیزی تمرکز داشته‌اند؛ درصورتی‌که در نسل‎‌های تشخیصی جدید تمرکز ویژه بر تضمین کیفیت، میکروسیال‌ها، نانوبیوسنسورها و تلفن‌های هوشمند است.
نتیجه‎‌گیری: تحلیل مطالعات انجام شده نشان داد که ابزارهای تشخیصی آزمایش‌های بر بالین بیمار در حال گسترش بوده که توانسته نتایج بالینی و اقتصادی بهتری را فراهم آورد. علاوه بر استفاده زیاد از دو نوع پیشرفته سنجش‌‎های جریان جانبی و آزمون‎‌های تکثیر اسیدنوکلئیک جهت تشخیص آزمایش‌‎های بر بالین بیمار؛ میکروسیال‌ها، نانوبیوسنسورها و تلفن‌های هوشمند نیز گسترش یافته‌‎اند که جهت تضمین کیفیت نیاز به‌تعیین رویه‎‌های دقیق مدیریت کیفیت، خطی‎‌مشی‌گذاری و تدوین سیاست‌‎های لازم توسط مسئولان، در دستیابی به نتایج قابل‌اطمینان برای مراقبت از بیمار دارند. 

الهام مسرت، زینب محمدزاده، زهرا محمودوند، حسن صیامیان، پوریا تقی‌زاده، آزاده یزدانیان،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌عنوان یک بیماری همه‌گیر، اپیدمی کووید-۱۹ تأثیرات گسترده‌ای بر جامعه داشته است و نیاز به مدیریت مؤثر از طریق تشخیص به‌موقع موارد، جداسازی زودهنگام و درمان را برجسته کرده است. پورتال‌های وب به‌عنوان یکی از مداخلات مؤثر فناوری اطلاعات و راه‌حلی برای مدیریت بحران مطرح‌شده‌اند. هدف از این مطالعه بررسی پورتال‌های مختلف وب پیاده‌سازی شده درزمینه‌ی ۱۹-COVID است. 
روش بررسی: در سال ۲۰۲۵، یک بررسی متون باهدف شناسایی مقالات مرتبط با استفاده از پورتال‌های وب در زمینه‌ی ۱۹-COVID انجام شد. کلمات کلیدی مانند فناوری اطلاعات، پورتال، کووید-۱۹ و دانشگاه برای جستجوی چندین پایگاه داده و موتورهای جستجو از جمله Scopus، PubMed، Science Direct، Web of Knowledge، Ovid Medline و Google Scholar در این بررسی استفاده شد. جستجوی متون چاپ‌شده از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ به انجام رسید. 
یافته‌ها: در ابتدا، ۱۰۵۸ مقاله بازیابی شد و پس از ارزیابی دقیق،۴۰ مقاله که مستقیماً مرتبط با موضوع پژوهش بود برای ورود به این مطالعه انتخاب شدند. این تجزیه‌وتحلیل چندین پورتال وب قابل‌توجه را شناسایی کرد که در طول همه‌گیری ۱۹-COVID مستقرشده بودند و شامل پلتفرم‌هایی مانند COVIDome، Over COVID، پورتال‌های تجسم تعاملی، پورتال‌های اطلاعاتی خاص کشور، دستگاه‌های مبتنی بر پیش‌بینی، پورتال‌های الکترونیکی برای شرایط پزشکی خاص، پلتفرم‌های داده، پورتال‌های استفاده‌ی مجدد از دارو، تریاژ بیمار و ابزارهای زمان‌بندی، پورتال‌های نقشه‌برداری سلامت، قابلیت‌های تله‌متری و کاربردهای اپیدمیولوژی می‌شدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مقالات مرتبط در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است که عمدتاً در ایالات متحد آمریکا، عربستان سعودی و کانادا متمرکز بوده‌اند. بررسی‌های عمیق نشان داد که پورتال‌های وب مانند COVIDome و MyChart به‌طور قابل‌توجهی دسترسی بیماران به اطلاعات پزشکی و خدمات درمانی را تسهیل کرده‌اند. این پورتال‌ها نه تنها اطلاعات به موقع در مورد واکسیناسیون و شیوع بیماری ارایه می‌دادند، بلکه نقش مهمی در تسهیل ارتباط مؤثر بین بیماران و ارایه‌دهندگان خدمات درمانی نیز ایفا می‌کردند. علاوه بر این، استفاده کلی از پورتال‌ها در طول همه‌گیری ۱۰ برابر افزایش یافت، روندی که پس از آن نیز ادامه یافت. یافته‌ها همچنین شکاف‌های دیجیتالی موجود را برجسته نمودند، زیرا افراد با تحصیلات و سطح درآمد بالاتر از این پورتال‌ها بیشتر بهره‌مند شدند.
نتیجه‌گیری: اجرای موفقیت‌آمیز پورتال‌های وب، مستلزم مدیریت و برنامه‌ریزی مناسب، افزایش آگاهی در میان ذینفعان ازجمله سیاست‌مداران، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی و عموم مردم، آموزش کاربران، یکپارچه‌سازی اطلاعات جامع، رعایت استانداردها و ارزیابی‌های دوره‌ای است. این اقدامات برای بهینه‌سازی اثربخشی و سودمندی پورتال‌ها ضروری می‌باشند. 

صابر یزدانی دماوندی، طیبه بنی اسدی، محمدعلی مولوی، فرید خرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان به‌عنوان دومین عامل مرگ‌و میر کودکان در سال‌های اخیر شناخته شده است. باتوجه به افزایش داده‌های مراقبت‌های بهداشتی بیماران مبتلا به سرطان و نیازمندی متخصصان سلامت به ابزاری جهت پایش بیماران و مداخله‌ی فوری بر روی آن‌ها، داشبورد مدیریت اطلاعات به‌عنوان ابزاری هوشمند و پویا، قابلیت گردآوری و نمایش داده‌ها در قالب نمودار و جداول را برای متخصصان سلامت فراهم می‌کند. در پژوهش حاضر، داشبورد مدیریتی برای بخش انکولوژی بیمارستان کودکان طراحی شد و کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
روش‌ بررسی: پژوهش حاضر از نوع توسعه-کاربردی بود که در سال ۱۴۰۳ در مرکز آموزشی، درمانی و پژوهشی کودکان بندرعباس انجام شد. به‌منظور ایجاد داشبورد مدیریت بخش انکولوژی بیمارستان کودکان، سه مرحله اجرا شد. ابتدا در مرحله‌ی اول کلیه عناصر اطلاعاتی مورد نیاز جهت نمایش در داشبورد براساس بررسی متون و مستندات بخش انکولوژی بیمارستان کودکان بندرعباس استخراج گردیده و با استفاده از روش دلفی به تأیید خبرگان رسید. سپس در مرحله‌ی دوم نمونه اولیه داشبورد مدیریت بخش انکولوژی در نرم‌افزار Power BI Desktop طراحی گردید. در نهایت، کاربردپذیری آن با استفاده از پرسش‌نامه‌ی قابلیت استفاده‌ی سیستم توسط ۲۰ کاربر ارزیابی گردید. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و به وسیله نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: در فرآیند شناسایی شاخص‌ها، پس از غربالگری ۳۴۳۵ رکورد اولیه و بررسی ۲۲ مقاله و ۳۸ پرونده بیمار، در مجموع ۱۰۴ شاخص مدیریتی و ۶۷ شاخص بالینی اولیه استخراج گردید. این شاخص‌ها طی فرآیند دلفی دو مرحله‌ای با مشارکت ۱۲ خبره اعتبارسنجی شدند که منجر به تأیید نهایی ۱۰۵ شاخص مدیریتی و ۷۱ شاخص بالینی برای گنجاندن در داشبورد شد. بر اساس این شاخص‌ها، یک داشبورد مدیریتی ده‌صفحه‌ای طراحی گردید که شاخص‌های کلیدی را نمایش می‌دهد. ارزیابی کاربردپذیری با استفاده از مقیاس SUS میانگین نمره ۷۵/۸۷ را نشان داد که بر اساس معیار Bangor در محدوده«قابل‌قبول» و در رتبه«بسیار خوب» قرار گرفت. بازخورد کاربران نیز منجر به اصلاحات نهایی در نمایش داده‌ها و رابط کاربری داشبورد شد. در مجموع، داشبورد طراحی‌شده به‌عنوان ابزاری کارآمد و کاربرپسند برای پایش و مدیریت اطلاعات بخش انکولوژی کودکان معرفی می‌شود.
نتیجه‌گیری: داشبورد مدیریت بخش انکولوژی کودکان سبب یکپارچگی و خلاصه‌سازی داده‌های ضروری برای ارایه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شده و در نتیجه به آن‌ها در انجام تشخیص و اقدامات فوری برای کودکان مبتلا به سرطان کمک می‌کند. همچنین داشبورد حاضر با داشتن کاربردپذیری مناسب، سبب درک بهتر کاربران از اطلاعات سلامت شده و منجر به تصمیم‌گیری درستی از سوی آن‌ها می‌شود.

سمیرا سادات پورحسینی، وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی و انتقال درس‌آموخته‌های حوادث گذشته می‌تواند در بهبود عملکرد مدیریت‌ بلایا در آینده اثرگذار باشد. اگرچه اصول کلی مدیریت بلایا در حوادثی مانند زلزله مشترک است، اما عوامل خاصی از جمله موقعیت جغرافیایی، مقیاس و شدت حادثه، زمان وقوع و ویژگی‌های بومی منطقه می‌توانند چالش‌ها و در نتیجه رویکردهای مدیریتی را متفاوت کنند. ازاین‌رو مطالعه‌ی موردی هر حادثه با توجه به شرایط منحصربه‌فرد آن برای یادگیری ضروری است. این پژوهش با تمرکز بر زلزله‌ی کوهبنان، به‌دنبال شناسایی چالش‌های مدیریتی ناشی از ویژگی‌های خاص این منطقه است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قیاسی است. جامعه‌ی پژوهش شامل صاحب‌نظران، تصمیم‌گیران و مجریان مستقیم درگیر در مدیریت حادثه‌ی زلزله‌ی کوهبنان بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع، ۱۵ مشارکت‌کننده از سازمان‌های کلیدی از جمله دانشگاه علوم پزشکی، جمعیت هلال‌احمر، مرکز مدیریت بحران استانداری و سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه‌ی امداد و نجات انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق بود که سؤالات آن بر اساس ابعاد چارچوب STEEPV (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، محیطی، سیاسی، ارزشی) طراحی شد. روند مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری داده‌ها ادامه یافت. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی ۴۲ کد اولیه، ۱۴ زیرطبقه و ۶ طبقه‌ی اصلی مطابق با چارچوب STEEPV گردید. در بخش اجتماعی، سه چالش محوری شامل نقص در آموزش عمومی و تخصصی(۳ کد)، ضعف در ارتباطات و هماهنگی بین‌بخشی(۶ کد) و پاسخ‌گویی ناکافی به نیازهای سلامت جامعه(۴ کد) بود. در حوزه فناوری، دو محدودیت اصلی در مدیریت اطلاعات(۲ کد) و توانمندسازی زیرساخت‌های فناورانه(۲ کد) مشاهده شد. از منظر اقتصادی، دو چالش مسائل مالی(۵ کد) و موانع رفاهی(۳ کد) به‌عنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند. در بُعد محیطی، دو چالش عمده شامل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خاص مانند کوهستانی بودن، قرار گرفتن روی گسل، وجود معادن(۴ کد) و محدودیت‌های زیرساختی و کالبدی(۳ کد) ایجاد شده بود. در عرصه سیاسی، دو چالش شکاف بین دولت و مردم(۲ کد) و عملکرد ضعیف برخی نهادهای اجرایی(۲ کد) مشهود بود. همچنین چالش‌های فرهنگی و ارزشی شامل سه مؤلفه باورهای بومی خاص(۱ کد)، رفتارهای ناصحیح در جامعه و تیم‌های امدادی(۲ کد) و عدم توجه به فرهنگ منطقه در عملیات(۳ کد) بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که باوجود مقیاس نسبتاً کوچک حادثه‌ی زلزله‌ی کوهبنان، بسیاری از چالش‌های ساختاری و مدیریتی که در بلایای بزرگ‌تر گذشته نیز مشاهده شده، تکرار گردید. این یافته بر ضعف مزمن در نظام درس‌آموزی و اصلاح فرایندها در مدیریت بلایا تأکید دارد. به‌کارگیری چارچوب‌های تحلیلی جامع مانند STEEPV می‌تواند به مدیران و برنامه‌ریزان کمک کند تا با درک پیچیدگی و درهم‌تنیدگی ابعاد مختلف بحران، از نگرش جزءنگر و واکنشی فاصله گرفته، تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر، هماهنگی مؤثرتر بین ذی‌نفعان و در نهایت افزایش تاب‌آوری جامعه را محقق سازند. توصیه می‌شود که نتایج این مطالعه به‌عنوان نقشه راهی برای بازنگری در سیاست‌های ملی مدیریت بحران و طراحی یک سامانه‌ی یکپارچه‌ی درس‌آموزی از حوادث استفاده گردید.

سید محمدرضا موسوی، نادر مرکزی مقدم، حسام‌الدین شریف‌نیا، مریم واشقانی فراهانی، ساناز زرگر بالای جمع،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حفاظت عادلانه در مقابل خطرات مالی یکی از اهداف اصلی نظام‌های سلامت محسوب می‌شود و عدم‌حفاظت مالی در سلامت به‌عنوان یک بیماری در نظام‌های سلامت تلقی می‌شود. محافظت شهروندان در برابر عواقب مالی بیماری و دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، چالشی برای دولت‌ها و سیاست‌گذاران می‌باشد. این مطالعه با هدف بررسی شاخص‌های میزان پرداخت مستقیم از جیب، هزینه‌های کمرشکن و هزینه‌های فقرزا در بیمارستان‌های شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است که به‌صورت مقطعی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ انجام شد. جامعه پژوهش کلیه خانوارهای زیرپوشش یکی از سازمان‌های بیمه‌ای کشور در شهر تهران بود که ۲۹۸ خانوار در این مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده در پنج بیمارستان جنرال‌ منتخب شهر تهران انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی سازمان جهانی بهداشت (WHS: The World Health Survey) استفاده شد. مصاحبه با سرپرست خانوار و یا فرد مطلع خانواده انجام گردید. هزینه‌های کمرشکن بر اساس ظرفیت پرداخت خانوار و خط فقر نیز بر اساس مخارج خوراک خانوارها محاسبه شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای Excel و SPSS تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۳۹/۹ درصد از خانوارها کمتر از ۱۰ درصد از کل مخارج خانوار را به‌صورت پرداخت مستقیم از جیب برای سلامتشان هزینه کرده‌اند. ۶۲/۱ درصد از مشارکت‌کنندگان با هزینه‌های سلامت کمرشکن و ۲۴/۲ درصد با هزینه‌های فقرزای سلامت مواجه شدند. همچنین ۳۶/۹ درصد آن‌ها مجبور به قرض‌گرفتن از دوست یا فامیل و ۱۷/۴ درصد نیز قرض‌گرفتن از غریبه شدند. تأمین هزینه‌های سلامت ۵/۴ درصد از مشارکت‌کنندگان را به فروش وسایل خانه، فرش، طلا و جواهر و غیره سوق داده بود. خدمات دندان‌پزشکی با میانگین ۱,۳۶۹,۰۰۰ تومان(۳,۶۲۶,۰۰۰±) و دارو با میانگین ۱,۲۱۰,۰۰۰ تومان(۲,۱۰۴,۰۰۰±) بیشترین هزینه‌ها را به خانوارها تحمیل کرده‌اند. تحلیل‌های آماری نشان داد که میزان رویارویی مشارکت‌کنندگان با هزینه‌های سلامت کمرشکن (CHE) بر اساس متغیرهای سن(۰/۰۰۱=P)، وضعیت اشتغال(۰/۰۰۴=P)، وجود فرد ناتوان و یا نیازمند مراقبت(۰/۰۰۲=P) و سطح تحصیلات(۰/۰۲۱=P) اختلاف معناداری وجود دارد. 
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج مطالعه، بیش از ۶۲ درصد از خانوارها دچار CHE هستند، به‌ویژه در میان افراد مسن و بازنشستگان، که بیانگر ضعف نظام حفاظت مالی سلامت است. این وضعیت ضرورت بازنگری فوری در سیاست‌های تأمین مالی و توسعه پوشش بیمه‌ای هدفمند برای گروه‌های پرخطر را آشکار می‌سازد. پیشنهاد می‌شود بسته‌های بیمه‌ای ویژه افراد بالای ۶۰ سال با پوشش کامل خدمات مزمن، تخصصی و پیشگیرانه طراحی شود.

رضا صفدری، آرش منصوریان، شهرام طهماسبیان، نیلوفر محمدزاده، حمیده احتشام،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سیستم‌های هوشمند مسایل مربوط به مدیریت داده‌ها و تفسیر آن‌ها را در حوزه‌ی تخصص‌های مختلف دندان‌پزشکی تسهیل کرده و به‌عنوان یک ابزار کمکی در تشخیص و آموزش به‌کار می‌روند. استدلال مبتنی بر مورد یک روش نویدبخش برای پیاده‌سازی سیستم‌های تصمیم‌یار در علوم پزشکی است. در پژوهش حاضر از این تکنیک به‌منظور طراحی سیستم هوشمند در تشخیص افتراقی بیماری‌های دهان استفاده شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توسعه‌ای بوده و از لحاظ نتایج، کاربردی است. به‌منظور ایجاد پایگاه موارد، داده‌های بیماران با مراجعه به بخش تخصصی بیماری‌های دهان و فک و صورت در دانشکده دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و با مصاحبه‌ی بالینی گردآوری گردید و برای نمایش موارد از مجموعه [ویژگی-ارزش] استفاده شده است. تعیین وزن ویژگی‌ها، در قالب یک بررسی دلفی در سطح ملی و به‌صورت برخط انجام گرفت. وزن‌های تعیین شده در پایگاه موارد ذخیره شدند و از آن‌ها به‌عنوان پارامترهای ارزیابی مشابهت، استفاده شد. سپس به‌ازای هر مورد، عدد شاخص مشابهت، محاسبه گردید. به‌منظور ارزیابی قابلیت تشخیص افتراقی، سیستم در رابطه با ۵ نفر از بیماران مبتلا به هرکدام از محورهای شش‌گانه بیماری‌های دهان مورد مشاوره قرار گرفت. 
یافته‌ها: سیستم هوشمند در این مطالعه، به‌صورت مبتنی بر وب توسعه داده شده است. حل مسأله در روش استدلال مبتنی بر مورد در برگیرنده‌ی چهار مرحله و شامل بازیابی، استفاده‌ی مجدد، بازبینی و نگهداری است. پارامترهای ورودی سیستم شامل شاخص‌های کلینیکی، شاخص‌های پاراکلینیکی، داده‌های تاریخچه‌ای و داده‌های مدیریتی تأثیرگذار بر روند تشخیص است. سیستم به‌عنوان خروجی، لیست اولویت‌بندی شده تشخیص افتراقی بیماری‌های دهان در شش محور اصلی شامل ضایعات وزیکولوبولوز و زخمی، ضایعات سفید و قرمز مخاط دهان، پیگمانتاسیون نسوج دهانی، تومورهای خوش‌خیم حفره دهان،  سرطان دهان، بیماری‌های غدد بزاقی را ارایه می‌دهد. قدرت تشخیص سیستم در محورهای مختلف بیماری، با تأثیرپذیری از پراکندگی گوناگون بیماری‌ها و نیز میزان شیوع و وقوع آن‌ها متفاوت است.
نتیجه‌گیری: توسعه‌ی سیستم با بهره‌گیری از تکنیک استدلال مبتنی بر مورد و پردازش داده‌های بالینی، پتانسیل کمک به دندان‌پزشکان برای رسیدن به تشخیص افتراقی در شش محور اصلی بیماری‌های بافت نرم دهان را دارد.

افضل شمسی، فاطمه شیخ شعاعی، پریا امیری،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: جنگ یک پدیده جدایی‌ناپذیر از تاریخ بشر است که مشکلات و معضلات فراوانی را در پی دارد. خودمراقبتی مصدومان نقش اصلی در کاهش عوارض و مرگ‌ومیر دارد. هدف از این مطالعه«آشنایی با خودمراقبتی مصدومان جنگی بلافاصله پس از صدمه» است. 
روش بررسی: در این پژوهش روایتی، از مرور منابع کتابخانه‌­ای و جستجوی پایگاه‌­های اطلاعاتی داخلی و خارجی مرتبط با هدف مطالعه استفاده شد، سپس مقالات، کتاب‌ها، پایان نامه‌­ها و سایر منابع علمی مرتبط با موضوع بررسی گردید.
یافته‌­ها: در شرایط جنگی مجموعه‌­ای از مشکلات بالینی باعث وخامت حال مصدومین می­‌شود. یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر خودمراقبتی در زمان بروز جنگ­‌ها، داشتن آگاهی و دانش کافی در زمینه‌ی کمک­‌های اولیه است که نیازمند توسعه­‌ی رویکردهای یکپارچه برای محتوای اقدامات کمک‌­های اولیه می‌­باشد. از سایر عوامل می‌­توان به تعیین و حذف عوامل تهدیدکننده؛ توقف سریع عامل آسیب‌رسان؛ تماس فوری با امدادرسان‌­ها؛ بازبودن راه هوایی؛ خودارزیابی عمومی و قطع موقت خونریزی خارجی؛ بررسی دقیق­‌تر برای شناسایی علایم آسیب و شرایطی که زندگی مصدوم را تهدید می‌کند؛ نظارت بر وضعیت(هوشیاری، تنفس، گردش خون) و خودحمایتی روانی؛ و همچنین انتقال با آمبولانس به مراکز درمانی اشاره نمود. 
نتیجه‌­گیری: برای داشتن برنامه­‌ی خودمراقبتی موفق و مؤثر در مصدومان جنگی باید آموزش­ کمک­‌های اولیه ویژه بحران­‌های جنگی به افراد جامعه ارایه نمود. کنترل خونریزی گسترده، محافظت از راه هوایی، پانسمان زخم‌ها، کنترل درد و خودحمایتی روانی باید در برنامه­‌های خودمراقبتی گنجانده شوند. براین اساس برنامه‌­ریزی اساسی توسط مسئولان مربوط خصوصاً نظام سلامت در جهت افزایش سطح آگاهی و دانش خودمراقبتی افراد جامعه در بحران‌های جنگی توصیه می‌شود. 


صفحه 10 از 10    
10
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb