186 نتیجه برای بیمار
زهرا آقاسی زاده، علیرضا پویا، ناصر مطهری فریمانی، علی وفائی نجار،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها مهمترین جزء نظام سلامت محسوب میشوند و ارزیابی دقیق عملکرد آنها اهمیت ویژهای دارد. تاکنون تحقیقات زیادی در زمینهی ارزیابی بیمارستانها با استفاده از مدلهای تحلیل پوششی انجام شده اما در این مطالعات سازمانها مانند یک مجموعهی بسته در نظر گرفته شده و فرایندها و روابط میان بخشهای آنها نادیده گرفته شده است. در این مطالعه به سنجش کارایی بیمارستانها با استفاده از تحلیل پوششی شبکهای و مقایسهی نتایج آن با تحلیل پوششی ساده پرداخته شده است.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی-پیمایشی است. جامعه پژوهش این تحقیق کلیه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد با ظرفیتی بیشتر از صد تختخواب است که در مجموع دوازده بیمارستان دولتی و چهل و هشت بخش را شامل میشود. برای جمعآوری اطلاعات از روشهای مشاهده و مطالعهی اسناد، مدارک و آمار فعالیتهای بیمارستانها استفاده شده است. جهت اعتبارسنجی، با محاسبهی ضریب همبستگی اسپیرمن مشخص شد که مدل پیشنهادی همبستگی قابل توجهی با مدل تحلیل پوششی ساده داشته و اعتبار مدل مورد تایید است. نرمافزارهای SOLVER DEA و EXCEL برای پیادهسازی مدل بهکار گرفته شده است.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که با درنظرگیری بخشهای داخلی بیمارستان و روابط بین بخشها، تحلیل دقیقتری از کارایی بیمارستانها صورت میپذیرد و تفکیک بهتری در رتبهبندی خواهیم داشت و همچنین واریانس کارایی بیمارستانها در حالت شبکهای (۰/۰۳۴۲) نسبت به حالت ساده (۰/۰۲۴۳) افزایش یافت که پراکندگی بیشتر و درنتیجه قابلیت تفکیکپذیری بالاتر مدل شبکهای را نشان میدهد. همچنین با بهکارگیری مدل تحلیل پوششی دادههای شبکهای علاوه بر کارایی کلی، کارایی هر بخش و رتبهی هر بخش در مقایسه با بخشهای مشابه در سایر بیمارستانها مشخص شد.
نتیجهگیری: چارچوب ارایه شده در این تحقیق میتواند معیار مناسبتری برای سنجش کارایی بیمارستانها و بخشهای داخلی آنها محسوب شود به صورتی که جایگاه کلی هر بیمارستان نسبت به سایر بیمارستانها مشخص میشود و با تعیین کارایی بخشهای داخلی بیمارستانها اولویتبندی مناسبی جهت تخصیص منابع و سرمایهگذاری بر بخشهای مختلف در مسیر بهبود سازمانی ارایه میشود.
رضا عباسی، فاطمه رنگرز جدی، شیما انوری، رضا خواجویی،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها یکی از کلیدیترین تصمیمگیران در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت برای سازمان هستند؛ ازاینرو مطالعهی حاضر با هدف تعیین و اولویتبندی موانع پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای جنوب شرق ایران از دیدگاه مدیران بیمارستانها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی-تحلیلی بر روی 21 مدیر بیمارستانی شاغل در سه استان کرمان، یزد و سیستان و بلوچستان انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی محققساختهای استفاده شد که روایی صوری آن توسط متخصصان انفورماتیک سلامت و مدیریت اطلاعات سلامت تایید و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد(96/7=α). تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. جهت بررسی ارتباط بین میانگین هریک از موانع با متغیرهای دموگرافیک کمی و کیفی، از آزمونهای Pearson، Independent T-test و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، عوامل مربوط به نادیدهگرفتن نیازهای مدیریتی بیمارستان در انتخاب سیستم(با نمره 1/333 از 2)، هزینهی خرید سختافزار، عدم آموزش کافی کاربران برای کار با سیستم(1/238)، کمبود نیروی انسانی مناسب، تعداد کم متخصصان انفورماتیک سلامت(1/19)، هزینهی خرید نرم افزار، کمبود منابع مالی لازم(1/142)، هزینهی بالای راه اندازی سیستم، عدم امکان یکپارچگی و تعامل با سیستمهای اطلاعاتی مختلف، عدم حمایت متخصصان مراقبت سلامت(1/047) و عدمتجربه مدیریت در انتخاب بهترین سیستم( با نمره یک از 2)، بالاترین نمرات را بهخود اختصاص دادند. همچنین هزینههای آموزش پرسنل برای کار با سیستم(با نمره 0/092-) و عدمایجاد بهبود در انجام فرایندهای انجام کار(0/047-) نیز کمترین نمرات را کسب کردند. تحلیل دادهها نشان داد که مدیران با زمینه تحصیلی بالینی، نسبت به مدیران غیربالینی، موانع مالی و انسانی را مهمتر بیان کردند(0/031>P).
نتیجهگیری: در این مطالعه، مدیران بیمارستانی معتقد بودند که بهترتیب عوامل مالی، انسانی، فنی، مدیریتی و سازمانی بهعنوان مهمترین موانع در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای ایران هستند. سیاستگذاران و مدیران حوزهی سلامت در سطح کلان و خرد میتوانند با تمرکز بر اولویتهای شناساییشده، نسبت به رفع بسیاری از موانع پیش از پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت، اقدام نمایند.
علیرضا منادی سفیدان، رضا افریشم،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعاتقبلی نشان دادهاند که miRNA های ویروسی و انسانی در فرایند کنترل و یا پیشرفت بیماری نقش داشته و حتی میتوانند بهعنوان اهداف درمانی در نظر گرفته شوند. بر این اساس، مطالعهی مروری حاضر جهت ارزیابی نقش miRNA های میزبان و ویروس کووید-19 در روند بیماری طراحی شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مروری بود که در بازه زمانی 2022-2012 انجام شد. مطالعات از پایگاه دادههای علمی PubMed، Google scholar، Web of science و Scopus بازیابی شدند. منابع مرتبط توسط محققان انتخاب و خلاصهای از آنها در این مطالعه مروری ارایه شد.
یافتهها: مطالعهی مروری حاضر نشان داد که برخی miRNA های میزبان مانند miR-200c ،miR-23b-5p، و miR-125a-5p اثر مهاری بر روی گیرنده ACE2 داشتند، درحالیکه miR، miR-3909 و miR-133a بر روی این گیرنده اثر تحریکی داشتند. علاوه بر این، miR-98-5p میزبان بر روی بیان ژن TMPRSS2 اثر مهاری داشت. از سویی دیگر، miR-21 ،miR-146a و 142-miR میزبان، التهاب را از طریق سیگنالینگ MAPK و NF-Ƙβ، القا کرد. درحالیکه miR-124 ، miR-410، miR-1336 میزبان فاکتور STAT3 را مهار کرده و مانع التهاب شد. بهعلاوه، miR-302b و 372-miR میزبان، پروتئین سیگنالینگ ضدویروسی میتوکندری (MAVS) را هدف قرار داد که منجر به خاموش شدن سیگنالهای اینترفرون نوع 1 شد. همچنین ثابت شده است که miR-145-5p ،miR-24-3p ،miR-7-5p، و miR-322-3p اگزوزومی میزبان، تکثیر 2-SARS-CoV و بیان پروتئین S را مهار کرده و کاهش بیان آنها در افراد مسن و دیابتی با کاهش مهار تکثیر 2-SARS-CoV مرتبط بود. همچنین miR-359-5p ویروسی بیان MYH9 (زنجیره سنگین میوزین غیرعضلانی 9) را تنظیم کرده که باعث تهاجم و رهاسازی ویروس در سلول میزبان شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که miRNA های فراوانی در کنترل و یا پیشرفت بیماری کووید-19 نقش دارند و احتمالاً با تغییر بیان miRNA ویروسی و میزبان، بتوان بیماری کووید-19 را درمان کرد. با اینحال، تحقیقات بیشتری در این خصوص موردنیاز است.
حمزه امین طهماسبی، کیمیا ملک زاده شفارودی،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه درمان، از اهداف مهم گردشگری است و گردشگری در سلامت و مراقبتهای بهداشتی رشد سریعی را در دنیا طی میکند. با وجوداینکه استان گیلان، بهعنوان یکی از استانهای مهم و گردشگرپذیر کشور، سالانه میزبان حدود ۵۰۰ هزار گردشگر خارجی است و میتواند قطب گردشگری سلامت ایران باشد، اما متأسفانه این استان نتوانسته سهم مناسبی از درآمدهای این حوزه داشته باشد و به موازات ظرفیتهای درمانی که از آن برخوردار است، بیمار خارجی جذب کند.
روش بررسی: این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری سلامت انجام شد. در این راستا ابتدا با استفاده از مرور ادبیات و نظرات ده نفر از خبرگان این حوزه شاغل در پنج بیمارستان شهر رشت اعم از بیمارستانهای ولایت، پورسینا، آریا، پارس و قائم و با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شدند، ۲۵ عامل مؤثر شناسایی و سپس با کمک روش دلفی، ۱۴ عامل نهایی برگزیده شدند. آنگاه از روش بهترین-بدترین، میزان اهمیت هر عامل مشخص گردید و در انتها با استفاده از روش DEMATEL میزان اثرگذاری این عوامل بر یکدیگر تعیین شد.
یافتهها: پس از اجرای دو مرحله دلفی، ۱۱ عامل که میانگینی کمتر از میانگین کل آرای خبرگان داشتند و اختلافنظر بیشتری نسبت به آنها وجود داشت، حذف شدند. سپس با اجرای روش بهترین-بدترین، کیفیت خدمات پزشکی بهعنوان مهمترین عامل و سهولت تعیین وقت قبلی برای پذیرش و وضعیت سیستم بانکی بهعنوان کماهمیتترین عوامل از میان عوامل نهایی مشخص گردیدند. همچنین براساس نتایج روش DEMATEL، کیفیت خدمات پزشکی، بیشترین اثرگذاری و سهولت تعیین وقت قبلی برای پذیرش، کمترین اثرگذاری را بر روی سایر عوامل دارد. در نهایت، کیفیت خدمات پزشکی تاثیرپذیرترین و تبلیغات مناسب در مورد گردشگری سلامت در اتاقهای بازرگانی داخل و خارج از کشور دارای کمترین میزان اثرپذیری است.
نتیجهگیری: گردشگری سلامت در ایران با وجود کیفیت نسبی و قیمت ارزان، بهعلت نبود تبلیغات مناسب، هنوز جایگاه خود را در بازار نیافته است و همچنان گامهای نخست را طی میکند. با توجه به شرایط محیطی و وجود جاذبههای گردشگری در شهر رشت، انجام اقداماتی همچون ارتقای کیفیت خدمات پزشکی، بازاریابی مناسب و ارتقای زیرساختها، موجب توسعه و بهبود گردشگری سلامت و در نتیجه افزایش رضایتمندی و جذب بیشتر مشتریان میشود.
احسان زارعی، خیرالله چاووش ثانی، محمد سعادتی، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، اعتماد عمومی به نظامسلامت بهعنوان یکی از شاخصهای ارزیابی عملکرد نظامسلامت موردتوجه قرار گرفته است. با اینحال، اکثر تحقیقات دربارهی اعتماد عمومی به نظامسلامت مربوط به کشورهای توسعهیافته است و تحقیق در اینباره در ایران محدود است. درک بهتر اعتماد به نظامسلامت و برخی عوامل مؤثر بر آن به طراحی مداخلات هدفمند برای افزایش اعتماد کمک میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اعتماد عمومی به نظامسلامت در شهرستان رشت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۶۸۰ خانوار(۵۱۰ خانوار شهری و ۱۷۰ خانوار روستایی) وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهی سنجش اعتماد عمومی به نظامسلامت با ۳۰ آیتم و در شش بُعد بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. از آزمونهای منویتنی و کروسکالوالیس برای مقایسه و تحلیل تفاوت نمره اعتماد عمومی به نظامسلامت بین گروهها استفاده شد.
یافتهها: نمرهی کلی اعتماد مردم به نظامسلامت در شهرستان رشت ۶۶/۷ از ۱۱۲ بود. بیشترین نمره برای بُعد کیفیت مراقبتها با ۱۶/۳۸ از ۲۸ و کمترین آن برای بعد کیفیت همکاری بین ارایهکنندگان با نمرهی ۷/۴۷ از ۱۲ بود. در بین ارایهکنندگان خدمات، بالاترین اعتماد به پرستاران و پزشکان متخصص و کمترین اعتماد به درمانگران طب سنتی بود. زنان، کارکنان دولت، افراد فاقد بیمه درمان، افراد با وضعیت سلامت عالی و خوب، آنهاییکه از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و افرادی که از آخرین خدمت دریافتی خود رضایت داشتند، اعتماد بیشتری به نظامسلامت داشتند(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علیرغم اعتماد مردم به تخصص و دانش پزشکان و سایر ارایهکنندگان، میزان اعتماد عمومی به نظامسلامت در سطح نسبتاً متوسط بود که نشاندهندهی کاستی در عملکرد نظامسلامت است. تمرکز بر ارتباط پزشکبیمار و بهبود مهارتهای ارتباطی، استقرار پرونده الکترونیک و به اشتراکگذاشتن اطلاعات بیماران بین ارایهکنندگان مختلف و سرانجام رعایت حقوق بیمار میتواند اعتماد بیشتری به نظامسلامت ایجاد کند.
محمد جلالی، احسان زارعی، علی ماهر، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز پاندمی کووید ۱۹ بر عملکرد بیمارستانها تأثیر گذاشت و تغییراتی در استفاده از خدمات بیمارستانی ایجاد شد. تجزیه وتحلیل دادههای عملکرد بیمارستانها در پاندمی کووید ۱۹ میتواند بینشهایی را در مورد الگوهای بهرهمندی از خدمات و پیامدهای مراقبت برای مدیران و سیاستگذاران ارایه دهد. این مطالعه باهدف بررسی تأثیر پاندمی کووید ۱۹ بر شاخصهای پیامدی منتخب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و از نوع تحلیلهای سری زمانی بود. دادههای مربوط به شش شاخص پیامد شامل میزان بستری، ضریب اشغال تخت، متوسط طول اقامت، تعداد مراجعان اورژانس، تعداد تستهای آزمایشگاهی و تعداد درخواستهای تصویربرداری از ۱۲ بیمارستان وابسته در فاصله سالهای ۹۵ تا ۹۸(قبل از پاندمی) و ۹۹(بعد از پاندمی) از سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی گرفته شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل سری زمانی منقطع در نرمافزار R تحلیل شدند.
یافتهها: بر اساس یافتههای این مطالعه، شاخصهای میزان بستری(p=۰/۰۱۵)، ضریب اشغال تخت(p=۰/۰۴) و میزان تستهای آزمایشگاهی(p=۰/۰۰۳) بلافاصله پس از بروز پاندمی با افزایش معنیدار همراه بوده، درحالیکه شاخص تعداد مراجعان اورژانس(p=۰/۰۳۴) با کاهش معنیدار مواجه شده است. شاخصهای ضریب اشغال تخت و تعداد درخواست تصویربرداری تغییر معنیداری را نشان ندادند. کاهش در تعداد مراجعان اورژانس طی یک سال بعد از شیوع پاندمی معنیدار بوده اما تغییرات در سایر شاخصهای پیامد معنیدار نبود(P>۰/۰۵).
نتیجهگیری: درک تغییرات و تاثیر بروز یک رخداد بزرگ بر شاخصهای پیامدی بیمارستانها برای تصمیمگیرندگان لازم است تا بتوانند بهطور موثر برای تخصیص منابع و یک پاسخ موثر به پاندمی برنامهریزی کنند. شیوع کووید ۱۹ با تأثیر بر عرضه و تقاضای خدمات، باعث تغییر در عملکرد و پیامدهای بیمارستانها شده است. در یک سال بعد از آغاز پاندمی، بهجز شاخص مراجعان اورژانس، بقیه شاخصها تغییر معنیداری را تجربه نکردهاند. حفظ خدمات ضروری مثل ویزیتهای اورژانس در استراتژی واکنش سریع به شیوع یک اپیدمی و پویشهای عمومی برای ترغیب مردم به جستجوی مراقبتهای پزشکی در صورت نیاز در موجهای آینده پاندمی پیشنهاد میشود.
سعید ناطقی، علی گنجعلیخان حاکمی، سهیلا دمیری، سمیرا رئوفی، الهام حقشناس، سارا اخوانرضایت، شمسی اختیار، سارا صالحی، مریم رادینمنش،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و ارزشیابی اثربخش نیروی انسانی در کشورها مستلزم یک مجموعهی موردتوافق از نشانگرها و ابزار اندازهگیری آنهاست و باتوجه به وجود ساز و کارهای مختلف پرداخت، این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای ارزشیابی عملکرد در بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کیفی پدیدارشناختی در سال ۱۴۰۰ انجام شد. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته، نمونهگیری هدفمند و مشارکت ۲۳ نفر از تیم ریاست، مدیریت و درآمد بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعآوری و به روش تحلیلمحتوا و با استفاده از نرمافزار ۱۰-MAXQDA تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در این پژوهش ۲۳ نفر از متخصصان شرکت کردند که ۷۸/۲ درصد مرد و ۲۱/۷ درصد زن بودند و در مجموع ۵۲۶ کدنهایی شناسایی شده و طبق ابزار مدیریتی کارت امتیازی متوازن در ۴ مضمون اصلی مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و توسعه و ۸ مضمون فرعی بهرهوری منابع با ۸۶ درصد، گردشگری پزشکی با ۵۲ درصد، اخلاق حرفهای با ۶۵ درصد، رضایتمندی با ۷۸ درصد، اعتباربخشی با ۴۸ درصد، تشخیص و درمان با ۷۸ درصد، آموزش با ۵۶ درصد و پژوهش با ۷۸ درصد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ارایه خدمات درمانی مطلوب مستلزم آگاهی مدیران از عملکرد پرسنل زیرمجموعه میباشد که انتخاب معیارهای مناسب این امر را امکانپذیر میسازد، فراهمسازی زمینههای لازم برای تدوین سامانههای ارزیابی عملکرد و انجام ارزشیابی صحیح، اطلاعرسانی به پزشکان در خصوص شاخصهای در نظر گرفته شده جهت ارزشیابی دقیقتر از جمله پیشنهادهایی است که میتوانند در راستای مشکلات موجود راهگشا باشند. از دیگر نکات حایز اهمیت با توجه به محدودیت منابع موجود، نقش پزشکان در حوزهی گردشگری سلامت است که توجه به آن منجر به افزایش منابع مالی خواهد شد.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
فاطمه اسماعیلی، نجمه آشوری، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبیوتیکها یکی از داروهای پرمصرف هستند که کمک فراوانی به بهبود و درمان بیماریها میکنند؛ اما تجویز نادرست و استفادهی بیرویه از آنها، سبب افزایش طول اقامت بیماران و هزینههای بستری میشود. مطالعهی حاضر با هدف تعیین رابطهی بین مصرف تجربی آنتیبیوتیکها با طول مدت اقامت نوزادان نارس بستری در بیمارستان مهدیه تهران به انجام رسید.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ بر روی ۱۵۹ نفر از نوزادان نارس بستری در بخش مراقبتویژه بیمارستان مهدیه شهرتهران انجام گرفت. ابزار مورد مطالعه، پرسشنامه ای بود که روایی آن به روش تحلیل محتوا و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS و بهکمک آمارههای توصیفی فراوانی و درصد و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۵۲/۲ درصد نوزادان دختر بودند و ۷۹/۹ درصد زایمانها بهصورت سزارین انجام شدند. میانگین مدت اقامت نوزادان ۳۱/۴۷ روز و میانگین تولد نوزادان ۳۰ هفته بود. بر طبق نتایج مطالعه بین طول اقامت نوزادان با مدت تجویز آنتیبیوتیک و تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک رابطهی معنیداری وجود داشت(۰/۰۵>P). بهگونهای که اقامت نوزادان با دوره دریافت کمتر از ۱۴ روز، تقریباً نصف اقامت نوزادان بیش از ۱۴ روز بود. همچنین رابطهی معنیداری بین تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک با طولمدت اقامت بیماران وجود داشت(۰/۰۵>P). با افزایش تعداد دوره دریافت آنتیبیوتیک، طول مدت اقامت نوزادان نیز بهصورت معنیداری افزایش یافته بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین وزن تولد نوزادان، هزینهی تخت و هزینهی کل با تجویز تجربی آنتیبیوتیکها رابطهی معنیداری وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه مصرف منطقی آنتیبیوتیکها زمینهی کاهش طول مدت اقامت نوزادان بستری را در پی دارد، تدوین پروتکل آنتیبیوتیکی بهروز و مشخص از سوی وزارت بهداشت برای نوزادان نارس و آگاهیرسانی به پزشکان در خصوص تجویز تجربی آنتیبیوتیکها و اجرای برنامههای آنتیبیوتیک استواردشیپ بیمارستانها در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، انتشار راهنماهای استاندارد درمانی، برگههای آماده شامل دستور تجویز آنتیبیوتیکها بههمراه دوز صحیح و آموزش بالینی پزشکان ضرورت مییابد.
سعید نظری، سیمین تاج شریفی فر، میلاد احمدی مرزاله، ساناز زرگر بالای جمع، سمیه آزرمی، یوسف اکبری شهرستانکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حوزهی تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی با چالشهای عمدهای در زمینهی حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای مواجه است. با توجه به اینکه کشور ایران در معرض وقوع این حوادث قرار دارد، احتمال خطر این حوادث و تهدیدها را نمیتوان نادیده گرفت. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر در تشکیل تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزهی سلامت در پاسخ به حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا است؛ که با استفاده از مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته با ۱۸ نفر از متخصصان و کارشناسان که از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انجام شد. نمونهگیری تا اشباع دادهها انجام شد. برای آنالیز دادهها از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. مطالعه با هدف استخراج عوامل موثر در تشکیل تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزه سلامت در پاسخ به حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای در ایران در سال ۱۴۰۱ صورت گرفت.
یافتهها: عوامل موثر بر تشکیل تیم به ۵ طبقه اصلی و ۱۳ زیرطبقه شامل؛ ارتقای توانمندی(آموزش، تمرین)، ضروریات عملیات(اطلاعات و ارتباطات، فرماندهی و کنترل، برنامه عملیاتی پاسخ اضطراری، هماهنگی درون و برون سازمانی)، منابع مورد نیاز(تجهیزات، تأمین مالی)، الزامات تشکیل تیم(الزامات آلودگیزدایی، الزامات ساختاری) و ساختار تشکیل تیم(ترکیب عمومی تیم، ترکیب تخصصی تیم) تقسیمبندی شدند. بیشترین تعداد کدها با ۳۹ درصد به زیرطبقه برنامه عملیاتی پاسخ اضطراری و کمترین تعداد کدها با ۸ درصد مربوط به زیرطبقه تجهیزات بود.
نتیجهگیری: این مطالعه طراحی تیم بومی واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزهی سلامت در حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای در ایران را ارایه کرد. این طرح برای پاسخ سریع پیشبیمارستانی جهت حضور و مداخله در مرحلهی حاد حوادث میباشد. بهمنظور افزایش ظرفیت پاسخگویی و توانمندی این تیمها، علاوه بر ترکیب عمومی تیم جهت ارتقای آمادگی تخصصی برای مقابله با اثرات سلامت این حوادث، ترکیب تخصصی نیز ارایه شده است. پیشنهاد میگردد؛ برای هر حوزه شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای براساس ارزیابی خطر مناطق متخلف کشور تیم مجزا تشکیل گردد.
رویا بلاغی اینالو، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسماعیلی گیوی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت بدون درک کاملی از این خدمات و چگونگی ارایه آنها با توجه به شرایط بحران سلامت ممکن نیست؛ برایناساس، هدف پژوهش حاضر دستیابی به اطلاعات جامعی از تمامی مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت در بحرانهای سلامت میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهروش فراترکیب و استفاده از روش هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو انجام گردید. جامعه آماری متشکل از مقالات و پایاننامههای منتشرشده در پنج پایگاه اطلاعاتی فارسی و هشت پایگاه اطلاعاتی بینالمللی بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۲ میلادی و ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ شمسی انتخاب گردیدهاند. از مجموع ۸۳۶۳ منبع شناسایی شده بر اساس برنامهی مهارتهای حیاتی ارزیابی، ۴۰ منبع تایید شدند. اطلاعات مورد نظر از منابع استخراج و کدگذاری شده و پایایی کدگذاری هم با استفاده از ضریب کاپا سنجش و تایید گردید.
یافتهها: از نتایج پژوهش، ۷۴ کد در ۲۱ مفهوم و ۶ مقوله در زمینه ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران استخراج گردید که مقولهها و کدها شامل نیازسنجی اطلاعات سلامت(بیماری، سلامت، منابع اطلاعات سلامت، بیماران)؛ دسترسپذیری و اشاعهی اطلاعات سلامت(اطلاعات سلامت، راههای دسترسی)؛ آگاهی و اطلاعرسانی سلامت(اطلاعات، ابزار)؛ آموزش(بیماران، مدیران و کارکنان کتابخانههای بیمارستانی، روشها)؛ برنامهریزی(بحران سلامت، منابع، بودجه، زیرساختها، بیماران، کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی) و موانع و محدودیتها(نیروی متخصص، بودجه، امکانات و زیرساختها و منابع) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: پرداختن به موضوع و مولفههای ارایه خدمات اطلاعات سلامت به بیماران در بحرانهای سلامت در کتابخانههای بیمارستانی میتواند سبب شناخت بیشتر سیاستگذاران این حوزه از ابعاد و مفاهیم و پیامدهای ارایه این خدمات بهمنظور دسترسی همگان بهویژه بیماران به اطلاعات سلامت باشد. با توجه به مولفههای شناسایی شده میتوان در راستای برنامهریزی برای تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف موجود و سیاستگذاری مناسب در جهت ایفای نقش مشاوره سلامت، راهاندازی بخش خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانههای بیمارستانی و تلاش در جهت آمادهسازی زیرساختهای لازم گام برداشت.
حمید مقدسی، فرخنده اسدی، اعظم السادات حسینی، معصومه نوری طهنه،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اطلاعات بیمارستان سیستم اطلاعات جامعی است که هدف آن مراقبت باکیفیت بیماران و ارتقای سطح سلامت جامعه میباشد؛ بنابراین باید به گونه ای طراحی و تولید شود که هدف آن محقق گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین استانداردنامهی تولید سیستم اطلاعات بیمارستان برای ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی- توصیفی، ابتدا ویژگیها و سرویسهای سیستم اطلاعات بیمارستان از متون استخراج شد سپس ویژگیها و سرویسها با کلیات استانداردنامهی تدوین شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (استانداردنامه مافا) مطابقت داده شد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستان از طریق مشاهده بررسی و در مجموع، نقایص استانداردنامهی مافا مشخص شد و اقدام به اصلاح کلی سند گردید. استانداردنامهی پیشنهادی پس از تهیه به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد که ۱۰ نفر از استادان مدیریت اطلاعات سلامت و ۱۰ نفر از استادان انفورماتیک پزشکی با حداقل ۷ سال سابقه عضویت در هیاتعلمی همچنین ۵ نفر از مدیران ستادی حوزهی فناوری اطلاعات وزارت بهداشت مشارکت داشتند. برای پذیرش و تأیید استانداردنامه ضریب توافق ۸۵ درصد مد نظر قرار گرفت. پس از حصول ضریب توافق مذکور استانداردنامه تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان ارائه گردید.
یافتهها: استانداردنامهی ارایهشده برای تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان مشتمل بر متا مدل؛ زیر سیستمهای سیستم اطلاعات بیمارستان، استانداردهای ساختار و محتوای پرونده الکترونیک سلامت، استانداردهای ترمینولوژی اطلاعات و طبقهبندی دادهها، استانداردهای امنیتی دادهها و تبادل دادهها، سرویسهای کلینیکال و مدیریتی است. استانداردنامه پیشنهادی شامل چهار حوزه عبارت از «ویژگیها»، «سرویسها»، «الزامات مستندات» و «قوانین و سیاستها» میباشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری این استانداردنامه به تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی با کیفیت، کارا و استاندارد منجر میشود که در ارتقای سطح سلامت جامعه موثر بوده و شرایط را برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت فراهم مینماید.
فاطمه رنگرزجدی، احسان نبوتی، شیما انوری تفتی، پریسا یوسفی کنجدر،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: داشبورد دارویی میتواند به مدیران اجرایی و مدیران امکان مدیریت منابع دارویی در بیمارستانها را بدهد. این مطالعه با هدف طراحی، پیاده سازی و ارزیابی داشبورد مدیریت منابع دارویی برای بیمارستانهای عمومی انجام شد.
روشبررسی: این مطالعه از نوع توسعه-کاربردی در مرکز جامع درمانی دانشگاهی شهید بهشتی انجام شد. بر اساس منابع علمی، شاخصهای کلیدی عملکرد داشبورد (KPIs) و قابلیتهای داشبورد دارویی شناسایی شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل اطلاعات دموگرافیک، KPIs و قابلیتهای داشبورد دارویی بود. مدل مفهومی داشبورد با استفاده از نرمافزار Rational Rose طراحی شد و سپس از نرمافزار POWER BI برای ایجاد سیستم استفاده شد. ارزیابی کاربردپذیری داشبورد دارویی با ابزار استاندارد EUCS توسط 10 کاربر انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مهمترین KPI تعیینشده برای داشبورد مدیریت منابع دارویی در بیمارستانهای عمومی «نسبت مصرف آنتیبیوتیک به تعداد کل داروها»، «نسبت آنتیبیوتیک تجویز شده توسط پزشکان عمومی به تعداد کل داروها»، «نسبت بیمارانی که برای آنها آنتیبیوتیک تجویز شده است به همه بیماران» و «نسبت تعداد اقلام دارویی تجویز شده توسط متخصصان به همه پزشکان» بود. مهمترین الزامات عملکردی تعیین شده» «بهروزرسانی اطلاعات در فواصل زمانی مشخص»، «بررسی داشبورد در بازههای زمانی مختلف»، «تعریف سطوح دسترسی برای مشاهده اطلاعات» و «انتخاب بین نمایشگرهای گرافیکی و جدولی» بود. ارزیابی قابلیت استفاده نشان داد که رضایت کاربران از متغیر«محتوای داشبورد» در سطح «بسیار بالا» و برای سایر متغیرها در سطح «بالا» بود.
نتیجهگیری: شاخصهای KPI مرتبط با آنتیبیوتیکها و هزینههای دارویی در داشبورد دارویی بیمارستانهای عمومی از اولویت بالایی برخوردار است. مطالعات آتی باید تأثیر استفاده از داشبورد دارویی را بر تصمیمگیری مدیران اجرایی بیمارستان و مدیران ارزیابی کند.
عذرا دائی، محمدرضا سلیمانی، حسن اشرفی ریزی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش اطلاعات در ارتقای سلامت جامعه و کاهش هزینههای بهداشت و درمان انکارناپذیر است ولی در عمل اطلاعات کافی و کاملی در بین عاملان بهداشت و درمانی وجود ندارد. نبود اطلاعات کافی و کامل در بین بازیگران بازار، موجب ناکارایی و نارسایی در عملکرد بازار میشود. هدف اصلی پژوهش حاضر، پرداختن به عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی در بازار اطلاعات سلامت است.
روش بررسی: مقالهی حاضر از نوع مروری نقلی و غیرنظاممند است. محتوای لازم برای نگارش از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Knowledge، Sid، Magiran و Google Scholar و با استفاده از کلیدواژههای نارسایی اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات سلامت در فیلدهای عنوان مقاله، چکیده و کلیدواژهها انجام پذیرفت. در نهایت، منابع مرتبط با توجه به هدف مطالعه، توسط محققان انتخاب و خلاصهای از نتایج آنها در این مطالعه ارایه شد.
یافتهها: 18 مقاله وارد این پژوهش گردید و به صورت اختصاصی به نارساییهای موجود در سه بخش بیماران، پزشکان و بیمهها پرداخته شد. در انتهای هر بخش به راههای برطرف نمودن این نارساییهایی اشاره شد. یافتهها نشان داد بیماران با پدیدهی بیعدالتی در دسترسی به اطلاعات سلامت مواجه بودند که تداوم این بیعدالتی منجر به فقر اطلاعات سلامت میشود و به دلیل عدمدسترسی مناسب به اطلاعات سلامت، عدم تقارن اطلاعات بین پزشک و بیمار به وجود میآید. پزشکان در دسترسی به اطلاعات روزآمد و مبتنی بر شواهد برای درمان بیماران با موانعی روبرو بودند که به دلیل اطلاعات نامتقارن، میتوانند از این حالت استفاده صحیح نکرده و از تقاضای القایی استفاده کنند. بیمهها با مشکلات انتخاب نامناسب، مخاطرات اخلاقی و القای تقاضا توسط عرضهکننده و یا مصرفکننده مواجه بودند.
نتیجهگیری: عدم تقارن اطلاعات در حوزهی سلامت به صورت جدی نفوذ کرده است و سطح بالایی از عدماطمینان و قطعیت در آن وجود دارد. یکی از راههای غلبه بر عدم تقارن اطلاعات سلامت و نارسایی بازار اطلاعات سلامت، دسترسی همهی ذینفعان به اطلاعات است.
مهدی رعدآبادی، زهرا تولیده، زهرا شعرا، زهرا یگانه، جمیل صادقی فر، خلیل مومنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد محدودی در مورد تأثیر همهگیری بیماری کرونا بر کارایی بیمارستانها در ایران وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر همهگیری کووید-۱۹ بر بهرهوری بیمارستانهای دولتی استان ایلام انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشتهنگر به بررسی عملکرد ۹ بیمارستان استان ایلام طی یک دورهی چهار ساله(۱۴۰۰-۱۳۹۷) بر اساس مدل گرافیکی پابن لاسو پرداخته است. دادههای موردنظر از سیستم اطلاعات سلامت بیمارستانها استخراج و شاخصهای کلیدی عملکردی درصد اشغال تخت، نرخ چرخش تخت و میانگین طول مدت اقامت محاسبه گردید. نمودار پابن لاسو با نرم افزار اکسل ترسیم شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که درصد اشغال تخت در بیمارستانهای آموزشی به صورت معناداری بالاتر از بیمارستانهای غیرآموزشی میباشد(۰/۰۵>P). بر اساس نتایج، درصد اشغال تخت و نرخ چرخش تخت بعد از پاندمی کووید-۱۹ به صورت معناداری کاهش یافته است(۰/۰۵>P). میانگین طول اقامت بیماران نیز بعد از پاندمی افزایش یافته است(۰/۰۵<P). ارزیابی کلی کارایی بیمارستانها بر اساس مدل پابن لاسو نشان میدهد که فراوانی بیمارستانهای قرار گرفته در ناحیه ناکارا از ۴ بیمارستان قبل از پاندمی به ۳ بیمارستان تقلیل یافته است؛ اگرچه بیمارستانهای ناحیه کارا در طول این دوره تغییری نکرده است.
نتیجهگیری: عمده بیمارستانهای مورد پژوهش به خصوص بیمارستانهای غیرآموزشی، دارای اشغال تخت پایینی میباشند. ضعف در زنجیرهی ارایه خدمات به خصوص خدمات تشخیصی و خدمات تخصصی و فوقتخصصی یکی از اصلیترین دلایل این وضعیت است. حرکت به سمت تغییر در شیوهی اداره کردن بیمارستانها و داشتن انعطاف بیشتر در ساختار و اجرا در کوتاه مدت و اولویتگذاری به سمت بیمارستانهای بزرگ با زنجیرهی کامل خدمات میتواند موجب برونرفت از وضعیت ناکارای فعلی شود.
مرضیه نجفی، رویا رجایی، حجت رحمانی، بهروز پورآقا، نازنین شیخ محمدی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سقوط یا زمین خوردن بیمار به عنوان یکی از رایجترین خطاهای بیمارستانی شناسایی شده است که مشکلات زیادی از جمله خسارات مالی و جانی برای بیماران، کارکنان و سازمان در پی دارد. سقوط بیمار در بسیاری از موارد با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. این مطالعه با هدف شناسایی راهکارهای پیشگیری از سقوط بیماران بستری در بیمارستان به منظور فراهم کردن شواهد و مستندات لازم برای تدوین برنامههای ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار با روش مرور حیطهای و با استفاده از الگوی Arksey و O`Malley شناسایی شدند. جستجو با کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای داده Pubmed و Web of Science و بدون محدودیت زمانی تا ۲۵ May ۲۰۲۴ انجام شد. در مرحله آخر برای مشورت با خبرگان از روش دلفی و کسب نظر ۱۸ نفر از خبرگان استفاده شد. دادهها با روش تحلیل موضوعی تحلیل شدند.
یافتهها: از بین ۴۲۰۲ مطالعه یافتهشده در جستجوی اولیه، تعداد ۱۹ مقاله انتخاب شد. راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار شامل برنامهریزی(برنامههای بهبود کیفیت، استقرار فرهنگ ایمنی بیمار، دستورالعملها و برنامههای پیشگیری از سقوط بیمار)، فضای فیزیکی(طراحی اتاق بیمار و محل استقرار کادر درمان)، تجهیزات(مانیتورینگ و آلارم، سنسورهای فشاری، تختهای استاندارد)، منابع انسانی(شبکههای ارتباطی بین پرستاران و سایر کادر درمان، خودکارآمدی و پاسخدهی پرستاران، انگیزه و رضایت شغلی پرستاران)، آموزش(آموزش و مشارکت بیمار و همراه بیمار، آموزش کادر درمان، آموزش الکترونیکی) و کنترل فرایندهای اجرایی(ارزیابی عوامل خطر، کنترل فرایندها) میباشند. بیشترین میزان موافقت اعضا با بعد تجهیزات(۹/۷۶) و کمترین میزان موافقت با بعد منابع انسانی(۸/۶۵) بود.
نتیجهگیری: سقوط بیمار یکی از شایعترین مشکلات مرتبط با ایمنی بیمار میباشد که با برنامهریزی مناسب قابل پیشگیری است. توصیه میشود با در نظر گرفتن شرایط هر بیمارستان ترکیبی از روشهای پیشگیری استفاده شود.
حانیه پوشیده، جلال جعفرزاده، علی حیدرپور، مجتبی تقی زاده ارمکی، سعید مهدوی عمران، فیروزه کرمانی، محسن کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سوسریها ناقلان بالقوهی طیف وسیعی از میکروارگانیسمهای بیماریزا(قارچها، باکتریها و انگلها) هستند. با توجه به اهمیت این حشرات در انتقال قارچهای بیماریزا و تأثیر آنها بر سلامت افراد بستری در بیمارستان، مطالعهی حاضر با هدف جداسازی و شناسایی مولکولی قارچهای بیماریزا از سطوح خارجی و داخلی سوسریهای جمعآوری شده از سه بیمارستان آموزشی شهرستان بابل، استان مازندران، ایران، طراحی گردید.
روش بررسی: سوسریها به روش دستی استریل صید شدند و پس از شستشو برای رفع آلودگی سطحی با الکل اتیلیک ۷۰ درصد بهمدت ۲ دقیقه، ۱۰۰ میکرولیتر از محلولهای استخراج شده از سطوح خارجی و داخلی سوسریها بر روی محیط سابورودکستروز آگارحاوی کلرامفنیکل ۰۵/۰ درصد کشت داده شد و در دمای ۳۰ درجه سانتیگراد بهمدت ۳ هفته انکوبه گردید. کلنیهای مختلف مخمری و رشتهای با استفاده از روشهای قارچشناسی استاندارد متمایز شدند. جهت تمایز بینگونهای مخمر کاندیدا از روش PCR-RFLP و آنزیم محدودکنندهی Msp I، و جنس آسپرژیلوس ازآنزیمهای محدودکنندهی Bln I و Alw I، استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع ۸۵ جدایه قارچی از کل ۵۰ سوسری مورد مطالعه شامل ۱۵ مورد سوسری آلمانی(۳۰%)، ۲۰ مورد آمریکایی(۴۰%) و ۱۵ مورد نوار قهوهای(۳۰%) جداسازی شد که شامل ۵۲ جدایه از سطوح خارجی(۶۱%) و ۳۳ جدایه از سطوح داخلی سوسریها(۳۹%) بود. از تعداد کل ۴۹ قارچ رشتهای، ۱۶ مورد آسپرژیلوس فومیگاتوس(۳۲/۶۵%) و از تعداد کل ۳۶ مخمر شناسایی شده، ۱۴ مورد کاندیدا آلبیکنس(۳۸/۸۹%) از شایعترین قارچهای جداسازی شده در این مطالعه بودند. سایر قارچهای رشتهای و مخمری جداشده از سوسریها شامل آسپرژیلوس نایجر ۱۱ مورد(۲۲/۴۵%)، ۸ مورد آسپرژیلوس فلاووس(۱۶/۳۲%)، ۴ مورد پنیسیلیوم(۸/۲%)، ۳ مورد رایزوپوس(۶/۱%)، ۳ مورد کلادوسپوریوم(۶/۱%)، ۲ مورد موکور(۴%)، ۲ مورد آلترناریا(۴%)، ۶ مورد کاندیدا پاراپسیلوزیس(۱۶/۶۷%)، ۱۲ مورد کاندیدا کروزهای(۳۳/۳۳%)، ۳ مورد کاندیدا گلابراتا(۸/۳۳%)، و یک مورد کاندیدا تروپیکالیس(۲/۷۸%) بودند.
نتیجهگیری: باتوجه به جداسازی گونههای مختلف قارچی از سوسریها و اهمیت آنها در انتقال مکانیکی احتمالی عفونتهای شایع قارچی در بیمارستانها، در صورت عدم ضدعفونی پیشگیرانهی منظم محیط بیمارستان، این حشرات میتوانند منبع انتقال مداوم عفونت باشند.
ملیحه قناعت جو، نادر جهان مهر، حامد دهنوی، آیدا صمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش میزان اطلاعات و نیاز به پایش روزانهی آنها منجر به توسعهی ابزارهایی به نام داشبوردهای مدیریتی شدهاند که قابلیت تحلیل دادههای گرافیکی را دارند. داشبورد میتواند علاوه بر تهیه گزارشهای سریع در بازههای زمانی مختلف و فرمت خاص کاربر، به ارایه اطلاعات بههنگام شدهی پویا، برای تصمیمگیری دقیق و واکنش سریع به تغییرات، مفید واقع گردد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و به روش اقدامپژوهی مشارکتی طی ۹ گام اجرا گردید. در این پژوهش کاربردی و توسعهای که به صورت مقطعی با استفاده از دادههای نیمه اول سال ۱۴۰۱ انجام شد، ۱۱ نفر از اعضای تیم رهبری یک بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهعنوان مشارکتکنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه با استفاده از پرسشنامه تعیین اهمیت شاخصها و پرسشنامهی کاربردپذیری(قابلیت استفاده) داشبورد بر اساس سه متغیر مستقل(مفید بودن، سهولت استفاده و رضایت) بود. فایل اکسل دادههای مورد نیاز داشبورد از سیستم HIS بیمارستان جمعآوری و داشبورد با نرمافزار Power BI طراحی و قابلیتها و سطوح دسترسی کاربران بر اساس وظایف آنان مشخص گردید. تحلیل دادهها نیز با استفاده از آمار توصیفی و نرمافزار Excel انجام شد.
یافتهها: در مرحلهی تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد، از ۳۹ شاخص منتخب تیم پژوهش، ۲۲ شاخص میانگین امتیاز ۴ به بالا (از امتیاز ۵) کسب نمودند و ۲۱ شاخص ، قابلیت اجرا داشتند. از مخزن دادهها در فرمت Excel به عنوان محیط واسطهای استفاده گردید. داشبورد در شش صفحه(شاخصهای مربوط به عملکرد تختهای بستری، مرگو میر، اورژانس و سایر شاخصها) نمایش داده شد و قابلیتهای هر صفحه تعیین گردید. پس از اجرای داشبورد و تعیین سطوح دسترسی کاربران، کسب امتیاز بالا از سؤالات پرسشنامه کاربردپذیری(۵ به بالا از ۷ امتیاز) و کسب میانگین امتیاز ۷۱/۸ از ۵ سؤال مربوط به متغیرهای مفید بودن، ۷۰/۵ از ۸ سؤال مربوط به سهولت استفاده و ۷۱ از ۳ سؤال مربوط به متغیر رضایت نشان داد داشبورد طراحی شده برای بیمارستان کاربردپذیری بالایی داشته است.
نتیجهگیری: اطلاعات داشبورد مدیریت بیمارستانی میتواند مبنایی برای تصمیمگیری آگاهانه برای رسیدن به منافعی از قبیل شناسایی بهترین عملکرد، ارتقای کیفیت عملکرد، تصمیمگیری سریعتر، کاهش خطاها، بهبود در مدیریت ظرفیت و جریان کار، اختصاص منابع و برنامهریزی برای رشد و توسعه گردد.
کوروش عباسیان، محمد علیمرادنوری، محمد باقر کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بهعنوان اصلیترین افراد تصمیمگیرنده در مواجهه با مسایل مختلف درون و برونسازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت یا حتی شکست سازمان ایفا میکنند. اگر در رأس سازمانها مدیران شایسته و باتجربه قرار گیرند، موفقیت سازمانها در رسیدن به اهداف تضمین خواهد شد و سازمان با حداقل امکانات میتواند به بیشترین بازدهی دست یابد. هدف مطالعهی حاضر، طراحی مدل شایستگیهای مدیریتی مدیران بیمارستانهاست.
روش بررسی: این پژوهش کیفی از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ انجام شد. پس از بررسی مطالعات مرتبط با موضوع، شایستگیهای استخراجشده در اختیار ۱۹ نفر از صاحبنظران شامل اعضای هیئتعلمی صاحبنظر در زمینهی موضوع پژوهش و مدیران دارای تجربهی مدیریت در حوزه نظام سلامت و بیمارستان قرار گرفت و در نهایت پس از بهکارگیری روش دلفی و پنل خبرگان الگوی شایستگیهای مدیریتی مدیران استخراج گردید. دادههای جمعآوری شده در نرمافزار Excel تحلیل شدند.
یافتهها: الگوی تدوینشده در این پژوهش برای مفهوم شایستگیهای مدیران بیمارستانها درمجموع شامل ۳۳ شایستگی مدیریتی موردنیاز مدیران بیمارستان در قالب چهار وظیفهی اصلی مدیریت(برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل) و نقشهای مدیریتی است که از بررسی متون و انجام دو مرحله دلفی و برگزاری دو مورد پنل خبرگان استخراج گردید. در الگوی شایستگیهای مدیران بیمارستانها بُعد برنامهریزی ۴ مؤلفه، سازماندهی ۴ مؤلفه، بُعد رهبری ۱۲ مؤلفه، بُعد کنترل ۴ مؤلفه و بُعد نقشهای مدیریتی نیز ۹ مؤلفه دارد. شایستگی تفکر استراتژیک که زیرمجموعهی وظیفهی برنامهریزی میباشد، با وزن(۰/۴۹۵) بیشترین وزن و بالاترین رتبه را در بین سایر مؤلفهها به خود اختصاص داده و نگرش بهبود مستمر که زیرمجموعهی نقشهای مدیریتی است، کمترین وزن(۰/۰۳۳) و پایینترین رتبه را در بین سایر مؤلفهها به خود اختصاص داده است.
نتیجهگیری: این مطالعه یک مدل اختصاصی و جامع را با استفاده از تکنیکهای کاربردی بهعنوان یکراه حل مناسب جهت ارزیابی شایستگیهای مدیریتی مدیران بیمارستان پیشنهاد نمود و چارچوب پیشنهادی در این مطالعه میتواند بهعنوان الگوی عملکرد استاندارد برای ارزیابی شایستگی مدیران استفاده گردد.
مجید جنگی، آزاده شایانبابوکانی، نسیم قلیلی نجفآبادی، صدیقه ترکیهرچگانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش کارایی بیمارستانها با توجه به محدودیت منابع ضروری است. همهگیری کووید-۱۹، تأثیر بسیاری بر شاخصهای عملکردی بیمارستانها داشت. هدف از این مطالعه، ترسیم سیمایی از وضعیت عملکرد بیمارستانها و تغییرات شاخصهای بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در زمان قبل و بعد از کووید-۱۹ بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقطعی بود. جامعهی پژوهش، کلیه بیمارستانهای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(۳۸ بیمارستان) بودند. دادههای ورودی مربوط به سه سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰(سال ۱۳۹۸ به عنوان سال قبل از شیوع کووید-۱۹، سال ۱۳۹۹ بهعنوان سال اول شیوع و سال ۱۴۰۰ به عنوان سال دوم شیوع) بودند که با استفاده از کاربرگ محققساخته از گزارشهای استخراجی از سامانه آمار و اطلاعات بیمارستانی(آواب) موجود در مدیریت آمار و فناوری اطلاعات جمعآوری گردید و در نهایت دادهها با مدل پابن لاسو تحلیل شد.
یافتهها: روند شاخصها در سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ نشان میدهد که میانگین شاخصهای درصد اشغال تخت و چرخش تخت در سال اول شیوع کووید-۱۹(۱۳۹۹) که اوج شیوع این بیماری بود، نسبت به سال ۱۳۹۸ کاهش و متوسط مدت اقامت بیمار افزایش یافته است. طی سالهای ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و۱۴۰۰ بهترتیب، ۲۴/۳۲ و ۲۳/۶۸ و ۲۴/۳۲ درصد از بیمارستانها در ناحیه سوم (ناحیه کارا) قرار داشتند، از سال ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹، در ۲۷ درصد بیمارستانها، تغییر کارایی دیده شد که ۶ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشتند. از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰، در ۱۶ درصد بیمارستانها، تغییر کارایی دیده شد که ۲ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشت.
نتیجهگیری: با توجه به کارایی پایین بیمارستانها، پیشنهاد میشود تا ارزیابی مستمر و سالیانهی تغییرات کارایی بیمارستانها جهت شناسایی زودهنگام علل ناکارایی و جلوگیری از افت آن صورت پذیرد و تدابیر مطلوب مدیران و سیاستگذاران سلامت در شرایط شیوع بیماریهای پیشبینی نشده مانند شیوع کووید-۱۹ جهت استفادهی بهینهتر از منابع بیمارستانی ضروری است.