<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی </title>
<link>http://sjsph.tums.ac.ir</link>
<description>فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی - مقالات نشریه - سال 1383 جلد2 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1383/4/11</pubDate>

					<item>
						<title>عوامل خطر تغذیه ای و بیماری های ایسکمیک قلبی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=248&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;باتوجه به اینکه انتخاب و حفظ رفتارهای تغذیه ای سالم، یکی از عوامل مهم در پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی می باشد، این پژوهش بمنظور بررسی عوامل خطر تغذیه ای و ارتباط آنها با بیماری ایسکمی قلبی انجام شد. مطالعات بصورت مورد-شاهدی، در پاییز 1382 و در مرکز قلب تهران و بیمارستان قلب شهید رجایی تهران انجام گردید. تعداد 100 نفر بیمار ایسکمی قلبی و 100 نفر از افراد سالم، به تایید متخصص قلب بعنوان شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات تغذیه ای از طریق پرسشنامه تکرر مواد غذایی گردآوری شد و برخی عوامل خطرساز مهم مثل فشار خون، هایپرلیپیدمی (چربی خون بالا)، دیابت، شاخص توده بدنی و فعالیت فیزیکی نیز بررسی شدند. بیماری ایسکمی قلب با مصرف چربی، روغن های جامد و هیدروژنه رابطه مستقیم و با مصرف میوه و سبزی رابطه معکوس داشت (P&lt;0.001) عوامل خطر تغذیه ای در گروه بیماران مصرف کم ماهی و استفاده زیاد از غذاهای سرخ شده بود، که بترتیب خطر بیماری را 13.96 و 54.65 بار افزایش می دادند. داشتن رژیم غذایی پرچرب و کم فیبر در گروه بیماران، خطر بیماری قلبی را در حدود 20 برابر افزایش داد. عوامل خطر تغذیه ای عمده در این مطالعه عبارت بودند از: مصرف کم میوه، سبزی و ماهی و مصرف کمتر روغن های مایع، درحالیکه روغن های هیدروژنه که حاوی اسیدهای چرب نامطلوبند، منبع اصلی چربی در رژیم غذایی بیماران بودند. بنابراین اجرای برنامه های آموزشی جامعه محور برای ارتقای تغذیه سالم و بهداشتی ضروری بنظر می رسد.&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;</description>
						<author>حمیده  سلیم زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی بسیج همگانی ایمن سازی تکمیلی سرخک-سرخجه در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=249&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;باتوجه به اهمیت عملیات بسیج همگانی واکسیناسیون سرخک-سرخجه در حذف بیماری های سرخک و سندرم سرخجه مادرزادی و همچنین لزوم ارزیابی دقیق نحوه اجرای این برنامه از نظر کمی و کیفی و پوشش اطلاع رسانی باتوجه به غیر فعال بودن اجرای برنامه با استفاده از یک روش استاندارد این مطالعه در جمعیت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. این بررسی یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود. حجم نمونه مورد نیاز بمنظور برآورد پوشش ایمن سازی 390 نفر، اطلاع رسانی در سه نوبت و در هر مرحله 190 نفر (جمعا 570 نفر) بالاخره برای بررسی کیفیت خدمات 24 تیم عملیاتی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش Lot quality assurance sampling براساس سطح آستانه بالا 80% و پایین 30% صورت گرفت. براساس وضعیت پوشش ایمن سازی و کیفیت انجام واکسیناسیون، زنجیره سرد، کفایت نیروی انسانی، وسایل و موارد لازم در هر Lot آن Lot بعنوان قابل قبول یا غیرقابل قبول تعیین گردید. برای تحلیل از آزمون های کای دو و دقیق فیشر استفاده شد. 96.4% (فاصله اطمینان 95%؛ 94.6 الی 98.2) افراد 5 تا 25 ساله مورد بررسی واکسن MR تلقیح کرده بودند. 7 نفر (1.8%) از افراد واکسینه شده از گروه هدف برنامه واکسیناسیون نبودند. در مجموع 20 نفر (5.3%) از افراد واکسینه شده دچار عوارض جانبی ناشی از تزریق واکسن شده اند. از مجموع 190 فرد مورد بررسی از نظر پوشش اطلاع رسانی در هریک از مراحل اول، دوم و سوم بترتیب 152 نفر (80.9%)، 184 نفر (96.8%) و 190 نفر (100%) از اجرای بسیج همگانی واکسیناسیون سرخک-سرخجه مطلع بودند. بیش از 80% مردم از طریق صدا و سیما از اجرای برنامه مطلع شده بودند. کیفیت انجام واکسیناسیون در 19 تیم عملیاتی (79.1%) مورد قبول و در 5 تیم عملیاتی (20.9%) غیرقابل قبول تعیین شد. در این مطالعه کیفیت زنجیره سرد در 23 تیم عملیاتی (95.8%) مورد قبول و در یک تیم عملیاتی (4.2%) غیرقابل قبول تعیین شد. کفایت نیروی انسانی، وسایل و موارد لازم برای واکسیناسیون MR در کلیه 24 تیم عملیاتی مورد بررسی (100%) مورد قبول تعیین شد. اجرای واکسیناسیون همگانی در این مدت کوتاه در مقایسه با برنامه های مشابه که در سایر کشورها انجام گرفته است بیانگر موفقیت دست اندرکاران در اجرای این برنامه است. در مجموع بنظر می رسد در زمینه کیفیت اجرای واکسیناسیون، عرصه اطلاع رسانی، تدارک لوازم و تجهیزات مراکز بهداشت شهرستان ها در حوزه تحت مطالعه مناسب عمل کرده و به پوشش هدف رسیده اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>سیدرضا  مجدزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم شهر کرمان در زمینه مدیریت مواد زائد جامد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=250&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مدیریت مواد زائد جامد و توسعه و بهبود کیفیت عملکردی آن در گرو پرداختن به عناصری چون کنترل تولید، نگهداری، جمع آوری، حمل و نقل، پردازش و دفع می باشد. هنگامیکه این مجموعه در قالب یک سری دستورالعمل ها و مقررات منسجم و هماهنگ با یکدیگر و برپایه شناخت و اطلاع کافی از وضع موجود در منطقه مورد نظر عمل نماید، قادر است در جهت ارتقای سطح بهداشتی جامعه موثر و مفید واقع شود. باتوجه به ضرورت شناخت وضع موجود بمنظور استفاده در برنامه ریزی مدیریت مواد زائد جامد شهری، بررسی همه جانبه ای با هدف اطلاع از چگونگی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم شهر کرمان در مورد مدیریت مواد زائد جامد شهری و مسائل مرتبط با آن انجام گرفت. مطالعه مستند به اصول علمی آماری و از نوع مقطعی و توصیفی است که طی سه ماهه دوم و سوم سال 1382 انجام گرفت. برای سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد مردم، اطلاعات لازم با توزیع پرسشنامه بین شهروندان جمع آوری گردید. بمنظور شناخت وضع موجود چک لیست لازم تنظیم و با روش مشاهده ای تکمیل شده جامعه آماری مورد مطالعه را 56.7% زنان و 43.3% مردان تشکیل داده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد که اکثریت مردم شهر کرمان در زمینه مواد زائد و جامد از اطلاعات کافی و نسبتا مناسبی برخوردار بوده و در مجموع درجه آگاهی، نگرش و عملکرد بسیار بالایی را دارا می باشند، به ترتیبی که این آگاهی تا 94.3% افراد جامعه و نگرش مثبت آن در حد 84.3% جامعه را پوشش داده و بالاخره عملکرد خوب جامعه به سطح 72.4% می رسد. بررسی وضعیت موجود مدیریت مواد زائد و جامد حکایت از بازیافت غیر مجاز، آب بند نبودن اکثر کامیون های حمل و نقل زباله، حمل زباله های عفونی توام با زباله های شهری و مواردی متعدد از اقدامات غیر بهداشتی در محل دفن زباله ها دارد. نتایج هماهنگ و سیستماتیک بدست آمده از بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد مردم شهر بازگوکننده این حقیقت است که جامعه آمادگی پذیرش اصلاحات و اعمال مدیریت جامع مواد زائد جامد شهری را درحد بسیار مطلوبی دارد. توصیه می شود از این توان بالقوه در جهت ارتقای سطح سلامتی افراد جامعه، با بکارگیری عوامل اصلی مدیریت مواد زائد جامد شهری حداکثر استفاده بعمل آید تا وضعیت فعلی مدیریت جمع آوری و دفع مواد زائد جامد اصلاح، بهبود و ارتقا یابد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  ملکوتیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر روش های مدیریتی روسای بیمارستان ها بر تغییرات شاخص های دهگانه مهم بیمارستانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=251&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;همه ساله دولت، مردم و سازمان های بیمه گر هزینه های بسیاری را در بخش بهداشت و درمان جامعه متقبل می شوند و انتظار دارند که در مقابل این سرمایه گذاری عظیم، بازده خدمات و فعالیت های بیمارستانی مطلوب و موثر باشد و منابع و امکانات این بخش به بهترین نحو مورد بهره برداری قرار گیرد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر روش های مدیریت روسای بیمارستان های عمومی-دولتی ایران بر روی شاخص های عملکردی آن بیمارستان می باشد. این مطالعه بصورت توصیفی-تحلیلی انجام گردیده و اطلاعات بصورت مقطعی جمع آوری شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه بیمارستان های عمومی-دولتی ایران بوده که تعداد آنان 355 بیمارستان می باشد. باتوجه به یکسان بودن ساختار سازمانی بیمارستان هایی که از نظر تخت بیمارستانی مشابه هستند بیمارستان های مذکور برحسب تعداد تخت به سه رده بزرگ (بالاتر از 400 تخت) متوسط (بین 200 تا 400 تخت) و کوچک (کمتر از 200 تخت) تقسیم شده است. روش جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه و با استفاده از پرسشنامه انجام شده است. پرسشنامه شامل سوالات مربوط به شاخص های عملکردی و سوالات اختصاصی پیرامون روش های مدیریت می باشد. در این پژوهش از شیوه های چهارگانه مدیریت پیشنهادی توسط رنسیس لایکرت استفاده شده است. یافته های پژوهش تاثیر شیوه های مدیریتی اعمال شده از طرف روسای بیمارستان های عمومی-دولتی بر روی میزان افزایش یا کاهش هریک از شاخص های عملکردی بیمارستان های مذکور را نشان می دهد. نتیجه مطالعه حاکی است که شیوه مدیریت مشارکتی بیش از 3 شیوه دیگر مورد استفاده قرار گرفته و در بهبود شاخص های بیمارستانی اثر مثبت داشته است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  عرب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی درصد شیوع کمردرد و تعدادی از عوامل فردی و شغلی مرتبط با آن در کارگران مرد شاغل در یکی از کارخانجات خودروسازی تهران، 1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;زمینه و هدف: براساس آمار و اطلاعات موجود 44% از ضایعات ناشی از کار، ابتلای سیستم عضلانی-اسکلتی است که حدود 60% از آن مربوط به کمردرد است. فعالیت جسمی سنگین، بلندکردن اجسام سنگین، خم شدن، ایستادن طولانی مدت، پوسچر غیرطبیعی، حرکات ناگهانی و سریع حین انجام کار و ساختار بدنی کارگر از جمله عواملی هستند که ارتباط آنها با بروز کمردرد نشان داده شده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین درصد شیوع کمردرد در کارگران شاغل در سالن های تولید و مونتاژ یکی از کارخانجات خودروسازی تهران و تبیین تاثیر تعدادی از عوامل فردی و شغلی برآن می باشد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی بر روی 132 کارگر با دامنه سنی 60-21 سال (7.2±32.3) انجام گرفت. این افراد به روش تصادفی و سیستماتیک و با استفاده از لیست استخدامی کارخانه انتخاب شدند و تکنیک اجرای تحقیق مصاحبه و پرسشنامه بود. برای طراحی پرسشنامه، از پرسشنامه استاندارد NORDIC و همچنین پرسشنامه بین المللی بررسی سطح فعالیت فیزیکی (IPAQ) استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات و تکمیل پرسشنامه ها، از نرم افزار آماری SPSS Win/11 و روش های آمار توصیفی و آزمون مجذور کای برای تحلیل داده ها استفاده شد. شیوع کمردرد در یکسال گذشته 51.5% بود. 45% از افراد اولین بار حین کار دچار کمردرد شده بودند. 81.8% از کارگران در حین کار مجبور به بلند کردن اجسام بودند. افزایش سن و سابقه کار و همچنین داشتن سابقه گردن درد مزمن و فعالیت فیزیکی سنگین سبب افزایش میزان ابتلای به کمردرد شده بود. علاوه براین میزان شیوع کمردرد با عوامل شغلی چون هل دادن و کشیدن اجسام و چرخش و خم شدن ستون فقرات حین کار ارتباط معنادار آماری نشان داد. باتوجه به اینکه بیش از نیمی از افراد جامعه مورد مطالعه در تحقیق حاضر یعنی 51.5% در یکسال گذشته، دچار کمردرد و عوارض ناشی از آن شده بودند، لزوم توجه مسئولین واحدهای بهداشت کار کارخانه ها در جهت شناخت عوامل موثر و آموزش کارگران، همچنین بهبود شرایط انجام کار و ارتقا شاخص های روانی-اجتماعی کارگران توصیه می شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>فریده  دهقان منشادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی موارد مرگ در بخش های جراحی عمومی بیمارستان امام خمینی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;آگاهی از اطلاعات مربوط به مرگ و میر در بیمارستان ها بعنوان یک شاخص کیفیت درمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. مرگ بعنوان یک حادثه غیر تکراری پس از هر عمل جراحی ممکن است روی دهد. این مساله از چند جهت می تواند برای جراحان مفید واقع شود. جراح می تواند خطر واقعی را برای بیماران خود برآورد نماید، خط مشی های لازم برای محدود کردن یا کاهش این حوادث طراحی و به مرحله اجرا درآورد و در نهایت ارزیابی موارد مرگ می تواند گامی در بهبود عملکرد اعمال جراحی یا مراقبت های پس از آن تلقی گردد. در این بررسی گذشته نگر موارد مرگ در بیمارانی که طی سال های 1377 لغایت 1380 در بیمارستان امام خمینی تهران در بخش های جراحی عمومی تحت عمل جراحی قرار گرفتند بررسی شد. اطلاعات بیماران شامل نوع عمل جراحی، طول مدت بستری، تابلوی فوت و نوع عمل جراحی منجر به فوت از پرونده بیماران استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع 13282 بیمار در بخش های جراحی عمومی و اورژانس تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند که 210 نفر (1.58%) از آنها فوت کرده بودند. بیشترین موارد مرگ در سال 1377 برابر با 2.09% بوده است و در طی دو سال 1379 و 1380 این مقدار کاهش یافته و به 1.44% رسیده است. از بین موارد مورد بررسی، 121 نفر (57.6%) بدلیل مشکلاتی بغیر از تروما و 74 نفر (35.2%) بدلیل بدخیمی و بقیه بیماران نیز بدلیل تروما فوت شده بودند. این مطالعه نشان داد که علیرغم افزایش موارد مرگ در بخش های جراحی در سطح جهانی این میزان در بیمارستان امام خمینی تهران طی سال های بررسی کاهش نسبی داشته است. از سوی دیگر موارد فوت در مقایسه با سایر مطالعات نسبتا اندک بوده است. با این وجود بدلیل تفاوت در تعریف مرگ پس از عمل جراحی در مطالعات انجام شده قبلی، اعتبار مقایسه ها مورد سوال می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>عباس  ربانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تاثیر دو روش آموزش تغذیه (جزوه و بحث گروهی) بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=254&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بسیاری از بررسی ها و مطالعات نشان می دهند که آگاهی و عملکرد تغذیه ای دختران نوجوان ناکافی است. مطالعات اندکی در زمینه تاثیر آموزش تغذیه بر آگاهی، نگرش و عملکرد این گروه آسیب پذیر انجام گرفته است. با این وجود، کارایی روش های مختلف در این مطالعات مقایسه نشده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش تغذیه (جزوه آموزشی و بحث گروهی) بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی منطقه 8 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 83-1382 انجام گرفت. در این مطالعه، 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری (آموزش از راه جزوه، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل و چهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه آگاهی، نگرش و عملکرد صورت گرفت، اطلاعات جمع آوری شد. آموزش بصورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک ساعت و نیمه در دو گروه اجرا و به گروه کنترل نیز آموزشی داده نشد. نتایج بررسی نشان داد، قبل از اجرای آموزش، سطح نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد در سه گروه، تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشت. پس از اجرای آموزش، سطح نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد در دو گروه تحت آموزش نسبت به قبل از آن دارای ارتقای معنی دار بود (P&lt;0.001). میزان افزایش ایجاد شده در نمرات آگاهی و نگرش در بین گروه ها با یکدیگر دارای تفاوت آماری معنی دار بود (P&lt;0.001) و افزایش در سطح نمرات عملکرد در بین گروه ها با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظه ای نداشت (P=0.900) و بطورکلی مشخص گردید که هر دو روش جزوه و بحث گروهی، موجب افزایش سطح نمرات آگاهی و نگرش در گروه های تحت آموزش نسبت به قبل و نسبت به گروه کنترل و افزایش سطح عملکرد در گروه های تحت آموزش نسبت به قبل از اجرای آموزش گردید و روش بحث گروهی بدلیل مشارکت بیشتر دانش آموزان نسبت به روش جزوه آموزشی اثربخشی بیشتری در ارتقای سطح آگاهی داشت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محبوبه  تسلیمی طالقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فون مگس های کالیفوریده و سارکوفاژیده تهران و حومه: گزارش چهار گونه جدید از ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/sjsph/browse.php?a_id=255&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;عارضه میازیس همواره در نتیجه تخم گذاری و لاروگذاری مگس های گروه سیکلوراف و رشد متعاقب آنها در انساج بدن ایجاد می شود. با آنکه بقای لارو این مگس ها در طبیعت متکی به حضور دام های اهلی و حیات وحش می باشد ولی بالغین اینگونه مگس ها در محوطه های دامداری، پارک ها و همچنین بر روی زباله ها و شاخ و برگ برخی از گیاهان و درختچه هایی که از نظر شهد و گرده برای این گروه از حشرات مناسب می باشند، یافت می شوند و در جستجوی میزبان مناسب هستند. مطالعه حاضر در شهرستان تهران و حومه آن به انجام رسیده است. در این بررسی مگس های بالغ با استفاده از توری حشره گیری از مناطق و مکان های مختلف از قبیل باغ ها، پارک ها، دامداری ها، محل های جمع آوری زباله و مناطق مسکونی داخل شهر تهران و نیز شهر و روستاهای اطراف آن صید گردید. جمعا 22 مگس از 5 خانواده مگس های سیکلوراف با استفاده از کلیدهای تشخیص معتبر مورد شناسایی قرار گرفت که از مجموع آنها 13 گونه جزء گروه مگس های دارای اهمیت پزشکی بودند و نهایتا از میان گروه اخیر 4 گونه Sarcophaga fertoni و Sarcophaga peregrina و Calliphora vomitoria و Lucilia richardsi برای اولین بار از ایران گزارش می گردد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>مهدی  خوبدل</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
