<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1392 جلد71 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>جداسازی و کشت اولیه ملانوسیت‌های پوست انسان و مقایسه‌ی کشت با و بدون فربول‌استر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5250&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف &lt;/strong&gt;:&lt;em&gt; &lt;/em&gt;کشت اولیه به دنبال جداسازی سلول ها از بافت انجام می گیرد. جداسازی و کشت اولیه ی ملانوسیت ها با توجه به نقش این سلول ها در محافظت از بدن در برابر اشعه های مضر خورشید، ایجاد رنگ پوست، قرنیه و مو بسیار با اهمیت است. این مطالعه به منظور راه اندازی نحوه ی جداسازی، کشت و تکثیر ملانوسیت ها از پیش پوست نوزاد و پوست پلک افراد بزرگ سال و مقایسه ی دو نوع محیط کشت ملانوسیتی انجام شده است. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;برای کشت ملانوسیت ها از نمونه های پیش پوست و پلک استفاده شد. اپیدرم از درم، جدا و مخلوط سلولی حاصل از هضم اپیدرم در محیط های انتخابی ملانوسیتی کشت داده شد. برای تایید ملانوسیت ها پس از جداسازی و کشت از تکنیک های ایمونوسیتوشیمی و واکنش زنجیره پلیمراز معکوس استفاده شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که کشت در عدم حضور فربول استر از لحاظ مورفولوژی و از لحاظ چسبندگی سلولی و ویژگی های فیزیولوژیکی ملانوسیت ها به مراتب مناسب تر است. به علاوه، در این بررسی مشخص شد که ملانوسیت های جداشده از پلک افراد بزرگ سال به مراتب دندریتیک تر از ملانوسیت های جداشده از پیش پوست است و تعداد پاساژهای ملانوسیت های حاصل از پیش پوست بیش تر از ملانوسیت جداشده از پلک می باشد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt; نتیجه گیری:&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;به صورت مرسوم برای کـشت ملانوسیـت ها از فربول اسـتر ها استفـاده می شود کـه در این مطالعه کشت در عدم حضور فربول استر و با استفاده از فاکتورهای رشد، بهتر و مناسب تر بود. به علاوه ملانوسیت های حاصل از بافت های جـوان تر هم چون پیـش پـوست برای تحقیـقات با توجه میـزان بیش تر قدرت تکثیر توصیه می شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author>علی  مصطفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بر‌هم‌کنش احتمالی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و سیستم گلوتاماتی ناحیه پری‌لیمبیک بر فعالیت حرکتی موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5251&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: سیستم های نوروترانسمیتری دوپامینی و گلوتاماتی پری فرونتال و هسته اکومبنس در تنظیم فعالیت حرکتی نقش دارند. این مطالعه به بررسی برهم کنش سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس و گلوتاماتی ناحیه پری لیمبیک در تنظیم فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن می پردازد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: هدف این تحقیق بررسی اثر برهم کنش تزریق دارویی در مغز بر فعالیت حرکتی و دیگر پارامترهای مرتبط با آن در موش صحرایی نر بود، به این منظور از دستگاه Open field که به صورت خودکار فعالیت حرکتی را ثبت می کند استفاده شد. تزریق داروها به صورت یک طرفه و درون مغزی صورت می گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: تزریق دوزهای (D-AP7 آنتاگونیست گیرنده N-methyl-D-aspartic acid NMDA=، μg/μl1، 5/0، 25/0) در پری لیمبیک طرف چپ اثری بر فعالیت حرکتی و پارامترهای مرتبط با آن ندارد. به علاوه، دوز مؤثر (μg/μl9/0)NMDA در این ناحیه موجب افزایش فعالیت حرکتی (01/0P&lt;)، اما باعث کاهش تعداد کشیدگی و آراستگی بدن نسبت به گروه کنترل می شود (01/0P&lt;)، که این تغییرات با تزریق D-AP7 قبل از آن بلوک می شود (01/0P&lt;). تزریق SCH23390 (آنتاگونیست گیرنده D1 دوپامینی) در پوسته اکومبنس طرف چپ اثری بر پارامترهای ذکر شده ندارد. تزریق SKF38393 (آگونیست گیرنده D1 دوپامینی، μg/μl4) در این ناحیه باعث افزایش فعالیت حرکتی شد (05/0P&lt;)، که با تزریق SCH23390 قبل از آن مهار شد (01/0P&lt;). تزریق دوز بی اثر (μg/μl, SCH2339025/0) در پوسته اکومبنس طرف چپ موجب کاهش اثر NMDA در پری لیمبیک می شود (01/0P&lt;). علاوه بر این، به کارگیری دوز بی اثر μg/μl) SKF383931) در این ناحیه موجب تقویت اثر دوز میانی NMDA (05/0P&lt;) و مهار دوز بالای آن در پری لیمبیک شد (05/0P&lt;). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج بیان گر اثر تنظیمی سیستم دوپامینی پوسته اکومبنس بر فعالیت حرکتی افزایش یافته ناشی از تحریک سیستم گلوتاماتی ناحیه پری لیمبیک است. </description>
						<author>حاتم  احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سطح سرمی روی در بیماران نابارور مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک: یک مطالعه مقایسه‌ای</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: با توجه به شیوع بالای سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) در ایران و با توجه به اهمیت مسئله ی کمبود روی در کشور ما و تاثیر آنتی اکسیدان ها (که روی از جمله ی آن هاست) بر درمان و بهبود علایم تخمدان پلی کیستیک، پیدا کردن یک جایگزین درمانی و راه های تغییر شیوه زندگی افراد مبتلا از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورت وجود موارد تخمدان پلی کیستیک همراه با کاهش سطح سرمی روی و ارتباط معنی دار بین این دو می توان با تجویز مکمل روی از بروز و پیشرفت تخمدان پلی کیستیک در این بیماران جلوگیری کرد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این پژوهش از نوع مورد- شاهدی می باشد که زنان مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری ولیعصر (عج) در سنین 45-20 سال با داشتن معیارهای تشخیصی تخمدان پلی کیستیک (گروه مورد) و زنان نابارور به دلایل غیر تخمدان پلی کیستیک (گروه کنترل) وارد مطالعه شدند. تعداد جمعیت مورد مطالعه در هر گروه50 نفر بود، در هر دو گروه سطح سرمی روی اندازه گیری شد و سپس داده ها ثبت و با استفاده از روش های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج، تفاوت معنی داری بین دو گروه از لحاظ سطح سرمی روی نشان نداد (05/0P&gt;)، یعنی سطح سرمی روی در بیش ترین درصد زنان نابارور مبتلا (48%) و گروه نابارور غیر مبتلا (36%)، بین 90-70 میکروگرم در دسی لیتر بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بر اساس این مطالعه نمی توان به درمان با مکمل روی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک به عنوان یک درمان جایگزین امیدوار بود.&lt;br&gt;</description>
						<author>محی الدین  مهدی شیرازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع اختلال بدشکلی بدنی در بیماران مراجعه‌کننده با شکایات زیبایی به بیمارستان پوست رازی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: اختلال بدشکلی بدنی (Body Dismorphic Disorder, BDD) با اشتغال ذهنی درباره یک نقص جسمی اغراق شده مشخص می شود. در این بیماری هر جنبه ای از ظاهر می تواند سبب نگرانی باشد. در نتیجه اشتغال ذهنی با ظاهر به تخریب عملکرد اجتماعی و شغلی منجر می شود. هدف این پژوهش، تعیین شیوع BDD در بیماران مراجعه کننده به درمانگاه زیبایی است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: مراجعه کنندگان به درمانگاه زیبایی در صورت رضایت، وارد مطالعه شدند. پرسش نامه دموگرافیک ویژگی های بیماران شامل جنسیت، تأهل، تحصیلات، سابقه مراجعه به روان پزشک یا روان شناس، مصرف دارو، سابقه جراحی زیبایی و رضایت از جراحی و پرسش نامه ییل براون برای سنجش اختلال BDD تکمیل گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 174 بیمار (144 زن و 30 مرد) وارد مطالعه شدند. شیوع BDD بر اساس مقیاس ییل براون در بین بیماران مراجعه کننده به درمانگاه زیبایی 3/33% بود. شایع ترین گروه سنی 20 تا 50 سال بوده است. 7/20 درصد مبتلایان سابقه مراجعه به روان پزشک یا روان شناس داشتند. 2/17 درصد از مبتلایان، جراحی زیبایی انجام داده بودند که از بین این دسته اخیر، 20% ناراضی و 80% به نسبت راضی بودند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: اختلال بدشکلی بدنی در بین مراجعه کنندگان به درمانگاه زیبایی بیمارستان رازی شیوع بالایی (از هر سه بیمار یک نفر) دارد. این مسأله ضرورت تشخیص اختلال BDD در بیماران زیبایی و ارجاع آن ها به روان پزشکان را نشان می دهد. تشخیص به موقع این بیماران، افتادن درمان گر در دام اقدام درمانی برای این بیماران و بروز مسایل بعدی را به حداقل می رساند.&lt;br&gt;</description>
						<author>فاطمه  غلامعلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی تصویرسازی ذهنی بر عملکرد ورزشکاران نخبه فوتبال در جوانان و بزرگ‌سالان: کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5254&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: ورزشکاران به طور معمول در زمینه های جسمانی نسبت به سایر زمینه ها تمرینات و مهارت بیش تری دارند و اغلب آگاهی کم تری از فاکتورهای شناختی و روانی موثر بر عملکرد و اجرای ورزشی خود دارند. لذا ورزشکاران رشته های مختلف به ویژه ورزش های تیمی، چندان با مهارت های روانی مرتبط با ورزش آشنا نیستند و کم تر به تمرینات ذهنی می پردازند. به تازگی تصویرسازی به عنوان یکی از مهارت های پایه ای مورد نیاز و موثر در ورزش مطرح بوده است. در این مطالعه اثر تصویرسازی شناختی بر عملکرد فوتبالیست های نخبه در جریان مسابقات رسمی را در دو مطالعه موازی مورد ارزیابی قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: بیست و دو ورزشکار در رده جوانان و 22 ورزشکار در رده بزرگ سال به طور جداگانه و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. آموزش تصویرسازی شناختی برای شرکت کنندگان در گروه مداخله، به مدت 12 هفته و مشابه با هم صورت پذیرفت، در حالی که بازیکنان گروه شاهد هیچ گونه مداخله شناختی دریافت نمی کردند. عملکرد ورزشی ورزشکاران فوتبالیست به صورت میزان پاس های صحیح در جریان مسابقات رسمی، قبل و بعد از مداخله تصویرسازی مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاکی از تغییر قابل توجه در عملکرد فوتبالیست های رده جوانان بعد از دریافت مداخله نسبت به گروه شاهد بود (69/1، 17/1 :95%CI، 000/0P&lt;، 41/1OR=). در رده بزرگ سال علی رغم روند رو به رشد بازیکنان در اجرای ورزشی، تفاوت معنی داری میان گروه مداخله و شاهد دیده نشد (4/1، 82/0 :95%CI، 05/0P&gt;، 07/1OR=).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج به دست آمده نشان می دهد مداخلات تصویرسازی شناختی اختصاصی و عمومی می تواند عملکرد فوتبالیست ها به خصوص در رده جوانان را بهبود بخشد.&lt;br&gt;</description>
						<author>امیرحسین  معماری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سمپاتکتومی عروق کلیوی در بیماران با فشارخون مقاوم به درمان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5255&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: فعال شدن سمپاتیک کلیوی یکی از کلیدهای اساسی فشارخون اولیه است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر و ایمنی سمپاتکتومی عروق کلیوی در کاهش فشارخون است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تصادفی آینده نگر بیمارانی که علی رغم دریافت سه داروی ضدفشارخون یا بیش تر، فشارخون پایه سیستولیک mmHg160 یا بالاتر داشتند، به طور تصادفی انتخاب شده و تحت بررسی قرار گرفتند. یک گروه تحت درمان با قطع عصب سمپاتیک کلیوی (Renal sympathetic denervation) و گروه دیگر (گروه کنترل) تحت ادامه درمان دارویی قبلی قرار گرفتند و تأثیر دو پروتکل درمانی در کنترل فشارخون در طی شش ماه ارزیابی شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 117 بیمار (54%) از 212 بیمار اولیه برای قطع عصب سمپاتیک کلیوی انتخاب شدند (گروه یک). 95 بیمار (46%) به مدت شش ماه تحت ادامه درمان دارویی به تنهایی قرار گرفتند (گروه دو). فشارخون بر اساس کنترل درمانگاهی پی گیری شد که در گروه یک، مقدار متوسط mmHg12/24±15/35 تغییر داشت (001/0P&lt;). در مقابل گروه دو تغییر معنی داری از مقدار پایه نداشت (تغییر mmHg11/22±0/5 و (9/0P: سیستولی و 96/0P: دیاستولی). در عرض شش ماه، 92% از 117 بیمار گروه یک، کاهش فشارخون mmHg20 یا بیش تر را در مقایسه با 15% از 95 نفر گروه کنترل نشان داد (001/0P:). در طول مطالعه هیچ عارضه جدی مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد می توان از روش قطع عصب سمپاتیک کلیوی به عنوان روشی اثربخش و مطمئن به عنوان جایگزین درمان دارویی طولانی مدت در بیماران مقاوم به درمان های معمول ضدفشارخون استفاده کرد. هرچند مطالعات با طول مدت پی گیری طولانی تر و تعداد نمونه بیش تر جهت اثبات این موضوع نیاز است.&lt;br&gt;</description>
						<author> امین  صبوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر فعالیت هوازی با شدت کم بر سطوح پلاسمایی هورمون پپتید گشاد‌کننده روده‌ای، فشارخون و ضربان قلب افراد مسن سالم و مبتلا به بیماری شریان کرونری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5256&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: هورمون پپتید گشاد کننده روده ای (Vasoactive Intestinal Peptide, VIP)، نقش مهمی در تعدیل جریان خون کرونری ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته فعالیت هوازی با شدت کم بر سطوح پلاسمایی هورمون VIP، فشارخون و ضربان قلب افراد غیرورزشکار سالم و مبتلا به بیماری کرونری (CAD) است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این پژوهش 15 زن و 15 مرد سالم و 15 زن و 15 مرد بیمار مبتلا به CAD، به عنوان گروه کنترل و گروه آزمایش به طور تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها سه جلسه در هفته با شدت ثابت 10±100 ضربه در دقیقه به مدت هشت هفته به فعالیت هوازی پرداختند. برای بررسی تغییرات هورمون VIP، از تمامی آزمودنی ها در سه نوبت (قبل، بلافاصله و 24 ساعت پس از هشت هفته)، نمونه ی خونی گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که در چهار گروه تفاوت معنی داری بین میزان VIP پلاسمای قبل، بلافاصله و 24 ساعت بعد از هشت هفته تمرین مشاهده نشد. از طرف دیگر فشارخون سیستولیک سه نوبت چهار گروه (01/0P=) و فشارخون دیاستولیک سه نوبت، در مردان بیمار و زنان سالم (03/0P=) معنی دار بود، اما در فشارخون دیاستولیک سه نوبت دو گروه دیگر تفاوت معنی داری مشاهده نشد. تفاوت معنی داری بین ضربان قلب سه نوبت سه گروه وجود داشت (002/0P=)؛ اما تفاوتی در مردان سالم مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج فوق به نظر می رسد باید مدت و شدت هر جلسه تمرینی مورد توجه قرار گیرد تا به آستانه تحریک VIP برسد، شاید باعث ایجاد تغییرات قابل ملاحظه ای در سطوح VIP گردد.&lt;br&gt;</description>
						<author> فرهاد  دریانوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع زایمان‌های خیلی زودرس، عوامل خطر و عواقب نوزادی در بیمارستان آرش: گزارش کوتاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5257&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: زایمان زودرس بیش ترین تأثیر را در شاخص میزان مرگ و میر نوزادان دارد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع زایمان بسیار زودرس (32-26 هفته)، عوامل خطر و عوارض نوزادی زودرس آن (28 روز اول زندگی یا کم تر) انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی گذشته نگر انجام شد. از 4393 مورد زایمان در بیمارستان آرش در سال 1388، 59 زایمان و 79 تولد، بسیار زودرس بود که از نظر عوامل خطر مادری، و عوارض نوزادی بررسی شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از 59 زن باردار، 12/27% حاملگی چند قلو و 12/27% پارگی زودرس پرده های جنینی داشتند. در حدود نیمی از نوزادان وزن بسیار پایین تولد، 74 نفر (93/67%) سندرم دیسترس تنفسی و 13 مورد مرگ گزارش شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: زایمان زودرس یک پدیده چندعلتی است و شناسایی علل خطر و جلب مشارکت مادران باردار و بالابردن آگاهی آن ها می تواند در کاهش ابتلا به آن مؤثر باشد.&lt;br&gt;</description>
						<author>ابوطالب  بیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اولسر پپتیک پرفوره در یک پسر نوجوان مبتلا به آپاندیسیت حاد: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5258&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه&lt;/strong&gt;: اولسر پپتیک یکی از شایع ترین اختلالات دستگاه گوارش است و عارضه پرفوراسیون آن بیش ترین مرگ ومیر را دارد. تشخیص به موقع و درمان اورژانس آن باعث نجات جان بیمار خواهد شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;معرفی بیمار&lt;/strong&gt;: پسر 13 ساله به علت درد شدید شکم که از سه ساعت قبل شروع شده بود به اورژانس مراجعه کرده بود. درد اطراف ناف از 3-2 روز قبل شروع شده و به تدریج در ربع تحتانی راست شکم لوکالیزه شده بود. معاینه شکم تندرنس و گاردینگ منتشر و ریباند تندرنس با تمرکز بیش تر در ربع تحتانی راست و سوپراپوبیک داشت. آزمایش خون لکوسیتوز را نشان داد. در گرافی قفسه سینه هوای آزاد زیر دیافراگم دیده شد. بیمار تحت لاپاراتومی اورژانس قرار گرفت آپاندیس ملتهب بود و سوراخی به قطر چهار میلی متر در قسمت اول دوازدهه مشهود بود. آپاندکتومی و ترمیم سوراخ دوازدهه به روش Omental patch انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: پرفوراسیون معده و دوازدهه در بیماران بدون سابقه قبلی بیماری معده و به خصوص در کودکان و نوجوانان که به علت بیماری دیگر شکم بستری می شوند و درد آن ها شدید و ناگهانی است باید در نظر گرفت.&lt;br&gt;</description>
						<author>اعظم  خراسانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>حاملگی خارج از رحم بعد از دو بار بستن لوله‌های رحمی: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5259&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه&lt;/strong&gt;: بستن لوله های رحمی روش موثر و دایمی پیشگیری از حاملگی است و می توان در حین سزارین یا بلافاصله بعد از زایمان انجام داد. یکی از عوارض نادر آن حاملگی خارج رحمی است. حاملگی خارج از رحمی علت اصلی مرگ مادر در سه ماهه اول بارداری است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;معرفی بیمار&lt;/strong&gt;: خانم 33 ساله به علت درد لگن، لکه بینی، تاخیر قاعدگی مراجعه کرد. در معاینه شکم حاد جراحی تشخیص داده شد. در سونوگرافی، ساک حاملگی در کاویته رحم مشهود نبود و در ادنکس راست همراه قطب جنینی (Fetal pole) دیده می شد. mIU/ml2840 -HCG= بود و بیمار مورد لاپاراتومی قرار گرفت. حاملگی خارج رحم تشخیص داده شد. بیمار علی رغم دو نوبت بستن لوله های رحمی باردار شده بود. یک بار حاملگی داخل رحمی سه سال پس از بستن لوله های رحمی به روش پامروی و نوبت دوم حاملگی خارج رحمی 9 ماه بعد از توبکتومی به روش پارکلند (Parkland) اتفاق افتاد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: باید حاملگی خارج رحم پس از بستن لوله های رحمی به عنوان تشخیص افتراقی شکم حاد جراحی در نظر گرفته شود. هر خانمی در سن باروری با خون ریزی واژینال، درد لگن و تاخیر پریود باید از نظر حاملگی بررسی شود. مکانیسم هایی که امکان حاملگی پس از بستن لوله های رحمی را مطرح می کند، تشکیل فیستول یا آناستوموز مجدد است.&lt;br&gt;</description>
						<author>فریده  کی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
