<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1388 جلد67 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>راهنمای (قابل تجدید نظر) درمان دارویی ضدویروس در موارد قطعی یا مشکوک ابتلا به ویروس آنفلوانزای A با منشاء خوکی و همچنین موارد تماس نزدیک (دستورالعمل هفت)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5583&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات سایتوتوکسیک و القاء آپوپتوزیس بعضی از مشتقات جدید ترکیبات کرومن </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5572&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ترکیبات کرومن با زنجیره شیمیائی 4-Aryl-4H-chromenes، گروهی از ترکیبات طبیعی هستند که خواص ضد توموری شدیدی در بافت های مبتلا به تومور از خود نشان می دهند. بر اساس گزارشات این ترکیبات از طریق جلوگیری از تشکیل توبولین در هنگام تقسیم سلولی باعث توقف تکثیر سلول ها می گردند. در این مطالعه اثرات سیتوتوکسیسیته سلولی و اثر القاء آپوپتوز (ایجاد مرگ برنامه ریزی شده سلولی) مشتقاتی از این ترکیبات که در آزمایشگاه سنتز شده اند، مورد بررسی قرار گرفته است. روش بررسی: اثر سیتوتوکسیسیته سلولی مشتقات سنتز شده ترکیبات کرومن با استفاده از رده های سلولی تومور انسانی شامل MCF-7 (کارسینومای پستان)، A549 (کارسینومای ریه)، HEPG-2 (کارسینومای کبد)، SW-480 (کارسینومای کولون)، 1321N1 (آستروسیتوما)، U87-MG (گلیوبلاستوما) و DAOY (مدولوبلاستوما) و با به کارگیری روش MTT assay مورد ارزیابی قرار گرفت. در این روش جهت کنترل و مقایسه از داروی ضد سرطان etoposide استفاده شد. اثر القاء آپوپتوز این مشتقات با روش رنگ آمیزی DNA سلول (DAPI staining) مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که مشتقات سنتز شده ای که دارای گروه شیمیایی فنیل- ایزواکسال یا حاوی گروه متوکسی در زنجیره شیمایی خود می باشند، اثر سیتوتوکسیسیته سلولی و اثر القاء آپوپتوزیس قابل مقایسه و یا حتی بیشتری در مقایسه با داروی etoposide از خود نشان می دهند. نتیجه گیری: جابه جایی گروه شیمیایی   تری متوکسی  فنیل (3,4,5-trimethoxyphenyl) با گروه شیمایی تیازول در مشتقات کرومن سنتز شده باعث کاهش اثر سیتوتوکسیسیته ترکیب کرومن می گردد در حالی که مشتق سنتز شده ای که حاوی گروه شیمیایی فنیل- ایزواکسال باشد اثر سیتوتوکسیسیته و اثر القاء آپوپتوزیس شدیدتری دارد.</description>
						<author>مجید  محمودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هیسترکتومی توتال و ساب‌توتال به روش لاپاراسکوپی: مطالعه مقایسه‌ای در بیمارستان آرش </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5573&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: هیسترکتومی شایع ترین عمل جراحی زنان می باشد که انجام آن به روش لاپاراسکوپی در نقاط مختلف دنیا رایج بوده و بررسی عوارض این نوع عمل در ایران ضروری به نظر می رسد. روش بررسی: بیماران به صورت راندوم به دو گروه هیسترکتومی توتال (TLH) و هیسترکتومی ساب توتال (SLH) (به روش لاپاراسکوپی تقسیم شدند. عوارض کوتاه  و بلندمدت در طی شش هفته و سپس شش ماه با پرسشنامه ارزیابی شد. مطالعه در طی 24 ماه انجام شد. حجم مورد مطالعه 25 بیمار جهت TLH و 20 بیمار جهت SLH در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که طول مدت جراحی در گروه SLH به طور معنی داری کمتر است. میزان افت هموگلوبین پس از جراحی SLH کمتر بود. همچنین در بیماران تحت جراحی SLH به طور واضح مدت بستری در بیمارستان کمتر بود و زمان بازگشت به فعالیت عادی هم کمتر گزارش شده بود. مدت زمان جراحی به طور واضح در گروه SLH کمتر بود میزان مسکن دریافتی بعد از جراحی در گروه SLH کمتر گزارش شده بود. در بررسی عملکرد جنسی بین دو گروه TLH و SLH تفاوتی چندانی به دست نیامد و فقط میزان دیس پارونی بعد از جراحی  SLHبه طور معنی داری کمتر بود. نتیجه گیری: جراحی هیسترکتومی به روش سوپراسرویکال یا SLH در صورتی که بیمار اندیکاسیون آن را داشته باشد بهتر و آسان تر از جراحی TLH به روش شکمی یا لاپاراسکوپی است.</description>
						<author>زهرا  عسگری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تشریحی گوناگونی‌های طبیعی حلقه ویلیس در 132 نمونه جنین، نوزاد و بالغ </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5574&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;زمینه و هدف : مطالعات فراوانی در رابطه با گوناگونی های تشریحی هر سگمان از عروق تشکیل دهنده حلقه ویلیس انجام گرفته است، ولی تعداد کمی از آنها گوناگونی های حلقه ویلیس را به صورت کلی بررسی کرده اند. در این مطالعه تمام حلقه ویلیس و گوناگونی هایش در یک گروه ایرانی مورد بررسی قرار گرفت و با مطالعات قبلی مقایسه شد. روش بررسی : گوناگونی های تشریحی حلقه ویلیس در مغز 132 جسد ایرانی (102 مرد بالغ و 30 جنین و نوزاد) مطالعه شد. فرآیند تشریح، جهت مطالعات و بررسی های بیشتر، تصویربرداری دیجیتالی شد و به کمک نرم افزار کامپیوتری قطر هر سگمان اندازه گیری شد. گوناگونی های حلقه ویلیس به صورت کلی و سگمانی بررسی و با مطالعات گذشته مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها : مشخص ترین گوناگونی هیپوپلازی یک و یا دو طرفه شریان رابط خلفی بود. در هیچکدام از شریان های مغزی قدامی و شریان های مغزی خلفی، آپلازی دیده نشد. در 3/3% از نمونه های جنین و نوزاد و 3% از نمونه های بالغ شریان رابط خلفی راست و چپ وجود نداشت. فقط در یک مورد از نمونه های بالغ شریان رابط قدامی آپلاستیک بود. ن تیجه گیری : گوناگونی های تشریحی حلقه ویلیس در نژاد ایرانی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت با جمعیت های مختلفی که در مطالعات دیگر بررسی شده بودند، تفاوت قابل ملاحظه ای نداشت. مهمترین تفاوت بین حلقه ویلیس جنین و بالغ در قطر شریان رابط خلفی و شریان مغزی خلفی (که در تشکیل حلقه شرکت دارد) می باشد . &lt;/p&gt;</description>
						<author>سعید  انصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین چاقی در کودکان: نمایه چاقی بدن (FMI) در مقایسه با نمایه توده بدن (BMI)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5575&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: حساسیت و ویژگی صدک های نمایه توده بدن (BMI) استاندارد 2000CDC در تشخیص چاقی کودکان ایرانی در مقایسه با چاقی واقعی که بر اساس نمایه توده چربی بدن (FMI) مشخص شده است، مورد بررسی قرار گرفت و وضعیت چاقی کودکان مورد مطالعه بر اساس دو نمایه فوق مقایسه شد. روش بررسی: قد، وزن و ضخامت چین پوستی عضله سه سر بازو در 1800 کودک دبستانی شهر سبزوار اندازه گیری و از تقسیم وزن و میزان توده چربی بدن (بر اساس ضخامت چین پوستی) به مجذور قد به ترتیب BMI و FMI برای این کودکان محاسبه شد. FMI بیش از صدک 90 کودکان مورد مطالعه به عنوان چاقی واقعی و نیز BMI مساوی یا بیش از صدک 95 و صدک 85 تا کمتر از صدک 95 استاندارد 2000CDC به ترتیب به عنوان چاقی و اضافه وزن محسوب شد. یافته ها: بر اساس BMI به ترتیب 8/4% و 9/7% کودکان چاق و دارای اضافه وزن بودند. 3/43% از کودکان واقعا چاق و 6/0% از کودکانی که بر اساس FMI چاق نبودند، توسط BMI چاق تشخیص داده شدند. به علاوه با استفاده از FMI به عنوان معیار چاقی واقعی، حساسیت و ویژگی صدک نودم BMI در تعیین چاقی نیز به ترتیب 1/71% و 98% به دست آمد. نتیجه گیری: BMI ممکن است کارایی کمتری در تشخیص چاقی کودکان داشته باشد و به نظر می رسد FMI در مقایسه با BMI، معیار بهتری برای تعیین چاقی در کودکان است. انجام مطالعات بیشتری در این زمینه پیشنهاد می شود.</description>
						<author>احمدرضا  درستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>محاسبه Cut-off point مناسب برای آزمون ELISA جهت تشخیص بروسلوز انسانی در ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5576&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در این مطالعه ما روایی آزمون ELISA را در تشخیص بروسلوز مورد بررسی قرار داده و با تعیین دقیق cut-off point برای ELISA حساسیت و ویژگی این آزمون را مشخص کردیم. روش بررسی: در این مطالعه ما 56 مورد قطعی بیماری بروسلوز را بر اساس نتیجه کشت خون و سرولوژی جمع آوری و همراه با 126 مورد کنترل شامل 73 فرد سالم و 53 بیمار تب دار غیر بروسلوزی مورد مطالعه قرار دادیم. مقادیر IgG و IgM به روش ELISA در گروه شاهد و بیمار تعیین و به وسیله نمودارBox plot  و ROC Curve مورد مقایسه قرار گرفت. مقادیری از IgG و IgM که ماکزیمم حساسیت و ویژگی را داشت به عنوان cut-off point تعیین گردید. یافته ها: 19 بیمار کشت خون مثبت از نظر بروسلا ملی تنسیس و 54 بیمار تیتر سرولوژی 160/1 و بالاتر داشتند. نمودار Box plot درجه بالای پراکندگی مقادیر IgG و IgM را در بیماران مبتلا به بروسلوز نسبت به کنترل سالم و کنترل تب دار نشان داد. البته مقادیر IgM در بیماران و افراد گروه شاهد تا حدی با یکدیگر همپوشانی داشتند. منحنی ROC روایی و قابلیت اعتماد ELISA را در تشخیص بیماری بروسلوز نشان داد. سطح زیر منحنی در مورد IgG بیشتر از IgM بود. در نهایت حساسیت و ویژگی ELISA IgG وELISA IgM  در چند cut-off point محاسبه گردید. نتیجه گیری: ELISA به خصوص ELISA IgG آزمون قابل اعتمادی برای تشخیص بیماری بروسلوز است. در مورد ELISA IgG بیشترین حساسیت (9/92% و ویژگی (100%) به ترتیب در cut-off point برابر IU/ml10 و IU/ml50 دیده می شود.</description>
						<author>مهرداد  حسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت مدلی برای تعیین نوع درمان سنگ حالب با راه‌کار داده‌کاوی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5577&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: داده کاوی یکی از زمینه های چند تخصصی برآمده از زمینه های علومی چون آمار، ریاضی، رایانه و هوش مصنوعی است که کاربردهای آن در حیطه های گوناگون پژوهشی، مدیریتی و اجرایی سلامت و درمان رو به گسترش است. داده کاوی استخراج دانش و اطلاعات ناشناخته، نهان و ارزشمند از داده های موجود در پایگاه های داده به طور خودکار است. به کارگیری داده کاوی بر روی داده های پزشکی، دستاوردهای حیاتی، با ارزش و اثرگذاری را به ارمغان آورده و از جمله می تواند برای یاری رسانی به پزشکان در زمینه تشخیص نوع بیماری و یا انتخاب نوع درمان مناسب کمک شایانی در زمینه نجات جان انسان ها انجام دهد. در این مقاله داده کاوی روی اطلاعات مربوط به بیماران مبتلا به سنگ حالب انجام شده است تا بتوان به کمک آن سیستم کمک تصمیمی طراحی کرد که جهت تعیین نوع درمان بیماران مبتلا به سنگ حالب، با توجه به خصوصیات بیماران استفاده گردد. روش بررسی: اطلاعات مربوط به این بیماران از بیمارستان شهید هاشمی نژاد جمع آوری گردید و پس از انجام یک سری پیش پردازش اولیه، درخت تصمیم مربوط به انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران استخراج گردید. یافته ها: با کمک این روش، پارامترهای موثر روی انتخاب روش درمانی مناسب برای بیماران مبتلا به سنگ حالب استخراج شد. نتیجه گیری: با استفاده از این درخت برای انتخاب روش درمانی موفق برای بیماران مبتلا به سنگ حالب، عملکرد بیمارستان بهبود می یابد یعنی تعداد بیشتری از بیماران، پس از انجام روش درمانی، به طور کامل بهبود می یابند. </description>
						<author>محمدمهدی  سپهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پماد موپیروسین در کنترل عفونت‌های ناشی از کاتترهای ورید مرکزی: یک کار آزمایی بالینی تصادفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5578&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;  زمینه و هدف : عفونت های ناشی از کاتترهای ورید مرکزی از مهمترین عوارض کاربرد این کاتترها محسوب می شوند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر پماد موپیروسین در پیشگیری از بروز این عفونت ها است. روش بررسی : مطالعه بر روی بیماران بخش جراحی که در بیمارستان امیراعلم تهران بستری شده و به دلایلی نیاز به کاتتر ورید مرکزی داشتند انجام گردید. بیماران به طور تصادفی به دو گروه هدف و شاهد تقسیم شدند. برای گروه هدف جهت پانسمان محل تعبیه کاتتر از پماد موپیروسین استفاده شد و پانسمان گروه شاهد بدون استفاده از موپیروسین انجام شد. برای کلیه بیماران محلول کلر هگزیدین دو درصد به عنوان آنتی سپتیک موضعی و محلول انوکساپارین به صورت تزریق وریدی به کار گرفته شد. در صورت بروز علایم عفونت موضعی و یا سیستمیک و یا گذشت ده روز از زمان تعبیه کاتتر مرکزی، کاتتر خارج شده و جهت کشت نیمه کمّی ارسال می گردید. یافته ها : 118 بیمار واجد شرایط (61 نفر در گروه شاهد و 57 نفر در گروه هدف) مطالعه را به پایان رساندند. 88 کاتتر در گروه شاهد و 84 کاتتر در گروه هدف کار گذاشته شد. در زمان برداشتن کاتترها 29 بیمار (16 نفر در گروه شاهد و 13 نفر در گروه هدف) کلونیزاسیون باکتریال، 16 بیمار عفونت سیستمیک (10 مورد در گروه شاهد و شش مورد در گروه هدف) و دو مورد عفونت موضعی (دو مورد در گروه شاهد و صفر در گروه هدف) پیدا کردند. شیوع عفونت سیستمیک و موضعی و کلونیزاسیون باکتریال ناشی از کاتتر در دو گروه تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشت. نتیجه گیری : پماد موپیروسین تاثیری در پیشگیری از عفونت ناشی از کاتتر ورید مرکزی نداشت. &lt;/p&gt;</description>
						<author>خلیل  اسفندیاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوامل موثر پری‌ناتال و نئوناتال در کودکان با فلج مغزی مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی- درمانی شمال و شرق تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5579&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فلج مغزی یک سندرم با اختلال حرکتی غیرپیشرونده و دارای ریسک فاکتورهای مختلف است که در اثر ضایعه در مغز در حال رشد ایجاد می شود. اتیولوژی فلج مغزی معمولا ناشناخته است و در مقایسه با دهه های قبل و با وجود پیشرفت هایی که در مراقبت های مامایی و نوزادان اتفاق افتاده شیوع آن کاهش نداشته است. در حقیقت به نظر می رسد که در نوزادان ترم افزایش شیوع نیز داشته است. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر در بروز فلج مغزی تدوین گردید تا این عوامل را در نوزادان با شرایط محیطی و اجتماعی خاص ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان مشخص سازد. روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی تمام کودکان 6-1 ساله ارجاع شده دارای فلج مغزی از مراکز بهداشتی- درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی سال های 1387-1386، از نظر عوامل موثر و فاکتورهای خطر پری ناتال و نئوناتال با گروه شاهد (با تعداد برابر و همسان شده) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: در طی مطالعه، 112 کودک در گروه مورد و 113 نفر در گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. عوامل اصلی در بروز فلج مغزی عبارت بودند از: تولد پیش رس، تشنج نوزادی، تشنج پس از نوزادی، نمره آپگار پایین در دقیقه بیستم، وزن کم هنگام تولد و حاملگی چند قلویی. اکثر کودکان با فلج مغزی از نظر سن حاملگی ترم بوده و تنها 8/37% قبل از 37 هفته بارداری متولد شده بودند. نتیجه گیری: تولد پیش رس، آنسفالوپاتی هیپوکسیک- ایسکمیک و وزن کم هنگام تولد عوامل موثر همراه در بروز فلج مغزی در این گروه بودند. </description>
						<author>فرین  سلیمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آرتروز سمپتوماتیک دست در تهران: شیوع، علائم و نشانه ها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5580&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;  زمینه و هدف : آرتروز از شایع ترین بیماری های روماتیسمی می باشد در این مطالعه به بررسی شیوع آرتروز علامت دار دست در جامعه شهری می پردازیم. رو ش بررسی : ساکنین (15 سال یا بالاتر) مناطق 22گانه تهران در مطالعه جامعه نگر بررسی مشکلات روماتیسمی (COPCORD) شامل آرتروز شرکت کردند. در مجموع، برای 10291 نفر پرسشنامه تکمیل شد (پاسخگویی 75%). در مورد وجود درد دست در هفت روز اخیر/ گذشته و یا سابقه ی درد، تورم، تندرنس، خشکی صبح گاهی در استخوان ها/ مفاصل دست داشته اند پرسش گردید. در صورت وجود شکایت مفصلی- استخوانی، یا تظاهرات خارج مفصلی، معاینه کامل فیزیکی انجام شد. آرتروز مفاصل دست به صورت وجود برجستگی قابل لمس (گره هبردن/ بوشارد/ دفرمیتی CMC اول)، درد، سفتی، تورم یا ترکیبی از این علائم در هر یک از مفاصل (DIP-PIP-MCP-CMC1) تعریف گردید. تشخیص آرتروز دست هنگامی مطرح است که حداقل در یکی از مفاصل، تشخیص آرتروز داده شود. یافته ها : میانگین سنی افراد مطالعه شده 1/37 و انحراف معیار 3/16و 6/52% زن بودند. آرتروز دست در 8/2% موارد مشاهده شد (4/3-3/2 CI , )، شیوع در زنان (4/4% در مقابل 3/1%، 0001/0 p&lt; ) و افراد مسن بیشتر بود (افراد زیر 30سال 1/0% در مقابل افراد بالای 70 سال 23%، 0001/0 p&lt; ). شایع ترین علائم در مفاصل DIP, PIP, CMC1 به ترتیب 1- وجود برجستگی (ندول) 2- خشکی 3- درد هنگام حرکت بودند. نتیجه گیری : آرتروز دست بیماری  شایع مفصلی- استخوانی می باشد. بررسی شیوع، الگوی درگیری مفاصل و ارتباط آن با سن و جنس در یک جامعه شرقی نشان داد که این آرتروز از جهات فوق مشابه مطالعات غربی است. با توجه به شیوع بالای آرتروز دست، ارائه راهکار مناسب در پیشگیری و درمان آن در مطالعات بعدی ضروری است. &lt;/p&gt;</description>
						<author>سعیده  دهاقین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درمان های با حداقل تهاجم در کیست کاذب پانکراس: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5582&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با اهمیت روزافزون دوره بعد از جراحی، در حال حاضر رویکرد اندوسکوپیک با حداقل تهاجم در درمان کیست⁯های کاذب پانکراس جایگاه ویژه⁯ای پیدا کرده ⁯است ولی انتخاب بیمار و روش انتخابی هنوز به خوبی روشن نشده ⁯است. همچنان جراحی استاندارد طلایی درمان کیست کاذب پانکراس محسوب می شود. عوارض کم بعد عمل و دوره بعد از عمل کوتاه،‍ آندوسکوپی تهاجمی را در دهه گذشته به خط اول درمانی کیست⁯های کاذب بدل کرده است. روش بررسی: در این مقاله یک بیمار مبتلا به کیست کاذب در زمینه پانکراتیت حاد معرفی می⁯شود، که به دلیل عدم پاسخ به درمان های نگهدارنده، قبل از هفته ششم با آندوسکوپی تهاجمی درمان می⁯شود. سپس با مروری بر مقالات اخیر، مدیریت درمانی کیست کاذب و عملکرد درمانی بیمار فوق را بررسی می⁯نماییم. یافته ها: پسر 16 ساله⁯ای با سابقه دو نوبت پانکراتیت حاد به دلیل درد شکمی، تهوع و استفراغ مراجعه می⁯کند. هیپرامیلازمی، آسیت و کیست کاذب در بررسی اولیه مشخص شد. علی⁯رغم درمان نگهدارنده بعد از چهارمین هفته به دلیل پیشرفت علایم بالینی پانکراتیکوگرافی آندوسکوپیک رتروگرید (ERCP) و تعبیه استنت Fr7 ترانس⁯پاپیلاری انجام می شود. نتیجه گیری: رویکرد اندوسکوپیک برای درمان کیست کاذب و عوارض آن خط اول درمان می باشد. در عوارض درمان اندوسکوپی و موارد عدم پاسخ به درمان جراحی در خط دوم درمان قرار می گیرد. نکته قابل توجه، ضرورت تجربه کافی برای اقدام به رویکرد اندوسکوپیک، به خصوص برای روش های ترانس انتریک، می باشد، در غیر  اینصورت جراحی گزینه مطمئن تری است. مطالعات بیشتری برای روش⁯های اندوسکوپی ترکیبی مورد نیاز است.</description>
						<author>روح ا..  یگانه</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
