<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1392 جلد71 شماره8</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی تفاوت دو جنس در اثر حفاظتی آماده‌سازی بعدی بر آسیب حاد کلیوی ناشی از ایسکمی- پرفیوژن مجدد در موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5604&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مطالعات نشان داده اند که بین دو جنس در تحمل ضایعات ناشی از ایسکمی- پرفیوژن مجدد (Ischemia Reperfusion, IR) در کلیه تفاوت وجود دارد. آماده سازی بعدی (Postconditioning, POC) از جمله روش های نوینی است که جهت کاهش آسیب ناشی از IR در کلیه مطرح شده است. با توجه به تاثیر جنسیت در میزان موفقیت روش های درمانی، بر آن شدیم تا به تفاوت دو جنس در اثر حفاظتی POC در کلیه رت بپردازیم.&lt;br&gt;روش بررسی: حیوانات پس از نفرکتومی راست در شش گروه هشت تایی قرار گرفتند: در گروه IR، با استفاده از کلمپ بولداگ، 45 دقیقه ایسکمی شریان کلیوی چپ و پس از آن پرفیوژن مجدد القا شد. در گروه Sham به استثناء انسداد شریانی، بقیه اعمال فوق انجام شد. در گروه POC، 45 دقیقه ایسکمی القا شد و سپس چهار دوره 10 ثانیه ای متناوب IR القا شد. 24 ساعت بعد، پلاسما و بافت کلیه جمع آوری شد.&lt;br&gt;یافته ها: در رت های نر POC به واسطه کاهش معنادار نیتروژن اوره خون و کراتینین نسبت به گروه IR سبب بهبود عملکرد کلیه گردید (05/0P&lt;). هم چنین POC توانست با کاهش سطح مالون دی آلدهید (MDA) و افزایش فعالیت آنزیم سوپر اکساید دیسموتاز (SOD)، سبب بهبود استرس اکسیداتیو کلیه در رت های نر گردد (05/0P&lt;). در رت های ماده هیچ کدام از شاخص های فوق در گروه POC تفاوت معناداری با گروه IR نداشت.&lt;br&gt;نتیجه گیری: در مقایسه بین دو جنس، POC در کلیه رت های نر با بهبود شاخص های عملکردی و کاهش استرس اکسیداتیو در مقابل آسیب ناشی از IR اثر حفاظتی دارد. این اثر حفاظتی در کلیه رت های ماده دیده نشد.&lt;br&gt;</description>
						<author>مهری  کدخدایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>طراحی پرایمرهای اختصاصی برای نشان دادن ژن‌های exoA، oprL و algD برای تشخیص سریع سویه‌های سودوموناس آئروژینوزا در نمونه‌های بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5605&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: تشخیص سریع سودوموناس آئروژینوزا در سیستیک فیبروزیس، سوختگی ها و بیماران با نقص ایمنی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این بررسی فراوانی وجود ژن  های exoA، oprL و algD با استفاده از پرایمرهای منتشر شده در مقالات و نیز پرایمرهای اختصاصی طراحی شده در این تحقیق با روش PCR مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;روش بررسی: نمونه های بالینی برای جداسازی سودوموناس آئروژینوزا در محیط های باکتریولوژیک کشت داده شد. با روش آنالیز بیوانفورماتیکی برای نواحی بسیار ثابت ژن های فوق پرایمرهای اختصاصی طراحی شد. با استفاده از پرایمرهای طراحی شده و پرایمرهای منتشر شده در مقالات، نمونه ها به طور مستقیم با PCR مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;یافته ها: تعداد 70 سویه سودوموناس آئروژینوزا در کشت نمونه ها جدا شد. با به کارگیری پرایمرهای طراحی شده نتایج مثبت PCR به ترتیب برای ژن های exoA، oprL و algD در 68، 70 و 69 نمونه ها به دست آمد که حساسیت به ترتیب 2/97%، 100% و 6/98% به دست آمد. در صورتی که با پرایمرهای منتشر شده نتایج مثبت به ترتیب برای ژن های فوق در 57، 49 و 28 نمونه به دست آمد که حساسیت به ترتیب 5/81%، 70% و 40% محاسبه شد.&lt;br&gt;نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با به کارگیری پرایمرهای اختصاصی مناسب در تکنیک PCR معمولی می توان با حساسیت و ویژگی بسیار بالا کلونیزاسیون سودوموناس آئروژینوزا در بیماران حساس مانند سیستیک فیبروزیس خیلی زودتر از مثبت شدن کشت نشان داد. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محمد  نجفی مصلح</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات ناهنجاری‌زایی عصاره گیاه دارویی مرزنجوش بر جنین‌های موش سوری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5606&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: برخی مطالعات در زمینه تولیدمثل از تاثیر مثبت عصاره مرزنجوش به عنوان مکمل غذایی در کاهش مرگ و میر و بهبود باروری گزارش داده اند. در مقابل برخی مطالعات عنوان کرده اند که می توان از عصاره مرزنجوش جهت القاء سقط جنین استفاده کرد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر دوزهای مختلف عصاره مرزنجوش بر زنده مانی و ناهنجاری های ماکروسکوپیک در جنین موش سوری بود.&lt;br&gt;روش بررسی: در این مطالعه 24 سر موش Balb/c ماده با وزن تقریبی 30-25 گرم به چهار گروه تقسیم شدند. عصاره مرزنجوش تهیه و با غلظت های متفاوت (5/2، 5/12و 25 میلی گرم در آب مقطر) در حد فاصل روز شش تا روز 15 بارداری از طریق گاواژ دریافت کردند. شش موش به عنوان گروه کنترل فقط آب مقطر دریافت کردند. در روز 16 بارداری موش های مورد مطالعه به وسیله کلروفرم بیهوش و جنین ها از رحم خارج گردیده و با استفاده از رنگ آمیزی Alcian Blue، Alizarin Red S و پرتودهی میکروویو، ناهنجاری های مورفولوژیک و اسکلتی آن ها مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;یافته ها: نتایج نشان داد که دوز بالای عصاره مرزنجوش سبب کاهش معنادار میانگین تعداد جنین ها (05/0&lt;P، 10±0/5)، میانگین تعداد جنین های زنده (05/0&lt;P، 7±0/5) و میانگین وزن (05/0&lt;P،  mg1184±8) و قد جنین ها (05/0&lt;P،  mm11/9±0/23) نسبت به گروه شاهد گردید. علاوه براین دوز بالای عصاره مرزنجوش سبب جثه ای کوچک تر از طبیعی (05/0&lt;P، 4±0/2) و خون ریزی های زیر جلدی با اختلاف معناداری (05/0&lt;P، 2±0/1)  نسبت به گروه کنترل شد.&lt;br&gt;نتیجه گیری: احتمال دارد دوز بالای عصاره مرزنجوش سبب سقط و ناهنجاری در جنین مادران دریافت کننده آن  گردد.&lt;br&gt;</description>
						<author>صفورا  ورداسبی جویباری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه نتایج درمانی بازسازی لیگامان صلیبی قدامی با تاندون همسترینگ در دو گروه اتوگرافت و آلوگرافت: کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5607&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;زمینه و هدف: از آن جایی که عمل بازسازی لیگامان صلیبی قدامی Anterior Cruciate Ligament (ACL) با به کارگیری همسترینگ های خود فرد، در سال های اخیر مقبولیت روزافزون پیدا کرده است و از طرف دیگر همسترینگ ها خود نیز در حرکات خم کردن و چرخش داخلی زانو موثر هستند، بنابراین، مطالعه حاضر طراحی شد.&lt;br&gt;روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 50 مرد (45-18 سال) با پارگی ایزوله ACL که کاندید عمل بازسازی هستند، وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در دو گروه 25 نفره (در یکی بازسازی با همسترینگ خود فرد و در گروه دیگر با آلوگرافت) قرار گرفتند. قبل عمل و شش ماه بعد عمل برای تمام افراد پرسش نامه IKDC پر شد و قدرت خم کردن زانو به صورت ایزوکینتیک با دستگاه Biodex dynamometer IV ثبت شد و هم چنین قدرت چرخش داخلی زانو به صورت ایزومتریک مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;br&gt;یافته ها: در کل، تمامی بیماران افزایش معنادار در امتیاز IKDC و در قدرت خم کردن و چرخش داخلی بعد از عمل نسبت به قبل از عمل نشان دادند، ولی این تغییر، بین دو گروه از نظر آماری معنادار نبود (7/0P=). کاهش عملکردی نیز، با هر دو نوع گرافت مشاهده نشد (82/0P=).&lt;br&gt;نتیجه گیری: با توجه به نتایج چون برتری آلوگرافت مشهود نبود، کاربرد اتوگرافت برای بازسازی با توجه به عوارض احتمالی کم تر، توصیه می شود.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>راضیه  نبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه نتایج لقاح آزمایشگاهی در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک تحت درمان با آنالوگ‌های هورمون آزادکننده‌ی گنادوتروپین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5608&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به روش های نوین درمان ناباروری، هنوز هیچ اتفاق نظری بر روی انتخاب بهترین روش درمانی برای زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه ی روش آهسته رهش آگونیست هورمون آزادکننده گنادوتروپین ها ‏(GnRH) با مقادیر کاهش یافته ی 2/1 و 3/1 دوز استاندارد در مقابل روش آنتاگونیست در بیماران مبتلا به PCOS می باشد.&lt;br&gt;روش بررسی: در مطالعه گذشته نگر حاضر 119 بیمار مبتلا به PCOS مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس روش مورد استفاده جهت مهار ترشح گنادوتروپین ها از هیپوفیز، بیماران به سه گروه تقسیم شدند: روش های آهسته رهش آگونیست GnRH با مقادیر کاهش یافته 2/1 و 3/1 دوز استاندارد و روش آنتاگونیست GnRH. صفات پایه و صفات مربوط به تحریک در بین این سه گروه مورد آنالیز آماری قرار گرفتند.  &lt;br&gt;یافته ها: بیماران تحت روش آنتاگونیست GnRH کاهش معنا داری از نظر مدت زمان تحریک تخمدان، تعداد آمپول های ‏گنادوتروپین و تعداد اووسیت های مرحله متافاز دو نسبت به دو گروه دیگر نشان دادند (به ترتیب 001/0P&lt;، 001/0P&lt; و 045/0P=) در حالی که این کاهش برای میزان حاملگی بیوشیمیایی (083/0P=) و تولد زنده (169/0P=) معنادار نبود. احتمال بروز سندرم تحریک بیش از حد تخمدان (OHSS) در بین سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد (5%، 9/4% و 8/12%، 308/0P=). &lt;br&gt;نتیجه گیری: مطالعات ما پیشنهاد می کند که روش آهسته رهش آگونیست GnRH با 3/1 دوز استاندارد، به علت میزان کم تر بروز OHSS در مقایسه با روش آگونیست GnRH با 2/1 دوز استاندارد و هم چنین میزان حاملگی بیش تر در مقایسه با روش آگونیست GnRH گزینه مناسبی جهت تیمار زنان نابارور مبتلا به PCOS می باشد.&lt;br&gt;</description>
						<author>مرضیه  مهرافزا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سوپر آنتی‌ژن استرپتوکوک در بافت پولیپ بیماران مبتلا به پولیپ بینی و رینوسینوزیت مزمن در مقایسه با افراد سالم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5609&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پولیپ، توده خوش خیم مخاط بینی یا سینوس ها بوده و در زمینه بیماری فیبروز سیستیک، آسم یا افزایش حساسیت به آسپیرین دیده می شود. مشخصه بافت شناسی اغلب پولیپ های بینی، ارتشاح سلول های التهابی با ارجحیت ائوزینوفیل ها است. نقش سوپرآنتی ژن ها در ایجاد عوارض پولیپ به اثبات رسیده است. سوپرآنتی ژن هایی که اغلب از استرپتوکوک و استافیلوکوک هستند، با قدرت زیاد سلول های T را فعال و روند تولید و ترشح IgE از سلول های B را افزایش می دهند و به طور مستقیم بر سلول های پیش التهابی مانند ائوزینوفیل ها اثر می گذارند. هدف از این طرح بررسی وجود و تاثیر سوپرآنتی ژن های استرپتوکوک در بافت بیماران مبتلا به پولیپ بینی و رینوسینوزیت مزمن در مقایسه با افراد سالم می باشد. &lt;br&gt;روش بررسی: از بیماران مراجعه کننده به درمانگاه گوش، حلق و بینی و سروگردن بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) پس از معاینه و انجام آزمایشات کلینیکی و پاراکلینکی، نمونه برداری انجام گرفت. جهت کنترل از بیماران که رینوپلاستی داشتند، نمونه برداری شد. نمونه ها با استفاده از روش PCR مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;br&gt;یافته ها: 15 فرد سالم، 25 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن و 24 بیمار مبتلا به پولیپ وارد این مطالعه شدند. موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A در افراد مبتلا به پولیپ  بینی و افراد مبتلا به رینوسینوزیت در مقایسه با افراد سالم از نظر آماری اختلاف معنی دار داشت. (به ترتیب با 001/0P= و 005/0P=) ولی موارد مثبت توکسین استرپتوکوک گروه A بین گروه افراد مبتلا به پولیپ بینی و مبتلا به رینوسینوزیت از نظر آماری تفاوت معناداری نداشت (4/0P=).&lt;br&gt;نتیجه گیری: استرپتوکوک ها می توانند نقش موثری در بروز یا تشدید پولیپ داشته باشند و سوپر آنتی ژن استرپتوکوکی گروه A با اعمال اثرات سوپرآنتی ژنی در اتیولوژی و پاتوژنز پولیپ با یا بدون رینوسینوزیت نقش اساسی داشته باشد.  &lt;br&gt;</description>
						<author>آذردخت  طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش پیش‌بینی کننده پارامترهای منی و سن زن و شوهر در نتایج حاملگی با استفاده از روش IUI</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5610&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تزریق اسپرم به داخل رحم (IUI)، یکی از روش های درمان ناباروری است که در طیف وسیعی از ناباروری ها استفاده می شود ولی کارآیی آن در درمان زوج های نابارور با عامل مردانه مورد مناقشه است. ما در این مطالعه ارتباط پارامترهای منی و نیز سن زن و شوهر را با میزان موفقیت IUI در بیماران مراجعه کننده به کلینیک ناباروری پژوهشگاه رویان مورد بررسی قرار دادیم.&lt;br&gt;روش بررسی: مطالعه حاضر، گذشته نگر بوده و جمعیت مورد مطالعه، 998 زوج است که طی شش ماه در بخش جنین شناسی پژوهشگاه رویان مورد IUI قرار گرفتند. معیار اصلی در حصول نتایج، بارداری بالینی بود. اطلاعات مورد نظر از جمله سن و نتایج آزمایشات منی از پرونده این بیماران استخراج شد.&lt;br&gt;یافته ها: از 998 سیکل مورد بررسی، 157 سیکل (7/15 درصد) منجر به بارداری شد. میانگین سنی زنان در دو گروه موفق و ناموفق اختلاف معناداری نداشت. میانگین سنی مردان نیز در دو گروه دارای اختلاف معناداری نبود. از لحاظ پارامترهای منی (غلظت، شمارش تام سلول های متحرک، تحرک تام، تحرک در کلاس های A ، B و A+B و شکل طبیعی) نیز بین دو گروه موفق و ناموفق ارتباط معناداری وجود نداشت.&lt;br&gt;نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که آنالیز مرسوم منی در چارچوب معمول نمی تواند پیش بینی کننده نتایج IUI باشد. از سن زن و شوهر نیز نمی توان در پیش بینی نتایج IUI استفاده کرد. &lt;br&gt;</description>
						<author>محمد علی  صدیقی گیلانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی چندشکلی ژن کاسپاز 3 و 9 در بیماران مبتلا به سرطان معده در استان مازندران: گزارش کوتاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5611&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سرطان معده از سرطان های شایع دستگاه گوارش می باشد. کاسپازها نقش مهمی در گسترش و پیشرفت سرطان دارند، لذا در این مطالعه چندشکلی ژن های کاسپاز 3 و 9 در بیماران مبتلا به سرطان معده بررسی شدند.&lt;br&gt;روش بررسی: در یک مطالعه مورد- شاهدی، 100 فرد مبتلا به سرطان معده و 100 فرد سالم از نظر پلی مورفیسم ناحیه G&gt;T: 4647601rs ژن کاسپاز 3 و ناحیه A&gt;G1263- پروموتور ژن کاسپاز 9 ارزیابی شدند. &lt;br&gt;یافته ها: نتایج این مطالعه بیان گر افزایش تعداد آلل جهش یافته G در گروه کنترل بود که منجر به کاهش بروز بیماری سرطان معده شده بود (0001/0&gt;P).&lt;br&gt;نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که غربالگری پلی مورفیسم کاسپاز 9 (-A&gt;G1263) می تواند به عنوان یک نشان گر مفید در تعیین حساسیت فردی به سرطان معده و نیز کمک به راه کارهای پیشگیری و درمانی در افراد مستعد باشد.&lt;br&gt;</description>
						<author>حامد حقی  امین جان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هیداتید لگنی با تظاهر غیر معمول درد سیاتیک: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5612&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;زمینه: بیماری هیداتید از بیماری های شایع مشترک بین انسان و دام می باشد، شایع ترین محل درگیری در این بیماری کبد است. درگیری لگنی و ایجاد علایم عصبی اندام تحتانی از تظاهرات ناشایع این بیماری می باشد.&lt;br&gt;معرفی بیمار: مرد 46 ساله با شکایت ضعف و اختلال حرکتی اندام تحتانی راست همراه با گزگز، مورمور و درد سوزشی رادیکولار اندام تحتانی راست به مدت دو ماه همراه با آتروفی و کاهش قدرت اندام تحتانی راست مورد بررسی قرار گرفت، که در سی تی اسکن توده کیستیک لگنی در محل حفره سیاتیک مشهود بود. در جراحی انجام شده توده کیستیک در عمق لگن در سمت راست در ناحیه حفره سیاتیک حاوی کیست های دختر وجود داشت که موید کیست هیداتید بود.&lt;br&gt;نتیجه گیری: کیست هیداتید می تواند با درگیری لگنی و تحت فشار قراردادن ریشه های اعصاب، علایم عصبی ایجاد نماید، لذا در مناطق آندمیک برای بیماری هیداتید، در بیماران با توده لگنی و تظاهرات عصبی کیست هیداتید لگنی می باید در تشخیص های افتراقی مورد توجه باشد.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>حسین  شباهنگ</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رفلکس تریژمینوکاردیاک در جراحی اعصاب کف جمجمه: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5613&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: رفلکس تریژمینوکاردیاک (Trigeminocardiac reflex, TCR) شامل برادی کاردی، کاهش فشارخون، آپنه و افزایش حرکات معده می باشد که به هنگام دستکاری عصب پنج می تواند بروز  کند.&lt;br&gt;معرفی بیمار: بیمار مرد 26 ساله ای بود که با علایم سردرد مداوم یک طرفه، مشکل در بلع مراجعه نموده بود هم چنین کاهش شنوایی عصبی و انحراف زبان به سمت چپ داشت. هنگامی که جراح در حال دایسکشن در مسیر عصب تری ژمینال بود، ناگهان برادی کاردی و افت فشارخون ایجاد شد که بعد از توقف دست کاری ضربان قلب خود به خود به حالت نرمال برگشت اما با تکرار تحریک، شدت رفلکس و برادی کاردی بدون خستگی پذیری بیش تر شد که با تجویز 5/0 میلی گرم آتروپین بهبود یافت.&lt;br&gt;نتیجه گیری: خطر بروز TCR در عمل جراحی اعصاب وجود دارد. مانیتورینگ مداوم همودینامیک این امکان را می دهد که به محض بروز آن جراحی را متوقف و از بروز حوادث ناگوار بعدی جلوگیری نمود. &lt;br&gt;</description>
						<author>پژمان  پورفخر</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
