<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد72 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثرات L-NAME بر مورفومتری سلول‌های حاشیه‌ای معده در موش صحرایی باردار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5935&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم نیتریک اکساید (NO) در فرایندهای بیولوژیک سلول و بافت های بدن از جمله سیستم گوارش، نیتریک اکساید به عنوان یک مولکول پیام بر نقش مهمی در وقایع فیزیولوژیکی و پاتولوژیکی در ناحیه معدی- روده ای دارد. مطالعه حاضر به منظور بررسی تغییرات سلول های حاشیه ای معده در موش صحرایی باردار پس از تجویز L-NG-Nitroarginine Methyl Ester (L-NAME) به عنوان مهارکننده سنتز نیتریک اکساید انجام گرفته است.
روش بررسی: بیست و چهار سر موش صحرایی ماده با وزن متوسط250-200 گرم و سن متوسط هشت هفته مورد استفاده قرار گرفتند، پس از جفت گیری و مشاهده پلاک واژینال، این مرحله به عنوان روز صفر حاملگی در نظر گرفته شد. سپس موش ها به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند. به غیر از گروه کنترل، بقیه گروه ها به ترتیب ml/kg 2 نرمال سالین و ml/kg L-NAME 20 را به صورت تزریق داخل  صفاقی، در روزهای سوم، چهارم و پنجم حاملگی دریافت کردند. در روز 18 بارداری، موش ها کشته شده و معده موش ها خارج و در فرمالین 10 درصد قرار داده شد. پس از رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین (H&amp;E)، تغییرات کمی با نرم افزار استریولوژی Image Tools III و تغییرات کیفی با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرارگرفت.
یافته ها: داده ها نشان داد که تعداد (با میانگین 32/4±3/61) و قطر سلول های حاشیه ای معده موش های گروه دریافت کننده L-NAME (با میانگین قطر  µm18/1±12/16) در مقایسه با گروه نرمال سالین و کنترل از لحاظ آماری تفاوت معنا دار داشت (05/0P≤). 
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که L-NAME با تأثیر بر سنتز NO در مرحله ی بارداری باعث کاهش تعداد و افزایش اندازه سلول های حاشیه ای معده می شود و اثرات مخربی بر ساختار سلول های حاشیه ای معده دارد.  
</description>
						<author>نسرین  تک زارع</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ژنوتایپینگ گونه‌های بورخولدریا سپاسیه در بیماران سیستیک فیبروزیس به روش ژل الکتروفورز در میدان ضربانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5936&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کمپلکس بورخولدریا سپاسیه یکی از عوامل مهم عفونت های جدی در بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک است. هدف از این مطالعه، ژنوتایپینگ گونه های بورخولدریا سپاسیه در بیماران سیستیک فیبروزیس به روش Pulsed-Field Gel Electrophoresis (PFGE) و نسبت تنوع گونه های کمپلکس بورخولدریا سپاسیه جدا شده از نمونه های بالینی بود. 
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، طی 12 ماه در سال 91-1390، 100 نمونه ترشحات ریوی از بیماران سیستیک فیبروزیس مراجعه کننده به بیمارستان مسیح دانشوری جمع آوری شد. پس از تلقیح نمونه ها بر روی محیط کشت Burkholderia Cepacia Selective Agar (BCSA) و انکوباسیون، کلنی های مشکوک جدا و با استفاده از تست های بیوشیمیایی و فنوتیپی شناسایی شدند. به منظور تایید بیش تر با روش لیز قلیایی، DNA باکتری استخراج و با Polymerase Chain Reaction (PCR) و بررسی ژن recA انجام شد. به منظور شناسایی پُلی مورفیسم و تنوع تایپی سویه های جدا شده بورخولدریا سپاسیه از الکتروفورز ضربان متناوب (PFGE) با استفاده از آنزیم با طیف اثر محدود (XbaI و SpeI) نیز استفاده شد.
یافته ها: از 100 نمونه مورد بررسی، پنج ایزوله به عنوان بورخولدریا سپاسیه شناسایی گردید. اطلاعات به دست آمده در الکتروفورز محصولات PCR و مقایسه باندهای ایجاد شده در نمونه های بیماران با سوش استاندارد ATCC 25416 بورخولدریا سپاسیه و مقایسه و آنالیز باندهای PFGE با سایز مارکر باکتری Salmonella choleraesuis سروتایپ Braenderup سویۀH9812 ، یکسان بود.
نتیجه گیری: وجود الگوی پالس تایپ مشابه در طول مطالعه موید این فرضیه است که عامل شناسایی شده در این مطالعه از یک منبع منتشر شده باشد. بنابراین فرضیه انتقال ارگانیسم فرد به فرد رد و ضرورت دارد که در مطالعات بعدی از منابع محیطی نمونه برداری شود.
</description>
						<author>محمد مهدی سلطان دلال</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط ابتلا به مزوتلیومای بدخیم و سابقه مواجهه با آزبستوز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5937&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در ایران سرطان سومین عامل مرگ است. در حدود 10-5% تمام سرطان های انسان ناشی از مواجهه شغلی با عوامل مولد سرطان یا کارسینوژن ها باشد. مزوتلیوماهای بدخیم صفاق و پلور را پاتوگنومونیک مواجهه با رشته های آزبستوز می دانند. عواملی غیر از آزبستوز ممکن است سبب مزوتلیوم بدخیم شوند. جهت تعیین میزان رابطه علیتی مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران به ویژه در موارد مواجهات شغلی نیاز به بررسی سابقه مواجهه با آزبستوز در بیماران مبتلا به مزوتلیوما وجود دارد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی نخست داده های مربوط به بیماران مزوتلیومایی ثبت شده در طی سال های 1385 تا 1389 در اداره سرطان وزارت بهداشت دریافت شد و اطلاعات سن، جنس، استان محل تولد و ارگان مبتلا از آن استخراج گردید. از کل 272 نفر ثبت شده برای 154 نفر شماره تلفن ثبت شده بود و در نهایت موفق به مصاحبه با 60 خانواده شدیم. بر اساس پرسش نامه ای که طراحی نمودیم سوابق شغلی، محل سکونت و مصرف سیگار بیماران را اخذ نمودیم. آنالیز فراوانی متغیرها یک بار در 272 بیمار ثبت شده اداره سرطان و یک بار در 60 بیمار مصاحبه شده انجام گرفت و مقایسه گردید. 
یافته ها: توزیع فراوانی سنی، جنسی، استان محل تولد و سکونت و عضو درگیر بیماران در داده های اداره سرطان و بیماران مصاحبه شده مشابه بود. در بیماران مصاحبه شده فراوانی بیماران سیگاری 28% و مواجهه با آزبستوز 63% بود. توزیع فراوانی شغلی بیماران مصاحبه شده به ترتیب، مشاغل ساختمانی20%، کارکنان شرکت نفت 3/13% و رانندگان 7/6% بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه ما تاییدکننده رابطه مواجهه با آزبستوز و بروز مزوتلیوما در ایران مطابق با سایر پژوهش ها در کشورهای دیگر است. بنابراین لازم است مصرف آزبستوز در ایران مانند 20 کشور دیگر دنیا ممنوع اعلام شود.   
</description>
						<author>مهران  شهریاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ده ساله موارد میگزوم قلبی در بیمارستان شهید مدرس تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5938&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تشخیص و درمان میگزوم قلبی وابسته به تکنولوژی است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر پیشرفت روش های تشخیصی و درمانی طی سال های گذشته بر تظاهرات بیماری، تشخیص زودرس و یا درمان میگزوم قلبی بود.
روش بررسی: 18 بیمار مبتلا به میگزوم قلبی‏ که در فاصله سال های 1392-1382 به بیمارستان شهید مدرس مراجعه و با تشخیص توده قلبی تحت عمل جراحی قرار گرفتند بررسی شدند و بعد از تایید تشخیص پاتولوژی متغیرهایی مانند سن، جنس، نحوه تظاهر و تشخیص بیماری، روش های درمانی و نتایج نهایی آن مورد بررسی قرارگرفت.
یافته ها: هفت نفر مرد و 11 نفر زن با متوسط سن 05/53 سال (13 تا 76 سال) مورد بررسی قرار گرفتند. تنگی نفس (3/33%)6، طپش قلب (7/16%)3 و درد قفسه سینه (7/16%)3 شایع ترین علل مراجعه بود و چهار بیمار نیز خود را با علایم آمبولی نشان دادند. (4/94%)17 مورد تومور اولیه و یک مورد (6/5%) عود بود. محل تومور در (9/88%)16 مورد در دهلیز چپ بود. بعد از برداشتن تومور در (9/38%)7 مورد نقص سپتوم به صورت اولیه و 9 مورد با پچ پریکارد ترمیم شدند. یک بیمار هم زمان تحت عمل CABG و یک بیمار نیز تحت عمل ترمیم دریچه پولمونر قرار گرفتند. (8/77%)14 بیمار بدون معلولیت خاصی مرخص شدند. یک بیمار دچار بلوک قلبی‏، دو بیمار با عوارض عصبی ناشی از آمبولی مغزی و یک مورد (6/5%) مرگ بیمارستانی رخ داد.
نتیجه گیری: مقایسه یافته های دو دهه میگزوم قلبی نشان داد که علی رغم پیشرفت های تشخیصی و افزایش مراکز درمانی، پیشرفت روش های تشخیصی نتوانسته در کاهش سن تشخیص آن یا نوع تظاهرات بالینی یا کاهش عوارض و یا کاهش سایز تومور در زمان عمل جراحی تغییر واضحی ایجاد کند. 
</description>
						<author>حمید  قادری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار در تشدیدآسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5939&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فعالیت عصب سمپاتیک در نارسایی کلیوی افزایش می یابد و هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس محل مرکزی مهمی برای فعالیت عصب سمپاتیک است. در ضمن این هسته محتوی گیرنده های آنژیوتانسین II نیز می باشد. هدف این مطالعه بررسی اثرات آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار هیپوتالاموس در آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه و ارزیابی فعالیت عصب سمپاتیک کلیه Renal Sympathetic Nerve Activity (RSNA) بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در سال 1391 در گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام پذیرفته است، در این مطالعه یک هفته پیش از القای ایسکمی پرفیوژن مجدد کلیه در موش های صحرایی نر نژاد Sprague-Dawley، کانولی در هسته پاراونتریکولار راست به منظور تزریق آنژیوتانسین II (3، 30 و 300 نانوگرم) تعبیه گردید. سپس نفرکتومی راست انجام شد، یک هفته بعد آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه توسط کلامپ کردن شریان کلیوی چپ به مدت 45 دقیقه و پرفیوژن مجدد به مدت سه یا 24 ساعت القاء شد. میزان آسیب کلیوی، فعالیت عصب سمپاتیک کلیه و شاخص های استرس اکسیداتیو در هسته پاراونتریکولار ارزیابی شدند.
یافته ها: تزریق دوزهای فارماکولوژیک آنژیوتانسین II در هسته پاراونتریکولار، منجر به تشدید آسیب ایسکمی-پرفیوژن مجدد کلیه به صورت افزایش در میزان کراتینین پلاسما و BUN (05/0P&lt;) و بدتر شدن وضعیت بافتی کلیه شد. با افزایش دوز آنژیوتانسین II وضعیت عملکردی و بافتی کلیه بدتر شد. افزایش RSNA و افزایش فعالیت آنزیم سوپر اکسیددسموتاز و سطح مالون دی آلدهید در هسته پاراونتریکولار (05/0&lt;P) نیز با افزایش میزان دوز آنژیوتانسین II به وقوع پیوست. 
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که هسته پاراونتریکولار در آسیب ایسکمی- پرفیوژن مجدد کلیه، محلی پاسخگو در آسیب ناشی از آنژیوتانسین II مرکزی، محسوب می گردد. ما پیشنهاد می کنیم که اثرات مرکزی آنژیوتانسین II با اثر بر استرس اکسیداتیو در این هسته و اثر بر سیستم عصبی سمپاتیک محیطی واسطه گری می شود.
</description>
						<author>بهجت  سیفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی سرولوژی مثبت توکسوپلاسموز در کودکان مبتلا به اوتیسم </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5940&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: توکسوپلاسما گوندی، انگل درون سلولی اجباری است و تعداد زیادی از مردم دنیا به آن مبتلا هستنـد. در کودکان، عفونت توکسوپلاسما گوندیِ مغزی، به سیسـتم اعصاب مرکزی وارد شده و منجر به التهاب بخش خاکستری مغز می گردد. اوتیسم، اختلال پیچیـده تکاملی، از نوع روابط اجتماعی می باشد که علت اصلی آن ناشناخته است. تغییرات نوروپاتولوژی در بیماران اوتیسم، با آنچه که در توکسوپلاسموزیس مغـزی مشاهده می شود، شباهت دارد. هدف از این مطالعه، بررسی سرولوژی مثبت توکسوپلاسما در کودکان مبتلا به اوتیسم می باشد.
روش بررسی: این تحقیق مطالعـه ای از نوع مورد- شاهدی که در سال 91-1390 بر روی کودکان 12-3 ساله مراجعه کننـده به درمانگاه های فوق تخصصی اعصاب و روانپزشـکی کودکان بیمارستان بقیـه الله و مرکز توانبخشی نوید عصر و امید عصر، انجـام گرفت. تعداد 40 کودک مبتلا به اوتیسم، به عنوان گروه مورد و تعداد 40 کودک غیرمبتلا، به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. از هر کودک، ml 5 نمونه خون، برای تعیـین سطح آنتی بادی IgG و IgM علیه توکسوپلاسما گوندی، گرفته شد و به روش اِلایزا مورد بررسی قرار گرفت. 
یافته ها: گروه مورد شامل 34 پسر و شش دختر (به ترتیب 85 و 15 درصد)، با میانگین سنی (71/2±)00/6 سال بود و میانگین زمان تشخیص اوتیسم (87/1±) 01/4 سالگی گزارش شد. گروه شاهد شامل، 17 پسر و 23 دختر، با میانگین سنی (09/3±) 67/5 سال بود. 5/77 درصد (31 نفر) مبتلا به بیماری اوتیسم، 5/7 درصد (3 نفر) اختلال شبه اوتیسم و 15 درصد (شش نفر) سندرم آسپرگر بودند. نتیجه سرولوژی IgM و IgG در تمامی کودکان اوتیسمی منفی و در کودکان غیر اوتیسمی، در 5/2 درصد (یک نفر) از آن ها مثبت و در 5/97 درصد (39 نفر) منفی بود و بین این دو گروه، تفاوت آماری معنادار مشاهده نشد (31/0P=).
نتیجه گیری: اگرچه اختلاف آماری معناداری بین دو گروه مشاهده نشد، از این  روی نتایج دقیق تر، نیازمند حجم نمونه بیش تر در مطالعات بعدی می باشد.
</description>
						<author>سوزان  امیرسالاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه میزان توکسین TSST-1 در نمونه زخم سوختگی کودکان تب‌دار و بدون تب </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5941&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سندرم شوک توکسیک، از پیامدهای خطرناک سم نوع یک سندرم شوک سمی(Toxic Shock Syndrome Toxin-1, TSST-1) ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس است. تشخیص زودرس عفونت استافیلوکوکوس اورئوس و پیشگیری از عواقب تولید TSST-1 در کودکان دچار سوختگی اهمیت زیادی دارد. از مهم ترین نشانه های تولید TSST-1 در بیماران دچار سوختگی وجود تب است. این مطالعه با هدف مقایسه TSST-1 در نمونه زخم سوختگی دو گروه کودکان تب دار و بدون تب این بیماران در سال 92 و از بیماران بستری از بیمارستان شهید مطهری انتخاب شدند.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، 90 کودک بستری در بخش سوختگی در دو گروه 45 نفره تب دار (گروه مورد) و بدون تب (گروه کنترل) قرار گرفتند. از نمونه زخم کلیه کودکان دارای سوختگی، نمونه برداری انجام شد و سپس نمونه ها تحت انجام آزمون PCR برای شناسایی پرایمر اختصاصی ژن TSST-1 قرار گرفتند. در نهایت نتایج آزمایشات جمع آوری گردید و تحلیل آماری انجام شد.
یافته ها: نتایج مثبت آزمون PCR (تولید سم نوع یک سندرم شوک سمی) در کودکان تب دار 7/37% و در کودکان فاقد تب 1/11% بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (003/0P=). میانگین و انحراف معیار درصد سطح سوختگی در مجموع نتایج مثبت آزمون PCR، 30/9±16/93 و در مجموع نتایج منفی آزمون PCR، (2009±11/02) بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (01/0P=)، اما بین موارد آزمون مثبت PCR و آزمون منفی PCR، تفاوت معناداری از لحاظ جنسیت و سن وجود نداشت (05/0P&gt;).
نتیجه گیری: در این مطالعه، ارتباط توکسین TSST-1 با ایجاد تب در کودکان دچار سوختگی مورد تأیید قرار گرفت. هم چنین ارتباطی بین تولید توکسین TSST-1 و افزایش سطح سوختگی دیده شد. انجام تحقیقات بیش تر در این زمینه توصیه می شود.
</description>
						<author>آذردخت  طباطبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات اسکولکس کشی میوه زرشک بر روی پروتواسکولکس‌های کیست هیداتید </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5942&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: جراحی یکی از بهترین راه های درمان کیست هیداتیک است. استفاده از مواد پروتواسکولکس کش در حین جراحی کیست هیداتیک جهت جلوگیری از به وجود آمدن کیست های ثانویه، امری ضروری می باشد. تا به  حال ماده پروتواسکولکس کشی که به طور کامل موثر بوده و عوارض جانبی کمی داشته باشد شناخته نشده است. زرشک از گیاهان بومی ایران است که از دیرباز جهت درمان برخی بیماری ها از آن استفاده شده است. مطالعات نشان می دهد که این گیاه دارای اثرات ضدباکتریایی، ضدقارچی و ضدانگلی است.
روش بررسی: کبدهای آلوده به کیست هیداتید از کشتارگاه جمع آوری شدند. درصد حیات پروتواسکولکس ها توسط رنگ آمیزی حیاتی ائوزین 1/0% سنجیده شد. فعالیت پروتواسکولکس کشی عصاره آبی 5/0، 1، 2 و mg/ml 4 و عصاره آبی- الکلی 25/0، 5/0، 1 و 2 میلی گرم در میلی لیتر در زمان های 5، 15 و 30 دقیقه مورد بررسی قرار گرفت. سرم فیزیولوژی و آب نمک اشباع به عنوان کنترل منفی و مثبت مورد استفاده قرار گرفتند. 
یافته ها: غلظت mg/ml 4 عصاره آبی زرشک مانند کنترل مثبت عمل کرد و در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکس ها را از بین برد. کم ترین درصد پروتواسکولکس کشی (3/12%) مربوط به رقت mg/ml 5/0 بود. عصاره آبی- الکلی در غلظت mg/ml 2 در پنج دقیقه اول مواجهه 100% پروتواسکولکس ها را از بین برد که مشابه کنترل مثبت بود. در هر دو عصاره، فعالیت پروتواسکولکس کشی با افزایش رقت، افزایش یافت (001/0P&lt;). 
نتیجه گیری: اثر پروتواسکولکس کشی عصاره آبی و آبی- الکلی میوه زرشک در رقت پایین و زمان کم بسیار چشمگیر بوده است. بنابراین این ماده می تواند پس از بررسی در مدل حیوانی و آزمایش های تکمیلی، به عنوان پروتواسکولکس کش موثر و مناسب، مورد استفاده قرار گیرد.
</description>
						<author>سهیلا  روحانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درد شانه در افراد کوله‌سیستکتومی شده‌ی لاپاراسکوپی: یک مطالعه مقایسه‌ای بالینی: گزارش کوتاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5943&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی تاثیر سرعت متفاوت دمیدن گاز به فضای داخل شکم بر روی احساس درد شانه بعد از عمل در افراد کاندید لاپاراسکوپی کوله سیستکتومی انجام شد. 
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، نمونه مورد مطالعه 100 نفر بود که به دو گروه 50 نفره تقسیم شدند که شامل سرعت دمیدن گاز L/min CO2 2 در گروه اول و L/min 5 در گروه دوم بود. در زمان های صفر، شش، 12، 24 ساعت بعد از عمل میزان درد شانه با استفاده از پرسش نامه VAS مورد ارزیابی قرار گرفت و مقایسه شد.
یافته ها: میانگین مدت زمان هر عمل جراحی در گروه اول 1/37 دقیقه و در گروه دوم 8/35 دقیقه بود که این اختلاف در دو گروه معنادار نبود (42/0=P). ولی میانگین درد شانه در زمان های صفر، شش، 12 و 24 به ترتیب در گروه اول 34/3، 23/3، 64/2، 82/1 و در گروه دوم 86/4، 60/4، 75/3 و 78/2 بود که این اختلاف ها از نظر آماری معنادار بودند (02/0=P، 02/0=P، 03/0=P، 04/0=P) 
نتیجه گیری: چنان چه دمیدن گاز دی اکسیدکربن در فضای داخل شکم با سرعت پایین تر باشد بیماران درد شانه کم تری را احساس می کنند. از این روی جهت جراحی های لاپاراسکوپی دمیدن گاز با سرعت پایین توصیه می شود.
</description>
						<author>علی  زاهدیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جابه‌جایی دو طرفه متعادل کروموزوم‌های 5 و 18: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=5944&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: جابه جایی های دو طرفه متعادل یکی از ناهنجاری های ساختاری کروموزوم ها است که حداقل شکستگی دو کروموزوم غیرهومولوگ به همراه تبادل قطعات را شامل می شود و هنگام میوز I، ساختار کوادری والانت تشکیل داده و می تواند گامت های نامتعادلی را ایجاد کند و منجر به سقط جنین  شود. هدف از مطالعه حاضر، پیشنهاد راهی جهت کمک به بارور شدن در این مورد است.
معرفی بیمار: یک زوج جوان با دو بار سابقه سقط خود به خودی در هفته ششم و هفتم بارداری مراجعه کرده اند. آزمایش های انجام شده قبل از مراجعه به آزمایشگاه ژنتیک همه طبیعی بودند. آزمایش کاریوتایپ مربوط به مرد، جابه جایی های دو طرفه متعادل بین کروموزوم های 5 و 18 را نشان داد. در ضمن مطالعه کروموزومی والدین مرد نیز طبیعی بود.
نتیجه گیری: فرد حامل جابه جایی دو طرفه متعادل از نظر فنوتیپی طبیعی بوده، اما هنگام میوز I، کروموزوم های حامل جابه جایی، کوادری والانت تشکیل می دهند که بسته به نوع جدایی (متناوب، مجاور 1، مجاور 2، 3:1 و 4:0) گامت هایی که از نظر کروموزومی نا متعادل هستند را تشکیل می دهند که می توانند منجر به سقط جنین  شوند.
</description>
						<author>محمد حسین  مدرسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
