<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1393 جلد72 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>مروری بر دستاوردهای اخیر نانوتکنولوژی در رفع چالش‌های دارورسانی موضعی به بخش‌های قدامی و خلفی چشم: مقاله مروری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6458&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>چشم ها و سیستم بینایی امکان دریافت اطلاعات از محیط را برای انسان میسر می سازند، به طوری که 90% اطلاعات انسان از طریق مشاهده کسب می گردد. از این رو سلامت و عملکرد صحیح این ارگان همواره حایز اهمیت بوده است.
بیماری های تهدیدکننده بینایی سالانه موجب از بین رفتن بینایی میلیون ها انسان می گردد، در حالی که با دستیابی به درمان های مناسب می توان از بسیاری از آسیب های چشمی جلوگیری نمود. با وجود پیشرفت های علمی در دهه های اخیر در زمینه پزشکی، هنوز چالش های بسیاری در زمینه چشم پزشکی و بیماری های چشمی وجود دارد. 
در زمینه درمان های چشمی، عمده چالش های پیش رو نشأت گرفته از ضعف های فارماسیوتیکال است و این بدان معناست که با وجود در دست داشتن داروهایی مناسب برای درمان عوارض چشمی، هنوز موفق نشده ایم به روشی مناسب برای به کارگیری این داروها دست یابیم. منظور از به کارگیری مناسب دارو آن است که ماده مؤثره با کمترین عوارض، بیشترین منفعت و بیشترین پذیرش برای بیمار به هدف مورد نظر رسانده شود. 
عدم توانایی دارورسانی مؤثر به چشم ناشی از فیزیولوژی و آناتومی ویژه این ارگان می باشد، از این رو غلبه بر ضعف های مذکور نیازمند شناخت کامل ویژگی های چشم و همچنین آشنایی با سیستم های نوین دارورسانی می باشد. 
می توان امیدوار بود که با به کارگیری و طراحی سیستم های نوین دارورسانی، که بیشتر از نانوذرات بهره می برند، بتوان بر بسیاری از چالش های دارورسانی چشمی غلبه نمود.
هدف از انجام مطالعه حاضر، مروری بر ساختار چشم، چالش های پیش رو در دارورسانی چشمی، آشنایی با علم نانو و رویکردهای این علم در عرصه چشم پزشکی و راهکارهای طراحی یک سیستم موضعی جهت دارورسانی مؤثر به بافت چشم بود.
</description>
						<author>محمدصالح  صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش پلی‌مورفیسم‌های شایع ژن گلوتاتیون -S ترانسفراز در استعداد ابتلا به میوم رحمی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6468&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: میوم های رحمی شایعترین تومورهای جامد لگنی در زنان هستند که تقریبا 25% زنان در سنین باروری  به این بیماری مبتلا می باشند. آنزیم گلوتاتیون S- ترانسفراز در فرآیند حفاظت سلولی نقش داشته که  نقص در آن می تواند با خطر ابتلا به بیماری در ارتباط باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی نقش پلی مورفیسم های شایع ژن گلوتاتیون S- ترانسفراز (GSTT1, GSTM1) در استعداد ابتلا به میوم رحمی در جمعیت ایرانی پرداخته شد. 
روش بررسی: مطالعه مورد- شاهدی حاضر از آبان ماه 1391 تا شهریور 1392 بر روی 50 زن مبتلا به میوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. DNA ژنومیک از لکوسیت های خون محیطی به روش Salting out استخراج شد. پلی مورفیسم های GSTT1 و GSTM1 به وسیله تکنیک Gap-polymerase chain reaction (gap-PCR) ژنوتیپ شدند.
یافته ها: در این مطالعه افراد مبتلا به میوم رحمی با دامنه سنی 49-16 سال و افراد سالم با دامنه سنی 39-20 سال  مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های به دست آمده نشان داد فراوانی ژنوتیپ های null GSTT1 و GSTM1 در بین گروه بیمار بیشتر از گروه سالم بود. (به ترتیب (8/10-4/1CI:، 009/0P=) و (37/9-35/1CI:، 01/0P=)). از سوی دیگر خطر ابتلا به میوم رحمی در افراد دارای ژنوتیپ null ترکیبی GSTT1/M1 در مقایسه با سایر افراد بیشتر بود (41/167-20/2CI:، 007/0P=). 
نتیجه گیری: در این مطالعه، بین پلی مورفیسم های ژن GSTT1 و GSTM1 و بروز بیماری میوم رحمی ارتباط معناداری مشاهده گردید. اگرچه انجام مطالعات با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیت ها و قومیت ها به منظور تایید نتایج حاصل در این پژوهش پیشنهاد می گردد.
</description>
						<author>احمد  ابراهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نمای هیستروسکوپیک حفره رحم بعد از حاملگی طبیعی و حاملگی با پارگی زودرس پرده‌های جنینی </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6459&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ناهنجاری های رحم یکی از عوامل خطر برای زایمان زودرس، پارگی زودرس پرده های جنینی و عوارض حاملگی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پارگی پره ترم پرده های جنینی Preterm Premature Rupture of Membranes (PPROM) با ناهنجاری های حفره رحم بر اساس نمای هیستروسکوپی می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، پس از انجام مطالعه پایلوت، ابتدا در مدت یک سال (1390) تعداد 66 زن بارداری که به علت پارگی پرده های جنینی بین هفته های 14 تا 37 حاملگی، به بیمارستان امام خمینی (ره) و رازی شهرستان اهواز مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. سپس حداقل شش هفته پس از زایمان یا سقط، تحت هیستروسکوپی قرار گرفتند. یافته های به دست آمده با گروه شاهد که شامل 66 زن با حداقل یک بارداری موفقیت آمیز درگذشته بودند و به علت های دیگر (به جز پارگی زودرس پرده های جنینی، سابقه نازایی ثانویه و سقط مکرر) تحت هیستروسکوپی تشخیصی یا درمانی قرار گرفته بودند، مقایسه شدند.
یافته ها: در مجموع فراوانی آنومالی حفره رحم در گروه مورد 12/12% و در گروه شاهد 3% بود. وجود آنومالی حفره رحمی در زنانی که دچار PPROM شدند نسبت به زنانی که حاملگی نرمال داشتند، بیشتر بود (63/21-9/0: 95%CI، 4/41=OR) (0001/0P&lt;). در این مطالعه، 3% از بیماران در گروه مورد نمای رحمی تعریف نشده داشتند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش آنومالی رحمی در زنان با سابقه PPROM تقریبا چهار برابر حاملگی های نرمال بود. بنابراین پیشنهاد می شود تا پیش از اقدام به بارداری در این زنان هیستروسکوپی انجام شود تا بتوان با شناسایی موارد آنومالی، در حد امکان عوارض مادری و جنینی مرتبط و تولد نوزادان نارس را کاهش داد.
</description>
						<author>روشن  نیکبخت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج استفاده از آرتروسکوپی در تشخیص و درمان بیماران مبتلا به درد مزمن مچ دست</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6460&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: آرتروسکوپی مچ دست به عنوان ابزاری کارآمد جهت درمان بسیاری از بیماری های مچ دست در حال تکامل است. در این مطالعه نتایج حاصل از آرتروسکوپی تشخیصی و درمانی مورد بررسی قرار گرفتند.   
روش بررسی: مطالعه به صورت آینده نگر بر روی بیماران مراجعه کننده به کلینیک های بیمارستان شریعتی و میلاد در تهران از مهر 1388 تا پایان اسفند 1391، انجام گرفت. بیماران دچار درد مزمن مچ دست بدون پاسخ به درمان های طبی وارد مطالعه شدند. در صورت تشخیص هر نوع بیماری نیازمند جراحی باز طی بررسی های تکمیلی، بیمار از مطالعه خارج شد. با بررسی نتایج عملکردی آرتروسکوپی مچ دست در بیماران، طبقه بندی و گزارش موارد کاربرد، یافته ها، عوارض و عوامل پیش آگهی دهنده نتایج حاصل از آرتروسکوپی مچ دست صورت گرفت.
یافته ها: 100 بیمار با شکایت درد مزمن مچ دست تحت آرتروسکوپی تشخیصی- درمانی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 6/9±7/30 سال بود. نتایج عملکردی در آخرین پیگیری (میانگین 19 ماه) حاکی از بهبودی 62±6/28 درجه دامنه حرکات بوده که از نظر آماری معنادار نبوده، کاهش 4/3±1/5 در شدت نمره دهی درد (04/0P=)، کاهش 33±5/47 در نمره نقص عملکردی اندام (009/0P=) و بهبودی 30±9/37 در نمره عملکردی اندام (02/0P&lt;)  بود. در پیگیری نهایی 82% بیماران از نتایج عمل رضایت داشتند و 16% دچار عود شدند.
نتیجه گیری: در موارد پیشرفته و مزمن بیماری کین باخ و همچنین آسیب  های کمپلکس فیبری- غضروفی سه گوش این تکنیک می تواند با نتایج قابل قبول همراه باشد که قابل مقایسه با موارد عمل جراحی باز بوده است.
</description>
						<author>لیلا  اوریادی زنجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد بیماران پس از آرتروپلاستی هیپ با پروتز Short-stem و Standard-stem : کارآزمایی بالینی تصادفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6461&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: طراحی پروتزهای Short-stem فمور جهت تعویض کامل مفصل هیپ و برطرف کردن ضعف پروتزهای استاندارد صورت گرفت. هدف از این مطالعه مقایسه نتایج درمانی پروتز Short-stem و پروتز Standard-stem بود.
روش بررسی: مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی در بیماران تعویض کامل مفصل هیپ بیمارستان سینا در سال 91-1389 انجام شد. بیماران دو هفته، شش هفته، سه ماه، شش ماه و یک سال پس از آن از نظر موقعیت پروتز بررسی شدند. عفونت، درد، لنگش، توانایی بالارفتن از پله، استفاده از عصا و وزن گذاری بیماران نیز ارزیابی شد. 
یافته ها: 84 نفر در دو گروه 42 نفری با متوسط سنی 68/8±1/61 سال وارد مطالعه شدند. شایعترین علت انجام عمل، استئوآرتریت، نکروز آواسکولار و دیسپلازی هیپ بود. مقدار خونریزی حین عمل در گروه Short-stem،               ml 44/393 و در گروه Standard-stem، ml 83/454 بود که اختلاف آماری معناداری بین دو گروه از این نظر وجود داشت (001/0=P). میانگین معیار هاریس (Harris Hip Score, HHS) در Short-stem بالاتر از Standard-stem بود. در هفته ششم و ماه سوم اختلاف معناداری بین دو گروه از نظر معیار هاریس وجود داشت (0001/0P&lt;).
نتیجه گیری: استفاده از پروتز Short-stem در کوتاه مدت می تواند در بهبود عملکرد بیمار موثر باشد ولی در بلندمدت تفاوت آشکاری با پروتزهای Standard-stem به کار گرفته شده ندارد.
</description>
						<author>طیّب  رمیم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط اشباع اکسیژن خون شریانی و اضطراب با شدت تهوع و استفراغ در حین شیمی درمانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6462&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تهوع و استفراغ یکی از مشکلات مهم ناشی از شیمی درمانی است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط اشباع اکسیژن خون شریانی و اضطراب بیماران با تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی بود. 
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی از آخر شهریور 1392 تا اول اردیبهشت 1393 در بخش شیمی درمانی بیمارستان کوثر شهر سمنان انجام گردید. ابتدا اشباع اکسیژن خون شریانی 30 بیمار در سه نوبت (پیش، حین و پس از شیمی درمانی) ارزیابی شد سپس با استفاده از شاخص رودز (Rhodes Index) شدت تهوع و استفراغ بیماران در سه روز متوالی اندازه گیری و ارتباط آن با اشباع اکسیژن خون شریانی بررسی گردید. حین شیمی درمانی اضطراب و افسردگی بیماران نیز با استفاده از ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستانی اندازه گیری شد. 
یافته ها: در این مطالعه 30 بیمار بررسی شدند. بیشتر بیماران مورد مطالعه زن (66%) با میانگین سنی 9/11±07/55 سال بودند. شایعترین سرطان در بیماران، سرطان پستان (7/46%) بود. میانگین نمره تهوع و استفراغ بیماران در روز اول شیمی درمانی (5/5±27/3)، روز دوم (2/6±5/4) و روز سوم (7/8±2/7) بود. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معناداری بین اشباع اکسیژن خون شریانی با شدت تهوع و استفراغ بیماران در روزهای مختلف نشان نداد (05/0P&gt;). اما بین شدت اضطراب با تهوع و استفراغ روز سوم ارتباط معناداری وجود داشت (03/0P=). 
نتیجه گیری: در این مطالعه ارتباطی بین اشباع اکسیژن خون شریانی با تهوع و استفراغ مشاهده نشد، اما بین اضطراب با تهوع و استفراغ بیماران در روز سوم ارتباط وجود داشت. با توجه به افزایش شیوع تهوع و استفراغ بیماران در روز سوم بهتر است اشباع اکسیژن خون شریانی بیماران در روز سوم مورد بررسی قرار گیرد و ارتباط آن با شدت تهوع و استفراغ مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات بیشتر در این خصوص ضروری به نظر می رسد. 
</description>
						<author>فرحناز  قهرمانفرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تشخیص افتراقی فیبروسارکوما از فیبروماتوزیس با استفاده از مقایسه خصوصیات هیستوپاتولوژیک و نشانگرهای ایمونوهیستوشیمیایی بتا-کاتنین و Ki-67</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6463&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فیبروماتوزیس ها پرولیفراسیون های فیبروبلاستیک هستند که مشی بیولوژیک و الگوی هیستوپاتولوژیک آنها حد واسط ضایعات خوش خیم فیبروبلاستیک و فیبروسارکوماست. بر این اساس به دلیل هم پوشانی خصوصیات هیستوپاتولوژیک فیبروسارکوما به خصوص نوع درجه کم با فیبروماتوزیس، پژوهش حاضر برای یافتن معیارهای دقیق تر تمایز هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی این ضایعات انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، تعداد 40 نمونه از آرشیوهای آسیب شناسی بیمارستان های دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان و تهران بین سال های 1382 تا 1392 شامل 20 نمونه فیبروسارکوما و 20 نمونه فیبروماتوزیس، انتخاب شدند و خصوصیات هیستوپاتولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی آنها برای نشانگرهای Ki-67 و بتا-کاتنین با میکروسکوپ نوری بررسی و مقایسه شدند.
یافته ها: میانگین سن (063/0P=، توزیع فراوانی جنس (197/0P=)، میزان نکروز (602/0P=)، میزان وضوح هستک (799/0P=) و میانگین SID نشانگر بتا-کاتنین (369/0P=) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست نیامد، اما در رابطه با توزیع فراوانی ناحیه (017/0P=)، میزان میتوز (001/0P&lt;)، میزان طرح استخوان جناغی (043/0P=)، میزان سلولاریتی (001/0P&lt;)، میزان هم پوشانی هسته ها (001/0P&lt;)، میانگین Ki-67 (046/0P=)، میانگین حدKi-67  (001/0P=) و میزان آتیپیسم (001/0P&lt;) تفاوت معناداری بین فیبروماتوزیس و فیبروسارکوما به دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به تفاوت معنادار بین دو تومور در میزان اشکال میتوتیک، بروز نشانگر میتوتیک Ki-67، طرح جناغی، سلولاریته و آتیپیسم، این خصوصیات می  توانند در افتراق ضایعات پاتولوژیک اشاره شده ملاک قرار گیرند ولی عدم وجود تفاوت معنادار بین دو تومور در بروز و شدت بتاکاتنین، وضوح هستک ها و نکروز نشان می دهد که آنها معیارهای افتراق معتبری نیستند. 
</description>
						<author>پرویز  دیهیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش نمره‌دهی آپگار مرسوم و ترکیبی در پیشگویی آسفیکسی در نوزادان: یک مطالعه آینده‌نگر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6464&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: روش جدید نمره دهی آپگار که روش ترکیبی نامیده می شود، توان ارزیابی دقیق تر و پیش بینی مناسب تر آسفیکسی را داراست. مطالعه حاضر با هدف مقایسه روش نمره دهی آپگار مرسوم و ترکیبی جهت پیشگویی عوارض نوزادی، به خصوص در آسفیکسی است.
روش بررسی: این مطالعه آینده نگر کوهورت در 464 نوزاد زنده متولد شده که به علل مختلف در بیمارستان ولی عصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران، طی مدت یک سال از مهر 1391 لغایت مهر 1392 بستری شده اند، انجام شد. در نوزادان مبتلا به آسفیکسی، ارتباط بین نمره آپگار با دو روش مرسوم و ترکیبی و آسفیکسی معین شده و ارزش دو روش در پیشگویی آسفیکسی مقایسه شد.
یافته ها: در 2200 نوزاد متولد شده، 464 نوزاد مورد مطالعه قرار گرفت که 3/9% آنها آسفیکسی داشته اند که معادل 2% کل موالید زنده در مدت مطالعه بوده است، در نوزادان آسفیکسی نسبت به غیر مبتلایان به صورت معناداری عدد آپگار  در آسفیکسی پایین تر بوده است و روش ترکیبی نسبت به روش مرسوم حساسیت بیشتری داشته است (حساسیت=97% و ویژگی=69% و 0001/0P=).
نتیجه گیری: در نوزادان مبتلا به آسفیکسی در مقایسه با غیر مبتلایان، روش جدید ترکیبی حساسیت و ویژگی بالاتری در مقابل روش مرسوم نشان می دهد، از این روی توصیه می شود در ارزیابی سلامت نوزادان، روش نمره  دهی ترکیبی جای روش مرسوم به کار رود تا تصمیم گیری بهتری اتخاذ گردد.
</description>
						<author>حسین  دلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه وزن جفت و نوزاد در مادران سالم و مبتلا به دیابت حاملگی: گزارش کوتاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6465&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در خانم های باردار با دیابت کنترل نشده، اندازه و وزن جفت افزایش پیدا می کند. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه وزن و اندازه جفت و وزن نوزاد بین این دو گروه بود.
روش بررسی: در یک پژوهش آینده نگر که از مهر 1391 تا اسفند 1392 در بیمارستان های ولیعصر (عج) و شریعتی تهران انجام شد، طی آن 67 خانم باردار سالم و 42 خانم باردار مبتلا به دیابت بارداری کنترل شده انتخاب شدند. توسط دستگاه سونوگرافی طول و عرض جفت و پس از زایمان وزن جفت و نوزاد اندازه گیری شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: تفاوتی بین خانم های باردار دارای دیابت بارداری و سالم در مورد متغیرهای وزن نوزاد و جفت و طول و عرض جفت، نسبت وزن جفت به وزن نوزاد و ایندکس توده بدن وجود نداشت، اما تعداد بارداری در افراد سالم 791/1 و در افراد دارای دیابت بارداری 9762/1 بود که با هم تفاوت معنادار داشت (0217/0P=) و در مورد متغیر تعداد تولد نیز به ترتیب 65672/0 و 8100/0 بود که با هم تفاوت معنادار آماری داشت (0183/0P=).       
نتیجه گیری: تفاوت معنادار آماری بین وزن و اندازه جفت و وزن نوزاد در دو گروه وجود نداشت.
</description>
						<author>زهرا  رحمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>درمان حاملگی سرویکال با حفظ باروری: گزارش دو مورد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6466&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سرویکس محل نادر و خطرناکی برای حاملگی نابجاست. وقتی محل چسبندگی جفت پایین تر از سوراخ داخل سرویکس باشد، حاملگی سرویکال باید تلقی کرد. از درمان های محافظه کارانه استفاده از متوترکسات و کلریدپتاسیم، گلوکز هیپراسمولار و پروستاگلاندین است. همچنین درمان های جراحی با حفظ باروری مطرح شده است. هدف از این مطالعه گزارش دو بیمار با حاملگی سرویکال و درمان محافظه کارانه با حفظ باروری بود.
معرفی بیمار: بیمار اول با حاملگی شش هفته سرویکال و جنین دارای ضربان قلب معرفی می شود که پس از تجویز دو دوز متوترکسات حاملگی به طور کامل از بین رفته است. بیمار دوم با حاملگی هشت هفته سرویکال دارای ضربان قلب به ما مراجعه نمود. سه روز پس از تجویز دو دوز متوترکسات، کورتاژ ناحیه اندوسرویکس انجام و حاملگی ختم شد.
نتیجه گیری: از روش های محافظه کارانه برای درمان حاملگی سرویکال در بیمارانی که تمایل به حفظ قدرت باروری دارند می توان استفاده کرد که با موفقیت بالایی همراه است.
</description>
						<author>گلرخ  شرافتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
