<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1394 جلد73 شماره8</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/8/10</pubDate>

					<item>
						<title>استفاده از تیموگلوبولین در بیماران پیوند کلیه: مقاله مروری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6959&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;تیموگلوبولین یک ایمنوگلوبولین پلی کلونال تخلیص شده بر ضد تیموسیت های انسانی است که به علت نداشتن خواص نفروتوکسیک در رژیم القای سرکوب ایمنی در بیمارانی که در معرض خطر بیشتری برای رد پیوند هستند مانند بیماران گیرنده پیوند از جسد و همچنین در درمان رد حاد کلیه پس از پیوند مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطالعه مروری سعی شده است تا اثرات تیموگلوبولین بر وجوه مختلف پیوند کلیه در بیماران پیوندی مورد بررسی قرار گیرد. تیموگلوبولین می تواند اثرات مختلف و متفاوتی بر روی سلولهای سیستم ایمنی شامل سلولهای T، B و همچنین پلاسماسل ها داشته باشد. خالی کردن سیستم ایمنی از سلولهای T، تشدید آپوپتوز در سلولهای B، و مداخله در قابلیت های عملکردی سلولهای دندریتی از جمله این موارد است. این دارو دارای عوارض حاد و تاخیری و نیز عوارض عفونی نیز می باشد. واکنشهای حاد شامل شوک آنافیلاکسی، تب، لرز، تنگی نفس، تهوع، استفراغ، اسهال و واکنش های تاخیری شامل بیماری سرمی و عفونت می باشد. عوارض عفونی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و شامل عفونت با ویروس سیتومگال (CMV)، سپسیس، کاندیدیاز، هرپس و عفونت ادراری می باشد. در این مقاله مروری سعی شده است که پس از ارایه ی خلاصه ای از تاریخچه و مکانیسم عمل تیموگلوبولین، نتایج مطالعات جدید علمی جهت بررسی نقش این دارو در موارد زیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد: تولرانس ایمنی، آسیب ایسکمی- رپرفیوژن، فعالیت تاخیری گرافت، پیشگیری و درمان رد حاد پیوند، پیوند از بیمار زنده، بقا گرافت و بیمار و بیماری لنفوپرولیفراتیو پس از پیوند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>غلامرضا  پورمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص ژن‌های سندرم شوک سمی و اگزفولیاتیو در سویه‌های استافیلوکوک اورئوس جدا شده از اشخاص ناقل، مقاوم و حساس به متی‌سیلین </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6960&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس فاکتورهای مختلف شامل توکسین سندرم شوک سمی (TSST-1) و اگزفولیاتو (ET) را تولید می کند که در کلونیزه شدن و ایجاد بیماری نقش دارند. هدف از این مطالعه تعیین فراوانی ژن های TSST-1 و ET در ایزوله های کلینیکی استافیلوکوکوس اورئوس بود. روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 100 سویه استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متی سیلین (MRSA) و 100 سویه استافیلوکوک اورئوس حساس به متی سیلین (MSSA) جدا شده از نمونه های بالینی بیماران بستری، سرپایی و ناقلین بیمارستان های آموزشی شهر همدان از مهر 1392 تا مرداد 1393 انجام گرفت. گونه های شناسایی شده به روش بیوشیمیایی با استفاده از تکنیک مولکولی Polymerase chain reaction (PCR) نیز تایید شدند. الگوی حساسیت دارویی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. وجود ژن های TSST-1 و ET با روش PCR مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: بیشترین حساسیت و مقاومت سویه های MRSA، MSSA و سویه های ناقلین در برابر آنتی بیوتیک ها به ترتیب شامل کلیندامایسین و سیپروفلوکساسین، کلیندامایسین و تتراسایکلین، اریترومایسین و جنتاماسین مشاهده شد. به طور کلی (13%) 26 سویه از 200 دارای ژن توکسین سندرم شوک سمی و اگزفولیاتیو بودند. فراوانی مربوط به ژنTSST (11%) 22 و فراوانی ژن ETD (2%) 4، می باشد. با توجه به نتایج آماری ارتباطی بین سویه های MRSA و MSSA با ژن های TSST و ETD دیده نشد (به ترتیب با 058/0P= و 36/0P=). نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که میزان شیوع استافیلوکوکوس اورئوس حامل TSST در شهر همدان موضوع نگران کننده ای است. گردش این ایزوله ها در افراد جامعه به ویژه افراد مسن و افراد دچار نقص سیستم ایمنی در کشور و در افراد سالم که گاه تا60-50% می رسد، دارای اهمیت می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد یوسف  علیخانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر حفاظتی تستوسترون بر بهبود نقایص شناختی القا شده توسط اتیدیوم بروماید در مدل حیوانی مالتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6961&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری تحلیل برنده سیستم عصبی می باشد. هیپوکامپ مرکز اصلی حافظه بوده و در بیماری های نورودژنراتیو بسیار آسیب پذیر است. هورمون های جنسی مردانه می توانند خاصیت حفاظت عصبی داشته باشند. در مطالعه حاضر اثر تستوسترون بر روی حافظه فضایی در ناحیه هیپوکامپ موش صحرایی نر پس از القای دمیلیناسیون با اتیدیوم برماید مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: این پژوهش تجربی، بر روی موش های سالم در آزمایشگاه دانشکده علوم دانشگاه ارومیه در فاصله زمانی مهر 1392 تا بهمن 1393، انجام گرفت. برای القای دمیلیناسیون در موش ها، µl 3 اتیدیوم بروماید در ناحیه CA1 هیپوکامپ تزریق شد. حیوانات تحت درمان، روزانه µl 1 تستوسترون &amp;mug/ml 6 از طریق کانول های گذاشته شده در هیپوکامپ به مدت 20 روز پس از القای دمیلیناسیون دریافت کردند. حافظه فضایی توسط دستگاه ماز شعاعی بررسی شد. دمیلیناسیون و رمیلیناسیون با کمک رنگ آمیزی اختصاصی میلین بررسی شد. یافته ها: نتایج بافتی نشان داد که تجویز تستوسترون، رمیلیناسیون را تسریع نموده است. درصد سلول های پیکنوتیک شده در روز 20 پس از القای دمیلیناسیون در گروه تحت درمان با تستوسترون نسبت به گروه اتیدیوم بروماید کاهش معناداری را نشان داد (008/0P=). مطالعات رفتاری نشان داد که زمان یافتن غذا در گروه دریافت کننده اتیدیوم بروماید در مقایسه با گروه های کنترل افزایش معناداری داشت (001/0P=). به علاوه تیمار با تستوسترون میزان دمیلیناسیون را کاهش داده و اختلالات یادگیری و حافظه ی القا شده توسط اتیدیوم بروماید را به طور معناداری بهبود بخشید (001/0P=). نتیجه گیری: تستوسترون می تواند به عنوان یک عامل نوروپروتکتیو عمل کند و وسعت دمیلیناسیون و تعداد سلول های پیکنوتیک شده را کاهش دهد، همچنین اختلالات یادگیری القا شده توسط اتیدیوم بروماید را بهبود بخشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>شیوا  خضری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط تغییرات سطح سرمی پروتیین S100β و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در مدل آلزایمر اسپورادیک حیوانی </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6963&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: پروتیین سلادین-یک (Seladin-1) از نورون ها در برابر توکسیسیتی حاصل از آمیلویید بتا محافظت می کند و بیان آن در مناطق تحت آسیب مغز بیماران مبتلا به آلزایمر کاهش می یابد. از طرفی تغییرات سطح سرمی S100&amp;beta به عنوان شاخص صدمه مغزی در بیماریهای نورودژنراتیو مطرح می باشد. بنابراین مطالعه حاضر جهت بررسی ارتباط بین روند تغییرات سطح سرمی پروتیین S100&amp;beta و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در مدل آلزایمر اسپورادیک حیوانی طراحی گردید. روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشکده فنآوری های نوین پزشکی، گروه علوم اعصاب از اسفند 90 تا اردیبهشت 92 انجام شد، 72 سر رت نر به طور تصادفی به گروه های کنترل، سالین و استرپتوزوتوسین 4، 7، 14 و 21 روز تقسیم شدند. مدل آلزایمر به روش تزریق داخل بطنی استرپتوزوسین به میزان mg/kg 3 در روزهای اول و سوم القاء شد. تغییرات سطح S100&amp;beta سرم و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در گروه های آزمایشی مورد ارزیابی قرار گرفت. عملکرد رفتاری حیوان از نظر تأخیر اولیه و تأخیر در حین عبور در آزمون رفتار اجتنابی غیرفعال تعیین گردید. یافته ها: سطح S100&amp;beta سرم و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ در گروه های مورد مطالعه تفاوت معناداری نشان داد (0001/0=P). ارتباط معناداری بین کاهش سطح سرمی پروتیین S100&amp;beta و بیان ژن سلادین-یک هیپوکامپ مشاهده شد (001/0=P). همچنین کاهش تأخیر در حین عبور در گروه استرپتوزوتوسین 21 روز در مقایسه با گروه های کنترل و سالین معنادار بود (001/0=P). نتیجه گیری: پایش تغییرات سطح سرمی پروتیین S100&amp;beta به واسطه ارتباط با تغییرات ژن سلادین-یک هیپوکامپ می تواند به عنوان شاخص صدمه نورونی در بیماران مبتلا به آلزایمر مفید واقع شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سهیلا حسین زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارزش تشخیصی CA125 و HE4 در مرحله‌بندی کانسر آندومتر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6964&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: سرطان آندومتر شایعترین بدخیمی دستگاه ژنیتال در زنان می باشد. استفاده از روش های تشخیصی غیرتهاجمی مانند اندازه گیری بیومارکرهای سرمی CA125 و HE4 در صورتی که دقت تشخیص خوبی داشته باشند می توانند در فاز پیش از آغاز درمان جهت برنامه ریزی مناسب درمان برای بیمار به کار روند. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی (Cross-sectional) 68 بیمار که در فاصله زمانی بین آبان 91 تا آبان 93 با نمونه پاتولوژی کانسر آندومتر در بخش انکولوژی بیمارستان ولی عصر تحت عمل جراحی قرار گرفتند وارد مطالعه شدند. قبل از جراحی سطح سرمی بیومارکرها CA125 و HE4 اندازه گیری شد و دقت این تست ها برای تشخیص مرحله بیماری با روش های جراحی و پاتولوژیک مقایسه شد. یافته ها: در این مطالعه ازpM cut-off 140 برای مثبت بودن HE4 و cut-off kU/L 35 برای مثبت بودن CA125 استفاده شد. از 12 بیماری که میزان HE4 در آنها بیشتر از pmol/L 140 بود یک نفر (3/8%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 11 نفر (7/91%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (001/0P&lt;) و همچنین یک نفر (3/8%) در گروه درجه 1، 10 نفر (4/83%) در گروه درجه 2 و یک نفر (3/8%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (035/0P&lt;). از 26 بیماری که میزان CA125 در آنها بیشتر از kU/L 35 بود، شش نفر (1/23%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 20 نفر (9/76%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (0001/0P&lt;) و همچنین پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 1، 16 نفر (1/61%) در گروه درجه 2 و پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (001/0P&lt;). نتیجه گیری: میزان HE4 بیش از pmol/L 140 و CA125 بیش از kU/I 35 در Grade بالای تومور و تهاجم تومور به میومتر بیشتر دیده می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>میترا مدرس گیلانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تظاهر گیرنده‌ی آندروژن بر سطح سلول‌های تومورال سرطان پستان و تاثیر آن بر پیش‌آگهی بیماران </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6965&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانواده ای از گیرنده های هورمونی هسته ای است. این گیرنده ها در سیتوزول سلول های هدف و به عنوان عوامل نسخه برداری انجام وظیفه می نمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژن ها در پیش آگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشته نگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافته ها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پره منوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایین تر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجه گیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچک تر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایین تر بیماری و درجه بدخیمی پایینی تر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حسین  کامران زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فاصله زمانی مصرف ترامادول و بروز تشنج و حمله ثانویه ناشی از مصرف دارو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6966&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: احتمال بروز تشنج در بیمارانی که دچار مسمومیت یا سوء مصرف ترامادول شده اند، تصمیم گیری برای مدت زمان تحت نظر گرفتن این بیماران را مشکل می نماید. هدف از مطالعه تعیین فراوانی موارد بروز تشنج و زمان آن پس از مصرف ترامادول در مراکز درمانی و پس از ترخیص بیماران بود. روش بررسی: مطالعه به صورت مقطعی و آینده نگر در بیمارستان حضرت رسول (ص) و لقمان شهر تهران از فروردین 1391 تا فروردین 1392 در بیمارانی که سابقه اپی لپسی کنترل نشده و ضربه به سر نداشتند، انجام گردید. بیماران حداقل مدت 12ساعت در اورژانس تحت نظر بوده و در صورت وخامت وضعیت بالینی، به بخش مراقبت های ویژه منتقل شدند. پیگیری تلفنی یک هفته پس از ترخیص انجام شد. فاصله زمانی مصرف دارو تا زمان مراجعه و زمان بروز اولین و دومین حمله سنجیده شد. یافته ها: 150 بیمار (141 مرد/ 9 زن) با میانگین سنی 94/5±23/23 سال وارد مطالعه شدند. 104 نفر (3/69%) دچار تشنج شدند که هشت نفر از آنها (6/7%) دو نوبت تشنج و بیشتر داشتند. میانگین زمانی مصرف دارو تا بروز اولین و دومین تشنج در بیمارانی با بیش از یک نوبت حمله تشنج به ترتیب 17/0±93/0 و 75/0±5/2 ساعت بود. مردان و افراد دارای سابقه مثبت تشنج دارای بیشترین فراوانی بروز تشنج بودند. 3/99% بیماران از بیمارستان مرخص شدند. تنها یک مورد فوت مشاهده گردید که علت آن مسمومیت شدید با ترامادول بود. نتیجه گیری: در چهار ساعت اول پس از مصرف ترامادول بیشترین احتمال بروز تشنج در افراد مصرف کننده این دارو وجود دارد. همچنین در افراد مستعد نوبت دوم تشنج نیز با فاصله زمانی کمی از نوبت اول رخ داده بود. زمان مناسب تحت نظر گرفتن بیماران حدود چهار ساعت بوده و پس از آن می توان بیماران را با علایم هشدار ترخیص نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>طیب  رمیم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط سطح سرمی اسید اوریک و سندرم متابولیک در نوجوانان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6967&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: سندرم متابولیک (Metabolic syndrome) مجموعه ای از عوامل خطرساز برای بروز بیماری  های قلبی- عروقی و دیابت است. ارتباط بین سطح اسید اوریک سرم و بروز سندرم متابولیک در نوجوانان هنوز به طور کامل مشخص نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی این موضوع در نوجوانان شهر اهواز طراحی شد. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 240 نفر از افراد شرکت کننده در مطالعه بزرگ سندرم متابولیک که مهر سال 1388 تا مهر 1389 در شهر اهواز انجام شده بود به صورت تصادفی انتخاب شده و پس از آنها به دو گروه مبتلا به سندرم متابولیک و سالم سطح سرمی اسید اوریک این دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. در گروه سالم افرادی که حتی یکی از معیارهای سندرم متابولیک ATPIII (چاقی شکمی، فشارخون سیستولی یا دیاستولی بالا، mg/dl 40 HDL&amp;le، mg/dl 110TG&amp;le،mg/dl 100FBS&amp;le) یا دیابت داشتند از مطالعه خارج شدند. سابقه مصرف دارو های ضد تشنج یا کورتون معیار خروج از هر دو گروه بود. یافته ها: در این مطالعه 240 نفر با میانگین سنی 64/2±95/14 شرکت داشتند. میانگین سطح اسید اوریک در گروه سندرم متابولیک mg/dl 4/1±8/4 و در گروه کنترل mg/dl 01/1±18/4 بود (001/0P=). بر اساس سطح اسید اوریک سرمی افراد حاضر در مطالعه به سه گروه تقسیم شدند. ریسک ابتلا به سندرم متابولیک در گروه سوم نسبت به گروه دوم و اول به ترتیب به طور معناداری بیشتر بود. (04/8-70/1= 95%CI، 7/3=OR)، (001/0P&lt;، 35/14-42/2=95%CI، 9/5=OR). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که هایپراوریسمیا به طور معناداری ریسک ﻫﺎﯾﭙﺮتری گلیسریدمیا، HDL پایین و چاقی شکمی را افزایش می دهد. در میان نوجوانان شهر اهواز، غلظت سرمی اسید اوریک به شدت با شیوع سندرم متابولیک و برخی از اجزای آن در ارتباط است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فروغ  نخستین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدت زمان صحبت اولیه بیماران چقدر طول می‌کشد؟ گزارش کوتاه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6968&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;زمینه و هدف: این نگرانی از سوی برخی پزشکان وجود دارد که عدم قطع صحبت اولیه بیماران، منجر به طولانی شدن بیش از حد ویزیت های پزشکی می شود. هدف این مطالعه بررسی زمان صحبت اولیه بیماران مراجعه کننده به اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بود. روش بررسی: این مطالعه توصیقی- مقطعی در ماه های مرداد تا مهر سال 1390 در اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام گرفت. به صورت نمونه گیری در دسترس، تعداد 100 بیمار وارد این مطالعه شدند. بیمارانی که شرایط تهدیدکننده حیات را نداشتند وارد مطالعه و بیماران بدحال و نیز بیماران غیر ایرانی از مطالعه کنار گذاشته شدند. داده های دموگرافیک بیماران و زمان صحبت اولیه آنها ثبت و اندازه گیری شد. یافته ها: 56% شرکت کنندگان مرد بودند. 79% دارای سطح تحصیلات دیپلم به پایین و بیشتر افراد نمونه دارای قومیت فارس (60 نفر) بودند. بیماران به طور متوسط 37/2±60/71 ثانیه صحبت کردند. کمترین مدت زمان 51/22 ثانیه و بیشترین 51/206 ثانیه بود. اختلاف معناداری بین سن (001/0P=) و جنس (032/0P=) با میزان صحبت اولیه وجود داشت. اما سطح تحصیلات (996/0P=) و قومیت (266/0P=) تأثیر معناداری بر میزان صحبت اولیه نداشتند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه میزان صحبت اولیه بیماران کمتر از مقداری است که باعث افزایش زمان ویزیت های پزشکی شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>رسول  معصومی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
