<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1394 جلد73 شماره9</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>از ژنوم تا ژن: مروری بر ژن‌ها و تغییرات ژنتیکی موثر بر بروز بیماری دیابت نوع دو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7021&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;علی رغم نتایج ارزشمند به دست آمده در زمینه شناسایی ژن ها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با دیابت نوع دو، عدم هم خوانی و تکرار پذیری نتایج به دست آمده در جمعیت های گوناگون یکی از چالش های پیش رو در انتخاب ژن های کاندید با این بیماری می باشد. از این رو مقاله مروری کنونی، بر مبنای یک جستجوی مدون، به معرفی مهم ترین ژن های مرتبط با این بیماری و نقش تغییرات ژنتیکی هر یک از آن ها در افزایش شانس ابتلا به دیابت می پردازد. در پژوهش کنونی بدون در نظر گرفتن بازه زمانی تعیین شده، از دو پایگاه داده به نام های National Center for Biotechnology Information, Database of Genotypes and Phenotypes (NCBI dbGaP)، Human Genome Epidemiology Network (HuGENet) بدون در نظر گرفتن بازه زمانی معین و دو کمپانی مطرح در زمینه تست های ژنتیکی به نام های 23andMe و deCODE، به منظور دست یابی به مهم ترین ژن های مرتبط با دیابت نوع دو و تغییرات ژنتیکی گزارش شده بر روی هر یک از آن ها استفاده شد. بر مبنای نتایج به دست آمده چهار ژن کاندید انتخاب شده به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: ,CDKAL1, TCF7L2 KCNJ11 و FTO. مهم ترین پلی مورفیسم گزارش شده بر روی ژن TCF7L2، rs7903146 نام داشت. پس از آن پلی مورفیسم های rs7754840، rs5215 و rs8050136 به عنوان مهم ترین پلی مورفیسم های گزارش شده بر روی ژن های KCNJ11، CDKAL1 و FTO معرفی شدند. با توجه به نتایج به دست آمده، پژوهش کنونی را می توان به عنوان الگویی جهت دست یابی به یک جمع بندی مستدل و معرفی مهم ترین ژن ها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با بیماری های شایع و غیر واگیر همچون دیابت از میان حجم وسیع داده های ارایه شده به شمار آورد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم السادات  دانشپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بهینه‌سازی بیان سازه پلی‌توپیک حاوی ژن‌های E6 و E7 ویروس پاپیلومای انسانی               در میزبان بیانی اشرشیاکلی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7022&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایع ترین ویروس هایی است که در ایجاد سرطان دهانه رحم نقش دارد و پژوهش ها نشان داده است که در بیشتر موارد سرطان دهانه رحم، پروتیین های E6 و E7 ویروس پاپیلوما وجود دارد. هدف از مطالعه کنونی بهینه سازی بیان سازه پلی توپیک حاوی ژن های E6 و E7 ژنوتیپ های مختلف ویروس پاپیلومای انسانی به عنوان کاندیدای واکسن بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: این مطالعه تجربی از مهر 1392 تا شهریور 1393 در بخش ویروس شناسی انستیتوپاستور ایران انجام شد. ابتدا نواحی ایمنی زای پروتیین های E6 و E7 در ژنوتیپ های مختلف پاپیلوما ویروس انسانی (HPV16, 18, 31, 45) به صورت بیوانفورماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. سازه بیانی سنتتیک کدکننده پروتیین های E6 و E7 در اشرشیاکلی ترانسفورم شده و سپس بیان پروتیین مربوطه انجام گرفت و به منظور بهینه سازی بیان پروتیین نوترکیب مورد نظر، دانسیته سلولی، مدت زمان انکوباسیون، دمای رشد، غلظت های مختلف isopropyl-beta-D-thiogalactopyranoside (IPTG) و محیط های کشت مختلف مورد استفاده قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: پس از بهینه سازی بیان، بهترین بیان پروتیین نوترکیب مورد نظر در محیط کشتSuper Optimal Broth (SOB) (Merck, Germany) به دست آمد. در این محیط کشت، بیش ترین میزان بیان در 8/0(Optical density) OD600=، غلظت mM 1/0 از IPTG، زمان انکوباسیون یک ساعت در دمای °C 37 در میزان بیانی BL21 (A1) اشرشیاکلی به دست آمد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بیان پروتیین های E6 و E7 ژنوتیپ های مختلف ویروس پاپیلومای انسانی قابل انجام بوده و در نهایت می توان از آن به عنوان یک کاندیدای واکسن علیه ویروس استفاده نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی  مهدوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع و تعیین الگوی حساسیت ضد میکروبی در مبتلایان به پنومونی پلی‌باکتریال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7023&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: پنومونی باکتریال از مهمترین عوامل مرگ و میر بوده و تشخیص عامل اصلی به خصوص در موارد پلی باکتریال و اتخاذ درمان مناسب مشکل است. هدف از انجام این پژوهش تعیین عوامل مسبب پنومونی پلی باکتریال و تعیین الگوی حساسیت ضد میکروبی آن ها در بیماران دارای عفونت دستگاه تنفس تحتانی بود.&lt;br&gt;
روش بررسی: پرونده 167 بیمار که از فروردین 1389 تا اسفند 1391با علایم عفونت دستگاه تنفس تحتانی در بیمارستان بقیه الله الاعظم (عج) شهر تهران بستری شده بودند، به صورت مقطعی و گذشته نگر بررسی شد. از بیماران، نمونه برونکوآلوئولار لاواژ گرفته شده و از لحاظ وجود باکتری عامل، الگوی پلی باکتریال و مقاومت دارویی بررسی شده بود. همچنین وجود مایکوباکتریوم توبرکلوزیس مولد بیماری سل نیز بررسی شد.&lt;br&gt;
یافته ها: از مجموع 167 بیمار (62 زن، 105 مرد)، 90 نمونه از نظر وجود عامل پاتوژن باکتریال مثبت و 77 مورد منفی بود. فراوانی پنومونی در مردان با زنان به لحاظ آماری تفاوتی نداشت. 117 ایزوله باکتریایی از 15 گونه باکتری مختلف به دست آمد. مایکوباکتریوم توبرکلوزیس (25%)، سودوموناس آئروژینوزا (15%) و استافیلوکوکوس اورئوس (14%) بیشترین فراوانی را داشتند. 72% موارد پنومونی مونوباکتریال و بقیه پلی باکتریال (23% دی باکتریال و 5% تری باکتریال) بودند. بیشترین مقاومت آنتی بیوتیکی نسبت به آموکسی سیلین و کمترین به ونکومایسین بود.&lt;br&gt;
نتیجه گیری: شیوع پنومونی با افزایش سن رابطه مستقیم داشته و عوامل اتیولوژیک آن متنوع است. منفی شدن درصد بالایی از نمونه ها به احتمالی مربوط به باکتری های سخت رشد، عوامل ویروسی، آنتی بیوتیک درمانی است. با توجه به میزان بالای مقاومت به مواد ضد میکروبی مانند آسینتوباکتر، تعیین الگوی حساسیت ضد میکروبی بیماران پنومونی ضروری است.&lt;br&gt;
 &lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی  احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مدل‌سازی روند تغییرات سیستم ایمنی در افراد آلوده به ویروس HIV تحت درمان با داروهای ضدرتروویروسی به‌وسیله مدل مارکوف</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7026&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: پس از عفونت اولیه HIV با پیشرفت بیماری تعداد سلول های CD4 کاهش می یابد. سطح این سلول ها شاخص مناسبی جهت ارزیابی وضعیت ایمنی بدن در مبتلایان به ویروس HIV است. هدف از پژوهش کنونی بررسی روند تغییرات سلول های CD4 در افراد HIV مثبت تحت درمان با داروهای ضدرتروویروسی به وسیله مدل چند وضعیتی مارکوف بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: پژوهش کوهورت حاضر شامل 122 فرد HIV مثبت مراجعه کننده به مرکز ایدز ایران واقع در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر تهران بود. این افراد از فروردین 1374 تا دی 1389 به این مرکز وارد و با داروهای ضدرتروویروسی تحت درمان قرار گرفته و تا زمان فوت یا تا پایان مطالعه آبان 1393 پی گیری شدند. مبتلایان بالای 18 سالی که حداقل سه بار تحت آزمایشات مربوطه قرار گرفتند به مطالعه وارد شدند. داده های ثبت شده جهت برآورد زمان ماندگاری در وضعیت های بیماری که بر اساس سطح سلول های CD4 تعریف شد، به وسیله مدل چندوضعیتی مارکوف استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: نمونه شامل (18%) 22 زن با میانگین سن 32/43 (انحراف معیار 33/8) و (82%) 100 مرد با میانگین سنی 28/45 (انحراف معیار 34/8) سال بود. سن افراد به دو گروه 40 سال و کمتر، (1/54%) 66 نفر و بیشتر از آن، (9/45%) 56 نفر، تقسیم شد. احتمال های انتقال بین وضعیت ها برای مدت زمان یک ساله و شش ساله برآورد شد، اگر فردی در وضعیت یک CD4 باشد با احتمال 51% یک سال بعد در همان وضعیت خواهد بود. این احتمال پس از شش سال 33% خواهد بود. در طول مطالعه 29 نفر فوت شدند. میانگین زمان اقامت افراد در وضعیت چهار، 21 ماه برآورد شد. نسبت بخت انتقال از وضعیت سه به وضعیت چهار در مردان 4/4 زنان برآورد شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: استفاده از درمان های ضدرتروویرسی در افراد با عفونت HIV سبب کاهش بار ویروسی و افزایش عمر افراد می شود. پژوهش کنونی این روند را با برآورد میانگین زمان های ماندگاری تا انتقال به وضعیت های وخیم تر نشان داد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید سعید  هاشمی نظری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر کرم گشنیز در التیام سوختگی درجه دو سطحی در رت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7027&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: گشنیز با نام علمی Coriandrum Sativum از قدیمی ترین گیاهان دارویی شناخته شده است، که در مطالعات مختلف به اثرات ضد التهابی و ضد میکروبی و ضد قارچی روغن آن اشاره شده است، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر روغن گشنیز در ترمیم زخم سوختگی درجه دو سطحی می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در آزمایشگاه حیوانات مرکز آموزشی درمانی حضرت فاطمه (س) تهران در مهر و آبان 1392 انجام شد، در قسمت خلف 48 رت نر بالغ نژاد Sprague-Dawley به وزن تقریبی g 300-250 سوختگی درجه دو سطحی به ابعاد cm 4×2 ایجاد گردید و سپس در محل سوختگی گروه یک تا چهار به ترتیب از کرم سیلور سولفادیازین، پماد آلفا، کرم گشنیز و گاز وازلین (کنترل) برای پانسمان به صورت روزانه تا بهبود کامل استفاده شد و روند بهبودی زخم با عکس برداری به صورت هر سه روز یک بار با ImageJ, ver. 1.45, (NIH, Maryland, USA) پایش شد. در روز 10 و 17 جهت بررسی میزان کلاژن و سلول های التهابی نمونه از زخم سوختگی برای پاتولوژی فرستاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: میانگین سطح زخم ها در چهار گروه در اولین مرتبه عکس برداری (روز سه) اختلاف آماری معناداری نداشت (135/0P=) و برای بررسی روند بهبودی از تفاضل میانگین سطوح زخم ها در گروه های چهارگانه در روزهای بعد نسبت به روز سه استفاده شد. سرعت بهبود زخم ها در گروه های گشنیز و آلفا از روز 14 به بعد بهتر از دو گروه دیگر بود و اختلاف آماری معنادار وجود داشت (001/0P&lt;).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: به نظر می رسد در بهبود زخم حاصل از سوختگی، اثر پماد گشنیز بهتر از گروه کنترل و سیلور سولفادیازین و مشابه پماد آلفا می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمدجواد  فاطمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر پارامترهای مایع منی                      پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7028&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: ناباروری به صورت عدم وقوع حاملگی به دنبال یک سال نزدیکی جنسی محافظت نشده تعریف می شود. واریکوسل شایع ترین علت ناباروری قابل اصلاح با جراحی در مردان می باشد. هدف از پژوهش کنونی بررسی تأثیر هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: مطالعه کنونی به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی در 96 نفر از مردان نابارور مراجعه کننده به بیمارستان جامع زنان محب یاس شهر تهران از ابتدای مهر 1393 تا پایان شهریور 1394 انجام گرفت. معیار ورود شامل واریکوسلکتومی برای واریکوسل ایدیوپاتیک و یک طرفه بود. حساسیت به ترکیب دارویی معیار خروج از مطالعه بود. این افراد به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با هورمون نوترکیب محرک فولیکول (Recombinant follicular Stimulating Hormone, rFSH) قرار گرفت و گروه دوم دارونما (سرم نمکی) دریافت کردند. پس از سه ماه میزان بهبود پارامترهای مختلف مایع منی شامل تحرک، مورفولوژی، تعداد اسپرم و نیز میزان عوارض درمانی در دو گروه بررسی و مقایسه شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: 96 بیمار در دو گروه 48 نفری وارد مطالعه شدند. میزان بهبودی در مورفولوژی و نیز تحرک اسپرم ها در گروه دارو به میزان معناداری بیش از گروه دارونما بود (0001/0P=)؛ اما میزان تغییر در تعداد اسپرم ها پس از درمان در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (495/0P=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: در مجموع بر اساس نتایج به دست آمده در این بررسی، می توان نتیجه گرفت که هورمون نوترکیب محرک فولیکول بر بهبود پارامترهای مایع منی پس از واریکوسلکتومی در مردان نابارور نسبت به گروه کنترل مؤثرتر است و تأثیر عمده آن بر مورفولوژی و تحرک اسپرم ها می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حسن  نیرومند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی هیستولوژیکی ترمیم‌پذیری زخم باز پوستی پس از مصرف موضعی ژل آلوئه‌ورا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7034&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: یکی از مهم ترین مسایل علم پزشکی، ترمیم زخم ها است. آلوئه ورا از گذشته های دور در درمان ناراحتی های پوستی استفاده شده است. در این پژوهش آثار کاربرد ژل آلوئه ورا بر روند التیام زخم به روش دقیق میکروسکوپی و شمارش سلولی بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: این مطالعه به  صورت تجربی از مهر تا اسفند 1393 در آزمایشگاه فارماکولوژی انجام پذیرفت. 60 سر رت در روز جراحی بیهوش و در پشت گردن زخمی به ابعاد mm 5/1´5/1، ایجاد گردید. سپس رت ها به طور تصادفی در گروه های شاهد، تجربی و گروه کنترل مثبت تقسیم شدند. هر گروه به سه دسته کوچک تر با دوره های 4، 7 و 14 روزه تقسیم گردیدند. از روز صفر به بعد سطح زخم ها در گروه تجربی یک روزانه دو بار و گروه تجربی دو روزانه یک بار از ژل آلوئه ورا و در گروه کنترل مثبت، کرم فنی تویین مصرف گردید. سطح زخم و بهبود آن در روزهای تعیین شده سنجیده شد، در انتهای هر دوره، موش ها با روش استنشاق اتر بیهوش و یک نمونه از بستر زخم تهیه شد و با رنگ آمیزی هماتوکسیلن- ائوزین (H&amp;E stain) و تری کروم ماسون (Masson&amp;#39s trichrome stain) مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: نتایج مطالعه ماکروسکوپی سطح زخم ها و مطالعه میکروسکوپی بستر زخم و تعداد فیبروبلاست های هر دو گروه تجربی نسبت به گروه شاهد از نظر آماری افزایش معنادار داشت (0011/0P=) و سبب تسریع التیام زخم شد (آزمون به روش MANOVA انجام شد).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کاربرد موضعی دو بار ژل آلوئه ورا سبب تسریع روند التیام زخم از دیدگاه بررسی هیستولوژیکی و شمارش سلولی در رت می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباس  حاجی آخوندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر هشت هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی استئوکلسین غیرکربوکسیله، آدیپونکتین            و حساسیت به انسولین در زنان چاق</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7035&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: استئوکلسین غیرکربوکسیله که از سلول های بتا جزایر لانگرهانس ترشح می شود در تحریک انسولین و تنظیم گلوکز نقش اساسی را ایفا می کند. هدف این مطالعه بررسی اثر هشت هفته فعالیت مقاومتی بر استئوکلسین غیرکربوکسیله، آدیپونکتین و حساسیت به انسولین در زنان چاق بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: پژوهش کنونی به روش نیمه تجربی و نمونه گیری تصادفی، بر روی 20 نفر از زنان چاق باشگاه های ورزشی شهرستان آمل در خرداد 1393 انجام شد. برنامه تمرینی گروه تجربی شامل هشت هفته فعالیت مقاومتی و سه جلسه در هفته بود. نمونه های خون آزمودنی ها پس از 12 تا 14 ساعت ناشتایی جمع آوری شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت ورزشی مقاومتی بر سطوح استئوکلسین غیرکربوکسیله سرم (094/0P=) و حساسیت به انسولین (178/0P=) در زنان چاق افزایش غیرمعناداری داشت. با این وجود، گروه تجربی پس از فعالیت ورزشی مقاومتی به طور معناداری سطوح آدیپونکتین بالاتری (003/0P=) داشتند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: فعالیت ورزشی مقاومتی می تواند سطوح استئوکلسین غیرکربوکسیله و ادیپونکتین سرم را در زنان چاق افزایش دهد. شاید بتوان گفت که این نوع فعالیت می تواند در هموستاز گلوکز موثر واقع شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آسیه  عباسی دلویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تفسیر هیستوگرام‏های اریتروسیتی به‌دست‌آمده از دستگاه‏های خودکار هماتولوژی                در بیماری‏های خونی معمول</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7036&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: گراف‏های سلولی بخش جدایی‏‏ناپذیری از آزمایش شمارش کامل خون (CBC) بوده که در دستگاه‏های خودکار هماتولوژی در دسترس می‏باشند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این پژوهش توصیفی تحلیلی، علاوه بر ارایه هیستوگرام‏های بیمارانی که از فروردین 1392 تا اسفند 1393 به آزمایشگاه بیمارستان زاگرس کرمانشاه مراجعه کرده بودند، با به کارگیری موتور جستجوگر Pubmed در یک جستجوی رایانه‏ای در پایگاه داده های Medline، از مقالات منتشر شده مرتبط و نیز کتابچه راهنمای دستگاه‏های هماتولوژی نیز کمک گرفته شد. برای جستجو از اصطلاحات اریتروگرام، هیستوگرام اریتروسیتی و گراف‏های هماتولوژی استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: هیستوگرام‏ها در وضعیت‏های مختلف هماتولوژیک غیرطبیعی می‏شوند و می‏توانند سرنخ‏های مهمی را در تشخیص بیماری‏های مختلف به دست دهند. این گراف‏ها در طیفی از وضعیت‏های پاتولوژیک نماهای اختصاصی دارند. در پایش روند درمانی برخی بیماری‏های خونی مانند کم‏خونی‏های فقر آهن و مگالوبلاستیک، هیستوگرام‏ها می‏توانند پیشرفت درمان را نمایش دهند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: از هیستوگرام‏ها می‏توان در همراهی با دیگر پارامترهای CBC، به عنوان یک ابزار غربال گری و کمکی در پایش و تفسیر وضعیت‏های پاتولوژیک استفاده نمود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه  نادعلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پنومونی آبله مرغانی نوزادی، درمان با جایگزین نمودن سورفاکتانت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7037&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: آبله مرغان نوزادی، ثانوی به عفونت حواشی تولد در مادر می باشد که در صورت عدم درمان در 30% موارد خطر مرگ به دنبال دارد. درمان شامل ایزولاسیون و تجویز آسیکلوویر و ایمیون گلوبولین داخل وریدی است. هدف از گزارش این مورد، درمان نارسایی تنفسی ناشی از آبله مرغان با سورفاکتانت است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;معرفی بیمار: نوزاد پسر هفت روزه ای است که به دلیل دیسترس تنفسی و ضایعات منتشر پاپولووزیکولر در بیمارستان کودکان امیر کلا بابل در اردیبهشت 1391 بستری شد. مادر وی چهار روز پیش از زایمان سابقه آبله مرغان داشت. آسیکلوویر و آنتی بیوتیک های وریدی برای وی شروع شد. روز دوم بستری به دلیل پنومونی شدید و نارسایی تنفسی اینتوبه شد و به ونتیلاتور متصل گردید و سورفاکتانت داخل تراشه در دو دوز مجزا به دلیل نیاز به تنظیم بالای ونتیلاتور تجویز شد. نوزاد پس از 14 روز با حال عمومی خوب ترخیص شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: تجویز سورفاکتانت در نارسایی تنفسی ناشی از پنومونی آبله مرغان می تواند در درمان نارسایی تنفسی آنها مفید باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>یداله  زاهد پاشا</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
