<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1394 جلد73 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>ارتباط اختلالات روانپزشکی و عفونت HIV</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7078&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;عفونت HIV/ایدز از جمله علل اصلی ناتوانی و مرگ و میر در سراسر دنیا به شمار می رود. بیش از ۳۵ میلیون نفر در جهان با این ویروس زندگی می کنند. در کشور ما نیز تا سال ۱۳۹۲ در مجموع ۲۷۱۴۰ نفر مبتلا به HIV در کشور شناسایی شده اند. تخمین زده می شود تعداد موارد مبتلایان به عفونت HIV در کشور ۷۸۲۹۰ باشد. پایان و فرجام این عفونت، به رفتار انسان بستگی دارد. اختلالات روانپزشکی نیز از جمله اختلالات شایع بوده و با ناتوانی قابل توجه همراهند. در این مقاله مروری، ارتباط میان اختلالات روانپزشکی، به عنوان یکی از تعیین کننده ترین عوامل سلامت و عفونت HIV/ایدز مرور می گردد. افراد دچار اختلال روانپزشکی، در معرض خطر افزایش یافته ی ابتلا به عفونت HIV می باشند. اختلالات مصرف مواد، چه به صورت تزریقی و چه به صورت غیر تزریقی و نیز اختلالات شدید روانپزشکی همگی با افزایش احتمال ابتلای فرد به عفونت HIV همراهند. از سوی دیگر، فرد مبتلا به عفونت HIV نیز ممکن است در سیر بیماری دچار اختلالات روانپزشکی گردد. انطباق با یک بیماری مزمن، تاثیر ویروس بر سیستم اعصاب مرکزی و عوارض درمان های ضد ویروسی از جمله مکانیسم های مطرح شده در این زمینه می باشند. با این وجود ارتباط میان اختلالات روانپزشکی و عفونت HIV/ایدز فراتر از این تسهیل دوسویه بوده و اختلالات روانپزشکی می توانند بر پایبندی فرد به درمان، سیر و پیش آگهی عفونت تاثیرگذار باشند. اهمیت بالینی، مکانیسم های زمینه ای و کاربردهای دیگر این ارتباط، در این مقاله مروری مورد بررسی قرار گرفته اند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بهرنگ  شادلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر پلاسمای تغلیظ شده با پلاکت (PRP) در ترمیم عصب سیاتیک  در مدل حیوانی موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7080&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: آسیب اعصاب محیطی یکی از مشکلات چالش برانگیز در جراحی ترمیمی مدرن است. پیشرفت های اخیر در درک راه های فیزیولوژیک و مولکولی اثبات کرده است که فاکتورهای رشدی نقش مهمی در تکامل و رژنراسیون عصب محیطی ایفا می کند. هدف این مطالعه بررسی اثر پلاسمای غلیظ شده با پلاکت بر بازسازی و ترمیم عصب سیاتیک در مدل حیوانی (رت) بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این مطالعه تجربی که در آزمایشگاه حیوانات مرکز آموزشی درمانی حضرت فاطمه (س) تهران در مهر ماه سال 1392 انجام شد، 24 رت نر سالم از نژاد Sprague-Dawley با وزن تقریبی gr 250-200 به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند و پس از بریدن عصب سیاتیک در گروه اول مقدار ml 05/0 از محلول پلاسمای غلیظ شده با پلاکت به زیر اپی نوریوم در پروگزیمال محل ترمیم و به قسمت دیستال در زیر اپی نوریوم و در گروه دوم به همان میزان نرمال سالین تزریق شد. پس از شش هفته آنالیز رد پا و ارزیابی های نوروفیزیولوژیک و هیستوپاتولوژی انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: تست عملکرد عصب سیاتیک در گروه محلول پلاسمای غلیظ شده با پلاکت به طور قابل توجهی بهتر بود (001/0P=). همچنین تست زمان تاخیر هدایت عصبی در این گروه به طور معناداری کمتر بود (000/0P=). غلاف میلین در گروه محلول پلاسمای غلیظ شده با پلاکت به طور قابل توجهی ضخیم تر بود اما اختلاف تعداد آکسون بین دو گروه از نظر آماری معنادار نبود (298/0P=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: به نظر می رسد که PRP می تواند نقش مهمی در بازسازی اعصاب محیطی و بهبود عملکرد پس از پارگی عصب و ترمیم داشته باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرزین  پاک فطرت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تصویربرداری با MRI تا چه حد می‌تواند پاسخ به درمان کمورادیاسیون نئوادجونت را در تومورهای موضعی پیشرفته رکتوم پیش‌گویی کند؟ </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7081&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی میزان تطابق یافته های حاصل از MRI پس از کمورادیاسیون در کانسر موضعی پیشرفته رکتوم با یافته های حاصل از بررسی بافت شناسی نمونه جراحی است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این بررسی آینده نگر ۶۳ بیمار مبتلا به کانسر موضعی پیشرفته رکتوم که از مهر 1390 تا مهر 1392به انستیتو کانسر بیمارستان امام خمینی (ره) ارجاع شده بودند، پس از دریافت رضایت نامه کتبی تحت کمورادیاسیون نئواجونت قرار گرفتند. پیش از درمان کمورادیاسیون مرحله بندی (Staging) تومور (T) و لنف نود (N) توسط یک رادیولوژیست مجرب بر اساس تصاویر MRI انجام شد و پس از کمورادیاسیون به بیماران توصیه شد بار دیگر MRI را انجام دهند. سپس بیماران تحت عمل جراحی قرار گرفتند. یافته های MRI پس از کمورادیاسیون با یافته های حاصل از بررسی آسیب شناسی پس از جراحی توسط رادیولوژیست مورد مقایسه قرار گرفت. کاهش مرحله سرطان به شکل حداقل یک مرحله کاهش در T یا N در پاتولوژی پس از عمل نسبت به MRI پیش از عمل به شرط عدم پیشرفت تومور تعریف شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: در این بررسی ۳۲ نفر از بیماران دچار کاهش مرحله تومور و ۳۶ نفر دچار کاهش مرحله لنف نود شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: با مقایسه تصاویر MRI پس از کمورادیاسیون و گزارش پاتولوژی پس از جراحی دقت MRI در مرحله بندی تومور رکتوم پس از انجام کمورادیاسیون 5/55% بوده است. از مورفولوژی لنف نود برای تشخیص درگیری آن استفاده شده و دقت MRI در تشخیص آن 8/42% بوده است. دقت MRI در هر دو مورد تا حدودی کمتر از مطالعات پیشین  بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>منیر سادات  میرایی آشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش گیرنده آلفا۲ سیستم عصبی سمپاتیک در روند رشد فولیکول تخمدان بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7084&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلی کیستیک یک سندرم شایع و پیچیده در زنان است. شواهد حاصل از مطالعات روی زنان و روی موش های مدلسازی شده نشان می دهد که تعادل تنظیمی سیستم عصبی سمپاتیک در تخمدان به هم خورده و پرکار شده است (بیش فعالی). هدف از انجام این مطالعه کاهش فارماکولوژیک این بیش فعالی بود.   &lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در مرکز ناباروری ولی عصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران از سال 1391 تا 1394 انجام شد. در مجموع 61 نفر در سه گروه: یک گروه شاهد و دو گروه مطالعه در سنین 40-20 سال و شاخص توده بدنی زیر kg/m2 28 با تشخیص سندرم تخمدان پلی کیستیک و نداشتن علایم ابتلا به سایر بیماری ها وارد مطالعه شدند. بیماران شامل دو گروه مطالعه (39 نفر) و یک گروه شاهد (22 نفر) بودند که در درمان فارماکولوژیک شرکت نمودند. اثرات مهار کننده های آلفا2 سیستم سمپاتیک (کلونیدین و یوهیمبین) پیش و پس از دارو درمانی بر متغیرهای سرمی هورمون های کورتیزول، آدرنالین، نورآدرنالین، بتااندورفین، انسولین و هورمون های جنسی محرک فولیکول و لوتئینی و استرادیول به روش الایزا بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: کلونیدین به عنوان داروی ضد آدرنرژیک مرکزی باعث 1/59% بارداری در گروه مطالعه شد که در مقایسه با یوهیمبین درصد بالایی را در میزان بارداری دارد (۰۰1/0P&lt;). یوهیمبین به عنوان آنتاگونیست یا مهارکننده آلفا2 رشد فولیکولی را در تخمدان این بیماران افزایش داد و موجب 8/11% بارداری شد، که نسبت به کلونیدین رشد فولیکولی بالاتری را داشته است (۰1/0P&lt;).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: افزایش میزان حاملگی و افزایش رشد فولیکولی، نشان دهنده نقش استراتژیک سیستم عصبی سمپاتیک در پاتولوژی این بیماری است و سیستم عصبی سمپاتیک می تواند هدف بیولوژیک- فارماکوژیک جدید در درمان تخمدان پلی کیستیک باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فریده  ظفری زنگنه</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش پروگنوستیک سطح سرمی CA-125 در نتایج ICSI به‌دنبال ناباروری با عامل مردانه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7085&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: یکی از فاکتورهای مهم در ایجاد بارداری طی درمان های ناباروری پذیرش رحم می باشد. از آنجایی که CA-125 نوعی آنتی ژن سطح سلولی است که توسط سلول های آندومتر نیز بیان می شود و در خون محیطی قابل اندازه گیری است، این مطالعه به بررسی امکان استفاده از آن به عنوان معیاری از پذیرش رحم و پیش بینی کننده نتایج بارداری به دنبال ICSI پرداخت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این مطالعه مشاهده ای دیاگنوستیک، کلیه زوج های دچار ناباروری با عامل مردانه که در مدت یک سال (مرداد 1392 تا تیر 1393) به بخش نازایی بیمارستان محب یاس تهران مراجعه کرده، کاندید Intracytoplasmic sperm injection (ICSI) بوده و معیارهای لازم را داشتند وارد مطالعه گردیدند (64 نفر). سطح سرمی CA-125 در روز تجویز HCG و روز تخمک گیری تعیین شد. میزان موفقیت درمان با اندازه گیری سطح سرمی &amp;beta-HCG در روز 14 و رویت ساک حاملگی به وسیله سونوگرافی واژینال، چهار تا پنج هفته پس از انتقال جنین بررسی شد. میزان بارداری در دو گروه با CA-125 طبیعی و بالا مقایسه شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: 15 نفر (4/23%) از افراد مورد بررسی دارای سطح CA-125 بالا بودند. در 19 نفر (7/29%) از کل افراد بارداری روی داد. 16 نفر (7/32%) از افراد با CA-125 نرمال و سه نفر (20%) از افراد با CA-125 بالا به دنبال ICSI باردار شدند که اختلاف آماری معنادار نبود (348/0=P). همچنین ارتباط آماری معناداری بین CA-125 و بارداری بر اساس سطح BMI وجود نداشت (999/0=P).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که سطح سرمی CA-125 در مورد نتایج ICSI به دنبال ناباروری با عامل مردانه ارزش پروگنوستیک ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ناهیده  پژوهان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی علل زردی نوزادان بر اساس سن بروز و سن مراجعه به بیمارستان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7086&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: زردی، شایعترین علت بستری نوزادان در ماه اول تولد است. از این رو شناسایی علل زردی بر اساس سن بروز و سن مراجعه و ارایه آموزش های لازم در این زمان ها، می تواند روند زردی و عوارض آن را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی علل زردی نوزادان بر اساس سن بروز و سن مراجعه به بیمارستان انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این مطالعه مقطعی از 3130 نوزاد مبتلا به زردی مراجعه کننده به بیمارستان قائم (عج) مشهد طی سال های 1394-1382، 2658 نوزاد بررسی گردید. تمام آزمایشات لازم درخواست شد. پس از تأیید زردی در نوزادان بر اساس تشخیص پزشک و نتایج آزمایشگاهی، پرسشنامه محقق ساخته حاوی مشخصات نوزادان تکمیل گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: بر اساس نتایج مطالعه ما، علت 9/27% زردی نوزادان مشخص گردید. علل زردی شناخته شده به ترتیب شامل ناسازگاری گروه های خونی (40%)، عفونت (19%)، کمبود آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز (12%) اختلالات اندوکرین (8%)، دهیدراسیون هیپرناترمیک (7%)، پلی سیتمی (6%)، بیماری مادرزادی قلبی (4%)، خونریزی مخفی (3%) و Crigler-Najjar syndrome (2%) بود. شایعترین علت بروز زردی در روزهای 3-1، ناسازگاری خونی و در روزهای چهار تا 12، عفونت بود. شایعترین زمان مراجعه در ناسازگاری های خونی، خونریزی مخفی، اختلالات اندوکرین، دهیدراتاسیون هیپرناترمیک، بیماری مادرزادی قلبی، پلی سیتمی و کمبود آنزیم گلوکز 6 فسفات دهیدروژناز، روزهای 6-4 و در عفونت ها پس از روز هفت بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: گرچه سن بروز ناسازگاری های خونی سه روز اول بود ولی حدود دو روز پس از آن مراجعه کردند. از این رو مراجعه این نوزادان در شایعترین زمان بروز آن و بنابراین دریافت درمان مناسب و به موقع، به کاهش عوارض جدی از جمله کرنیکتروس و افزایش سلامت آنان کمک می کند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم  ذاکری حمیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی همراهی بین تغییرات مودیک مهره‌های کمری و تغییرات دژنراتیو دیسک در تصویربرداری تشدید مغناطیسی بیماران مراجعه‌کننده با کمردرد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7087&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: مطالعات اخیر نشان داده است که تغییرات سیگنال صفحه انتهایی مهره (تغییرات مودیک) رابطه نزدیکی با کمردرد دارد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات مودیک در تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) بر اساس سن، جنس، نوع تغییرات، تعداد مهره درگیر و محل تغییرات و بررسی همراهی آن با تغییرات دژنراتیو و بیرون زدگی دیسک در بیماران مبتلا به کمردرد بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: در این مطالعه گذشته نگر تغییرات مودیک در مهره و تغییرات دژنراتیو و بیرون زدگی دیسک در 229 نفر از بیماران با شکایت کمردرد که جهت MRI به بیمارستان حضرت رسول (ص) تهران از شهریور تا اسفندماه سال 1393 مراجعه کرده بودند ثبت شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: بین نوع مودیک و سن ارتباط معنادار وجود داشت (003/0P=). بیشترین فراوانی موقعیت مودیک در قدام صفحه انتهایی 8/48% دیده شد (001/0=P). میزان مشاهده تغییرات مودیک در صفحات انتهایی فوقانی از تحتانی بیشتر بود، اما این تفاوت به حد معنادارآماری نرسید. بیشترین تغییرات دژنراتیو دیسک دهیدراسیون دیسک بود که در 1/18% از بیماران دیده شد. ارتباط تغییرات دژنراتیو وتغییرات مودیک معنادار بود (04/0P=). بیشترین فراوانی بیرون زدگی دیسک دیده شده، مربوط به بالجینگ بود که در 7/23% دیده شد. بیشترین فراوانی بیرون زدگی دیسک در نوع 2 مودیک دیده شد که از نظر آماری معنادار بود (01/0P=). سطح مودیک بیشتر از 25% با بیرون زدگی دیسک ارتباط معنادار داشت (04/0P=). ارتفاع مودیک بیشتر از 25% با بیرون زدگی دیسک ارتباط معنادار نداشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنادار بین تغییرات مودیک با تغییرات دژنراتیو و بیرون زدگی دیسک گزارش تغییرات مودیک در مهره های ضروری است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه پروین  آشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سندرم دیسترس تنفسی حاد در صدمات تروماتیک حاد مغزی در یک بیمارستان دانشگاهی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7088&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض مرتبط با صدمات تروماتیک مغزی، سندرم دیسترس حاد تنفسی (ARDS) است. هدف این مطالعه بررسی شیوع سندرم دیسترس تنفسی حاد در صدمات تروماتیک حاد به سر است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: این مطالعه آینده نگر بر روی بیماران صدمه تروماتیک حاد سر بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهدای هفتم تیر تهران از مهر 1391 تا شهریور 1392 انجام شد. شرط ورود به مطالعه وجود ترومای سر در بیمار و شرط خروج صدمه قفسه سینه هم زمان بود. سپس بر اساس فرمول Cohran تعداد نمونه انتخاب شد. پرسشنامه ای طراحی شد که پزشکان وبا نظارت متخصص جراحی مغز و اعصاب آن را به صورت آینده نگر تکمیل کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: میزان شیوع سندرم زجر تنفسی 35(8/23%) مورد بود. شایع ترین آسیب همراه با اسیدوز متابولیک Subarachnoid hemorrhage (SAH) بود. شایعترین آسیب همراه با ARDS آسیب Subdural hemorrhage (SDH) بودند. رابطه بین Glasgow Coma Scale (GCS) و ARDS معنادار بود (0001/0P&lt;). بیماران با SAH میانگین نمره GCS=7 و افراد فاقد SAH دارای میانگین نمره GCS=5 بودند. اختلاف بین این دو معنادار بود (012/0P&lt;). &lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: سندرم دیسترس حاد تنفسی به دنبال صدمات تروماتیک مغزی از عوارض شایع می باشد که توجه به آن در مدیریت درمان ضروری است و موجب کاهش مرگ و میر می گردد. در این مطالعه مشخص شد که مصدومان تصادفات با آسیب سر حسب ریسک فاکتورهای همراه و متغیرهای مربوطه پیامدهای مختلفی داشتند. بیشترین صدمه سر منجر بهARDS  خونریزیSDH  بوده و ریسک فاکتور همراه سن بالا در جنس مرد و وجود اسیدوز بود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مژگان  شاکری حسین آباد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین محدوده طبیعی هورمون‌های TSH, FT4, T4 مورد استفاده در غربالگری هیپوتیروییدی نوزادان   در یک مرکز ارجاعی شهر تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7089&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: تا پیش از شروع برنامه های غربالگری، تشخیص زود هنگام بیماری کم کاری مادرزادی تیرویید به دلیل کم و غیراختصاصی بودن علایم و نشانه ها در روزهای اول زندگی معمولا با تأخیر صورت انجام می شد. با توجه به تفاوت موجود در محدوده مرجع در نژاد و جمعیت های مختلف هدف این مطالعه تعیین محدوده طبیعی هورمون های تیروییدی مورد استفاده در غربالگری نوزادان در ایران بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: طی یک مطالعه توصیفی- مقطعی (فروردین 1392 تا اسفند 1393 در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) شهر تهران) سطح هورمون های  TSH, FT4, T4تمام نوزادان متولد شده در زمان انجام طرح در بیمارستان ولیعصر (عج) که طی یک بارداری طبیعی و بدون عارضه و با آپگار دقیقه اول بالای هفت به دنیا آمده بودند، مورد سنجش قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: تعداد 249 نوزاد دختر و پسر، 35 نوزاد در محدوده سنی 4-0 روزه (1/14%)، 102 نوزاد در محدوده سنی  7-5 روز (41%) و 112 نوزاد در محدوده سنی 30-7 روز [45%] مورد بررسی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;میانگین مقادیر TSH و T4 وFT4  در نوزادان 30-0 روز به ترتیب µU/ml 35/5 و µg/dl 77/10 و ng/dl 33/1 بود و محدوده 95% مرکزی مقادیر به دست آمده برای TSH، µU/ml 01/6-76/4، برای T4، µg/dl 17/11-36/10 و برای FT4، ng/dl 37/1-29/1 به دست آمد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: با توجه به تفاوت موجود محدوده مرجع در نژاد، جمعیت و مناطق جغرافیایی مختلف لازم است در کشور ایران هم این محدوده جهت غربالگری تعیین شود. بر اساس نتایج مطالعه حاضر می بایست Cut-off های پایین تری نسبت به کشورهای غربی برای TSH در برنامه های غربالگری هیپوتیروییدی مادرزادی در نظر گرفت که این امر باعث پیشرفت در تشخیص موارد خفیف تر بیماری و جلوگیری از ایجاد عوارض آن می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا  عبدالهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آهنگ دوز گامای محیطی و برآورد خطر مازاد ابتلا به سرطان ناشی از دریافت پرتو گاما       در ساکنان شهر سبزوار در سال 1393</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=7090&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;زمینه و هدف: بشر همواره تحت تابش پرتوهای یونیزان و اثرات زیانبار ناشی از آن قرار دارد، بنابراین اندازه گیری تابش زمینه ای طبیعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی است. در این مطالعه میزان پرتو گاما در 26 ایستگاه در فضای باز و بسته و در چهار ماه از مهر تا دی ماه سال 1393 در شهر سبزوار اندازه گیری شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها: تفاوت آماری معناداری بین پرتوگیری داخل و خارج ساختمان ها وجود دارد (05/0P&lt;). اما بین زمان و مکان های نمونه برداری تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0P&gt;). دوز معادل موثر سالانه برای ساکنین سبزوار 85/0 میلی سیورت (millisievert, mSv) و میزان خطر ابتلا به سرطان 3-10 × 39/3 برآورد گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;نتیجه گیری: دوز معادل موثر سالانه و میزان خطر ابتلا به سرطان ناشی از دریافت پرتو گاما در طول عمر زندگی ساکنین شهر سبزوار از میزان متوسط جهانی بیشتر است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد حسین  ساقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
