<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1390 جلد69 شماره11</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1390/11/12</pubDate>

					<item>
						<title>کاهش کراتین کیناز- MB به‌دنبال تجویز اکسی‌توسین در دوره‌های ایسکمی- رپرفیوژن قلب ایزوله موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=170&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه  و هدف: &lt;/strong&gt;کراتین کیناز- MB شاخص بیوشیمیایی  است که در ارزیابی آسیب های ناشی از ایسکمی و انفارکتوس قلبی مورد سنجش قرار می گیرد.  در این مطالعه اثر تجویز اکسی توسین در طی ایسکمی و پرفیوژن مجدد بر سطح کراتین  کیناز- MB مایع کرونری و نیز نقش گیرنده اکسی توسین، نیتریک  اکساید، پروستاسایکلین و کانال های  پتاسیمی وابسته به آدنوزین تری فسفات میتوکندریایی در قلب ایزوله  مدل ایسکمی/ پرفیوژن مجدد ارزیابی شده است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;پس از  بیهوش کردن موش صحرایی، قلب جدا شده و به دستگاه لانگندورف انتقال می یافت. در گروه  ایسکمی/ پرفیوژن مجدد، ۳۰ دقیقه  ایسکمی و متعاقبا 120 دقیقه پرفیوژن مجدد ایجاد شد. در گروه اکسی توسین، اکسی توسین  از پنج دقیقه انتهای ایسکمی به مدت 25 دقیقه خون رسانی شد. در سایر گروه ها، قبل از پرفیوژن اکسی توسین به ترتیب ال- نیم (مهارکننده  نیتریک اکساید سنتاز)، اتوسیبان (مهارکننده غیراختصاصی گیرنده اکسی توسین)، 5- هیدروکسی  دکویینات (مهارکننده کانال های پتاسیمی وابسته به آدنوزین تری فسفات میتوکندریایی)  و ایندومتاسین (مهارکننده غیراختصاصی سیکلواکسیژناز) پرفیوز شدند. در تمامی گروه ها،  سطح آنزیم کراتین کیناز- MB در مایع کرونری در انتهای پرفیوژن مجدد  اندازه گیری گردید. هم چنین میزان جریان مایع کرونری در فواصل زمانی مشخصی سنجیده  شد.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; استفاده از غلظت &lt;sup&gt;11-&lt;/sup&gt;10  مولار اکسی توسین در گروه اکسی توسین، آنزیم کراتین کیناز-MB را در مقایسه با گروه  ایسکمی/ پرفیوژن مجدد به طور معنی داری کاهش  داد و استفاده از هر یک از مهارکننده ها اثر اکسی توسین را حذف نمود.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;تجویز اکسی توسین سبب کاهش سطح آنزیم کراتین کیناز- MB در مایع  کرونری گردیده و استفاده از اتوسیبان، ال- نیم، 5- هیدروکسی دکویینات  و ایندومتاسین سبب مهار اثر کاهندگی اکسی توسین بر مقدار کراتین کیناز- MB شد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>علیرضا ایمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر ایزوسورباید بر فعالیت تکثیری رده سلولی Wehi-164 و سلول‌های منونوکلئر خون محیطی در شرایط In vitro</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=171&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;یکی از رایج ترین
داروهای مورد استفاده برای درمان بیماری های ایسکمیک قلبی، ایزوسورباید دی نیترات می باشد.
این دارو یک دهنده نیتریک اکساید (NO donor) بوده و با اثر گشادکنندگی عروق، موجب افزایش جریان خون و دسترسی
مواد شیمیایی به بافت تومور می شود. ایزوسورباید در مدل های حیوانی موجب مهار
آنژیوژنز و کنترل رشد و متاستاز تومور می گردد. هم چنین به اثرات ضد التهابی
ایزوسورباید به دلیل ویژگی دهندگی نیتریک اکساید آن اشاره شده است. در مطالعه حاضر،
اثر ایزوسورباید بر فعالیت تکثیری رده سلولی فیبروسارکومایی Wehi-164 و سلول های
منونوکلئر خون محیطی نرمال مورد بررسی قرار گرفته است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;پس از کشت سلول ها در محیط RPMI حاوی 10%Fetal Calf Serum (FCS)، سلول ها در
مجاور غلظت های مختلف ایزوسورباید دی نیترات (&lt;sup&gt;3-&lt;/sup&gt;10×6/1 - &lt;sup&gt;6-&lt;/sup&gt;10×4
مولار) در فاصله های زمانی 24، 48 و 72 ساعت قرار داده شدند و سپس میزان تکثیر
سلولی در مقایسه با گروه کنترل با دو روش رنگ آمیزی با تریپان بلو و M.T.T. مورد سنجش
قرار گرفت. اختلاف نتایج به دست آمده بین گروه تست و کنترل با کمک آزمون آماری
آنالیز واریانس یک طرفه مورد بررسی قرار گرفت.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میزان تکثیر سلولی در رده سلولی فیبروسارکومایی Wehi-164 و هم چنین
سلول های منونوکلئر خون محیطی نرمال مورد مطالعه، در حضور غلظت های مختلف
ایزوسورباید تفاوت معنی داری با گروه کنترل نشان نداد.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;در این مطالعه ایزوسورباید تأثیری بر فعالیت تکثیری رده سلولی
فیبروسارکومایی Wehi-164 و سلول های منونوکلئر خون محیطی نرمال نشان نداد. احتمالا فعالیت
ضد توموری ایزوسورباید که توسط دیگر محققین گزارش شده است، وابسته به مکانیسم(های)
دیگری غیر از سیتوتوکسیسیتی است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فاطمه حاجی قاسمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات محافظتی ترکیب کورکومین- دندروزومی بر سرطان کولون در موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=172&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;سرطان
یک فرایند چند مرحله ای است که دوره شروع آن طولانی بوده و در ادامه سریع و پیش رونده
می باشد. مطالعات گذشته اثر آنتی توموری کورکومین و عملکرد آن بر سلول های توموری
را تایید کرده اند. روش های مختلفی برای افزایش کارایی و اثربخشی کورکومین صورت
گفته که یکی از آن ها، ساخت نانوذره دندروزوم توسط دکتر سربلوکی بوده است. مطالعه
حاضر جهت بررسی اثر محافظتی ترکیب کورکومین- دندروزومی بر سرطان کولون در مدل
حیوانی طراحی شده است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;40 سر موش صحرایی نژاد فیشر به سه گروه کنترل، کورکومین و
کورکومین- دندروزوم تقسیم شدند. کلیه حیوانات داروی کارسینوژنیک آزوکسی متان (mg/kg s.c. 15) هفته ای یک بار و به مدت
دو
هفته دریافت کردند. حیوانات در گروه های کورکومین و کورکومین- دندروزوم
از دو هفته قبل از تزریق آزوکسی متان تا 14 هفته بعد از آخرین تزریق آن، به ترتیب
کورکومین 2/0% و ترکیب کورکومین- دندروزوم دریافت نمودند. در پایان مطالعه، کولون
حیوانات خارج و تحت مطالعه هیستوپاتولوژی و ایمونوهیستوشیمی قرار گرفتند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین تعداد ضایعات، نسبت هسته به
سیتوپلاسم، عدم پولاریته هسته ای، کاهش سلول های گابلت و ناهنجاری ساختاری و نیز
بیان بتا- کاتنین در گروه کنترل بالا بود اما در گروه های تیمار با کورکومین و ترکیب
کورکومین- دندروزوم نسبت به گروه کنترل کم تر شد به طوری که به شکل معنی داری در
گروه ترکیبی به شدت کاهش پیدا کرد (P&lt;0/05).&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج
مطالعه حاضر نشان می دهد دندروزوم به عنوان یک نانوذره مناسب جهت افزایش کارایی
کورکورمین در پیشگیری سرطان کولون می تواند به کار رود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی محمد علیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>القای بلوغ سلول‌های دندریتیک مشتق از مونوسیت، بر روی لایه تغذیه‌ای سلول‌های اپیتلیال انسان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=173&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف: &lt;/strong&gt;سلول های دندریتیک (DC) قادر
به القای پاسخ ایمنی بر علیه تومور می باشند و امروزه علاقه فزاینده ای در به کارگیری
این سلول ها در ایمونوتراپی تومور وجود دارد. در میان راه کارهای ارایه شده برای
درمان سرطان، استفاده از سلول  های
دندریتیک جایگاه ویژه ای یافته است و محققین تلاش می کنند با تحقیقات بیش تر به سلول های
دندریتیک کارآمدتری در شرایط آزمایشگاه دست پیدا کنند. این تحقیق به  منظور تولید
سلول های دندریتیک کارآمد برای استفاده در امر تحقیقات و ایمونوتراپی تومور انجام
شده است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش
بررسی: &lt;/strong&gt;بخشی از سلول های تک هسته ای
خون محیطی (PBMC) که به پلاستیک می چسبند در حضور اینترلوکین-4 (IL-4) و محرک گرانولوسیت (GM-CSF) به مدت پنج روز و به مدت دو روز نیز با TNF-α, PLY-IC و سلول های اپیتلیال (A375)، کشت داده شد. سپس بر
روی سلول های تمایزیافته بررسی مورفولوژیک، تعیین فنوتیپ، قدرت بیگانه خواری مورد
ارزیابی قرار گرفت؛ همین طور توانایی سلول های تولید شده در واکنش مختلط لکوسیتی (MLR) آلوژن و میزان سایتوکین های تولیدشده مورد سنجش قرار گرفت.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; سلول های دندریتیک تولیدشده با این روش دارای مقادیر
بالای بیان مولکول های سطحی CD80، CD83، CD86، HLA-DR و
مقدار پایین بیان مولکول  سطحی CD14 بودند هم چنین
این سلول های دندریتیک دارای توانایی فاگوسیتوز مناسب و قدرت تحریک بالای لنفوسیت های
T بودند و قادر به ترشح مقادیر بالایی از
سایتوکین IL-12 بودند که نشان دهنده بلوغ کامل سلول های
دندریتیک تولید شده می باشد.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; سلول های
اپیتلیال پوست منجر به تولید سلول های دندریتیکی کارآمدتر با توانایی ایمونوتراپی
تومور و هم چنین باعث تولید سلول های دندریتیک از نوع یک (DC1) در شرایط آزمایشگاهی می گردند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>میثم گنجی بخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر مایع رویی کشت فیبروبلاست‌ها در تمایز سلول‌های قابل برنامه‌ریزی با منشای مونوسیت به سلول‌های تولیدکننده انسولین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=174&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;ویژگی های سلول های
بنیادی در نوسازی و امکان تمایز به انواع سلول ها توجه دانشمندان را برای استفاده
از این سلول ها در تولید سلول های ترشح کننده انسولین به خود جلب کرده است. در این
مطالعه توانایی تمایز سلول های پیش ساز با منشای مونوسیت (PCMOs) به سلول های
انسولین ساز تحت اثر فاکتورهای رشد و مایع رویی کشت فیبروبلاست ها مورد بررسی قرار
گرفته است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;مونوسیت های
خون محیطی رت، در محیط RPMI با 15% FBS، IL-3، MCSF و b-Mercaptoetanol به مدت شش روز
کشت داده شدند، سپس سلول ها به مدت 15 روز در محیط تمایزی حاوی HGF، EGF، نیکوتین
آمید، 15% مایع رویی کشت فیبروبلاست ها و گلوکز قرار گرفتند. تغییرات مورفولوژی
سلول ها به وسیله میکروسکوپ معکوس بررسی و در مراحل مختلف غلظت انسولین، توسط کیت رادیوایمیونواسی
سنجیده شد. هم چنین تولید انسولین با رنگ آمیزی اختصاصی DTZ مورد بررسی قرار گرفت. در تجزیه و تحلیل داده ها
از روش One-Way
ANOVA استفاده شده و
05/0P&lt; معنی دار در
نظر گرفته شد.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; مونوسیت ها در پاسخ
به IL-3 و MCSF تمایززدایی
شده و به سلول های PCMOs تبدیل شدند که این سلول ها توانایی تمایز به سلول های انسولین ساز
را در محیط کشت تمایزی داشتند. مورفولوژی سلول های تمایز یافته مانند سلول های بتا
بوده و میزان انسولین در مایع رویی سلول های حاصل از تمایز بسیار بیش تر از PCMOs بود (0/05&gt;P). &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;EGF، HGF، نیکوتین آمید و مایع رویی کشت فیبروبلاست های
رت عوامل تمایز PCMOs به سلول های تولیدکننده انسولین هستند. با توجه
به نتایج این تحقیق، سلول های حاصل از تمایززدایی مونوسیت های خون محیطی رت (PCMOs) می توانند به
سلول های انسولین ساز در حضور مایع رویی کشت فیبروبلاست ها تمایز یابند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حوا چاپاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پیش‌درمانی خوراکی اسید آسکوربیک بر تغییرات تغذیه‌ای ناشی از تزریق آن در پوسته هسته اکومبنس موش‌های صحرایی نر بالغ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=175&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف:&lt;/strong&gt; اسید آسکوربیک در مغز
سنتز نمی شود و فعالانه از طریق ناقل SVCT2 از سد خونی- مغزی عبور و در غلظت های بالا و با انتشاری غیر یکنواخت در
قسمت های مختلف مغز پستانداران از جمله پوسته هسته اکومبنس ذخیره می شود، در
مطالعات قبلی مشخص گردید که تزریق اسید آسکوربیک در
پوسته هسته اکومبنس باعث کاهش تغذیه شده است، در تحقیق حاضر به بررسی اثر پیش درمانی
با اسید آسکوربیک به صورت خوراکی بر تغییرات تغذیه ای ناشی از تزریق آن در پوسته
هسته اکومبنس می پردازیم. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;63 سر
موش صحرایی نر (280-220 گرم) به دو گروه اصلی درمانی و پیش درمانی
به ترتیب ذیل گروه بندی شدند: که گروه درمانی شامل گروه کنترل، گروه شاهد (دریافت کننده
حلال اسید آسکوربیک) و گروه های دریافت کننده دوزهای متفاوت (µg/rat250 و 50،
10) اسید آسکوربیک، همه تزریقات در پوسته هسته اکومبنس به حجم یک میکرولیتر و به مدت
چهار روز انجام شد، اندازه گیری غذا توسط قفس متابولیک اتوماتیک و هر 12 ساعت
تکرار شد. گروه پیش درمانی که به مدت 15 روز اسید آسکوربیک (mg/kg100) را
با روش گاواژ معدی دریافت می کردند و سپس دوزهای ذکرشده در گروه های درمانی (تزریق
درون پوسته هسته اکومبنس) را دریافت کردند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تزریق اسید آسکوربیک در همه دوزهای  250µg/rat و 50،
10 به صورت معنی داری (0/05&gt;P) باعث کاهش دریافت غذا گردید و پیش درمانی
اثری روی نتایج فوق نداشت.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;اسید آسکوربیک به عنوان یک ترکیب موثر در تنظیم تغذیه
می باشد و انجام پیش درمانی به صورت خوراکی تاثیری بر اثر مرکزی آن در پوسته هسته
اکومبنس ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی عباس نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر درمانی آل-ترانس رتینوییک اسید در آنسفالومیلیت تجربی خود ایمن و نقش آن در پاسخ‌های لنفوسیت‌های T کمکی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=176&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;تحقیقات اخیر نقش
اساسی IL-17 را در پاتوژنز
آنسفالومیلیت تجربی خودایمن (EAE) مشخص نموده است. هم چنین عملکرد سلول های FoxP3&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Treg در مهار واکنش های
خودالتهابی مورد توجه قرار گرفته است. با وجودی که مطالعات قبلی موید نقش تعدیل گر
ایمنی آل-ترانس رتینوییک اسید (ATRA) بوده است، ولی این اثرات عمدتاً بر مبنای تغییر
در نسبت سایتوکین های Th1/Th2 توجیه شده اند. در این مطالعه اثرات درمانی ATRA بر روند EAE و پاسخ های
لنفوسیت های T کمکی ارزیابی شد. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش
بررسی: &lt;/strong&gt;بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG&lt;sub&gt;35-55&lt;/sub&gt; و ادجوانت کامل فروند در
موش های ماده C57BL/6 القا شد. سپس موش ها در دو گروه هفت رأسی قرار گرفتند. درمان با ATRA μg500 به ازای هر
راس؛ یک روز در میان از زمان بروز علایم درمانگاهی در گروه درمانی (روز 12) آغاز
گشت. هم زمان، گروه کنترل تنها حلال دارو را دریافت نمودند. علایم تا زمان کشتار
موش ها (روز 33) روزانه ثبت گردید. میزان تکثیر با آزمون MTT، میزان تولید سایتوکین ها با ELISA و فراوانی
سلول های FoxP3&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Treg با
فلوسیتومتری در بین سلول های طحالی سنجیده شد.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تجویز ATRA پس از بروز علایم به طور معنی داری موجب تخفیف بیماری گردید. به دنبال
تحریک مجدد پادگنی در سلول های جداشده از طحال، کاهش معنی دار تولید سایتوکین های
پیش التهابی IL-17 و IFN-γ هم زمان با کاهش تکثیر لنفوسیتی، مشاهده گردید.
فراوانی سلول های FoxP3&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Treg و یا سطح IL-10 تغییر معنی داری
نیافت. با این وجود نسبت های IFN-γ: IL-10 و IL-17: IL-10 کاهش معنی داری یافت.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;تجویز ATRA بعد از بروز
علایم بیماری، ضمن کاهش تکثیر لنفوسیت های خود واکنش گر و تغییر نسبت سایتوکین های
تولیدی به نفع سایتوکین های ضد التهابی، موجب بهبود EAE می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید میثم ابطحی فروشانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر سیرولیموس در کاهش هیپرتروفی بطن چپ در گیرندگان کلیه پیوندی: کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=177&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;هیپرتروفی
بطن چپ Left Ventricular Hypertrophy (LVH)
یکی از مهم ترین علل مرگ و میر در گیرندگان پیوند کلیه است و رگرسیون هیپرتروفی در
بطن چپ یک هدف مهم در گیرندگان پیوند کلیه می باشد. هدف پژوهش حاضر در یک مطالعه
بالینی بررسی اثرات سیرولیموس&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;Sirolimus (SRL)&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;و سیکلوسپورین بر LVH&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;و مقایسه آن ها می باشد. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;جمعیت مورد مطالعه بیماران
دریافت کننده کلیه در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سال های 89-1388 می باشند. بیماران
بر اساس نوع داروی ایمونوساپرسیو تجویز شده به دو گروه تقسیم شدند. گروه سیرولیموس
و سیکلوسپورین. شاخصه های اکوکاردیوگرافی و بالینی آن ها در ابتدا و پس از یک سال
بررسی، ثبت و آنالیز شد.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مجموع 55
بیمار (33 نفر 60% مرد و 22 نفر 40% زن) بررسی شدند که 36 نفر آن ها 5/65% در گروه
(سیکلوسپورین) و 19 نفر آن ها 5/34% در گروه (سیرولیموس) طبقه بندی شدند. eGFR در گروه SRL
از 7±713/53 به &lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;m73/1ml/min 6±05/54 رسید،
به علاوه ترشح پروتیین در ادرار در گروه SRL
از 10±7/35 به h24/mg 9/7±7/33 رسید
که این اختلاف معنی دار بوده و در گروه CNI
از 11±86/36 به 8±19/36
رسید. در ارتباط با داده های اکوکاردیوگرافی کاهش IVSD, PWD, LVMi, LVM بعد از پی گیری نسبت به حالت
پایه در گروه SRL در مقایسه با گروه شاهد معنی دار
بود (0/05&gt;P). داده های اکوکاردیوگرافی EF, RWT, EDD, FS&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;گروه SRL
تفاوت معنی داری نسبت به گروه شاهد بعد از یک سال نداشت (0/05&lt;p).&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/p).&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;p).&lt;strong&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;مطالعه حاضر اولین مطالعه در ایران با بررسی جزیی
اکوکاردیوگرافیک در مصرف SRL&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;به صورت مطالعه بالینی بوده که
نشان دهنده اثرات کاهنده SRL بر LVH
می باشد.&lt;/p).&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محسن صدقی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر دابیگاتران اتکسیلات، داروی جدید خوراکی ضد ترومبین مستقیم در جلوگیری از حوادث ترومبوآمبولیک در جراحی تعویض مفصل زانو</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=178&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف: &lt;/strong&gt;دابیگاتران اتکسیلات Dabigatran etexilate، از معدود داروهای ضد انعقاد مهارکننده مستقیم
ترومبین است که ویژگی آن شامل مصرف خوراکی، عدم نیاز به پایش مستمر عوارض، بی نیازی تطابق
دوز دارویی می باشد. به اتکای این برتری ها، این دارو می تواند گزینه مناسبی جهت
پیشگیری از ایجاد ترومبوآمبولی وریدی به دنبال جراحی تعویض مفصل زانو باشد. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش
بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه که به روش
&quot;بررسی بیماران&quot; انجام شد، 45 بیمار
شامل 50 مورد تعویض مفصل زانو که در بیمارستان های
مورد مطالعه، تحت عمل جراحی قرار گرفتند، انتخاب شدند. جهت پیشگیری از
ترومبوآمبولی وریدی پس از جراحی از دابیگاتران
اتکسیلات به صورت 110 میلی گرم در طول 4-1 ساعت اول پس از
جراحی و سپس 220 میلی گرم در روز به مدت 10 روز استفاده شد. بیماران در سه نوبت
تحت معاینه قرار گرفته و یک نوبت سونوگرافی داپلر وریدی در روز یازدهم انجام شد و
مجدداً در انتهای ماه اول و ماه سوم پس از جراحی مورد معاینه قرار گرفتند.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از کل
بیماران مورد نظر فقط در یک مورد ترومبوز وریدی در سونوگرافی روز یازدهم گزارش شد
ولی بیمار فاقد علایم بالینی بوده و نیز در سونوگرافی مجدد در روز سی ام و ماه سوم
هیچ گونه ترومبوزی مشاهده نگردید. سایر بیماران هیچ علایم بالینی یا سونوگرافیک
دال بر ترومبوز وریدی را نشان ندادند. در ضمن هیچ گونه عوارضی در بررسی سه ماهه
بیماران مشاهده نشد.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;دابیگاتران اتکسیلات به میزان 220 میلی گرم در روز به مدت 10 روز جهت
پیشگیری از ترومبوز وریدی پس از عمل جراحی تعویض مفصل زانو توصیه می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سعید رجب پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تاثیر میدازولام و کتامین بر درمان آژیتاسیون هنگام خروج از بیهوشی در جراحی‌های تحتانی شکم و اندام‌ها در کودکان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=179&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; 800x600 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-US
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt
	mso-para-margin:0in
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:10.0pt
	font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;آژیتاسیون بلافاصله پس
از عمل (Emergence agitation) یکی از مشکلات شایع در زمان ریکاوری خصوصاً در کودکان می باشد. در
این مطالعه ما بر آن شدیم تا نقش دو پیش داروی بیهوشی میدازولام و کتامین را بر
روی کنترل آژیتاسیون پس از عمل در کودکان بررسی کنیم. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این کارآزمایی بالینی دوسو کور بر
روی کودکان 6-1 ساله که عمل جراحی الکتیو کوتاه مدت بر روی قسمت تحتانی شکم و
اندام ها داشتند، انجام گرفت. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه میدازولام با دوز
mg/kg 0/1 وریدی و
کتامین با دوز mg/kg 0/5 وریدی به عنوان پیش دارو قرار گرفتند. وضعیت روانی کودکان،
بروز و شدت آژیتاسیون به دنبال دریافت پیش دارو، هم چنین بروز شدت درد، ارتباط بین
درد و آژیتاسیون و اثر استفاده از پیش دارو بر روی زمان های بیهوشی، اکستوباسیون و
ریکاوری کودکان در دو گروه بررسی و مورد مقایسه قرار گرفت. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از کل 57 نفر بیمار مورد مطالعه 28 نفر در گروه میدازولام
و 29 نفر در گروه کتامین قرار داشتند. نتایج نشان داد که تجویز میدازولام در
مقایسه با کتامین می تواند به صورت معنی داری باعث کاهش بیش تر فراوانی آژیتاسیون
(0/03=P) و میانگین
طول مدت آن بعد از عمل جراحی شود (40/0=P). در رابطه با شدت آژیتاسیون، میزان درد،
مدت زمان ریکاوری و بیهوشی بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت (0/05&lt;p).&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/p).&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;p).&lt;strong&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; این مطالعه مشخص کرد که با توجه
به اهمیت استفاده از پیش دارو در کودکان میدازولام و کتامین هر دو دارو، قادر
هستند از بروز آژیتاسیون شدید جلوگیری کنند اما میدازولام می تواند آژیتاسیون را
بیش تر از کتامین کنترل کند.&lt;/p).&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>پروین ساجدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
