<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1389 جلد68 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>فراوانی سویه‌های تولیدکننده متالوبتالاکتامازدر پسودوموناس آئروژینوزای جداشده از بیماران سوختگی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=299&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>

&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخم های سوختگی می باشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزوله های پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) می پردازد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش  بررسی&lt;/strong&gt;:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی آن ها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویه های تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: مقاومت به آنتی بیوتیک های ایمی پنم، کاربنی سیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلی میکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) به ترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزوله ها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمی پنم) تولید کننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلی میکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتی بیوتیک ها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویه هایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این مطالعه نشان دهنده افزایش روند مقاومت آنتی بیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز می باشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویه های مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسم های تولید کننده این آنزیم ها و به کارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسم ها ضروری است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اکبر میرصالحیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر مواجهه با استرس صوتی در دوران بارداری بر روند یادگیری و تثبیت حافظه فضایی فرزندان نر موش‌های صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=300&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: شواهد متعددی نشان می دهد که
مواجهه با استرس های محیطی مختلف در طی دوران بارداری بر رفتارهای فیزیولوژیک فرزندان
موثر است. در این مطالعه تجربی اثر
استرس صوتی در دوران بارداری، بر یادگیری تثبیت حافظه فضایی فرزندان نر
موش های صحرایی در ماز آبی موریس و نیز میزان کورتیکوسترون سرم آن ها بررسی
شده است. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش  بررسی&lt;/strong&gt;: فرزندان نر از مادرانی که دوره بارداری را به طور
طبیعی گذراندند یا در هفته آخر بارداری در معرض استرس قرار داشتند، به چهار گروه
10 سری شامل یک گروه کنترل، و سه گروه که در هفته آخر جنینی روزانه 1، 2 و 4 ساعت
در معرض استرس صوتی بودند، تقسیم شدند. یادگیری فضایی طی پنج شب و هر شب چهار مرحله آزمایش، توسط ماز آبی موریس سنجیده شد.
در شب آخر میزان تثبیت حافظه فضایی نیز بررسی شد. مدت زمان سپری شده و مسافت پیموده شده در ربع های مورد نظر
ماز تجزیه و تحلیل شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج
حاصل نشان داد که مواجهه روزانه به مدت دو و یا چهار ساعت در هفته آخر بارداری
باعث ایجاد اختلال در روند یادگیری و نیز تثبیت حافظه فضایی فرزندان می شود (05/0p&lt;). میزان کورتیکوسترون سرم این حیوانات نیز به وضوح
افزایش یافته بود و با نتایج حاصل از مطالعات رفتاری همخوانی داشت. اعمال روزانه یک
ساعت استرس تغییری در میزان کورتیکوسترون و رفتار فرزندان ایجاد نکرد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بر اساس یافته های ما، مواجهه روزانه با استرس صوتی در
هفته آخر بارداری، می تواند سبب افزایش کورتیکوسترون سرم و کاهش یادگیری و حافظه
در فرزندان نر بالغ شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید علیرضا طلائی زواره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی آثار تراتوژنیک آلپرازولام بر روی جنین موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=301&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: آلپرازولام
جزو خانواده بنزودیازیین ها می باشد که امروزه مصرف آن در جامعه به خصوص خانم های
باردار به صورت تصاعدی افزایش یافته است. با توجه به این که تحقیقات زیادی در مورد
آثار تراتوژنیک این دارو در دوران ارگانوژنز انجام نگرفته است، هدف از این تحقیق،
بررسی آثار تراتوژنیک آلپرازولام بر جنین موش صحرایی می باشد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش  بررسی: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تأثیر داروی آلپرازولام با دوزهای
مختلف (mg/kg/day6 و 4 و 2 و0) بر روی چهار گروه جنین موش صحرایی
پنج تا 17 روزه که هر گروه شامل پنج جنین موش ماده رت بودند، بررسی گردید. وزن موش ها
حدوداً بین 250 تا 300 گرم و همگی بالغ (سه ماهه) و سالم بودند کلیه گروه ها بعد
از بروز بارداری هر روزه دوزهای تعیین شده دارو را به صورت تزریقی تا روز پانزدهم
دریافت کردند. پس از طی مراحل بارداری، جنین ها خارج شده و مورد مطالعه ماکروسکوپی
(آنومالی های ظاهری) و میکروسکوپی قرار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج حاصله از مطالعه نشان دهنده این نکته می باشد که
با افزایش دوز آلپرازولام به خصوص mg/kg/day6 در میزان بروز آنومالی های ظاهری، چشم غیرطبیعی، شکاف
کام و لب افزایش قابل ملاحظه ای دیده می شود. همچنین میانگین قد جنین ها با افزایش
دوز دارو، کاهش یافته است. آنالیز آماری نشان داد که میزان اثرات تراتوژنیک
آلپرازولام به صورت معنی داری در گروه چهارم (mg/kg/day6)، بالاتر
از گروه های کنترل و آزمایش اول و دوم می باشد (001/0p=). &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج به دست آمده از این مطالعه حاکی از تراتوژن
بودن آلپرازولام در دوز بالا می باشد. توصیه می گردد که مادران باردار از مصرف
بنزودیازیین ها در سه ماهه اول بارداری خودداری نمایند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اعظم بختیاریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه پارامترهای سونوگرافی سرویکس در پیشگویی زایمان زودرس در زنان باردار پرخطر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=302&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: زایمان
زودرس یکی از مشکلات اصلی بهداشتی و یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده
موربیدیتی و مورتالیتی نوزادان می باشد و دوسوم مرگ و میرهای سال اول تولد را به
خود اختصاص می دهد با توجه به آن که تشخیص هر چه سریع تر زایمان زودرس از اهداف
مهم بهداشتی محسوب می شود این پژوهش برای اولین بار در ایران با هدف ارزیابی 
ارتباط بین زایمان زودرس خودبه خودی و عدم وجود غدد سرویکال، طول سرویکس وقیفی شدن
Funnelling در زنان باردار پرخطر
انجام شده است. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش 
بررسی: &lt;/strong&gt;این پژوهش یک مطالعه مشاهده ای و تحلیلی
از نوع آینده نگر است. جامعه پژوهش ۲۰۰ زن بارداری بودند که حداقل یکی از ریسک
فاکتورهای زایمان زودرس را داشتند و در هفته های ٢٨ -١٤ بارداری تحت سونوگرافی
ترانس واژینال قرار گرفتند و مارکرهای طول سرویکس، قیفی شدن، و غدد سرویکال مورد
بررسی قرار گرفت. داده ها مورد تحلیل آماری قرار گرفت. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته ها
نشان داد که عدم حضور غدد سرویکال حساسیت و ارزش پیشگویی مثبت بالاتری نسبت به
کوتاهی طول سرویکس و وجود قیفی شدن دارد. همچنین نتایج نشان داد طول سرویکس در
مواردی که غدد سرویکال حضور ندارد کوتاه تر است (005/0p&lt;).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;پیش بینی زایمان های زودرس پرخطر به خصوص زایمان های زودرس قبل از ۳۳ هفته یکی از هدف های مهم مراقبت های
دوران بارداری است، بنابراین مطالعات بیشتر بر روی مارکرهای سونوگرافیک می باید
بر روی مارکرهای بیومتریکال و مورفولوژیکال باشد، که از جمله آن ها بررسی غدد
سرویکال است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>وجیهه مرصوصی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سطح سرمی 25- هیدروکسی ویتامین- د، کلسیم، فسفر و آلکالن فسفاتاز در کودکان مبتلا به صرع تحت درمان با داروهای ضد تشنج</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=303&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: صرع
از بیماری های شایع اعصاب اطفال است. داروهای ضد تشنج متعددی برای جلوگیری از صرع
در اطفال استفاده می شود، مصرف این داروها ممکن است عوارضی از جمله اختلال متابولیسم
استخوان و ویتامین D داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر
داروهای ضد تشنج بر متابولیسم ویتامین D در کودکان
مبتلا به صرع می باشد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش  بررسی: &lt;/strong&gt;مطالعه به روش آینده نگر و به صورت مقطعی انجام شد.
در یک دوره یک ماهه، 89 کودک مبتلا به صرع مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی و
بهرامی، که حداقل شش ماه مصرف داروی ضد تشنج داشته اند و فاقد بیماری های زمینه ای
بودند وارد مطالعه شدند. کلسیم، فسفر و آلکالن فسفاتاز سرم و 25- هیدوکسی ویتامین D
اندازه گیری شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع دارو، پلی یا مونوتراپی، مقاومت
به درمان و مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D از پرونده بیماران استخراج شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تعداد 49 پسر و 40 دختر وارد مطالعه شدند، متوسط سن بیماران
1/2±8/7
سال بود، میانگین مدت تحت درمان نیز 4/0±3/2
سال بود. 70 نفر تحت مونوتراپی و 19 نفر تحت پلی تراپی بودند. سطح کلسیم و فسفات
سرم بیماران در حد نرمال بود. آلکالن فسفاتاز حدود 43% بیماران افزایش دو برابری و
بیشتر را نشان می داد. 42% بیماران ما دچار کمبود ویتامین D بودند. 32% بیماران ما تحت درمان پروفیلاکتیک با ویتامین
D به میزان 400-200 واحد در روز بودند، میانگین
ویتامین D این بیماران ng/ml1/6±7/23
بود که در مقایسه با سایر بیماران ng/ml07/2±2/13
تفاوت معنی دار (04/0p=) بود.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;اندازه گیری دوره ای سطح 25- هیدروکسی ویتامین D در
کودکان مبتلا به صرع تحت درمان با داروهای ضد تشنج توصیه می شود. همچنین با توجه
به تفاوت چشمگیر و معنی دار، مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D در بیماران
تحت درمان داروهای ضد تشنج قابل پیشنهاد و بررسی است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>رسول ملاطفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش میزوپروستول در آماده‌سازی سرویکس: کارآزمایی بالینی در 60 خانم باردار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=304&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه و
هدف&lt;/strong&gt;: آماده سازی
سرویکس اغلب قبل از شروع انقباضات رحمی در مواردی که سرویکس نامناسب است انجام می شود.
زیرا عوارض زمانی که سرویکس آماده نیست افزایش می یابد. میزوپروستول دارویی جهت
آماده سازی سرویکس و آغاز زایمان می باشد. هدف اصلی از این مطالعه مقایسه دو دوز
متفاوت میزوپروستول، برای آماده سازی سرویکس (6Bishop score&lt;) در بارداری های با سن حاملگی بیشتر یا مساوی 40 هفته می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در یک کارآزمایی بالینی و تصادفی 60 خانم باردار با سن
حاملگی حداقل 40 هفته با سرویکس نامناسب (6Bishop score&lt;) یکی از دو رژیم میزوپروستول µg25 واژینال (گروه A) و µg100
خوراکی (گروه B)، را دریافت کردند. دارو به صورت دوز منفرد استفاده می شد.
متغیرهای وابسته شامل مدت زمان شروع تغییرات سرویکس، مدت زمان انجام زایمان، نوع
زایمان (واژینال یا ابدومینال)، نیاز به اینداکشن با اکسی توسین، نیاز به جراحی سزارین
عوارض جنینی و عوارض مادری می باشند. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;30 خانم باردار با سن حاملگی 40 هفته به بالا، µg25 میزوپروستول واژینال و 30 خانم باردار وارد
مطالعه شدند. متوسط زمان از شروع القاء تا تغییرات سرویکس در گروه واژینال 6/3
ساعت و در گروه خوراکی 9/3 ساعت بوده است (85/0p=). در گروه A،
3/63% بدون نیاز به اینداکشن زایمان کردند و در گروه B، 3/53%
بدون نیاز به اینداکشن زایمان کردند. در گروه A 10% و در
گروه B 20% C/S شدند (27/0p=). &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: آماده سازی سرویکس با میزوپروستول روشی مناسب جهت شروع
زایمان واژینال می باشد. برای آماده سازی سرویکس تفاوتی بین دو گروه میزوپروستول خوراکی و واژینال
در این مطالعه وجود نداشته است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>صغری خضردوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بالینی، ایمونولوژیک و پی‌گیری بلندمدت کودکان مبتلا به بیماری نقص ایمنی متغیر شایع </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=305&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: بیماری
نقص ایمنی متغیر شایع (Common Variable Immunodeficiency (CVID با
کاهش سطوح ایمونوگلوبولین ها (Hypogammaglobulinemia)، کاهش تولید آنتی بادی های
اختصاصی و افزایش استعداد ابتلا به عفونت های مکرر و مزمن مشخص می شود. هدف این
مطالعه بررسی ویژگی های بالینی و پی گیری کودکان مبتلا به CVID می باشد.
&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;کلیه بیماران CVID که تشخیص آن ها
در سن زیر 16 سالگی داده شده است وارد یک مطالعه کوهورت تاریخی می شوند. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; تعداد 69 بیمار CVID (35 پسر و
34 دختر) با میانگین سنی 76/6 سال در زمان تشخیص، وارد مطالعه شدند. میانه زمان پی گیری
بیماران چهار سال و فاصله زمانی شروع بیماری تا زمان تشخیص 40/4 سال بود که در
بیمارانی که در ده سال اخیر تشخیص داده شده اند به طور معنی داری پایین تر بود
(05/0p&lt;).
ازدواج فامیلی درجه اول در 40 بیمار (58%) مشاهده شد. در 44 بیمار (64%) تظاهر
اصلی بیماری که منجر به تشخیص CVID شد فرمی از
عفونت مکرر تنفسی بود. بیشترین عفونت به لحاظ بیماران مبتلا در طی دوره بیماری
پنومونی بود که در 53 بیمار (77%) مشاهده شد. در میان عوارض سیستم تنفسی،
برونشکتازی با 21 مورد (30%) فراوان ترین عارضه مشاهده شده بود. میزان بقای پنج
ساله برابر با 79% و میزان بقای 10 ساله برابر با 71% محاسبه شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بر اساس یافته های حاصل از این مطالعه، عفونت های تنفسی
شایع ترین عوارض بیماری هم در زمان تشخیص و هم در زمان پی گیری کودکان مبتلا به CVID
هستند. وجود عوارض بیماری با وجود درمان منظم بیانگر اهمیت مراقبت و ویزیت های
مکرر برای شناسایی و درمان زودرس عوارض بیماری می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>اصغر آقامحمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی عوارض داروهای ضد سل در مبتلایان HIV</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=306&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: با توجه به شیوع بالای
سل در مبتلایان به HIV/AIDS، این بیماری عامل مهم مرگ و میر در این بیماران می باشد.&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; حدود یک سوم افراد مبتلا به HIV به طور همزمان مبتلا به عفونت سلی هستند.&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; عدم کنترل
مناسب این عفونت بار اقتصادی و اجتماعی زیادی را به جامعه تحمیل می نماید. با توجه
به آن که مطالعات در خصوص تعیین عوارض داروهای ضد سل در بیماران مبتلا به HIV کمتر انجام
شده است، همچنین به دلیل اهمیت کاهش مرگ و میر، کاهش هزینه های بیمار، شناسایی
فارماکوکینتیک دارویی و اهمیت تکمیل درمان های ضد سل، این مطالعه انجام گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;مطالعه به صورت کوهورت تاریخی
طراحی شد. با مراجعه به مرکز تحقیقات ایدز، مرکز مشاوره، بیماری های رفتاری و
واحدهای مبارزه با سل مراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، تعداد 75
بیمار HIV مثبت و منفی
مبتلا به سل ریوی منطبق با معیارهای ورود و خروج، انتخاب شد و مورد تجزیه و تحلیل
آماری قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در مطالعه حاضر
فراوانی نوروپاتی محیطی (73%)27، آرترالژی (8/83%)31، استفراغ (6/48%)18، سردرد (3/70%)26،
سرگیجه (1/54%)20، سمیت کلیوی (8/10%)4 و راش پوستی (27%)10 در مبتلایان به عفونت HIV به طور معنی داری
بیش از بیمارانی بود که به عفونت HIV مبتلا نبودند. ولی بین فراوانی سمیت کبدی، تب و
آنمی ارتباط معنی دار وجود نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;بیماران
مبتلا به سل و آلوده به HIV که تحت درمان داروهای ضد رتروویروسی نیستند به عوارض داروهای خط اول
درمان سل بیشتر مبتلا می شوند. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمدعلی بویر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات آلوپورینول بر بهبود اختلال عملکرد دیاستولی در بیماران مبتلا به هیپراوریسمی و بیماری کلیوی مرحله انتهایی   </title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=307&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه
و هدف&lt;/strong&gt;: نقش
رادیکال های آزاد اکسیژن در ایجاد پاتولوژی های مختلف قلبی شناخته شده است. تاثیر آلوپورینول
به عنوان یک مهارکننده گزانتین اکسیداز در کاهش تولید رادیکال های آزاد و بهبود
روند های پاتولوژیک قلبی مورد توجه قرار گرفته و مطالعات حیوانی تاثیر آن را در
بهبود دیلاتاسیون، هیپرتروفی و فیبروز بطن چپ و نیز قدرت انقباضی میوکارد نشان
داده اند. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات آلوپورینول در بهبود اختلال عملکرد دیاستولیک
در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله انتهایی (ESRD) و هیپراوریسمی است. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;یک
مطالعه مداخله ای آینده نگر بر روی 28 بیمار (19 مرد و 9 زن) مبتلا به ESRD و هیپراوریسمی انجام گرفت و در پایان یک ماه درمان با
آلوپورینول (mg100روزانه)،
شاخص های اکوکاردیوگرافیک مربوط به اختلال عملکرد دیاستولیک با شاخص های متناظر در
ابتدای دوره درمان مقایسه شد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین
سطح اسید اوریک بیماران mg/dl7/5±0/96 و میانگین کسر جهشی (EF) بیماران
قبل و بعد از مطالعه به ترتیب 8/9%±28/44% و 7/9%±64/44% بود (فاقد تغییر معنی دار). تنها دو شاخص زمان
انقباض ایزوولمیک (IVCT) و موج A معکوس
(A reversal) کاهش معنی دار با مقدار p معادل
028/0 و 012/0 (به ترتیب) داشتند. تفاوت معنی داری بین درجه بندی  شدت اختلال عملکرد
دیاستولیک، قبل و بعد از درمان با آلوپورینول وجود نداشت. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بهبود
معنی دار حاصل در برخی از شاخص های مورد بررسی، فقط در گروه مردان (و نه زنان)
تکرار شد که این موضوع می تواند حاکی از پاسخ بهتر مردان (در قیاس با زنان) به
آلوپورینول باشد. افزایش مدت درمان، انتخاب بهتر بیماران با کسر جهشی دارای توزیع
نرمال (و گنجاندن بیمارانی که شدت اختلال دیاستولیک بیشتری در ابتدای مطالعه داشته
باشند) و نیز تکرار مطالعه در بیماران هیپراوریسمیک غیردیالیزی می تواند به حصول
نتایج دقیق تری منجر شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرنوش لارتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استئوکندرم فورامن ماگنوم: گزارش موردی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=308&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>


&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: استئوکندرم تومور شایع استخوان های اسکلتی می باشد، این
ضایعات 15%-10 از کل تومورها و 50%-20 از تومورهای خوش خیم استخوان را تشکیل می دهد.
استئوکندرم به ندرت استخوان های جمجمه را گرفتار می نماید و موارد اندکی در
گزارشات ذکر شده است. طبق اطلاع ما تا به حال موردی از استئوکندرم با منشاء فورامن
ماکنوم شرح داده نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;معرفی بیمار: &lt;/strong&gt;بیمار 73 ساله با مشکل راه رفتن و ضعف در اندام ها
را معرفی نموده ایم. بررسی های تصویربرداری توده استخوانی را در ناحیه فورامن ماگنوم
مشخص نمود که موجب اثر فشارشی بر ساختارهای عصبی شده بود. بیمار تحت درمان جراحی
قرار گرفت و بررسی های هیستوپاتولوژیک نشان داد ضایعه استئوکندرم می باشد. &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;ضایعات متعددی ممکن است در ناحیه فورامن ماگنوم دیده شوند.
در تشخیص افتراقی ضایعات این ناحیه بایستی ضایعات استخوانی از جمله استئوکندرم را
در نظر داشت.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ایرج لطفی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
