<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1389 جلد68 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1389/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>پارگی عضله پکتورالیس ماژور: مقاله مروری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=367&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه  و هدف&lt;/strong&gt;: پارگی  عضله پکتورالیس ماژور یک آسیب بسیار نادر و اغلب ورزشی است که امروزه در کشور ما  بیشتر از قبل دیده می شود این مسأله می تواند به دلیل رواج یافتن ورزش های مختلف  مانند بدنسازی و وزنه برداری (خصوصاً پرس سینه) و پرداختن افراد غیرحرفه ای به صورت  حرفه ای و بدون آمادگی کافی و همچنین بدون دریافت آموزش و رعایت احتیاطات لازم به  این ورزش ها باشد. در این مقاله سعی شده است تا مروری بر جنبه های مختلف این آسیب  از جمله آناتومی پیچیده عضله پکتورالیس ماژور، اپیدمیولوژی، مکانیسم، تظاهرات  بالینی، روش های تصویربرداری کمک کننده، اندیکاسیون های جراحی و تکنیک درمان پارگی  این عضله صورت گیرد. آناتومی پیچیده و ویژه عضله پکتورالیس ماژور، مخصوصاً در محل  اتصال آن به استخوان بازو، می تواند در آسیب پذیری آن در انقباض اکسنتریک و  ناگهانی (به عنوان شایع ترین مکانیسم پارگی) نقش عمده ای داشته باشد. از سوی دیگر  اعاده این آناتومی در هنگام ترمیم جراحی، در ایجاد دوباره عملکرد طبیعی عضله مهم  به نظر می رسد.&lt;/p&gt;                                                                  &lt;/span&gt;</description>
						<author>محمدرضا گیتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فعالیت ضد قارچی عصاره الکلی پروپولیس بر قارچ‌های کاندیدا و آسپرژیلوس در شرایط آزمایشگاهی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=368&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مطالعات متعدد نشان داده اند بره  موم (پروپولیس) به میزان زیادی خواص ضدباکتریایی، ضد پروتو-زوئری، ضدقارچی و ضدویروسی دارد و مطالعات انجام شده نیز موید این است که بره موم اثرات درمانی زیادی بر روی بیماری های قارچی ازجمله کاندیدیازیس داشته است. مطالعه حاضر به هدف بررسی فعالیت مهارکنندگی رشد و کشندگی .عصاره الکلی بره موم بر روی مخمر کاندیدا آلبیکانس و قارچ آسپرژیلوس انجام گرفت. 
روش بررسی: از عصاره الکلی خام پروپولیس، رقت های سریال به صورت 20/1، 40/1، 80/1، 160/1، 320/1 و 640/1 در محیط کشت سابورودبراث تهیه شد. سپس در شرایط آسپتیک به هر لوله حاوی رقت های مختلف عصاره یک میلی لیتر از سوسپانسیون قارچی با کدورت استاندارد 5/0 مک فارلند افزوده شد. کشت های مخمری در دمای cº30 و کشت های آسپرژیلوسی در دمای cº25 به مدت 72-24 ساعت دمادهی شدند. 
یافته ها: در این تحقیق مشاهده شد که بیش از نیمی از سوش های مخمری تحت تاثیر مهارکنندگی غلظتگرم بر دسی لیتر 25/0 عصاره و تقریباً به همین تعداد تحت تاثیر حداقل کشندگی عصاره قرارگرفتند ولی در غلظت هایگرم بر دسی لیتر 0312/0 و 0625/0 این عصاره هیچگونه اثر مهارکنندگی و کشندگی بر روی ایزوله های مخمری مشاهده نگردید. در این بررسی آسپرژیلوس فومیگاتوس حتی در مقابل غلظت گرم بر دسی لیتر 0312/0 به طور نسبی مورد اثر واقع شده است ولی در رابطه با آسپرژیلوس نیجر این تاثیر به طور نسبی در غلظت گرم بر دسی لیتر 125/0 مشاهده می شود. علاوه بر تاثیر کمی عصاره بر رشد کلنی های آسپرژیلوسی تغییراتی در برخی خصوصیات مرفولوژیک کلنی بسته به رقت عصاره مشاهده شد


</description>
						<author>کامبیز دیبا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم‌ PD-1 با بیماری اسکلروز متعدد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=369&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هد ف: اسکلروز متعدد یک بیماری التهابی مزمن دمیلینه کننده سیستم اعصاب مرکزی است که منشاء خود
خود واکنش گر ب ه عنوان واسط ه های مهم فرایندهای ایمونوپاتولوژیک پذیرفته شده اند . T ایمن دارد . سلول های
از مولکو لهای کمک تحریکی است که نقش B-7-CD یکی از اعضای ابر خانواده 28 Programmed Death 1 (PD-1)
مهار کنندگی سلول را بر عهده دارد . روش بررس : ی در این مطالعه تعداد 150 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد
34 ) و 202 کنترل سالم ( 73 مرد و 129 زن با میانگین / عود کننده- بهبود یابنده ( 34 مرد و 116 زن با میانگین سنی 98
سنی 30 سال ) انتخاب شدند . تا ب هحال بیش از 30 پلی مورفیسم مختلف در این ژن شناخته شده است . در این مطالعه
به Runx در تنظیم بیان ژن به دلیل اختلال در اتصال فاکتور نسخه برداری 1 PD- انتخاب شدند که 1.3 PD- و 1.9 PD-1.3
در سنتز پروتئین با تبدیل آمینو اسید وال ین به آلانین دخالت دارند. PD- و 1.9 (Enhancer) تقویت کننده
مورد بررسی قرار PCR-RFLP با روش PD-1.9 (7625 C/T Exon و ( 5 PD-1.3 (7146 G/A Intron پلی مورفیسم های ( 4
گرفتند. سپس فراوانی آلل ها و ژنوتی پها در دو موقعیت فوق در دو گروه بیمار و کنترل مورد تجزیه و تحلیل آماری
قرار گرفت . یافت هه:ا نتایج این مطالعه نشان داد که اختلاف معنی داری در هر دو موقعیت فوق از آلل ها و ژنوتیپ ها
بین گروه بیمار و کنترل یافت نشد . نتیج هگیر : ی با توجه به اینکه در این مطالعه حجم محدودی از بیماران عو د کننده-
بهبود یابنده مورد بررسی قرار گرفتند، به نظر می رسد جهت قضاوت دقیق به بررسی در حجم بسیار زیادی از بیماران
خصوصاً از انواع مختلف بیماری ضروری م یباشد.

</description>
						<author>علی اکبر امیرزرگر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ابعاد پدیکول و کانال نخاعی مهره‌های لومبر در منطقه شمال‌غرب ایران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=370&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در حال حاضر استاندارد طلایی برای فیکساسیون داخلی ستون فقرات استفاده از پیچ پدیکول م یباشد.
استفاده از پیچ پدیکول ممکن است همراه با عوارض بوده و اطلاع از مورفومتری پدیکول و آناتومی ساختما ن های
عصبی مجاور به کاهش خطرات و عوارض عمل جراحی کمک خواهد نمود . با توجه به اینکه طبق اطلاع ما تاکنون
در خصوص ابعاد پدیکول در مناطق مختلف ایران بررسی صورت نگرفته است، اقدام به مطالعه حاضر گردید . روش
بررسی: این بررسی در بیمارانی انجام شد که ب ه علل مختلف تحت انجام س ی تی اسکن ستون فقرات کمری قرار گرفته
بودند. تعداد 25 مهره سالم در افراد بالای 18 سال در جنس مذکر و به همین تعداد در جنس مونث جهت مطالعه
بر روی ابعاد مختلف مهره انجام شد و در مقایسه E-Film انتخاب شدند و انداز ه گیری با استفاده از برنامه کامپیوتری
به عنوان معن ی دار در نظر گرف ته شد . یافت هه:ا عرض پدیکول در ناحیه لومبر په ن ترین p≤0/ با سایر مطالعات 05
8 میلی متر بود . متوس ط / با متوسط 25 L 16 میلی متر و تن گ ترین پدیکول در مهره 1 / با متوسط 08 L پدیکول در مهره 5
12 میل یمتر بود. از ابعاد مهم دیگر عمق طولی پدیکول / 10 و 86 / 8 و 48 / به ترتیب 82 L و 4 L و 3 L آن برای مهر ههای 2
،50/42 ،48/68 ،47/ به ترتی ب 98 L و 5 L4 ،L3 ،L2 ،L یا طول مسیر پیچ پدیکول می باشد، این ابعاد در مهر ه ها ی 1
47 بود . تعدادی از ابعاد انداز ه گیری شده در این مطالعه، در مقایسه با بررس ی های گزارش شده / 48/32 و 8
تفاوت هایی را نشان داد که از نظر آماری قابل تو جه بود . نتیج هگیر : ی اندازه و شکل پدیکول در نژادهای مختلف
متفاوت بوده و در بررسی ما نیز تفاو تهای قابل توجه در برخی از ابعاد مهره مشاهده گردید.</description>
						<author>ایرج لطفی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>موتاسیون ژن فاکتور V لیدن در بیماران مبتلا به سندرم بهجت و ارتباط آن با علایم بالینی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=371&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: بیماری بهجت یک بیماری التهابی مولتی سیستم با علت ناشناخته است که با اولسرهای آفتی مکرر
دهانی، اولسرهای ژنیتال، درگیری چشمی و ضایعات پوستی شناخته می شود. از آنجا که جهش نقطه ای منفرد در ژن
ریسک ترومبوز وریدی را افزایش می دهد، این تحقیق به منظور بررسی شیوع جهش مذکور در بیماران ،V فاکتور
بهجتی استان خوزستان و ارتباط آن با علایم بالینی طراحی گردیده است. روش بررسی: تعداد یکصد بیمار بهجتی
44 مرد و 56 زن) شناخته شده براساس معیارهای بین المللی پس از انجام معاینات روماتولوژی، چشم پزشکی و )
پوست و بررسی درگیری سایر اندا مها وارد مطالعه شدند. گروه کنترل شامل 70 نفر افراد سالم علاقمند انتخاب شده
از V لیدن گرفته شد. برای بررسی وجود جهش فاکتور V و از هر دو گروه نمونه خونی جهت بررسی وجود فاکتور
1% گروه کنترل دیده شد. اختلاف بین / در 10 % بیماران بهجتی و 4 V استفاده شد. یافت هها: جهش فاکتور PCR روش
،(% ضایعات عروقی این مطالعه شامل ترومبوز وریدی عمقی ( 7 .(p=0/ دو گروه از نظر آماری معنی دار بود ( 025
ترومبوز وریدی سطحی ( 5%)، استروک ( 1%) و واسکولیت رتین ( 39 %) بود. تمامی بیمارانی که ترومبوز وریدی
عمقی داشتند در گروه بدون جهش قرار گرفتند. بین وجود ترومبوز وریدی عمقی و جهش فاکتور لیدن ارتباط
معنی داری وجود نداشت. نیز بین سایر ضایعات عروقی و موتاسیون مذکور هیچ گونه ارتباطی وجود نداشت. از طرفی
بین سایر .(p=0/ بین ترومبوز وریدی عمقی و درگیری اتاق قدامی چشم رابطه معنی داری وجود داشت ( 033
تظاهرات بالینی بیماری و وجود فاکتور لیدن نیز ارتباط معنی داری وجود نداشت. نتیج هگیری: این تحقیق نشان
می دهد که موتاسیون فاکتور لیدن در بیماران بهجتی ریسک ترومبوز وریدی عمقی را در این بیماران افزایش نم یدهد.
موتاسیون مذکور رابطه ای با هیچ کدام از علایم بیماری نداشته ولی از بین علایم بالینی بیماران واجد ترومبوز عروقی
عمقی ریسک بالاتری جهت درگیری اتاق قدامی چشم داشتند و تست پاترژی نیز در این گروه مثبت بود.
</description>
						<author>کریم مولا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پروکلسی‌تونین سرمی یک عامل پیش‌بینی‌‌کننده پاسخ به درمان در بیماران مبتلا به سپسیس باکتریال بستری در ICU</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=372&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; سپسیس از علل اصلی مرگِ بیماران شدیداً بدحال می باشد که در بخش مراقبت های ویژه بستری هستند. به نظر می رسد بخشی از علت زیاد بودن مرگ و میر در سپسیس ناشی از کمبود علایم بالینی هشدار دهنده اختصاصی در این بیماران برای تشخیص زود هنگام آن است. گزارشات برخی مطالعاتِ اخیر حاکی از افزایش سطح سرمی پروکلسی تونین در این دسته از بیماران می باشد اما تغییرات سرمی آن به دنبال درمان نامعلوم مانده است. هدفِ مطالعه حاضر، بررسی و اندازه گیری سطح سرمی پروکلسی تونین در بیماران مبتلا به عفونت شدید باکتریال که در بخش مراقبت های ویژه بستری بودند، قبل و طی درمان و مقایسه آن با پاسخ به درمان بوده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; با طراحی یک مطالعه مقطعی از بیمارانی که به علت بیماری عفونی باکتریال در ICU بستری شده بودند در سه نوبت، روز اول، سوم و هفتم بستری، خون گیری انجام شد. با استفاده از کیت PCT- Q پروکلسی تونینِ نمونه های سرم اندازه گیری شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;تعداد 35 بیمار (22 مرد و 13 زن) معیارهای ورود به تحقیق را کسب کردند از این تعداد 18 بیمار فوت نمودند. اکثر بیماران ]16 نفر(7/45%)[ در روز اول بستری دارای سطح سرمی پروکلسی تونین بیش از ng/ml10 بودند و آنهایی که پاسخ به درمان دادند این مقدار به کمتر از ng/ml5/0 رسید ]14 نفر (8/77%)[ به طوری که میانگین رتبه سطح سرمی پروکلسی تونین در روز اول از 14/1 به 72/2 در روز هفتم رسید که کاملاً معنی دار بود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;این مطالعه نشان داد که سطح سرمی پروکلسی تونین در بیماران بستری در ICU به دنبال پاسخ به درمان کاهش معنی دار پیدا می کند لذا توصیه می شود که در کلیه بیمارانی که تشخیص بیماری عفونی باکتریال در آنها مطرح است از تست پروکلسی تونین برای اندازه گیری سطح سرمی آن ها در ابتدای بیماری استفاده شود و در حین درمان نیز با این تست وضعیت بیمار تعقیب شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>احمدرضا مبیّن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اینهیبین به‌عنوان تومور مارکر در خانم‌های یائسه مبتلا به بدخیمی‌های تخمدان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=373&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: اینهیبین یک گلیکوپروتیین دایمریک با اثر مهاری برهیپوفیز است. پس از یائسگی، مقدار آن تا حد غیر
قابل انداز ه گیری پا یین می آید اما در خانم های مبتلا به سرطان تخمدان و نیز در موارد عود تومور پس از عمل افزایش
قابل ملاحظه ای در م یزان اینهیبین دیده می شود. روش بررس : ی طی یک مطالعه توصیفی - تحلیلی - مقطعی، تعداد 51
خانم منوپوز مشکوک به کانسر تخمدان مراجع ه کننده به بیمارستان ولیعصر مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران
انتخاب و از میان آنها تعداد 38 نفر که پس از جراحی طبق تا یید پاتولوژی، مب تلا به ک انسر تخمدان بودند، به عنوان
گروه بیمار و نیز 38 مورد از خان م های منوپوزی که جهت بررسی روتین مراجع ه کرده و هیچگونه مشکلی در
و اینهیبین توتال در هر دو گروه و در گروه بیماران در مرحله CA سونوگرافی و معاینه نداشتند ، انتخاب شدند . 125
(%34/ پی گیری پس از عمل اند ازه گیری شد . یافت هه:ا در 38 خانم مبتلا به سرطان تخمدان مورد بررسی ، 13 نفر ( 2
(%18/ دارای افزایش میزان اینهیبین بودند . از این میان افزایش اینهیبین در گروه سروز آدنوکارسینوما، در سه مورد ( 8
از 16 مورد و در گروه گرانولوزا در هر سه مو رد ( 100 %)، در گروه م وسینوس در سه نفر ( 75 %) از چهار بیمار و در
از 38 بیمار مبتلا، شش بیمار عود داشتند که .(p=0/ 7%)، ملاحظه شد ( 005 / بین 38 نفر گروه کنترل، فقط سه نفر ( 9
نتیج هگیر : ی اینهیبین سرم تومور مارکر خوبی در تشخیص .(p=0/ به وضوح دارای افزایش تیتر اینهیبین بودند ( 001
و اینهیبین با هم به طور مشخصی CA زودرس تومورهای موسینوس و گرانولوزای تخمدان م ی باشد. استفاده از 125
درصد موفقیت تشخیص تومورهای تخمدان را افزایش م یدهد.


</description>
						<author>مهشید کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اختلال وسواسی- جبری و ارزیابی حالت وسواسی به عنوان یک صفت شخصیتی در بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=374&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هد ف: تغییرات رفتاری در بیماران مبتلا به صرع، سبب شده است که همراهی اختلالات روانپزشکی با صرع
از جمله اختلالات اضطرابی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است . هدف از انجام این پژوهش، بررسی اختلال
وسواسی- جبری و ارزیا بی حالت وسواسی به عنوان یک صفت در بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی است .
روش بررس : ی 76 نفر از بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی، 74 نفر مبتلا به صرع منتشر و نیز 76 نفر به عنوان
گروه کنترل که در عرض سه ماه (ابتدای تیرماه تا پایان شهریور 1388 ) به مرکز درمانی تخصصی اعصاب و روان
Y-) شیراز مراجعه کرده بودند ، به طور تصادفی انتخاب شدند که با استفاده از مقیاس وسواسی - جبری ییل - براون
و مصاحبه بالینی مورد ارزیابی قرار گرفتند . یافت هه:ا تعداد مبتلایان به اختلال وسواسی - MMPI فرم کوتاه ،(BOCS
همچنین .(p&lt;0/ جبری در گروه صرع لوب گیجگاهی به طور مع نی داری بیشتر از صرع منتشر و کنترل بود ( 001
میانگین نمرات ضعف روانی در بیماران صرع لوب گیجگاهی ب هطور معنی داری بیشتر از گروه صرع منتشر و کنترل
رابطه مستقیم و مع نی دار وجود دارد MMPI بین نمره کل مقیاس ییل - براون و نمره ضعف روانی در .(p&lt;0/ بود ( 001
نتیجه گیری: بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی بیشتر از افراد سالم و بیماران مبتلا به صرع منتشر، به .(p&lt;0/01)
اختلال وسواسی - جبری مبتلا م ی شوند و همچنین حالت وسواسی در این بیماران را م ی توان به عنوان یک صفت
شخصیتی در نظر گرفت. بنابراین مداخلات روانشناختی، علاوه بر درمان دارویی، جهت درمان اختلالات اضطرابی در
بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی لازم به نظر م یرسد.
</description>
						<author>کورش بنی هاشمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات &quot;محدودیت درمانی&quot; بر مهار تهای حرکتی ظریف کودکان مبتلا به فلجِ مغزی نیمه بدن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=375&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;&quot;محدودیت درمانی&quot; (CIMT) در بهبود کارکرد اندام فوقانیِ بزرگسالان مبتلا به سکته های مغزی نوید- بخش می باشد. این روش عبارت  است از ایجاد محدودیت حرکتی در اندام سالم و انجام اقدامات درمانی فشرده تر بر روی اندام مبتلا. مقالات موجود در مورد استفاده از این روش در کودکان معدود می باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثرات روش &quot;محدودیت درمانی&quot; بر اندام فوقانی کودکان مبتلا به فلج مغزیِ نیمۀ بدن و مقایسۀ آن با درمان های سنتی بود. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی:&lt;/strong&gt; در این کارآزمایی بالینی، دوازده کودک (هفت دختر و پنج پسر، در سنین 72-48 ماهگی و انحراف معیار ١٥/٩±٩١/٥٩) به روش تصادفی به دو گروه درمان (شش نفر) و کنترل (شش نفر) تقسیم شدند. کودکان به استفاده از اندام مبتلا ترغیب شدند. برنامۀ فشردۀ کاردرمانی به مدت پنج ساعت در روز و ٢١ روز پی درپی برای همگی آن ها انجام شد. اندام فوقانی سالم با اسلینگ بی حرکت شد. کارکرد اندام فوقانی، اسپاستی سیتی، و تحریک پذیری نورون آلفا پیش و پس از مداخله مورد اندازه گیری قرار گرفت. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; توانایی استفاده از اندام فوقانی مبتلا در کودکانی که تحت درمان به روش CIMT قرار گرفتند نسبت به کودکان گروه کنترل از نظر آماری بهبودی معنی داری نداشت. با این وجود، گزارشات مراقبان بیمار و مشاهدات بالینی حاکی از آن است که بر میزان استفاده از اندام مبتلا و کیفیت حرکات افزوده شده است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; یافته ها بیانگر آن است نتیجه گیری قطعی در مورد به کار بردن روش استفاده CIMT در کودکان مبتلا به فلج مغزیِ نیمۀ بدن نیازمند مطالعات بیشتر است.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>امیرحسن کهن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کلیرسل آدنوکارسینومای دهانه رحم بدون سابقه تماس با دی‌اتیل استیل بسترول در دوران جنینی: گزارش دو مورد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=376&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: آدنوکارسینومای سلول شفاف اولیه سرویکس معمولاً در زنان با سابقه تماس با د یاتیل استیل بسترول در
دوران جنینی دیده م ی شود. ما در این گزارش به شرح دو مورد از آدنوکارسینوم سلول شفاف دهانه رحم بدون
تاریخچه تماس با دی اتیل استیل بسترول در زندگی داخل رحمی می پردازیم. معرفی بیما ر: مورد اول یک خانم 14
ساله بود که با شکایت خونریزی واژینال بدون درد مراجعه کرده بود . در پاپ اسمیر سلو ل های آتیپیک داشت و در
1/5 در واژن دیده شد که در بیوپسی آن آدنوکارسینوم سلول شفا ف اولیه cm معاینه یک تومور خونریز ی دهنده
مورد دوم بیمار 23 ساله که با شکایت خونریزی بدون درد واژینال مراجعه کرده .(Ib سرویکس گزارش شد . (مرحله
بود . هر دو بیمار سابق ه ای از قرار گرفتن در (IIb و نتیجه بیوپسی ، آدنوکارسینوم سلول شفاف اولیه سرویکس (مرحله
معرض دی اتیل استیل بسترول را نداشتند . یکی از بیمار ان تحت رادیکال هیسترکتومی شکمی با لنفادنکتومی
سیستماتیک لگن قرار گرفت و دیگری نیز تحت پرتو درمانی خارجی و بر اکی تراپی قرار گرفت . هیچ عود یا متاستاز
بعد از پ ی گیری از 18 ماه در یک مورد و 24 ماه در مورد دیگر وجود نداشت . نتیج هگیر : ی ابتلا به آدنوکارسینوم
سلول شفاف در مواجهه با خونریزی واژینال غیرطبیعی در دختران جوان باید مورد ظن پزشک باشد . این بیماری در
سنین نوجوانی و جوانی بیشتر دیده م یشود و ممکن است مواجهه با د یاتیل استیل بسترول در تاریخچه ذکر نشود.</description>
						<author>ستاره اخوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
