<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1388 جلد67 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1388/3/11</pubDate>

					<item>
						<title>راه‌اندازی روش‌های آنالیتیک برای ارزیابی مختصات واکسن هپاتیت- B نوترکیب</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=465&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-GB
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;طبق توصیه WHO، واکسیناسیون هپاتیت B از سال 1991 در برنامه کاری ایمن سازی روتین قرار گرفته
است. از آنجایی که در تعداد معدودی از موارد عدم پاسخ به واکسن مشاهده شده که می تواند
به علت های مختلف از جمله: موتاسیون ویروسی، اشکال در سیستم ایمنی فرد، کاهش
کارایی واکسن و غیره باشد. لذا کیفیت واکسن هپاتیت B
بایستی با روش مناسبی ارزیابی شود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt; &lt;strong&gt;روش
بررسی: &lt;/strong&gt;در روش In vitro با استفاده از روش الایزا بر روی رقت های
واکسن استاندارد و واکسن مورد آزمایش، مقدار آنتی ژن موجود در واکسن مورد ارزیابی
قرار گرفت. در روش In vivo دوزهای مختلفی از واکسن استاندارد و
تست به موش های Balb/c تلقیح گردید. همچنین ماتریکس واکسن به
یک گروه موش به عنوان گروه کنترل تزریق شد. پس از چهار هفته، سرم موش ها توسط روش
الایزا از جهت حضور آنتی بادی علیه هپاتیت B
مورد آزمایش قرار گرفت. سپس نتایج توسط روش Probit
آنالیز گردید.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; با ارزیابی
سری ساخت های مختلف واکسن هپاتیت B هر دو روش In vitro و
In vivo در آزمایشگاه ملی کنترل راه اندازی شد و مشاهده گردید
که هر دو روش نتایج قابل مقایسه ای را نشان می دهند. لذا می توان جهت کنترل کیفی
واکسن از تست In vitro به طور روتین استفاده نمود.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;روش In vitro را می توان جایگزین روش پرهزینه و
وقت گیر In vivo نمود. همچنین از&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;آنجایی که در روش In vitro از حیوان آزمایشگاهی استفاده نمی شود، این روش با مفهوم
3R و تمایل استفاده از روش های بدون
حیوان مطابقت می کند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سعید رضا پاکزاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص و تعیین ژنوتایپ گونه‌های لیشمانیای جلدی در جنوب شرق ایران: آنالیز هضم آنزیمی (RFLP)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=466&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-GB
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;لیشمانیوز جلدی بیماری زئونوزی بوده که عامل آن لیشمانیا
ماژور و لیشمانیا تروپیکا می باشد. در این مطالعه به منظور تشخیص گونه های
لیشمانیا در کانون های لیشمانیوز جلدی در جنوب شرق ایران از روش RFLP استفاده شده است. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;بدین منظور تعداد 55 نمونه
بالینی از بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی شهرستان بم و تعداد 28 نمونه از
شیراز جمع آوری گردید. پس از نمونه گیری از محل ضایعه، خون و پوسته های زخم روی
کاغذهای صافی واتمن قرار داده شد. پس از خشک شدن، نمونه ها به آزمایشگاه منتقل و
تا زمان استخراج اسید نوکلئیک در دمای °&lt;sup&gt;c&lt;/sup&gt;4 نگهداری گردیدند. اسید
نوکلئیک نمونه ها با استفاده از کیت استخراج DNA جدا و در °&lt;sup&gt;c&lt;/sup&gt;20- تا زمان انجام آزمایش
نگهداری شد. ناحیه مشترک 400 جفت بازی در جنس لیشمانیا  ITS1با استفاده از پرایمرهای مشترک جنس لیشمانیا آمپلی
فای شده و در ادامه با آنزیم HaeIII آمپلیکون هضم شده و الگوی
شکسته شدن آنها در مقایسه با سوش های رفرانس مورد ارزیابی قرار گرفتند.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج
حاصله نشان داد که تمامی نمونه های اخذ شده از شهرستان بم گونه لیشمانیا تروپیکا و
از نمونه های شیراز تنها یک نمونه لیشمانیا ماژور و بقیه تروپیکا تشخیص داده شد.
این امر قابل تفسیر می باشد چرا که لیشمانیوز پوستی ایجاد شده توسط لیشمانیا
تروپیکا ناشی از مخازن شهری انگل (سگ و سگ سانان) می باشد.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; نتایج به دست آمده با توجه به نوع زخم و تاریخچه بیماران
که از مناطق شهری مراجعه نموده قابل تفسیر می باشد. ضمن آنکه روش RFLP
تکنیکی با حساسیت و ویژگی بالا بوده و می تواند در یک
روز کاری علاوه بر تشخیص لیشمانیوز، نوع گونه را مشخص نماید.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد خلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص سریع کمپلکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیس: روش PCR با استفاده از قطعه الحاقی 6110</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=467&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-GB
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt; &lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;سل هنوز یکی از مهم ترین علل مرگ و میر
در بسیاری از کشورهاست. با توجه به وقت گیر بودن روش های معمول تشخیص سل مانند روش
کشت، لازم است روش های سریع تشخیصی نظیر PCR
مورد ارزیابی قرار گیرد. با توجه به اهمیت درمان سریع سل و به منظور تعیین حساسیت
و ویژگی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده از قطعه الحاقی 6110
(IS6110) به روش PCR
این مطالعه در دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام پذیرفت. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه از نوع ارزش تشخیصی بوده که بر روی 248 نمونه
خلط بیماران مشکوک به سل مراجعه کننده به درمانگاه مسلم کاشان در 1386 انجام
پذیرفت. نمونه خلط پس از انجام هموژنیزاسیون و آلودگی زدایی بر روی محیط لون
اشتاین جانسون کشت گردید، DNA مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، با
استفاده از روش جوشاندن استخراج گردید. سپس دو قطعه 123 جفت بازی و 245 جفت بازی
از قطعه الحاقی 6110 تکثیر و با استفاده از الکتروفورز ژل آگارز شناسایی گردید. حساسیت،
ویژگی، ارزش تشخیصی مثبت و منفی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با
استفاده از قطعه الحاقی 6110 تعیین گردید.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه از مجموعه 248 نمونه
خلط اخذ شده از 124 بیمار 40 نمونه اسمیر مثبت (1/16%) و 32 نمونه دارای نتیجه کشت
مثبت (9/12%) بودند. حساسیت، ویژگی روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده
از قطعه الحاقی 6110 به ترتیب 75/93 و 1/99 درصد بود.&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;روش سریع تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس با استفاده از
قطعه الحاقی 6110 نسبت به کشت دارای سرعت زیاد، حساسیت مناسب و ویژگی بالایی می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی روحانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پایش حساسیت پلاسمودیوم ویواکس و پلاسمودیوم فالسیپارم به داروی کلروکین در شهرستان بندرعباس، استان هرمزگان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=468&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-GB
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;پلاسمودیوم ویواکس و پلاسمودیوم فالسیپارم از مهمترین انگل های
منتقله توسط بند پایان هستند که دارای پراکندگی جهانی بوده و از قدرت بیماری زایی
قابل ملاحظه ای برخوردارند. گزارش های مبنی بر مقاومت پلاسمودیوم فالسیپارم به
داروی کلروکین در سطح گسترده ای از جهان از آن جمله ایران و مقاومت پلاسمودیوم
ویواکس به داروی مذکور در بعضی از کشورهای مالاریاخیز، ایجاب می کرد که پایش
حساسیت پلاسمودیوم های فالسیپارم و ویواکس به کلروکین در منطقه بندرعباس، یکی از
مناطق مالاریا خیز ایران نیز انجام پذیرد. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش
بررسی: &lt;/strong&gt;این مطالعه به روش بررسی بیماران انجام پذیرفت. تعداد 123 بیمار پس از
دریافت درمان استاندارد با کلروکین از نظر تاثیر داروی مذکور به صورت بالینی و
انگل شناسی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج در مالاریای ویواکس به صورت متوسط زمان
پاک شدن انگل (MPCT) و در مالاریای فالسیپارم به صورت
شکست سریع درمان (ETF)، شکست تاخیری درمان (LTF) و پاسخ کافی بالینی و انگل شناسی
(ACPR) طبقه بندی و تفسیر شدند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; زمان
پاک شدن انگل پلاسمودیوم ویواکس از خون پس از تجویز اولین دوز درمانی با کلروکین
بین 216-24 ساعت متغیر بود. متوسط زمان پاک شدن انگل (MPCT) در کل بیماران (47/26±) 07/61
ساعت مشاهده گردید. 3/33% مبتلایان به پلاسمودیوم فالسیپارم پس از تکمیل دوره
درمان استاندارد با کلروکین در گروه پاسخ کافی بالینی و انگل شناسی به درمان (ACPR) و 66/66% در گروه شکست تاخیری
درمان (LTF) طبقه بندی شدند.&lt;strong&gt; &lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از تاثیر مطلوب کلروکین بر
پلاسمودیوم ویواکس در نزد اکثر بیماران می باشد اما طولانی شدن زمان پاک شدن انگل
در خون تعدادی از بیماران پس از تجویز کلروکین نشان دهنده علائم اولیه کاهش حساسیت
بعضی سویه های پلاسمودیوم ویواکس به داروی مذکور در منطقه تحت بررسی است. بررسی ها
بر روی پلاسمودیوم فالسیپاروم نشان داد، انگل مذکور به میزان قابل ملاحظه ای
کماکان در برابر کلروکین مقاوم می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدی ناطق پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان مواد جهش‌زا در ادرار کارکنان آزمایشگاه‌های پزشکی قانونی تهران: تست Ames</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=469&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;!--stripped--&gt; Normal
  0
  
  
  
  
  false
  false
  false
  
  EN-GB
  X-NONE
  AR-SA
  
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
  
  MicrosoftInternetExplorer4 &lt;!--stripped--&gt;&lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt; &lt;!--stripped--&gt;
&lt;style&gt;
 /* Style Definitions */
 table.MsoNormalTable
	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;
	mso-tstyle-rowband-size:0
	mso-tstyle-colband-size:0
	mso-style-noshow:yes
	mso-style-priority:99
	mso-style-qformat:yes
	mso-style-parent:&quot;&quot;
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt
	mso-para-margin:0cm
	mso-para-margin-bottom:.0001pt
	mso-pagination:widow-orphan
	font-size:11.0pt
	font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;
	mso-ascii-font-family:Calibri
	mso-ascii-theme-font:minor-latin
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;
	mso-fareast-theme-font:minor-fareast
	mso-hansi-font-family:Calibri
	mso-hansi-theme-font:minor-latin
	mso-bidi-font-family:Arial
	mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
&lt;/style&gt;
&lt;!--stripped--&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;پیشگیری از بروز سرطان همچون
تشخیص و درمان سرطان از اهمیت ویژه ایی برخوردار می باشد. از آنجایی که برخی از ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در آزمایشگاه های
پزشکی قانونی مانند بنزن، گزیلول و فرمالدئید جهش زا و سرطان زا بوده و پرسنل
آزمایشگاهی که با این ترکیبات برای طولانی مدت کار می کنند ممکن است در ریسک
ابتلاء به سرطان قرار داشته باشند لذا در این مطالعه آزمایشاتی که شرایط جهش زا
بودن محیط را نشان دهد مدنظر قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی: &lt;/strong&gt;در این تحقیق 57 نمونه ادرار عصاره گیری شده پرسنل
آزمایشگاه های پزشکی قانونی تهران به وسیله ستون C18 از طریق سوش های استاندارد TA100
و TA98
آزمون Ames، مورد آزمایش قرار گرفتند.
برای هر نمونه از دو روش آزمایش همراه و بدون سیستم فعال کننده متابولیسم استفاده
گردید تا مواد جهش زا و پیش جهش زا (پرو موتازن) شناسایی گردند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج مثبت
جهش زایی در بین نمونه های مورد آزمایش در یک مورد در روش بدون استفاده از سیستم
فعال کننده متابولیسم با استفاده از سوش های TA98 و دو مورد در روش همراه با سیستم
فعال کننده متابولیسم و در مجاورت سوش های TA98 متعلق به پرسنل آزمایشگاه
پاتولوژی مشاهده گردید. این دو فرد در طول هفته و ساعات طولانی در این بخش مشغول
به کار بودند.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; نتیجه گیری: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج مثبت آزمون جهش زایی در این سری از آزمایشات
می توان گفت که ریسک آسیب ژنتیکی از قبیل ابتلاء به سرطان در بخش پاتولوژی
آزمایشگاه پاتولوژی پزشکی قانونی محتمل بوده و باید تمهیدات لازم مدنظر قرارگیرد. نتیجه
مثبت کاذب با توجه به عدم حضور عوامل مداخله گر در کیس های مطرحه به احتمال بسیار
زیاد منتفی می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا پرتوآذر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین جنس با استفاده از استخوان کشکک در اجساد افراد ایرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=470&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: از معضلات پزشکی قانونی احراز هویت در بقایای اسکلتی و یا شرایطی از قبیل مثله شدن جسد و امثال آن میباشد. اولین قدم در تشخیص هویت تعیین جنسیت است، زیرا بدین وسیله نیمی از جمعیت مورد مطالعه کاهش مییابد هنگامی که اسکلت کامل به خصوص جمجمه و لگن در دسترس باشد تعیین جنسیت با اطمینان بسیار انجام خواهد شد. در وقوع انفجار، حوادث هوایی و غیره با اجساد ناکامل روبرو میشویم که باید از روی سایر عناصر اسکلتی جنسیت را تشخیص دهیم. یکی از این استخوانها کشکک است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه ابعاد استخوان کشکک 67 جسد ایرانی 20 تا 64 ساله انتخاب شده به روش نمونهگیری ساده در دو گروه جوان و میانسال مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 16 و آزمونهای توصیفی و تحلیلی انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بین میانگین هر سه بعد ارتفاع، عرض و ضخامت کشکک در دو جنس اختلاف معنیداری وجود داشت (05/0p&lt;). در میان این سه بعد به ترتیب حداکثر عرض با دقت 94% و سپس حداکثر ارتفاع با دقت 91% و در آخر حداکثر ضخامت با دقت 6/71 الی 1/73% قادر به تفکیک جنسیتی کشکک بودند. همچنین اگر هر سه بعد کشکک به صورت همزمان در نظر گرفته میشدند دقت پیشبینی جنسیتی به 94% میرسید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این پژوهش آشکار میسازد در صورتی که به دلایلی تنها نمونه کشکک انسان در دسترس باشد با اطمینان بالایی میتوان جنسیت فرد را با اندازهگیری ابعاد کشکک تعیین نمود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>غلامعلی دوروشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارزش تشخیصی بیوپسی سوزنی ترانس توراسیک با راهنمایی سونوگرافی در تشخیص توده‌های محیطی ریه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=471&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: بیوپسی سوزنی ترانس توراسیک روش مورد تایید در تشخیص پاتولوژیک ضایعات ریوی بوده که به دنبال انجام برونکوسکوپی قادر به تشخیص ضایعه نبودیم. هدف مطالعه بررسی ایمنی و دقت تشخیص TTNB با راهنمایی سونوگرافی در تشخیص ضایعات محیطی ریه می باشد. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در یک مطالعه توصیفی آینده نگر از مهر 84، 30 بیمار با توده محیطی ریه با قطر بیشتر ازcm3 که فاصله آنها از جداره قفسه سینه کمتر یا مساوی cm5 بوده با راهنمایی سونوگرافی نمونه برداری بافتی شده و از نظر دقت تشخیصی و عوارض، بررسی شدند.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نسبت مرد به زن، دو به یک و متوسط سن بیماران 2/61 سال و اغلب ضایعات در سمت راست (60%) بوده است. در تمامی بیماران نمونه کافی جهت پاتولوژیست تهیه شد ولی در 6/86% دقت تشخیصی داشته و در 3/13% جهت تشخیص دقیق بافتی نیاز به بیوپسی باز ریه ضرورت یافت با تشخیص، آمبولی ارگانیزه، گرانولوماتوز سلی، برونکوآلوئولار کارسینوما و آدنوکارسینومای متاستاتیک بودند. در بررسی کلی پاتولوژی 3/83% دچار ضایعه بدخیم بوده که شایع ترین آن اسکواموس سل کارسینوما و آدنوکارسینوما ریه بوده است و 6/16% دچار ضایعه خوش خیمی بوده که شایع ترین آن گرانولوماتوزسلی بوده است. 3/13% بیماران دچار عارضه شده که 6/6% پنوموتوراکس و 6/6% هموپتزی داشته اند. مرگ و میر نداشتیم. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به دقت مناسب تشخیصی سهولت دسترسی، ارزانی و عوارض قابل قبول توصیه ما انجام TTNB با راهنمایی سونوگرافی در تشخیص ضایعات محیطی ریه می باشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>رضا باقری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ده ساله شکستگی‌های اوربیت در یک مرکز آموزشی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=472&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: در ایران تروما دومین علت مرگ و میر بعد از حوادث قلبی و عروقی است. شکستگی های اوربیت در مقایسه با سایر شکستگی های صورت با عوارض شدیدتری همراه است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: مطالعه حاضر از گروه مطالعات توصیفی است که به صورت مقطعی (Cross sectional) بر روی 92 بیمار با شکستگی اوربیت در یکی از مراکز آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. نمونه گیری در مراجعه کنندگان با شکستگی اوربیت که طی ده سال به این مرکز مراجعه کرده بودند انتخاب گردیدند. با جمع آوری اطلاعات بیماران از پرونده بیمارستانی در SPSS ویراست 5/11 پردازش و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;strong&gt;&lt;br&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از بین 92 بیمار با شکستگی اوربیت 74 نفر مرد و 18 نفر زن بودند. میانگین سنی بیماران 30 سال بود. شایع ترین مکانیسم ترومای اوربیت تصادف با اتومبیل و موتور سیکلت در 38 بیمار بود. 46 نفر در سمت چپ و 44 نفر در سمت راست شکستگی داشتند. شکستگی Blow out از بقیه شایع تر بروز کرده بود (1/52% موارد). از شکستگی های Blow out نوع ناخالص از نوع خالص شایع تر بود. تکنیک جراحی که جهت فیکساسیون بعد از جای اندازی استفاده شد استئوسنتز با مینی پلیت (Mini Plate) بود که در 53 بیمار استفاده شد.&lt;br&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: شکستگی های صورت را نباید به عنوان یک آسیب محدود نگریست بلکه به عنوان سطح بیرون زده یک کوه یخی است که قسمت عمده آن مخفی است و آن قسمت مخفی وجود صدمات همراه با این شکستگی هاست. تشخیص به موقع و درمان صحیح و زودرس رل اساسی در جلوگیری از بروز عوارض چشمی و بدشکلی های بعد از شکستگی های اوربیت ایفا می کند.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>محمدرضا فره وش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر نوع داروی خواب‌آور بر عمق بیهوشی و آمنزی: کارآزمایی بالینی تصادفی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: شاخص Bispectral Index (BIS) در ارزیابی عمق بیهوشی استفاده می شود. اثر داروهای مختلف روی BIS و آمنزی متفاوت هستند. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط نوع داروی خواب آور با شاخص BIS و آمنزی بیمار انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 60 بیمار نیازمند به عمل جراحی انتخابی ارتوپدی تحت بی هوشی منطقه ای و سدیشن وریدی انتخاب شدند. بیماران بر اساس نوع سدیشن وریدی به طور تصادفی به دو گروه مساوی 30 نفری تقسیم شدند، که شامل میدازولام- فنتانیل (M-F) و پروپوفول (P) بود. میزان داروی سداتیو براساس یافته های بالینی سدیشن تنظیم شد و میزان سدیشن بر اساس Modified Ramsey sedation score به حد اسکور چهار رسانیده شد. پس از بروز بیداری کامل در اتاق بهبودی، بیماران از نظر یادآوری خود به خودی مجدداً ارزیابی شدند. یادآوری حوادث حین عمل معادل عدم آمنزی در نظر گرفته شد. ارتباط اندکس BIS با میزان یادآوری به تفکیک گروه مداخله بررسی گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: فراوانی یادآوری حوادث در گروه P برابر با دو بیمار (7/6%) و در گروه MF، 10 بیمار (3/33%) بود (01/0p=). میانگین BIS (±SD) در گروه P برابر با 5±0/76 (از 68 تا 91) و در گروه MF برابر با 5±4/93 (77 تا 98) بود (001/0&gt;p) .تفاوت میانگین BIS، در بیماران فاقد آمنزی دو گروه ( 019/0p=) و در بیماران دارای آمنزی دو گروه (001/0&gt;p) معنی دار بود. در هیچ یک recovery با تاخیر انجام نشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: علی رغم یکسان بودن افراد از نظر شاخص های سدیشن بالینی و M. Ramsey sedation score، شاخص BIS، در دامنه گسترده ای تغییر داشت و نوع داروی خواب آور بر میزان این شاخص و آمنزی تاثیرگذار بود&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>جلیل مکارم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دو روش جراحی IVS خلفی و ساکروکولپوپکسی شکمی: بیماران مبتلا به پرولاپس واژن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=474&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: روش ساکروکولپوپکسی شکمی روش استاندارد طلایی جهت ترمیم پرولاپس واژینال است و روش IVS خلفی یک روش جدید با تهاجم حداقل است. در این مطالعه هدف مقایسه تأثیر، کارایی و مخاطرات این دو روش جراحی بوده است. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه 51 بیمار که بین سال های 83-1380 در بیمارستان ولیعصر تحت جراحی قرار گرفته اند، وارد مطالعه گردیدند که از این تعداد 26 نفر تحت جراحی Posterior Intera Vaginal Slingplastiy (گروه اول) و 25 نفر مورد عمل ساکروکولپوپکسی شکمی (گروه دوم) قرار گرفتند. متغیرهای مورد نظر ابتدا از پرونده بستری بیمار استخراج و اطلاعات کامل کننده بعدی با پی گیری دو ساله بیماران و دعوت از آنها جهت مراجعه و معاینه به دست آمده است. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: عوارض حین عمل در یک نفر (4%) از گروه دوم گزارش شده بود در حالی که هیچ یک از بیماران گروه اول عارضه حین عمل نداشتند که تفاوت معنی داری وجود نداشت. از نظر عوارض کوتاه مدت (تب و دیستانسیون شکمی) پس از عمل در 36% از گروه دوم وجود داشت در حالی که در هیچ موردی از گروه اول دیده نشد. (001/0p=). از لحاظ عوارض طولانی مدت (عدم کارایی مش) پس از عمل در 7/7% از گروه اول و هیچ موردی از گروه دوم مشاهده شد. از لحاظ میزان عود در سه نفر (12%) از گروه دوم مشاهده شد در حالی که در گروه اول عود وجود نداشت (11/0p=). &lt;strong&gt;&lt;br&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به کوتاه بودن مدت زمان عمل و عوارض کم و پاسخ به درمان مناسب در روش جراحی IVS خلفی و نیز میزان رضایت مندی بیماران این روش به عنوان روشی جایگزین در جراحی پرولاپس مطرح می شود.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>زینت قنبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط شاخص توده بدنی قبل از بارداری با زایمان زودرس خودبه‌خودی و القا شده: مطالعه بالینی آینده‌نگر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: زایمان زودرس (Preterm labor) به زایمان قبل از 37 هفته کامل حاملگی اطلاق می شود که عامل حدود دوسوم مرگ و میرهای نوزادی را تشکیل می دهد و یکی از جدی ترین مشکلات مامایی محسوب می شود. زایمان زودرس شایع ترین علت مورتالیتی و موربیدیتی نوزادان به شمار می رود. در این مطالعه ارتباط زایمان زودرس خودبه خودی و القا شده با شاخص توده بدنی مادر بررسی گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: 250 خانم باردار سالم و بدون ریسک فاکتور زایمان زودرس براساس شاخص توده بدنی تقسیم بندی شدند. از نظر ارتباط شاخص توده بدنی، نحوه وزن گیری در طی دوران حاملگی و نوع زایمان مورد بررسی قرار گرفتند. میزان زایمان زودرس خودبه خودی و القا شده در هر دو گروه مقایسه شدند. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: زنان چاق سن حاملگی بیشتری در زمان ختم حاملگی داشتند (66/1±34/38 هفته در مقابل 44/2±61/37، 006/0&lt;br&gt;p=) میزان زایمان زودرس خودبه خودی قبل از 37 هفتگی به وضوح در زنان چاق کاهش یافته بود (8/16% در مقابل 2/31%، 008/0p=) زنان چاق نوزادانی با وزن بیشتر داشتند (75/596±95/3354 در مقابل 35/558±024/31، 001/0p=) و میزان سزارین در زنان چاق بیشتر بود (6/69% در مقابل 8/52%، &lt;br&gt;006/0p=). وزن گیری کل دوران حاملگی ارتباط با شاخص توده بدنی (BMI) مادر قبل از حاملگی و زایمان زودرس نداشت (93/7±41/14 در مقابل 94/4±78/13، 4/0p=). &lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: در این پژوهش یک رابطه معکوس بین شاخص توده بدنی &lt;br&gt;(BMI) قبل از حاملگی و زایمان زودرس خودبه خودی قبل از 37 هفتگی وجود دارد و بررسی های بیشتری جهت تحقیق مکانیسم های مختلف زایمان زودرس خودبه خودی و القا شده در زنان چاق و غیر چاق ضروری است. همچنین چاقی مادر قبل از حاملگی با زایمان زودرس خودبه خودی کمتری ارتباط دارد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author>فاطمه داوری تنها</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دوقلویی آکاردیا با تظاهرات متفاوت: گزارش دو مورد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=476&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: دوقلویی آکاردیا یک عارضۀ نادر حاملگی های دوقلویی منوزیگوت است، که به علت جریان معکوس شریانی بین دو قل ایجاد می شود. یک قل دهنده از طریق آناستوموز عروقی به قل گیرنده خون رسانی می کند. با توجه به خون رسانی ناکافی و متفاوت طیف وسیعی از آنومالی در قل گیرنده مشاهده می شود. ما در اینجا دو نوع از دوقلوی آکاردیا که در حقیقت در دو طرف طیف تظاهرات متفاوت قرار داشته را گزارش می کنیم. &lt;strong&gt;&lt;br&gt;معرفی بیمار&lt;/strong&gt;: مورد اول دوقلویی آکاردیا با یک جنین سالم به علاوه یک جنین بدون سر و گردن و قسمت فوقانی تنه و اندام های فوقانی (Acardia acephalus) است (دوقلویی آکاردیا کلاسیک) که در ادامه حاملگی به علت وجود علائم نارسایی قلبی در سونوگرافی داپلر مجرای وریدی و تست بدون استرس نامطمئن (Non Reassuring NST) در سن 29 هفتگی، حاملگی ختم داده شد. مورد دوم در سن حاملگی 26 یک جنین سالم همراه قل آکاردیا شامل اندام تحتانی هیپوپلاستیک و وجود ارگانی مشابه روده تشخیص داده شد، و حاملگی با سونوگرافی پی گیری شد و منجر به زایمان یک نوزاد سالم و یک ساک حاملگی حاوی قسمتی از روده بزرگ در ترم شد. هر دو حاملگی در 26 هفتگی تشخیص آکاردیا داده شد و هر دو مورد منجر به تولد زنده قل دهنده شد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author>فاطمه میرزایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
