<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد64 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>اثر کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون اولیه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=879&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;میکروآلبومینوری همراه با افزایش خطر مشکلات قلبی- عروقی در بیماران دچار پرفشاری خون است ولیکن مطالعه ای بطور اختصاصی اثرات کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ (LVH) در کودکان دچار پرفشاری خون را مورد بررسی قرار نداده است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;این مطالعه : 55 بیمار 11 تا 19 ساله دچار پرفشاری خون اولیه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران بطور همزمان با داروهای هیدروکلروتیازید و Angiotensin Converitng Enzyme Inhibitor (ACEI) درمان می شدند. پنج بیمار برای کنترل فشار خون مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین Angiotensin (ARB) Receptor Blocker دریافت می کردند. در ابتدا و 12 ماه پس از درمان Left Ventricular Mass (LVMI) Index بوسیله اکوکاردیوگرافی و نیز نسبت میکروآلبومین به کراتی نین MA/Cr در ادرار بررسی شد. در صورت نسبت MA/Cr بیش از μg/mg30 میکروآلبومینوری و g/m 2.76/38LVMI&gt; بعنوان هیپرتروفی بطن چپ در نظر گرفته شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; نتایج در این بررسی وزن، سطح بدن، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک همگی ارتباط مستقیم با LVMI داشتند ولی ارتباط میکروآلبومینوری، فشار خون سیستولیک و(BMI) Body Mass Index با LVMI بسیار واضح تر بود. در این بررسی میکروآلبومینوری قویترین عامل در پیگیری LVMI بود. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج میکروآلبومینورمی یک عامل مهم و قوی در پیش بینی LVH در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون بوده و کاهش میکروآلبومینوری موجب عدم بروز و یا بهبودی LVH در آنان می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> فرحناک اسدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر کشش (Halo Traction) بین دو عمل جراحی آزادسازی و فیوژن قدامی و خلفی ستون مهره‌ها در درمان اسکولیوز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=880&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;اسکولیوز با انحنای جانبی ستون مهره ها در صفحه کرونال، با عوارض همچون مشکلات زیبایی، درد و علایم تنفسی، جراحی رایج و موثر ](PSF)[Anterior spinal release &amp; fusion (ASF) + Posterior spinal fusion است. به نظر می رسد استفاده از کشش به منظور تثبیت ستون مهره ها، می تواند در اصلاح بیشتر اسکولیوز نقش داشته باشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر به کارگیری کشش بین دو مرحله ASF و PSF در اصلاح اسکولیوز انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; این مطالعه Randomized Controlled Clinical Trial بر روی 12 فرد دارای اسکولیوز انجام گرفت. بیماران با اسکولیز به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه A : شامل شش نفر که بین دو مرحله عمل جراحی ASF و PSF تحت کشش قرار نمی گرفتند و گروه B : شامل شش نفر که بین دو مرحله عمل جراحی ASF و PSF تحت کشش قرار می گرفتند. زاویه انحنای اصلی اسکولیوز در این بیماران قبل از جراحی، یک هفته پس از عمل ASF و یک سال بعد از عمل PSF مورد ارزیابی قرار می گرفت. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS ویراست 5/13 مورد آنالیز قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; میانگین انحنای اصلی اولیه (قبل از جراحی) در دو گروه A و B به ترتیب (70/18= SD)°90 و (18/28= SD)°17/94 بود. در حالی که یک سال پس از عمل PSF به (59/29= SD)°17/51 در گروه A و (11/23= SD)°17/39 در گروه B رسید. بنابراین درصد اصلاح نهایی انحنا یکسال پس از عمل PSF در دو گروه A و B به ترتیب (31/20= SD)%58/46 و (02/14= SD)%32/61 بود. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده مقدار اصلاح بیشتر انحنا یک هفته پس از عمل ASF و نیز یک سال پس از عمل PSFدر بیماران تحت کشش بود (012/0= P و 022/0= P).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;نتایج مطالعه حاضر نشان دهنده اصلاح بیشتر و قابل توجه زاویه انحنای اصلی اسکولیوز با به کارگیری کشش پوستی و اسکلتی بین دو مرحله ASF و PSF در بیماران است. ضمن آن که استفاده از این روش کشش با توجه به مدت زمان کوتاه تر نسبت به برخی مطالعات، عارضه چندانی نیز به دنبال نداشت.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> حمید بهتاش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر یک هفته فورازولیدون به همراه دو هفته آموکسی سیلین ، بیسموت ، ‌امپرازول در ریشه کنی هلیکوباکترپیلوری در بیماران مبتلا به زخم اثنی عشر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=881&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;با توجه به مقاومت به مترونیدازول در درمان هلیکوباکتر پیلوری، در این مطالعه کارائی و عوارض درمان یک هفته ای فورازولیدون به همراه آموکسی سیلین، بیسموت و امپرازول مورد بررسی قرار گرفته است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;در شروع مطالعه 177 بیمار مبتلا به زخم اثنی عشر آلوده با هلیکوباکتر پیلوری بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول داروی فورازولیدون 200 میلی گرم دو بار در روز برای یک هفته، امپرازول 20 میلی گرم دو بار در روز، آموکسی سیلین یک گرم دو بار در روز  و بیسموت ساب سیترات 120 میلی گرم چهار بار در روز برای دو هفته دریافت داشتند. گروه دوم بیماران همین رژیم داروئی را دریافت داشتند با این تفاوت که در هفته دوم درمان، داروی مترونیدازول به جای فورازولیدون برای هفته دوم ادامه داده شد. دو و شش هفته بعد از درمان میزان پذیرش دارو و عوارض داروئی بررسی شده و در نمونه برداری آندوسکوپی، تست اوره آز و هیستولوژی بررسی شد و چنانچه همه نمونه ها برای هلیکوباکترپیلوری منفی بود باکتری حذف شده قلمداد می گردید. مصرف بیش از 80% داروهای رژیم درمانی،  بعنوان پذیرش خوب در نظر گرفته شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;157 بیمار با متوسط سنی 42/10 ± 84/38 سال مطالعه را به بایان رسانیدند. 4/55% مرد و 6/44%بیماران زن بودند . میزان ریشه کنی بر اساسperprotocol Analysis و Intention to treat Analysis به ترتیب در گروه اول 89% و 3/79% و در گروه دوم 6/86% و 4/74% بود و اختلاف معناداری در دو گروه وجود نداشت . (33/0p=)&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; یک هفته فورازولیدون به همراه دو هفته آموکسی سیلین،  امپرازول و بیسموت ساب سیترات رژیم مؤثر و مقرون به صرفه در ریشه کنی هلیکوباکتر می باشد. اضافه نمودن مترونیدازول در هفته دوم درمان بر میزان ریشه کنی تأثیر ندارد. عوارض درمانی یک هفته درمان با فورازولیدون بسیار کم است .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> حسن سلمان روغنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اسید آسکوربیک خوراکی به همراه بتا بلوکرها روشی موثر برای کاهش فیبریلاسیون دهلیزی به دنبال عمل جراحی بای پس عروق کرونر</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=882&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بتابلوکرها به تنهایی در پیشگیری از بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس ازCABG کافی نیستند و اسیدآسکوربیک درمانی مؤثر و نسبتا بی خطر می باشد. این مطالعه برای ارزیابی اثر تجویز همزمان اسید آسکوربیک با بتابلوکرها در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از CABG طراحی شده است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; بیماران کاندید جراحی منفرد بای پس عروق کرونر، در صورت دارا بودن سن بالای 50 سال و دریافت بتابلوکر قبل از عمل (حداقل برای یک هفته)، وارد مطالعه شدند. بیماران شب قبل از عمل جراحی به صورت تصادفی به دو گروه اسیدآسکوربیک و کنترل تقسیم شدند. گروه اسید آسکوربیک شب قبل از عمل دو گرم قرص جوشان اسید آسکوربیک دریافت داشتند. این دارو بعد از جراحی با دوز یک گرم، دو بار در روز تا پنج روز ادامه یافت. بتابلوکر در تمامی بیماران پس از عمل ادامه یافت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;50 بیمار به عنوان گروه اسید آسکوربیک و 50 بیمار به عنوان کنترل مطالعه را کامل کردند. بروز کلی فیبریلاسیون دهلیزی در گروه اسید آسکوربیک چهار درصد و در گروه کنترل 26 درصد بود (002/0P=، 119/0OR= و 558/0-025/0 95%:CI). &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; اسید آسکوربیک درمانی بی خطر، ارزان و کم عارضه است و بخوبی تحمل می شود، تجویز همزمان مکمل اسید آسکوربیک قبل و بعد از عمل جراحی به همراه رژیم معمول بتابلوکر در بیمارانی که مورد CABG قرار می گیرند در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی مفید خواهد بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> مهدی موسوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نتایج تانسیلوتومی به روش رادیوفرکوئنسی در بیمارستان امیر اعلم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=883&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;رادیوفرکوئنسی روشی است که به تازگی در درمان هیپرتروفی لوزه در بالغین استفاده می شود. هدف از انجام این مطالعه نیز ارزیابی نتایج تانسیلوتومی به روش رادیوفرکوئنسی می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;20 بیمار مبتلا به هیپرتروفی لوزه دریک مطالعه کارآزمایی بالینی وارد شدند. تمام بیماران ابتدا با اسپری لیدوکائین و سپس با تزریق لیدوکائین همراه با اپی نفرین، تحت بی حسی موضعی قرار  گرفتند. رادیوفرکوئنسی به میزانw 8-7 Power = استفاده  شد. درد و نیاز به مسکن ، خونریزی و عوارض پس از عمل در حین ، بلافاصله پس از عمل و چهار، شش و هشت هفته پس از عمل مورد بررسی قرارگرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; میانگین میزان درد بر اســاس مقیاس انــــدازه گیری چشــمی (VAS) در خلال عمل جراحی 11/2± 68/2 و میانگین خونریزی در خلال عمل 24/0±16/1 میلی لیتر بود. میانگین طول مدت عمل جراحی 56/2± 81/7 دقیقه بود. 10% بیماران بدون درد ، 55% با درد کم بدون نیاز به مصرف مسکن و 35% نیاز به مصرف مسکن داشتند. در حین و بلافاصله پس از جراحی 95% از بیماران خونریزی اندکی داشتند و فقط در یک بیمار 5% خونریزی متوسط (5-2میلی لیتر) رخ داد. در 10% از بیماران در خلال چهار هفته پس از عمل خونریزی اندکی رخ داد. در تمام بیماران گرید لوزه کاهش یافته بود و میانگین بهبود علائم در هشت هفته پس از درمان 36/0±81/7 بود. در نهایت میانگین رضایت بیماران از نتایج عمل 50/12±92/66% بود (حداکثر 80% و حداقل 50%). عوارض به میزان مختصر در 15% از بیماران گزارش شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;رادیوفرکوئنسی روشی مطمئن، ایمن با حداقل عوارض، درد و خونریزی برای درمان هیپرتروفی لوزه مطرح است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> پیمان برومند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج درمانی هپاتیت C با داروی اینترفرون به همراه آمانتادین در بیماران تالاسمی ماژور، بیمارستان مرکز طبی کودکان، سالهای 80 و 81</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=884&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بیماری تالاسمی ماژور، از بیماری های شایع خونی در ایران محسوب می شود و با توجه به آلودگی خون تزریقی، تعدادی از این بیماران آلوده به عفونت هپاتیت C شده اند. کبد این بیماران در پی تزریقات مکرر دچار افزایش بار آهن بوده و اضافه شدن HCV موجب افزایش و تسریع سیر بیماری کبدی به سمت سیروز و نارسایی و ابتلا به هپاتوسل کارسینوما می شود درمان این بیماری اهمیت ویژه ای دارد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;این مطالعه به شکل Prospective Clinical trial در بیماران تالاسمی ماژور و آلوده شده به ویروس هپاتیت C که صورت گرفته 26 بیمار در بیمارستان مرکز طبی کودکان، مبتلا به تالاسمی ماژور و آلوده به HCV بودند. ده بیمار شرایط ادامه مطالعه و درمان پیگیری را پیدا کردند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در ده بیمار که به مدت شش ماه تحت درمان با اینترفرون 2b  با دوز 3 میلیون واحد به ازای هر مترمربع سطح بدن سه بار در هفته بصورت زیرجلدی با کپسول آمانتادین با دوزmg 100 خوراکی دو بار در روز قرار گرفتند، در پایان دوره، هشت بیمار HCV-RNA منفی پیدا کردند (80%) و در شش بیمار (60%)، ALT نرمال و در دو بیمار دیگر نیز ALT به حد کمتر از 50% قبل از درمان رسید. بین پاسخ به درمان و میزان هموسیدروزیس، سیروز، التهاب کبد و همچنین جنسیت رابطه معنی داری وجود نداشت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;درمان ترکیبی اینترفرون به همراه آمانتادین در درمان هپاتیت مزمن C موثر بوده و نتایج خوبی به همراه داشته است و برای کاهش میزان عود، دوره درمان 48 هفته به جای 24 هفته پیشنهاد می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> غلامحسین فلاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تست‌های عملکرد ریوی در ارتفاع 1150 متر و 4150 متری در افراد سالم جوان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=885&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بر اساس مطالعات موجود به علت پایین بودن فشار نسبی اکسیژن محیط در ارتفاعات، احتمال وقوع هیپوکسمی بالا می رود که این امر بیشتر در افراد غیر بومی و کوهنوردان مشکل آفرین است. این مطالعه پایه جهت بررسی تغییرات تست های عملکرد ریوی در طی صعود به یک ارتفاع خیلی بلند طراحی گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; این مطالعه در تابستان 1383 در گروهی از دانشجویان صعود کننده به قله سیالان انجام شد. در طی این صعود 1000 دانشجوی ساکن تهران (در ارتفاع 1150 متری) از منطقه الموت (به ارتفاع 2850 متر) به قله سیالان (به ارتفاع 4150 متر) صعود کردند. از بین این دانشجویان براساس حجم نمونه محاسبه شده 56 نفر بصورت تصادفی انتخاب شدند. برای کلیه شرکت کنندگان اسپیرومتری با استفاده از دستگاه اسپیرولب II و توسط یک پزشک در ارتفاع محل سکونت و ارتفاع 4150 متر (قله) انجام شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در مجموع 56 نفر با میانگین سنی 9/22 3/5 سال و نمایه توده بدنی 5/2±5/21 مورد مطالعه قرار گرفتند. تغییرات FVC، نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% در قله نسبت به ارتفاع محل سکونت تفاوت معنی دار داشتند ولی تغییرات FEV1 و Peak Flow معنی دار نبود. FVC با افزایش ارتفاع کاهش یافته و این کاهش 4/2% به ازائ هر 1000 متر افزایش ارتفاع بود. با افزایش ارتفاع نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% نیز افزایش نشان داد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; ظرفیت تنفسی (FVC) با افزایش ارتفاع نسبت به ارتفاع محل سکونت کاهش نشان می دهد. نتایج این مطالعه مشابه مطالعات دیگری بود که در محیط حقیقی کاهش فشار ارتفاع انجام شده بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> وحید ضیائی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معرفی شاخصه‌های سندرمی با کاهش شدید درک گفتار نامتناسب با آستانه شنوایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=886&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;گروهی از بیماران اختلال شدید در درک گفتار دارند در حالی که میزان اختلال شنوائی برای تشخیص اصوات خالص و حتی موسیقی شدید نمی باشد. این مطالعه با هدف جمع آوری اطلاعات و بررسی های شنوایی این دسته از بیماران به جهت تعیین ویژگی های این بیماری انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;در این مطالعه شرح حال، اطلاعات بالینی، یافته های شنوایی سنجی و تصویربرداری در 35 بیمار مورد ارزیابی قرارگرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در تمامی بیمارانی اختلال درک کلام شدید (SDS≥70%) وجود داشته و آستانه شنوایی ایشان برای فرکانس های 500 1000و 2000 هرتز از 70 دسی بل بالاتر بود. تمامی بیماران Auditory Brain- stem Response(ABR) مختل داشتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; این مطالعه توانست تا حدودی ویژگی این دسته از بیماران که سابقاً به نوروپاتی شنوایی شناخته می شدند و در حال حاضر در گروه تازه ای دسته بندی می شود شناسایی کند&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> سوسن عبدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی دموگرافیک اعتیاد به مواد مخدر در بیماران کاندید بای- پس شریان کرونر در بیمارستان افشار یزد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=887&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;قریب به سه درصد از جمعیت ایران به نوعی مبتلا به اعتیاد می باشند. هدف از این مطالعه بررسی وابستگی به مواد مخدر بر اساس معیارهای DSM-IV و ارزیابی نگرش افراد معتاد مبنی بر تأثیر مصرف مواد مخدر بر بیماری قلبی آنان در بیماران کاندید عمل CABG می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی بر روی 1329 بیمار کاندید عمل جراحی بای پس شریان کرونر (CABG ) در بخش جراحی قلب بیمارستان افشار یزد از تیرماه 80 تا تیرماه 83 انجام گرفته است. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته اخذ و با نرم افراز رایـانه ای 5/11SPSS و آزمونـهای Chi Square و ANOVA/ MCNema&#039;r تحلیل و مقادیر 05/0p&lt; معنی دار در نظر گرفته شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; از 1329 بیمار مورد مطالعه، 131 بیمار (9/9%)، 127 مرد (9/98%)، و چهار زن (1/1%) مطابق با ملاک DSM-IV وابستگی به مواد مخدر داشتند. میانگین سنی معتادین به طور معنی داری بالاتر از گروه غیرمعتاد بود (8 0/10±5/58 سال در برابر 15/10 ± 7/50 سال) (000/0= P). تریاک (9/96%) بیشترین ماده مصرفی و تدخین (7/52%) شایعترین راه استعمال مواد مخدر بود. 82 نفر (5/62%) از معتادان بر بهبود عملکرد قلبی عروقی و درد سینه خود پس از شروع مصرف مواد مخدر باور داشتند که از این تعداد 58 نفر قبل از شروع مصرف مواد مخدر نیز معتقد به اثر مثبت ذکر شده فوق بودند (012/0p=).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; با توجه به شیوع 9/9% اعتیاد در بیماران کاندید CABG و باور به اثرات مفید قلبی عروقی مواد مخدر و با توجه به اثر صرفا˝ تسکینی و علامتی مواد مخدر بر درد سینه ، پیشنهاد می شود آموزش صحیح در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> محمد حسن عبدالهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع سندرم فیبرومیالژی در بیماران مراجعه کننده به درمانگاه داخلی بیمارستان دکتر شریعتی درسال1384</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=888&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;سندرم فیبرومیالژی از بیماری های مزمن دردناک نسج نرم با اتیولوژی ناشناخته است و شیوع ﺁن در این مراکز بین 3% تا 20% می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;بیماران مراجعه کننده به درمانگاه داخلی توسط یک پزشک تحت پرسش های لازم در رابطه با وجود درد منتشر مزمن، احساس خستگی، اختلال خواب، سن، وضیعت تأهل، سطح سواد، محل زندگی و تعداد فرزندان قرار گرفتند. تشخیص ابتلا به فیبرومیالژی بر اساس معیارهای تشخیصی American College of Rheumatology (ACR) توسط همان پزشک، صورت پذیرفت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در بررسی انجام شده از 1004 بیمار میزان شیوع درد منتشر مزمن 6/14% (8/16-4/12:CI95%)، بود و 4% از مراجعین (40 نفر) (2/5-9/2:CI95%) به فیبرومیالژی مبتلا بودند. میانگین سنی مبتلایان به فیبرومیالژی 9/14±4/48 سال بود. 5/92% (37 نفر)، از مبتلایان زن و 5/7% (3 نفر) مرد بودند. شیوع فیبرومیالژی در زنان 98/5% (06/8-31/4:CI95%) و در مردان 78/0%، (11/2-20/0 :CI 95%) بود. ارتباط مستقیم بین جنس زن و نیز پایین بودن سطح تحصیلات و ابتلا به فیبرومیالژی مشاهده شد (به ترتیب تست chi square ،9/11= χ2 ,001/0=P و تست exact s&#039;Fisher ,003/0=P). 5/92% از مبتلایان دچار احساس خستگی و 5/82% دچار اختلال خواب بودند که از نظر ﺁماری بین وجود شکایات مذکور و ابتلا به فیبرومیالژی رابطه معنا دار وجود داشت (به ترتیب،6/19= χ 2 ،001/0 &gt; P و 9/29= χ 2 ،001/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;با در نظر گرفتن شیوع قابل ملاحظه فیبرومیالژیا و عوارض جسمی و روحی و نیز پی ﺁمدهای اقتصادی مهم ﺁن انجام مطالعات گسترده اپیدمیولوژیک پیشنهاد می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> عبدالهادی ناجی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر مکملهای ویتامینهای C و E، منیزیم و روی بر کنترل گلیسمی و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به دیابت نوع II</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=889&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات مکملهای ویتامینهای C و E  و مینرالهای منیزیم و روی بر کنترل گلیسمی و مقاومت به انسولین در افراد دیابتی نوع II انجام گردید.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور در 69 بیمار دیابتی نوع II تحت درمان با رژیم غذایی و یا قرصهای کاهنده قند خون انجام شد. افراد بطور تصادفی به چهار گروه مینرال (16=n): دریافت روزانه 200 میلی گرم منیزیم (MgO) و 30 میلی گرم روی (ZnSO4)، گروه ویتامین (18=n): دریافت روزانه 200 میلی گرم ویتامین C و 150 میلی گرم ویتامین E، گروه توام ویتامین و مینرال (17=n): دریافت روزانه دو کپسول حاوی ترکیب هر دو مکمل ویتامینی و مینرالی و گروه شاهد (18=n): دریافت دارونما تقسیم گردیدند. کلیه افراد به مدت سه ماه مکمل ها را دریافت کرده و در شروع و پس از سه ماه مداخله، میزان قند خون ناشتا، فروکتوزآمین، HbA1c، انسولین سرم و مقاومت به انسولین انداره گیری شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; تغییر معنی داری در نمایه های آنتروپومتریک، مواد غذایی دریافتی از رژیم غذایی و داروهای مصرفی افراد طی مطالعه ملاحظه نشد. کاهش معنی داری در میزان قند خون ناشتا در گروه توام ویتامین و مینرال مشاهده گردید (46±165 در مقابل 41±177 میلی گرم درصد، 035/0=p). تغییر معنی داری در فروکتوزآمین، HbA1c، انسولین سرم و مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه های چهارگانه مورد بررسی مشاهده نشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; نقش دریافت مکمل توام ویتامینها و مینرالها در کنترل گلیسمی و مقاومت به انسولین مشخص نیست و به تحقیقات بیشتر در این زمینه نیاز است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> مریم السادات فروید</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی تأثیر نوع رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول در نوجوانان مبتلا به اختلالات چربی خون بر قطر ذرات لیپوپروتئین ها</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=890&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;تعیین اثرات رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول بر اندازه قطر ذرات LDL و HDL در نوجوانان مبتلا به اختلالات چربی خون.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;42 نوجوان 18 تا 20 ساله مبتلا به اختلالات چربی خون در این مطالعه مورد ـ شاهدی شرکت کردند. رژیم غذایی کنترل رژیمی مشابه اغلب نوجوانان تهرانی بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول یک رژیم غذایی است که 30% کل انرژی روزانه آن را چربی ها تشکیل می دهند که کمتر از 7% آن را چربی های اشباع، کمتر از 15% آن را چربی های با یک باند مضاعف و کمتر از 15% آن را چربی  های با چند باند مضاعف تشکیل می دهد و حاوی کمتر از 200 میلی گرم کلسترول در روز می باشد. اندازه قطر ذرات لیپوپروتئین ها متغیرهای اصلی بود که بعد از سه ماه مداخله اندازه گیری شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;میانگین نمایه توده بدن 2/4±3/26 کیلوگرم بر مترمربع بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول باعث کاهـش بیشتـر کلستـرول تـام در ایـن رژیـم در مقایسـه با رژیـم کنتـرل (4±13- در مقابل3/0±2- میلی گرم در دسی لیتر، 001/0p&lt;) و همچنین کاهش بیشـتر LDL در مقایسه با کنـترل (2±9- در مقابل6/0±3 میلی گرم در دسی لیتر، 01/0p&lt;) و افزایش اندازه ذرات LDL در مقایسه با رژیم کنترل (4/0±7/1در مقابل 4/0±1/0میلی گرم در دسی لیتر، 001/0p&lt;) گردید. اندازه قطر ذرات HDL تغییر معنی داری نکرد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری: &lt;/b&gt;رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول اثر مطلوبی روی اندازه ذرات LDL داشت. مکانیسم مربوطه باید در مطالعات تجربی آینده نگر بررسی شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> فریدون عزیزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلی روبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه، سال 1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=891&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;برای کاهش بیلی روبین سرم در زردی نوزادان روشهای متعددی استفاده می شود که شایع ترین آنها فتوتراپی می باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلی روبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه در سال 1381 می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی: &lt;/b&gt;در این مطالعه 80 نوزاد سالم ترم دچار زردی با بیلی روبین بیشتر از dl mg/17 در دو گروه40 نفره قرارگرفتند. در یک گروه، از فتوتراپی و در گروه دیگر از مایع درمانی وریدی همراه با فتوتراپی استفاده شد. دو گروه شاهد و درمان از لحاظ سن نوزاد در زمان بستری، وزن تولد، وزن زمان بستری، میزان هموگلوبین، هماتوکریت و بیلی روبین روز اول با هم مقایسه شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; 80 نوزاد (47 پسر و33 دختر) بررسی شدند. میانگین افت بیلی روبین طی 24 ساعت اول و 48 ساعت اول و میانگین مدت زمان لازم برای رسیدن غلظت بیلی روبین سرم به سطح کم خطر(کمتر از mg/dl 15) در دو گروه مورد مطالعه باهم تفاوت معنی داری نداشت. مدت زمان بستری نوزادان نیز در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; مایع درمانی وریدی تأثیر چشمگیری در سرعت کاهش زردی در نوزادان ندارد و بهتر است به موارد خاص محدود شود. مطالعات چند مرکزی در این خصوص پیشنهاد می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> محمد ترکمن</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع سندرم متابولیک و معیارهای آن در یک جمعیت شهری : پروژه قلب سالم یزد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=892&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;سندرم متابولیک به مجموعه ای از اختلالات متابولیک اطلاق می شود که وقوع همزمان آنها در هر شخص بیشتر از خطر وقوع احتمالی هر یک به تنهایی است. این سندرم به علت ارتباط با دیابت و بیماریهای قلبی ـ عروقی و نیز به خاطر شیوع بالا در جمعیت ها، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب نموده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;روش بررسی:&lt;/b&gt; یک مطالعه cross -sectional بر روی 1110 نفر از افراد 74 -20 ساله شهر یزد بصورت نمونه گیری خوشه ای انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; شیوع سندرم متابولیک 1/32% بود که در زنان بطور معنی داری بیشتر از مردان بود. شیوع سندرم متابولیک با افزایش سن و نیز افزایش BMI در هر دو جنس افزایش یافت. شایع ترین اختلال متابولیک تری گلیسیرید≥150 بود. 2/19% از افراد مورد مطالعه فاقد معیار سندرم متابولیک بودند و1/21% یک معیار،6/27% دو معیار، 8/20% سه معیار، 9% چهار معیار و 3/2% هر پنج معیار را داشتند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; نزدیک به یک سوم مردم یزد دچار سندرم متابولیک هستند و با توجه به آمار دیگر ایران، شیوع سندرم متابولیک در ایران نسبت به آمریکا و اروپا بالاست لذا باید برنامه های غربالگری و درمانی کنترل ریسک فاکتورها با دقت در کشور اجرا گردند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author> سید محمود صدر بافقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقاومت حقیقی به داروهای بیحس کننده موضعی: (گزارش مورد)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=893&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;موارد عدم پاسخ به داروهای بی حسی موضعی غالبا&quot; به نقایص تکنیکی نسبت داده می شوند. در این مقاله یک بیمار مبتلا به مقاومت واضح به داروهای بیحس کننده موضعی را معرفی می کنیم. سابقه و تظاهرات بالینی این بیمار مطرح کننده مقاومت واقعی به داروهای بیحس کننده موضعی است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;معرفی بیمار: &lt;/b&gt;مرد 28 ساله ای به علت شکستگی استخوان تیبیا، کاندید جراحی فیکساسیون قرار گرفت و تصمیم به انجام بیحسی نخاعی گرفته شد. سابقه مشکوک دفعات متعدد عدم پاسخ به داروهای بیحسی موضعی (بلوک اینتر اسکالن، تزریق موضعی جهت برداشتن لیپوم، جراحی دندانپزشکی) در شرح حال بیمار وجود داشت. علی رغم تلاش های متعدد در تزریق موضعی، بی دردی پوستی حاصل نشد و بعد از انجام بیحسی نخاعی، در غیاب نقص تکنیکی، بلوک حسی و حرکتی حاصل نشد. لازم به ذکر است پاسخی به تجویز موضعی داروی بیحسی در ساعد بیمار در روز پس از جراحی نیز ملاحظه نگردید.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt; هر چند شکست روش بیحسی نخاعی غالبا&quot; به نقایص تکنیکی مربوط می شود، شواهد مربوط به این بیمار مطرح کننده مقاومت حقیقی به داروهای بیحس کننده موضعی می باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author> محمد علی نویان اشرف</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
