<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد64 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>ریزRNA : کوچک اما راهبردی و پر رمز و راز (مقاله مروری)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=931&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ریزRNA ها دسته ای از مولکول های کوچک از جنس RNA می باشند که از روی آنها پروتئینی ساخته نمی شود. طولی در حدود 23-21 نوکلئوتید دارند و تا کنون بیش از 1600 نمونه از آنها در گیاهان و جانوران و حتی چند نمونه در ویروس ها شناسایی شده اند و به عنوان بازدارنده، نقش مهمی را در تنظیم بیان ژن ها ایفا می کنند. این RNA ها با اثر بر mRNA هدف، چه با قطع آن و چه از طریق مهار ماشین ترجمه، از تولید پروتئین ممانعت به عمل می آورند. با این که این موضوع به مدت طولانی از دید پژوهشگران پنهان مانده بود، مطالعات انجام شده در پنج سال اخیر کمک شایانی به شناسایی گونه های مختلف و نیز نحوه عملکرد آنها داشته است. در این مقاله مروری، با استفاده از ده ها منبع معتبر و روزآمد، مطالبی پیرامون تاریخچه، سازوکار مولکولی تولید و ژن های بیان کننده ریزRNA و نیز چگونگی پردازش آنها در انسان، جانوران و گیاهان ارائه شده است. به علاوه، پیرامون نامگذاری، تنوع عملکردی و به ویژه رابطه آنها در بروز بیماری ها (به طور مشخص سرطان) و شباهت ها و تفاوت های آنها با siRNA ها، جدیدترین اطلاعات جاری مورد تاکید قرار گرفته است. در انتها چشم انداز این مولکول های راهبردی، فوق العاده جالب و شگفت انگیز، مورد توجه قرار گرفته است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> محمدرضا نوری دلویی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربری پروتیین‌های جدید در ساخت واکسن استافیلوکوکوس اورئوس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=932&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;به منظور یافتن راه  حلی مناسب تر جهت درمان عفونت های ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس، رویکردهای جدیدی به آنتی بادی درمانی و واکسیناسیون صورت گرفته است. این تلاش ها به دنبال افزایش روزافزون مقاومت استافیلوکوکوس اورئوس به آنتی بیوتیک های مختلف، شدت گرفته است .&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: با استفاده از روش های بیوانفورماتیک تلاش شد منطقه حفاظت شده ای ردیابی گردد که متأسفانه در تحقیقات گذشته بدان توجه نشده بود. در این مطالعه ازNCBI/BLAST و TIGR جهت آنالیز ژنها استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مطالعه حاضر خانواده ژنی جدیدی در استافیلوکوکوس اورئوس و اپیدرمیدیس پیدا شد که پروتئین های ناشی از این خانواده ژنی، در بخش C ترمینال با همدیگر مشابه بوده و ویژگی های نسبتاً یکسانی با هم دارند .&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مطالعات بیشتر در زمینه عرضه این بخش محافظت شده در خارج از سلول ممکن است منجر به تولید آنتی بادی های اختصاصی شده و ابزار مناسبی جهت واکسیناسیون را در اختیار قرار دهد.&lt;/span&gt; </description>
						<author> محمدرضا پورمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر دوزهای متفاوت هیالورونان بر مورفولوژی، موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم های موش سوری</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=933&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :با توجه به این که هیالورونان نقش مهمی در نفوذ پذیری، موتیلیتی اسپرم و عمل متقابل گامت ها دارد و این عمل می تواند نقش مهمی در میزان باروری افراد داشته باشد، در تحقیق حاضر اثر دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیترهیالورونان روی عوامل مورفولوژی، موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم های موش سوری مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تعداد 40 سر موش (20 سر نر و 20 سر ماده) به صورت تصادفی انتخاب شدند. اسپرم های به دست آمده از هر حیوان نر به چهار گروه تقسیم شدند که یکی از آن ها به عنوان گروه کنترل (درمحیط کشت RPMI، فاقد هیالورونان)، گروه های دوم، سوم و چهارم به مدت 2 ساعت به ترتیب در معرض دوزهای 750، 1000 و 1250 میکرو گرم در میلی لیتر هیالورونان قرار گرفتند. بعد از انکوباسیون، شمارش اسپرم ها با استفاده از لام نئوبار، مورفولوژی آن ها توسط رنگ آمیزی پاپانیکولا و بررسی ویتالیتی آن ها با رنگ آمیزی فوق حیاتی ائوزین B مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین موتیلیتی اسپرم ها با مشاهده میکروسکوپی طبق استاندارد WHO و میزان لقاح آن ها بعد از IVF با شمارش جنین های دو سلولی حاصل از آن بررسی شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج این تحقیق نشان داد که دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر، بیشترین تاثیر را روی موتیلیتی، ویتالیتی و میزان لقاح اسپرم ها دارد، تاثیر دوز 1000 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق نیز مثبت بود اما از دوز 750 میکرو گرم در میلی لیتر پایین تر بود. تاثیر دوز 1250 میکرو گرم در میلی لیتر بر روی عوامل فوق منفی بود و در این مطالعه هیچ تاثیری از دوزهای فوق الذکر هیالورونان روی مورفولوژی اسپرم ها مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به یافته های این مطالعه، به نظر می رسد که دوز مناسب هیالورونان (750 میکرو گرم در میلی لیتر) باعث افزایش تحرک، ویتالیتی و میزان لقاح در طی فرایند IVF می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> سیروس صیادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیشگیری از نوروپاتی دیابتی با سولفات منیزیم خوراکی در موش صحرایی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=934&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;دیابت، بیماری مزمنی است که با عوارض بسیاری از جمله نوروپاتی محیطی همراه می باشد. گرچه پاتوفیزیولوژی دقیق نوروپاتی دیابتی بطور کامل شناخته نشده است، اما احتمالاً هیپرگلیسمی در بروز آن نقش دارد. با توجه به اثر منیزیم خوراکی در پیشگیری از بروز هیپرگلیسمی در دیابت، در این مطالعه به ارزیابی تأثیر تجویز منیزیم خوراکی بر هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت در موشهای صحرایی پرداختیم.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: موش های صحرایی نر نژاد ویستار به چهار گروه مساوی شامل گروه های کنترل، دیابتی، دیابتی درمان شده با منیزیم وکنترل درمان شده با منیزیم تقسیم شدند. در گروه دیابتی درمان شده با منیزیم ، سولفات منیزیم (gl/L10) از روز دهم بعد از تزریق استرپتوزوسین به مدت 8 هفته به آب آشامیدنی حیوانات اضافه شد. در گروه کنترل درمان شده با منیزیم نیز همین الگو اجرا گردید. دو گروه دیگر، آب معمولی فاقد سولفات منیزیم را دریافت کردند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: هشت هفته پس از تشخیص دیابت ، کاهش معنی داری درآستانه درد حرارتی و منیزیم پلاسما و نیز افزایش قابل توجهی در گلوکز پلاسما در حیوانات دیابتی نسبت به کنترل مشاهده شد. تجویز منیزیم خوراکی به مدت 8 هفته از زمان تشخیص دیابت از کاهش آستانه درد حرارتی جلوگیری کرده و سطوح گلوکز و منیزیم پلاسما را به حد طبیعی رساند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجویز خوراکی منیزیم به محض تشخیص دیابت، می تواند ازبروز هیپرگلیسمی و هیپرآلژزی حرارتی ناشی از دیابت درموش صحرایی، جلوگیری کند.&lt;/font&gt;</description>
						<author> منصور کشاورز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان پراکسیداسیون چربی به دنبال انسداد شریان مزانتریک فوقانی در روده رت</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=935&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف از این مطالعه، تعیین میزان پراکسیداسیون چربی و پروتئین بافتی به عنوان شاخصی از تخریب بافتی پس از ایسکمی و برقراری ری پرفیوژن به دنبال ایجاد آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی در روده و بررسی اثر محافظتی هورمون ملاتونین به عنوان جمع کننده رادیکال آزاد و آنتی اکسیدان در رت می باشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه از 36 سر رت نر نژاد Wistar - Albino با وزن بین 120-80 گرم که به طور مساوی به شش گروه تقسـیم شـده بودنـد و دوزهای مخـتلف مـلاتونین (mg/Kg 10، 20، 30) به صورت داخل عضلانی دریافت می کردند، استفاده شد. گروه یک: کنترل، گروه دو: sham که در این گروه عمل جراحی تا مرحله تشریح شریان مزانتریک فوقانی بر روی آنها انجام شد و حجم یکسانی از حلال به صورت داخل عضلانی به آنها تزریق گردید، گروه سه: ایسکمی-ری پرفیوژن، گروه چهار: ایسکمی- ری پرفیوژن به همراه ملاتونین با دوز mg/Kg10 ، گروه پنج: ایسکمی- ری پرفیوژن به همراه ملاتونین با دوزmg/Kg 20 و گروه شش: ایسکمی- ری پرفیوژن به همراه mg/Kg 30 بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل نشان داد که سطح ملان دی آلدئید (MDA ) بافتی به طور معنی داری در گروه 4، 5 و 6 از گروه 3 پایین تر بود (05/0&gt; P). سطح پروتئین بافتی در گروه 4 نسبت به گروه 3 به طور معنی داری بالاتر رفته بود (001/0 &gt; P). سطح پروتئین بافتی در گروه های 5 و 6 نسبت به گروه 3 اختلاف معنی داری را نشان نداد &lt;strong&gt;بحث&lt;/strong&gt;: این مطالعه نشان داد که ملاتونین با دوز mg/Kg10، اثر آنتی اکسیدانی در جلوگیری از آسیب القائی ناشی از انسداد شریان مزانتریک فوقانی دارد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> پریچهر پاس بخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه نتایج دو روش جراحی در واژینوپلاستی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=936&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;سندرم راکی تانسکی، به عدم رشد کافی یا فقدان مادرزادی رحم و واژن در نوزاد دختر اطلاق می شود. از مشخصات این سندرم، فنوتیپ کاملا زنانه با کاریوتایپ ××46 می باشد. این آنومالی ممکن است با سایر آنومالی های مادرزادی مثل اسکلتی و اورولوژیک همراه باشد. روش های مختلف طبی و جراحی در درمان و اصلاح آژنزی واژن موجود است که شایع ترین روش آنها جراحی به روش درمان Mc-Indoe است. در این روش از گرافت های مختلف مثل پوست، روده و آمنیون استفاده می شود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه از نوع کوهورت تاریخی است که در دو گروه از بیماران که به دلیل آژنزی واژن تحت عمل جراحی واژینوپلاستی ( با یا بدون گرافت آمنیونی) براساس استانداردهای جراحی آن زمان قرار گرفته بودند، صورت گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران، تماس تلفنی و در صورت امکان معاینه فیزیکی بدست آمد. پرسشنامه بیماران بیشتر روی پیامد طولانی مدت و رضایت جنسی بیماران و همسرانشان تأکید داشت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 35 بیمار از 55 بیمار به پرسشنامه جواب دادند، میانگین سنی بیماران 4/28 سال (17 تا 48 سال) و میانگین زمان بررسی پس از عمل 7 سال (2 تا 12 سال) بود. در 15 بیمار (8/42%)، واژینوپلاستی با آمنیون و در مابقی (20 بیمار= 2/57%) بدون گرافت انجام شده بود. هیچ ارتباطی بین نوع عمل و پیامد طولانی مدت و رضایتمندی جنسی دیده نشد (75/0 و 34/0=P).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: از آنجایی که رضایت جنسی و پیامد طولانی مدت بین دو نوع عمل واژینوپلاستی با روش Mc-Indoe پیدا نشد (تفاوت معنی دار نبود) و شیوه بدون گرافت آمنیون ساده تر با طول زمان کمتر عمل همراه بود، همچنین خطر انتقال بیماری ویروسی به ویژه HIV را نداشت، پیشنهاد ما این است که واژینوپلاستی بدون گرافت، جایگزین واژینوپلاستی با گرافت آمنیون گردد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> زینت قنبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از کاشت اکتاکلسیم فسفات (OCP) جهت ترمیم ضایعات استخوان های دراز در موش صحرائی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=937&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف :&lt;/strong&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;این مطالعه به منظور بررسی و مطالعه روند استخوان سازی جدید پس از کاشت اکتاکلسیم فسفات(OCP) در محل ضایعات ایجاد شده بر روی استخوان تی بیا در موش صحرائی طراحی گردیده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه از بیست و پنج سر موش صحرائی بالغ از جنس نر و از نژادSprague Dawley استفاده گردید. ضایعه ای به قطر سه میلیمتر بر روی انتهای فوقانی استخوان تیبیا و در استخوان هر دو سمت ایجاد گردید. در محل ضایعه ایجاد شده، در استخوان تیبیای سمت راست مقدار شش میلی گرم اکتاکلسیم فسفات تزریق گردید. ضایعه ایجاد شده در سمت چپ به عنوان کنترل استفاده شد. به منظور مطالعه روند استخوان سازی، نمونه برداری در طی روزهای هفتم، دهم، چهاردهم، بیست و یکم و بیست و هشتم پس از کاشت انجام گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در گروه آزمایشی، در روز هفتم پس از کاشت روند ترمیم با ظهور جزایر غضروفی در نزدیکی حاشیه ضایعه و در بین قطعات OCP آغاز شد. این روند در روز دهم و چهاردهم ادامه پیدا کرد. در روز پایانی دوره مطالعه، ضمن افزایش بیشتر استخوان جدید ساخته شده و اتصال آن به استخوان میزبان، ضایعه ایجاد شده تقریباً بطور کامل بوسیله استخوان جدید ساخته شده پر شد. در این روز قسمت عمده ماده کاشت شده جذب و بوسیله استخوان جدید جایگزین شد. در گروه کنترل در روزهای قبل از چهاردهم، محل ضایعه بوسیله بافت همبند نسبتا متراکم اشغال شد. در این گروه استخوان سازی جدید در روز پایانی دوره مطالعه بصورت محدود و عمدتاً در حاشیه ضایعه مشاهده گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که OCP در صورت کاشت در محل ضایعات استخوانی ایجاد شده در استخوان های دراز، دارای قدرت القاء استخوان سازی و ترمیم محل ضایعه بوده و در نهایت جذب می گردد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> فریدون سرگلزائی اول</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات میزان مصرف مواد اپیوئیدی و عوامل مؤثر بر آن در بازماندگان زلزله بم هشت ماه پس از زلزله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=938&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :زلزله بم در دی ماه سال 1382 به وقوع پیوست و تعداد بی شماری کشته و زخمی بر جای گذاشت. مصرف تریاک در مردان بزرگسال بم رایج بوده  است. هدف از این مطالعه، تعیین تغییرات میزان مصرف مواد اپیوئیدی (افیونی) در ماه هشتم پس از زلزله نسبت به ماه قبل از زلزله و عوامل مؤثر بر آن در بازماندگان زلزله بم می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: با استفاده از روش نمونه گیری صحرایی، به طور تصادفی، 779 نفر از میان جمعیت بازماندگان زلزله بم با حداقل سن 15 سال انتخاب شدند. برای بررسی عامل خطر و ارتباط آن با افزایش مصرف مواد از آنالیز یک و چند متغیره (رگرسیون لجستیک) استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: افزایش مصرف مواد اپیوئیدی در 3/18 درصد از مردان و 3/2 درصد از زنان گزارش شد. نسبت شانس (OR) افزایش مصرف مواد اپیوئیدی در مردان 4/9 برابر زنان (0/18- 9/4= CI 95%) بود. در مردان، افزایش مصرف مواد اپیوئیدی پس از زلزله با سابقه مصرف این مواد در طول یک ماه قبل از زلزله (1/13- 4/2= CI 95%، 6/5= OR)، سن ( OR در گروه سنی 30 تا 44 ساله 7/4 برابر افراد زیر 30 سال، با فاصله اطمینان 95% برابر با 8/1 تا 1/12، ابتلا به PTSD (2/9- 5/1= CI 95%، 7/3= OR) و در زنان تنها با سابقه مصرف این مواد در طول یک ماه قبل از زلزله (0/154- 5/12= CI 95%، 8/43= OR) ارتباط داشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این یافته ها حاکی از آن است که به ویژه در مناطق و گروه هایی که مصرف مواد رواج بیشتری دارد، احتمال افزایش مصرف مواد پس از حوادث و بلایا وجود دارد و پیش بینی مداخلات پیشگیرانه به ویژه برای گروه های در معرض خطر ضرورت دارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> آفرین رحیمی موقر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوارض مکانیکی و عفونی کاتترهای دیالیز صفاقی در بخش‌های جراحی بیمارستان امام خمینی: بررسی هفت ساله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=6057&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی عوارض مکانیکی و عفونی کاتترهای دیالیز صفاقی کارگذاشته شده در بخش های جراحی بیمارستان امام خمینی طی هفت سال اول شروع این روش درمانی می باشد.
روش بررسی: از آغاز انجام دیالیز صفاقی در بیمارستان امام خمینی (آبان سال 1375) لغایت آبان سال 1382، 80 مورد کاتتر گذاری در 69 بیمار ( 52 مرد،28 زن) که به مرحله انتهایی نارسایی کلیه رسیده بودند، انجام شده است. پرونده بیماران و اطلاعات مربوط به پیگیری آنها که در واحد دیالیز صفاقی بیمارستان ثبت شده بود، مورد بررسی قرار گرفت و عوارض مکانیکی و عفونی کاتترها تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: متوسط سنی بیماران 35/48 سال(16 تا 79 سال)، شایع ترین عارضه، عوارض عفونی (25/71%) و شایع ترین علت خروج کاتتر عوارض مکانیکی بود ( 5/46% در مقایسه با 55/39%). بیشترین علت عوارض مکانیکی محل نامناسب کاتتر (5/17%) و شایع ترین عارضه عفونی پریتونیت بود (5/62%). مهاجرت کاتتر به بالای شکم و عدم خروج مایع از دیگر عوارض مکانیکی بود که شیوع بالایی داشتند.
نتیجه گیری: به دلیل آن که عوارض مکانیکی بیش از عوارض عفونی در خروج کاتترها موثر بودند، توصیه می شود جراحان کارگذاری کاتتر را یک عمل ساده فرض نکنند و با دقت نظر بیشتر در جهت کاهش عوارض مکانیکی تلاش نمایند تا طول عمر کاتترها افزایش یابد.
</description>
						<author>امیر  کشوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط میکروآلبومینوری با هیپرتانسیون و دیابت در بیماران با ضایعات قلبی- عروقی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=939&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :هیپرتانسیون و دیابت، عوامل خطر مهمی برای بیماری های قلبی- عروقی می باشند. چندین مطالعه نیز نشان داده اند که میکروآلبومینوری یک هشدار دهنده قوی از بیماری های قلبی- عروقی در جمعیت های مختلف است. پس در این مطالعه ارتباط بین میکروآلبومینوری با دیابت و هیپرتانسیون بعنوان عوامل خطر بیماری آترواسکلروز مورد بررسی قرار می گیرد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: افراد مورد مطالعه 228 بیمار مبتلا به ضایعات کرونری بودند که بیماری آنها با روش آنژیوگرافی تأیید شده بود. میانگین سنی آنها (SE ± mean) 5/0 ± 60 و بستری در بیمارستان شهید مدنی تبریز بودند. این بیماران بر اساس تعداد عروق کرونری گرفتار در دو گروه دسته بندی شدند. مقادیر قند خون ناشتا، کراتینین و قند خون دو ساعت بعد از غذا در نمونه وریدی به روش استاندارد اندازه گیری شد. میکرو آلبومینوری به روش ایمنوتوربیدومتری اندازه گیری گردید. نتایج به وسیله تست های آماری آنالیز شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: افزایش نسبت آلبومین به کراتینین به طور قابل توجهی با قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ارتباط داشت (05/0 P&lt; در همه موارد). ارتباط معنی داری بین میکروآلبومینوری و دیابت بر حسب وسعت ضایعات آترواسکلروز بدست آمد(05/0 &lt; P). اما ارتباط معنی داری بین میکروآلبومینوری و فشار خون بالا برحسب وسعت ضایعات آترواسکلروز مشاهده نشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> سیده ملیحه صفوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط رفلکس‌های تغذیه‌ای و چگونگی تولید همخوانهای زبان فارسی در کودکان فلج مغزی اسپاستیک 10-5 ساله</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=940&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;فلج مغزی، واژه ای است که برای توصیف نوعی از اختلال حرکتی بکار می رود که به دنبال آسیب غیر پیشرونده مغزی بوجود می آید و به دلیل آسیب به سامانه اعصاب مرکزی، با اختلالات حرکتی، گفتاری و اختلال در رفلکس های تغذیه ای همراه است. فقدان کنترل و هماهنگی عملکرد های دهانی- حرکتی در نتیجه عدم تکامل رفلکس های تغذیه ای، روی تولید صداهای گفتاری موثر می باشد. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط بین وضعیت رفلکس های تغذیه ای و وضعیت تولید در کودکان فلج مغزی اسپاستیک است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بر روی 52 بیمار پنج تا ده ساله فلج مغزی اسپاستیک مراکز و مدارس توانبخشی و کلینیک های خصوصی انجام شد. گردآوری اطلاعات مربوط به وضعیت رفلکس های تغذیه ای از طریق مشاهده و معاینه مستقیم بیماران و ارزیابی تولید، از طریق آزمون اطلاعات آوایی تصویری صورت گرفت. تحلیل آماری از طریق نرم افزار SPSS و آزمون های Chi-square و Fisher&amp;aposs exact test انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: وضعیت غیر طبیعی رفلکس های جویدن و زبان نسبت به سایر رفلکس ها فراوانی بیشتری داشت و ارتباط بین وضعیت رفلکس لب با تولید صداهای ĉ/v/m/y/r/p/ و وضعیت رفلکس جویدن با تولید صداهای /z/s/ و رفلکس گاز گرفتن با تولید صداهای š /z/j/l/ معنی دار بود. بین وضعیت رفلکس چرخشی و زبان با تولید صداها ارتباط معنی داری پیدا نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به نتایج این پژوهش، در کل می توان استنباط کرد که آنچه در تولید صداها تاثیر می گذارد احتمالا وضعیت اندام های موثر در تولید آن صداها در حین عملکرد تولیدی است و در کودکان فلج مغزی به دنبال عدم تکامل رفلکس های تغذیه ای وضعیت ناهنجار اغلب در حین تلاش های حرکتی گفتار بروز می کند که می تواند بر روی تولید تاثیر بگذارد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> محمد رضا هادیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی و عوارض سیناریزین با سدیم والپروات در کنترل سردرد میگرنی افراد 20 تا 50 ساله، بیمارستان سینا سال 83-1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=941&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt; :&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یکی از گروه های دارویی در پیشگیری از سردردهای میگرنی، داروهای بلوک کننده کانال کلسیمی هستند. در این گروه دارویی، مطالعات متعدد در مورد وراپامیل و فلوناریزین انجام شده است. سیناریزین جزو کم عارضه ترین داروهای این گروه است، اما تحقیقات در مورد آن بسیار محدود می باشد. این مطالعه ، تاثیر سیناریزین را در کاهش سردرد میگرنی و در مقایسه با سدیم والپروات که داروی متداول در پیشگیری از سردرد میگرنی است، مورد بررسی قرار داده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه کارآزمایی بوده که به صورت تصادفی و دو سوکور انجام شده است. بیماران دچار سردرد مقاوم به درمان به صورت تصادفی در دو گروه دارویی مورد مطالعه سیناریزین و سدیم والپروات قرار گرفتند. داده ها در بانک اطلاعاتی طراحی شده نرم افزار SPSS وارد شده و مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: تعداد 133 بیمار وارد مطالعه شدند. میانگین سنی بیماران مورد مطالعه در گروه سیناریزین10± 3/34 سال و در گروه سدیم والپروات11 ± 4/33 بود. تعداد دفعات سردرد در حدود 50% و مدت سردرد در حدود 70% در هر دو گروه کاهش داشت و در دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت. میانگین کاهش میزان شدت حملات سردرد در مراحل پیگیری تاثیر سیناریزین نسبت به مرحله پایه در مرحله اول پیگیری 76% و در گروه تحت درمان با سدیم والپروات در مراحل پیگیری نسبت به مرحله پایه در مرحله اول پیگیری، 75% کاهش یافته بود. از نظر میزان عوارض منجر به قطع دارو، عوارض در مصرف کنندگان سیناریزین به طور معنی داری کمتر بود (2/5% در مقابل 14%).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;بحث&lt;/strong&gt;: سیناریزین به میزان مشابه با سدیم والپروات در کاهش قابل ملاحظه دفعات حملات، شدت و مدت سردرد موثر بوده، همچنین در پیشگیری از سردرد میگرنی مقاوم، داروی کم عارضه و موثری است.&lt;/font&gt;</description>
						<author> منصوره تقاء</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>دو مورد Percutaneous Dilatational Tracheostomy و مقایسه آن با روش جراحی در بیمارستان امام خمینی(ره) تهران (گزارش موردی)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=942&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;:&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;تراکئوستومی اتساعی از طریق پوست، اولین بار در سال 1985 معرفی و سپس با ابداع وسایل جدید، توسعه یافت&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;معرفی بیمار&lt;/strong&gt;: در این گزارش، دو بیمار که با روش تراکئوستومی از راه پوست تحت عمل قرار گرفته اند معرفی شده و سپس چند مورد از بیمارانی که به روش سنتی جراحی تحت عمل قرار گرفته اند بصورت مقایسه ای معرفی و عوارضی همچون میزان جراحت و سرعت بهبودی در کوتاه و دراز مدت بررسی گردیده است&lt;br&gt;&lt;strong&gt;بحث&lt;/strong&gt;: تراکئوستومی، عبارت است از گشودن روزنه ای در جلوی گردن به داخل نای که تنفس بیمار ازآن راه تامین گردد. در تراکئوستومی به روش PDT، نیازی به جراحی نیست و بدون انتقال بیمار به اتاق عمل، در بالین بیمار قابل انجام می باشد و مزایای آن عبارتند از: سرعت عمل، کاهش عوارض و مقرون به صرفه بودن. در این گزارش دو مورد از چند مورد PDT به روش Griggs که در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ولی عصر(عج) و ICU درمانگاه مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) تهران درسال 84-1383 برای اولین بار انجام شده است، معرفی و با ارائه تصاویر در یک مرکز درمانی و در همان مقطع زمانی، با روش معمول جراحی تراکئوستومی مقایسه شده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> کسری کروندیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
