<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد64 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>اختلالات روانپزشکی و حاملگی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=943&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بروز و پیشرفت علایم بیماری های روانی شایع در حاملگی مشکل آفرین&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;بوده و موجب اختلال توانایی زنان در پذیرش تغییرات ایجاد شده به دنبال تولد فرزند می شود. بیماری های روانی بر تغذیه، مراقبت های پره ناتال و نتیجه حاملگی تأثیر نامطلوبی دارند. اگر علایم در دوران بعد از زایمان ادامه یابد، با تماس مادر و نوزاد و در نهایت تکامل رفتاری و شناخت کودک تداخل ایجاد خواهد کرد. با توجه به این نتیجه سوء، اهمیت تشخیص و درمان بیماری های روانی به صورت زودرس و قبل از زمان تولد نوزاد؛ روشن خواهد شد.با توجه به هم پوشانی بین علایم بیماری و علایم حاملگی، تشخیص بعضی از اختلالات روانپزشکی در طی حاملگی مشکل تر است. همچنین درمان اختلالات شدید به علت اثرات نامطلوب داروهای روانپزشکی بر جنین و نوزاد و زن حامله، پیچیده تر می باشد. این مقاله به مرور یافته ها در مورد تظاهرات و سیر بیماری های شایع روانی در حاملگی می پردازد.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> شاهین آخوندزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استرس اکسیداتیو و تغییرات هیستولوژی کلیه در نفروتوکسیسیتی ناشی از جنتامایسین: اثر ویتامین های آنتی اکسیدان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=944&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; در مطالعات اخیر سازوکارهای متعددی برای نفروتوکسیسیتی جنتامایسین ذکر شده است. از آنجایی که برخی مطالعات متابولیت های فعال اکسیژن را در سمیت کلیوی ناشی از جنتامایسین دخیل دانسته اند، لذا در این مطالعه اثر تجویز ویتامین های آنتی اکسیدان در کلیه ایزوله In situ موش صحرایی بر نفروتوکسیسیتی جنتامایسین مورد بررسی قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;موش های صحرایی در 5 گروه 7 تایی قرار گرفتند: 1) گروه کنترل که کلیه ها با محلول تیرود پرفیوزه شدند. 2) گروه جنتامایسین که دوز mg/L200 آن به محلول تیرود اضافه شد. در گروه های بعدی نیز جنتامایسین با دوز ذکر شده به محلول تیرود اضافه گردید. 3) گروه ویتامین C که دوز mg/L100 آن به محلول تیرود اضافه شد و به مدت 3 روز نیز با غلظت mg/L200 به آب آشامیدنی موش ها اضافه گردید. 4) گروه ویتامین E که 12 ساعت قبل از انجام آزمایش با دوز g BW100/mg100 به موش ها تزریق گردید. 5) گروه ویتامین E + C که ویتامین ها به طور توأم مورد استفاده قرار گرفتند. نفروتوکسیسیتی ناشی از جنتامایسین توسط افزایش فعالیت آنزیم N-استیل بتا D-گلوکزآمینیداز(NAG) در ادرار و وضعیت آنتی اکسیدانی بافت توسط تغییرات غلظت سوپراکسید دسموتاز (SOD) در بافت کلیه نسبت به گروه کنترل مشخص گردید. همچنین بررسی بافت شناسی با میکروسکوپ نوری بر روی مقاطع بافتی کلیه ها انجام شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; مصرف ویتامین C موجب مهار افزایش فعالیت آنزیم ادراری ذکر شده در دقایق 60 و 75 پرفیوژن گردید، اما در SOD نسبت به گروه جنتامایسین تغییری ایجاد نکرد. تزریق ویتامین E موجب کاهش آزادسازی NAG به ادرار گردید، اما در غلظت SOD نسبت به گروه جنتامایسین تغییری مشاهده نگردید. مصرف توأم ویتامین E وC موجب ممانعت بیشتری از رهایش آنزیم ادراری شده و همچنین موجب مهار کاهش غلظت SOD ناشی از جنتامایسین گردید. همچنین بررسی های بافت شناسی اثرات مفید ویتامین ها را تأیید نمود. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;براساس نتایج این مطالعه مصرف ویتامین E و C موجب کاهش سمیت کلیوی ناشی از مصرف جنتامایسین شده و تجویز توأم آنها کاهش بیشتری در سمیت کلیوی این دارو ایجاد می کند.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> رعنا غزنوی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر آنتی بادی های منوکلونال ضد پلاسمینوژن انسانی بر فعال شدن گلو-پلاسمینوژن انسانی بوسیله فعال کننده های پلاسمینوژن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=945&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; پلاسمینوژن انسانی یک گلیکوپروتیین پلاسمایی است که به طور عمده در کبد سنتز می شود. فعال شدن پلاسمینوژن به پلاسمین، توسط فعال کننده های پلاسمینوژن یکی از رویدادهای کلیدی سامانه فیبرینولیتیک انسان است. در این مطالعه ما اثرات دو آنتی بادی منوکلونال ضد پلاسمینوژن انسانی، A1D12 و MC2B8 را بر فعال شدن گلو- پلاسمینوژن در حضور فعال کننده های نوع بافتی (t-PA) و نوع ادراری پلاسمینوژن (u-PA) و همچنین استرپتوکیناز بررسی نمودیم.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;تولید آنتی بادی های دو رگه به وسیله ادغام سلول های طحال موش BALB/C ایمونیزه شده با گلو- پلاسمینوژن انسانی با سلول های میلومای NS1، طبق روش Kohler و Milstein انجام شد. فعال شدن پلاسمینوژن با اندازه گیری تولید پلاسمین با استفاده از سوبسترای رنگزای S-2251 سنجش شد. پس از آن اثر آنتی بادی های منوکلونال، A1D12 و MC2B8، بر فعال شدن پلاسمینوژن در محلول ارزیابی گردید. سرعت های اولیه و شاخص های کینتیکی فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتی بادی های منوکلونال نیز محاسبه گردید. اثر آنتی بادی منوکلونال MC2B8 بر سرعت هیدرولیز پلاسمین سنجش شد. همچنین اثر بخش F(ab&amp;apos)&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; آنتی بادی A1D12 بر فعال شدن پلاسمینوژن انسانی به وسیله u-PA با اثر آنتی بادی کامل بر این واکنش مقایسه شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;آزمون ELISA نشان داد که آنتی بادی ها به خوبی با آنتی ژن واکنش پذیری دارند. آنتی بادی A1D12 سرعت ماکزیمم (V&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;) فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله هر یک از سه فعال کننده را افزایش و آنتی بادی MC2B8 آن را کاهش داد. در تمامی واکنش های فعال شدن، مقدار K&lt;sub&gt;m&lt;/sub&gt; فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتی بادی A1D12 تغییر چندانی نکرد در حالی که آنتی بادی MC2B8 مقدار K&lt;sub&gt;m&lt;/sub&gt; فعال شدن به وسیله u-PA، t-PA وابسته به منومر فیبرین و استرپتوکیناز را کاهش داد. آنتی بادی منوکلونال MC2B8 اثر قابل ملاحظه ای بر سرعت هیدرولیز سوبسترای سنتزی S-2251 توسط پلاسمین نداشت. سرعت فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله u-PA در حضور غلظت های پایین تری از بخش F(ab)&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; آنتی بادی A1D12 برابر با آنتی بادی کامل است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; اتصال آنتی بادی A1D12 از ناحیه F(ab) خود به گلو- پلاسمینوژن، کارآیی کاتالیتیکی فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله فعال کننده های پلاسمینوژن را افزایش می دهد. بنابراین به لحاظ کلینیکی به کارگیری آنتی بادی A1D12 برای درمان رویدادهای انسدادی عروق نظیر سکته قلبی، با انسانی نمودن بخش F(ab) آنتی بادی A1D12 ممکن است مفید باشد. الگوی مهاری آنتی بادی MC2B8، با اتصال احتمالی به جایگاه برش گلوتامین- پلاسمینوژن یا نزدیک آن، از نوع مهار آنزیمی چندگانه می باشد.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> محمد اکرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معتادان در خصوص اعتیاد و مشکلات جامعه چگونه می اندیشند؟</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=946&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; به نظر می رسد اعتیاد و سوء مصرف مواد دارای عوامل زمینه ساز متعددی در حیطه های نگرش، محیط و جامعه باشد. سوء مصرف مواد نیز متعاقباً موجب بروز دگرگونی هایی در افراد مبتلا در خصوص درک مسایل اجتماعی و نوع نگرش در مورد این معضل می گردد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در این مطالعه نگرش 42 فرد معتاد در مورد مسأله اعتیاد و مشکلات موجود در منطقه محل سکونت از یک جامعه روستایی در شهرستان بابل مورد بررسی قرار گرفته و با نگرش افراد غیرمعتاد در همان جامعه (268 نفر) مورد مقایسه قرار گرفته است. افراد معتاد مورد مطالعه کسانی بودند که دست کم چندین بار طی 6 ماه اخیر در هفته به سوء مصرف تریاک مبادرت کرده بودند. جمع آوری اطلاعات نگرش افراد مورد مطالعه توسط مصاحبه و براساس یک پرسشنامه نیمه ساختارمند صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; نگرش افراد معتاد در خصوص اهمیت مسأله اعتیاد به عنوان یک مشکل فردی با نگرش افراد غیرمعتاد تفاوت معنی دار داشت. هر دو گروه افراد معتاد و غیرمعتاد سه مشکل اصلی موجود در منطقه محل سکونت خود را به ترتیب بیکاری، فقدان امکانات تفریحی و اعتیاد عنوان کرده و رتبه بندی نمودند. برخی از مشکلات مطرح شده تفاوت معنی داری میان گروه معتادان و افراد غیرمعتاد مورد مطالعه نشان داد. در خصوص چگونگی سپری کردن اوقات فراغت، هم افراد معتاد و هم افراد غیرمعتاد بیش از همه از فقدان امکانات لازم برای گذراندن اوفات فراغت شکایت داشتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;توجه به نگرش افراد جامعه در خصوص مسأله اعتیاد جهت برنامه ریزی برای مهار این معضل و پیشگیری از آن نقشی اساسی دارد. تناقص موجود میان نگرش افراد معتاد به مسأله اعتیاد در دو جنبه فردی و اجتماعی (که در این مطالعه بدان پرداخته شده) قابل تأمل است. همان گونه که از طرف افراد مورد مطالعه نیز اشاره شده است، توجه به اوقات فراغت، فراهم آوردن امکانات لازم برای ایجاد بسترهای فرهنگی و فیزیکی، گذراندن این اوقات به بهترین نحو، در پیشگیری از نابسامانی های اجتماعی به ویژه اعتیاد نقش بسیار مؤثری خواهد داشت.&lt;/p&gt;</description>
						<author> علی پاشامیثمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شیوع کلونیزاسیون کاندیدا در بیماران مبتلا به عوارض گوارشی گاستریت، دئودنیت و اولسر پپتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=947&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; استفاده طولانی مدت از آنتی اسید و آنتی بیوتیک در ضایعات گوارشی می تواند زمینه ساز کلونیزاسیون قارچ ها در دستگاه گوارش به ویژه معده باشد. این مطالعه به منظور تعیین میزان شیوع عفونت قارچی در بیماران مبتلا به گاستریت، دئودنیت و اولسرهای پپتیک انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;این مطالعه توصیفی و مقطعی می باشد. پس از نمونه گیری از 300 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان دکتر شریعتی تهران طی یک سال که مبتلا به عوارض فوق بودند (و به روش اندوسکوپی اثبات شده بود)، نمونه های مورد نظر تحت آزمایش مستقیم میکروسکوپی و کشت قرار گرفته و نتایج به دست آمده ثبت گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; از مجموع 300 بیمار مورد بررسی، تعداد 44 مورد (7/14%) آلوده به قارچ مخمری بودند که در این میان 30 مورد (2/68%) کاندیدا و 14 مورد (8/31 %) مخمری از سایر انواع بود. در بین گونه های مختلف، کاندیدا آلبیکنس با تعداد 26 مورد (7/86%) بیشترین سهم را به خود اختصاص داد. میزان آلودگی به قارچ در زنان (3/19%) و در مردان (3/10%) بود که اختلاف معنی دار آماری بین دو جنس معنی دار بود. بیشترین میزان آلودگی در گروه سنی 70-50 سال گزارش شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در این بررسی مشخص شد که 70% افرادی که دارای آلودگی قارچی بودند، سابقه مصــــرف آنتی  بیوتیک و آنتی اسید با مدت زمانی بیش از 3 ماه را داشتند و اختلاف معنی داری بین آنها و گروهی که سابقه مصرف دارو نداشتند وجود داشت.درصد آلودگی به کاندیدا آلبیکنس در جامعه مورد بررسی یعنی در 300 بیمار بررسی شده برابر 10% گزارش گردید و این رقم برای کاندیدا تروپیکالیس 7/0% و برای کاندیدا کروزیی 3/0% بود.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> سیدجمال هاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه Diffusion-MRI با MRI متداول در کشف ضایعات داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=948&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: مولتیپل اسکلروزیس بیماری مزمنی است که اغلب در بالغین جوان آغاز شده و از نظر پاتولوژی به صورت مناطق متعدد التهابی در ماده سفید دستگاه عصبی مرکزی، از بین رفتن میلین و ایجاد اسکار گلیال مشخص می شود. تصویربرداری به روش تشدید مغناطیسی (MRI) ارزشمندترین اقدام تشخیصی پاراکلینیکی است. تکنیک جدیدی از این روش تصویربرداری بر پایه انتشار مولکولی ابداع شده است (DW-MRI) که اغلب ضایعات حاد و فعال را مشخص می سازد. با تشخیص و درمان زودرس بیماری، کاهش سرعت پیشرفت بیماری و جلوگیری از ایجاد ضایعات ماندگار امکان پذیر می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه نتایج حاصل از MRI متداول((Conventional و DW-MRI در بررسی پلاک های مغزی بیماران دچار مولتیپل اسکلروزیس است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در طی یک مطالعه توصیفی _ تحلیلی آینده نگر، 30 بیمار با تشخیص مولتیپل اسکلروزیس قطعی از نظر بالینی و 30 فرد سالم (به عنوان گروه شاهد) در طی مدت 12 ماه بررسی شدند. هر دو گروه تحت بررسی با MRI متداول و DW-MRI قرار گرفتند. تعداد کل، شکل، محل و میانگین اندازه پلاک های داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس در دو روش تصویربرداری مقایسه گردید. حساسیت و ویژگی هر دو روش تصویربرداری در کشف ضایعات داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس تعیین گردید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 30 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، با میانگین سنی 79/8 ± 76/32 سال و 30 فرد سالم با میانگین سنی 23/9 ± 75/32 سال بررسی شدند. تعداد پلاک های مغزی در روش متداول به طور معنی داری بیشتر از روش DW-MRI بود (05/0&gt;P). در روش MRI متداول، تعداد پلاک های بیضی شکل بیشتر بوده و پلاک های بیشتری در مناطق دوربطنی، مرکز نیمه بیضی (Centrum semiovale) و کورپوس کالوزوم توسط MRI متداول دیده شد. حداقل اندازه پلاک در روش MRI متداول کمتر از DW-MRI بود. حساسیت هر دو روش 100% بود. ویژگی روش متداول و روش DW-MRI به ترتیب 6/86% و6/96% بود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;:در این مطالعه حساسیت هر دو روش تصویربرداری در کشف ضایعات داخل مغزی مولتیپل اسکلروزیس یکسان بود ولی ویژگی DW-MRI در کشف این ضایعات بیشتر از MRI متداول بود. در بعضی موارد، DW-MRI ضایعاتی را آشکار می سازد که در MRI متداول دیده نمی شود. &lt;/p&gt;</description>
						<author> زینت میابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سطح سرمی Inhibin در سندرم تخمدان پلی کیستیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=949&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; سندرم تخمدان ﭘﻠﻲ کیستیک (PCOS)، شایع ترین ﺁندوکرینوﭘﺎتی در زنان و شایع ترین علت نازایی، ناشی از عدم تخمک ﮔذاری می باشد. ترشح ناکافی FSH محتمل ترین علت عدم تخمک ﮔذاری دراین سندرم می باشد. Inhibin هورمون گلیکوپروتیینی است که توسط سلول های گرانولوزا و تکای تخمدان ترشح شده و باعث مهار FSH می شود. در مورد نقش Inhibin در این بیماران اختلاف نظر وجود دارد. لذا، در این مطالعه بر آن شدیم که سطح سرمی Inhibin را در زنان مبتلابه این سندرم با زنان سالم مقایسه کنیم. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; طی یک مطالعه مورد- شاهد، 41 زن مبتلابه PCOS از بین زنان مراجعه کننده به درماﻧﮕﺎه فوق تخصصی غدد یا درماﻧﮕﺎه تخصصی زنان بیمارستان دکتر شریعتی و 44 ﺯن سالم با سیکل قاعدگی طبیعی که در طیف سنی 40-15 سال بودند، انتخاب شدند. در کلیه بیماران و ﮔﺮوه شاهد شرح حال مناسب اخذ و معاینه بالینی صورت ﮔﺮفت و نمونه خون وریدی، در ساعات اولیه صبح، جهت اندازه گیری Inhibin گرفته شد. جهت بررسی آماری از آزمون Mann_whitney استفاده شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; میانگین سنی در افراد مبتلا به PCOS، 3/5 ± 6/23 سال و در گروه شاهد 9/3 ±1/23سال بود و از نظر سنی تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. میانگین BMI در افراد مبتلا به PCOS 45/5 ±07/25 کیلوگرم بر مترمربع و در گروه شاهد 46/2± 33/21 بود و از این نظر اختلاف آماری معنی دار بین دو گروه وجود داشت (001/0&gt;P).میانگین غلظت سرمی Inhibin در زنان PCOS، 23/1 ± 62/1 (واحد در میلی لیتر) و در افراد گروه شاهد 26/2 ± 26/2 بود که تفاوت دو گروه از نظرآماری معنی دار نبود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;سطح Inhibin در بیماران مبتلا به PCOS تفاوت معنی داری با زنان سالم ندارد و نمی تواند به عنوان آزمون معمول جهت غربالگری این بیماران به کار رود. مطالعات بیشتر در مورد نقش احتمالی Inhibin در این افراد با اندازه گیری زیر واحدهای آن، شامل Inhibin A و Inhibin B توصیه می شود.&lt;/p&gt;</description>
						<author> مهناز لنکرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اندیکاسیون ها و عوارض و نتایج سیتوپاتولوژی مخروط برداری سرویکس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=950&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;با توجه به شیوع بالای سرطان گردن رحم در کشورهای در حال توسعه و ارزش تشخیصی و درمانی مخروط برداری در ضایعات CIN، در این مطالعه، اندیکاسیون ها، عوارض و نتایج سیتوپاتولوژی مخروط برداری مورد بررسی قرار گرفته اند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در این پژوهش گذشته نگر و توصیفی، پرونده 44 بیمار که در بیمارستان ولی عصر (عج) طی سال های 79 تا 82 مخروط برداری شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; توزیع سنی بیماران از 18 تا 75 سال با میانگین 18/43 (9/11=SD) و توزیع پاریتی از 0 تا 10 با میانگین 5-4 (3-2=SD) می باشد. 10 بیمار (7/22%) منوپوز هستند. شایع ترین اندیکاسیون ها جهت مخروط برداری سرویکس عدم مشاهده T-Zone (19 مورد معادل 2/43%) می باشد که در افراد منوپوز درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است (50%  &quot;5 مورد&quot; در افراد منوپوز و 2/41%  &quot;14 مورد&quot; در افراد پره منوپوز). میزان خونریزی 2 مورد (5/4%) و عفونت ادراری 1 مورد (3/2%) است. بیشترین پاپ اسمیر شامل HSIL در 16 مورد (4/36%)، بیشترین نتیجه بیوپسی در زمان کولپوسکوپی شامل دیسپلازی متوسط در 16 مورد (4/36%) و بیشترین هیستولوژی مخروط برداری مربوط به دیسپلازی خفیف در 23 مورد (3/52%) می باشد. از 2 مورد(5/4%) سرطان مهاجم در کولپوسکوپی - بیوپسی 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 1 مورد دیگر پاپ اسمیر HSIL دارد. از 4 مورد (1/9%) سرطان مهاجم در هیستولوژی مخروط برداری 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 3 مورد دیگر HSIL می باشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;نتایج پاپ اسمیر در غربالگری سرطان گردن رحم قابل اعتماد نیست و انجام کولپوسکوپی در پاپ اسمیر LSIL و حتی ASCUS محتاطانه تر است. هر کولپوسکوپیست باید مهارت خود را برای انجام یک مخروط برداری صحیح از گردن رحم افزایش دهد، چرا که اندیکاسیون های کلاسیک مخروط برداری همچنان معتبر باقی مانده اند و عوارض آن بسیار کم است.&lt;/p&gt;</description>
						<author> فاطمه قائم مقامی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ملانوم بدخیم اولیه پوستی برحسب معیارهای آسیب شناسی Clarke و Breslow</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=951&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;ملانوم بدخیم پوستی، کشنده ترین تومور جلدی است که در صورت تشخیص زودرس قابل درمان می باشد. تشخیص این بیماری براساس بیوپسی (ترجیحاً به صورت برداشت کامل) ضایعات مشکوک است. در گزارش آسیب شناسی ملانوم بدخیم ضروری است که تومور در زیر گروه بافت شناسی مناسب تقسیم بندی شده و ضخامت تومور، فاز رشد آن، سطح تهاجم درجه فعالیت میتوزی، وجود یا فقدان پسرفت، ارتشاح التهابی و ایجاد اولسراسیون ثبت گردد. این توصیف می تواند درجه پیشرفت بیماری را تعیین نموده و با توجه به آن می توان برآوردی از کارآیی سیستم بیماریابی و تشخیص زودرس به دست آورد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی و گذشته نگر انجام شد. لام های پاتولوژی با تشخیص ملانوم بدخیم در طی سال های 79-1377 که در بایگانی دپارتمان پاتولوژی موجود بود، از نظر معیارهای پاتولوژیک ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفتند و براساس ویژگی های پاتولوژیک میزان بقای 10 ساله بیماران سنجیده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در مجموع 47 مورد بررسی شد که میانگین سنی 38/57 (انحراف معیار = 85/5) و با توزیع جنسی 1/51% مرد و 2/42% زن بودند. 6/42% نمونه ها در سطح کلارک I، 1/2% در سطح کلارک II، 4/6% در سطح کلارک III و 4/40% در سطح کلارک IV و 5/8% در سطح کلارک V بودند. در میان بیماران، 2/53% ضخامت برسلو کمتر یا مساوی 75/0 میلی متر، 5/8% بین 76/0 تا 69/1 میلی متر، 7/27% بین 7/1 تا 6/3 میلی متر و در 6/10% موارد بالای 61/3 میلی متر بود. میانگین ضخامت برسلو بر حسب جنس بیماران تفاوت معنی داری نشان نداد و بین ضخامت برسلو و سن بیماران تفاوت آماری معنی دار بود. میانگین بقای 10 ساله بیماران 75% بود که در زنان بیش از مردان بود. از دیگر نتایج این مطالعه پیدا کردن رابطه ای خطی بین سن بیمار و ضخامت برسلو بود که براساس رابطه زیر قابل محاسبه است:(سال) سن × 016/0 + 625/0- = &lt;sub&gt;(میلی متر) &lt;/sub&gt;لگاریتم ضخامت برسلو&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;ثبت کامل اطلاعات بالینی و آسیب شناسی بیماران مبتلا به ملانوم بدخیم بستر مناسبی را برای استقرار یک سامانه پایش بیماری فراهم می نماید.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> زهرا صفایی نراقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تظاهرات سل ریوی در بیماران با و بدون HIV/AIDS بستری شده در بیمارستان امام خمینی تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=952&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; سل ریوی شایع ترین شکل بیماری سل در بیماران HIV/AIDS می باشد، اما نحوه تظاهرات بالینی آن بسته به درجه ایمنی فرد متفاوت خواهد بود. سل در هر مرحله ای از بیماری ممکن است رخ دهد. شواهد اپیدمیولوژیک نشان داده اند که این دو بیماری اثر تشدیدکننده روی هم دارند. هدف مطالعه بررسی تأثیر HIV بر سل ریوی بوده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در این مطالعه مورد - شاهدی، 120 بیمار مبتلا به سل ریوی شامل 40 بیمار HIV مثبت (گروه بیمار) و 80 بیمار HIV منفی (گروه شاهد) که در طی سال های (1383-1377) در بخش عفونی بیمارستان امام خمینی بستری شده بودند، از نظر علایم بالینی، تغییرات آزمایشگاهی و تظاهرات رادیولوژیک مقایسه شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; در هر دو گروه سل در جنس مذکر بیشتر دیده شد. میانگین سنی گروه HIV مثبت ‍4/10 ± 95/35 و کمتر از گروه شاهد (36/20±‍ 95/46) بود. (002/0(P =. از نظر تظاهرات بالینی کاهش وزن و سرفه مزمن در گروه شاهد (به تر تیب 8/93% و 3/76%) نسبت به گروه بیماران (80% و 45%) با اختلاف معنی داری مشاهده شد (001/0P&lt; و 02/0P&lt;) و احساس ضعف و خستگی در گروه بیماران بیشتر  بود (006/0P =). از نظر علایم رادیولوژیک، در گروه TB/HIV کاویتاسیون (01/0P = ، 97/0 - 05/0 CI: 95% 21/0OR =) و انفیلتراسیون (02/0 P= ، 75/0 - 09/0 CI : 95% 27/0OR =) کمتر و درگیری اولیه بیشتر از درگیری ثانویه در مقایسه با گروه شاهد بود. (001/0P =، 03/9 - 73/1 CI: 95% 95/3OR =) در رابطه با یافته های آزمایشگاهی، در افراد TB/HIV ما PPD منفی بیشتر (75% در برابر50%)، ESR بالاتر و Hb پایین تر (6/10 در مقابل 4/12) و میانگین لکوسیت و لنفوسیت کمتری داشتند که اختلاف در تمام این موارد معنی دار بود. همچنین47% بیماران لنفوسیت زیر 1200 داشتند یا به عبارتی در مرحله ایدز بودند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; با توجه به آن که ویروس HIV موجب تغییر در علایم بالینی، آزمایشگاهی و رادیولوژیک سل می شود، لازم است در تمام بیماران آلوده به این ویروس به ویژه اگر علایم ریوی دارند سل در رأس تشخیص قرار گیرد.&lt;/p&gt;</description>
						<author> آذر حدادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آنتی بادی های ابشتین بار ویروس و میزان کاهش عیار این آنتی بادی ها پس از درمان رادیوتراپی در بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنگس مراجعه کننده به بخش رادیوتراپی انکولوژی بیمارستان امام خمینی در سال 83-1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=953&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; شواهد و مطالعات انجام شده حاکی از وجود ژنوم ویروس ابشتین بار در سلول های اپی تلیال نازوفارنگس بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنگس است. وجود این ویروس در سلول های اپی تلیال نازوفارنگس، همراه با تیترهای بالای آنتی بادی های IgA و IgG در سرم این بیماران است. با توجه به فقدان یک روش آزمایشگاهی جهت غربالگری افراد پرخطر و پیگیری پس از درمان بیماران مبتلا به این بدخیمی، اندازه گیری تیتر این آنتی بادی ها می تواند در جهت دستیابی به این منظور سودمند باشد.   &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt;:&lt;/em&gt; در این مطالعه در بیماران مبتلا به کارسینوم نازوفارنگس مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی در سال 83-82، میزان مثبت بودن آنتی بادی های ابشتین بار ویروس، قبل از درمان و میزان کاهش عیار آن سه ماه پس از خاتمه درمان رادیوتراپی (یا رادیوتراپی و کموتراپی همزمان)، مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; براساس نتایج این تحقیق، میزان مثبت بودن تیتر آنتی بادی های قبل از درمان بیماران، بیشتر از 77% می باشد. سه ماه پس از خاتمه درمان، تیتر آنتی بادی های تمام بیمارانی که تیتر مثبت داشتند کاهش یافت که این کاهش تیتر به لحاظ آماری معنی دار بود (05/0P&lt;). &lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; با توجه به مثبت بودن تیتر آنتی بادی های IgG و  IgAدر درصد قابل توجهی از بیماران و کاهش تیتر آن پس از درمان، می توان از تیتراژ این آنتی بادی ها جهت غربالگری افراد پر خطر و پیگیری پس از درمان بیماران سود جست. پیگیری و مطالعات تکمیلی بر روی بیماران توصیه می شود.&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> فرناز آموزگارهاشمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه دقت آزمون لب گزه (ULBT) با آزمون های فاصله دندان های ثنایا، تیرومنتال و استرنومنتال در ارزیابی راه هوایی فوقانی و پیش گویی لوله گذاری دشوار</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=954&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; در مطالعات قبلی دقت آزمون لب گزه با آزمون مالامپاتی مورد ارزیابی قرار گرفته است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دقت آزمون لب گزه (ULBT) با آزمون های فاصله دندان های ثنایا، تیرومنتال و استرنومنتال در ارزیابی راه هوایی فوقانی و پیش گویی لوله گذاری دشوار می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;در یک مطالعه آینده نگر، 380 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. در تمام بیماران پیش از القای بیهوشی، کلاس آزمون لب گزه، فاصله دندان های ثنایا، تیرومنتال و استرنومنتال تعیین گردید. پس از القای بیهوشی نیز نمای حنجره براساس تقسیم بندی کورمک تعیین گردید. درجه 3 و 4 معادل انتوباسیون دشوار در نظر گرفته شد. بهترین نقاط با بالاترین دقت توسط منحنی ROC برای هر یک از آزمون ها تعیین گردید. حساسیت و ویژگی آزمون ها در پیش گویی دشواری انتوباسیون محاسبه و مقایسه گردید. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; در 19 بیمار (5%) لوله گذاری دشوار بود. کلاس 3 آزمون لب گزه، فاصله دندان های ثنایا کمتر از 5/4 سانتی متر، فاصله تیرومنتال کمتر از5/6 سانتی متر و فاصله استرنومنتال کمتر از 13 سانتی متر، لوله گذاری دشوار در نظر گرفته شد. اختلاف معنی داری بین دو جنس در لوله گذاری دشوار یافت نشد، اما تمامی آزمون های به کار گرفته شده بالا در مقادیر ذکر شده اختلاف معنی داری در دو گروه با نمای لارنگوسکوپی داشتند (Mc-Nemar، 005/0P&lt;). میزان ویژگی و دقت آزمون لب گزه به میزان معنی داری از آزمون های تیرومنتال، استرنومنتال و فاصله بین دندان های ثنایا بیشتر است (به ترتیب ویژگی96/91 % در مقابل01/77%، 64/70% و 27/82% و دقت 05/91% در مقابل 58/76%، 32/71%، 84/81% و53/90%).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نتیجه گیری&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;: &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;آزمون لب گزه با داشتن بالاترین دقت و ویژگی نسبت به آزمون های فاصله استرنومنتال، تیرومنتال و فاصله بین دندان های ثنایا در ارزیابی راه هوایی مناسب تر است.&lt;/p&gt;</description>
						<author> زاهد حسین خان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>صدمات ناشی از لوله گذاری طولانی مدت بر نای و حنجره</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=955&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمینه و هدف:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; لوله گذاری طولانی داخل نایی، یکی از روش های جدید در حال پیشرفت جهت حمایت تنفسی از بیمارانی است که به دلایل مختلف نیاز به مراقبت ویژه دارند. این روش با وجود پیشرفت های فراوان، عوارضی را به همراه دارد که از جمله مهمترین آنها عوارض نایی ـ حنجره ای می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;روش بررسی:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;این مطالعه گذشته نگر در فاصله زمانی 2 سال بر روی 57 بیمار با سابقه لوله گذاری طولانی مدت که به بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیراعلم ارجاع شده بودند انجام شد. از کلیه بیماران علاوه بر اخذ تاریخچه و انجام معاینه فیزیکی، از طریق لارنگوسکوپی و برونکوسکوپی مستقیم تحت بی هوشی عمومی بررسی کامل به عمل آمد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;یافته ها:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; در این مطالعه 57 بیمار (44 مذکر، متوسط سنی 7/14 ± 9/23 سال ) با متوسط زمان لوله گذاری 8 ± 8/15 روز مورد مطالعه قرار گرفتند. شایع ترین علت مراجعه بیماران تنگی نفس(62%) بود. شایع ترین علت لوله گذاری (4/72%) صدمه مغزی بود. از میان ضایعات نایی، تنگی نای شایع ترین (9/56%) یافته بود. از میان ضایعات حنجره ای، تنگی زیرگلوت شایع ترین (2/55%) یافته بود. متوسط طول تنگی نای 83/0± 81/0 سانتی متر بود. بین طول تنگی نای و طول مدت لوله گذاری ارتباط آماری معنی دار مشاهده شد(0001/0=P ) اما طول تنگی نای با سن و جنس و علت لوله گذاری ارتباطی نداشت (همه مقادیر P بیشتر از 05 /0). از میان ضایعات گلوتیک، شایع ترین (9/25%) چسبندگی بین آرتینوییدها بود. بین ضایعات گلوتیک و زیرگلوتیک با سن و جنس و طول مدت لوله گذاری ارتباط معنی دار به دست نیامد (همه مقادیر P بیشتر از 05/0).&lt;br&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> جلال مهدیزاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
