<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1385 جلد64 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>آنفلوانزای پرندگان (مقاله مروری)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=956&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف اصلی از ارایه این مقاله آشنایی هر چه بیشتر جامعه پزشکی با بیماری آنفلوانزای پرندگان به ویژه نوع اچ 5 ان 1 آن می باشد که علاوه بر ایجاد بیماری در پرندگان آسیایی و اروپایی باعث بیماری انسان ها نیز در آسیا شده است.منابع و مآخذ مهم مورد استفاده در این مقاله علاوه بر مقالات اشاره شده در پایان متن، آخرین اطلاعات و توصیه های سازمان بهداشت جهانی، سازمان جهانی بهداشت برای جانوران و سازمان غذا و کشاورزی ملل متحده می باشد.ویروس شدیداً بیماری زای H5N1 ، از دسامبر سال 2003 تاکنون باعث مرگ میلیون ها پرنده در بعضی کشورهای آسیا و اروپایی شده است. به عقیده بسیاری از صاحب نظران طغیان این بیماری از حیث شدت و انتشار جغرافیایی در طول تاریخ بی سابقه بوده و اثرات مخرب اقتصادی ناشی از شیوع بیماری بر بخش کشاورزی بسیار زیاد وعمیق می باشد. نکته مهم تر و قابل تأمل در این میان آن بود که مشاهده شد بعضی انسان هایی که تماس مستقیم و طولانی با پرندگان بیمار داشتند نیز به این بیماری مبتلا شدند به طوری که در صورت ابتلا، مرگ ومیر حدود پنجاه درصد داشتند.علاوه بر شدت بیماری و مرگ ومیر ناشی از آن، با توجه به ناپایداری ژنتیکی ویروس آنفلوانزا، ممکن است ویروس با ایجاد موتاسیون و یا با آمیزش با عناصر ژنتیکی ویروس آنفلوانزای انسانی یک، ویروس جدید و بدیعی ایجاد نماید که می تواند به القوه باعث انتقال انسان به انسان هم باشد. پیش بینی شده است که پاندمی بعدی آنفلوانزا به زودی در سراسر جهان رخ خواهد داد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> علیرضا یلدا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر دو نوع وعده غذایی به دنبال کاهش ذخایر گلیکوژنی بر عملکرد ورزشی، سطح انسولین و گلوکز سرم در ورزشکاران مرد رشته فوتبال</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=957&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: تغذیه در دوران پس از تمرینات ورزشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است زیرا تحقیقات نشانگر آن است که نحوه تغذیه در این دوره، علاوه بر تسهیل ترمیم بافت ها، تأثیر قابل توجهی بر تجدید و بازسازی ذخایر انرژی بدن ورزشکاران دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر دریافت دو وعده غذایی با نسبت متفاوت کربوهیدرات و پروتیین بر غلظت انسولین و گلوکز سرم و عملکرد ورزشی ورزشکاران رشته فوتبال شهر تهران می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: 19 مرد جوان (میانگین سنی 83/0  2/17) ورزشکار رشته فوتبال، در یک طرح مطالعاتی کارآزمایی بالینی متقاطع به سه گروه تقسیم شده و طی دو مرحله مورد آزمون قرار گرفتند. در هر مرحله آزمون، افراد به انجام فعالیت بدنی تا سر حد واماندگی پرداخته و سپس به مصرف یکی از سه وعده غذایی: واجد پروتیین بیشتر (شامل: کربوهیدرات 56%، پروتیین 19% و چربی 25% کل انرژی)؛ با کربوهیدرات بیشتر (شامل: کربوهیدرات 64%، پروتیین 11% و چربی 25% کل انرژی) و وعده غذایی کنترل (شامل: کربوهیدرات 60%، پروتیین 15% و چربی 25% کل انرژی) که نسبت کربوهیدرات به پروتیین در آنها به ترتیب 3 به 1؛ 6 به 1 و 5/4 به 1 می باشد، مبادرت نمودند. سپس قبل از شروع صرف غذا و نیز طی زمان های 30، 60 و 120 دقیقه از زمان شروع صرف غذا، نمونه گیری جهت سنجش انسولین و گلوکز سرم صورت گرفت. 3 ساعت پس از صرف غذا، آزمون عملکرد سنجی، براساس آزمون Conconi، برای تمامی ورزشکاران صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاصله نشانگر آن است که در طی دو مرحله آزمون تفاوت معنی داری بین تغییرات گلوکز و انسولین سرم در بین سه گروه ورزشکاران در مدت زمانی 2 ساعت پس از صرف وعده های غذایی وجود ندارد &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: براساس نتایج حاصله، دریافت هیچ یک از سه وعده غذایی هم انرژی با نسبت های متفاوت کربوهیدرات به پروتیین، بر غلظت گلوکز و انسولین سرم و نیز عملکرد ورزشی تأثیری ندارد. بنابراین چنین به نظر می رسد که محتوای انرژی کل وعده های غذایی، از ترکیب وعده های غذایی اهمیت بیشتری را دارا می باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> محمد حضوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی داروهای ضد خارش در بیماران نارسایی مزمن کلیه</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=958&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: خارش یکی از مشکلات شایع بیماران با نارسایی پیشرفته کلیه است. 35-25% بیماران قبل از دیالیز و 80-60% بیماران دیالیزی از خارش شکایت دارند. پاتوفیزیولوژی خارش در این بیماران ناشناخته بوده و علل متفاوتی از جمله آزاد شدن هیستامین از ماست سل ها و بازوفیل ها، پوست اورمیک (پوست خشک و آتروفی شده )، پرولیفراسیون ماست سل های پوستی، آتروفی سلول های چربی ساز و تعریقی پوست، اختلالات الکترولیتی و تجمع اسیدهای صفراوی مطرح می باشد. از آنجا که هیستامین واسطه اصلی در خارش می باشد ، هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش آنتی هیستامین ها در کنترل خارش بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه می باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه از نوع Before and After Study بوده که در یک دوره یک ساله در بخش دیالیز بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 30 بیمار واجد شرایط وارد مطالعه شدند. بیماران ابتدا دو هفته تحت درمان با هیدروکسی زین mg 25 سه بار در روز قرار گرفته و بعد از یک هفته قطع دارو، درمان دو هفته ای با کتوتیفن دو بار در روزBD شروع گردید. سپس بعد از قطع یک هفته ای دارو، درمان دو هفته ای کلرفنیرامین mg 4 سه بار در روز شروع گردید. شدت خارش بیماران قبل و بعد از هر دوره درمانی با استفاده از جدول PSS (Pruritus Severity Score) ارزیابی گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: متوسط کاهش شدت خارش در درمان با هیدروکسی زین، کلرفنیرامین و کتوتیفن به ترتیب 33% ، 20% و 5/4% بود که کاهش شدت خارش در مورد داروهای هیدروکسی زین وکلرفینرامین معنی دار بوده (001/0p&lt;) ولی در مورد کتوتیفن معنی دار نبود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: هیدروکسی زین و کلر فنیرامین داروهای مؤثر در کنترل خارش بیماران کلیوی بوده و نسبت به کتوتیفن مؤثرترند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> حسین خلیلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه کیفی مسمومیت حاد اپیوییدی در مصرف‌کنندگان تزریقی مواد در تهران</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=959&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: مصرف تزریقی مواد در کشور ما شایع است و یکی از مهمترین عوامل مسمومیت را تشکیل می دهد. این مطالعه با هدف بررسی میزان مسمومیت در مصرف کنندگان مواد، عوامل مؤثر بر آن و اقدامات و مداخلات موجود صورت گرفته  است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: برای انجام این مطالعه از روش های مطالعه کیفی استفاده شد. این مطالعه در 6 محله از شهر تهران با جمعیت حدود 000/400 نفر انجام شد که از نظر شرایط فرهنگی اجتماعی، تاریخچه، ساختار و میزان شیوع مصرف تزریقی مواد و ارتکاب جرم متفاوت بودند. 81 نفر از افراد کلیدی بخش های مختلف هر محله و 154 نفر از معتادان تزریقی به طرق هدفمند، فرصت طلب و گلوله برفی انتخاب و به  طور فردی یا گروهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. از مطالعه اتنوگرافیک نیز برای مشاهده شرایط زندگی معتادان تزریقی استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در یک محله با سطح اقتصادی اجتماعی بالاتر معتاد تزریقی یافت نشد. در پنج محله دیگر وقوع مسمومیت در مصرف کنندگان تزریقی مواد، شایع گزارش شد. تزریق هرویین به تنهایی و یا همراه با داروها و مواد دیگر مهمترین الگوی ایجاد مسمومیت گزارش گردید. به طور کلی بی اطلاعی از میزان خلوص مواد مورد مصرف به عنوان مهمترین علت شیوع مسمومیت ذکر شد. اغلب درمانگاه ها و بیمارستان ها حتی در محله های با شیوع بالای اعتیاد تزریقی و مسمومیت، آمادگی لازم برای انجام اقدامات فوری مربوط به مسمومیت ناشی از مواد اپیوییدی را نداشتند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به شیوع این پدیده، انجام مطالعات بیشتر، پیش بینی راهکارهای پیش گیری کننده و آموزش معتادان، خانواده ها و اطرافیان آنان و پیش بینی اقدامات قابل دسترس برای درمان مسمومیت ناشی از مصرف مواد اپیوییدی پیشنهاد می شود&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> آفرین رحیمی موقر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه بررسی علل ایجاد کننده END STAGE RENAL DISEASE دربیماران دیالیزی استان گیلان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=960&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: براساس مسایل مرتبط با ژنتیک، عادات غذایی و سطح بهداشت عمومی، علل ایجاد کننده (End Stage Renal Disease) ESRD می توانند متفاوت باشند. &lt;br&gt;ESRD مرتبه ای از نارسایی کلیه است که اگر درمان های جایگزین انجام نشوند، می تواند منجر به مرگ گردد. در این تحقیق علل ESRD در بیماران دیالیزی استان گیلان بررسی می شود و فراوانی نسبی علل ایجاد کننده ESRD در بیماران دیالیزی تعیین خواهد شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این تحقیق به روش توصیفی بر روی 407 نفر بیماری که از مهر ماه 1381 تا مهر ماه 1382در مراکز همودیالیز استان گیلان تحت دیالیز بوده اند صورت گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران در بخش همودیالیز استخراج شد و بررسی آماری با استفاده از برنامه SPSS-10 صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در بررسی صورت گرفته روی 407 نفر بیمار همودیالیزی در استان گیلان، شایع ترین علل ایجاد کنندهESRD عبارتند از: هیپرتانسیون144 نفر (4/35 %)، علل نامعلوم 66 نفر (2/16%)، دیابت 56 نفر (8/13%)، گلومرولونفریت 39 نفر (6/ 9 %)، بیماری های اورولوژیک 37 نفر (1/9 %)، بیماری های کیستیک کلیه 31 نفر(6/7%)، سایر موارد24 نفر(9/5%)، بیماری های مادرزادی10 نفر (5/2 %). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: علی رغم این که دیابت و سپس هیپرتانسیون شایع ترین علل ایجاد کننده ESRD ذکر شده اند، در مطالعه ما هیپرتانسیون علت شماره یک بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> مسعود خسروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه گازهای خون بندناف واپگار نوزادان حاصل از زایمان طبیعی و سزارین به روش بیهوشی عمومی وبی حسی نخاعی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=961&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: بررسی گازهای خون بند ناف، وسیله‏ای جهت ارزیابی وضعیت اکسیژناسیون و اسید و باز نوزادان می‏باشد. اسیدمی شدید جنین با افزایش مرگ و میر نوزادی و آسیب رشد عصبی نوزاد همراه است. در سزارین به علت عبور داروی بیهوشی از جفت، احتمال بروز اسیدوز و هیپوکسمی نوزاد افزایش می یابد، در این مطالعه تغییرات گازهای خون بندناف در نوزادان حاصل از زایمان طبیعی و روش‏های مختلف بیهوشی در سزارین مقایسه گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه مقطعی روی 100 نمونه ورید نافی بلافاصله بعد از بسته شدن بندناف صورت گرفت که در سه گروه زایمان طبیعی (40 نفر)، سزارین به روش بیهوشی عمومی (35 نفر) و سزارین به روش بی‎حسی نخاعی (25 نفر) تقسیم شدند و از نظر گازهای خون و آپگار دقیقه اول و پنجم و مدت زمان بیهوشی و تأثیر آن روی گازهای خون و آپگار مقایسه شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در گروه زایمان طبیعی میانگین‏های شاخص ها بدین ترتیب بود: PH 13/5306/7، pCO2 57/682/41، pO2 87/624/25، HCO3 03/256/20 و آپگار 38/082/8 .&lt;br&gt;در گروه سزارین به روش بیهوشی عمومی، میانگین‏ها: PH 73/4304/7، pO2 02/1470/38، pCO2 87/526/43، آپگار 70/017/8 و 311/21=HCO3 بود.&lt;br&gt;در گروه سزارین به روش بی‎حسی نخاعی میانگین‏ها: PH 50/4301/7، pO2 50/592/26، HCO3 15/238/21، آپگار 62/060/8 و pCO2 99/410/44 بود. &lt;br&gt;بین نوع زایمان، آپگار و pO2 رابطه آماری معنی‏دار به دست آمد. آپگار در گروه بیهوشی عمومی نسبت به بی‏حسی نخاعی و طبیعی کمتر و pO2 نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود.&lt;br&gt;بین مدت زمان بیهوشی و pO2 رابطه آماری معنی‏داری بدست آمد. به طوری که با افزایش مدت زمان بیهوشی pO2 کاهش یافت. در روش‏های مختلف زایمان، اختلاف معنی‏داری بین PH و pCO2 و HCO3 وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: گازهای خون نوزاد در روش‏های مختلف زایمان تفاوت معنی‏داری ندارند. آپگار نوزادان زایمان طبیعی بیشتر از سایر روش‏های زایمانی می‎باشد. با افزایش مدت زمان بیهوشی در سزارین به روش بیهوشی عمومی، آپگار و pO2 افت پیدا کنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> شیوا رفعتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثرات درمان سدیم والپروات و پروپرانولول در پیشگیری از سردردهای میگرنی کودکان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=962&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;داروهای متعددی به منظور پیشگیری از سردردهای میگرنی مورد استفاده قرار می گیرند اما گزارش های مستند در خصوص اثر بخشی این ترکیبات در سردردهای میگرنی کودکان محدود است. سدیم والپروات از جمله داروهایی است که تأثیر آن در میگرن کلاسیک بزرگسالان مشخص گردیده است. در این مطالعه به منظور ارزیابی اثر بخشی و ایمنی مصرف سدیم والپروات در میگرن کودکان، با پروپرانولول که از داروهای خط اول درمان میگرن است مورد مقایسه قرار می گیرد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه تجربی به روش متقاطع (Cross Over) به مدت 15 ماه در مرکز پزشکی کودکان مفید صورت گرفت. 52 بیمار وارد مطالعه شدند که 6 مورد به علت عدم پی گیری درمان از مطالعه حذف شدند. 48 بیمار (23 دختر و 25 پسر) در گروه سنی 12-7 سال (متوسط 8/9) پس از یک دوره چهار هفته ای بدون دریافت دارو(Medication free) با نسبت یک به یک در دو گروه تصادفی به مدت 8 هفته تحت درمان با سدیم والپروات و پروپرانولول قرار گرفتند. متعاقباً پس از یک دوره 4 هفته بدون درمان (Wash out period) گروه ها جابه جا شده و یک دوره 8 هفته ای درمان با داروی دوم را تجربه نمودند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه پاسخ به درمان را بر روی دو شاخص فرکانس و شدت حملات میگرنی مورد بررسی قرار داد. بر این اساس 60 درصد بیمارانی که با سدیم والپروات درمان شده بودند و 78درصد بیمارانی که پروپرانولول دریافت کردند؛ پنجاه درصد یا بیشتر کاهش در فرکانس حملات سردرد نشان دادند، در عین حال 31 درصد بیماران تحت درمان با سدیم والپروات و 45درصد بیماران تحت درمان با پروپرانولول حداقل یک درجه بهبود در میزان محدودیت عملکرد نشان دادند. تست آنالیز آماری مک نمار در هیچ یک از دو شاخص فرکانس حملات (4/2= k2) و شدت حملات (36/3= k2) تفاوت قابل ملاحظه ای را در گروه های درمانی نشان نداد. در خلال مطالعه نیز عارضه جانبی جدی که منجر به قطع درمان شود مشاهده نگردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: سدیم والپروات دارویی مطمئن با پاسخ مناسب است که می تواند در پیشگیری از حملات سردرد در کودکان مبتلا به میگرن مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/font&gt; </description>
						<author> غلامرضا زمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی نتایج میان مدت درمان جراحی پارگی تمام ضخامت (Full-thickness) روتاتور کاف و عوامل مؤثر در پیش آگهی آن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=963&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: پارگی تاندون روتاتور کاف یا آسیب به آن، یکی از شایع ترین بیماری های ارتوپدی است و ترمیم جراحی پارگی روتاتور کاف به عنوان یک روش درمانی مرسوم در این زمینه محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر بررسی نتایج ترمیم پارگی تمام ضخامت روتاتور کاف و ارزیابی پیش گویی کننده های پیامد میان مدت آن می باشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه Case-Series، 27 بیمار (17 مرد و 10 زن با میانگین سنی 7/57 سال) که تحت جراحی ترمیمی باز روتاتور کاف در بیمارستان امام خمینی در فاصله سال های 1379 تا 1382 قرار گرفته  بودند، در فواصل 6 و 12 ماه پس از عمل ارزیابی شدند. عملکرد شانه بر اساس Constant Score (CS) تعیین شده و عوامل مرتبط با پیامد جراحی نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: مقدار متوسط CS پیش از جراحی 1/14 ± 8/45 و پس از 12 ماه 8/8 ± 2/91 بود. بر اساس CS، 6 بیمار (2/22%) نتایج خوب و 21 بیمار دیگر (8/77%) نتایج عالی نشان دادند. تسکین درد به طور کلی رضایت بخش بود. با استفاده از آنالیز رگرسیون چندمتغیره، فقط CS پیش از عمل و Acromio-Humeral Interval (AHI) به طور معنی داری با نتایج عمل در ارتباط بود و ارتباطی بین نتایج عمل با آتروفی قبل از عمل، سایز پارگی، مورفولوژی آکرومیون، طول دوره نشانه های پیش از عمل و سن یافت نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این مطالعه نشان داد که روش استاندارد ترمیم روتاتور کاف با تسکین درد و نتایج خوبی همراه بوده است. با این حال، مطالعات با پیگیری طولانی تر جهت ارزیابی نتایج این عمل توصیه می شوند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> محمدرضا گیتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان هماتوکریت مادر و خطر زایمان زودرس و وزن کم زمان تولد</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=964&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هدف این مطالعه، بررسی رابطه بین مشخصات مادری با تکیه بر وضعیت هماتولوژیک و خطر زایمان زودرس و وزن کم زمان تولد نوزاد در زنان حامله می‏باشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در یک مطالعه هم گروهی، مشخصات مادری 1500 زن باردار شامل سن، قد، وزن و شاخص توده بدنی و میزان هموگلوبین و هماتوکریت ثبت ‎گردید. بیماران براساس شاخص‏های اصلی سرنوشت حاملگی شامل سن حاملگی، زمان زایمان و وزن زمان تولد نوزاد پی‏گیری شدند. از روش آماری رگرسیون لجستیک برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: کم خونی شدید (هماتوکریت 25%)، باعث افزایش خطر زایمان زودرس (سن حاملگی زمان زایمان &gt;37 هفته) با میزان خطر نسبی (Odds Ratio) 6/3 با فاصله اطمینان 95%؛ 7/8-5/1 و وزن کم زمان تولد (وزن کمتر از 2500 گرم) با میزان خطرنسبی 8/1 با فاصله اطمینان 95 ؛ 4-9/0 بود. مقادیر بالای هماتوکریت (هماتوکریت &lt;40%) با افزایش خطر وزن کم زمان تولد و زایمان زودرس همراه نبود. زنان جوان کمتر از 19 سال با میزان خطر نسبی 2/2 با فاصله اطمینان 95% ؛ 1/4-2/1، زنان با قد کوتاه (کمتر از 145 سانتی‏متر) با میزان خطرنسبی 4/4 با فاصله اطمینان 95% ؛ 9/8-1/2؛ زنان با شاخص توده بدنی کم (کمتر از 21کیلوگرم بر مترمربع) با میزان خطر نسبی 7/2 با فاصله اطمینان 95% ؛ 3/4-7/1 به طور مشخصی افزایش خطر زایمان تولد نوزاد با وزن کم را داشتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: کم خونی به ویژه در سه ماهه اول حاملگی به طور مشخصی با سرنوشت بد حاملگی همراه است. مادران با سن کم، قد کوتاه و شاخص توده بدنی پایین در خطر تولد نوزاد با وزن کم می‏باشند. اصلاح کم خونی و بهبود وضعیت تغذیه‏ای و پیشگیری از حاملگی در سنین کمتر از 18 سال می‏تواند سلامت نوزادان این مادران را ارتقا دهد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> احیاء گرشاسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارکیوپکسی یک مرحله‌ای با قطع عروق اسپرماتیک بیضه‌های داخل شکمی غیرقابل لمس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=965&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;عدم  نزول بیضه غیرقابل لمس، یکی از مشکلات جراحی اطفال می باشد و در بررسی ها نشان داده شده که حدود 30% تا 40% موارد با بیضه داخل شکمی همراه است. تکنیک های متعددی برای ارکیوپکسی در موارد بیضه داخل شکمی ارایه شده اند مثل ارکیوپکسی چند مرحله ای، ارکیوپکسی با آناستوموز میکروواسکولار، ارکیوپکسی با قطع عروق اسپرماتیک در 2 مرحله و هورمون تراپی، که هیچ کدام موفقیت قطعی نداشته و اغلب با عوارض متعدد همراه بوده اند. روش ارکیوپکسی یک مرحله ای با قطع عروق اسپرماتیک روی پایه شریان وازدفران (واز)، جزء روش های پیشنهادی برای بیضه داخل شکمی است که در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: این مطالعه به صورت آینده نگر و توصیفی در سال 1379و نیمه اول 1380 در بخش جراحی بیمارستان بهرامی و کودکان تهران، روی 31 بیمار با عدم نزول بیضه داخل شکمی انجام گردید و بیماران به مدت 2 سال پیگیری شدند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از مجموع 31 بیمار، 9/70% بیماران بالای 4 سال بودند و 5/93% بیماران بیش از 3 روز بستری گردیدند. طول مدت جراحی در 5/64% کمتر از 3 ساعت بود. شایع ترین عارضه کوتاه مدت استفراغ (1/16%) و شایع ترین عارضه بلند مدت عفونت زخم (5/6%) بود. در مجموع در 6/80% . آنومالی بیضه در بیماران دیده شد. در پیگیری بیماران در 8/83% موارد کاهش اندازه بیضه وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: روش جراحی ارکیوپکسی با قطع عروق اسپرماتیک در یک مرحله، روشی کم خطر با میزان موفقیت بالا و میزان عوارض کم و افزایش طول مدت جراحی و بستری در حد قابل قبول است که با توجه به میزان مهارت جراحان و شرایط بیمارستان به عنوان یک تکنیک در این بیماران پیشنهاد می گردد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> شهنام عسکرپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد ®Penbactam خوراکی در درمان سینوزیت حاد باکتریال:  کارآزمایی بالینی تصادفی در بیمارستان امیراعلم 1382-83</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=966&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;BLotusBold&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot; face=&quot;BLotusBold&quot;&gt;&lt;p&gt;زمینه و هد ف:&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;سینوزیت حاد باکتریال یکی از علل شایع مراجعه بیماران به پزشک است. رژیم های آنتی بیوتیکی متنوعی برای درمان این بیماری تجویز می شوند که گاه نه تنها اثر بخشی کافی و مناسب ندارند، بلکه سبب بروز عوارض جانبی نیز می گردند.آنتی بیوتیک Penbactam® (آمپی سیلین سولباکتام یاSultamicillin) یک داروی وسیع الطیف و کم عارضه است. در این تحقیق برای اولین بار در ایران، فرم خوراکی این دارو برای درمان بیماران مبتلا به سینوزیت حاد باکتریال تجویز شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;روش بررسی&lt;/strong&gt;: در این مطالعه RCT (کارآزمایی بالینی تصادفی) که طی مدت 6 ماه در بیمارستان امیراعلم انجام شد، بیماران مبتلا به سینوزیت حاد باکتریال به صورت تصادفی در یک گروه با Penbactam® خوراکی به میزان 375 میلی گرم دو بار در روز و در گروه دیگر باز کوآموکسی کلاو خوراکی با میزان 625 میلی گرم سه بار در روز به مدت 10 روز تحت درمان قرار گرفتند. در هر دو گروه میزان پاسخ دهی، عوارض دارویی در حین درمان، انتهای درمان و یک هفته پس از تکمیل درمان ثبت گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: توزیع جنسی و میانگین سنی دو گروه مشابه بود. در گروه تحت درمان با Penbactam خوراکی، از 23 نفر، 19 نفر بهبودی بالینی (36 /86 درصد) و 3 نفر شکست درمانی داشتند هم چنین به علت وقوع اسهال در یکی از بیماران(3/4 درصد)، دارو متوقف گردید. در گروهی که تحت درمان با کوآموکسی کلاو خوراکی قرار گرفتند؛ از 21 نفر، 18 نفر بهبودی بالینی (71 /85 درصد) و 3 نفر شکست درمانی داشتند. عارضه جانبی در این گروه مشاهده نشد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به اثر بخشی مناسب و عوارض جانبی مختصر، Penbactam خوراکی می تواند جایگزین مناسبی برای داروی کوآموکسی کلاو در درمان سینوزیت حاد باکتریال باشد.&lt;/font&gt;</description>
						<author> مهرداد حسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر عسل طبیعی در بهبودی زخم‌های دیابتی (نامه به سردبیر)</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=967&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
