<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1384 جلد63 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>سپتوپلاستی با متد ابداعی برش دندانه اره یی برای اصلاح بینی‌های کج</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1010&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; با توجه به اینکه روشهای موجود صاف کردن محور بینی در بینی های کج، متدهایی بعضاً مشکل و در بعضی موارد با عود انحراف یا عوارض همراه است، لذا این روش را ابداع کردیم تا علاوه بر ساده بودن، عوارض و باقی ماندن انحراف را نیز نداشته باشد. این تحقیق بر روی مراجعین به بیمارستان میلاد تهران که بدلیل بینی کج جهت سپتوراینوپلاستی مراجعه نموده بودند در سالهای 82-81 انجام گرفت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;تحقیق به روش کارآزمائی بالینی از نوع مقایسه قبل و بعد از عمل روی 35 بیمار انجام گرفت. تکنیک عمل با ایجاد برش در تمام ضخامت غضروف سپتوم در محل انحراف بصورت دندانه اره یی عمودی و برداشتن قسمت دررفته غضروف از کف انجام گردید و در نتیجه محور غضروفی بینی به خط میانی صورت برگردانده شد. تأثیر عمل در بهبود تنفس، اصلاح ظاهر بینی، رضایت بیمار و عوارض عمل در یک پیگیری 18 ماهه انجام شد و با Sign test مورد قضاوت آماری قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; این تحقیق روی 35 بیمار شامل 12 زن و 23 مرد در سنین 2/4 ± 5/23 سال انجام گرفت. خونریزی ، عفونت و هماتوم سپتوم مشاهده نگردید. در تمام بیماران غضروف در خط میانی و بدون انحراف باقی ماند، افتادگی دورسوم بینی در بیماران مشاهده نشد. وضعیت تنفس در بیماران طبیعی شد و بیماران از برطرف شدن انحراف محور بینی رضایت کامل داشتند (P&gt;0.01).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; با توجه به یافته های تحقیق، ما استفاده از این روش را برای اصلاح بینی های کج پیشنهاد می کنیم. توصیه می شود در یک تحقیق تجربی کامل این روش با روشهای متعارف مورد مقایسه قرار گیرد&lt;/font&gt;. &lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تعداد سلول‌های توده‌ای داخلی در بلاستوسیت‌های حاصل از کشت بلاستومرهای جدا شده از جنین‌های دو و چهار سلولی موش ICR</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1011&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; هدف از این مطالعه، بررسی میزان سلولهای توده ای داخلی بلاتوسیست های حاصل از کشت جنین های دو سلولی موش سفیـد آزمایشگاهی در حضور یا عدم حضور فاکتور مهار کننده ی لوسمی انسانی بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;ابتدا به موش های ماده نژاد ICR با سن 10- 8 هفته 5/7 واحد بین المللی PMSG و پس از 48 ساعت 5/7 واحد بین المللی hCG به روش داخل صفاقی تزریق شد. بلافاصله پس از تزریق hCG موش های ماده به صورت دو تایی داخل قفس نر با سن 12-10 هفته از همان نژاد قرار گرفتند تا جفت گیری صورت گیرد. صبح روز بعد موش های ماده دارای پلاک واژن حامله تلقی شدند. 50-48 ساعت پس از تزریق hCG موش های ماده با جابجائی مهره های گردنی کشته شدند و به روش عمل فلاشینگ جنین های دو سلولی جمع آوری گردیدند. جنین های دو سلولی حاصله که از نظر ظاهری سالم به نظر می رسیدند پس از شستشوی پی در پی به طور کاملاً تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند و هر گروه در محیط های کشت KSOM+aa (گروه کنترل)، KSOM+AA+1500 IU/ml LIF, KSOM+AA+1000IU/ml LIF, KSOM+AA+500 IU/ml LIF تا 120 ساعت در انکوباتور تحت شرایط 37ºC و %5co2 کشت داده شدند. بلاستوسیست های حاصله با رنگ آمیزی دوگانه یا افتراقی رنگ آمیزی شده و سپس با استفاده از میکروسکوپ معکوس مجهز به لامپ اشعه ی ماوراء بنفش، سلولهای توده ای داخلی که به رنگ آبی بودند شمارش شدند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; تعداد سلول های توده ای داخلی دربلاستوسیست های حاصل از کشت جنین های دو سلولی در محیط کشت بدون فاکتور مهار کننده ی لوسمی برابر با بود و در محیط های کشت با غلظتهای 1500 IU/ml LIF, 1000 IU/ml LIF, 500 IU/ml LIFبه ترتیب برابر بود با . تست آماری انجام شده نشان دهنده ی اختلاف معنی دار بین دو نوع محیط کشت (با و بدون فاکتور مهارکننده ی لوسمی) بود. این نتایج بیانگر این واقعیت بود که فاکتور مهار کننده ی لوسمی بر میزان سلول های توده ای داخلی اثر مثبت داشته و باعث افزایش تعداد سلولهای توده ای داخلی شده است . &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;در مجموع به نظر می رسد که افزایش فاکتور مهار کننده ی لوسمی به محیط کشت مخصوص بلاستوسیست می تواند بلاتوسیست هایی با تعداد سلولهای توده ای داخلی بیشتر در اختیارمان قرار دهد، اگرچه اثبات این امر به مطالعات بیشتر و گسترده تری نیاز دارد. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرات هیستوپاتولوژیک فیومهای جوشکاری بر اسپرماتوژنزیس در موش صحرائی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1012&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; فیومهای جوشکاری الکتریکی یکی از عوامل آلوده کننده محیط کار محسوب می شوند که موجب بروز اختلالات فراوانی از جمله تحریکات مخاطی، تغییرات کیفیت مایع سمن و حتی سرطان در کارگران می گردند. جذب این فیومها می تواند باعث کاهش اسپرمهای با شکل نرمال و کاهش قدرت نفوذ خطی اسپرم ها شود. علیرغم تحقیقات فراوانی که در این زمینه تاکنون صورت گرفته است. هنوز اطلاعات ما از تغییرات ساختمانی و مکانیسم عمل این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال بسیار محدود باقی مانده است. هدف از این مطالعه شناسائی تغییرات ساختمانی حاصل از تأثیر این فیومها بر اپی تلیوم ژرمینال در موش صحرایی به عنوان یک مدل حیوانی در شرایط قابل کنترل از نظر میزان آلودگی در محفظه گاز بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها:&lt;/b&gt; 60 سر موش صحرایی از نژاد Sprague Dawley انتخاب و در گروه آزمایش (40 سر) و کنترل (20 سر) قرار گرفتند. هر یک از گروههای آزمایش وکنترل به چهار زیر گروه 2، 4، 6 و 8 هفته ای تقسیم شدند، تعداد رتها در هر زیر گروه آزمایش و کنترل به ترتیب 10 و 5 سر بود. حیوانات پس از سازش با محیط در شرایط استاندارد نگهداری شدند. در گروه آزمایش رتها به مدت 2 ساعت در روز (ساعات 12-14), 5 روز در هفته (شنبه تا چهار شنبه) در اتاقک گاز تحت تأثیر فیومهای حاصل از جوشکاری با شدت 100 آمپر قرار گرفتند. الکترودها از نوع آما 2000 و سرعت جوشکاری cm/s 1/0 بود. با تنظیم هواکش حلزونی سرعت تعویض هوای درون اتاقک 12-15 بار ثابت نگه داشته شد. میزان گازهای No + No2, Co, Co2, O3 وهم چنین میزان عناصر فلزی هوای درون اتاقک انداره گیری شد. با توجه به زمان بندی هر زیر گروه آزمایش و کنترل، در موعد مقرر از بیضه رتها نمونه گیری شد و برشهایی به ضخامت 5-7 میکرومتر تهیه و با تکنیک های پاس، آلشین بلو (5/2 = pH) و لکتین PNA رنگ آمیزی و مطالعه شدند. ضخامت اپی تلیوم لوله های منی ساز اندازه گیری وبه کمک تست کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها: &lt;/b&gt;نتایج حاصله از این مطالعه تغییرات کمی و کیفی فراوانی را در اپی تلیوم ژرمینال بیضه نشان داد. اتساعات عروقی در تونیکا واسکولازا، افزایش ضخامت غشاء پایه، از هم گسیختگی ارتباط سلولهای سرتولی و رده اسپرماتوزوئیدی، توقف اسپرماتوژنز در مرحله اسپرماتوسیتی تیپ I از یافته های گروه آزمایش بود. هم چنین اختلاف معنی داری میان گروههای آزمایش و کنترل برای ضخامت اپیتلوم ژرمینال (p&lt;0.001) دیده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; به نظر می رسد علیرغم ایجاد نوعی پاسخ تطابقی در ارگانیسم برای مقابله با این گازها، تغییرات ساختمانی زیادی در پوشش ژرمینال بوجود می آید که میزان این اثرات وابسته به نوع مواد توکسیک، دوز آنها و مدت زمان آلودگی می باشد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>روش بیهوشی در بیمارمبتلا به هیستیوسیتوز سلول‌های لانگرهانس</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1013&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;هیستیوسیتوز سلولهای لانگرهانس (LCH) از نظر بالینی معمولاً به سه صورت تظاهر می کند: (1) Eosinophilic granuloma که بصورت ضایعه استخوانی منفرد در بچه های کم سن دیده می شود (2)Hand-schuller-christian syndrome . که با ضایعات استخوانی و بافتهای نرم همراه است (3) Letterer-siwe syndrome که بطور اولیه بافتهای نرم بخصوص پوست، مغزاستخوان، کبد وریه ها را درگیر می کند. تشخیص قطعی بیماری با نمونه برداری از بافتهای درگیر است. &lt;br&gt;گزارش فوق، روش بیهوشی در یک کودک 2 ساله است که برای نمونه برداری از بافت لثه تحت بیهوشی عمومی ،به اتاق عمل آورده شد. در این بیماران بسته به شدت درگیری و اختلال عملکرد ارگان های مختلف بدن و تغییرات حاصل از آنها باید مورد ارزیابی دقیق قبل از بیهوشی قرار گرفته و نوع دارو و روش بیهوشی براساس این تغییرات انتخاب شود.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج درمان تومور سلول ژانت استخوان‌های بلند با استفاده از روش ترکیبی کرایوسرجری، کورتاژ و سیمان گذاری بیمارستان امام ،83-1378</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1014&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;تومور سلول ژانت (GCT) یک تومور ناشایع استخوانی است که جزو تومورهای خوش خیم استخوان طبقه بندی می شود. درمان آن در گذشته بر اساس کورتاژ و یا کورتاژ با پیوند استخوان بوده است ولی به علت عود موضعی بالا، محققان بدنبال راههای دیگری می باشند. بر این اساس، هدف از این مطالعه ،بررسی نتیجه درمان تومور سلول ژانت از ترکیب سه روش متداول یعنی به روش کورتاژ، کرایوسرجری و سیمان گذاری است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها:&lt;/b&gt; مطالعه حاضر به صورت یک مطالعه طولی قبل و بعد بر روی بیماران مبتلا به تومور سلول ژانت (GCT) استخوانهای بلند انجام گرفت. در این مطالعه تنها بیمارانی وارد شدند که ضایعه بر روی اندامهای فوقانی یا تحتانی آنها بود. برای برداشتن GCT در بیماران از دو روش کرایوسرجری و پر کردن حفره ایجاد شده ناشی از power burrکشیدن تومور توسط سیمان(PMMA) استفاده گردید. بیماران پس از انجام عمل تا سه سال بصورت معاینه بالینی و رادیوگرافی از حیث عود یا عوارض عمل تحت پیگیری قرار گرفتند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; در مجموع 20 بیمار با GCT اندامها تحت عمل جراحی ترکیبی قرار گرفتند. بیماران را 13 نفر زن و 7 نفر مرد با میانگین سنی برابر با 2/29 سال تشکیل می دادند. از مجموع 20 مورد GCT اندامها، به ترتیب پروگزیمال تیبیا و دیستال فمور در مجموع 13 مورد آن را تشکیل می دادند. تنها یک مورد تومور ثانویه (بدنبال عود) بود و مابقی موارد GCT همگی اولیه بودند. متوسط پیگیری بیماران 8/19 ±0/34 ماه بود که در این مدت تنها در یک بیمار عود مشاهده شد. در یک بیمار نیز کسیت آنوریسمال استخوان ثانویه مشاهده شد. در طی 60 ماه (با حدود اطمینان 95% معادل 61-59 ماه)، 95% بیماران عود نداشته بودند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که درمان ترکیبی کرایوسرجری، power burr و سیمان گذاری در درمان موارد GCT استخوانهای بلند می تواند میزان عود کمتری را در مقایسه با درمانهای جداگانه داشته باشد. بهرحال بدلیل تعداد کم نمونه، امکان ارزیابی تاثیر فاکتورهای متعدد بر پیامد تکنیک جراحی امکان پذیر نبود و برای این امر مستلزم انجام مطالعات تکمیلی می باشد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط مقاومت به انسولین در زنان با سابقه از دست دادن مکرر و زودرس حاملگی با گروه شاهد بیمارستان میرزا کوچک خان، 83-1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1015&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;سقط مکرر Recurrent Pregnancy Loss (RPL) در 4-2% از زوجهای در سنین باروری اتفاق می افتد که در حدود یک سیصدم حاملگی ها را شامل می شود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه فراوانی مقاومت به انسولین در گروه بیماران با سقط مکرر با افراد طبیعی است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;در یک مطالعه مورد-شاهدی و آینده نگر، 49 بیمار غیر باردار غیر دیابتی با سابقه سقط مکرر و زودرس به عنوان گروه مورد،  با 49 بیمار غیر باردار غیر دیابتی که سابقه سقط مکرر نداشتند و حداقل یک بچه زنده داشتند به عنوان گروه شاهد که از لحاظ سنی، قد و وزن با گروه مورد یکسان شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. در هر دو گروه قند خون و انسولین ناشتا اندازه گیری شد و مقاومت به انسولین که به صورت سطح انسولین ناشتای بیش از 20 میکروواحد در میلی لیتر یا میزان قند خون ناشتای به انسولین کمتر از 4.5 سنجیده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; میانگین سن، شاخص توده بدنی، قند خون ناشتا و نسبت قند به انسولین ناشتا بیماران بین گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری نداشتند، انسولین ناشتا در گروه مورد به میزان معنی داری از گروه شاهد بیشتر بود (5،82±15،20 در مقابل 5،64±12،23 میکرویونیت در میلی لیتر)، همچنین فراوانی بیماران با انسولین ناشتای بالا (FI≥20µU/ml) در گروه مورد به میزان معنی داری از گروه شاهد بیشتر بود (22،45% در مقابل 6،12%، Odds Ratio=4،44 , Confidence Interval 95%=1.15 to 17.07). همچنین فراوانی بیماران با مقاومت به انسولین به میزان معنی داری در گروه مورد از فراوانی این بیماران در گروه شاهد بیشتر بود (24.49% در مقابل 8.16%، Odds Ratio=3.65 ,Confidence Interval 95%=1.08 to 12.26). اما بین فراوانی بیماران با نسبت قند به انسولین ناشتای پائین (کمتر از 4.5) در دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری دیده نشد. همچنین اختلاف معنی داری بین میانگین نسبت قند به انسولین ناشتا در بیمارانی که در گروه مورد سابقه سقطهای زیر 12 هفته داشته اند با آنهائیکه سقطهای بالای 12 هفته داشته اند، دیده نشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; در زنان با سقط مکرر، میزان فراوانی مقاومت به انسولین نسبت به گروه شاهد بیشتر است. توصیه می شود در تمام زنانی که دچار سقط مکرر هستند اندازه گیری سطح قند خون و انسولین ناشتا صورت گیرد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیشگوئی وزن پائین تولد با استفاده از سطوح پائین Glucose Challenge Test در مادر بیمارستان میرزاکوچک خان ، 83-1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1016&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; سطح پائین (glucose challenge test) GCT(≤(71mg/dl یک عامل خطر مستقل برای داشتن نوزادی با وزن کم تولد(SGA) است لذا هدف مطالعه ما تعیین کردن روش ساده تری برای برای پیشگوئی وزن تولد نسبت به روش های گرانتر مانند سونوگرافی بود.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;برای بررسی ارتباط بین سطح GCT (تست اسکرین دیابت در بارداری) با وزن جنین 500 خانم با حاملگی تک قلو که تست را در طی هفته های 28-24 بارداری انجام داده بودند، وارد مطالعه شدند. سابقه فشارخون، دیابت ودییگربیماری های طبی قبل از بارداری یا درطی بارداری قبلی وجود نداشت و همگی آنها وزن گیری خوبی حین بارداری نسبت به (body mass index) BMI قبل ازبارداری داشتند. در این مطالعه توصیفی تحلیلی،سن مادر، گراویدیتی BMI,، سطح GCT ،سن حاملگی،جنسیت نوزاد، روش زایمان،وزن نوزاد و آپگار اسکور ارزیابی شدند&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; میزان وزن کم تولد (small for gestational age) SGA در نوزاد مادرانی که سطحmg/dl80≥ GCT بود، بیشتر بود و از نظرآماری اختلاف معنی داربود (018/0 P=). حساسیت 58% و اختصاصیت 89%و فاصله اطمینان 95% (545/0-162/0). relative risk=2.28,&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; سطح پائین GCTبا وزن کم تولد ارتباط دارد و می تواند به عنوان یک تست پیشگوئی کننده وزن کم تولد به کار رود یا حتی تداخلات تغذیه ای را مد نظر قرار دهد.&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط هیپرهموسیستئینمی و استرس اکسیداتیو با وسعت ضایعات آترواسکلروتیک کرونری بیمارستان شهیدمدنی تبریز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1017&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;هدف از این بررسی، مطالعه و ارزیابی ارتباط بین هیپرهموسیستئینمی و استرس اکسیداتیو با شدت ضایعات آترواسکلروزیس است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها: &lt;/b&gt;بیماران ( 52 مرد و 36 زن) از افراد بستری در بیمارستان شهید مدنی تبریز که با آنژیوگرافی، بیماری شریان کرونری آنها مشخص شده بود ا نتخاب شدند ( شدت ضایعات توسط آنژیوگرافی بر حسب درصدهای مختلف کوچکتر از 50%، 70-51% و 90-71% و 100- 91% به دست آمده بود و همینطور وسعت ضایعات نیز با نتایج بدست آمده از آنـژیـوگرافی به ترتیب برحسب تعداد رگهای گرفتار، یک رگ، دو رگ، سه رگ ،It main lesion طبقه بندی شد). گروه کنترل ( 15 مرد و 24 زن ) از افراد سالم با سن و جنس کنترل شده (جواب آنژیوگرافی منفی) انتخاب شد. سطوح سرمی هموسیستئین با متد الیزا (مدل awareness state fax-2100 ) اندازه گیری شدند .ظرفیت تام آنتی اکسیدانت نمونه ها توسط اتوآنالیزر (مدلCoBAS MIRA Plus ) با استفاده از کیت راندوکس تعیین شدند.. ارتباط بین پارامترهای اندازه گیری شده و وسعت ضایعات آتروسکلروتیک با استفاده از آنالیز آماری در دو گروه محاسبه شدند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; میانگین سطوح هموسیستئین در گروه های کنـترل و بیماران 47/9 ± 56/18 و 22/10 ± 38/20 µ mol/L بـود و اختلافها معنی دار نبـودند (05/0 &lt; P) . در گروه بیماران میانگین ظرفیت آنتـی اکسیدانت 12/ 0 ± 34/ 1 mmol/L و در حالیـکه آن در گـروه کنـتـرل 12/0± 39/1 mmol/L بود (/0 &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه اختلاف مهمی بین سطوح هموسیستئین و توتال آنتی اکسیدانت در گروه های بیماران و کنترل دیده نشـد و با وجـود عــدم ارتباط بین پارامتــرهای مطالعه شده و وسـعت ضایعــات عــروق کرونری پیشنهاد می شود که هیپرهموسیستئینمی رل مهمی در پشرفت ضایعات آترواسکلروزیس ندارد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر روزه‌داری و رژیم گیاهی در بهبود آرتریت روماتوئید</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1018&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; با توجه به شیوع بالای بیماری آرتریت روماتوئید (RA) و درمانهای متعارف، مشاهدات تجربی نشان داده است که با مصرف یک غذای بخصوص یا حذف برخی از خوراکی ها از رژیم غذای عادی افراد، علایم بیماری آنها تخفیف می یابد. جالب اینکه روزه گرفتن، شاخص های عینی و ذهنی فعالیت بیماری را در اکثر بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش می دهد.در مطالعه انجام شده اثر یک دوره کوتاه مدت روزه داری و متعاقب آن رژیم گیاهخواری را به مدت یکسال در بیماران آرتریت روماتوئید مورد ارزیابی قرار دادیم&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روش ها:&lt;/b&gt; 52 بیمار (40 زن و 12 مرد) که براساس معیارهای (ACR)American College of Rheumatology تشخیص آرتریت روماتوئید آنها قطعی بود به طریق Single Blind ، بررسی گردیدند و 28 بیمار پس از یک ماه روزه داری در ماه مبارک رمضان انتخاب شدند. از روز دهم یک رژیم گیاهخواری به آنها داده شد و به مدت 3 ماه این رژیم ادامه یافت. پس از 3 ماه به یک رژیم ترکیبی از شیر و گیاهان و میوه جات تبدیل شد و تا یکسال ادامه یافت. 2نفر در پایان ماه مبارک رمضان از مطالعات ما خارج شدند. بعنوان کنترل از یک گروه 24 نفر که روزه دار نبودند با یک رژیم معمولی استفاده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;در بیماران مورد مطالعه (میانگین سنی 5/14± 39 سال) با میانگین طول مدت بیماری 36 ماه ، بعد از 4 هفته در گروه روزه دار تحت رژیم گیاهخواری، بهبود چشمگیری در بسیاری از شاخص های بیماری براساس معیارهای تشخیصی کالج روماتولوژی آمریکا مانند تعداد مفاصل دردناک و متورم، مدت زمان سفتی صبحگاهی مفاصل و همچنین پاسخ به یک پرسشنامه ارزیابی سلامت مشاهده شد. این اثرات مفید در گروه تحت رژیم بعد از یکسال همچنان باقی مانده است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; با توجه به دستاوردها نتیجه گیری می شود که روزه داری و رژیم تغییر یافته روی تمام شاخص های محاسبه شده اثرات قابل توجهی داشته است. اگرچه روزه داری کوتاه مدت در اکثر بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید اثر مفیدی داشت. اما تقریباً درتمام موارد بعدازبازگشت به رژیم معمولی عود بیماری مشاهده شد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که میتوان بهبود بیماران را توسط تنظیم رژیم غذایی بصورت فردی استمرار بخشید. بر مبنای اینکه یک رژیم تنظیم شده میتواند فعالیت بیماری آرتریت رماتوئید را کاهش دهد پیشنهاد میشود برای بیماران آرتریت رماتوئید رژیم خاصی که قابل تحمل باشد تنظیم شود و غذاهائیکه در پاتوژنز این بیماری دخالت دارد حذف شود یا لااقل تعدیل گردد.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ورزش و لیزر درمانی در درمان کمردرد مزمن</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1019&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;بیماریهای عضلانی- اسکلتی شایع ترین بیماریهای ناشی از کار هستند و کمردرد در میان این بیماریها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. صرف هزینه های سنگین (مستقیم و غیرمستقیم) در مورد بیماران مبتلا به کمردرد خصوصاً کمردرد مزمن (که حدود 5% بیماران کمردرد را تشکیل می دهند) اهمیت روشهای درمانی جدید را پیش از پیش مطرح می نماید. لیزردرمانی روش نسبتاً جدیدی است که به تازگی وارد کشورمان شده است و نشان داده، می تواند در درمان کمردردهای مزمن نقشی ایفا نماید. در این مطالعه اثربخشی لیزر کم توان گالیوم آلومینیوم آرسناید (GaAlAs) با طول موج 810 نانومتر در مقایسه با روش متداول ورزش درمانی و اثر توامان این دو روش، از لحاظ کاهش درد و افزایش توانایی بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها:&lt;/b&gt; ابتدا بیماران بر اساس معیارهای ورود و خروج با تشخیص کمردرد مزمن وارد مطالعه شدند. سپس بصورت تصادفی در سه گروه الف) لیزر، ب) ورزش و ج) لیزر و ورزش درمانی تقسیم شدند. جهت ارزیابی میزان اثربخشی درمان در هر یک از گروهها، افراد در سه مقطع شروع درمان، هفته ششم و دوازدهم مورد بررسی قرار گرفتند. شدت درد با استفاده از شاخص VAS، میزان ناتوانی با استفاده از پرسشنامه Oswestry و میزان حرکات کمر با استفاده از تست شوبر سنجیده شد. همچنین در شروع درمان و هفته ششم و دوازدهم پیگیری، میزان رضایتمندی بیماران از درمان در سه گروه مورد سنجش قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که لیزر درمانی در مقایسه با ورزش درمانی اثرات بهتری در کاهش درد و بهبود عملکرد بیماران دارد. لیزر درمانی به همراه ورزش درمانی نتایج برتری نسبت به هر دو گروه (به خصوص به گروهی که تحت درمان ورزش قرار گرفته بودند) دارد (p&lt;0.05). دامنه حرکت کمر و تست شوبر نیز در گروه لیزر بهمراه ورزش نتایج بهتر نسبت به دو گروه دیگر داشت (p&lt;0.05).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;این مطالعه نشان داد که ترکیب لیزر درمانی و ورزش درمانی نتایج بهتری در کاهش درد و بهبود ناتوانی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن نسبت به هریک از این دو روش به تنهایی به خصوص در مقایسه با ورزش تنها خواهد داشت. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تعیین مقدار TNF- به دو روشImmunoassay وbioassay در پلاکتهای متراکم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1020&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;عامل نکروز دهنده تومور (TNF-) یک واسطه التهابی مهم در پاسخ های التهابی است و در بروز واکنشهای غیر همولیتیک تب زا ((Febrile Non-Heamolytic Transfusion Reactions = FNHTRs پس از تزریق پلاکتهای متراکم نقش ایفا میکند. تصور میشود لکوسیتهای باقیمانده منبع ابن سایتوکائین هستند لذا غیرفعال کردن یا کاهش تعداد آنها در کاهش این سایتوکائین مؤثر میباشند. با توجه به اختلاف روشهای متعدد اندازه گیری TNF- ، هدف این مطالعه مقایسه تعیین TNF- در مایع روئی پلاکتهای متراکم (Platelet Concentrates = PCs) به دو روش Immunoassay (سنجش ایمنی) و Bioassay (سنجش زیستی) میباشد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها: &lt;/b&gt;غلظت TNF- با دو روش ELISA (سنجش ایمنی) و تجزیه سلولی (Cell Lysis) رده L929 (سنجش زیستی) در مایع روئی پلاکتهای متراکم تهیه شده بروش پلاسمای غنی از پلاکت (Pletelet Rich Plasma =PRP) از اهداکننده منفرد اندازه گیری شد. پلاکتهای متراکم در 4 گروه تقسیم شدند : &lt;br&gt;1- پلاکتهای متراکم صاف نشده (un flitered) و اشعه ندیده (13 n=)  &lt;br&gt;2- پلاکتهای متراکم صاف نشده و اشعه دیده یا -irradiated (16 n=) &lt;br&gt;3- پلاکتهای متراکم صاف شده و اشعه ندیده (14 n=)  &lt;br&gt;4- پلاکتهای متراکم صاف شده و اشعه دیده (11 n=) &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها:&lt;/b&gt; مقدار TNF- اندازه گیری شده (بروش ELISA) در نمونه های صاف نشده و اشعه ندیده طی دوره نگهداری افزایش می یابد ، اما در مورد نمونه های تحت تابش اشعه گاما و صاف شده صادق نمیباشد. در مقایسه با نمونه های صاف نشده ، تابش اشعه و عبور از صافی (filtration) قبل از دوره نگهداری ، از افزایش TNF- در روز سوم جلوگیری میکنند. ارتباطی بین اندازه گیری غلظت TNF- به دو روش ELISA و سنجش زیستی وجود ندارد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; قبلا نیز گزارش شده است که در صورت اندازه گیری TNF- در مایعات بیولوژیک بوسیله سنجش ایمنی و سنجش زیستی نتایج کمی مختلفی حاصل میشود. تصور میشود این اختلاف به حضور اشکال آنتی ژنیک مختلف (نظیرشکل مونومر یا مجموعه TNF- با پذیرنده های محلول) مربوط میباشد که بوسیله سنجش زیستی غیرقابل تشخیص هستند. &lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در نوجوانان تهرانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1021&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; هنوز هیچ مطالعه ای شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک را در نوجوانان گزارش نکرده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در یک جمعیت شهری از نوجوانان تهرانی انجام شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها: &lt;/b&gt;در این مطالعه مقطعی شاخصهای تن سنجی و بیوشیمیایی در یک جمعیت 3036 نفری (1413 پسر و 1623 دختر) از نوجوانان 19-10 ساله شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران اندازه گیری شد. فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک بصورت داشتن همزمان دور کمر مساوی یا بزرگتر از صدک نودم برای سن و جنس و سطح تری گلیسرید سرمی مساوی یا بزرگتر از 110 میلی گرم در دسی لیتر تعریف شد. اضافه وزن بر اساس صدکهای پیشنهاد شده نمایه توده بدن برای نوجوانان و کودکان ایرانی بصورت مساوی یا بزرگتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس، در معرض خطر بودن برای اضافه وزن بصورت نمایه توده بدنی مساوی یا بزرگتر از صدک هشتاد و پنجم ولی کمتر از صدک نود و پنجم برای سن و جنس و وزن طبیعی بصورت نمایه توده بدنی کمتر از صدک هشاد و پنجم برای سن و جنس تعریف شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته  ها: &lt;/b&gt;شیوع کلی فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک 4/6% (95% فاصله اطمینان: 5/5 تا 2/7) بود. این فنوتیپ در بین پسران (3/7%، 9/5 تا 7/8) شایعتر از دختران(6/5%، 4/4 تا7/6) بود. هم در دختران و هم در پسران افراد دارای اضافه وزن از بیشترین میزان شیوع فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در مقایسه با افراد در معرض خطر اضافه وزن و افراد با وزن طبیعی برخوردار بودند (پسران: 9/42% در مقابل 9/2% و 0/0%، 01/0P&lt;، دختران: 5/32% در مقابل 3/11% و 3/1%، 01/0P&lt;). &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;یافته های این مطالعه حاکی از شیوع بالای فنوتیپ دور کمر هیپرتری گلیسریدمیک در نوجوانان تهرانی، بخصوص در نوجوانان دارای اضافه وزن، می باشد. این یافته ها نیاز به تدوین استراتژیهای پیشگیری کننده و درمانی مبتنی بر تغییر در شیوه زندگی را بیش از پیش آشکار می سازند.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
