<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1384 جلد63 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی صـحت نمـونه‌بـرداری از پنــج غده لنفــاوی زیر بغـل ((Five- node sampling در تعیین وضعیت غدد لنفاوی آگزیلا در سرطان پستان</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1044&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: این مطالعه به منظور بررسی صحت بیوپسی از پنج غده لنفاوی آگزیلاSampling(5NS) 5 Node برای مرحله بندی مرحله یک و دو سرطان پستان ا نجام شد.    &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش&lt;/strong&gt;: 26 خانم مبتلا به مرحله بالینی 1و2 سرطان پستان تهاجمی که در فاصله تیرماه 1381 الی اسفند ماه 1382 در بخش کانسر 3 انستیتو کانسر بستری شدند و کاندیدای ماستکتومی مدیفیه رادیکال بودند وارد مطالعه گردیدند و پس از نمونه برداری از پنج غده در پایین ترین سطح آگزیلا؛ در همان مرحله تحت دیسکسیون کلاسیک آگزیلاری قرار گرفتند.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در 2 بیمار از 14 بیماری که 5ns منفی بود در دیسکسیون آگزیلا غده لنفاوی متاستاتیک یافت شد. در 2 بیمار از 12 بیماری که 5ns مثبت بود کلیه غدد لنفاوی مثبت با 5ns برداشته شده بود و در دیسکسیون یافت نشد لذا حساسیت بیوپسی از پنج غده لنفاوی 86 % : اختصاصی بودن 100% و صحت آن 92% برآورد شد، ارزش اخباری مثبت 100% و ارزش اخباری منفی86% بود.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نمونه برداری از پنج غده لنفاوی در پایین ترین سطح آگزیلا آلترناتیو قابل قبولی برای اطلاع از وضعیت غدد لنفاوی آگزیلا در کانسر پستان می باشد.&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;</description>
						<author>رامش  عمرانی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط عوامل غذایی با چاقی در دانش‌آموزان دبستانی  اهواز، 82-1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1045&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: افزایش شیوع چاقی در کودکان و بزرگسالان در سالهای اخیر تنها به علت تغییرات ژنتیکی نبوده و عوامل رفتاری و محیطی مختلفی این افزایش را موجب شده اند. تغییر در الگوهای غذایی و دریافت غذاهای با انرژی و چربی زیاد که در گذشته کمتر مصرف می شدند از جمله عواملی بوده اند که در این افزایش سهم عمده ای داشته اند. در این راستا، مطالعه ای به منظور تعیین ارتباط عوامل غذایی (دریافت روزانه انرژی و درشت مغذیها، درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها؛ انرژی و درشت مغذیهای دریافتی به ازاء کیلوگرم وزن بدن، دفعات مصرف نوشابه؛ آبمیوه طبیعی؛ لبنیات بجز پنیر؛ تنقلات (شامل چیپس و پفک و شکلات)؛ غذای آماده و سرعت غذا خوردن) با چاقی در دانش آموزان دبستانی شهر اهواز انجام شد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: در یک نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای در سطح دبستانهای شهر اهواز در سال تحصیلی 82-1381، کلیه دانش آموزان 10 و 11 ساله ای که در مقایسه با مرجع ایرانی حسینی و همکاران (1999) دارای B‏MI بزرگتر یا مساوی صدک 95 بودند (150 نفر) به عنوان گروه مورد و همین تعداد دانش آموز هم سن و هم جنس غیر چاق (BMI کوچکتر از صدک 85 همان مرجع) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پرسشنامه 24 ساعت یادآمد خورال جهت تعیین دریافت انرژی و درشت مغذی ها و پرسشنامه بسامد خوراک برای مشخص نمودن دفعات مصرف نوشابه، آبمیوه طبیعی، لبنیات بجز پنیر، تنقلات (شامل چیپس، پفک و شکلات) و غذای آماده در ماه به کار رفت و سرعت غذا خوردن دانش آموز از مادر وی پرسیده شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج این بررسی حاکی از دریافت بیشتر انرژی، پروتئین و کربوهیدرات در گروه مورد نسبت به گروه شاهد بود (05/0&gt;p)؛ در حالیکه چربی روزانه دریافتی و درصد انرژی دریافتی از درشت مغذیها بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری نشان نداد (05/0p). در بین اقلام غذایی مورد پرسش، مصرف چیپس در گروه مورد به طور معنی داری بیش از گروه شاهد بود (05/0&gt;p) و مصرف پفک تفاوت آماری در مرز معنی داری بین دو گروه داشت (053/0=p). از نظر سایر مواد غذایی تفاوت آماری معنی داری بین دانش آموزان چاق و غیر چاق دیده نشد(05/0p). &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;:دریافت بالای انرژی، پروتئین و کربوهیدرات همچنین چیپس و پفک و سرعت بالای غذا خوردن عوامل غذایی مرتبط با چاقی در دانش آموزان 10 و 11 ساله شهر اهواز بودند.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>احمدرضا  درستی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت روانی- اجتماعی نوجوانان مبتلا به تالاسمی ماژور براساس گزارش شخصی آنها و نتایج تست GHQ-12</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1047&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: هر ساله هزاران کودک با بتا تالاسمی ماژور به دنیا می آیند و بار این بیماری بویژه در کشورهای در حال توسعه،  بسیار بالا می باشد. این مطالعه به بررسی وضعیت سلامت روانی-اجتماعی نوجوانان تالاسمی از دیدگاه خود آنها میپردازد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه از پرسشنامه 12-  استفاده به عمل آمده است. با نمونه گیری در سهولت، تمام نوجوانان تالاسمی که طی دو ماه به چهار مرکز سرویس دهی به این بیماران مراجعه کرده مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه عمومی و 12- GHQ پاسخ گفتند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: میانگین امتیازات بیماران در آزمون سلامت عمومی 12/6 بود. حدوداً 78 درصد از بیمارانی که سلامت روانی نامطلوبی داشتند، در گروه سنی اواخر نوجوانی بودند. نزدیک 10 درصد بیماران ترک تحصیل کرده بودند. میانگین امتیار  GHQ بین کسانیکه ترک تحصیل داشتند با کسانیکه نداشتند، اختلاف معنی داری نشان داد (017/0=P).     &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: نوجوانان مورد مطالعه توانسته اند بطور نسبتاً قابل قبولی بر استرس و شرایط بیماری خود فائق آیند البته باید احتمال انکار بیماری را نیز با توجه به حساس بودن دوره سنی لحاظ کرد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>شهناز  خدایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثر هروئین‌های مورد مصرف در ایران برتغییرات اسپرماتوژنز و تکامل آنها در موش سوری نژاد Balb/C</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1046&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: هروئین یکی از انواع اپیاتها است که در حال حاضر به عنوان اعتیاد آورترین ماده مخدر در ایران مورد سوء مصرف قرار می گیرد. با توجه به اثرات زیانبار این مواد بر سلامتی معتادان، تحقیق درباره تاثیر هروئین مورد مصرف در ایران بر شاخص های تناسلی نر منجمله: تولید روزانه اسپرم و تکامل آن، که در باروری نقش اساسی دارد، ضروری به نظر می رسد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: 70 سر موش سوری نر بالغ نژاد Balb/C را به 5 گروه کنترل، [intact (10=n )، شمI، (10=n )، شمII (10=n )] و گروههای آزمایشی[ I(20=n )، II (20=n ) ] تقسیم کرده، و 50 روز پس از وابستگی به هروئین (50 میلی گرم / کیلو گرم) بطریقه، تزریق داخل صفاقی، از هر گروه 6 سر موش انتخاب و پس از بیهوش کردن آنها، بیضه و اپیدیدیم را خارج کرده و میزان تولید روزانه اسپرم (DSP)، ذخیره اسپرم اپیدیدیمی (ESR) و درصد تحرک اسپرم(motility) اندازه گیری شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مطالعه اثر هروئین بر تولید روزانه اسپرم و ذخیره اسپرم اپیدیدیمی در مقایسه بین گروه های کنترل و گروههای آزمایشی، تفاوت معنی داری مشاهده   نشد. ولی در مطالعه اثر هروئین بر میزان تحرک اسپرم بین گروه های کنترل و گروه های آزمایشی، تفاوت معنی دار بود (05/0 &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری ها و توصیه ها&lt;/strong&gt;: در این بررسی مشخص گردید که هروئین مورد مصرف در ایران، تعداد اسپرم های سالم را کاهش داده و میزان تحرک آنها را کم می کند و در نتیجه می تواند برشاخص های تناسلی اثر بگذارد. &lt;/p&gt;</description>
						<author>سیمین  فاضلی پور </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان پاسخ به درمان با دوز پایین کورتیکواستروئید سیستمیک در بیماران ویتیلیگو بیمارستان رازی، 80-1379</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1048&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: بیماری ویتیلیگو یک اختلال پیگمانتاسیون اکتسابی بوده که در حدود یک درصد جمعیت را درگیر می نماید و خود را بصورت مناطق دپیگمانته نشان می دهد. از آن جایی که یکی از علل احتمالی ایجاد ویتیلیگو اتوایمیونیتی می باشد، کورتیکواستروئید سیستمیک با تضعیف سیستم ایمنی می تواند موجب توقف پیشرفت ضایعات ویتیلیگو و حتی رپیگمانتاسیون شود. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی دوز پایین کورتیکواستروئید سیستمیک در بیماران مبتلا به ویتیلیگوی در حال پیشرفت است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: هفتاد و چهار بیمار با ویتیلیگوی در حال گسترش مورد بررسی قرار گرفتند. به بیماران روزانه mg/kg3/0 از قرص پردنیزولون برای دو ماه اول داده شد. برای ماه سوم دوز دارو به نصف مقدار اولیه رسید و همچنین در ماه چهارم و پنجم نیز دوز دارو نصف مقدار ماه قبل بود. اثرات درمانی با استفاده از گرافی قبل و بعد از مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. عوارض جانبی درمان نیز در هر ماه مورد توجه قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: توقف در پیشرفت ضایعات و رپیگمانتاسیون بترتیب در 3/74% و 1/64% مشاهده گردید که میانگین رپیگمانتاسیون 8/26% بود. فرم لوکالیزه بیماری، سن پایین تر شروع بیماری، سفید نشدن موهای ناحیه ضایعه و درصد گرفتاری کمتر با پاسخ درمانی بهتری همراه بود. این در حالی بود که هیچ تفاوت معنی داری بین دو گروه جنسی و داشتن سابقه خانوادگی ویتیلیگو در پاسخ به درمان بیماران مشاهده نگردید. بهترین پاسخ درمانی مربوط به ضایعات سر و صورت بود و بدترین پاسخ درمانی مربوط به مخاط بود. عوارض جانبی درمان حداقل بوده و دوره درمانی را تحت تأثیر قرار نداد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: دوز پایین کورتیکواستروئید بدون داشتن عوارض جدی در جلوگیری از پیشرفت بیماری مؤثر می باشد ولیکن میزان پاسخ به درمان به صورت رپیگمانتاسیون قابل توجه نمی باشد و این روش درمانی برای افرادیکه ضایعات در حال گسترش دارند و قادر به استفاده از استروئید موضعی و فتوتراپی نمی باشند قابل انجام است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> مصطفی  میرشمس شهشهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزشیابی بیولوژیکی مواجهه با گزیلن در شاغلین بخش پاتولوژی دانشگاه علوم پزشکی قزوین-1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1049&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: ترکیبات آروماتیک همچون بنزن، تولوئن و گزیلن امروزه کاربرد وسیعی دارند در این میان گزیلن از جمله در بخشهای بالینی و پاتولوژی بیمارستانها در فرآیند رنگ آمیزی و ثبوت بافتها به مقدار زیادی استفاده می شود. متابولیت اصلی گزیلن در ادرار متیل هیپوریک اسید (MHA) می باشد که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: از روش پارا دی متیل آمینو بنزالدئید مستقیم (Direct DAB method) که یک روش رنگ سنجی می باشد برای شناسائی و ارزشیابی این متابولیت استفاده شد. در این مطالعه عوامل مختلف از جمله سن، جنس، عادت دخانیات، طول مدت مواجهه روی میزان غلظت متیل هیپوریک اسید و نقش مواجهه با گزیلن در میزان غلظت سرمی بیلی روبین توتال و مستقیم بر روی 30 نفر از پرسنل شاغل در بخش پاتولوژی چهار بیمارستان (شهید رجائی، قدس، کوثر و بوعلی سینا) تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی قزوین مورد بررسی قرار گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که مواجهه با گزیلن موجب افزایش متیل هیپوریک اسید در ادرار افراد در معرض خطر میگردد. این نتایج همچنین نشان دهنده عدم وجود متابولیت گزیلن در ادرار افراد شاهد و پایین تر بودن غلظت متیل هیپوریک اسید در ادرار افراد تحت معرض نسبت به حد مجاز تعیین شده از سوی سازمانهای بهداشتی بین المللی (ACGIH) می باشد که خود نشان دهنده عدم مواجهه حاد در بخش پاتولوژی می باشد ولی باید توجه داشت که اساسا&quot; نمی توان عوارض ناشی از مواجهه مزمن را حتی در مقادیر کم نادیده گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;:این بررسی نشان داد که عوامل جنس، سن و مصرف دخانیات در میزان متیل هیپوریک اسید ادراری موثر نمی باشد، حال آنکه نقش مدت مواجهه و سمت افراد در بخش پاتولوژی از عواملی هستند که بر میزان متیل هیپوریک اسید تاثیر می گذارد. این تحقیق همچنان عدم تفاوت غلظت سرمی بیلی روبین نرمال و مستقیم را بین گروه شاهد و مورد نشان داد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>سیدجمال الدین سیدجمال الدین شاه طاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>وضعیت تغذیه نوزادان ترم و سالم به روش تن سنجی بجنورد- 1380</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1050&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: علت تاخیر در رشد داخل رحمی نوزادانی که با ترم کامل متولد مشوند تاثیر عواملی همچون سن مادر، وزن و قد مادر، تعداد تولدها، بی سوادی والدین، درآمد پایین خانواده و تعداد افراد خانوار می باشد لذا با توجه به اینکه تاثیر این عوامل بر وضع تغذیه نوزادان در شهرستان بجنورد تاکنون بررسی نشده است پژوهش حاضر با هدف تعیین وضع تغذیه نوزادان این شهرستان و برخی عوامل موثر بر آن انجام شده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: به منظور بررسی وضع تغذیه نوزادان شهرستان بجنورد تعداد 566 نوزاد ظاهرا سالم، تک قلو و ترم کامل متولد شده در مراکز زایمانی شهرستان مذکور مورد بررسی قرار گرفتند. وضع تغذیه نوزادان با اندازه گیری شاخصهای وزن برای سن، قد برای سن، وزن برای قد و دور سر برای سن مورد ارزیابی قرار گرفت به طوریکه این شاخص ها برای نوزادان جامعه مورد مطالعه در بدو تولد محاسبه شد و با استفاده از صـدک پنجم جامعه بازبرد بعنوان مرز سوء تغذیه مقایسه گردید و مشخص شد که وضع تغذیه در نوزادان مورد بررسی مطلوبتر از نوزادان جامعه بازبرد میباشد. جامعه بازبرد در این بررسی استانداردهای مرکز ملی آمارهای بهداشتـی آمریکا (NCHS) می باشد که سازمان جهانی بهداشت استفاده از را به عنوان استاندارد بین المللی توصیه نموده است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها و نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از تحلیل داده های این پژوهش نشان داد بین وزن نزدیک زایمان مادر(p=0.037 ) ،نگرش تغذیه ای مادر(P=0.004) و تعـداد افراد خانــوار(P=0.006) با نمایه قد برای سن، بین جنس نوزاد(P=0.004)، سن مادر(P=0.038 )، وزن نزدیـک زایمان مـادر (P=0.042) و عملکرد تغذیه ای مادر در دوران بارداری(P=0.041 ) بانمایه وزن برای قد و بین سن مادر(P=0.043 )، وزن نزدیک زایمان مادر(P=0.048 )، قد مادر (P=0.025 )، زمان آگاهی مادر از بارداری(P=0.046 )با نمایه دورسر برای &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>مریم  خسروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی دگزامتازون داخل وریدی در کاهش میزان بروز و شدت درد هنگام تزریق وریدی پروپوفول</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1051&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: یکی از خصوصیات نامطلوب استفاده ار پروپوفول درد هنگام تزریق وریدی این دارو می باشد. تاکنون مطالعاتی در زمینه اثرات کورتیکواستروئیدها در ایجاد و افزایش طول مدت بیدردی به انجام رسیده است. این مطالعه به منظور بررسی اثربخشی دگزامتازون داخل ویریدی در کاهش میزان بروز و شدت درد هنگام تزریق وردیدی پروپووفل انجام گرفته است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوسو کور با کنترل دورنما،  تعداد 90 بیمار 20-60 ساله با وضعیت فیزیکی معادل ASA1 و2، انتخاب شده برای عمل جراحی انتخابی تحت بی هوشی عمومی، مورد مطالعه قرار گرفتند. در تمام بیماران یکی از وریدهای پشت هر دو دست بیمار با آنژیوکت شماره 20 کانوله می گردید. به صورت تصادفی و همزمان، به یکی از وریدها 2 میلی متر دگزامتازون (معادل mg8) و به دیگری 2 میلی متر نرمال سالین تزریق می گردید. پس از 30 ثانیه،  2 میلی متر پروپوفول (معادل mg20) به طور همزمان، از هر یک از کاتترهای وریدی دو دست، در طی 30 ثانیه تزریق می گردید. سپس درد حین تزریق طبق معیار VAS از بیمار پرسیده می شد.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: میانگین سنی در بیماران مورد بررسی 61/5±78/32 (حداقل 20 و حداکثر 60) سال بود. 29 بیمار (2/32%) مذکر بودند. میانگین شدت درد حین تزریق پروپوفول در گروه دگزامتازون به میزان معنی داری از گروه نرمال سالین کمتر بود (به ترتیب 1،61 در مقابل 4،21 برحسب معیار VAS، 05/0P&gt;). همچنین بروز درد نیز در گروه دگزامتازون به میزان معنی داری از گروه نرمال سالین کمتر بود (به ترتیب 20،00% در برابر 57،78%،  05/0P&lt;).&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: تزریق 8 میلی گرم دگزامتازون پیش از تزریق پروپوفول،  به میزان معنی داری شدت و بروز درد حین تزریق پروپوفول را کاهش می دهد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>گیتا  شعیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اتیولوژی و سرنوشت End Stage Renal Ddisease در کودکان تحت همودیالیز مرکز طبی کودکان، 81-1368</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1052&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;:ESRD به جهت مرگ و میر بالا، عوارض بیماری و کیفیت پایین زندگی و مشکلات درمان اعم از دیالیز و پیوند، از معضلات طب اطفال می باشد. در این مطالعه اتیولوژی و outcome در کودکان مبتلا به ESRD تحت همودیالیز در بیمارستان مرکز طبی کودکان تحت بررسی قرار گرفت. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: 216 بیمار طی مدت 14 سال (از سال 1368 تا پایان سال 1381) در این مرکز تحت بررسی قرار گرفتند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها و نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نسبت ابتلا مذکر به مونث بود و پیک شیوع سنی 10 سال بود. در 30% بیماران علت ESRD اختلالات اورولوژیک مادرزادی بود که از این گروه 21% مبتلا به VUR و 5/8% دچار اوروپاتیهای انسدادی مادرزادی بودند. در 20% بیماران گلومرولوپاتیها علت ESRD بودند. 3/14% به علت نفروپاتیهای ارثی دچار ESRD شدند و 7% مبتلا به بیماریهای مولتی سیستمیک بودند. در 2/16% موارد علت ESRD مشخص نشد. از 216 بیمار 203 بیمار در این مرکز تحت پیگیری قرار گرفتند که از این تعداد در 145 نفر (4/71%) همودیالیز ادامه یافت، 28 نفر (8/13%) پیوند ناموفق و 15 نفر (4/17%) پیوند موفق داشتند. Mortality rate در این مطالعه 4/7% بود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author> عباس  مدنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین آنتی بیوتیک مناسب در مننژیت باکتریال کودکان بر اساس MIC</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1053&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: مننژیت باکتریال در کودکان 2 ماه تا 12 سال اغلب ناشی از 3 ارگانیسم استرپتوکک پنومونیه و هموفیلوس آنفلونزا ونیسریا مننژیتیدیس است. E-Test یک  روش  نسبتاً جدید برای تعیین  MIX بعضی  از دارو های  ضدمیکروبی  در محیط آگار میباشد. این روش  برای  بعضی ارگانیسم ها مثل : استرپتوکک  پنومونیه ، هموفیلوس  آنفلونزا، نیسریاگونوره، استرپتوکک های  حساس به  شرایط و بی هوازی ها،گرم  منفی های  هوازی  مفید است .&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: در 57 بیمار با تشخیص مننژیت چرکی کشت مثبت از خون مایع نخاع و یا سایر نواحی استریل جداشد. بعد از انجام آزمایشات باکتریولوژیک مناسب وآنتی بیوگرام حساسیت آنتی بیوتیکی هر ارگانیسم با روش E-Test مشخص گردید.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: دو نوع هموفیلوس جدا شده به آمپی سیلین ویا کلرامفنیکل حساس و هر دو به سفتریاکسون حساس بودند استرپتوکک گروه ب حساس به پنی سیلین و آمپی سیلین بود و Strep.nonAnonBnon: ( Cotrimoxazol&gt;32mic/ml /PNC &gt;256mic/ml/ Vanco&gt;256mic/ml) Strep.D:(Cotrimoxazol&gt;0.062mg/ml/ /PNC &gt;0.016mic/ml/Imipenem&gt;0.032mic/ml) Strep Pneumonia: به جز 3 مورد ذیل بقیه حساس بودند. Cotrimoxazol&gt;2ic/ml /PNC = 0.01mic/ml/Vanco&gt;0.125mic/ m Vanco&gt;0. 25mic/ ml/.Cotrimoxazol&gt;2ic/ml / PNC =0.01mg/ml  Vanco&gt;0.125mic/ ml / Cotrimoxazol&gt;2mic/ml /MIC-PNC &gt;0.016mic/ml   تمامی 3 مننگوکک جدا شده حساس به پنی سیلین و کلرامفنیکل وسفتریاکسون و وانکومایسین بودند. اما E coli مقاوم به تمام داروها مانند سفوتاکسیم وسیپرو داشت (CIPRO&gt;32mic/ml)Pseudomona Aerogenosa:(Ceftriaxon&gt;256mic/ml/ /Genta&gt;0.038mg/ml)-(Imipenem&gt;32mic/ml(کلبسیلا فقط حساس به Cipro-Staph .Aureous: فقط حساس به ClindaCiproChlora و مقاوم به CeftPNCand Cotri&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: بنابراین مننگوکک وهموفیلوس و استرپتوکک پنومونیه جدا شده غالبا به تمامی داروها حساس بودند. فقط تعداد معدودی مقاوم به آمپی سیلین اما به کلرامفنیکل حساس بودند و بالعکس. با توجه به مقاومت تعداد محدود پنوموکک به پنی سیلین که از نوع بینابینی ( MIC:0.1-1mic/ml) بوده وبا افزایش دوز دارو میتوان درمان نمود. سایر موارد پنوموکک هم به تمام داروها حساس بوده ا ست. بنابراین استفاده از آمپی سیلین و کلرامفنیکل داروی انتخابی در درمان تجربی مننژیت های باکتریال بعد از دوران نوزادی است.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>ثمیله  نوربخش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر وضعیت فردی- اجتماعی و اقتصادی براثربخشی آموزش تغذیه درارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی شهر تهران در سال 1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1054&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: دوران نوجوانی از بحرانی ترین دورانهای زندگی محسوب می گردد. نتایج مطالعات مختلف بیانگر پایین بودن سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای نوجوانان بویژه دختران می باشد. لذا در سالهای اخیر آموزش تغذیه به عنوان امری ضروری مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود مطالعات اندکی به بررسی ارتباط بین برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی با اثر بخشی آموزش پرداخته اند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر وضعیت تحصیلات والدین، شغل والدین، بعد خانوار، نوع مالکیت مسکن، نحوه نظارت درسی، تصور ذهنی از بدن، میزان پول توجیبی ماهانه و معدل نمرات درسی بر اثربخشی آموزش تغذیه در ارتقاء سطح آگاهی و نگرش تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی تهران صورت گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری ( آموزش از راه جزوه ، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل وچهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه عمومی، آگاهی و نگرش صورت گرفت، اطلاعات جمع آوری گردید. آموزش به صورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک و نیم ساعته در دو گروه اجرا و به گروه کنترل آموزشی داده نشد. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بررسی نتایج نشان داد تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با افزایش نمرات آگاهی ارتباط مثبت داشته است (007/0= p). دو متغیر سطح تحصیلات مادر و معدل نمرات درسی به دلیل ارتباط با سطح نگرش تغذیه ای از میزان تاثیر آموزش بر تغییر سطح نمرات نگرش کاسته اند(139/0= p و 29/0= p) و تاثیر آموزش بر ایجاد افزایش در نمرات آگاهی مستقل از متغیر پول توجیبی ماهانه نبوده است(035/0= p). بجز موارد مذکور، سایرمتغیرها نه بطور مستقل و نه از طریق تاثیر متقابل با نوع آموزش، هیچگونه رابطه معنی داری با تغییر نمرات آگاهی و نگرش نداشتند. &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: بطور کلی مشخص گردید به استثنای متغیر پول توجیبی، تاثیرنوع آموزش بر سطح آگاهی و نگرش مستقل از متغیرهای مورد مطالعه بوده است و از بین کلیه متغیرهای مستقل تنها تحصیلات مادر به طور مستقل از نوع آموزش با نمرات آگاهی ارتباط داشته است.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>محبوبه  تسلیمی طالقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وجود رابطه میان بهره‌ هوشی و تیپ‌های شخصیتی در میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1055&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: این موضوع که بعضی از تیپ های شخصیتی ممکن است در مقایسه با تیپ های دیگر از هوش نسبتاً بالائی برخوردار باشند از مدتها پیش به فکر روانشناسان خطور می کرد و حتی در اذهان عمومی نیز مطرح شدن این مسئله بعید به نظر نمی رسد. آیزنگ روانشناس مشهور انگلیسی در توصیف خصوصیات روانی افراد درونگرا آنها را دارای هوش بالاتر نسبت به افراد برونگرا ذکر می کند. چیزی که در این بررسی مورد نظر ما است اینکه ببینیم اولاً آیا رابطه ای میان بهره هوشی افراد و تیپ های شخصیتی آنان وجود دارد یا نه. ثانیاً میانگین بهره هوشی کدامیک از تیپ های شخصیتی بالاتر است و ثالثاً اینکه ارتباط میان بهره هوشی و تیپ های شخصیتی دانشجویان برحسب جنسیت آنان چگونه است؟ &lt;br&gt;&lt;strong&gt;مواد و روشها&lt;/strong&gt;: آزمودنی های پژوهش متشکل از 297 نفر دانشجو بودند که بطور تصادفی از دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی تبریز و دانشگاه تبریز انتخاب شدند. به هر یک از آزمودنی ها هم تست هوشی ریون و هم تست شخصیتی آیزنگ داده شد و آزمودنی ها، همزمان به هر دو تست پاسخ دادند. هر دو تست براساس نمره گذاری استانداردی که معمول است ارزیابی شد و نتایج افراد در هر دو تست استخراج و سپس عملیات آماری کای اسکور و T-test بر روی انها انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در پژوهش حاضر رابطه معنا داری میان بهره هوشی و تیپ های شخصیتی آیزنگ (درونگرائی-برونگرائی، نوروز- ثبات هیجانی) در دانشجویان دختر و پسر یافت نشد. همچنین معلوم شد که دانشجویان برونگرا از نظر میانگین بهره هوشی تفاوت معنی داری با همدیگر ندارند. هرچند یافته های از این دست به نظر جالب می رسند، &lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها&lt;/strong&gt;: اظهارنظر و قضاوت درباره خصوصیات روانی و رفتاری افراد مستلزم بررسی های بیشتری است و اصولاً ما نمی توانیم در همچون مواردی تنها به اجرای یک تست هوشی یا شخصیتی بسنده کنیم. لذا رسیدن به یک نتیجه قطعی به عنوان یک اصل علمی تنها در سایه پژوهش های بیشتر و با اعمال کنترل و وقت بیشتر خواهد بود.&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>باقر  وفایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
