<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1384 جلد63 شماره12</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه پروپوفول و رمی فنتانیل با تیوپنتال و رمی فنتانیل برای لوله گذاری نای بدون استفاده از شل کننده عضلانی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1056&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; لوله گذاری تراشه را می توان با استفاده از رمی فنتانیل و یک هوشبر وریدی غیر مخدری، بدون استفاده از شل کننده عضلانی انجام داد. هدف از اِین مطالعه مقایسه پروپوفول و رمی فنتانیل با تیوپنتال سدیم و رمی فنتانیل بدون استفاده از شل کننده عضلانی از نظر شرایط لوله گذاری تراشه و پاسخ همودینامیک می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها:&lt;/b&gt; 100 بیمار &lt;br&gt;ASA کلاس 1و 2 که تحت اعمال جراحی انتخابی کمتر از یک ساعت قرار می گرفتند به دو گروه مساوی به صورت تصادفی تقسیم شدند. بعد از تجویز میدازولام 03/0 میکروگرم بر کیلوگرم، رمی فنتانیل 4 میکروگرم بر کیلوگرم تجویز شد در گروه اول پروپوفول 5/2 میلی گرم بر کیلوگرم ودر گروه دوم تیوپنتال 5 میلی گرم بر کیلوگرم به عنوان داروی هوشبر تزریق گردید. پس از 90 ثانیه لوله گذاری تراشه انجام شد. وضعیت لوله گذاری توسط پزشک انجام دهنده لوله گذاری به حالت های عالی، خوب، متوسط و ضعیف تقسیم بندی شد فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و متوسط شریانی و ضربان قلب در قبل از تزریق داروها بعد از القای بیهوشی ودقیقه های 1، 3، 5، 10 و 15 بعد از لوله گذاری ثبت می شد. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار SPSS و آزمون های آماری. Chi-square, independent t-test, paired t-test and fisher&#039;s exact test ارزیابی شد و P&lt;0/05 معنی دار به حساب می آمد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;وضعیت لوله گذاری تراشه عالی در 60% ، خوب در 32% و متوسط در 16% بیماران گروه اول و در گروه دوم به ترتیب 42%، 42% و 16% بود (P= 0/166). در گروه اول 52% و در گروه دوم 24% نیاز به تزریق وریدی افدرین برای درمان هیپوتانسیون داشتند (P= 0/004)) و آتروپین در 4 بیمار گروه اول به علت برادیکاردی داده شد (P= 0/05).&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;نتایج حاصله پیشنهاد می کنند که پروپوفول و رمی فنتانیل در مقایسه با تیوپنتال سدیم و رمی فنتانیل نه تنها برتری برای لوله گذاری تراشه ندارد بلکه با تغییرات همودینامیک بیشتری همراه می باشد، لذا در صورت لوله گذاری با رمی فنتانیل بدون شل کننده عضلانی تیوپنتال سدیم داروی مناسب تری به نظر می رسد.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر حرکات محوری متناوب با دامنه و فرکانس معین بر روی ترمیم مدل تجربی شکستگی تیبیا</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1057&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;میزان ترمیم شکستگی استخوان به عواملی هم چون سن، شرایط هورمونی، نوع صدمه و به ویژه محیط مکانیکی اطراف آن بستگی دارد. مطالعات متعددی اثر کرنش های مکانیکی متناوب کنترل شده بر بهبود فرآیند ترمیم استخوان را نشان داده اند، اما هنوز پارامترهای بهینه این تحریکات مشخص نشده اند. هدف از این مطالعه نشان دادن اثر تحریکات مکانیکی تعریف شده در منطقه شکستگی، در جهت افزایش ترمیم استخوان می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها:&lt;/b&gt; 16 خرگوش بالغ به طور تصادفی در 4 گروه 4 تایی قرار داده شدند. هر یک از خرگوشها تحت استئوتومی مید دیافیز تیبیا قرار گرفته که توسط یک فیکساتور خارجی سفت با پهنای شکاف استئوتومی به میزان 2 میلیمتر ثابت شدند. نیمی از حیوانات یک هفته پس از عمل به طور روزانه تحت تحریکات مکانیکی (جابجایی فشاری 5/0 میلیمتر، فرکانس 1 هرتز، 15 دقیقه در روز) قرار گرفتند. حیوانات در هفته دوم و سوم پس از عمل کشته شدند و استخوان تیبیای هر یک تحت بررسی رادیوگرافی و تست خمش سه نقطه ای استخوان قرار گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;در پایان هفته دوم و سوم پس از عمل مشاهده شد کمیت و کیفیت تشکیل کال، نیروی حداکثر برای شکست و انرژی جذب شده در گروه های آزمایش نسبت به گروه های کنترل بیشتر شده و تفاوت معناداری را نشان می دهد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/b&gt; این مطالعه نشان داد که استفاده از فیکساتور سفت و محکم به همراه تحریکات مکانیکی با مشخصه های فوق به بهبود فر آیند ترمیم کمک می نماید این تغییرات در کمیت و کیفیت کال تشکیل شده و نیز نتایج حاصل از تست خمش استخوان مشاهده شد.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رویکرد جدید به ورزش در بارداری دانشگاه علوم پزشکی تهران -1384</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1058&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;بسیاری از زنان از ورزش لذت می برند و تمایل دارند که در اثنای بارداری نیز آن را ادامه دهند اما از طرف دیگر دانش ضعیف نسبت به روشهای صحیح ورزش در حین بارداری ممکن است باعث آسیب به مادر و جنین شود. در عین حال ورزش در زمان بارداری فواید زیادی دارد که شامل مادر و جنین می شود. هدف اصلی این مطالعه سنجش آگاهی زنان باردار مراجعه کننده به درمانگاههای پره ناتال بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در رابطه با این موضوع بوده است.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای بود که روایی و پایایی آن تعیین شده بود. 400 زن حامله در این مطالعه شرکت کردند و از آنان خواسته شد که پرسشنامه را تکمیل کنند تا دانش آنها مورد سنجش قرار گیرد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه از 400 نفر خانم باردار بیش از 92% ورزش را در دوران بارداری مناسب و لازم می دانستند. میزان دانش آنها به صورت زیر بود. 67 نفر (8/16%) متوسط 7 نفر (8/1%) خیلی خوب و 42 نفر (5/10%) خوب و 284 نفر (71%) نفر آگاهی ضعیف و خیلی ضعیف داشتند. ارتباط معنی دار بین سطح سواد و آگاهی وجود نداشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری وتوصیه ها: &lt;/b&gt;این مطالعه مشخص نمود که اکثر زنان آگاهی کمی در مورد روشها و شدت ورزش در حاملگی داشتند که لزوم آموزش برای افزایش آگاهی از منافع و پیشگیری از خطرات احتمالی در نتیجه انجام ورزش را ایجاب می نماید.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین بستری شدن خانم های اول زا در مرحله فعال و نهفته زایمان با میزان سزارین و علل سزارین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1059&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; در سالهای اخیر میزان عمل جراحی سزارین به دلایل متعدد در کشور ما افزایش یافته است که یکی از مهمترین علل آن را می توان دخالت نا بجا در مسیر زایمان نام برد- پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی تحلیلی به منظور برسی ارتباط بین بستری شدن خانم های اول زا در مرحله فعال و نهفته زایمان با میزان سزارین و علل سزارین می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد وروشها:&lt;/b&gt; این مطالعه بر روی 795 خانم زائوی شکم اول که به بیمارستان مراجعه کرده بودند انجام شده است. افراد مورد مطالعه خانم های زائوی شکم اول بودند که به دلیل درد زایمان یا فرا رسیدن روز زایمان به بیمارستان مراجعه کرده بودند و به غیر از انجام زایمان واژینال هیچ مشکل دیگری جهت بستری شدن نداشتند و در مورد تمام افراد تصمیم اولیه زایمان واژینال بوده است.&lt;br&gt;در این مطالعه گروه اول شامل 466 نفر خانم باردار اول زا بوده که در مرحله نهفته زایمان بستری شده اند و گروه دوم شامل 329 نفر خانم باردا ر اول زا بوده اند که در فاز فعال زایمان بستری شده بودند.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه نشان داد که میزان انجام سزارین در گروه اول 65 درصد و در گروه دوم 3/24 درصد بوده است و اختلاف بین دو گروه از نظر روش زایمان معنی دار بوده است(P=0) یافته های این تحقیق نشان می دهد که بیشترین علت سزارین در دو گروه زجر جنین بوده است. در گروهی که در فاز نهفته بستری شده بودند در 37 درصد و در گروهی که در فاز فعال بستری شدند در 2/51 درصد موارد زجر جنین مشاهده شده است و عدم پیشرفت در هر دو گروه دومین علت سزارین گزارش شده است بنابراین بین زمان بستری شدن و عدم پیشرفت در دو گروه اختلاف آماری معناداری مشاهده نشده است (P=0/13 ) با توجه به یافته های پژوهش بستری کردن خانم باردار اول زا در فاز نهفته باعث افزایش میزان سزارین می شود که بیشترین علت آن زجر جنین می باشد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;بنابراین پیشنهاد می گردد تا زمانی که زائو وارد مرحله فعال زایمان نشده است در صورتی که اندیکاسیون برای بستری شدن ندارد از پذیرش وی خودداری گردد.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی تاکی پنه نوزادی متعاقب سزارین ترم</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1060&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;تاکی پنه گذرای نوزادیTTN) ) در زایمان طبیعی 1/1%- 57/0% گزارش شده است. به نظر می رسد که این رقم در موارد سزارین افزایش می یابد به همین علت فراوانی تاکی پنه گذرای نوزادی (TTN) متعاقب سزارین در زایمانهای ترم و همچنین ارتباط خطر احتمالی با آن در بیمارستان دکتر شریعتی تعیین شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها:&lt;/b&gt; در یک تحقیق گذشته نگر با مطالعه 762 مادر و774 نوزاد که به طریقه سزارین زایمان و متولد شده بودند، سن مادر، سن حاملگی، جنس نوزاد، موارد ابتلای مادر به دیابت و آسم و میزان موارد (TTN) مورد بررسی قرار گرفت و ارتباط بین (TTN) و ابتلای مادران به دیابت و آسم توسط آزمونهای آماری کای اسکوئر و دقیق فیشر سنجیده شد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;نتایج این بررسی نشان داد که از 774 نوزاد متولد شده، 11 مورد (4/1%) دارای (TTN) بودند. در بین گروه نوزادان مبتلا به (TTN) و سالم از لحاظ دیابت مادر {8% در برابر 8/1% (014/0 P=و 95/0(CI=} و آسم مادر {30% در برابر 1% (005/0P= و 95/0 CI=)} اختلاف معنی دارآماری وجود داشت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه شواهدی فراهم می کند مبنی بر اینکه فراوانی TTN عوامل خطر محسوب می شوند.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بند ناف دور گردن و وزن پائین تولد بیمارستان میرزاکوچک خان 82-1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1061&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;وجود بند ناف دور گردن پدیده شایعی است که ممکن است هنگام تولد دیده شود بطوری که عده ای آن را قسمتی از زندگی طبیعی داخل رحمی می دانند. البته همیشته این سوال مطرح بوده است که آیا این بند ناف دور گردن می تواند باعث دیسترس جنینی شود یا نه؟ هدف از این مطالعه پیدا کردن ارتباط بند ناف دور گردن و تعداد حلقه های آن با وزن جنینی است. یکی از علائم دیسترس طولانی مدت جنین کاهش وزن هنگام تولد می باشد وزن کم هنگام تولد می تواند بازده زندگی آینده فرد را کاهش داده و از کیفیت زندگی بکاهد پس این نوزادان باید شناسائی شده و مراقبت بهتر و بیشتری داشته باشند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;در این مطالعه cross sectional 252 نوزاد با بند ناف دور گردن در فاصله سالهای 1382-1381 در بیمارستان میرزاکوچک خان مورد بررسی قرار گرفتند که با توجه به متغیرهای مادری و جنینی مقایسه و طبقه بندی شدند. عوامل مادری مورد بررسی شامل سن، تعداد حاملگی، تعداد زایمان، وجود سابقه بند ناف دور گردن در زایمان قبلی، وزن هنگام تولد، داشتن اضافه وزن، دیابت و فشار خون مادر بود و عوامل نوزادی شامل سن حاملگی، جنس نوزاد، وزن هنگام تولد و تعداد حلقه بند ناف دور گردن است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; کمترین سن مادران 17 سال و بیشترین آن 43 سال بود. مادرانی که در زایمان اخیر نوزاد با بند ناف دور گردن داشتند پاریتی دو یا بیشتر بودند. تعداد حلقه 179(71%) مورد فقط یک دور حلقه دور گردن و 8/25% دو دور بند ناف دور گردن و 7 مورد سه حلقه و یک مورد 4 حلقه دور گردن داشت. از میان 252 مورد تولد 111(44%) نفر دختر و 141(56%) نفر پسر بودند. بیشترین سن حاملگی 42 هفته در 4/2% از نوزادان و کمترین سن حاملگی 30 هفته در 2/1% موارد بود. بیشترین جمعیت موالید در 39 هفته 8/21% و کمترین جمعیت در نوزادان 33-32 هفته 4/0% بود. 185(4/73%) مورد حاصل زایمان طبیعی و 67(6/26%) مورد حاصل سزارین بودند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;در این مطالعه مشاهده شد که اگر تعداد حلقه های بند ناف دور گردن زیاد باشد به صورت عکس باعث کاهش وزن جنین می شود. جنس نوزاد در این اتفاق تاثیری نداشت البته اندکی در بین پسران بیشتر بود ولی با توجه به اینکه نوزادان عمدتاً ترم بودند شانس وجود بند ناف دور گردن افزایش می یافت. ارتباط بدست آمده از نظر آماری معنی دار نبود که شاید علت آن مراقبت بهتر دوران بارداری در یک مرکز دانشگاهی باشد که در مرکز شهر قرار داشته و مورد توجه افراد نسبتاً آگاه به نظر می رسد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش تشخیصی سطح پروکلسیتونین در مایع مغز نخاعی در افتراق مننژیت باکتریال از غیرباکتریال در افراد زیر 19 سال مرکز طبی کودکان 83-1382</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1062&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; تشخیص مننژیت باکتریال مشکل است بخصوص در کودکان کوچکتر که علائم و نشانه ها اغلب غیر اختصاصی هستند و به علت عارضه و مرگ و میر بالائی که دارد تشخیص زودرس آن حائز اهمیت است. اخیراً از پروکلسیتونین بعنوان یک مارکر عفونتهای شدید برای افتراق مننژیت باکتریال استفاده شده است. هدف از این مطالعه تعیین ارزش تشخیصی سطح پروکلسیتونین در CSF در افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال در افراد زیر 19 سال است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;در یک مطالعه از نوع بررسی تست تشخیصی در سال 83-1382 ، سطح پروکلسیتونین CSF در 43 کودک بزرگتر از دو ماه مراجعه کننده به مرکز طبی کودکان سنجیده شد. بیماران بر اساس نتیجه Universal bacterial PCR به دو گروه مننژیت باکتریال (11 نفر) و غیر باکتریال (32 نفر) دسته بندی شدند. سپس سطح پروکلسیتونین بین دو گروه با تست آماری Mann- Whitney test مقایسه گردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها: &lt;/b&gt;سطح پروکلسیتونین در گروه مننژیت باکتریال نسبت مننژیت غیر باکتریال به طور معنی دار بالاتر بود (به ترتیب 9/072/1 و 716/004/0 P&lt;0.001). با در نظر گرفتن غلظت &gt;0.5ng/ml بعنوان مارکر عفونت باکتریال حساسیت و ویژگی به ترتیب 1/90% و 1/97% بودند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;بر اساس نتایج به دست آمده می توان از سنجش پروکلسیتونین در CSF برای افتراق مننژیت باکتریال از غیر باکتریال استفاده کرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>میزان جداسازی هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b در مایع مغزی نخاعی کودکان مشکوک به مننژیت با روش های کشت و PCR  مرکز طبی کودکان 82-1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1063&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;مننژیت باکتریایی یک عفونت جدی و برخی مواقع یک عفونت کشنده ای است که سیستم عصبی مرکزی را تحت تاثیر قرار می دهد. عامل حدود 95% از مننژیت های کودکان هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b (Hib) ، استرپتوکوک پنوموتیه، E.coli و استرپتوکوکوس آگالاکتیه می باشند. روش های آزمایشگاهی مرسوم مانند کشت که برای شناسایی عوامل بیماریزای مننژیت به کار می روند، به حدود 36 ساعت یا بیشتر وقت نیاز دارند. به علاوه مشاهده شده است که به دنبال کاربرد درمان ضد میکروبی قبل از جمع آوری نمونه، توانایی کشت در تایید وجود میکروارگانیسم ایجاد کننده مننژیت در حدود 30% می باشد. به همین دلیل روش های غیر کشت نظیر PCR مورد استفاده قرار گرفته اند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;در این مطالعه از سال 1381 تا سال 1382 به مدت یکسال، 300 نمونه مایع مغزی - نخاعی از مرکز طبی کودکان تهران جمع آوری گردید و آزمایشات کشت و PCR با استفاده از پریمرهای اختصاصی Hib بر روی همه آنها انجام گرفت.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; از تعداد کل 300 نمونه در 32 مورد نتیجه کشت مثبت بود، که از میان هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b در 5 مورد جدا گردید. با استفاده از PCR علاوه بر 5 نمونه ای که کشت آنها مثبت بود، در 2 مورد دیگر هم Hib تشخیص داده شد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;نتایج این مطالعه نشان داد که هموفیلوس آنفلوآنزای تیپ b عامل 6/15% از موارد مننژیت های باکتریایی کودکان به شمار می رود. همچنین مقایسه دو روش کشت و PCR نیز نشان داد که روش اخیر در مقایسه با کشت دارای حساسیت و ویژگی 100% و 99% می باشد. با توجه به اینکه در مننژیت ضرورت تشخیص و درمان سریع وجود دارد، در صورت وجود امکانات PCR ، استفاده از این روش توصیه می شود.   &lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فلور قارچی محیط در محل های اسکان حجاج ایرانی و نقش انها در بیماریهای تنفسی حج تمتع -1383</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1064&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; با توجه به بروز بیماری تنفسی درعده قابل توجهی از زائرین خانه خدا در طی مراسم حج تمتع سالهای اخیر و عوارض و مشکلات ناشی از آن، تعیین عامل اتیولوژیک بیماری مزبور جهت پیش گیری، کنترل و درمان آن لازم و ضروری به نظر می رسد. آنچه مسلم است عوامل میکروبیال محیطی در ایجاد بیماریهای تنفسی نقش مهم و اساسی دارند. در بین این عوامل قارچها ارگانیسم هائی با پراکندگی وسیع در طبیعت هستند که اسپور آنها از طریق هوا پخش شده و همواره در محیط وجود دارند و قادرند اثرات زیان باری بر سلامتم انسان داشته و منجر به بروز عفونت ، آلرژی و حتی عوارض توکسیک گردند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد روشها: &lt;/b&gt;در مطالعه اخیر با جمع آوری و کشت نمونه های بدست آمده از محیط ، در محل اقامت و تجمع زائرین ایرانی در طی مراسم حج 1383 و با انجام تست های سرولوژیک بر روی دو نمونه خون 146 زائر داوطلب ( به فاصله 8 هفته )، سعی گردید نقش قارچها در ایجاد بیماری تنفسی حجاج مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; در این مطالعه جمعاً 3521 کلنی شامل 23 جنس و گونه مختلف قارچی از محل اقامت حجاج در شهرهای مکه و مدینه و مناطق عرفات و منی جدا گردید که شامل قارچهای رشته ای ساپروفیت 79 درصد، قارچهای رشته ای پاتوژن (درماتوفیت) 6/3 درصد و قارچهای مخمری 4/17 درصد بود. گونه های آسپرژیلوس شایع ترین (4/43 درصد) عوامل قارچی جدا شده در این بررسی بودند. ست های کانترایمونوالکتروفورزیس و لاتکس آگلوتیناسیون که جهت تشخیص بیماریهای قارچی فرصت طلب (آسپرژیلوزیس، کاندیدیازیس و کریپتوکوکوزیس) بعمل آمد همگی منفی بوده و مورد مثبتی مشاهده نگردید. &lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;نتایج بدست آمده از این مطالعه، گر چه نقش قارچها را در ایجاد بیماری تنفسی حجاج تائید نمی نماید ولی با توجه به تنوع بیماریها و عوارض ایجاد شده توسط قارچها و مشکلات تشخیص بالینی آنها، تاثیر قارچها بر سیستم ایمنی بیمار و ایجاد زمینه جهت بروز سایر عفونت ها و یا عفونت ثانویه با قارچها توصیه می شود که در صورت تداوم بروز بیماری تنفسی در طی مراسم حج، بررسی جامع تر و کامل تری بعمل آمده و نقش قارچها مورد ارزیابی بیشتری قرار گیرد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فاکتورهای پیش آگهی بالغین مبتلا به مننژیت حاد باکتریال دانشگاه علوم پزشکی تهران ، 80-1370</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1065&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;b&gt;مقدمه: &lt;/b&gt;فاکتورهای پیش آگهی مختلف بیماری مننژیت که شامل، سطح هوشیاری، سن و جنس بیماران، مدت وجود علائم و عناصر مایع CSF می باشد. در بسیاری از کشورها مطالعه شده و با شناخت آن ها اقدامات مؤثری در درمان و مراقبت این بیماران انجام شده است. ما نیز بر آن شدیم به منظور تعیین این عوامل مؤثر بر پیش آگهی بیماران این بررسی را انجام دهیم. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها: &lt;/b&gt;جهت تعیین همبستگی بین عوارض عصبی مننژیت حاد باکتریال در بیماران بزرگسال و عناصر CSF ، سطح هوشیاری، سن، جنس، مطالعه مقطعی (توصیفی تحلیلی) از 131 بیمار دچار مننژیت حاد باکتریال طی سالهای 80-70 در بیمارستانهای سینا، شریعتی و امام بررسی بعمل آمد.&lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها و نتیجه گیری: &lt;/b&gt;در این بررسی پنوموکوک فراوان ترین عامل ایجاد بیماری در کشت های مثبت و کل موارد بود (31 درصد) و منتگوکوک با 18 درصد دومین عامل پاتوژن تشخیص داده شد، میکروبهای گرم منفی اگر چه عامل مهمی در کل موارد بیماری نبودند (10 درصد)، اما مرگ و میر این گروه بسیار بالا و حدود 90 درصد بوده است. سن عامل مهمی در ایجاد مرگ و میر بود و در گروه های بالای 50 سال این مسئله به وضوح به چشم می خورد و رابطه معنی داری بین سن و مرگ و میر وجود داشت (P=0/003) اما جنس در ایجاد مرگ و میر نقشی نداشت. نکته مهم دیگر تاخیر زیاد بیماران در مراجعه به بیمارستان بود به طوری که تنها 37 درصد بیماران در روز اول به بیمارستان مراجعه کرده بودند این تاخیر رابطه معنی داری با مرگ و میر بیماران داشته است. (P&lt;0.001) از دیگر موارد مهم در تعیین پیش آگهی سطح هوشیاری در هنگام مراجعه به بیمارستان بود، بنابراین ارتباط معنی داری بین سطح هوشیاری و میزان مرگ و میر مشاهده شد. (P&lt;0.001) و نکته آخر اینکه، اگر چه به نظر می رسد تعداد گلبول سفید در CSF و همچنین نسبت قند CSF به قند خون عامل مهمی در تعیین پیش آگهی می باشد، اما این نقش در مقایسه با سه عامل سن و مدت تاخیر قبل از شروع درمان و سطح هوشیاری کمرنگ می باشد. (P=0.016)(P=0.04) در این مطالعه رابطه معنی داری بین دیگر عناصر CSF و پیش آگهی مشاهده نشد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  

</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تاثیر فدرت انقباض عضله دوسر بازوئی در زوایای 45 و 90 درجه مفصل آرنج بر طیف فرکانس سیگنال الکترومیوگرافی</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1066&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;b&gt;مقدمه:&lt;/b&gt; فعالیت روزانه دارای انقباضات عضلانی دینامیک است که سبب تولید سیگنالهای میوالکتریک غیر ساکن در ثبت الکترومیوگرافی می شود. زمانی که نیروی عضلانی تغییر می کند، تغییراتی در تعداد واحد حرکتی، مناطق عصبی، اندازه و انواع واحدهای حرکتی بوجود می آید. این عوامل روی شکل موج پتانسیل عمل واحد حرکتی (MUAP) تاثیر می گذارند. لذا در ارزیابی الکترومیوگرافی تفاوتهای بارزی را بوجود می آورند. هدف این تحقیق بررسی توانایی شاخصهای طیف فرکانس در اندازه گیری تغییرات متعاقب نیرو است. &lt;br&gt;&lt;b&gt;مواد و روشها:&lt;/b&gt; بیست فرد سالم در این تحقیق شرکت کردند و از عضله دو سر بازویی آنان در دو زاویه 45 و 90 درجه مفصل آرنج ثبت الکترومیوگرافی طی سه انقباض ایزومتریک حداکثر در برابر دینامومتر به مدت 10 ثانیه با استراحت 2 دقیقه ای بین انقباضات بعمل آمد. فرکانسهای میانه و میانگین فعالیت عضلانی و تخمین قدرت به همراه گشتاور تولید شده محاسبه و مورد بررسی قرار گرفتند. &lt;br&gt;&lt;b&gt;یافته ها:&lt;/b&gt; فرکانس میانه و میانگین در زاویه 45 درجه نسبت به 90 درجه کاهش می یابد (P&lt;0.05). همچنین تفاوت معنی داری بین گشتاور تولید شده در دو زاویه وجود دارد بطوریکه در زاویه 45 درجه گشتاور بیشتری نسبت به 90 درجه بوجود می آید (P&lt;0.05). در زاویه 90 درجه همبستگی منفی بین گشتاور تولید شده و فرکانس های میانگین و میانه وجود دارد (r=-0.69, P=0.03), (r=-0.77, P=0.01)&lt;br&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری و توصیه ها: &lt;/b&gt;وضعیت هندسی عضله تاثیر عمده ای بر گشتاور و شاخصهای طیف فرکانس در انقباض حداکثر دارد. بدنبال تغییرات طول و زاویه مفصل، میانگین و میانه طیف فرکانس تغییر یافته و لذا این دو متغیر تخمین مناسبی از رفتار عضله را فراهم می سازد.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;                                                                  
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
