<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران </title>
<link>http://tumj.tums.ac.ir</link>
<description>مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - مقالات نشریه - سال 1382 جلد61 شماره6</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1382/6/10</pubDate>

					<item>
						<title>مقایسه روش تعیین حساسیت دیسک دیفیوژن و واکنش زنجیره ای پلیمراز برای شناسایی استافیلوکوکوس مقاوم به متی سیلین</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1148&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; در بین باکتری های موثر در عفونت های بیمارستانی، جنس استافیلوکوکوس ها از جایگاه خاصی برخوردار می باشند. متاسفانه حدود 90% از سویه های استافیلوکوکسی جدا شده از عفونت های بیمارستانی به پنی سیلین مقاوم هستند و میزان مقاومت این سویه ها به پنی سیلین های صناعی مقاوم به بتالاکتاماز مانند متی سیلین و اگزاسیلین نیز رو به فزونی می باشد. از این رو درمان چنین عفونت هایی مشکل بوده و شناسایی سریع این عوامل در درمان اهمیت دارد.  &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; تعداد 85 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی و 70 سویه کواگولاز مثبت از بیماران بستری در بیمارستان های دکتر شریعتی و مرکز طبی کودکان جدا گردید و با روش دیسک دیفیوژن مطابق روش استاندارد NCCLS تعیین حساسیت شدند و سپس با نتایج حاصل از واکنش PCR جهت جستجوی ژن mec A مورد مقایسه قرار گرفتند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; براساس نتایج بدست آمده 62 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی (72.9%) و 27 سویه استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت (38.6%) با روش دیسک دیفیوژن نسبت به اگزاسیلین مقاوم بودند اما در روش PCR، شصت و سه سویه استافیلوکوکسی کواگولاز منفی (74%) و 28 استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت (40%) دارای ژن mec A بودند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; در مطالعه مذکور، روش دیسک دیفیوژن در مقایسه با PCR (بعنوان Gold standard) برای شناسایی استافیلوکوکسی کواگولاز منفی دارای حساسیت 96.28%، ویژگی 95.54% و دقت 94.74% و برای استافیلوکوکسی کواگولاز مثبت دارای حساسیت 92.58%، ویژگی 97.16% و دقت 95.17% بود. می توان گفت روش های فنوتیپی مانند دیسک دیفیوژن بعلت اینکه تحت اثر شرایط محیط رشد باکتری قرار می گیرند در مقایسه با روش های ژنوتیپی مانند PCR در جستجوی ژن mec A، حساسیت و ویژگی پایین تری هستند و قادر نیستند 100% سویه های استافیلوکوکسی مقاوم به متی سیلین را شناسایی کنند.&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیماری کیمورا: گزارش یک مورد آن در ناحیه پاروتید</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1149&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بیماری کیمورا یک بیماری ناشایع، خوش خیم و التهابی مزمن است که علت و پاتوژنز آن ناشناخته می باشد. این بیماری بافت های زیرجلدی را گرفتار کرده؛ مانند ضایعات توموری تظاهر می کند و بیشتر در ناحیه سر و گردن یافت می شود. از نظر بالینی در صورت گرفتاری پاروتید، با تومور پاروتید همراه با متاستاز به غدد لنفاوی اشتباه می شود. تشخیص آن قبل از بیوپسی بافتی مشکل است و FNA ارزش محدودی در تشخیص این بیماری دارد. شواهدی از تبدیل به بدخیمی وجود ندارد و گاهی بهبود خودبخودی رخ می دهد. انواع روش های درمانی در درمان این بیماری پیشنهاد شده است اما هیچکدام بطور کامل تایید نشده اند و عود شایع است. ما یک مرد 33 ساله دچار بیماری کیمورا را که تظاهر آن بصورت توده پاروتید چپ بوده است شرح می دهیم. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه یافته های اسکن DMSA و VCUG یا (Dimercaptosuccinic acid &amp; Voiding cystourethrographic) در عفونت ادراری، بیمارستان بهرامی، 77-1374</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1150&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; پیلونفریت حاد یکی از شایعترین عفونت های باکتریال در کودکان است که ممکن است منجر به صدمه کلیوی شود. ریفلاکس وزیکواورترال یک فاکتور مهم آسیب نسج کلیه است ولی تنها عامل نیست. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; این مطالعه، بمنظور تعیین رابطه بین یافته های اسکن DMSA و VCUG که یک تا دو هفته پس از اتمام درمان انجام شده بود و در صورتیکه اسکن اول یافته مثبتی داشت، اسکن دوم شش ماه بعد انجام شده بود، صورت پذیرفت. درجه ریفلاکس براساس طبقه بندی جهانی ریفلاکس تعیین گردید (گرید I تا V). وجود یک یا چند نقطه کاهش جذب ماده رادیواکتیو توسط قشر کلیه در اسکن DMSA یافته مثبت تلقی شد (نقص کورتیکال). درصورتیکه این کاهش جذب در اسکن دوم نیز باقی مانده بود به آن اسکار گفته شد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;نقص کورتیکال و ریفلاکس بترتیب در 42 واحد کلیه (42%) و 26 واحد کلیه (26%) مشاهده شد. از 26 واحد کلیه دارای ریفلاکس 14 واحد نقص کورتیکال در اسکن اول داشتند (54%) و 12 واحد دیگر اسکن طبیعی داشتند. از 74 واحد کلیه بدون ریفلاکس 28 واحد نقص کورتیکال داشتند (38%) و 46 واحد اسکن طبیعی داشتند (P=0.15). اسکار در 25 واحد کلیه (از 42 واحد کلیه که در اسکن اول نقص کورتیکال داشتند) مشاهده شد (62%). &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; بنابراین بنظر می رسد انجام VCUG بتنهایی نمی تواند برای ارزیابی کلیه های در معرض خطر اسکار بدنبال پیلونفریت حاد کافی باشد و اسکن DMSA ممکن است اطلاعات تکمیلی در این زمینه فراهم سازد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الکتروفیزیولوژیک سیستم عصبی خودکار در بیماران دیابتی بیمارستان شریعتی، 1381</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1151&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; درگیری سیستم عصبی خودکار در بیماران دیابتی که می تواند احتمالا جدا از نوروپاتی حسی-حرکتی محیطی رخ دهد گاه منجر به بروز شکایاتی در بیماران می گردد که تشخیص آنها ممکن است از طریق روش های الکترودیاگنوستیک تسهیل شود. از طرفی کنترل گلیسمیک این بیماران محتمل است که از بروز این عوارض پیشگیری نماید. هدف از این مطالعه ارزیابی روش های الکترودیاگنوستیک معمول در بررسی سیستم اتونوم دیابتی ها می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; 30 بیمار دیابتی با 30 فرد بعنوان گروه شاهد از نظر نتایج تست های الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم مقایسه شدند. در هر فرد دیابتی شکایت قابل انتساب به اختلال سیستم اتونوم شامل اسهال شبانه، سبکی سر، بی اختیاری ادرار، یبوست، تهوع و خشکی دهان ثبت گردید. در تمامی افراد دیابتی و نیز گروه شاهد پاسخ سمپاتیک پوستی پالمار و پلانتار و نیز نسبت بازدم/دم و نسبت والسالوا توسط الکترومیوگرافی بررسی شد. بعلاوه در بیماران دیابتی بررسی هدایت عصب (NCS) در دو عصب حسی و دو عصب حرکتی انجام شد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج بدین صورت بودند که هیچ ارتباط معنادار آماری بین سن دیابتی ها با اختلال در نسبت بازدم/دم، نسبت والسالوا و نیز شدت اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم وجود نداشت. ارتباطی بین نوروپاتی محیطی حسی-حرکتی و اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم یافت نشد. بین شدت سمپتوم های اختلال اتونوم و شدت اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم نیز هیچ ارتباطی وجود نداشت. ارتباطی بین هیپوتانسیون ارتوستاتیک دیاستولی یا سیتولی با شدت اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم، فقدان پاسخ سمپاتیک پوستی (SSR) پالمار، نسبت بازدم/دم غیرطبیعی و نسبت والسالوای غیرطبیعی دیده نشد ولی بین فقدان SSR پلانتار با هیپوتانسیون ارتوستاتیک ارتباط معنادار قابل توجهی یافت شد (P~0.019) بطوریکه در 80% بیماران دچار هیپوتانسیون ارتوستاتیک SSR پلانتار ثبت نشد. SSR پالمار و پلانتار در تعداد قابل توجهی از بیماران دیابتی در مقایسه با افراد گروه شاهد قابل ثبت نبود (در مورد پالمار P~0.00 و در مورد پلانتار P&lt;0.015). ارتباط معنادار آماری بین سال های گذشته از تشخیص دیابت و شدت اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم وجود نداشت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; شاید مهمترین نتیجه گیری این مطالعه این باشد که نوروپاتی اتونوم دیابتی جدا از نوروپاتی محیطی حسی-حرکتی و احتمالا با مکانیسم متفاوتی ایجاد می شود و همچنین نسبت بازدم/دم و سپس نسبت والسالوا بیش از همه تست های مورد بررسی در بیماران دیابتی مختل بود. وجود ارتباط معنادار آماری بین هیپوتانسیون ارتوستاتیک با فقدان SSR پلانتار نشان می دهد این دو مربوط به سیستم سمپاتیک است که این موضوع به لحاظ تئوریک نیز قابل توجیه بوده و یا مطالعات دیگر و منابع موجود در این زمینه همخوانی دارد ولی عدم وجود چنین ارتباطی با SSR پالمار می تواند نشاندهنده حساس تر بودن SSR پلانتار به اختلال سیستم سمپاتیک باشد. همچنین عدم ارتباط معنادار آماری بین سال های گذشته از تشخیص دیابت اختلال الکتروفیزیولوژیک سیستم اتونوم شاید ناشی از عدم تشخیص دیابت نوع دو و یا ناشی از عدم وجود ارتباط پاتوفیزیولوژیک بین هیپرگلیسمی طولانی مدت و نوروپاتی اتونوم باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آیا مبتلایان به شکاف کام یا لب نیاز به مشاوره قلبی قبل از جراحی دارند؟ مرکز طبی کودکان، 79-1375</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1152&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; شکاف کام و یا لب آنومالی مادرزادی شایعی است که علت مولتی فاکتوریال دارد ولی همراهی آن با دیگر ناهنجاری ها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعه جهت تعیین همراهی بیماری های مادرزادی قلب (Congenital heart disease: CHD) با این ناهنجاری می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; مطالعه بصورت Prospective و Cross-sectional بر روی کودکان با شکاف کام و یا لب دارای پرونده بستری یا سرپایی در مرکز طبی کودکان در طی سال های 79-1375 انجام گردید که کودکان مذکور توسط متخصص قلب کودکان ویزیت و بررسی شدند. 200 کودک دارای شکاف کام/و یا لب مورد ویزیت قلبی و اکوکاردیوگرافی قرار گرفته و اطلاعات بدست آمده با تست های Fishers exact test و Chi-square test تحلیل گردید. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; 19 مورد از 200 بیمار مبتلا به شکاف بررسی شده (9.5%) دارای آنومالی مادرزادی قلب بودند. نکته مهم دیگر این بود که حدود 40% بیماران شکاف دارای CHD در معاینه فاقد سوفل قلبی بودند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; باتوجه به شیوع بالای CHD در بیماران مبتلا به شکاف کام و یا لب توصیه می شود این کودکان قبل از جراحی شکاف توسط متخصص قلب کودکان ویزیت شوند&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثرات هموستاتیک اتوترانسفوزیون و ترانس آمین در جراحی بای پس کرونر قلب، بیمارستان شریعتی، 1380</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1153&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; یکی از مشکلات رایج بعد از اعمال جراحی قلب، بروز سندرم های هموراژیک می باشد که علاوه بر افزایش نیاز به تزریق خون آلوژنیک و فرآورده های آن، موجب طولانی شدن مدت بستری بیمار در بیمارستان بعلت بروز عوارض جراحی نیز می گردد. اقدامات متعددی جهت کاهش بروز سندرم های هموراژیک بعد از جراحی بعمل آمده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه، اثرات هموستاتیک اتوترانسفوزیون و ترانس آمین در جراحی های بای پس کرونر قلب با استفاده از پمپ بر روی 200 بیمار بصورت آینده نگر، تصادفی و Double-blind مورد بررسی قرار گرفته است. در یک گروه اتوترانسفوزیون و در گروه دوم بیماران ترانس آمین تزریق شده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;میانگین حجم کلی درناژ در گروه اول cc 200±1100 و در گروه دوم cc 200±550 بود که تفاوت معنی دار (P&lt;0.01) است. هفتاد و دو درصد بیماران گروه اول و 65% بیماران گروه دوم ترانسفوزیون شده اند. میزان تزریق خون کامل در گروه اول 2.82 واحد به ازای هر بیمار ترانسفوزیون شده در مقایسه با 1.93 واحد به ازای هر بیمار ترانسفوزیون شده بوده است (P&lt;0.01) و میزان تجویز FFP در گروه اول و دوم بترتیب 3.08 و 2.38 به ازای هر بیمار ترانسفوزیون شده است. اختلاف بارز در مدت زمان بستری در ICU مشاهده می شود که در گروه اول متوسط 1.2 روز و در گروه دوم 0.8 روز است (P&lt;0.01). مدت بستری در بیمارستان نیز در گروه اول حدود 7 روز و در گروه دوم 6 روز بوده است. عوارض عمل جراحی از قبیل خونریزی منتج به جراحی مجدد، نارسایی گذرای کلیه و آمبولی ریه در گروه دریافت کننده اتوترانسفوزیون مشاهده گردید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; &lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; باتوجه به قیمت ارزان ترانس آمین و کارآیی بالای آن توصیه می شود، از این دارو در اعمال جراحی بزرگ بخصوص جراحی قلب جهت کاهش عوارض جراحی و نیاز به ترانسفوزیون استفاده شود که البته همچنین مدت زمان بستری بیمار نیز در ICU بیمارستان کاهش می یابد که از نظر اقتصادی Cost-efficacy با ارزش می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی هورمون های گنادوتروپین و تستوسترون در موش های صحرایی نر بالغ کلستاتیک</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1154&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; کلستاز انسدادی نوعی بیماری کبدی است که با تجمع اسیدهای صفراوی، افزایش تونوس اوپیوئیدهای درونساز، نیتریک اکساید و سیتوکین ها در پلاسما همراه است. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات احتمالی هورمون های گنادوتروپین و میزان آپوپتوز سلول های زاینده در موش کلستاتیک می باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; برای این مطالعه سه گروه موش صحرایی بکار بردیم: شاهد (بدون جراحی)، شاهد جراحی با Sham (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی) و گروه کلستاتیک (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی). سه هفته بعد از انجام جراحی غلظت سرم هورمون های LH و FSH و تستوسترون توسط ایمونورادیومتریک اسی (IRMA) و آپوپتوز سلول های زاینده بیضه با روش TUNEL اندازه گیری شدند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; نتایج این پژوهش بیانگر کاهش معنی دار هورمون های LH و FSH و تستوسترون در گروه کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است. که در این رابطه میانگین غلظت هورمون FSH در موش های کلستاتیک نسبت به گروه های شاهد و شاهد-جراحی است (P&lt;0.05). درحالیکه تغییر معنی داری در شاخص آپوپتوز گروه کلستاتیک نسبت به گروه های دیگر مشاهده نشد (P&lt;0.19). &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; از نتایج این مطالعه حدس زده می شود که آپوپتوز سلول های زاینده بیضه موش های بالغ تنها وابسته به هورمون های گنادوتروپین و تستوسترون نیست بلکه فاکتورهای دیگری نیز ممکن است دخالت داشته باشند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فضای پتریگوپالاتن: منطقه کلیدی در گسترش موکورمایکوزیس رینوسربرال، بیمارستان امام، 81-1377</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1155&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; موکورمایکوزیس رینوسربرال یک عفونت قارچی مهاجم و به سرعت پیشرونده است که بیشتر در افراد دیابتی یا دارای نقص ایمنی دیده می شود. تصور براین است که این عفونت از بینی شروع شده و از طریق سینوس های اتموئید پس از خوردگی لامینا پاپیراسه به اربیت گسترش می یابد، سپس عفونت از آپکس اربیت به سینوس کاورنو و مغز راه می یابد. بدین ترتیب انجام اسفنواتموئیدکتومی با یا بدون ماگزیلکتومی نقش اساسی را در دبریدمان جراحی این بیماران ایفا می کند. هدف این مقاله ارائه یک دیدگاه نو در ارتباط با شیوه گسترش موکور از بینی به اربیت و مغز می باشد. بعلاوه کاربرد بالینی این دیدگاه ارائه می شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; طی سال های 81-1377 نه بیمار مبتلا به موکورمایکوزیس رینوسربرال توسط مولف در بیمارستان امام خمینی (ره) تحت دبریدمان قرار گرفتند. 8 تن از این بیماران که پاتولوژی مثبت داشتند در مطالعه واقع شدند. پرونده بیماران از جهت متغیرهایی مانند سن، جنس، فاکتور زمینه ای، علایم، محل درگیری، وسعت دبریدمان و دفعات آن و پیش آگهی مورد بررسی قرار گرفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; یافته های زیر در تقریبا تمام بیماران ما وجود داشت: 1) علایم چشمی شامل کاهش بینایی، افتالموپلژی، پروپتوز و تورم پری اربیتال، 2) درگیری نسج نرم صورت شامل درد، بی حسی، تورم و فلج صورت، 3) درگیری بینی و سینوس ها، 4) درگیری فضای پتریگوپالاتن. سه تن از بیماران زنده ماندند، علت مرگ در 5 بیمار دیگر پنومونی بیمارستانی، هیپوکالمی و بروز آریتمی هنگام بیهوش کردن بیمار بود. موکورمایکوزیس در بیشتر این بیماران به هنگام فوق تحت کنترل بود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; فضای پتریگوپالاتن محل اصلی تجمع و تکثیر موکورمایکوزیس رینوسربرال بوده و گسترش موکور به چشم و نسج نرم صورت از این محل صورت می گیرد. موکور بعد از ورود به بینی این فضا را درگیر کرده و سپس در ادامه با درگیری فیشر تحتانی اربیت (IOF) به سرعت به بخش رتروگلوبال اربیت گسترش یافته و علایم چشمی را ایجاد می کند. نسج نرم صورت، کام و فضای اینفراتمپورال نیز ممکن است بطور ثانوی درگیر شوند. بررسی و دبریدمان این منطقه در هر بیمار مبتلا به موکورمایکوزیس رینوسربرال پیشرفته توصیه می شود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تغییرات مرفولوژیکی شاخ رحم موش سوری وابسته به مرفین در دوران قبل از بلوغ و طی بلوغ</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1156&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; مرفین مهمترین آلکالوئید تریاک است که به مقدار 10% در تریاک یافت می شود و به دو فرم مرفین سولفات و مرفین هیدروکلراید وجود دارد. در این مطالعه تغییرات مرفولوژیکی رحم موش سوری در اثر مصرف خوراکی مرفین مورد مطالعه قرار گرفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; موش های سوری ماده بدنبال افزایش تدریجی مرفین در آب آشامیدنی (0.01 و 0.1) میلی گرم/میلی لیتر به مرفین وابسته شدند. موش های سوری ماده در دو گروه سنی قبل از بلوغ و طی بلوغ طبقه بندی گردیدند. هر گروه سنی بمدت 21 روز مرفین دریافت داشتند. پس از پایان دوره، موش ها را وزن کرده، سپس بیهوش نموده و رحم از نظر طول و عرض و خصوصیات ظاهری مورد مطالعه قرار گرفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه مشخص گردید که از نظر وزن موش، طول و عرض شاخ رحم بین گروه های تجربی و گروه کنترل اختلاف معنی داری وجود داشت (P&lt;0.01) و تغییرات مرفولوژیکی مانند کم خونی، نازکی، شکننده شدن جدار رحم و نخی شکل شدن شاخ رحم مشهود بود. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; در این بررسی مشخص گردید که مرفین بعنوان یک ماده مخدر می تواند در میزان وزن و رشد و نمو اندام تناسلی موثر واقع شود و در عملکرد رحم تاثیر بگذارد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عفونت ریوی در پیوند کلیه، بیمارستان امام، 81-1380</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1157&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; پیوند کلیه درمان ایده آل نارسایی مزمن کلیوی می باشد و عفونت ریوی یکی از شایعترین و جدی ترین عفونت های پس از پیوند بوده که احتیاج به بستری پیدا کرده و با مورتالیتی بالایی همراه است. بدلیل استفاده از رژیم سرکوبگر ایمنی، شانس عفونت افزایش یافته، درحالیکه واکنش های التهابی کاهش می یابد، علایم و نشانه های بالینی و حتی رادیولوژیک در این بیماران غیر واضح بوده و گاه ارگانیسم های غیر معمول در بروز آن نقش دارند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; بین تیرماه 1380 تا تیرماه 1381، 164 بیمار پیوند کلیوی در یک مطالعه Case series بصورت آینده نگر مورد بررسی قرار گرفتند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; از این میان، 14 مورد (8.5%) عفونت ریوی داشتند. 11 بیمار (78.6%) مونث و 3 بیمار (21.4%) مذکر بودند. میانگین سنی بیماران پیوند کلیوی با عفونت ریه 42.6 سال بوده تا حداقل آن 21 و حداکثر آن 68 سال بود. تمامی بیماران تحت درمان با سه دارو سرکوب کننده ایمنی بودند. پیگیری نتایج درمان 9 تا 12 ماه انجام شد. زمان شروع عفونت ریوی بین 2 ماه تا 10 سال پس از پیوند بود. شروع عفونت در 3 مورد (21.4%) در پریود یک تا شش ماه پس از پیوند، 11 مورد (78.6%) پس از شش ماه و کلا 7 مورد (50%) کمتر از یکسال پس از پیوند بوده است. هیچ موردی در ماه اول بعد از پیوند مشاهده نشد. از بین 14 بیمار با پنومونی، در شش مورد (42.8%) از شستشوی برونکوآلونولار جهت رسیدن به تشخیص استفاده شد. شایعترین تظاهر بالینی بیماران تب و شایعترین جرم جدا شده مایکوباکتریم توبرکلوزیس بود. بیماری سل در 3.65% کل بیماران پیوندی دیده شد. یک مورد موکورمایکوز ریوی یافت شد. در مواردی که جرم بدست نیامد با احتمال پنومونی اکتساب جامعه درمان Emprical شروع شد. تمام بیماران توبرسلی پاسخ مناسب به درمان دادند. در کل بیماران پنومونی، یک مورد فوت بدلیل موکورمایکوز ریوی وجود داشت. &lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; تشخیص قطعی عامل ایجاد کننده پنومونی در پیش آگهی نقش مهمی دارد و جهت تشخیص قطعی و بموقع، استفاده از روش های تهاجمی توصیه شده که به این طریق موربیدیتی و مورتالیتی عفونت پس از پیوند کاهش می یابد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ترانسفوزیون اتولوگ در جراحی قلب، بیمارستان امام، 80-1379</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1158&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; باتوجه به پیشرفت در رشته های جراحی و اقدامات کلینیکی تهاجمی (Invasive) در سال های اخیر و افزایش نیاز به مصرف خون از یک طرف و محدودیت در تامین این نیاز از سوی دیگر، همچنین افزایش شیوع انتقال عفونت های ویروسی از طریق خون در قرن اخیر توجه را به استفاده از خون های اتولوگ بجای استفاده از خون همولوگ معطوف ساخته است. این مطالعه به بررسی مقایسه ای استفاده از خون اتولوگ و همولوگ می پردازد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; 208 بیمار در فاصله تیرماه 1379 لغایت فروردین ماه 1380 در بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی تهران تحت عمل جراحی قلب قرار گرفتند. در 104 بیمار قبل از شروع بای پس قلبی-ریوی با (CPB: Cardio-pulmonary bypass) و قبل از تزریق هپارین یک یا چند واحد خون از هر بیمار گرفته می شد و بعد از خاتمه CPB و تزریق پروتامین مجددا به بیمار تزریق می شد (گروه اتولوگ) و 104 بیمار دیگر بطور روتین تحت عمل جراحی قرار می گرفتند (گروه شاهد). &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; میانگین سنی گروه اتولوگ 8.6±55.9 سال و گروه همولوگ 9.3±56.6 سال بود (P=NS). از نظر جنس گروه اتولوگ شامل 73 مرد و 31 زن و گروه همولوگ شامل 79 مرد و 25 زن بود (P=NS). از نظر نوع عمل جراحی (بای پس کرونر، ترمیم یا تعویض دریچه قلبی، اعمال جراحی مادرزادی) تفاوت قابل توجهی بین دو گروه نبود. از نظر ریسک فاکتورها که شامل سیگار کشیدن، سابقه فامیلی قلبی، هیپرلیپیدمی، دیابت قندی، نارسایی کلیه، هیپرتانسیون، سابقه سکته مغزی و سابقه انفارکتوس قدیمی بود دو گروه با یکدیگر مشابه بودند و اختلاف آماری قابل توجهی نداشتند. همچنین از نظر شدت آنژین صدری براساس معیار CCS، انجام عمل جراحی اورژانس، تعداد سیستم های درگیر کرونر قلب، مدت زمان بای پس قلبی-ریوی (CPB)، مدت زمان کلامپ آئورت، استفاده از شریان توراسیک داخلی (Internal mammary artery) و تعداد گرافت های زده شده بین دو گروه تفاوت قابل ملاحظه ای بچشم نمی خورد. بعد از عمل جراحی ملاحظه شد که متوسط حجم خونریزی در 24 ساعت اول بعد از عمل در گروه اتولوگ 548 سی سی و در گروه همولوگ 803 سی سی بود (P=0.003). همچنین نیاز به انجام عمل جراحی بجهت کنترل خونریزی در گروه اتولوگ 2 مورد (18%) و در گروه همولوگ 9 مورد (86%) بود (P=0.002). از نظر بروز عفونت زخم و مدیاستینیت، نارسایی کلیه، نیاز طولانی مدت به ونتیلاتور، حوادث حاد عروقی مغزی، نیاز به استفاده از (IABP: Intra ortic balloon pump) و مدت اقامت در ICU و بیمارستان دو گروه تفاوت قابل توجه آماری نداشتند. میانگین مدت زمان جدا شدن بیماران از ونتیلاتور (Extubation) در گروه اتولوگ 10.2 ساعت و در گروه همولوگ 14.8 ساعت بود (P=0.001). از نظر حجم خونریزی حین عمل جراحی نیز دو گروه تفاوت قابل ملاحظه ای نداشتند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; در این مطالعه استفاده از خون اتولوگ و همولوگ در اعمال جراحی قلب مورد مقایسه قرار گرفت و مشخص شد که استفاده از خون های اتولوگ علاوه بر آنکه روشی کاملا مطمئن می باشد از طرف دیگر روشی موثر (Effective) نیز می باشد. زیرا با استفاده از این روش میزان خونریزی بعد از عمل و نیاز به انجام عمل جراحی مجدد جهت کنترل خونریزی و همچنین مدت زمان نیاز به ونتیلاتور بعد از عمل کاهش می یابد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فراوانی مصرف داروهای غیر مجاز و مواد مخدر در سه ماهه اول بارداری، تهران، 1380</title>
						<link>http://journals.tums.ac.ir/tumj/browse.php?a_id=1159&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه:&lt;/strong&gt; استفاده از داروهای غیر مجاز و مواد مخدر و الکل در دوران بارداری هنوز بصورت یک معمای طبی و اخلاقی برای پزشکان وجود دارد و علیرغم افزایش پایگاه های بهداشت و سلامت عمومی و افزایش آگاهی و اطلاعات در مورد تاثیر داروها روی جنین در دوران بارداری، استفاده از این داروها در این دوران در حال افزایش است و لذا همواره سوال در مورد اینکه شیوع مصرف اینگونه داروها و مواد مخدر در زنان باردار به چه میزان می باشد برای پزشکان وجود دارد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها:&lt;/strong&gt; در همین راستا مطالعه ای مقطعی روی 2189 زن باردار مراجعه کننده به درمانگاه های پره ناتال دانشگاه های علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران که واجد شرایط مطالعه بودند انجام شد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها:&lt;/strong&gt; اطلاعات لازم جهت انجام این پژوهش نشان داد که 5.29% از مادران مورد مطالعه در سه ماهه اول بارداری بطور خودسر دارو مصرف کرده اند که 0.9% آنها یکی از داروهای مجاز از دسته دارویی A و 5.2% آنها یکی از داروهای غیرمجاز از دسته دارویی B و C و D و X مصرف نموده بودند و بیشترین درصد مصرف داروهای خودسر (23.4%) مربوط به استامینوفن بوده است. همچنین 0.9% از مادران مورد مطالعه در سه ماهه اول بارداری از ماده مخدر و 0.2% آنان الکل مصرف کرده بودند. شیوع مصرف الکل در همسران مادران 11% و در نزدیکان مادر 15.7% و شیوع مصرف مواد مخدر در همسران مادران 29.3% و در نزدیکان آنها 34.4% بوده است. طبق نتایج این پژوهش مادرانی که همسرانشان از تحصیلات بالاتری برخوردار بودند نسبت به گروه با تحصیلات کمتر همسر و مادرانی که سابقه نازایی داشتند نیز نسبت به گروه با سابقه عدم نازایی، بیشتر دارو مصرف نموده بودند که این اختلاف بترتیب با (P&lt;0.004) و (P&lt;0.049) معنی دار شد و مادرانی که خود یا همسرانشان تمایلی به بارداری فعلی نداشتند بطور معنی داری نسبت به گروهی که بارداری با تمایل آنان بوده است نیز بیشتر دارو مصرف کرده بودند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری و توصیه ها:&lt;/strong&gt; نتایج این پژوهش لزوم آموزش و ارتقا سطح آگاهی مادران و انجام مشاوره های لازم در جهت عوارض و خطرات حاصل از مصرف داروهای غیر مجاز در دوران بارداری و همچنین عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر توسط همسر و نزدیکان مادر روی جنین را آشکار می سازد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
