25 نتیجه برای بهناز
محمدرضا غفوری، محمد شریعت پناهی، بهناز تاییدی، ناهید رهبر،
دوره 29، شماره 9 - ( 2-1351 )
چکیده
دو چشمه درکه و اوین در طرفین رودخانه درکه و در شمال غرب تهران واقع شده اند. چشمه درکه در غرب رودخانه از زمینهای آهکی در مجاور یک گسل از زمین خارج می شود و در شبکه لوله کشی آب دهکده درکه جریان می یابد. آب این چشمه از دسته آبهای بیکربناته کلسیک سرد (Bicarbonatee Calcique) با PH متمایل به اسید و باقیمانده خشک کم می باشد. چشمه اوین نیز در پائین چشمه درکه از زمین خارج شده ودارای ترکیب بیکربناته کلسیک بوده و جزو دسته آبهای سرد با PH نزدیک به خنثی و باقیمانده خشک کم می باشد. این آب نیز به مصرف روزمره اهالی اوین میرسد. رودخانه درکه یکی از رشته آبهای دامنه جنوبی البرز بوده که پس از مشروب کردن درکه و اوین به منطقه امیرآباد میرسد.آبده آن در مواقع بارندگی زیاد و در فصول دیگر سال تابع مقدار آب حاصل ذوب برفهای البرز می باشد.آزمایش های میکروبی انجام شده بر روی نمونه آب چشمه درکه نشان می دهد که این آب با توجه به در برداشتن تعدادی باکتری از نظر کلی فرم و در نتیجه، آلودگی با باکتریهای مدفوعی مبری است، هم چنین این آب طبق آزمایشهای انجام شده فاقد استرپتوکوکوس فکالیس و کلستریدیوم پرفرنژنس بوده و نتیجتاً این آب می تواند به مصرف شرب و شستشوی اهالی برسد. با توجه به اینکه غالب چشمه های طبیعی عاری از آلودگی میکروبهای بیماری زا هستند آب چشمه اوین واجد کلی فرمهای مدفوعی بوده که نشانه آلوده شدن آن با فاضلاب منازل می باشد، در نتیجه آب چشمه مذکور برای شرب و حتی شستشو مناسب نمی باشد.آب رودخانه درکه مانند غالب رودخانه ها آلوده به انواع باکتریهاست. در نمونه ابتدای رودخانه درکه با آنکه تعداد کلی باکتریها نسبت به نمونه های دیگر کمتر است نتیجه آزمایش احتمالی آن خیلی بالا بوده و آزمایش تشخیصی، آلودگی آن را با کلی فرمهای مدفوعی ثابت می کند. در برخی نمونه ها تعداد باکتریها بسیار زیاد می باشد مانند آب نهر مجاور دانشگاه ملی.نتایج حاصله از آزمایش این آب آلودگی آن را با باکتریهای خاکی و کلی فرمهای غیر مدفوعی نشان می دهد که احتمالاً آب در این نواحی با زباله تماس پیدا کرده است. خلاصه آنکه آلودگی فراوان آب رودخانه از ابتدا تا انتها که از مطقه اوین می گذرد با میکروبها خصوصاً کلی فرمهای مدفوعی خطر استفاده از این آب را برای شرب ثابت و استفاده به منظور شستشو و احتیاجات روزمره اهالی را به طور ثانوی روشن می سازد.به طور خلاصه با توجه به اختصاصات فیزیکی، شیمیائی، میکربی و هیدروژنولوژی سه چشمه درکه، چشمه اوین و رودخانه درکه چنین نتیجه گرفته می شود که آب چشمه درکه برای شرب مناسب و با در نظر گرفتن آبده فراوان چشمه می توان آز آن با ایجاد شبکه آبرسانی کاملتری برای مصرف اهالی اطراف منطقه نیز استفاده به عمل آورد.آب چشمه اوین که از نظر شیمیائی نزدیک به آب رودخانه درکه می باشد احتمال دارد از آب رودخانه تغذیه کرده باشد و به سبب آلودگی فراوان از نظر شرب مناسب نمی باشد. آب رودخانه درکه نیز به سبب آن که جمع کننده فاضلاب اطراف بستر خود می باشد و آزمایشهای میکربی آلودگی شدید آن را معلوم ساخته است نمی تواند به مصرف شرب و حتی شستشو برسد.
پرویز مالک نژاد، بهناز دوبختی،
دوره 51، شماره 2 - ( 2-1372 )
چکیده
عباس مدنی، نعمت اله عطایی، بهناز فلک الافلاکی،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده
مقدمه: سندرم نفروتیک اولیه حدود 90% از موارد نفروز دوران کودکی را تشکیل می دهد. برای کم کردن عوارض یا توکسیسیته کورتیکواستروئید و یا عودهای مکرر از پروتکل های مختلفی در درمان سندرم نفروتیک کودکان استفاده می شود. بمنظور بیان وضعیت کلینیکوپاتولوژی و نتایج درمانی، این مطالعه انجام شده است.
مواد و روش ها: ما 502 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه را طی سال های 79-1360 مورد بررسی قرار دادیم.
یافته ها: از کل بیماران مورد مطالعه 5 کودک رمیسیون خودبخودی پیدا کردند و پاسخ اولیه به درمان در 313 مورد مثبت بود. از 184 بیمار باقیمانده از 78 مورد قبل از شروع درمان و در 106 مورد در ادامه درمان، حداقل یک نوبت بیوپسی کلیه بعمل آمد. از این تعداد در 67 مورد (36.4%) آسیب گلومرولی با ضایعات ناچیز (MCNS: Minimal change nephrotic syndrome) در 41 مورد (22.3%) اسکلروز گلومرولی قطعه ای کانونی (FSGS: Focal segmental glomerulosclerosis) در 28 مورد (15.2%) افزایش سلول های مزانژیال بصورت منتشر (DMP)، در 21 مورد (11.4%) گلومرولونفریت مامبرانوپرولیفراتیو (MPGN)، در 12 مورد (6.5%) گلومرونفریت پرولیفراتیو موضعی (FPGN)، در 8 مورد (4.3%) سندرم نفروتیک مادرزادی (CNS) و در نهایت در 7 مورد (3.8%) نفروپاتی مامبرانو (MN) از جمله یافته های مشاهده شده در مطالعه هیستولوژیک بود. از 103 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک عود کننده و از نوع حساس و وابسته به استروئید 33 بیمار (31.7%) پس از درمان با لوامیزول رمیسیون طولانی مدت پیدا کردند. درمان با سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین بترتیب در 49 مورد (50%) از 98 بیمار و 28 مورد (41.3%) از 68 بیمار منجر به رمیسیون طولانی مدت گردید.
نتیجه گیری و توصیه ها: این مطالعه نشان داد که در بیماران وابسته به استروئید یا دارای پاتولوژی MCNS، پاسخ به سیکلوفسفاماید یا سیکلوسپورین بهتر از گروه مقاوم به استروئید یا دارای پاتولوژی FSGS می باشد (P<0.05). بعلاوه، تجربه ما نشاندهنده فواید کلینیکی قابل توجه لوامیزول در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک از نوع عود کننده و وابسته به استروئید می باشد.
نعمت الله عطایی، عباس مدنی، بهناز فلک الافلاکی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: سندرم نفروتیک شایعترین بیماری مزمن کلیوی در اطفال می باشد. اکثر کودکان درمان شده با دوره های کوتاه مدت پردنیزولون خوراکی، بعد از چند دوره عود، بهبود می یابند، معهذا دو گروه از بیماران فاقد این سیر بالینی هستند. گروه اول کودکانی که بدلیل وابستگی به پردنیزولون در معرض خطرات ناشی از عوارض داروی مذکور و گروم دوم کودکانی هستند که بدلیل مقاوم بودن به استروئید خوراکی لازمست از داروهای ایمونوساپرسیو استفاده نمایند.
مواد و روش ها: در این مطالعه سیر کلینیکی، ریسک فاکتورهای عود و عوامل پیشگویی کننده پی آمد طولانی مدت 502 کودک مبتلا به سندرم نفروتیک اولیه بطور متوسط بمدت 60 ماه (حداقل 3.5 ماه و حداکثر 240 ماه) طی سال های 79-1360 مورد پیگیری قرار گرفت.
یافته ها: از 502 بیمار، 5 مورد (1%) رمیسیون خودبخود پیدا کردند و پاسخ به درمان در 313 کودک مثبت بود. از 184 بیمار (78 مورد قبل از درمان، 106 مورد در ادامه درمان) حداقل یک نوبت بیوپسی کلیه بعمل آمد. در 103 بیمار مبتلا به سندرم نفروتیک عود کننده، حساس و وابسته به استروئید، لوامیزول باعث پیدایش رمیسیون طولانی مدت در 33 مورد (31.7%) از بیماران گردید. درمان با سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین بترتیب در 49 مورد (50%) از 98 بیمار و 28 مورد (41.3%) از 68 بیمار منجر به رمیسیون طولانی مدت شد. در آخرین ارزیابی کلینیکی، رمیسیون طولانی مدت در 73 مورد (14.5%)، عود بیماری در 301 بیمار (59.9%)، تداوم پروتئینوری در 43 مورد (8.6%) و پیشرفت بیماری بسمت نارسایی پیشرفته کلیه ESRD در 33 بیمار (6.6%) مشاهده شد و شش مورد (1.2%) از کل بیماران که همه آنها دچار نارسایی مزمن کلیه شده بودند، فوت شدند. (5 مورد بدلیل عفونت و یک مورد بدلیل نارسایی قلبی-تنفسی). بین سن 5-1 سال در شروع بیماری و آتوپی بعنوان عوامل خطر غیر وابسته و عودهای مکرر ارتباط معنی داری وجود داشت (P<0.05). پاسخ به سیکلوفسفامید و سیکلوسپورین در بیماران مبتلا به سندرم نفروتیک وابسته به استروئید یا (MCNS: Minimal change nephrotic syndrome) بهتر از گروه مبتلا به نفروز مقاوم به استروئید (SRNS: Steroid-resistant nephrotic syndrome) یا دارای هیستوپاتولوژی FSGS بود (P<0.05). همچنین بین پروتئینوری مداوم، پرفشاری خون، هماچوری میکروسکوپیک یا ماکروسکوپیک، گلوکوزوری و پیشرفت بیماری بطرف ESRD رابطه معنی داری مشاهده شد (P<0.05).
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که کودکان مبتلا به سندرم نفروتیک از نوع وابسته به استروئید یا دارای هیستوپاتولوژی MCNS در طولانی مدت از پیامد خوبی برخوردار می باشند. از طرف دیگر وجود برخی متغیرهای بالینی مثل پرفشاری خون و پارامترهای آزمایشگاهی از قبیل پروتئینوری مداوم، هیستوپاتولوژی (FSGS: Focal segmental glomerulosclerosis)، هماچوری و گلوکوزوری در طولانی مدت این گروه از کودکان را با پیامد نامساعدی مواجه می سازد. ضمنا این مطالعه نشان داد که بین سن پایین (کمتر از 5 سال)، آتوپی و افزایش میزان عود رابطه معنی داری وجود دارد.
رویا کیانی شیرازی، سیروس زینلی، مرتضی کریمی پور، بهناز زربخش، رضا علی بخشی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: آلفاتالاسمی شایعترین اختلال توارثی سنتز هموگلوبین در دنیا میباشد. آلفاتالاسمی عمدتاً حاصل حذف یک یا هردو ژن آلفا موجود در کروموزوم 16 میباشد. حاملین اشکال حذفی آلفاتالاسمی- -/αα) یا (-α/αα , -α/-α از نظر بالینی طبیعی بوده ولی کم خونی هیپوکروم، میکروسیتیک دارند. هتروزیگوتهای مرکب (- - /-α) کمخونی نسبتاً شدیدی دارند و بیماری HbH نامیده میشود. جنینهایی که هیچ ژن آلفایی به ارث نمیبرند (--/--) (سندرم هیدروپس فتالیس) در دوران جنینی یا مدت کوتاهی بعد از تولد میمیرند. بیش از 95% آلفاتالاسمیهای شناخته شده حذف یک یا هر دو ژن آلفاگلوبین موجود بر روی کروموزوم 16 را دارند.
روش بررسی: آزمایش بر روی 114 فرد ایرانی با MCV و MCH پایین و HbA2 نرمال که به درمان آهن هم پاسخی ندادند از طرف مراکز بهداشتی کشور به انستیتو پاستور ایران ارجاع داده شده بودند، انجام گرفت. DNA ژنومی از سلولهای سفید خونی به روش Salting Out تخلیص گردید. در این تحقیق در یک لوله منفرد Multiplex-PCR برای هفت حذف (-- SEA, --THAI, --FIL , -α20.5, --MED, -α4.2, -α3.7) آلفاتالاسمی انجام گردید.
یافتهها: DNA حاملین آلفاتالاسمی برای وجود انواع متفاوت جهشهای ژن آلفاگلوبین مورد آزمایش قرارگرفتند. جهشهای ژنی (حذفها) در تعدادی از نمونههای مورد مطالعه شناسایی گردیدند. این حذفها شامل: حذفهای تک ژن -α3.7 و -α4.2 و حذفهای دو ژنی مدیترانهای --MED و -α20.5 بودند.
نتیجهگیری: حذف -α3.7 شایعترین حذف ژن آلفاگلوبین در نمونههای مورد مطالعه میباشد. Multiplex-PCR روشی ساده، سریع و حساس برای تعیین حذفهای ژن آلفاگلوبین میباشد.
ناهید رحیمی فرد، بهرام فتحاله زاده، مرتضی پیرعلی همدانی، زهرا نوری، شهلا سعادتی، مریم زوار، بهناز پیروز، شهناز اصغری، معصومه خضریپور، سحر صابری،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
اسپور باسیلوس سرئوس به صورت گستردهای در طبیعت پراکنده بوده و میتوان آن را از مواد غذایی گوناگونی جدا نمود. این باکتری تولیدکننده انتروتوکسینهای مولد اسهال و تهوع بوده و قادر به ایجاد سندرم اسهال و تهوع میباشد. بررسی وجود این باکتری در شیر خشک نوزادان به لحاظ سن کم مصرفکنندگان و احتمال بیماریزایی آن از اهمیت بسزایی برخوردار میباشد.
روش بررسی: 60 نمونه شیر خشک نوزاد از نظر وجود باسیلوس سرئوس مورد آزمایش قرار گرفت. یک میلیلیتر از رقت 1/0 بر روی چهار پلیت فنل رد آگار دارای مانیتول، زرده تخم مرغ و سولفات پلیمیکسین B کشت داده شد و پلیتها در دمای 30 درجه سلسیوس به مدت 24 ساعت در گرمخانه گذاشته شدند. سپس بر روی کلنیهای مشکوک آزمونهای تاییدی انجام پذیرفت.
یافتهها: از میان 60 نمونه شیر خشک نوزاد، 11 نمونه دارای بیش از cfu/g 10 باسیلوس سرئوس و از این میان چهار نمونه حاوی بیش از cfu/g 102 باسیلوس سرئوس بود. 49 نمونه دیگر دارای کمتر از cfu/g 10 باسیلوس سرئوس بودند.
نتیجهگیری: لازم است حد مجاز باسیلوس سرئوس در شیرخشک به کمتر از cfu/g 10 کاهش یابد. بدین منظور پیشنهاد میگردد از روش ارائه شده در این مقاله و انجام آزمونهای حساسیت به پنیسیلین، همولیز بتا و چگونگی رشد در° c 45 جهت تایید استفاده گردد.
بهناز حائری بهبهانی، احمدرضا درستی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 67، شماره 6 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: حساسیت و ویژگی صدکهای نمایه توده بدن (BMI) استاندارد 2000CDC در تشخیص چاقی کودکان ایرانی در مقایسه با چاقی واقعی که بر اساس نمایه توده چربی بدن (FMI) مشخص شده است، مورد بررسی قرار گرفت و وضعیت چاقی کودکان مورد مطالعه بر اساس دو نمایه فوق مقایسه شد. روش بررسی: قد، وزن و ضخامت چین پوستی عضله سه سر بازو در 1800 کودک دبستانی شهر سبزوار اندازهگیری و از تقسیم وزن و میزان توده چربی بدن (بر اساس ضخامت چین پوستی) به مجذور قد به ترتیب BMI و FMI برای این کودکان محاسبه شد. FMI بیش از صدک 90 کودکان مورد مطالعه به عنوان چاقی واقعی و نیز BMI مساوی یا بیش از صدک 95 و صدک 85 تا کمتر از صدک 95 استاندارد 2000CDC به ترتیب به عنوان چاقی و اضافه وزن محسوب شد. یافتهها: بر اساس BMI به ترتیب 8/4% و 9/7% کودکان چاق و دارای اضافه وزن بودند. 3/43% از کودکان واقعا چاق و 6/0% از کودکانی که بر اساس FMI چاق نبودند، توسط BMI چاق تشخیص داده شدند. به علاوه با استفاده از FMI به عنوان معیار چاقی واقعی، حساسیت و ویژگی صدک نودم BMI در تعیین چاقی نیز به ترتیب 1/71% و 98% بهدست آمد. نتیجهگیری: BMI ممکن است کارایی کمتری در تشخیص چاقی کودکان داشته باشد و به نظر میرسد FMI در مقایسه با BMI، معیار بهتری برای تعیین چاقی در کودکان است. انجام مطالعات بیشتری در این زمینه پیشنهاد میشود.
بهناز تن آرای، مسعود اسلامی، مهرداد صالحی، عیسی جهانزاد، مهدیه امامی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: مطالعاتی
که به بررسی ارتباط بین سطح سرمی NT-ProBNP
و بروز فیبریلاسیون دهلیزی (AF) بعد از جراحی بای پس کرونر پرداختهاند نتایج متناقضی داشتهاند.
هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط سطح سرمی NT-ProBNP بهعنوان یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF
در بیماران تحت جراحی قلب میباشد.
روش بررسی: در
یک مطالعه کوهورت، 79 بیمار کاندید جراحی بایپس کرونر با ریتم سینوسی بستری در
بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی تهران در سال 88-1387 وارد شدند و از نظر بروز
ریتم AF پیگیری شدند. از رگرسیون لجستیک برای بررسی اثر
مستقل عوامل خطرساز در بروز AF استفاده
شد.
یافتهها: در پیگیری بعد از
جراحی 7/17% بیماران دچار آریتمی AF شدند. بروز
AF در اکثر بیماران در روز دوم بعد از جراحی بود (در 10
بیمار (4/71%)).
سطح سرمی
NT-ProBNP در بیماران با AF
بهمیزان معنیداری از گروه سینوسی بالاتر بود (647±1624 در برابر pg/ml238±221 با 0001/0p<). عوامل خطرساز در بروز آریتمی AF
سطح سرمی بالای ProBNP، بزرگی سایز دهلیز چپ و سن بالا
بودند و بعد از تعدیل فاکتورهای مرتبط با بروز AF
فاکتور ProBNP به عنوان مهمترین عامل خطرساز با خطر نسبی 15 با CI 95% از 95/132-77/1 و بعد از آن LA diameter با خطر نسبی 11/6 با CI 95%
از 42/37-99/0 بهطور مستقل با بروز AF مرتبط
بودند. همچنین ارتباط مستقیمی بین سطح سرمی ProBNP
با سن و سایز دهلیز چپ وجود دارد. بهترین Cut off point
پیشبینیکننده بروز AF بعد از جراحی معادل Pg/ml854 تعیین شد.
نتیجهگیری: سطح
سرمی بالای NT-ProBNP قبل از جراحی بهعنوان
یک عامل خطرساز مستقل در بروز AF در بیماران
تحت جراحی قلب بایپس کرونر میباشد.
قدرت الله مداح، حسین شباهنگ، رضا رضایی، بهناز گوهری،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه: کیست هیداتید در اثر بلع سبزیجات آلوده به مدفوع سگ حاوی تخم کرم اکینوکوکوس گرانولوزوس ایجاد میشود و شایعترین مکان ایجاد آن در کبد است. درگیری ستون فقرات بدون درگیری نسج نرم ورتبرال بسیار نادر است. در این مطالعه یک مورد کیست هیداتید اولیهی نسج نرم پاراورتبرال را گزارش میکنیم.
معرفی بیمار: بیمار آقای 61 ساله کشاورز، ساکن تربت جام که با شکایت توده در پشت از شش سال قبل مراجعه کرده است. در معاینه تودههای متعدد پاراورتبرال راست در مجاورت ستون فقرات وجود داشت. در بررسی MRI تودهای مولتی لوکولار حجیم در پارااسپاینال راست از T1 تا L5 وجود داشت. در جراحی کیستهای متعدد پر از مایع موید کیست هیداتید بود.
نتیجهگیری: کیست هیداتید یکی از بیماریهای عفونی مهم و مشکل عمده بهداشتی در بسیاری از کشورها است. درگیری اولیه نسج نرم پاراورتبرال بسیار نادر است. لازم است در نواحی آندمیک درگیری نواحی دیگر را در مدنظر داشت.
کلمات کلیدی: کیست هیداتید، اکینوکوکوس گرانولوزوس، تومور نسج نرم.
بهناز تهرانی، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 74، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: باقیمانده آفتکشها در محیط و مواد غذایی بر سلامتی موجودات زنده از جمله انسان تأثیر منفی میگذارد. این پژوهش با هدف ارزیابی غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب (Propineb) در انواع چای مصرفی کشت داخل و وارداتی انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 18 نمونه چای شامل 12 نمونه از چهار برند وارداتی و شش نمونه از دو برند کشت داخل از مراکز عرضه چای در شهر همدان در سال 1394 تهیه شد. پس از آمادهسازی و فرآوری نمونهها در آزمایشگاه، غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب در آنها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 400 نانومتر و در 5 تکرار خوانده شد.
یافتهها: میانگین غلظت باقیمانده پروپینب در نمونههای چای تولید داخل و وارداتی بر حسب µg/kg بهترتیب برابر با 27/0±60/1 و 63/0±78/0 و در هر دو مورد کمتر از رهنمود کمیسیون اروپا (µg/kg 100) بود. همچنین نتایج نشان داد که بین میانگین غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب در نمونههای چای کشت داخل و وارداتی اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (17/0P=).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در همه نمونههای چای مورد بررسی، باقیمانده قارچکش پروپینب تشخیص داده شد. اما از آنجا که میانگین غلظت باقیمانده پروپینب در نمونههای چای مصرفی در شهر همدان کمتر از رهنمود کمیسیون اروپا بود، مصرف کنترل شده این محصول اثر سوء بهداشتی برای مصرفکنندگان ندارد. از طرفی، با توجه به افزایش میزان استفاده از آفتکشها و استفاده وسیع از روشهای شیمیایی دفع آفات و بیماریهای گیاهی در اقصی نقاط دنیا از جمله ایران، بهمنظور حفظ سلامت مصرفکنندگان، نسبت به پایش مستمر انواع چای تولید داخل و بهویژه وارداتی از نظر غلظت انواع آلایندههای شیمیایی توصیه میشود.
معصومه گیتی، بهناز مرادی، رسول آرامی، علی عرب خردمند، محمد علی کاظمی،
دوره 77، شماره 1 - ( فروردین 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تصویربرداری دیفیوژن (DWI) یکی از روشهای تشخیص تودههای سرطان پستان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی سودمندی روش تصویربرداری دیفیوژن و ارزیابی قابلیت عدد ضریب پخش ظاهری (ADC) در تمایز تودههای خوشخیم و بدخیم پستان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ۷۲ بیمار با ۸۸ توده سرطان پستان بهمدت دو سال از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶، در مرکز تصویربرداری دکتر اطهری شهر تهران، با دستگاه ۵/۱ تسلا بررسی شدند. بیشتر بیماران تحت بررسی پاتولوژی قرار گرفتند و ۹ بیمار بر اساس پیگیری دو ساله در گروه خوشخیم وارد شدند. عدد ADC در بافت نرمال و همچنین در ضایعات تودهای و غیر تودهای در قسمتی از توده که بیشترین ریستریکشن را نشان داد اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقدار عدد ADC در بافت نرمال بالاتر از بافت توده میباشد (۰۱/۰≥P). عدد ADC تودههای خوشخیم mm2/s ۳-۱۰×۴۰/۱ و در تودههای بدخیم mm2/s ۳-۱۰×۰۸/۱ اندازهگیری گردید. تعیین نقطه برش مناسب در ضایعات غیر تودهای فاقد اعتبار بود و در تودهها mm2/s ۱۰-۳×۱۹/۱ تعیین گردید. ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی، حساسیت، ویژگی و صحت بهترتیب ۸۷/۵۰، ۸۶/۶۷، ۸۹/۷۴، ۸۳/۸۷ و ۸۷/۱۴ بود.
نتیجهگیری: در تصویربرداری دیفیوژن با توجه به عدد ADC میتوان ضایعات تودهای خوشخیم و بدخیم را مشخص کرد و این روش با حساسیت و ویژگی بالایی میتواند تودههای خوشخیم و بدخیم را از هم افتراق دهد ولی در افتراق ضایعات غیر تودهای کمککننده نیست.
رقیه قاسمی، آزاده شجاعی، بهناز کریمی،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات در حال حاضر سومین بیماری بدخیم در ایران و پنجمین سرطان رایج در سراسر جهان است. اگرچه شیوع این سرطان در ایران بسیار کمتر از کشورهای غربی است، اما میزان آن در طول سالهای اخیر افزایش یافته است. این مطالعه با هدف تعیین بیان ژنهای GPRC6A، E.cadherin و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوشخیم آن انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی در طی بهمن ماه ۱۳۹۵ تا شهریور ۱۳۹۷ در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۳۰ نمونه شامل ۱۵ نمونه از بافت بدخیم سرطان پروستات و ۱۵ نمونه از بافت خوشخیم آن از بیماران تهیه گردید. از بافتهای مورد نظر RNA استخراج شد. سپس cDNA آنها ساخته شد. در ادامه با استفاده از تکنیک Real-time polymerase chain reaction (PCR) بیان ژنهای GPRC6A، E.cadherin، ZEB1 اندازهگیری شده و برای تحلیل میزان بیان ژنها از نرمافزار Relative expression software tool (REST), Version 2009 (http://rest.gene-quantification.info/) استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه بیان ژنهای GPRC6A و ZEB1 در سرطان پروستات در مقایسه با بافت خوشخیم آن افزایش و بیان ژن E.cadherin کاهش داشت. در این مطالعه ارتباط معناداری بین بیان ژنها در نمونههای خوشخیم و بدخیم با فاکتورهای تشخیصی مرسوم در این نوع بیماری مثل سن، مقدار Prostate-specific antigen (PSA)، مرحله پاتولوژیکی و رتبه گلیسون یافت نشد.
نتیجهگیری: ژنهای بررسی شده دارای توان بالقوه برای غربالگری سرطان پروستات میباشند و با بررسیهای بیشتر میتوانند بهعنوان مارکر تشخیصی سرطان پروستات استفاده شوند.
آرش بابایی غازانی، سعیده نجارزاده، پژمان مدنی، مازیار آذر، بهناز تیراندازی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یک بیماری دژنراتیو است که منجر به تخریب مفصل، درد و کاهش عملکرد آن میشود. یکی از درمانهای غیرجراحی این بیماری، تزریق داخل مفصلی اوزون است. در این مطالعه هدف ما مقایسه اثر درمانی کورتیکواسترویید با اوزون در درمان استئوآرتریت زانو گرید ۳ بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی، ۳۲ بیمار با تشخیص استئوآرتریت زانو گرید ۳ که از مهرماه ۱۳۹۶ تا شهریور ۱۳۹۷ به درمانگاههای طب فیزیکی و توانبخشی بیمارستانهای حضرت رسول اکرم (ص) و فیروزگر مراجعه کرده بودند که با توجه به معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شده و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در یک گروه مقدار mg ۴۰ تریامسینولون و در گروه دیگر ml ۱۵ اوزون- اکسیژن (μg/ml ۱۵) تحت گاید سونوگرافی داخل مفصل زانو تزریق گردید. ارزیابی بیماران با Visual analog scale (VAS)، دامنه حرکتی، میزان افیوژن مفصل زانو و پرسشنامه Western Ontario and McMaster Universities osteoarthritis index (WOMAC)، در فواصل معین انجام شد.
یافتهها: از ۳۲ بیمار وارد شده به مطالعه ۷ بیمار، مرد و ۲۵ بیمار زن بودند. نتایج مطالعه کنونی نشان داد که در هیچکدام از معیارهای (۰/۲۶۱P=)VAS ، (۰/۲۷۰P=) ROM، افیوژن مفصل (۰/۶۳۰P=) و پرسشنامه WOMAC (۰/۲۶۵P=) تفاوت بین دو گروه معنادار نبود. در گروه دریافت کننده استرویید نمره WOMAC در بازه زمانی پیش از تزریق و یک ماه پس از آن معنادار بود (۰/۰۰۸P=). در گروه اوزون کاهش افیوژن مفصل دیده شد (۰/۰۰۹P=).
نتیجهگیری: هیچ یک از دو درمان تزریق تحت گاید سونوگرافی کورتیکواسترویید و اوزون در بهبود درد، عملکرد، دامنه حرکتی و افیوژن مفصلی در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو گرید ۳، برتری نسبت به هم ندارند.
شایسته خراسانیزاده، فرانک بهناز، مسیح ابراهیمی دهکردی، هومن تیموریان، حمیرا کوزه کنانی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپوگلیسمی وقتی بروز میکند که غلظت پلاسمای گلوکز به زیر mg/dl ۷۰ برسد.
معرفیبیمار: مرد ۵۲ سالهای شهریور ۱۳۹۵ با مراجعه به بیمارستان شهدای تجریش با تشخیص سنگ کلیه کاندید عمل سنگشکنی از راه تونل پوستی شد. حین بیهوشی جراح درخواست تزریق ترانگزامیک اسید کرد. ولی بهاشتباه ۱۰۰ واحد انسولین کریستال تزریق شد. علایم حیاتی پایدار و قند خون به mg/dl ۸۵ رسید. سپس ml ۵۰ محلول دکستروز ۵۰% و انفوزیون دکستروز واتر ۵۰% تجویز شد. در ریکاوری بیمار گلوکاگن دریافت کرد، ولی خوشبختانه حملات هیپوگلیسمی دیده نشد. بیمار در ۳ ساعت اولیه ورود به بخش مراقبتهای ویژه، دچار حملات شدید هیپوگلیسمی شد که با تزریق دکستروز واتر ۵۰% درمان و پس از ثابت شدن میزان قندخون به بخش منتقل گردید.
نتیجهگیری: هیپوگلیسمی ایاتروژنیک نسبت به سایر علل هیپوگلیسمی با مورتالیتی پایینتری همراه است. با مانیتورینگ دقیق و تشخیص به موقع میتوان از بروز عوارض وخیم جلوگیری کرد.
سعید بکائی، حسامالدین اکبرین، بهناز بیگی، احسان موسی فرخانی،
دوره 78، شماره 1 - ( فروردین 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بهدلیل تغییر سبک زندگی افراد بیماریهای منتقله از راه غذا رو به افزایش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان مرگومیر در اثر این بیماریها صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۷ انجام گرفت، دادههای مربوط به متوفیان ثبت شده براساس سیستم کددهی بینالمللی بیماریها ICD-۱۰ از سامانه ثبت و طبقهبندی علل مرگومیر ایران برای مرگ در اثر بیماریهای منتقله از راه آب و غذا استخراج گردید. متغیرهای مورد بررسی شامل سن، جنسیت، ملیت و محل سکونت افراد بود.
یافتهها: بیشترین موارد مرگ در سن ۶۰ سال و بالاتر (۰/۰۰۱<P) و در مردان رخ داد (۰/۱۱۰P=). غالب متوفیان از افراد ساکن مناطق شهری (۰/۰۰۰۱>P) و در فصول گرم گزارش شدند. در این مطالعه میزان مرگ خام ۱۰ مورد به ازای هر یک میلیون نفر از جمعیت بهدست آمد.
نتیجهگیری: بین میزان رخداد مرگ در اثر عوامل باکتریایی مختلف، تفاوت چشمگیری وجود داشت.
رقیه گلشا، عارف گوران اوریمی، بهناز خدابخشی، فاطمه مهرآور،
دوره 78، شماره 4 - ( تیر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان مرگومیر ناشی از سپسیس و پنومونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی نسبت به جمعیت عمومی بیشتر است. عفونتهای باکتریایی شایعترین علت بستری در بیماران دیالیزی میباشد و شایعترین منبع باکتریمی در این بیماران دسترسیهای عروقی میباشد. از اینرو این مطالعه با هدف تعیین شیوع علل عفونی منجر به بستری در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی در شهر گرگان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی و توصیفی- تحلیلی است که به روش سرشماری بر روی بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی که بهعلل عفونی در طی سالهای 1393 تا 1395 در مرکز آموزشی درمانی پنج آذر گرگان بستری شدند انجام شد. دادههای مربوط به بیماران از طریق پروندههای بالینی آنان گردآوری گردید.
یافتهها: شیوع ابتلا به بیماریهای عفونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی طی سه سال، 7/12% بود بهطوری که از تعداد 100 بیمار مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی بستری شده با علل عفونی، بیشترین فروانی نوع بیماری عفونی، عفونت کاتتر (43%) بوده و سپسیس (18%)، عفونت دستگاه ادراری (11%) و پنومونی (8%) در مراتب بعدی قرار داشتند. سن (003/0P=)، جنس (01/0P=)، طول مدت ابتلا (009/0P=)، اعتیاد به مواد مخدر (01/0P=) و ابتلا به دیابت (01/0P=) از عوامل موثر بر بروز عوارض عفونی در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی بوده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عفونت کاتتر با بیشترین شیوع علت عفونت در بیماران مبتلا به مرحله نهایی نارسایی مزمن کلیوی میباشد.
پریسا رحمانی، محمد روشنقلب، حسین علیمددی، بهناز بازرگانی، نصیر فخار، ریحانه محسنیپور،
دوره 78، شماره 8 - ( آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه عصبی مرکزی میتواند به شکل موضعی یا عمومی باشد. مننژیت آسپتیک و مننگوانسفالیت دو نوع از عوارض اوریون (بهصورت ویروس وحشی یا واکسن) میباشند. با توجه به عوارض شدید مننژیت ما بر آن شدیم که اطلاعاتی در مورد وضعیت کلینیکی و علایم بالینی و یافتههای آزمایشگاهی پس از تزریق واکسن MMR در برخی کودکان ایرانی را بررسی کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که از فروردین 1392 تا اسفند 1393 (بهمدت دو سال) در بیمارستان مرکز طبی کودکان، از بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، انجام شد، همه کودکانی که با تشخیص مننژیت بهدنبال MMR در بخش عفونی و اورژانس بیمارستان مرکز طبی بستری شده بودند وارد مطالعه شدند و اطلاعات از پرونده آنها گردآوری شد و در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: 73 کودک با علایم مننژیت و مننگوآنسفالیت وارد مطالعه شدند که از این تعداد 46 پسر و 27 دختر بودند. پس از معاینه علایم بالینی، علایم زیر بهترتیب دیده شد: تب 66%، سردرد 3/49%، تهوع و استفراغ 74%، تورم پاروتید 0%، تشنج در 9/21% و علایم مننژه در 37% افراد مشاهده شد. علایم آزمایشگاهی نشان داد در 2/8% بیماران White blood cell (WBC) در Cerebrospinal fluid (CSF) (مایع مغزی نخاعی) نرمال و در 7/76% افراد غیرطبیعی بود. Polymerase chain reaction (PCR) اوریون در85% از موارد ارسال شده مثبت بود.
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد که تهوع و استفراغ شایعترین علامت در بیماران با مننژیت آسپتیک بهدنبال واکسیناسیون است و در مرحله بعدی تب قرار دارد. بنابراین ما باید پس از واکسیناسیون MMR مراقب کودکان به خصوص افراد با علامت باشیم.
حمیدرضا عزیزی فارسانی، شایسته خراسانیزاده، نورمحمد عارفیان، هومن تیموریان، غلامرضا محسنی، فرانک بهناز، حمیده آریننیا،
دوره 79، شماره 5 - ( مرداد 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر بیدردی ایبوپروفن وریدی و آپوتل در مقایسه با رژیم مورفین وریدی در بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که با روش کارآزمایی دوسوکور بر روی بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر با درد متوسط تا شدید (نمرهی VAS یا Visual analog scale بیشتر از چهار) که در شهریور 1397 به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند انجام شد، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای بیماران گروه A ایبوپروفن با دوز mg 800 در cc 100 نرمال سالین به مدت 30 دقیقه و سپس mg 400 در cc 100 نرمال سالین هر شش ساعت و نیز آپوتل با دوز mg 30 بهازای هر kg وزن در cc 100 نرمال سالین به مدت 15 دقیقه هر هشت ساعت تجویز شد. در گروه B، مورفین با دوز μg70 بهازای هـر kg با دوز بارگیری (Loading dose) بهصورت بولوس و در ادامه برای دوز نگهدارنده ((Maintenance، μg 20 بهازای هر kg بر ساعت (حداکثر یک mg در ساعت) با استفاده از پمپ PCA انفوزیون گردید و 60 دقیقه پس از عمل، درد بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ اندازهگیری شد.
یافتهها: براساس نتایج، بیشترین میزان درد در هر دو گروه مـورد مطالعه پس از گذشت زمان بـهصورت معناداری کاهش پیدا کرد. اما اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه نشان داد که ترکیب ایبوپروفن و آپوتل با عوارض کمتر نسبت به مورفین توانسته در کنترل درد پس از جراحی مؤثر باشد.
فرانک بهناز، آزیتا چگینی، سوگل عسگری،
دوره 80، شماره 3 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کرونا ویروس (COVID-19) نشاندهنده یک بحران بهداشت عمومی در ابعاد جهانی است که باعث مرگومیر قابل توجه میشود. عوامل خطر متعددی برای شدت عفونت، عوارض و مرگومیر COVID-19 وجوددارد. که یکی از آنها گروه خونی است هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین گروه خون وابتلای به کووید 19 بود.
روش بررسی: مطالعهای مقطعی برروی 130 بیمار بستری در ICU بیمارستان شهدای تجریش از تاریخ شهریور ماه 1399 تا فروردین ماه 1400 صورت گرفت. تشخیص بیماران COVID-19 مثبت توسط آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR)، تایید گردید. گروه خونی آنها، تعیین شد وسپس outcome بیماران را طی مدت زمان بستری از نظر بستری در ICU، follow کردیم. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از محاسبه Pearson correlation coefficient و تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام (stepwise multiple regression analysis)، تحلیل شد. نتایج براساس Fisher’s exact test مشخص گردید.05/0P< معنادار تلقی گردید.
یافتهها: (1/%46)، 60 بیمار دارای گروه خونی A، (%20) 26 بیمار گروه خونی AB، (2/%9)12 بیمار گروه خونی B و (7/%24)32 بیمار گروه خونیO بودند. 55 بیمار(3/42%) زن و75 بیمار (7/57%) مرد بودند. میانگین سنی آنان 05/19±19/43 بود. در کل بدون در نظر گرفتن گروه خونی 1/43% از بیماران بستری اینتوبه شدند. تعداد موارد نیاز به اینتوبیشن در افراد با گروه خونی A مثبت بیشتر بود. کمترین میزان نیاز به اینتوبیشن در گروه خونی B منفی دیده شد. گروه خونی A مثبت (6/39%) و پس از آن AB منفی (3/33%) بیشترین میزان مرگ را داشتند. در حالیکه در گروه خونی A منفی، B منفی، B مثبت و O منفی مرگ مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تعداد بیماران مبتلا به COVID-19 با گروه خونی A بهطور قابل توجهی بیشتر بود (1/46%). شایعترین گروه خونی در این بیماران A، و کمترین آن گروه خونی B بود. تعداد موارد نیاز به لولهگذاری در افراد با گروه خونی A مثبت بیشتر بود.
بهناز ورامینیان، مرضیه قلمکاری، طیب رمیم، معصومه روحانینسب،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
متاستازهای پوستی ناشی از سرطان پستان معمولاً در مراحل پیشرفتهتری از سیر بیماری رخ میدهند ولی گاهی اوقات ممکن است بهصورت اولین تظاهر بالینی سرطان پستان یا اولین شواهد عود تومور پیشین باشند. این تظاهرات بهطور قابلتوجهی میزان بقا را کاهش میدهند. متاستاز پوستی ناشی از سرطان پستان تظاهرات متفاوتی دارد. متداولترین تظاهرات ندولها هستند. این ندولها نرم، گرد یا بیضی، متحرک، محکم و دارای بافت الاستیکی هستند و میتوانند منفرد یا متعدد باشند، اغلب به رنگ گوشتی هستند، اما میتوانند به رنگ قهوهای، سیاه مایل به آبی، صورتی تا قرمز قهوهای نیز باشند. تشخیص افتراقی شامل لنفوم پوستی، انفیلتراسیون لکوسیتها داخل پوست و متاستاز پوستی میباشد. ضایعات متاستاتیک پوستی غالباً به اشتباه بهعنوان ضایعات خوشخیم تشخیص داده میشوند. شناخت سریع آنها برای جلوگیری از درمان طولانیمدت ضدالتهابی که تشخیص صحیح را به تأخیر میاندازد، مهم است. بنابراین، برای رد کردن متاستاز، باید ضایعات غیرمعمول یا ندولار در بیمارانی که سابقه بدخیمی سیستمیک یا مشکوک به بدخیمی دارند را برای بیوپسی مدنظر قرار داد. متاستاز پوستی معمولاً نشانهای از بیماری گسترده است و ممکن است در بیشتر موارد قابل درمان نباشد. گزینههای درمانی شامل درمانهای سیستمیک و/یا موضعی هستند. متاستازهای پوستی گسترده، به درمان سیستمیک نیاز دارند. برای متاستازهای ضخیمتر پوست، پرتودرمانی، برش (Resection) جراحی یا الکتروشیمی، بهصورت مونوتراپی و یا ترکیبی اندیکاسیون دارد.