13 نتیجه برای خواجه
فرحناز خواجه نصیری،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی (Cross-sectional)، شیوع افسردگی در 130 پرستار بیمارستان امام خمینی (ره) تهران از طریق آزمون 21 سوالی Beck مورد بررسی قرار گرفت. همچنین داده های لازم جهت بررسی ارتباط شیوع افسردگی و برخی متغیرهای مستقل از طریق مصاحبه جمع آوری شد. یافته های این بررسی نشان داد که میزان افسردگی 73.1% افراد مورد بررسی، ناچیز و یا خفیف، 21.5% متوسط و 5.4% شدید بود. در ضمن بین شیوع افسردگی با متغیرهای مستقل وضعیت تاهل (P<0.0001)، سطح تحصیلات (P<0.005)، میزان ساعات اضافه کاری (P<0.02) و فوت والدین قبل از 11 سالگی (P<0.001) ارتباط معنی داری وجود داشت.
محمد اکرمی، منوچهر میرشاهی، خسرو خواجه، حسین نادری منش،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: پلاسمینوژن انسانی یک گلیکوپروتیین پلاسمایی است که به طور عمده در کبد سنتز میشود. فعال شدن پلاسمینوژن به پلاسمین، توسط فعال کنندههای پلاسمینوژن یکی از رویدادهای کلیدی سامانه فیبرینولیتیک انسان است. در این مطالعه ما اثرات دو آنتیبادی منوکلونال ضد پلاسمینوژن انسانی، A1D12 و MC2B8 را بر فعال شدن گلو- پلاسمینوژن در حضور فعال کنندههای نوع بافتی (t-PA) و نوع ادراری پلاسمینوژن (u-PA) و همچنین استرپتوکیناز بررسی نمودیم.
روش بررسی: تولید آنتیبادیهای دو رگه به وسیله ادغام سلولهای طحال موش BALB/C ایمونیزه شده با گلو- پلاسمینوژن انسانی با سلولهای میلومای NS1، طبق روش Kohler و Milstein انجام شد. فعال شدن پلاسمینوژن با اندازهگیری تولید پلاسمین با استفاده از سوبسترای رنگزای S-2251 سنجش شد. پس از آن اثر آنتیبادیهای منوکلونال، A1D12 و MC2B8، بر فعال شدن پلاسمینوژن در محلول ارزیابی گردید. سرعتهای اولیه و شاخصهای کینتیکی فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتیبادیهای منوکلونال نیز محاسبه گردید. اثر آنتیبادی منوکلونال MC2B8 بر سرعت هیدرولیز پلاسمین سنجش شد. همچنین اثر بخش F(ab&apos)2 آنتیبادی A1D12 بر فعال شدن پلاسمینوژن انسانی به وسیله u-PA با اثر آنتیبادی کامل بر این واکنش مقایسه شد.
یافتهها: آزمون ELISA نشان داد که آنتیبادیها به خوبی با آنتیژن واکنش پذیری دارند. آنتیبادی A1D12 سرعت ماکزیمم (Vmax) فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله هر یک از سه فعال کننده را افزایش و آنتیبادی MC2B8 آن را کاهش داد. در تمامی واکنشهای فعال شدن، مقدار Km فعال شدن پلاسمینوژن در حضور آنتیبادی A1D12 تغییر چندانی نکرد در حالی که آنتیبادی MC2B8 مقدار Km فعال شدن به وسیله u-PA، t-PA وابسته به منومر فیبرین و استرپتوکیناز را کاهش داد. آنتیبادی منوکلونال MC2B8 اثر قابل ملاحظهای بر سرعت هیدرولیز سوبسترای سنتزی S-2251 توسط پلاسمین نداشت. سرعت فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله u-PA در حضور غلظتهای پایینتری از بخش F(ab)2 آنتیبادی A1D12 برابر با آنتیبادی کامل است.
نتیجهگیری: اتصال آنتیبادی A1D12 از ناحیه F(ab) خود به گلو- پلاسمینوژن، کارآیی کاتالیتیکی فعال شدن پلاسمینوژن به وسیله فعال کنندههای پلاسمینوژن را افزایش میدهد. بنابراین به لحاظ کلینیکی به کارگیری آنتیبادی A1D12 برای درمان رویدادهای انسدادی عروق نظیر سکته قلبی، با انسانی نمودن بخش F(ab) آنتیبادی A1D12 ممکن است مفید باشد. الگوی مهاری آنتیبادی MC2B8، با اتصال احتمالی به جایگاه برش گلوتامین- پلاسمینوژن یا نزدیک آن، از نوع مهار آنزیمی چندگانه میباشد.
سوسن سلطانی محمدی، علیرضا خواجه نصیری، گیتا شعیبی، حسین عاشری،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی تأثیر مخلوط کردن پروپوفول و تیوپنتال بر روی تغییرات همودینامیک، درد زمان تزریق و مقدار دوز خوابآور در زمان القای بیهوشی عمومی انجام شد.
روش بررسی: 125 بیمار در کلاس I و II طبقهبندی ASA که قرار بود تحت عمل جراحی انتخابی قرار گیرند، بهطور تصادفی در چهار گروه تقسیمبندی شده و بهصورت دوسوکور تحت القای بیهوشی با این ترکیبات قرار گرفتند: گروه 100P: پروپوفول 1%، گروه 75P: 75/0 حجم پروپوفول 1% و 25/0 حجم تیوپنتال 5/2%، گروه 50P: 50% حجم پروپوفول 1% و 50% حجم تیوپنتال 5/2%، گروه 100T: تیوپنتال 5/2%. (بهعنوان کنترل). معیارهای همودینامیک قبل و پس از القا، درد زمان تزریق و مقدار داروی مصرفی جهت ایجاد هیپنوز ثبت شده و مورد بررسی آماری قرار گرفتند. 05/0p< معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: افزودن تیوپنتال به پروپوفول سبب کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول میشود. شدت درد ناشی از تزریق 75P و 50P بهطور معنیداری کمتر از درد تزریق 100P بود. (0001/0P=) ایجاد هیپنوز با 100T بهطور معنیداری سریعتر از 100P و 75P صورت گرفت. (046/0P=) پروپوفول و تیوپنتال از نظر اثر هیپنوتیک تداخل Additive دارند. فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بهدنبال القای بیهوشی در گروه 100P در اغلب اوقات بهطور معنیداری پایینتراز گروههای 75P، 50P، 100T بود. (037/0P<) میزان ضربان قلب پس از لارنگوسکوپی و انتوباسیون تراشه در گروه 100P بهطور معنیداری پایینتر از گروههای 50P و 100T بود. (042/0P<)
نتیجهگیری: مخلوط پروپوفول - تیوپنتال یک ترکیب کم درد جهت القای بیهوشی وریدی است که ضمن داشتن تداخل Additive در مورد اثر هیپنوتیک، سبب تعدیل اثرات همودینامیک هر کدام بهتنهایی میشود.
فرحناز خواجه نصیری، گیتی ستوده،
دوره 65، شماره 14 - ( دوره 65، ویژه نامه شماره 2 1386 )
چکیده
دید سالم یکی از عناصر لازم و پر اهمیت در صنعت قالیبافی است که در بالا بردن کیفیت وکارائی کارگران این حرفه نقش محوری و اساسی دارد. حدت بینائی پیامد اولیه تعیین بیماری های چشم در بسیاری از مطالعات می باشد با توجه به این مطاب برای اولین بار پژوهشی مقطعی (توصیفی- تحلیلی) با هدف تعیین حدت بینائی و عوامل موثر بر آن در زنان قالی باف روستای فردو (یکی از روستاهای شهرستان قم) طراحی شد.
روش بررسی: تحقیق حاضر با روش سر شماری حدت بینائی 177 نفر قالیباف زن توسطSnellen chart تعیین گردید و متغیرهای ساعات کار در شبانه روز، سابقه کار، سن، تحصیلات، سابقه تروما، سابقه دیابت، سابقه فامیلی بیماریهای چشم، سابقه بیماریهای چشمی و بعد خانوار موردبررسی قرار گرفت.
یافتهها: در این بررسی مشخص گردید که حدت بینایی چشم راست 4/72 درصد افراد مورد بررسی، نامطلوب (8/0-0) و 6/27 درصد افراد، مطلوب (2/1-9/0) بود و حدت بینایی چشم چپ 5/69 درصد افراد مورد بررسی نامطلوب و 5/30 درصد افراد مطلوب بود. نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش ساعات کار و سابقه کار، سن و درصد افراد با وضعیت نامطلوب حدت بینائی هر دو چشم، افزایش مییابد و با افزایش سطح تحصیلات، درصد افراد با وضعیت نامطلوب هر دوچشم کاهش مییابد و در افرادی که دارای سابقه تروما بودند، درصد افراد با وضعیت نا مطلوب هر دو چشم بیشتر بود. در این بررسی حدت بینائی با سابقه کار، سن، نحصیلات، سابقه تروما و سابقه بیماری چشمی ارتباط معنیدار داشت (در همه موارد 05/0p<).
نتیجهگیری: در صد بالائی از زنان قالیباف روستای فردوی قم دارای وضعیت نا مطلوب حدت بینائی هر دو چشم میباشند که حدت بینایی در آنان ارتباط معنیداری با سابقه کار، سن، تحصیلات، سابقه تروما و سابقه بیماری چشمی داشت.
فیروزه عسگرانی، لیلا خواجه علی، فاطمه اصفهانیان، محمد حسین وثوق، علیرضا استقامتی، منوچهر نخجوانی،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: شواهد موجود مؤید افزایش استرس
اکسیداتیو در بیماران دیابتی و بروز عوارض میکروواسکولار است. در مقابل تولید
رادیکالهای آزاد، دفاع آنتیاکسیدان، که شامل تعدادی از اجزاء آنزیماتیک چون Superoxide Dismutase (SOD) است، وارد عمل میگردند. این مطالعه به بررسی تعامل
این دو سیستم در بیماران مبتلا به نفروپاتی دیابتی میپردازد.
روش بررسی: 133
بیمار (74 زن و 59 مرد) مبتلا به دیابت نوع دو، مورد بررسی قرار گرفتند. براساس
میزان پروتیین ادراری، بیماران به دو گروه با دفع طبیعی پروتیین (پروتیین ادراری کمتر
از 30 میلیگرم) و گروه با افزایش دفع پروتیین (پروتیین ادراری بیشتر از 300 میلیگرم
روزانه) تقسیم گردیدند. در هر گروه سطح سرمی oxidized- LDL و آنزیم سوپراکسید دیس موتاز خارج سلولی (Extracellular-Superoxide
Dismutase, EC-SOD) تعیین و ارتباط این عوامل از طریق آنالیز رگرسیون
بررسی شدند.
یافتهها: سطح پلاسمایی لیپوپروتیین با دانسیته کم اکسیده (oxidized- LDL) و آنزیم
سوپر اکسید دیس موتاز خارج سلولی (EC- SOD) در گروه
ماکروآلبومینوریک بهطور واضح بالاتر از گروه نورموآلبومینوریک بود (36/33±57/88 در مقابل u/l59/27±24/78 با 039/0p= برای oxidized- LDL و 18/21±60/87 در مقابل u/ml52/16±25/76 با p<0/01 برای EC-SOD). ارتباط قابل توجه بین oxidized- LDL و EC- SOD در گروه
ماکروآلبومینوریک وجود داشت (428/0r= و p<0/001).
نتیجهگیری: بالا بودن قابل توجه oxidized- LDL در بیماران ماکروآلبومینوریک، از نقش این عامل در بروز نفروپاتی
دیابتی حمایت میکند. افزایش EC-SOD در گروه
ماکروآلبومینوریک، میتواند مکانیسم جبرانی برای پیشگیری از آسیب بافتی باشد.
نوید نورایی، رضا خواجهنوری، محمد سلیمانی، علی دباغ،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
در اکثر موارد در صورت عدم درمان (Chronic renal failure) زمینه و هدف: بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی
مبتلا End Stage Renal Disease (ESRD) مناسب، به مرحله غیر قابل برگشت تحت عنوان بیماری مرحله نهایی کلیه
می شوند که در این صورت نمی توانند پتاسیم را به شکل مناسبی دفع کنند و محلول نرمال سالین نیز فاقد پتاسیم
است، همین موضوع، باعث شده تا از میان مایعات کریستالوئید، محلول نرمال سالین، در بیماران تحت جراحی پیوند
کلیه، مصرف ز یادی داشته باشد . اما به نظر می رسد تجویز مقادیر زیاد نرمال سالین به افراد سالم یا در حین انجام
اعمال جراحی، به دلیل وجود مقادیر غیرفیزیولوژیک کلرید منجر به اسیدوز متابولیک هایپرکلرمیک و اختلال
خون رسانی احشایی، شیفت خارج سلولی پتاسیم، و هایپرکالمی م ی گردد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه نتایج دو
نوع مایع درمانی جایگزین یعنی نرمال سالین و رینگر لاکتات حین عمل جراحی پیوند کلیه بود . روش بررس ی: در
یک کار آزمایی بالینی تصادفی دوسوکور ، دو گروه 54 نفری گیرنده کلیه ( 108 نفر در مجموع ) بررسی شدند و دو
گروه از همه مو ارد، با هم همسا ن سازی شدند ، به جز نوع مایع کریستالویید تجویزی که یکی نرمال سالین و دیگری
رینگر لاکتات بود . متغیرهای سن، وزن، مدت زمان عمل ، حجم مایع تزریقی ، فشار ورید مرکزی و جنسیت مورد
بررسی قرار گرفت . یافت هها: دو گروه از نظر متغیرهای قبل و بعد عمل با هم تفاوتی نداشتند و بررسی های پی گیری
عملکرد کلیه هم اختلاف معنی داری را نشان نمی داد. نتیج هگیری: بر اساس نتایج این مطالعه هیچکدام از محلو ل های
نرمال سالین و رینگر لاکتات برای کارکرد کلیه پیوندی از اهداکننده زنده مضر نیستند و خطر هایپرکالمی با استفاده از
رینگر لاکتات نیز وجود ندارد . به هر حال، این مطالعه بر کلیه اهدایی از فرد زنده بوده است و در مورد پیوند از جسد
باید مطالعات تکمیلی انجام شود.
زهره روحانی، هوشنگ سند گل، سمانه خواجه نصیری،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه انسیدانس آسیبهایعروقی آترواسکلروتیک مانند انفارکتوس میوکارد و سکته مغزی در بیماران همودیالیزی چندین برابر بیشتر از جمعیتعمومی است این مطالعه در زمینه تشخیص زودهنگام ریسک فاکتورهای بیماری عروقی آترواسکلروتیک در بیماران همودیالیزی برای پیشگویی میزان خطر حوادث عروقی در آینده در این بیماران انجام شد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین ضخامت اینتیما- مدیای کاروتید و اندکس ضربانی (PI) یا اندکس مقاومتی (RI) در بیماران همودیالیزی و مقایسه آن با افراد سالم میباشد. روش بررسی: 60 بیمار همودیالیزی (27 زن و 33 مرد، سن متوسط 7/41 سال) و 60 داوطلب سالم (32 زن و 28 مرد، سن متوسط 8/37 سال) تحت سونوگرافی شریان کاروتید مشترک قرار گرفته و ضخامت اینتیما- مدیا و پارامترهای RI و PI در آنها اندازهگیری شد. یافتهها: ضخامت اینتیما- مدیای دو طرف در بیماران همودیالیزی نسبت به گروه کنترل با تفاوت آماری معنیداری بیشتر بود (001/0≥P). RI و PI شریان کاروتید چپ در بیماران همودیالیزی نسبت به گروه کنترل با تفاوت آماری معنیداری بیشتر بود. (001/0≥P). RI و PI شریان کاروتید راست تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مورد و شاهد نداشت (بهترتیب 18/0≥P و 78/0≥P). یک همبستگی ضعیف منفی معنیدار بین ضخامت اینتیما- مدیای کاروتید چپ و RI و PI چپ در گروه شاهد دیده شد. (به ترتیب 001/0≥P و 42/0-=r و 001/0≥P 43/0-=r). نتیجهگیری: اندازهگیری اندکسهای پالس داپلر RIو PI شریان کاروتید علاوه بر اندازهگیری ضخامت اینتیما- مدیای کاروتید جهت کمک بهتشخیص زودرس آترواسکلروز در بیماران همودیالیزی توصیه میشود.
علی علیزاده خطیر، مهدی پناهخواهی، علیرضا خواجه نصیری، طیب رمیم، منصوره تقاء،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سردردهای ناشی از مصرف
بیش از حد دارو سردردهایی هستند که بیش از 15 روز در ماه طول کشیده و در اثر هر داروی
مسکنی که برای کاهش درد مصرف میشود ایجاد میگردد. اغلب درمانهای دارویی استفادهشده
در این افراد بینتیجه بوده است. در برخی موارد از بلوک عصب اکسیپیتال بزرگ برای
درمان این سردردها استفاده میشود.
روش
بررسی: مطالعه بهصورت تجربی و دو سویه کور در بیماران بزرگسال مراجعهکننده
به درمانگاه نورولوژی بیمارستان سینا از خرداد سال 1388 الی خرداد 1390 انجام
گردید. بلوک عصب پس سری در گروه اول با ml3 بوپیواکایین 5/0% و ml2 سالین و در گروه دوم با ترکیب ml3 بوپیواکایین 5/0%
بههمراه 80 میلیگرم متیل پردنیزولون انجام شد. کاهش شدت سردرد بر اساس معیار Visual Analogue Scale و افزایش
مدت روزهای بدون سردرد اندازهگیری شد. 05/0P< معنیدار در
نظر گرفته شد.
یافتهها: 13 مرد و 19 زن با
میانگین سنی 76/8±88/39 سال در این
مطالعه شرکت کردند. میانگین کاهش شدت سردرد یک ساعت بعد از تزریق در گروه اول 03/1±56/5 و در گروه
دوم 92/1±63/4 بود. میانگین روزهای بدون سردرد یکماه پس از تزریق در گروه
اول 75/8 و در گروه دوم 75/4 روز بود. در هیچ مورد اختلاف آماری معنیداری میان دو
گروه وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده
از هر دو روش نتایج یکسان و موثری در درمان بیماری داشت. این نکته بهخصوص در مورد
این سردردها که اغلب مقاوم به درمان بوده و باعث اختلال در زندگی روزمره بیماران
میگردد اهمیت دارد.
محمد جواد فاطمی، امیر اسدالله خواجه رحیمی، بابک نیکومرام، مریم سخایی، شبنم مصطفوینیا، امیر آتشی، میر سپهر پدرام، حمیدرضا آقایان، شیرین عراقی، مجید سلطانی، مجید مصاحبی محمدی،
دوره 72، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی در درمان طیف وسیعی از بیماریها کاربرد دارند و از بافتهای مختلف بدن قابل جداسازی هستند. این سلولها به دو روش ترشح سایتوکینها و فاکتورهای رشد و نیز افتراق سلولی به درمان بیماریها کمک میکنند. زخمهای سوختگی یکی از مشکلات جراحی ترمیمی میباشند و ممکن است سلولهای بنیادی بتوانند به ترمیم سریعتر این زخمها کمک نمایند.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعه تجربی بوده و از دی ماه 1391 تا اردیبهشت 1392 در مرکز تحقیقات سوختگی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گردید. در این مطالعه 30 رت بهطور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. چربی اینگوینال یک گروه ده تایی برای تهیه سلول بنیادی اتولوگ مورد استفاده قرار گرفت. از آمنیون آسلولار بهعنوان اسکافولد برای انتقال سلول بنیادی استفاده شد. در هر 30 رت یک زخم سوختگی ایجاد شد. پس از 24 ساعت زخم اکسیزیون و در گروه اول پانسمان معمولی و در گروه دوم آمنیون آسلولار و در گروه سوم که پیشتر چربی آنها برداشته شده بود آمنیون آسلولار با سلول بنیادی برای پوشش زخم استفاده شد. سرعت ترمیم زخم و مشخصات پاتولوژی در سه گروه با هم مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از سلول بنیادی در طی 15 روز،cm2 53/4 با انحرافمعیار 23/2± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 82/0 و cm2 5/10 بوده است. میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از آمنیون آسلولار در طی 15 روز،cm2 31/10 با انحرافمعیار 52/4± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 57/3 و cm2 9/21 بود (شکل 5). میانگین سطح تحت بررسی پس از استفاده از پماد سیلور در طی 15 روز،cm2 06/9 با انحرافمعیار 37/1± و حداقل و حداکثر سطح بهترتیب cm2 5/5 و cm2 33/12 بوده است. میانگین سطح زخم در گروه آمنیون آسلولار دارای سلول بنیادی از هر دو گروه دیگر در روزهای سوم تا 15 بعد از جراحی بهطور معنادار کوچکتر بود (01/0P<). همچنین فیبروپلازی و واسکولاریزاسیون در زخمهای دارای سلول بنیادی بهطور معنادار بهتر از دو گروه دیگر بود (001/0P<)
نتیجهگیری: آمنیون آسلولار بهعنوان یک اسکافولد مناسب به همراه سلول بنیادی با منشاء چربی میتواند به ترمیم زودتر زخم سوختگی منجر شود.
طناز احدی، نیما خواجه، بیژن فروغ، لبانه جانبازی، معصومه باقرزاده چم،
دوره 80، شماره 4 - ( تیر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مداخلات محافظهکارانه زیادی برای کاهش علایم کوکسیدینیا وجود دارد که هر کدام تا اندازهای درد بیماران مبتلا را کاهش میدهد، اما مشخص نیست که کدام درمان میتواند موثرتر باشد. هدف از این مطالعه مروری بررسی انواع مداخلات محافظهکارانه و اثربخشی هر یک از آنها در کاهش علایم کوکسیدینیا میباشد.
روش بررسی: جستجو برای مطالعات تحقیقاتی منتشر شده تا اکتبر 2021 با استفاده از Scopus، Science Direct، Web of Knowledge و Cochrane بدون محدودیت داده انجام شد. کیفیت مقالات با استفاده از Physiotherapy evidence database scale (PEDro) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در نهایت 12 مقاله وارد مطالعه مروری شدند. دو مقاله از شوک ویو برون اندامی، دو مقاله از بلوک گانگلیون ایمپار، سه مقاله از درمانهای دستی و چهار مطالعه از تزریق استفاده کردند. چهار مطالعه باقیمانده از یونتوفورز با کتوپروفن، درمان بیوفیدبک، طب سوزنی و فیزیوتراپی همراه کینزیوتیپینگ استفاده کردند.
نتیجهگیری: درمان با شوک ویو برون اندامی و بلوک گانگلیون ایمپار بهطور قابلتوجهی درد دنبالچه را بهبود میبخشد و اثرات دائمیتری را در علایم بیماران نشان میدهد. درمانهای دستی بیشتر در مواردی که دنبالچه پایدار است کاربرد دارد. بهنظر میرسد که رسیدن به پاسخ مطلوب به بیش از شش جلسه نیاز دارد که برای بیماران خوشایند نیست. تزریقها، بهویژه آنهایی که تحت هدایت فلوروسکوپی انجام میشوند، افزونبر ناخوشایند و دردناک بودن، نیاز به مهارت بالایی دارند. با این حال، این روش در یک جلسه انجام شده، بنابراین نیازی به مراجعه بعدی ندارد.
ندا نگهبان جوزان، حسین کریمی مونقی، هورک پورزند، محمد خواجهدلویی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با بررسی در نظام جامع ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانشجویان پزشکی عمومی، غالبا اهداف حوزه شناختی و قالب ارزیابی تراکمی مورداستفاده بوده و آزمونها کاربرد چندانی برای بازخورد به دانشجویان نداشتهاند. هدف مطالعه، تدوین مدلی متناسب با سطوح هرم ارزیابی میلر در قالبهای تکوینی-تراکمی میباشد.
روش بررسی: جستجو در پایگاههای داده، مجلات، کوریکولوم دانشگاههای معتبر دنیا و کنفرانسهای کنفرانسهای AMEE و همایش کشوری آموزش پزشکی، آغاز گردید. براساس الگوی تطبیقی Beredy، مدل سنجش تدوین شد. اعتباریابی مدل در جلسه گروه متمرکز صورت پذیرفت.
یافتهها: رویآوری بهسوی قالب ارزیابی تکوینی و بهبود روشهای سنتی در کنار روشهای نوین بوده که در بررسی کوریکولوم دانشگاههای هاروارد، استنفورد و آکسفورد مشاهده گردید. درنهایت مدلی با اکثر نظرات موافق متخصصان تدوین شد. بیشترین اظهارنظر درباره سیاستهای اجرایی دانشگاهها بود.
نتیجهگیری: مدلی شامل روشهای سنجش متناسب با سطوح هرم ارزیابی میلر در قالبهای تکوینی-تراکمی تدوین شد. پیشنهاد میشود مدل توسط کارشناسان مربوطه بررسی و با احتساب شرایط اجرایی برای فرایند ارزیابی صحیح ابلاغ گردد.
آرش هروآبادی، مهسا زرگران، علیرضا خواجهنصیری، رضا عاطف یکتا،
دوره 81، شماره 5 - ( مرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: جلوگیری از لغو اعمال جراحی در مدیریت اتاق عمل یک چالش بزرگ است که در این مطالعه تاثیر ثبت کردن علل آن بر میزان بروز لغو عملها را در بیماران کاندید عمل جراحی بررسی کردیم.
روش بررسی: تعداد 545 عمل کنسل شده در حوزههای مختلف در 1395-1394 بهتفکیک علل کنسلی در فرمهای مربوطه ثبت گردید و اطلاعات موردآنالیز قرار گرفت.
یافتهها: درصد کنسلی در اکثر گروهها درطول مطالعه کاهش داشت. گروه جراحی فک و صورت بیشترین میزان کاهش کنسلی و گروه قلب و عروق کمترین میزان کاهش کنسلی را داشت. همچنین درصد کنسلی در حوزه جراحی اعصاب در طی زمان مطالعه افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: ثبت کردن دلایل و کاهش میزان بروز آنها در طول مطالعه و ارایه بازخورد مناسب و گفتوگو در اینمورد بر میزان بروز لغو عملها و کاهش دلایل مذکور تاثیر داشته است.
رامیار رحیمی درهباغ، ابراهیم خواجه، دائم روشنی، فرهنگ صفرنژاد،
دوره 82، شماره 12 - ( اسفند 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای محل جراحی یکی از عوارض شایع و مهم هستند که همواره هزینه و مشکلات فراوانی را ایجاد میکنند. روشها و اقدامات فراوانی برای کاهش آن در دست اجرا و بررسی میباشد. یکی از شیوههای کاهش آن کم کردن بار میکروبی با استفاده از مواد آنتیسپتیک برای سطح پوست میباشد که در این مطالعه تأثیر دوش کلرهگزیدین مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام در سال 1398 و در بیمارستان کوثر سنندج انجام انجام گردید. این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی انجام گرد. 300 نفر بیماری که جهت انجام عمل جراحی الکتیو هرنی اینگوینال مراجعه کرده بودند در سه گروه 100 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله، شب پیش از عمل دوش محلول کلرهگزیدین 4% دریافت کرد. گروه کنترل 1، حمام با شویندههای معمول دریافت نمود و گروه کترل 2، هیچگونه استحمامی نکرد. بیماران تا 30 روز پس از عمل جراحی از نظر بروز (Surgical site infections, SSI) مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: از 300 بیماری که در این مطالعه تحت عمل جراحی قرار گرفتند، 12 نفر (4%) دچار SSI از نوع سطحی شدند. از این تعداد یک نفر در گروه مداخله، سه نفر در گروه کنترل یک و هشت نفر در گروه کنترل دو بودند. مقایسه بین بروز عفونت در سه گروه نشان داد این تفاوت از نظر آماری معنادار میباشد (034/0P=).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه انجام دوش کلرهگزیدین میتواند در کاهش بروز SSI مؤثر باشد.