جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای رضوانی

احمد رضوانی،
دوره 30، شماره 10 - ( 1-1352 )
چکیده

بر خلاف آنچه تصور می شود تنها گلوکز عامل ترشح انسولین نیست بلکه مواد دیگری همراه و یا بدون گلوکز می توانند موجب ترشح انسولین شوند.ترشح انسولین چندمرحله ای است: در مرحله اول مقدار ترشح کم و درمرحله دوم زیاد است. داروهای سولفونیل اوره با دگرانولاسیون سلولهای بتا باعث ترشح انسولین می شوند از عوامل مهمی که می تواند جلوی ترشح انسولین را بگیرد آدرنالین است که با واسطه AMP حلقوی این عمل را انجام می دهد.


محمد کاظمی عرب‌آبادی، علی‌اکبر پور فتح‌اله، عبداله جعفرزاده، غلامحسین حسن‌شاهی، محمد ابراهیم رضوانی،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به عفونت نهفته هپاتیت B (OBI) قادر به پاکسازی کامل ویروس از بدن نمی‌باشند. به‌نظر می‌رسد که تفاوت‌های ژنتیکی و ایمونولوژیک در این امر سهم عمده‌ای دارند. ویتامین D3 و گیرنده آن (VDR) بر روی پاسخ‌های ایمونولوژیکی بر علیه ویروس‌ها نقش عمده‌ای دارند. در این مقاله به مطالعه چندشکلی ژنی موجود در اینترون 8 ژن VDR در بیماران OBI پرداختیم.
روش‌بررسی: تعداد 3700 پلاسمای تازه منجمد شده (FFP) HBsAg منفی، جمع‌آوری و سپس از نظر anti-HBc آزمایش شدند سپس نمونه‌های HBsAg منفی و anti-HBc مثبت از نظر وجود HBV-DNA با روش PCR مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه‌های HBV-DNA مثبت به‌عنوان موارد OBI از نظر انواع چند شکلی‌های ژنی موجود در اینترون 8 ژن VDR با تکنیک PCR-RFLP بررسی شدند.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که 352 نمونه (51/9%) از نظر anti-HBc مثبت می‌باشند. آزمایشات نشان داد که 57 (1/16% از افراد anti-HBc مثبت و HBsAg منفی) نمونه HBV-DNA مثبت بودند. مطالعات ما نشان داد که دو گروه از نظر تمامی آلل‌های بررسی شده با آنزیم Apa-1 موجود در اینترون 8 ژن VDR دارای تفاوت معنی‌دار آماری نمی‌باشند.
نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که هیچ‌گونه ارتباطی بین آلل‌های شناسایی شونده با آنزیم Apa-1 و بیماری OBI وجود ندارد بنابراین می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که این آلل‌ها با بیماری OBI ارتباطی ندارد و بایستی محققین دیگر به بررسی سایر چند شکلی‌های ژنی موجود در ژن VDR در بیماران OBI بپردازند


نوراحمد لطیفی، نوید رضوانی، محمدجواد فاطمی، مجید نوریان، شیرین عراقی، توران باقری،
دوره 73، شماره 11 - ( بهمن 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: بقای گرفت در محل آسیب از مشکلات بزرگ جراحی‌های ترمیمی به‌حساب می‌آید. هدف ما در این مطالعه بررسی اثرات درمانی پلاسمای غنی شده با پلاکت و فیبرین غنی شده با پلاکت بر بقای پیوند پوستی تمام ضخامت اتولوگ، در موش‌های صحرایی نر بود.

روش بررسی: این مطالعه تجربی در اردیبهشت ماه 1394 در آزمایشگاه حیوانات بیمارستان حضرت فاطمه (س) تهران انجام شد. 36 راس موش صحرایی نر نژاد اسپراگرداولی (محدوده وزنی gr 250-300) پس از بیهوشی به سه گروه تقسیم شده و پس از برداشتن پوست در گروه اول پلاسمای غنی شده با پلاکت، گروه دوم فیبرین غنی شده با پلاکت و گروه سوم نرمال سالین تزریق شد. 28 روز پس از جراحی، بررسی میکروسکوپی (میزان آنژیوژنز) و ماکروسکوپی (مساحت ناحیه نکروز) از نمونه‌ها به‌عمل آمد.

یافته‌ها: نتایج نشان دادند اختلاف معناداری در مساحت ناحیه نکروز بین گروه کنترل و گروه پلاسمای غنی شده با پلاکت وجود نداشت. درصد ناحیه‌ی نکروز در حیوانات تحت درمان با فیبرین غنی شده با پلاکت به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (0001/0P=) اختلاف معناداری در دانسیته‌ی عروقی بین گروه کنترل و گروه پلاسمای غنی شده با پلاکت وجود نداشت، در حالی که در حیوانات تحت درمان با فیبرین غنی شده با پلاکت دانسیته‌ی عروقی به‌طور معناداری از گروه کنترل کمتر بود (002/0P=).

نتیجه‌گیری: استفاده از پلاسمای غنی شده با پلاکت اتولوگ می‌تواند بر تسریع التیام آسیب بافت نرم و افزایش بقای گرفت مؤثر باشد.


مجید رضوانی، سهیل فلاح پور، امیر حسین حقیر، طیب رمیم،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: اسکولیوز‌دژنراتیو به‌طور شایع ستون فقرات لومبار را در افراد مسن درگیر می‌کند و در نتیجه دژنراسیون ‌فاست و دیسک متعاقب آن به‌وجود آمده و منجر به افزایش درد و پیدایش دفورمیتی پیشرونده می‌شود. با توجه به اهمیت نتایج حاصل از لانگ‌فیوژن و میزان اصلاح کرونال و ساژیتال‌ایمبالانس در بیماران با اسکولیوز‌دژنراتیو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نتایج جراحی لانگ ‌فیوژن در بیماران با اسکولیوز‌دژنراتیو ناحیه لومبو‌ساکرال انجام شد.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر به‌صورت کوهورت آینده‌نگر از شهریور 1397 تا شهریور 1398 در مبتلایان به اسکولیوز‌دژنراتیو کاندید جراحی مراجعه‌کننده به بیمارستان الزهرای اصفهان انجام شد. اطلاعات پایه بیماران شامل سن، جنس، محل آناتومیک انحراف و لغزش مهره، درجه شدت انحراف بر‌اساس زاویه کاب و تعداد دفعات جراحی پیشین بررسی و ثبت شد. مشخصات جراحی انجام شده برای بیمار از پرونده پزشکی شامل رویکرد مورد استفاده، محل آناتومیک ایجاد فیوژن، انجام یا عدم انجام دکمپرشن و تعداد سطوح دکمپرشن و فیوژن، میزان خونریزی حین جراحی، مدت زمان جراحی استخراج گردید.
یافته‌ها: در این مطالعه 11 بیمار زن شرکت داشتند. میانگین سنی بیماران 64-55 سال با انحراف معیار 67-7 سال بود. کمترین سن 40 سال و بیشترین سن 66 سال بود. علایم بیماران شامل درد کمر-درد پا (سه مورد)، دردکمر-لنگش عصبی (دو مورد) و درد کمر-درد پا-لنگش عصبی ( شش مورد) بود. همه بیماران تحت دو مرحله عمل جراحی قرار گرفتند. میانگین خونریزی و زمان عمل جراحی در جراحی دوم کاهش معنا‌داری نسبت به جراحی اول داشت.
نتیجه‌گیری: جراحی لانگ ‌فیوژن در بیماران با اسکولیوز‌دژنراتیو لومبو‌ساکرال باعث کاهش معناداری در میانگین انحراف، درد بیمار و شدت ناتوانی شش ماه پس از عمل جراحی گردید.

بهرنگ رضوانی کاخکی، مرتضی طالبی دولوئی، مریم سبحانی، مریم ضیایی،
دوره 82، شماره 10 - ( دی 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کنترل درد و اضطراب در کودکان امری مهم و درعین حال دشوارتر در مقایسه با بزرگسالان است. در مطالعه‌ی حاضر تلاش شده است تا با اضافه کردن روش بی‌حسی موضعی با لیدوکایین پس از بی‌دردی و آرام‌بخشی وریدی با کتامین، میزان دوز کلی و در نتیجه عوارض ناشی از کتامین کاسته شود.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه‌کور از بازه زمانی خرداد 1396 تا خرداد 1397 در اورژانس بیمارستان خاتم‌الانبیا زاهدان انجام گرفت. مجموع 60 کودک دچار آسیب انگشتان دست با محدوده‌ی سنی یک تا پنج سال به روش بلوک‌های تصادفی به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. به گروه کنترل فقط کتامین وریدی با دوز mg/kg 5/1 تزریق شد و به گروه مداخله پس از تزریق کتامین وریدی، بی‌حسی موضعی با لیدوکایین هم تزریق شد.
یافته‌ها: مدت زمان ریکاوری در گروه مداخله (48/9±27/29 دقیقه) به‌طور چشمگیری کمتر از گروه کنترل (59/10±90/35 دقیقه) بود (01/0P=). هیچگونه عارضه‌ی چشمگیر قلبی- ریوی در دو گروه رخ نداد. نرخ استفراغ (08/0P=) و افت درصد اشباع اکسیژن خون (3/0P=) در گروه کنترل بیشتر از گروه مداخله بود اما از نظر آماری معنادار نبود. اضافه کردن بی‌حسی موضعی به تزریق وریدی کتامین طول مدت دومین تکرار تزریق کتامین به‌طور معناداری به تاخیر می‌اندازد (01/0P=)، اما روی زمان اولین و سومین تکرار دوز کتامین تاثیری نداشت.
نتیجه‌گیری: اضافه کردن بی‌حسی موضعی با لیدوکایین تزریقی پس از بی‌دردی/آرام‌بخشی با استفاده از کتامین وریدی می‌تواند به‌طور موثری باعث کوتاه‌تر شدن زمان هوشیاری و زمان ترخیص بیماران دچار آسیب‌های تروماتیک انگشتان در کودکان شود.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb