جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای نیک بین

بهروز نیک بین مقدم،
دوره 30، شماره 9 - ( 1-1352 )
چکیده


غلامرضا نظری، بهروز نیک بین،
دوره 33، شماره 2 - ( 8-1354 )
چکیده


بهروز نیک بین، غلامرضا نظری، فریدون علاء، ناصرعلی سیادت،
دوره 34، شماره 9 - ( 1-1356 )
چکیده


ماهرو میراحمدیان، بهروز نیک بین، سید عبدالرحیم رضائی،
دوره 52، شماره 3 - ( 2-1373 )
چکیده

برای ارزیابی چگونگی عملکرد کلیه در طی پیوند، غلظت سرمی B2m در 23 گیرنده کلیه اندازه گیری و مورد مطالعه قرار گرفت. بیماران از نظر تشخیص کلینیکی در چهار گروه قرار گرفتند: 1) گروه پیوند موفق بدون عارضه که میانگین غلظت سرمی B2m از 26.1±73 mg/L در روز قبل از پیوند به 1.17±4.43 mg/L در طی 24 ساعت بعد از پیوند رسید و سپس در طی بیست روز با نوسان نسبتا ملایمی (ماکزیمم تغییر0.5 mg/L/day) به 3.1 mg/L رسید. 2) در گروه اختلال عملکرد کلیه غیر از واکنش دفع، الگوی تغییرات مشابه گروه قبل است، به استثنا اینکه غلظت سرمی در 24 ساعت بعد از پیوند کمی بالاتر می باشد، اما ماکزیمم تغییر غلظت 1.1 mg/L/day بود که البته در جهت افزایش پیشرونده نبوده و تفاوت آن نسبت به گروه قبل معنی دار نیست. 3) دو گروه واکنش دفع تسریع یافته پیوند و واکنش دفع حاد پیوند، غلظت سرمی B2m در طول واکنشهای ایمونولوژیک دفع با پیشرفت زمان افزایش یافته، سپس متناسب با درجه پاسخ به درمان مجددا کاهش می یابد. با توجه به تغییر غلظت B2m در روزهای متوالی، این مطالعه قادر به افتراق واکنشهای دفع از نارسائیهای دیگر کلیه پیوندی در 84% موارد بود. از طرف دیگر با توجه به تغییر غلظت B2m در طی روزهای متوالی و نیز چگونگی افزایش آن، سنجش غلظت سرمی این پروتئین برای واکنشهای دفع حاد پیوند حالت پیش آگهی دهنده داشت، بطوریکه تفاوت غلظت در روز تشخیص کلینیکی واکنش دفع نسبت به دو و چهار روز قبل از آن از نظر آماری قابل ملاحظه است (P<0.025). همچنین تفاوت غلظت بین دو و چهار روز قبل از تشخیص کلینیکی نیز از نظر آماری معنی دار است (P?0.05)، یعنی از شروع یک حمله دفع تا تظاهر کلینیکی آن افزایش پیشرونده غلظت B2m وجود خواهد داشت. این در حالی است که برای BUN یا کراتینین چنین وضعی موجود نبود.


ماندانا محی الدین، فریده خسروی، بهروز نیک بین،
دوره 53، شماره 1 - ( 1-1374 )
چکیده


حمیدرضا صادق پور، ابوالقاسم جزایری، حمیده نیک بین، محمدرضا اشراقیان،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده

یک بررسی توصیفی-تحلیلی مقطعی در سال 1375 بر روی 350 دانش آموز دختر 14-11 ساله در مرکز شهر تهران (منطقه 11 آموزش و پرورش) با استفاده از تکنیک مصاحبه و مشاهده مشارکتی با هدف تعیین وزن، قد، نمایه توده بدن و میزان دریافت انرژی و مواد مغذی انجام شد. اندازه گیریهای تن سنجی (قد و وزن) و تکمیل سه پرسشنامه 24 ساعت یاد آمد، بسامد مصرف خوراک و اطلاعات عمومی در مورد کلیه افراد نمونه انجام گرفت. یافته های تن سنجی در مقایسه با استاندارد مرکز ملی آمارهای بهداشتی امریکا (National center for health statistics=NCHS) و براساس نماگر وزن برای سن و امتیاز Z، بیانگر 20% سو تغذیه خفیف زمان حال و گذشته می باشد. براساس نماگر قد برای سن، 16/6% دختران به سو تغذیه خفیف زمان گذشته مبتلا هستند؛ 12/5% دختران براساس نماگر نمایه توده بدن (Body mass index=BMI) به سو تغذیه شدید زمان حال مبتلا بوده و 13/7% آنان اضافه وزن دارند. مقایسه منحنی صدکهای وزن، قد و نمایه توده بدن با منحنی های استاندارد نشان می دهد که منحنی قد با استاندارد همخوانی دارد، اما در مورد وزن چنین نیست. منحنی صدک BMI نمونه نیز با استاندارد تفاوت زیادی دارد. علاوه بر این، از نظر میزان دریافت روزانه، 53/7% دختران نوجوان با کمبود شدید دریافت انرژی (کمتر از 80% نیاز)، 86% با کمبود ویتامین A (کمتر از 75% مقدار توصیه شده RDA) و 49/7% با کمبود ریبوفلاوین، 59% با کمبود B12 و 67/7% با کمبود فولاسین، 76/5% با کمبود کلسیم و 88% با کمبود آهن مواجه هستند. در این مطالعه بین میزان انرژی دریافتی با قد، ویتامین A دریافتی با وزن، روی دریافتی با قد و کربوهیدرات دریافتی با قد، همبستگی خطی مثبت بدست آمد.


ماهرو میراحمدیان، عبدالرحیم رضایی، بهروز نیک بین،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده

فیبریلهای بتادومیکروگلوبولین (?2M) یکی از عوامل احتمالی در پاتوژنز آمیلوئیدوزیس وابسته به همودیالیز دراز مدت می باشد. اختلال غیرقابل برگشت کلیه و استفاده از غشاهای دیالیزی که زمینه سنتز بیشتر ?2M را فراهم می کنند و قادر به برداشت آن نیز نمی باشند، سبب بالا رفتن سطح سرمی ?2M می شود. با این پیش زمینه در مطالعه حاضر میانگین سرمی ?2M در 23 بیمار با اختلال کامل عملکرد کلیه ها که تحت درمان نگهدارنده همودیالیز با غشای FB110 قرار
داشتند SD=21.2) 74.71 mg/l) بود که تقریبا 31 برابر افراد سالم می باشد (P<0.0001). بیشترین غلظت سرمی (123.8 mg/l) مربوط به بیماری است که ده سال تحت درمان همودیالیز قرار داشته است و کمترین غلظت سرمی (46 mg/l) مربوط به بیماری است که تقریبا دو سال تحت این نوع درمان بوده است. غلظت سرمی این پروتئین به جنسیت و سن ارتباطی نداشت، اما به مدت زمان درمان با همودیالیز وابسته بود (r=0.53 و P<0.01). به علاوه غلظت سرمی ?2M در 19 فرد سالم (به عنوان شاهد) که همه آزمایشها و معاینات معمول برای آنها انجام می شد، SD=0.4) 2.36 mg/l) در محدوده 1/58 تا 3/3 بود. که آزمونهای آماری با آنها مقایسه می گردید. به دلیل نقش بتادومیکروهموگلوبولین در بروز آمیلوئیدوزیس لازم است به غشاهای دیالیزی و اهمیت آنها در القای تولید یا برداشت این پروتئین در بیماران دیالیزی توجه شود.


حسین جباری، علی اکبر امیرزرگر، محبوبه حاجی عبدالباقی، بهروز نیک بین، فریده خسروی، محمدحسین نیک نام، بیتا انصاری، بتول مرادی، علیرضا یلدا،
دوره 61، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

مقدمه: بیماری سل گسترده ترین اپیدمی عفونی است که دنیای امروز دچار آن است. تخمین زده می شود که یک سوم جمعیت دنیا با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس آلوده شده اند که منجر به 10-8 میلیون مورد جدید سل و سه میلیون مرگ در سال در سراسر دنیا می شود. مطالعات اپیدمیولوژیک بیانگر این است که ترکیب ژنتیکی بعضی از گروه های نژادی ممکن است زمینه ای مساعد در ابتلا به عفونت و پیشرفت آن ایجاد کند.

مواد و روش ها: در این مطالعه که بصورت تحلیلی و به روش مورد-شاهد (Case-control) صورت گرفته است سعی شد تا نسبت به شناسایی فاکتورهای ژنتیک مستعد کننده (و/یا محافظت کننده) در بیماران و افراد کنترل ایرانی در ابتلا به بیماری سل اقدام گردد. بدین منظور تعداد 40 نفر بیمار سل ریوی خلط مثبت درمان شده یا در حال دریافت درمان به همراه 100 نفر شاهد فاقد بیماری های زمینه ای و نیز سل ریوی از نظر فراوانی آلل های HLA class II (شامل DQB1 و DQA1 و HLA-DRB) به روش PCR-ssp برای اولین بار در ایران مورد مقایسه قرار گرفتند.

یافته ها: نتایج حاصل بیانگر نقش مستعد کننده آلل HLA-DQA1*0101 و نقش محافظت کننده آلل های DQA1*0301 و DQA1*0501 از لوکوس DQA1، نقش مستعد کننده آلل HLA-DRB1*07 و نیز نقش محافظت کننده آلل HLA-DRB*52 (که یک Public antigen محسوب می شود) از لوکوس DRB با P.value های اصلاح شده (Pc) از نظر آماری معنی دار می باشد. در این مطالعه از لوکوس DQB1 آلل محافظت کننده یا مستعد کننده آماری معنی داری یافت نشد. همچنین تفاوت معنی دار آماری هاپلوتیپی در گروه بیمار و شاهد بدست نیامد.

نتیجه گیری و توصیه ها: باتوجه به نتایج بدست آمده آلل های HLA-DR/DQ می توانند در ابتلا و یا مقاومت در برابر ابتلا به بیماری نقش بارزی داشته باشند.


محبوبه حاجی عبدالباقی، علی اکبر امیرزرگر، مهرداد خالدی، فریده خسروی، مهرناز رسولی نژاد، زهرا احمدی نژاد، عبدالرضا سودبخش، سیروس جعفری، بیتا انصاری پور، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: درک بهتر مکانیسم‌های ایمونوپاتولوژیک بیماری سل برای تولید واکسن‌های نوین و داروهای ایمونومدولاتور جایگزین ضروری می‌باشد. بدین منظور مطالعه زیر شامل اندازه‌گیری سایتوکاین‌های Th1 (اینترفرون- گاما و اینترلوکین- 2) و Th2 (اینترلوکین- 4 و اینترلوکین- 10) در سرم بیماران مبتلا به سل ریوی با اسمیر خلط مثبت و مقایسه آن با افراد سالم PPD مثبت طراحی گردید.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران HIV منفی که براساس تعریف WHO مبتلا به سل ریوی خلط مثبت بوده و در بخش‌های عفونی بیمارستان امام خمینی تهران بستری شدند یا به مراکز بهداشتی- درمانی جنوب تهران مراجعه نمودند، بود. گروه شاهد شامل افراد سالم و PPD مثبت بود که در تماس نزدیک با بیماران مبتلا به سل ریوی خلط مثبت قرار داشتند. در این تحقیق 34 بیمار مبتلا به عفونت فعال سل ریوی (شامل 17 مرد و 17 زن) و 23 فرد سالم با تست پوستی PPD برابر با 10 میلی‌متر یا بیشتر (شامل 12 مرد و 11 زن) مورد مطالعه قرار گرفتند میانگین سنی افراد بیمار 73/41 سال و افراد سالم 74/27 بود.
یافته‌ها: میانگین سطح اینترفرون- گاما در سرم افراد مبتلا به سل ریوی بطور معنی‌دار از نظر آماری بالاتر از میانگین سطح آن در افراد سالم PPD مثبت بود در حالیکه در مورد اینترلوکین-2، اینترلوکین-4 و اینترلوکین-10 این میزان در افراد سالم بطور معنی‌دار از نظر آماری بالاتر از افراد بیمار بدست آمد. مقایسه میانگین سطح این سایتوکاین‌ها قبل از درمان و حین درمان (حدود 2 ماه بعد از شروع درمان) نشان داد که اگرچه در مورد اینترفرون-گاما و اینترلوکین-4 این میزان افزایش یافت، در مورد اینترلوکین-2 و اینترلوکین-10 کاهش در این مقادیر مشاهده شد. این تغییرات فقط در مورد اینترلوکین-10 از نظر آماری معنی‌دار می‌باشد. سن و جنس بر تغییرات سایتوکاین‌ها قبل از درمان و حین درمان تأثیری نداشته است.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصله از اندازه‌گیری سایتوکاین‌های Th1 و Th2 در سرم بیماران مبتلا به سل ریه با نتایج حاصله از مطالعات انجام گرفته در محیط کشت سلول‌های تک‌هسته‌ای خون محیطی تحریک شده با آنتی‌ژن‌های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس متفاوت می‌باشد. لذا اندازه‌گیری همزمان آنها در سرم و در محیط کشت و همچنین در مایع بلور و مایع BAL پیشنهاد می‌شود.


سید صادق بنی عقیل، عبدالفتاح صراف نژاد، علی اکبر امیر زرگر،  ‌فریده خسروی، بیتا انصاری پور، بتول مرادی، شهین درخوش، بهروز نیک بین،
دوره 64، شماره 11 - ( 7-1385 )
چکیده

عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B (HBV) Hepatitis B Virus طیف وسیعی از بیماران، شامل ناقلین بدون علامت، هپاتیت حاد، هپاتیت مزمن و سیروز کبدی را در برمی‌گیرد. از علل ایجاد‌کننده عفونت مزمن هپاتیت B می‌توان فاکتورهای ویرولانس ویروس، فاکتورهای ایمونولوژیک و ژنتیک میزبان را نام برد. از مهمترین فاکتورهای ژنتیکی میزبان آنتی‌ژنهای HLA می‌باشند و ارتباط آنتی‌ژنهای HLA با هپاتیت مزمن نشان داده شده است. در این مطالعه فراوانی آللهای HLA در گروه شاهد و کنترل مورد بررسی و مقایسه آماری قرار گرفته‌اند.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت تحلیلی و به روش Case-Control انجام گرفته است. در این بررسی تعداد 50 بیمار مبتلا به هپاتیت B مزمن از نژاد ترکمن که حداقل شش ماه HBsAg مثبت بودند و 65 نفر گروه کنترل سالم ترکمن (‌اهدا کننده سالم) ‌انتخاب شدند و آللهای HLA کلاس دو (DRB, DQA1 DQB1) با روش PCR - SSP تعیین گردید.
یافته‌ها: فراوانی آلل HLA-DRB1*0301 (000/0P=)، HLA-DQB1*0604 (000/0P=) و HLA-DQA1*0501 (032/0P=) در بیماران به‌طور معنی‌داری از گروه کنترل بیشتر بوده است در حالی ‌که فراوانی آلل‌های HLA-DRB1*1301 (009/0P=)، HLA-DRB1*1501 (007/0P=)، HLA-DQA1*0401 (000/0P=)، HLA-DQB1*0401 (016/0P=) و DQA1*0102 (008/0P=) در گروه کنترل بیشتر بوده است.
نتیجه‌گیری: این تحقیق نشان می‌دهد که احتمالاً برخی از آللهای HLA - Class IIدر استعداد ابتلا به هپاتیت B مزمن و برخی دیگر، در پیشگیری از مزمن شدن بیماری نقش بارزی داشته باشند.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb