37 نتیجه برای پاک
ولی اله محرابی، ابوالقاسم پاکدامن،
دوره 36، شماره 9 - ( 2-1359 )
چکیده
کیوان پاک شیر، فریده زینی، اسماعیل علی آخونی،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده
در این مطالعه الگوی پروتئینهای داخل سلولی ده ایزوله از واریته پیگمانته اپیدرموفیتون فلوکوزوم به روش SDS-PAGE (سدیم دودسیل سولفات-پلی اکریل آمید ژل الکتروفورز) بر روی ژل 10% آکریلامید مورد بررسی قرار گرفت. در آنالیز باندهای پروتئینی بوسیله دانسیتومتر، بیش از 31 بان پروتئینی با وزنهای مولکولی بین 98-12 کیلودالتون شناسایی گردید. پروتئینهای 12/5، 13/5، 14/4، 16، 18/4، 19/7، 20/1، 23/5، 26، 27، 29، 30، 32/5، 34، 35/5، 37، 39/5، 40/5، 43، 47/5، 50، 63، 68، 75، 79، 82/5، 84/5، 90، 94، 96 و 97/5 کیلودالتون جدا گردیده ولی فراوانی آنها در بین ایزوله، متفاوت بوده است. از این میان باندهای پروتئینی با وزنهای 18/4، 19/7، 20/1، 23/5، 27، 29، 30، 34، 37، 43، 47/5، 50، 63، 79 و 94 اختصاصی در تشخیص جنس اپیدرموفیتون استفاده گردد. آنالیز پروتئینها به روش SDS-PAGE بعنوان یک تکنیک مناسب می تواند جهت تشخیص اختلاف بین گونه های درماتوفیتها مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا پورپاک، محبوبه منصوری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 60، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: شیوع آلرژی غذایی در شیرخواران در حدود 8-6 درصد می باشد. و گندم که منبع مهم کربوهیدرات و پروتئین دنیا می باشد در زمره 6 آلرژن شایع غذایی در کودکان به حساب می آید. هدف این مطالعه شناسائی بیماران مبتلا به آلرژی به گندم، و تشریح اهمیت آن جهت آشنایی بیشتر با این بیماری می باشد.
مواد و روشها: از میان کودکان با علائم آلرژی (پوستی، گوارشی و تنفسی) مراجعه کننده به درمانگاه ایمونولوژی و آلرژی مرکز طبی کودکان، در مدت 12 ماه، 35 بیمار مشکوک به آلرژی به گندم شناسایی شدند تشخیص آلرژی به گندم بر اساس تست خراش پوستی، ایمونوگلوبولین E مثبت با آلرژن گندم، وجود سابقه واضح آنافیلاکسی با خوردن گندم و یا چالش مثبت با گندم در این بیماران داده شد.
یافته ها: آزمون پریک در 85.1 درصد موارد، ایمونوگلوبولین E در 90.3 درصد موارد انجام شده مثبت بود. آزمون چالش با گندم در 11 مورد انجام شد که27.2 درصد مثبت بود ( و در 21 مورد به دلیل سابقه آنافیلاکسی و یا واکنش حاد انجام چالش مجاز نبود) نهایتا تعداد 24 بیمار با تشخیص قطعی آلرژی به گندم شناسایی شدند. تظاهرات بالینی این بیماران در 87 درصد موارد به صورت آنافیلاکسی به دنبال خوردن گندم بوده که این تظاهرات در 91 درصد موارد تکرار شونده بوده است. همچنین در 50 درصد بیماران تظاهرات مزمن آلرژن به صورت آسم و درماتیت آتوپیک وجود داشت. در بیماران ما سن شروع علائم بالینی با سن شروع تغذیه کمکی مطابقت داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: پیشنهاد می شود تغذیه کمکی با گندم در کودکان آتوپیک حتی الامکان تا یکسالگی به تاخیر افتد همچنین با توجه به عدم رابطه رژیم غذایی مادر و بروز آلرژی به گندم در شیرخوار، پرهیز مادر از گندم در دوران شیردهی ضرورت ندارد. آنافیلاکسی در بین این بیماران و تکرار آن که حاکی از شدت واکنشهای غذایی در این بیماران می باشد، توجه بیشتر هنگام چالش با گندم را می طلبد و از سوی دیگر نمایانگر وجود موارد خفیف تر احتمالی از این آلرژی در جامعه می باشد که به مراکز درمانی مراجعه نکرده و ناشناخته می مانند این مطالعات توجه بیشتر پزشکان را به این نوع آلرژی جلب می کنند.
زهرا پورپاک، محبوبه منصوری، ابوالحسن فرهودی، زهرا غیاثی اصفهانی،
دوره 60، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
مقدمه: در میان بیماریهای آلرژی، حساسیت غذایی یکی از مهمترین ها می باشد که اگرچه در بالغین شیوع کمی دارد ولی شیوع آن در شیرخواران 8 درصد گزارش شده است و گندم یکی از 6 آلرژن غذایی شایع، در مطالعات مختلف شناخته شده است و با توجه به تداخل آنتی ژنیک گسترده در خانواده غلات تعیین جانشین غذایی مناسب برای گندم در بیماران حساس به گندم هدف اصلی این مطالعه می باشد.
مواد و روشها: 24 بیمار با تشخیص قطعی حساسیت نوع اول به گندم، در این مطالعه وارد شدند تست پوستی بروش Prick و تعیین IgE اختصاصی به روش ELISA با 6 غله (گندم، یولاف، جو، چاودار، ذرت و برنج) انجام شد و همچنین چالش غذایی بعنوان Gold standard با سه غله در دسترس و رایج فرهنگ غذایی ایران (جو، برنج و ذرت) صورت گرفت. همچنین مقایسه بین پوسته گندم و آرد گندم از نظر آلرژیزا بودن با تست پوستی به روش پریک انجام شد.
یافته ها: در نتایج تست پوستی با خانواده غلات غیر از جو که در 66/7 درصد موارد مثبت بود سایر غلات بین 80-100 درصد موارد پاسخ مثبت داشتند و تست پوستی با پوسته گندم در صددرصد بیماران مثبت بود. در نتایج اندازه گیری IgE اختصاصی بیشترین پاسخ مثبت به ترتیب با گندم و جو (94/5 درصد و 68 درصد) مشاهده شد و آزمون IgE اختصاصی ذرت تنها در 10 مورد انجام شد که 3 مورد آن مثبت بود و در مورد سایر غلات در کمتر از 11 درصد موارد پاسخ مثبت داشتند همچنین در آزمون چالش خوراکی با خانواده غلات چالش با جو در 60 درصد موارد بدست آمد ولی کلیه موارد چالش با ذرت و برنج منفی بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به عدم تفاوت واکنشهای تست پوستی بین پوسته گندم و آرد گندم بنظر می رسد پرهیز از هر دو ماده در بیماران حساس به گندم الزامی است. براساس نتایج، بهترین جانشین غذایی برای بیماران حساس به گندم به ترتیب ذرت و برنج می باشد. از آنجا که کمترین میزان پاسخ IgE اختصاصی بعد از برنج و ذرت، با یولاف و چاودار مشاهده شده است می توان در صورت در دسترس بودن این مواد، در اولویتهای بعدی، چالش شده و درتغذیه بیماران قرار گیرد ولی لازمست برای شروع تغذیه با جو در بیماران حساس به گندم حتما چالش غذایی در بیمارستان و با فراهم بودن امکانات اورژانس انجام شود.
زهرا پورپاک، محمود آل بویه، ابوالحسن احمدیانی،
دوره 60، شماره 4 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: مصرف سیستمیک اوپیوئیدها جهت تسکین درد از دیرباز شناخته شده ولی تجویز موضعی اوپیوئیدها جهت تسکین درد جهت کاهش عوارض آن از یک دهه قبل آغاز گردیده است. مرفین علاوه بر اثرات ضد دردی برخی اثرات ضد التهابی را نیز از خود نشان داده ولی مکانیسم اثرات مرفین بر تنظیم سیستم ایمنی هنوز بطور کامل شناخته نشده است.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر که در طی سال 1379 در گروه فارماکولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه شهید بهشتی انجام گرفته، به بررسی اثر ضد التهابی مرفین در تجویز سیستمیک و اثر آن بر سطح سرمی اینترلوکین-1 (IL-1) در مدل التهابی ناشی از تجویز کف پایی کاراژینان پرداختیم.
یافته ها: تزریق کف پایی کاراژینان (0/05 میلی لیتر از محلول 3 درصد W/V) موجب ایجاد التهاب در پای تحت تزریق گردید. التهاب نیم ساعت پس از تزریق آغاز و در ساعت های سوم و چهارم به حداکثر خود رسید. پیش درمانی با مرفین در دوز 1 mg/kg وزن بدن موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان گردید ولی تجویز داخل صفاقی مرفین در دوز 7 mg/kg وزن بدن موجب کاهش التهاب ناشی از کاراژینان از ساعت دوم تا ششم آزمایش شد. تجویز داخل صفاقی نالوکسان در دوزهای 2 mg/kg و 45 دقیقه قبل از تزریق کاراژینان و 10 mg/kg در دقیقه 165 پس از تجویز کاراژینان موجب مهار اثر ضدالتهابی مرفین گردید. همچنین تزریق داخل صفاقی نالوکسان در دوز 10 mg/kg و 2 موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان در یکساعت ابتدای آزمایش گردید در حالیکه تزریق کف پایی نالوکسان در دوز 2 mg/kg اثری بر التهاب ناشی از کاراژینان نداشت که این مسئله نشان دهنده اثر پپتیدهای درونزا EOP) Endogenous opioid peptid) در تنظیم التهاب ناشی از کاراژینان می باشد. اندازه گیری سطح سرمی IL-1 در گروههای مختلف نشانگر افزایش معنی دار IL-1? در گروه تحت درمان با مرفین به همراه کاراژینان بود و پیش درمانی با نالوکسان در این گروه موجب کاهش سطح سرمی IL-1 گردید. همچنین تزریق داخل صفاقی آنتی IL-1? در دوز 7 gµ/mice موجب افزایش التهاب ناشی از کاراژینان در گروه تحت درمان با مرفین در3 ساعت آخر آزمایش گردید در حالی که تجویز داخل صفاقی آنتی IL-1? در دوزهای 28 gµ/mice و 14 موجب خنثی شدن اثر ضدالتهابی مرفین گردید.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که IL-1 واسطه اثرات ضدالتهابی مرفین بوده و نشان می دهد که افزایش IL-1 در کاهش التهاب نقش دارد.
ارمغان فرد اصفهانی، وحیدرضا دباغ کاخکی، محمد افتخاری، بهنام زرپاک، محسن ساغری، بابک فلاحی سیچانی،
دوره 61، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
مقدمه: درمان بیماری گریوز با ید رادیواکتیو ساده ترین، ارزانترین، موثرترین، مطمئن ترین و سالم ترین روش درمان برای بیشتر بیماران است، اما هنوز توافق عمومی بر روی دوز ¹³¹I وجود ندارد. تعیین یک دوز مناسب حداقل (Optimal) برای تجویز به بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است.
مواد و روش ها: در این مطالعه 59 بیمار مبتلا به بیماری گریوز بطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند، به نحوی که در یک گروه مقدار 5 میلی کوری و در گروه دیگر 10 میلی کوری ¹³¹I جهت درمان در نظر گرفته شد. همه بیماران در فواصل 6 ماهه بمدت دو سال از نظر عملکرد تیروئید پیگیری شدند.
یافته ها: از 59 بیمار، 20 بیمار (33.9%) دچار شکست درمان بصورت عدم پاسخ یا عود هیپرتیروئیدی و 19 بیمار (32.2%) هیپوتیروئید شدند. از 33 بیماری که تحت درمان با 5 میلی کوری ¹³¹I قرار گرفتند، پس از دو سال پیگیری، 10 نفر (30.3%) یوتیروئید، 6 نفر (18.2%) هیپوتیروئید (یا بعبارتی میزان درمان موفق هیپرتیروئیدی 48.5%) و 17 نفر (51.5%) دچار عود بیماری شدند. از 26 بیماری که با 10 میلی کوری ید رادیواکتیو درمان شدند، 10 نفر (38.5%) یوتیروئید، 13 نفر (50%) هیپوتیروئید شدند (بعبارتی میزان درمان موفق هیپرتیروئیدی 88.5% بود) و 3 نفر (11.5%) دچار عود بیماری پرکاری تیروئید شدند. از بین متغیرهای سن، جنس، اندازه گواتر، درصد جذب ید و مقدار ید رادیواکتیو تجویزی تنها مقدار ¹³¹I تجویز شده با نتیجه درمان ارتباط معنی دار داشت (P=0.003).
نتیجه گیری و توصیه ها: علیرغم اینکه میزان عارضه هیپوتیروئیدی در دو سال اول با درمان 5 میلی کوری کمتر از درمان با 10 میلی کوری ید رادیواکتیو می باشد، اما میزان عود بیماری با درمان 5 میلی کوری ¹³¹I بسیار بالاتر بوده و همچنین شیوع بالایی از هیپوتیروئیدی در طولانی مدت با تمام دزها دیده می شود. باتوجه به موارد فوق بنظر می رسد مقدار 10 میلی کوری ¹³¹I دوز مناسب تری برای درمان بیماران مبتلا به گریوز باشد. .
زهرا پورپاک، اصغر آقامحمدی، ابوالحسن فرهودی، محمد قرگزلو، مصطفی معین، مسعود موحدی، زهرا چاوش زاده، لیلا جدید، نیما رضایی،
دوره 62، شماره 5 - ( 5-1383 )
چکیده
مقدمه: بیماری نقص ایمنی متغیر شایع (Common variable immunodeficiency: CVID) یکی از بیماری های نقص ایمنی اولیه می باشد که با هایپوگاماگلوبولینمی و عفونت های مکرر تظاهر پیدا می کند. دستگاه تنفس یکی از شایعترین ارگان های درگیر در بیماران مبتلا به CVID می باشد و پنومونی از شایعترین تظاهرات گرفتاری در دستگاه تنفس تحتانی است. استفاده از فرآورده های ایمونوگلوبولین در مبتلایان به CVID یک روش درمانی مناسب و انتخابی می باشد که در طی دو دهه اخیر باعث کاهش عفونت ها در بیماران مبتلا به CVID شده است. هدف از این مطالعه تعیین اثر ایمونوگلوبولین وریدی در کاهش دفعات بروز پنومونی در این بیماران می باشد.
مواد و روش ها: بدین منظور 26 بیمار مبتلا به CVID که در بخش ایمونولوژی و آلرژی مرکز طبی کودکان تشخیص داده شده و حداقل 9 ماه تحت نظر و درمان با ایمونوگلوبولین وریدی (IVIg) بودند، وارد مطالعه شدند که اطلاعات مورد نیاز جهت ثبت تعداد دفعات بروز پنومونی و دفعات بستری در بیمارستان قبل و پس از دریافت IVIg از پرونده بیماران استخراج گردیده است.
یافته ها: از میان 26 بیمار مبتلا به CVID، شانزده بیمار مذکر و ده بیمار مونث بوده اند. میانگین سنی آنها 5.1±13.4 سال (محدوده: 4.5 تا 26.5 سال) و میانگین مدت زمان پیگیری 51.8±72.2 ماه (محدوده: 5 تا 189 ماه) بوده است. از 26 بیمار مبتلا به CVID در طی این مطالعه 80.5% آنها قبل از دریافت IVIg مبتلا به پنومونی شده اند که پس از درمان با IVIg به 34.6% تقلیل یافته است (P=0.0017). دفعات ابتلا به پنومونی به ازا هر بیمار در یکسال از 3.3 قبل از درمان به 0.6 پس از دریافت IVIg کاهش یافته است (P<0.0005). همچنین 88.5% بیماران قبل از دریافت IVIg سابقه بستری در بیمارستان بعلت عفونت داشته اند که پس از درمان با IVIg به 46% تقلیل یافته است (P=0.0025). دفعات بستری بیمار به ازا هر بیمار در یکسال از 3.4 قبل از درمان به 0.7 پس از دریافت IVIg کاهش یافت (P<0.0005).
نتیجه گیری و توصیه ها: تشخیص زودرس بیماری CVID و درمان منظم بیماران مبتلا با IVIg می تواند نقش موثری در کاهش ابتلای به پنومونی و دفعات بستری ناشی از عفونت ها و عوارض آنها داشته باشد. این بیماران باید تحت پیگیری های منظم و دقیق قرار گیرند تا با مصرف مرتب و کامل IVIg امید به زندگی با کیفیت مطلوب را در این بیماران افزایش دهد.
سیدوحید شریعت، محمد اسعدی، مریم نوروزیان، پاکروان نژاد مهدی، امید یحیی زاده، شاهرخ آقایان،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه وهدف: بهداشت روانی زندانیان به عنوان یکی از گروه های در معرض خطر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، ولی متاسفانه از میزان اختلالات روانپزشکی این گروه اطلاعات کافی در دسترس نمی باشد. در این مطالعه علاوه بر تعیین شیوع اختلالات محور یک، ارتباط آنها با نوع جرم مرتکب شده نیز برسی شده است.
روش بررسی: به روش نمونه گیری سهمیه ای- تصادفی، تعداد 351 زندانی از جرایم مالی (54 نفر)، خشن (71 نفر)، غیر خشن(74 نفر)، اعتیاد(72 نفر) و منکرات (80 نفر) انتخاب و به کمک مصاحبه ساختار یافته بر اساس DSM-IV بررسی شدند.
یافته ها: شیوع طول عمر کلیه اختلالات 88% و شیوع حال حاضر آنها 9/46% به دست آمد که در طول عمر اختلالات مربوط به مصرف مواد با 78% و اختلالات خلقی با 7/48% بیشترین شیوع را داشتند، در حالی که شایع ترین اختلالات ملاحظه شده در زمان بررسی اختلالات خلقی و اختلالات انطباقی به ترتیب با 7/30% و 6/12% بودند. میزان کلی اختلالات در زیر گروه مالی کمتر از سایر جرایم بود. در زیر گروه جرایم مربوط به مواد مخدر میزان اختلالات اضطرابی کمتر و اختلالات مربوط به مصرف مواد شیوع بیشتری داشتند.
نتیجه گیری: شیوع اختلالات محور یک در این بررسی در مقایسه با سایر کشورها یکی از بالاترین مقادیر می باشد.ابتلای نزدیک به نیمی از زندانیان به نوعی اختلال محور یک در زمان مصاحبه، نشانگر نیاز فوری و هر چه بیشتر این قشر به خدمات و مراقبت های بهداشت روانی می باشد.
محبوبه منصوری، مسعود موحدی، زهرا پورپاک، رزیتا اکرمیان، راهله شکوهی شورمستی، حبیبه مظفری، ابوالحسن فرهودی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در سال اول عمر است. در حال حاضر تنها درمان پذیرفته شده در آلرژی غذایی پرهیز از آلرژن مربوطه میباشد. از آنجاییکه شیر گاو ترکیب عمده رژیم غذایی شیرخواران میباشد این اقدام چندان منطقی و عملی نیست. هدف این مطالعه ارائه یک راهکار درمانی در بیماران مبتلا به آلرژی به شیر گاو است.
روش بررسی: تمامی بیماران با تشخیص قطعی آلرژی به شیر گاو از نوع با واسطۀ IgE که بین اسفند ماه 1383 تا آذر ماه 1384 به درمانگاه آلرژی مرکز طبی کودکان مراجعه نمودند، در دو گروه مداخله و کنترل وارد مطالعه شدند و پس از تکمیل پرسشنامه، در مورد گروه مداخله حساسیتزدایی خوراکی و در مورد گروه کنترل حداقل شش ماه پیگیری و بررسی بالینی و آزمایشگاهی بهعمل آمد. در نهایت هر دو گروه از نظر علائم بالینی و نتایج IgE اختصاصی به شیر مجددا˝ بررسی شدند.
یافتهها: 20 بیمار مورد حساسیتزدایی خوراکی قرار گرفتند و 13 بیمار در گروه شاهد بودند. هر دو گروه از نظر میانگین سنی، جنسیت و علائم بالینی تقریبا˝ مشابه بودند. در پایان مطالعه در 18 نفر گروه مداخله (90%) حساسیتزدایی با موفقیت پیش رفت و در 14 نفر آنها (70%) به اتمام رسید. تمامی افراد گروه کنترل همچنان با مصرف شیر گاو علامتدار باقی ماندند.
نتیجهگیری: بیماران در طی متوسط 9 ماه حساسیتزدایی شدند، این اقدام در 90% بیماران موفقیتآمیز بوده و روند آن رو به اتمام است. نظر به علامتدار ماندن بیماران گروه کنترل در 100% موارد، روش حساسیتزدایی خوراکی میتواند یک درمان امیدوارکننده در آلرژی غذایی باشد.
محمدرضا فضلالهی، زهرا پورپاک، مهدی یگانه، غلامعلی کاردر، انوشیروان کاظم نژاد، مسعود موحدی، محمد قرگزلو، رضافرید حسینی، ابوالحسن مرحوم فرهودی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر تعداد گزارشات مربوط به واکنشهای ازدیاد حساسیت فوری به کنجد رو به افزایش بوده است. لذا با توجه به مصرف زیاد این ماده غذایی در کشور ما، این مطالعه برای شناخت تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی و آلرژی به کنجد و تعیین شیوع آن در بین سایر آلرژنها انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقطعی روی 250 بیمار با علایم بالینی آلرژی، انجام گرفت. بررسی بیماران شامل اطلاعات پرسشنامه مخصوص این مطالعه، انجام تست پوستی به روش پریک و اندازهگیری IgE اختصاصی به روش ELISA بود. تست پوستی با آلرژن کنجد و آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با آن (سویا، بادامزمینی و گردو) و بر حسب سن و شرح حال با آلرژنهای استنشاقی و غذایی شایع انجام گردید. تست IgEاختصاصی فقط با آلرژن کنجد انجام شد.
یافتهها: از 250 بیمار با متوسط سنی 74/11 سال، 35 بیمار (1/14%) پریک مثبت به عصاره کنجد و 27 بیمار (4/18%) IgE اختصاصی مثبت با آلرژن کنجد داشتند. در مجموع با توجه به شرح حال بیماران، نتایج تست پریک و نیز IgE اختصاصی علیه کنجد، میزان شیوع آلرژی به کنجد پنج نفر(2%) محاسبه گردید. از نظر علائم بالینی، در بیماران حساس به کنجد بهطور معنیداری، کهیر و درماتیت شایعترین علایم بیماری بوده و نسبت به افراد غیرحساس به این ماده، بیشتر مشاهده شد (008/0p=). در بیماران حساس به کنجد، بهطور معنیداری فراوانی تست پوستی مثبت با آلرژنهای غذایی دارای واکنش متقاطع با کنجد، نسبت به بیماران غیر حساس بیشتر بود (00/0p=).
نتیجهگیری: در این بررسی برای اولین بار در ایران کنجد را بهعنوان یکی از علل شایع آلرژی غذایی (وابسته به IgE) و به ویژه از علل بروز آنافیلاکسی شناسایی کردیم. توجه به شرح حال بروز علائم با مصرف کنجد، استفاده از تست پریک میتواند در شناسایی این نوع آلرژی بخصوص در بیماران با علائم درماتیت - اگزما و کهیر کمک کننده باشد. همچنین مشاهده یک مورد آنافیلاکسی در بین پنج بیمار دچار آلرژی به کنجد نشانگر اهمیت این آلرژن در بین سایر آلرژنها میباشد.
لاله شریفی، زهرا پورپاک، سعید بکایی، اکرم کریمی، محمد قراگزلو، مسعود موحدی، مصطفی معین،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین، جداسازی و حذف آلرژنهای عامل آسم برونشیال موثرترین روش درمانی در این زمینه محسوب میگردد. اخیراً افزایش نگهداری از حیوانات خانگی موجب گشته که افراد در معرض بسیاری آنتیژنهای ناشناخته قرار بگیرند. مطالعات در این زمینه بسیار بحثانگیز میباشد نتایج برخی از مطالعات اپیدمیولوژیک بیانگر آن است که نگهداری از حیوانات باعث کاهش ریسک ابتلا به حساسیت و آسم میگردد. هدف از این تحقیق تعیین ارتباط سابقه نگهداری از حیوانات با احتمال بروز بیماری آسم است.
روش بررسی: یک مطالعه مورد- شاهدی بر روی 300 کودک آسماتیک مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان طی دو سال صورت گرفت و سوالاتی چون نوع و جنس حیوان خانگی، وضعیت بلوغ حیوان، مکان نگهداری از حیوان، مدت زمان و هدف نگهداری از حیوان پرسیده شد. سوالات مشابهی از 300 فرد غیر آسمی همسن و همجنس با بیماران (گروه کنترل) پرسیده و ثبت گردید و نسبت شانس (Odds Ratio) برای ابتلا به آسم در افرادیکه حیوان نگهداری میکردند محاسبه گردید.
یافتهها: نسبت شانس (OR) ابتلا به بیماری آسم در افراد دارای سابقه نگهداری از حیوانات 59/2 میباشد 21/4-60/1CI= و 001/0p<. دلیل اقتصادی مهمترین هدف در نگهداری حیوانات خانگی بوده است. اکثر حیوانات بالغ بوده و در خارج از منزل نگهداری شدهاند. تفاوتی بین جنس نر و ماده مشاهده نشده است.
نتیجهگیری: نگهداری از حیوانات خانگی عامل خطر مهمی در ابتلا به آسم میباشد در نتیجه به افراد مستعد ابتلا به آسم (افراد آتوپیک) توصیه میگردد که از نگهداری حیوانات اجتناب نمایند. در هر صورت انجام مطالعات بیشتر در ایران ضروری است.
هادی کریمزاده بیدهندی، سعید رضا پاکزاد، محمود محمودی، سهیلا اژدری، مهدی نوروزی، مینو اکبری، مریم دارم، سید محمد جزایری،
دوره 67، شماره 3 - ( 3-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: طبق توصیه WHO، واکسیناسیون هپاتیت B از سال 1991 در برنامه کاری ایمنسازی روتین قرار گرفته
است. از آنجاییکه در تعداد معدودی از موارد عدم پاسخ به واکسن مشاهده شده که میتواند
به علتهای مختلف از جمله: موتاسیون ویروسی، اشکال در سیستم ایمنی فرد، کاهش
کارایی واکسن و غیره باشد. لذا کیفیت واکسن هپاتیت B
بایستی با روش مناسبی ارزیابی شود.
روش
بررسی: در روش In vitro با استفاده از روش الایزا بر روی رقتهای
واکسن استاندارد و واکسن مورد آزمایش، مقدار آنتیژن موجود در واکسن مورد ارزیابی
قرار گرفت. در روش In vivo دوزهای مختلفی از واکسن استاندارد و
تست به موشهای Balb/c تلقیح گردید. همچنین ماتریکس واکسن به
یک گروه موش بهعنوان گروه کنترل تزریق شد. پس از چهار هفته، سرم موشها توسط روش
الایزا از جهت حضور آنتیبادی علیه هپاتیت B
مورد آزمایش قرار گرفت. سپس نتایج توسط روش Probit
آنالیز گردید.
یافتهها: با ارزیابی
سری ساختهای مختلف واکسن هپاتیت B هر دو روش In vitro و
In vivo در آزمایشگاه ملی کنترل راهاندازی شد و مشاهده گردید
که هر دو روش نتایج قابل مقایسهای را نشان میدهند. لذا میتوان جهت کنترل کیفی
واکسن از تست In vitro بهطور روتین استفاده نمود.
نتیجهگیری: روش In vitro را میتوان جایگزین روش پرهزینه و
وقتگیر In vivo نمود. همچنین از آنجاییکه در روش In vitro از حیوان آزمایشگاهی استفاده نمیشود، این روش با مفهوم
3R و تمایل استفاده از روشهای بدون
حیوان مطابقت میکند.
لاله شریفی، زهرا پورپاک، سعید بکایی، اکرم کریمی، مسعود موحدی، محمد قراگزلو، مصطفی معین،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع آسم طی چندین دهه گذشته در جوامع صنعتی و در حال توسعه، افزایش داشته است. تاثیر استعمال دخانیات بر بروز آسم هنوز مورد بحث است. هدف مطالعه تعیین نسبت شانس (Odds Ratio) و حدود اعتماد Confidence Interval) 95%) آن برای ابتلا به بیماری آسم در کودکان مبتلا به آسم در معرض دود سیگار (Passive Smoking) در مقایسه با کودکان سالم بوده است.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه مورد- شاهدی (Case-Control) میباشد که در طول مدت دو سال از مبتلایان به آسم تحت نظر بخش ایمونولوژی و آلرژی مرکز طبی کودکان پرسشنامهای مبنی بر اطلاعات دموگرافیک و سابقه مصرف سیگار توسط والدین تکمیل گردید. گروه کنترل از کودکان غیر مبتلا به آسم با سن و جنس منطبق با بیماران انتخاب و با محاسبه Odds Ratio مقایسه دو گروه بیمار و شاهد انجام شد.
یافتهها: در طول مدت مطالعه 215 کودک مبتلا به آسم وارد مطالعه شدند که 63 بیمار در معرض دود سیگار بودند نسبت خطر (Odds Ratio) ابتلا به بیماری آسم در کودکانی که والدینشان روزانه بیش از پنج نخ سیگار میکشند نسبت به افرادی که کمتر سیگار میکشند و یا سیگار نمیکشند 38/2 برابر میباشد (01/0p<).
نتیجهگیری: سیگاری بودن والدین از عوامل خطر بیماری آسم کودکان است و خطر ابتلا به بیماری آسم در کودکان افرادی که روزانه بیش از پنج نخ سیگار میکشند 38/2 برابر میباشد. افزایش سطح آگاهی والدین که احتمالاً بهدلیل افزایش تحصیلات است، در کاهش مصرف سیگار موثر است.
غلامعلی کاردر، زهرا پورپاک،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین سن بروز آلرژی غذایی در کودکان، کمتر از یکسال و آلرژی به شیر گاو شایعترین آلرژی غذایی در این سن میباشد. برای تعیین نوع آلرژنی که بیمار به آن حساس است از آزمونهای متعدد اختصاصی تشخیص آلرژی، که یکی از مهمترین آنها ارزیابی IgE اختصاصی علیه آلرژن میباشد، استفاده میگردد. در این مطالعه یکی از بهترین روشهای سنجش IgE اختصاصی که بهروش الایزا انجام میگیرد بر علیه سه نوع پروتیین شیر گاو شامل کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین راهاندازی شده است.
روش بررسی: ابتدا دیسکهای حامل آلرژن، طی انکوباسیون کاغذ نیتروسلولزی با هر یک از آلرژنهای مورد مطالعه تهیه شد. پس از انکوبه کردن سرمها بر روی دیسکهای آلرژن، کونژوگه آنزیمی آلکالن فسفاتاز برای تست استفاده گردید. پس از بهینهسازی کلیه متغیرها، همه آنها در کنار هم بهشکل یک کیت طراحی شده و نمونههای سرم مثبت و منفی با آن همزمان با کیتهای تجاری استاندارد ارزیابی و مقایسه گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از ارزیابی IgE اختصاصی در نمونهها با کیتهای طراحی شده در مقایسه کیتهای تجارتی نشان دادند که ویژگی کیتهای طراحی شده در این طرح برای کازیین، آلفالاکتالبومین و بتالاکتوگلبولین بهترتیب 93%، 7/89% و 8/82% و حساسیت آنها بهترتیب 3/86%، 3/81% و 6/89% بوده و با مقادیر بهدست آمده از کیتهای تجاری مشابه بودند (اختلاف معنیدار دیده نشد).
نتیجهگیری: با توجه به حساسیت و ویژگی بالای کیتهای طراحی شده و نتایج مشابه با کیتهای تجاری میتوان نتیجهگیری نمود که این کیتها را میتوان در داخل با قیمت تمام شده ارزانتر تهیه نموده و آنها را بهعنوان جایگزین کیتهای تجاری گرانقیمت جهت امور تشخیصی بهکار برد.
مسعود فشارکی، سید محمد جواد امالبنین پاک نژاد، رامین کردی،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
<
زمینه
و هدف: در زمینه اهمیت و تاثیر
ورزش بر بیماری
آسم
بهعنوان یکی از معضلات عمده بهداشتی ایران مطالعات کمی انجام شده است. از اینرو،
مطالعه حاضر با هدف مقایسهی تاثیر ورزش هوازی- مقاومتی و هوازی بر حجمهای ریوی و کیفیت زندگی بیماران
آسمی تنظیم شد.
روشبررسی: 56 بیمار آسمی بعد از دو هفته جلسات آموزشی از نظر علایم حیاتی و تستهای ریوی
بررسی شدند و پرسشنامه کیفیت زندگی سنت جورج را تکمیل کردند. سپس با تقسیم تصادفی
بیماران به دو گروه A و B، به مدت 10 هفته در خانه
گروه اول به ورزش هوازی- مقاومتی و گروه دوم به ورزش هوازی تنها پرداختند. در
انتها مجدداً علایمحیاتی و تستهای ریوی و پرسشنامه کیفیت زندگی بررسی و تکمیل
شدند. نهایتاً 42 بیمار مطالعه را به اتمام رساندند.
یافتهها: میزان FEV1 در گروه A از محدوده 98-25 به 105-40 و میزان FVC از 103-49 به 101-69 رسید که به میزان معنیداری
افزایش داشته است اما در گروه B تفاوت معنیداری مشاهده
نشد. نمره کل پرسشنامه سنت جورج در گروه A از 75-8 به 77-2 و در گروه B از 72-11 به 74-6 رسید که نشانگر بهبود معنیداری در نمرات هر دو گروه پس از مداخله
نسبت به پیش از آن است.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که انجام منظم و مشخص ورزشهای
هوازی به تنهایی یا به همراه ورزشهای مقاومتی در خانه باعث بهبودی در علایم حیاتی
و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم خفیف تا متوسط میشود. البته تنها همراهی ورزش
هوازی با ورزش مقاومتی است که سبب بهبود برخی شاخصهای اسپیرومتری میگردد. از اینرو
در درمان بیماران آسمی ترکیبی از ورزشهای هوازی و مقاومتی بهصورت منظم توصیه میشود.
امالبنین پاکنژاد، خاطره امیری، مرضیه پازوکی،
دوره 68، شماره 8 - ( آبان 1389 )
چکیده
زمینه و هدف: از آن جا که افزایش پاسخدهی مجاری هوایی (BHR) Bronchial Hyperresponsiveness به عنوان یک ریسک فاکتور برای آسم و کاهش عملکرد ریه شناخته شده است تلاشها به تشخیص افزایش پاسخدهی مجاری هوایی معطوف شده است. هدف این مطالعه اندازهگیری ارتباط بین قطر مجاری هوایی در رابطه با سایز ریه (که با نسبت FEF25-75/FVC مشخص میشود) با افزایش پاسخدهی مجاری هوایی (که با تست متاکولین تشخیص داده میشود) میباشد تا در صورت امکان یک حد تمایز برای نسبت FEF25-75/FVC با تستهای متاکولین مثبت بهدست آورده شود. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی نتایج تست متاکولین (MCT) و FEF25-75/FVC در بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سالهای 1389، 1388 در بیماران سرپایی مشکوک به آسم بررسی شد. تعداد افراد تحت مطالعه 376 نفر با سن بین 73-7 سال شامل (5/50%)190 مرد و (5/49%)186 زن با اسپیرومتریهای نرمال یا دوپهلو (یعنی نرمال نبوده و معیارهای اسم راهم ندارد) بود. MCT مثبت با mg/ml4PC20≤ (مقداری از متاکولین که باعث افت 20 درصدی در FEV1 شود) مشخص میشد و ارزش FEF25-75/FVC برای تشخیص BHR در مقایسه با MCT (به عنوان استاندارد طلایی) با استفاده از حساسیت و ویژگی تعیین میشد. یافتهها: در (8/50%)191 بیمار نتیجه تست متاکولین مثبت و در 185 بیمار (2/49%) منفی بود. میانگین FEF25-75/FVC در موارد تست متاکولین مثبت (mg/ml4PC20≤) 27/0±86/0 و در موارد تست متاکولین منفی mg/ml16PC20≥ 28/0±91/0 بود (070/0p=). در تمام بیماران حساسیت و ویژگی FEF25-75/FVC برای پیشبینی نتایج تست متاکولین براساس حد تمایز 85/0 به ترتیب 1/57% و 2/60% بود و در بیماران دارای سابقه آلرژی براساس حد تمایز یک به ترتیب 5/87% و 7/70% بهدست آمد. نتیجهگیری: به نظر میرسد شاخص FEF25-75/FVC برای پیشبینی نتیجه تست متاکولین در بیماران انتخابی دارای آلرژی مفید باشد.
امالبنین پاکنژاد، سیده امینه حجتی، مرضیه پازوکی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: آسم
(Asthma) یک بیماری تهدیدکننده حیات است که میتواند با
اسپاسم و انسداد راههای هوایی سبب مرگ شود. جهت تشخیص آسم در کنار علایم بالینی
نظیر خسخس سینه، تنگی نفس حملهای، سرفه مزمن و یا سرفه بهدنبال تماس با هوای
سرد و یا بهدنبال فعالیت وجود معیار اسپیرومتری نیز لازم میباشد. اما رابطه
نتایج تست متاکولین مثبت با علایم تنفسی مشخص نمیباشد. هدف این مقاله بررسی رابطه
بین نتایج تست متاکولین و با علایم تنفسی بیماران و آلرژی میباشد.
روش بررسی: در مطالعه ما 146 بیمار با علایم
تنفسی در یک مطالعه مقطعی تحت بررسی قرار گرفتند. جمعیت تحت مطالعه عبارت بودند از
بیماران دارای علایم بیماریهای تنفسی نظیر سرفه مزمن، خسخس سینه، تنگینفس که در
معاینه بالینی نرمال بوده و اسپیرومتری پایه نرمال داشتند و با توجه بهنتایج تست
متاکولین به دو گروه تست مثبت و منفی تقسیم شدند و رابطه نتایج تست با علایم تنفسی
بررسی شد.
یافتهها: تعداد 146 بیمار وارد
مطالعه شدند که 59 بیمار (4/40%) مونث و 87 بیمار (6/59%) مذکر بودند. میانگین سن
بیماران تحت مطالعه 8/13±8/33 سال بوده است. 61
بیمار (8/41) تست مثبت داشتند و بین سابقه آلرژی و خسخس سینه و سن با نتایج تست
ارتباط معنیداری وجود داشت. بین سایر علایم بالینی با نتایج تست متاکولین ارتباط
معنیداری دیده نشد.
نتیجهگیری: تست
متاکولین بهترین روش برای رد تشخیص آسم در افرادی است که تست عملکرد ریه نرمال
دارند اما با توجه به علایم بالینی نمیتوان آسم را بهصورت قطعی رد کرد اما در
افراد زیر 30 سالی که با خسخس سینه و سابقه آلرژی مراجعه میکنند احتمال مثبت شدن
تست زیاد است.
زهرا ملکپور دهکردی، ابراهیم جوادی، محمود دوستی، ملیحه پاکنژاد، میترا نوربخش، نرگس یاسا، سیاوش گرایش نژاد، رامین حشمت،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
به عنوان یک واسط ATP Binding Cassette transporter A1 (ABC A زمینه و هدف: پروتیین انتقال دهنده غشایی ( 1
که اولین مرحله در انتقال معکوس A کلیدی در تحویل کلسترول از ماکروفاژهای غنی از لیپید به آپو لیپوپروتیین 1
ATP binding cassette کلسترول در بدن و مرحله قطعی در جلوگیری از آترواسکلروز است، می باشد. افزایش بیان
ممکن است مانع از تشکیل ماکروفاژهای غنی از لیپید شود و ب هدنبال آن خطر بروز آترواسکلروز transporter A1
کاهش یابد. با توجه به خاصیت ضد آترواسکلروزی و ضد آتروژنیکی سیر در دیواره عروق، هدف از این مطالعه
انسانی THP- در ماکروفاژهای 1 ATP binding cassette transporter A بررسی اثر عصاره الکلی سیر بر بیان ژن 1
می باشد. روش بررسی: با استفاده از آزمایش تعیین دوز توکسیک، دوز توکسیک عصاره الکلی سیر بر ماکروفاژهای
RNA . تعیین شد. سلول های ماکروفاژ با غلظ تهای مختلف عصاره الکلی سیر ب همدت 48 ساعت تیمار شدند THP-1
بررسی شد. پروتیین از سلول های ماکروفاژ تیمار Real-time PCR از ماکروفاژهای تیمارشده استخراج و به وسیله
شده استخراج و با آزمایش وسترن بلات مورد بررسی قرار گرفت. یافت هها: غلظت های مختلف عصاره الکلی سیر،
18 % در - 20 % و بیان پروتیین آن را به میزان 37 - را ب همیزان 23 ATP binding cassette transporter A1 mRNA بیان
افزایش داد. نتیج هگیری: عصاره الکلی (P<0/ مقایسه با گروه کنترل (سلول های تیمار نشده) به طور معن یداری ( 05
در سلول های ماکروفاژ است و احتمالاً با ATP binding cassette transporter A سیر دارای اثرات مثبتی بر بیان ژن 1
افزایش انتقال معکوس کلسترول در ماکروفاژ از ایجاد آترواسکلروز جلوگیری می کند.
مسعود ثابتی، عبدالرضا ناصر مقدسی، مهدی آلوش، سید محمدحسن پاکنژاد، منصوره تقاء،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: وجود ضایعه حاد در تصویربرداری با تشدید مغناطیسی (MRI) مغز با پخش وزنی یا تصویرگیری دیفیوژن (Diffusion Weighted Imaging, DWI) در مبتلایان به حملات ایسکمیک گذرا (Transient Ischemic Attack, TIA) ارزش پیشگوییکننده برای وقوع سکته مغزی ایسکمیک بعدی در کوتاهمدت دارد. لذا شناخت ریسک فاکتورهایی که میتوانند از لحاظ بالینی با وجود ضایعه در نمای DW مرتبط باشند، در رویکرد مناسب به بیماران مبتلا به TIA کمککننده است. مطالعه ما بهدنبال یافتن پاسخ آن است که مشاهده ضایعه در DWI بیماران دچار TIA با چه فاکتورهای بالینی در ارتباط است.
روش بررسی: پنجاه بیمار مبتلا به TIA بهصورت متوالی، وارد مطالعه شدند. از تمام این بیماران شرح حال اخذ شد و آنان تحت معاینه کامل اعصاب و مطالعات آزمایشگاهی قرار گرفتند. از بیماران در فاصله زمانی حداکثر 72 ساعت، MRI مغز با نمای DW تهیه شد.
یافتهها: ضایعه حاد در 16% بیماران در نمای DW مشاهده شد. همچنین، ارتباط معنیداری بین وجود ضایعه حاد در نمای DW با مدت زمان حمله (0003/0P=)، سابقه دیابت ملیتوس (02/0P=) و همراهی فلج یکطرفه صورت (008/0P=) مشاهده شد. سایر متغیرها چون سن، سابقه فشارخون، هیپر لیپیدمی، وجود TIA قبلی و نیز اختلال حسی، سردرد، سرگیجه و اختلال بینایی رابطه معنیداری با وجود ضایعه حاد در نمای DW نداشتند.
نتیجهگیری: از لحاظ بالینی، طول مدت علایم، وجود دیابت ملیتوس و نیز همراهی فلج یکطرفه صورت میتواند بیانگر احتمال بالاتری از وجود ضایعه حاد در نمای DW باشد که این به معنای آن است که خطر بیشتری برای ابتلا به استروک در کوتاهمدت وجود دارد.
مینا میرنظامی، بهفر پاکباز، زینب سعیدی نژاد،
دوره 71، شماره 10 - ( دی ماه 1392 )
چکیده
زمینه: دیسکراتوز مادرزادی، یک بیماری نادر ارثی با میزان شیوع در حدود یک در یک میلیون نفر میباشد. این بیماری توسط تریاد کلاسیک تغییرات ناخن، رنگ پوست مشبک و لکوپلاکیای مخاط دهان مشخص میشود. مرگ زودرس اغلب با نارسایی مغز استخوان، عفونتها، عوارض ریوی یا بدخیمی همراه است.
معرفی بیمار: بیمار پسر 16 ساله، بدون سابقه بیماری خاصی که با تب و لرز ضعف و بیحالی مراجعه و با تشخیص اولیه Sepsis در بیمارستان ولیعصر (عج) بستری گردید. در آزمایشات، پانسیتوپنی داشت که بیوپسی مغز استخوان انجام گردید. در معاینه، ضایعات هایپوپیگمانته منتشر در تنه و اندامها، دیستروفی ناخنها و لکوپلاکی مخاط دهان مشهود بود. بیوپسی پوست منطبق با بیماری دیسکراتوز مادرزادی بود.
نتیجهگیری: لکوپلاکی و ضایعات پوستی باید در سنین پایین بهخصوص افراد بدون سابقه مصرف تنباکو مورد توجه قرار گیرد. توجه به سابقه خانوادگی، معاینه فیزیکی و بهویژه تظاهرات خونی اهمیت بهسزایی دارد. تشخیص و درمان به موقع دیسکراتوز مادرزادی باعث بهبودی پیشآگهی بیماران میشود.