جستجو در مقالات منتشر شده


81 نتیجه برای باقری

فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقی‌زاده، مریم باقری،
دوره 76، شماره 1 - ( فروردین 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری یا سندرم تخمدان پلی‌کیستیک بیماری شایع با علت ناشناخته در سن باروری زنان است. این بیماری از شایع‌ترین اختلالات نورواندوکرین-متابولیکی در سن یاد‌شده می‌باشد. پژوهش‌های دهه‌ی اخیر نقش مهم کیفیت زندگی و سبک زندگی را در این زنان دخیل می‌داند. هدف این مطالعه بررسی الگوی خواب و کیفیت زندگی مبتلایان به تخمدان پلی‌کیستیک بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی به بررسی سبک زندگی بیماران مبتلا به تخمدان پلی‌کیستیک پرداخته که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ به درمانگاه نازایی ولی‌عصر (عج) بیمارستان امام‌خمینی (ره) تهران مراجعه نمودند. حجم نمونه در این بررسی ۱۶۸ نفر بود که در دو گروه مطالعه و شاهد با محدوده‌ی سنی ۲۰ تا ۴۰ سال و با شاخص توده‌ی بدنی کمتر از ۲۸ شرکت نمودند. ابعاد سبک زندگی در این مطالعه با پرسشنامه‌های کیفیت زندگی عمومی، کیفیت خواب پیتزبورگ، افسردگی-اضطراب-استرس و پرسشنامه دموگرافیک بررسی شد.
یافته‌ها: میانگین شاخص توده بدنی در گروه مطالعه (۰/۰۰۲P=) و همچنین وزن این بیماران (۰/۰۰۱P<) بیشتر از گروه شاهد بود. علایم بیماری شامل سیکل نامنظم (۰/۰۰۱P<) و هیرسوتیسم (۰/۰۰۱P<) در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود. همچنان که مشکلات خواب مانند مصرف دارو (۰/۰۴۸P=)، دیر به خواب رفتن (۰/۰۲۴P=) و کفایت خواب (۰/۰۴۹P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجه‌گیری: داشتن وزن و خواب مناسب می‌تواند در ایجاد یک الگوی درست در سبک زندگی این بیماران کمک نماید.

ارمغان کاظمی‌نژاد، جمشید یزدانی چراتی، قاسم رحمت‌پور، عباس مسعودزاده، سحر باقری،
دوره 76، شماره 10 - ( دی 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: زگیل تناسلی از شایعترین عفونت قابل انتقال جنسی است. ۱% جمعیت فعال از نظر جنسی را مبتلا می‌کند. بنابر مطالعات پیشین، این بیماری کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار داده و باعث تحمیل هزینه‌های مالی بر سیستم‌های بهداشتی می‌شود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد- شاهدی است که در بهار سال ۲۰۱۸ انجام شد. کیفیت زندگی ۶۵ بیمار مبتلا به زگیل مقعدی- تناسلی که برای درمان بیماری خود به بیمارستان بوعلی‌سینا ساری در سال ۲۰۱۸ مراجعه کرده بودند, با ۶۵ فرد کنترل سالم بررسی شد. از پرسشنامه کیفیت زندگی World Health Organization Quality of Life Brief Version (WHOQOL-BREF) استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، در بین مبتلایان به بیماری زگیل مقعدی- تناسلی شرکت‌کننده در طرح، اکثریت دچار افت کیفیت رابطه جنسی پس از ابتلا به این بیماری نشدند (۷۰%). تفاوت معناداری بین میانگین نمرات سلامت جسمی و نمرات سلامت روانی در دو گروه شاهد و بیمار وجود نداشت. میانگین نمره سلامت جسمی با شدت بیماری ارتباط نداشت (۰/۱۳P=) ولی نمره سلامت روانی با شدت بیماری تفاوت معناداری داشت (۰/۰۱P=). نمرات سلامت جسمی در کل افراد شرکت کننده ارتباط معنادار با جنسیت داشت به‌طوری‌که در جنس زن سطح سلامت جسمی پایین‌تر از جنس مرد بود، اما میانگین نمره سلامت روانی بیماران زن و مرد تفاوت معناداری نداشت (۰/۱۸P=).
نتیجه‌گیری: میانگین نمره سلامت جسمی و روانی در زنان پایین‌تر از مردان بود و اگرچه در این مطالعه بین سلامت روانی در گروه شاهد و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت، اما نتایج نشان داد که شدت بیماری با سلامت روانی ارتباط مستقیم دارد.

مهدی صنعت‌کار، سید حسین صدرالسادات، حامد قاسمی، علیرضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا شاوردی، حبیبه باقری،
دوره 77، شماره 2 - ( اردیبهشت 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه در زمینه‌های علمی و تکنولوژی پزشکی پیشرفت‌های قابل‌توجهی حاصل شده است اما میزان شکایات پزشکی نیز رشد صعودی داشته است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر رسیدگی به پرونده‌های قصور پزشکی بر میزان کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی بیمارانی ‌که نسبت به درمان چشم پزشکی انجام شده از فروردین ۱۳۹۷ تا پایان آذر ۱۳۹۷ در بیمارستان فارابی شهر تهران شکایت داشتند، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران شاکی در صورت تایید قصور توسط پزشکان معتمد بیمارستان برای کمیته رسیدگی به شکایت دعوت می‌شدند و موضوع شکایت مورد بررسی قرار گرفت و در جهت کسب رضایت بیماران تلاش شد.
یافته‌ها: در مجموع ۸۷ بیمار با شکایت از چشم پزشکان، فرم مخصوص رسیدگی به شکایت را تکمیل نمودند. تعداد ۷۱ نفر (۸۱/۷%) از شاکیان مرد بودند. از نظر تحصیلات بیماران ۶۴ نفر (۷۳/۵%) زیردیپلم و ۳۶ نفر (۲۶/۵%) بالاتر از دیپلم بودند. از نظر آماری میزان شکایت به‌طور چشمگیری در افراد با تحصیلات کمتر، بیشتر بود (۰/۰۲P=). در بررسی فراوانی بیماری اولیه ۵۲ مورد (۵۹/۸%) مربوط به کاتاراکت و ۱۴ مورد (۱۶%) به‌علت اصلاح عیوب انکساری و جراحی رفراکتیو بودند. در بررسی شکایات توسط پزشکان معتمد بیمارستان تعداد ۱۱ مورد قصور چشم پزشکی تشخیص داده شد که درصد قصور معادل ۱۲/۶% بود و پرونده این بیماران در کمیته رسیدگی به شکایات بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت. از موارد قصور تایید شده که در کمیته مورد بررسی قرار گرفت تنها یک نفر به مراجع قانونی شکایت کرد که برابر ۹% از مورد قصور بود. این آمار نسبت به سال ۹۶ در همین مرکز که کمیته بررسی شکایات تشکیل نمی‌شد و درصد شکایت موارد قصور به مراجع قانونی برابر۳۷/۵% بود کاهش قابل توجه نشان می‌داد (۰/۰۵P<).
نتیجه‌گیری: تشکیل کمیته‌های رسیدگی به شکایات موارد قصور چشم پزشکی در بیمارستان و فراهم نمودن فضایی شفاف و صادقانه جهت شنیدن موضوع شکایت بیماران و همراهان ایشان و سپس تلاش جهت کسب رضایت بیماران و کمک در جهت ادامه درمان ایشان می‌تواند منجر به کاهش شکایات بیماران به مراجع قانونی مانند پزشکی قانونی و نظام پزشکی شود.

مهنوش مومنی، محمد جواد فاطمی، بیتا کامران‌فر، محسن صابری، توران باقری، میترا نیازی،
دوره 77، شماره 6 - ( شهریور 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ترمیم سریع نواحی اهداکننده پوست در پیوند پوست نیمه ضخامت در بیماران سوختگی اهمیت حیاتی برای بیمار دارد. هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر پانسمان‌های نانوسیلور در افزایش سرعت ترمیم و کاهش عوارض در زخم‌های غیرعفونی محل اهداکننده پیوند پوست بوده است. 
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی روی ۱۰ بیمار سوختگی مراجعه‌کننده به بیمارستان شهید مطهری تهران از مهر تا اسفند ۱۳۹۶ انجام شد. محل دهنده پیوند پوست در هر بیمار به‌طور تصادفی به سه قسمت تقسیم و با آجی‌کوت (Agicoat)، مپی‌تل (Mepitel) و گاز وازلین پوشانده شد. سپس زخم‌ها از نظر سرعت ترمیم، درد هنگام پانسمان و اسکار به‌جا مانده در این سه گروه ارزیابی و مقایسه شدند.
یافته‌ها: میانگین مدت زمان ترمیم در دو گروه آجی‌کت و مپی‌تل مشابه و به‌طور معناداری نسبت به گروه وازلین کوتاه‌تر بوده است (۰/۰۰۵P=). مقایسه‌ی درد بین گروه‌ها نشان داد که در روز چهارم میانگین درد در گروه آجی‌کت و مپی‌تل نسبت به گروه وازلین به‌طور معناداری کمتر بوده است (۰/۰۰۴P=). همچنین میانگین درد گروه مپی‌تل نیز نسبت به گروه وازلین با اختلاف معناداری کمتر بوده (۰/۰۰۲P=) اما تفاوت از نظر مدت زمان ترمیم و درد بین دو گروه آجی‌کت و مپی‌تل معنادار نبوده است. مقایسه‌ی میانگین درد در روز هشتم و میانگین Visual analogue scale (VAS) شش ماه پس از پیوند بین گروه‌ها اختلاف معناداری نشان نداد.
نتیجه‌گیری: زخم پوش آجی‌کوت در کاهش درد و افزایش سرعت ترمیم مؤثر بوده ولی این اثر مشابه پانسمان بدون نقره مپی‌تل بوده است.

حسن بسکابادی، فاطمه باقری، مریم ذاکری‌حمیدی،
دوره 77، شماره 10 - ( دی 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تب ناشی از دهیدراتاسیون نوزادی یک مشکل شایع هفته اول زندگی می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه مشخصات نوزادان مراجعه‌کننده با تب ناشی از دهیدراتاسیون و نوزادان سالم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی ۳۲۴ نوزاد شامل ۱۲۰ نوزاد با دمای طبیعی بدن و ۲۰۴ نوزاد دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون مراجعه‌کننده به بیمارستان قائم (عج) مشهد از فروردین ۱۳۹۶ تا فروردین ۱۳۹۸ با روش نمونه‌گیری آسان انجام شد. نوزادانی‌که با دمای بالای بدن مراجعه کردند و درجه حرارت زیر بغل بالاتر یا مساوی درجه حرارت رکتال داشتند و شواهد کلینیکی یا آزمایشگاهی عفونت را نداشته‌اند به‌عنوان هایپرترمی محسوب شدند (گروه مورد). نوزادانی‌که برای معاینه روتین مراجعه کرده یا زردی داشته‌اند ولی نیاز به درمان نداشتند به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. مشخصات مادری و نوزادی دو گروه ثبت گردید.
یافته‌ها: در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون (هایپرترمی)، مقادیر متغیرهای وزن هنگام مراجعه، دفعات و مدت تغذیه، دفعات دفع مدفوع، سن و وزن مادر، کمتر و مقادیر متغیرهای سن مراجعه، وزن هنگام تولد و زمان اولین تغذیه بیشتر بود (۰/۰۵P<). در گروه نوزادان دچار تب ناشی از دهیدراتاسیون، بی‌قراری، خشکی مخاطی، فونتانل فرورفته و برجسته، تشنج، آپنه، کاهش هوشیاری، مصرف شیر مادر همراه با دکستروز، ترنجبین، شیرخشت، پوزیشن شیردهی نامناسب، عدم وجود رفلکس خروج شیر، تأخیر در شروع شیردهی، مشکلات پستانی و زردی بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: نوزادان مبتلا به هایپرترمی، بیشتر در معرض خطر کاهش وزن، تأخیر در اولین تغذیه و دفعات کمتر تغذیه و مدت زمان کوتاه‌تر تغذیه قرار دارند. مشکلات پستان، وضعیت نامناسب شیردهی، عدم وجود رفلکس ترشح شیر، تأخیر در شیردهی، شیردهی کمتر، مصرف شیر مادر با دکستروز، ترنجبین و شیرخشت از عوامل خطر تب ناشی از هایپرترمی می‌باشند.

صبا جلالی، فهیمه باقری امیری، مریم طاهری، عباس بصیری، ساناز توسلی،
دوره 77، شماره 11 - ( بهمن 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سنگ کلیه با شیوع و بروز فزآینده در دهه‌های اخیر، در میان مشکلات سیستم ادراری دارای بالاترین بار بیماری است. در‌حالی‌که اقدامات پیشگیرانه می‌توانند میزان عود سنگ را به‌طور چشمگیری کاهش دهند، پیروی از دستورکارهای پیشگیرانه در میان ارولوژیست‌ها مشخص نیست. این مطالعه با هدف ارزیابی آگاهی، نگرش و عملکرد متخصص‌های ارولوژی در زمینه پیشگیری از تشکیل سنگ‌های ادراری برای اولین‌بار در کشور طراحی گردید.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی-مقطعی با روش نمونه‌گیری در دسترس در مرکز پژوهش‌های بیماری‌های کلیوی و مجاری ادراری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و بر روی پزشکان ارولوژیست شرکت‌کننده در بیستمین کنگره ارولوژی ایران (اردیبهشت ۱۳۹۶) انجام گرفت. پرسشنامه مطالعه شامل پرسش‌هایی در خصوص آگاهی، نگرش و عملکرد ارولوژیست‌ها در زمینه اقدامات دارویی و تغذیه‌ای پیشگیری از سنگ‌های ادراری و نیز داده‌های دموگرافیک، پیشینه‌ی تحصیلی و شغلی افراد بود. امتیازات مربوط به نگرش و آگاهی پزشکان براساس تعداد سوال با پاسخ درست محاسبه شد.
یافته‌ها: نرخ پاسخ‌دهی ۱۸/۰۸% بود. در گستره‌ی آگاهی ۹۶/۲% و در گستره‌ی عملکرد ۷۳/۴% از پزشکان دست‌کم نیمی از امتیازات را کسب کردند. هیچ همبستگی معناداری بین امتیاز آگاهی و عملکرد مشاهده نشد (۰/۷۰۶P=). سابقه کار و زمان گذشته از پایان دانش‌آموختگی ارتباط منفی با امتیاز آگاهی (به‌ترتیب ۰/۰۲P= و ۰/۰۲۶P=) و عضویت در هیئت علمی ارتباط مثبت با امتیاز عملکرد داشت (۰/۰۲۲P=). بیشتر پزشکان نگرش خوبی در مورد موثر بودن پیشگیری از سنگ داشتند.
نتیجه‌گیری: در مجموع متخصص‌های ارولوژی آگاهی، نگرش و عملکرد خوبی در مورد پیشگیری از سنگ‌های ادراری داشتند. با‌این‌وجود عملکرد آن‌ها کمتر از سطح آگاهی آن‌ها بوده است.

فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقی‌زاده، مریم باقری، معصومه دهقان،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیشتر مطالعات نشان می‌دهد ۹ تا ۲۴% افرادی که در سیکل لقاح آزمایشگاهی (IVF) قرار می‌گیرند زنانی هستند که پاسخ تخمدانی آن‌ها ضعیف است. زنان با پاسخ ضعیف تخمدانی Poor ovarian response (POR) بیماران ناباروری هستند که ذخیره تخمدان و پاسخ تخمدان به داروها کم و کیفیت تخمک در آن‌ها رو به زوال است. هدف این مطالعه بررسی بیان ژن سه گیرنده آدرنرژیکی در سلول‌های کومولوس زنان پاسخ ضعیف تخمدانی در محیط کشت بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین تا دی ۱۳۹۶ در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بر روی دو گروه مطالعه و کنترل (اهدا کننده تخمک) انجام شد. هر دو گروه با ضوابط محدوده سنی ۲۰ تا ۴۵ سال و داشتن اندکس توده بدنی زیر m2/kg ۲۸ وارد مطالعه شدند و ضوابط خروج شامل عدم مصرف دارو بجز داروهای تحریک‌کننده تخمدان و عدم ابتلا به بیماری بود. تشخیص پاسخ ضعیف تخمدان با معیار بولونیا (Bologna) انجام شد. پس از پانکچر فولیکول‌ها، کومولوس‌ها از کمپلکس تخمک-کومولوس جدا و با لام نئوبار شمارش و به محیط کشت اضافه شد. استخراج RNA انجام و غلظت RNA خوانده شد. cDNA سنتز و برای ژن‌های B2 و ADRα1,2 پرایمر طراحی و بیان ژن سنجیده شد. 
یافته‌ها: مقایسه نتایج بیان ژن فقط در گیرندۀ آلفا ۱ و ۲ سلول‌های کومولوس در دو گروه مطالعه و کنترل، کاهش معناداری نشان داد. ضریب همبستگی نیز نشان داد که بین گیرنده‌های آدرنرژیک و اثرات آن‌ها بر یکدیگر رابطه معنادار وجود دارد. 
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعۀ حاضر کاهش بیان ژن دو گیرنده آلفا ۱ و ۲ در این زنان را نشان داد.

محدثه مظفری، سید ابوالقاسم مهری ‌نژاد، جمشید باقری، مهرانگیز پیوسته‌گر، مسعود ثقفی‌نیا،
دوره 78، شماره 3 - ( خرداد 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش‌های پیشین نتایج متناقضی را در خصوص عملکرد حافظه‌کاری پس از جراحی بای‌پس عروق کرونر قلب ارایه داده‌اند. این پژوهش به‌منظور مقایسه حافظه کاری بیماران جوان بای‌پس عروق کرونر با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال که یک سال از عمل جراحی آنان گذشته است با افراد سالم انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی که در فاصله زمانی بهمن ۱۳۹۶ تا مهر ۱۳۹۷ انجام گرفت، ۴۰ بیمار مرد بای‌پس عروق کرونر قلب با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال که طی یک‌سال گذشته در مرکز قلب تهران بستری بودند، به‌عنوان گروه آزمایشی و ۶۴ مرد سالم با دامنه سنی همتا به‌عنوان گروه کنترل به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه با آزمون حافظه کاری وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در آزمون حافظه کاری در زیر مقیاس‌های حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، حافظه دیداری معکوس و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای ۱% از نظر آماری معنادار است (۰/۰۱>P). همچنین، تفاوت دو گروه در زیر مقیاس نمره کل حافظه دیداری در سطح خطای ۵% از نظر آماری معنادار است (۰/۰۵>P). نتایج گویای عملکرد ضعیف‌تر گروه بیماران در تمامی زیر مقیاس‌های آزمون حافظه کاری نسبت به افراد سالم می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه شیوع کاهش شناختی به‌نسبت بالا به‌ویژه در حافظه کاری پس از CABG را تأیید می‌کند و الگویی از تداوم کاهش شناختی پس از گذشت یکسال از عمل بای‌پس عروق کرونر در بیماران جوان با دامنه سنی ۳۰ تا ۵۵ سال ارایه می‌دهد.

عارف سادات، خدیجه اوتادی، زهرا فخاری، نورالدین نخستین انصاری، حسین باقری، ارسلان قربانپور،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده‌اند که 75% از مردان و 35% از زنان بالای سن 10 سال دارای کوتاهی همسترینگ هستند. سوزن زدن خشک (Dry needling) یکی از روش‌هایی است که می‌تواند در زمان کمتری نسبت به سایر مداخلات باعث بهبود انعطاف‌پذیری همسترینگ شود. هدف تحقیق کنونی بررسی اثر سوزن زدن خشک بر انعطاف‌پذیری و شاخص‌های الکتروفیزیولوژیک در مردان سالم با کوتاهی همسترینگ بود.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویه‌کور با گروه کنترل که از آذر تا بهمن 1397 در آزمایشگاه دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، 30 مرد سالم با کوتاهی همسترینگ به‌طور تصادفی به دو گروه سوزن خشک (15 نفر) و سوزن شم (Sham needle) (15 نفر) تقسیم شدند. در هر دو گروه سوزن خشک و سوزن شم، در سه نقطه از عضله همسترینگ و در هر نقطه به مدت یک دقیقه مداخله اعمال شد. معیارهای پیامد مورد بررسی شامل انعطاف‌پذیری براساس آزمون باز کردن غیرفعال زانو(Passive knee extension test) ، زمان تاخیر رفلکس اچ (H reflex latency) و تحریک‌پذیری موتور نورون  (Motor neuron excitability)بودند که در سه زمان پیش از مداخله، بلافاصله پس از مداخله و یک هفته پس از مداخله اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین آزمون باز کردن غیرفعال زانو پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معنادار نداشت (54/0P=). همچنین میانگین زمان تاخیر رفلکس اچ پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معنادار نداشت (84/0P=) و میانگین تحریک‌پذیری موتور نورون نیز پس از مداخله بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (41/0P=).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که سوزن زدن خشک اثری بر روی انعطاف‌پذیری همسترینگ و شاخص‌های الکتروفیزیولوژیک ثبت شده از عضله سولئوس افراد سالم دارای کوتاهی همسترینگ ندارد.

مینا جعفرآبادی، مریم باقری، مامک شریعت، خدیجه رئیسی، اطهره رنجبر، فائزه غفوری، فدیه حق‌اللهی،
دوره 78، شماره 10 - ( دی 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری همه‌گیر کووید 19 در حال گسترش است. به‌منظور ارایه اقدامات پیشگیرانه و درمانی موثر، انجام تحقیقات گسترده با تمرکز بر شناخت بیماری و عوامل زمینه‌ساز بروز بیماری ضروری می‌باشد. از این‌رو هدف این مطالعه تعیین علایم بالینی و اتیولوژیک کرونا ویروس نوین-2019 می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، بر روی 510 بیمار مبتلا به کوید 19، در درمانگاه عفونی بیمارستان امام خمینی تهران از اسفند 1398 تا خرداد 1399 به‌مدت چهار ماه در طول اولین دوره همه‌گیری کرونا انجام شد. بیماران با معیار ورود اسکن ریه اختصاصی کووید 19 به دو دسته بستری (179 نفر) و سرپایی (331 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات دموگرافیک، علایم بالینی و عوامل خطرساز ابتلای بیماری در یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و اطلاعات تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافته‌ها: بارزترین علایم تب، لرز و سرفه بودند که در 176 نفر (52%) از افراد گروه سرپایی و 101 (59%) از افراد گروه بستری گزارش شدند. بیماری زمینه‌ای مثل فشارخون بالا با احتمال 9/4 برابر (0001/0P=، 25/433-10/2: %95CI، 9/4=OR) و آنمی با احتمال 22 برابر (000/0P=، 083/355-56/9: %95CI، 905/22=OR) در شدت بیماری موثر می‌باشد. به‌نظر می‌رسد که دریافت ویتامین D3 اثر حمایت‌کننده‌ای در کاهش شدت بیماری دارد.
نتیجه‌گیری: تب، لرز و سرفه در شناسایی بیماران مبتلا به کووید دارای شیوع بالایی بود. با توجه به اثر حمایتی ویتامین D3 در کاهش شدت بیماری، انجام کارآزمایی‌های بالینی و مطالعات جامع‌تر جهت بررسی نقش کاربردی این ویتامین پیشنهاد می‌شود.

مریم باقری، هاشم خرسند محمدپور، کامران موسوی حسینی،
دوره 78، شماره 12 - ( اسفند 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش‌های متعدد آلبومین در بدن، تزریق فرآورده دارویی آن به‌عنوان یکی از راهکارهای درمانی یا مدیریتی در شرایطی نظیر خونریزی‌های شدید، سوختگی‌ها، نارسایی‌های کبدی و بیماری‌های همولیتیک نوزادان در دستور کار پزشکان قرار می‌گیرد. با در نظر گرفتن این موضوع که آلبومین، فراوان‌ترین پروتیین پلاسما محسوب می‌شود، طراحی یک روش مناسب برای تخلیص آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. مطالعه پیش رو، به بررسی دو روش مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی در تخلیص آلبومین از پلاسمای انسانی و مقایسه کیفیت فرآورده‌های نهایی حاصل شده به هر دو روش می‌پردازد.
روش بررسی: این مطالعه از بهمن 1397 تا مهر 1398 در مرکز تحقیقات سازمان انتقال خون ایران انجام پذیرفت. در این پژوهش، 10 کیسه حاوی پلاسمای انسانی به‌صورت تصادفی گرد‌آوری و برای تخلیص پروتیین آلبومین با روش‌های مستقیم و تلفیقی کروماتوگرافی تبادل یونی به‌کار گرفته شد و خلوص فرآورده‌های نهایی، به واسطه انجام تست‌های الکتروفورز استات سلولز و SDS-PAGE مقایسه گردید. نمونه حاصل از روش تلفیقی، پاستوریزه شد و به منظور بررسی تجمعات پلیمری، آنالیز HPLC برروی آن انجام گرفت.
یافته‌ها: فرآورده نهایی حاصل شده با روش تلفیقی کروماتوگرافی تعویض یونی برخلاف روش مستقیم از خلوص مناسبی برخوردار بود با میانگین حدود 95% و میزان پلیمر موجود در آن نیز توسط آنالیز HPLC کمتر از 5% برآورد گردید (05/0P<).
نتیجه‌گیری: به واسطه رقیق نمودن پلاسما و متعاقبا کاهش قدرت یونی، می‌توان تنها با بهره‌گیری از دو مرحله کروماتوگرافی تعویض یونی، آلبومین را با درجه خلوص مناسب از پلاسمای انسانی جداسازی نمود.

حسین باقریان، شقایق حق‌جوی جوانمرد، مهران شریفی، محمد ستاری،
دوره 79، شماره 3 - ( خرداد 1400 )
چکیده

این مقاله مروری نظام‌مند در سال 98 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شده است. بررسی مطالعات مختلف مشخص کرد که از چه تکنیک‌های داده‌کاوی برای پیش‌بینی احتمال بقا، از چه ریسک فاکتورهایی برای این پیش‌بینی‌ها، ازچه معیارهایی برای ارزیابی تکنیک‌های داده‌کاوی و در نهایت چه منابع داده‌ای برای پیش‌بینی احتمال بقا مبتلایان به سرطان پستان استفاده شده است. این مطالعه از نوع مروری نظام‌مند است. مطابق با بیانیه پریزما، مطالعات منتشر شده در حوزه‌ی پیش‌بینی احتمال بقا بیماران مبتلا به سرطان پستان با استفاده از تکنیک‌های داده‌کاوی به زبان انگلیسی و در فاصله‌ی سال‌های 2005 تا 2018 در پایگاه‌های داده Medline Science direct، Web of science و Embase و پایگاه استنادی Scopus مورد جستجو و بازیابی قرار گرفت. پس از جستجو، تعداد 527 مقاله بازیابی شد. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی مقالات در نهایت 21 مقاله مورد استفاده قرار گرفت. سه تکنیک رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم و ماشین بردار پشتیبان بیشترین کاربرد را در مقالات داشته اند. در بیشتر مطالعات، ریسک فاکتورهای سن، گرید تومور، استیج تومور و اندازه تومور استفاده شده بودند. معیار صحت در مطالعات بیشتری استفاده شده بود. اکثر مطالعات مورد بررسی از پایگاه داده برنامه‌ی نظارت، اپیدمیولوژی و نتایج نهایی که متعلق به کشور آمریکا می‌باشد، استفاده کرده بودند. به‌طور معمول در حوزه‌ی پیش‌بینی احتمال بقا، تکنیک‌های داده‌کاوی در حوزه‌ی کلاسه‌بندی به‌دلیل انطباق با این حوزه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. بر همین‌ اساس، تکنیک‌های درخت تصمیم، رگرسیون لجستیک و ماشین ‌بردار پشتیبان در مطالعات مورد بررسی، بیشترین کاربرد را داشته‌اند.
فریده ظفری زنگنه، صمد محمدنژاد، محمد مهدی نقی‌زاده، مریم باقری، الناز حکمت،
دوره 79، شماره 11 - ( بهمن 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: کانکسنها (Connexin) پروتیین غشایی در ساختار اتصال شکافی یا گپ‌‌ جانکشنها هستند که عهده‌دار انتقال یون‌ها و مولکول‌های پیام‌رسان به تخمک‌اند. هدف این مطالعه بررسی نقش گیرنده بتا-دو آدرنرژیک در روند رشد فولیکول براساس بیان ژن دو کانکسن (Connexin 37 و 43 گپ‌ جانکشن‌هاست که نقش اولیه را در از سرگیری مجدد روند میوتیک و بلوغ اووسیت دارند.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی از فروردین 98 تا آبان 1399 در مرکز تحقیقات بهداشت باروری بیمارستان امام خمینی تهران در دو گروه مطالعه (زنان با پاسخ ضعیف تخمدان) و کنترل (زنان اهدا‌کننده تخمک) انجام شد. هر گروه با معیار بولونیا (Bologna) و ضوابط ورود اندکس توده بدنی زیر m2/kg 28 و محدوده سنی45-20 سال و ضوابط خروج عدم مصرف دارو به‌جز تحریک‌کننده‌های تخمدان و عدم ابتلا به بیماری وارد مطالعه شدند. سیکل تحریک تخمک‌گذاری اجرا و کومولوس‌ها پس از پانکچر جدا و در محیط کشت سلولی قرار گرفتند. ایزوپروترنول (آگونیست) و پروپرانولول (آنتاگونیست) گیرنده بتا-دو با غلظتnM  100 به محیط اضافه و استخراج RNA انجام و cDNA سنتز گردید. بیان ژن توسط تکنیک Real-time PCR تعیین شد.
یافته‌ها: بیان ژن هر دو کانکسن (Connexin) در گروه مطالعه بدون دارو (001/0P<)، پروپانولول (001/0P<) و ایزوپروترنول (001/0P<) نسبت به گروه کنترل تغییر معنادار داشت. ایزوپروترنول سبب کاهش و پروپانولول منجر به افزایش بیان ژن گردید (001/0P<).
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان داد که پاسخ ضعیف تخمدان با فعالیت گیرنده بتا-دو در تعامل معنادار است.

سید حمید ذوالجلالی مقدم، رضا لاری‌پور، ابراهیم حضرتی، حامد باقری، نازیلا عیوض‌زاده، حمید رضا باغانی، عماد پروانه اول،
دوره 79، شماره 12 - ( اسفند 1400 )
چکیده

سرطان پروستات شایعترین و دومین علت اصلی مرگ‌ومیر ناشی از سرطان، در بین مردان جهان به‌شمار می‌رود. پرتودرمانی به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی برای معالجه سرطان پروستات شناخته شده است. در پرتودرمانی خطر ابتلا به سرطان‌های ثانویه ناشی از پراکندگی پرتوها به اندام‌های حساس در معرض خطر، وجود دارد. مطالعات زیادی نشان داده‌اند که سرطان‌های ثانویه پس از پرتودرمانی سرطان پروستات، در بافت‌هایی از جمله مثانه و راست روده که در معرض تابش مستقیم و پراکنده اشعه قرار می‌گیرند، اتفاق می‌افتد. بنابراین، هدف از مطالعه مروری حاضر بررسی خطر سرطان‌های ثانویه در پرتودرمانی سرطان پروستات و عوامل تاثیرگذار برآن می‌باشد. در پرتودرمانی سرطان پروستات علاوه براین‌که اندام‌های مجاور تحت تابش در معرض ریسک بروز سرطان ثانویه می باشند، می‌توان به عوامل تاثیرگذار دیگری مانند تغییر آناتومی، افزایش میزان دوز، سیگار کشیدن و تکنیک‌های مختلف درمانی اشاره کرد. نتایج مطالعات انجام شده، نشان‌دهنده کاهش خطر ابتلا به سرطان ثانویه در استفاده از روش‌های درمانی جدید همچون پروتون درمانی می‌باشد. بنابراین ارزیابی روش‌ها و شناسایی عوامل تاثیرگذار در سرطان‌های ثانویه بسیار حایز اهمیت است.

پریوش پرواسی، زهرا فاضلی‌نژاد، فاطمه مهدی‌پور، شهرام باقری، محمد مومن غریبوند،
دوره 80، شماره 7 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: الاستوگرافی موج برشی  (Shear wave elastography)براساس سرعت انتشار shear wave به‌وسلیه امواج صوتی، میزان سفتی توده را تخمین می‌زند.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع آینده‌نگر بوده و بر روی بیمارانی که با توده پستان به مرکز درمانی بیمارستان گلستان اهواز از فروردین 1399 تا فروردین 1400 مراجعه کردند انجام شد. تنها بیماران که دارای 5-4 BI-RAD بوده‌اند بررسی شدند. cutoff SWE برای میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی جهت تشخیص توده‌های خوش‌خیم از بدخیم مورد مقایسه قرار گرفتند.
یافته‌ها: در این مطالعه 115 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند..5/63% (73) از بیماران دارای توده خوش‌خیم و 5/36% (42) از نوع بدخیم بوده‌اند. رابطه معناداری بین سایز تومور با میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی دیده شد. (001/0P<). نتایج نشان داد که دقت تشخیصی SWE در شناسایی توده‌های بدخیم نسبت به خوش‌خیم 100% بوده، به طوری‌که میانگین (kPa 03/8±61/16) و ماکزیمم (kPa 88/8±14/21) الاستیسیتی در توده‌های خوش‌خیم به طرز معناداری از میانگین (kPa 59/7±21/32) و ماکزیمم (84/8±62/91) الاستیسیتی توده‌های بدخیم کمتر بوده‌اند (001/0P<). همچنین تفاوت معناداری بین زیرگروه‌های 4 BI-RAD دیده شد، به طوری‌که در BI-RAD 4a، کمترین میانگین و ماکزیمم الاستیسیتی دیده شد. (001/0P<)
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پارامترهای SWE دارای دقت تشخیصی کافی در تشخیص توده‌های بدخیم پستان می‌باشد. بنابراین، استفاده از پارامترهای کمی SWE همراه با سونوگرافی و طبقه‌بندی BI-RADS می‌توان از بیوپسی‌های غیرضروری جلوگیری کرد.

 
بتول حسین رشیدی، مریم باقری، اشرف آل‌یاسین، لادن کاشانی، فاطمه داوری تنها، الهام فیض‌آباد، فدیه حق‌اللهی،
دوره 81، شماره 1 - ( فروردین 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: رضایتمندی مراجعین از مهمترین ارکان ارزشیابی و مولفه‌های کیفیت خدمات مراکز بهداشتی، درمانی محسوب می‌گردد. در این پژوهش میزان رضایتمندی بیماران نابارور ارزیابی شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی-توصیفی می‌باشد. اطلاعات 304 نفر از بیماران نابارور مراجعه‌کننده به درمانگاه ناباروری (حداقل چهار ویزیت) و بستری در چهار بخش از بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیمارستان‌های 4-1) از اردیبهشت 1399تا شهریور 1400جمع‌آوری شد. اطلاعات پرسشنامه حاوی 56 سوال (9 حیطه) در SPSS software, version 24 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) وارد و به‌کمک آمار توصیفی موردتجزیه‌وتحلیل آماری قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین رضایت از خدمات پذیرش و ترخیص، خدمات پزشکی، خدمات تغذیه و حسابداری و بیمه‌گری در بیمارستان شماره یک بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد و میانگین رضایت از خدمات پرستاری یا مامایی، خدمات تشخیصی درمانی (رادیولوژی/آزمایشگاه)، خدمات کاخداری، منشور حقوق بیمار، خدمات مدیریتی، هزینه‌های پرداختی در بیمارستان شماره چهار بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد. میانگین خدمات پرستاری یا مامایی، منشور حقوق بیمار، و خدمات کاخداری در کل بیمارستان‌ها به‌ترتیب بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند و خدمات تغذیه و هزینه‌های پرداختی کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند (بیشترین نارضایتی) (05/0P<).
نتیجه‌گیری: با توجه به امتیاز رضایت زنان مراجعه‌کننده به درمانگاه ناباروری، خدمات ارائه شده در 9/35% موارد در سطح مناسب و عالی در 3/49% در سطح نسبتاً مناسب و در 8/14% در سطح نامناسب درنظرگرفته شد.

فرزانه بلوکی مقدم، ژاله یوسفی، علی باقری حق، مسعود لطیفی‌پور، مهدی راعی،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: حمایت تنفسی در طول بیهوشی بیمار به روش‌های مختلفی نظیر انتوباسیون داخل تراشه‌ای و ماسک لارنژیال صورت می‌گیرد. طی فرآیند حمایت تنفسی بیمار، ممکن است عوارض قابل‌توجهی نظیر تهوع، استفراغ، گلودرد و گرفتگی صدا به‌ویژه در روش لوله‌گذاری داخل تراشه ایجاد گردد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه عوارض گلودرد و گرفتگی صدا ناشی از دو روش انتوباسیون داخل تراشه‌ای و ماسک لارنژیال در بیماران جراحی‌شده می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از شهریور تا آبان 1401 روی بیماران مراجعه‌کننده و تحت عمل جراحی در بیمارستان بقیه الله (عج) انجام ‌گردید. مطالعه از نوع هم‌گروهی است که برروی 60 بیمار که تحت هرگونه عمل جراحی با دو روش بیهوشی انتوباسیون داخل تراشه و لارنژیال ماسک قرار ‌گرفته‌اند، انجام شد. جهت ارزیابی عارضه گرفتگی صدا، از پرسشنامه استاندارد VHI10 استفاده شد. جهت ارزیابی عارضه گلودرد ناشی از روش حمایت تنفسی، در مدت زمان 24 ساعت و 14 روز پس از جراحی از چک‌لیست چهار امتیازی میزان درد استفاده ‌شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه ما نشان داد که استفاده از هر دو روش حمایت تنفسی در حین بیهوشی، منجر به عوارضی نظیر گلودرد و گرفتگی صدا در بیماران می‌شود که این عوارض در هر دو روش با گذشت زمان به‌شکل معناداری (001/0P=) کاهش می‌یابند. مطالعه نشان ‌داد که تفاوت در جنسیت و سن ارتباط آماری معناداری بین نوع بیهوشی و عوارض گرفتگی صدا و گلودرد به‌وجود نمی‌آورد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان ‌داد میزان عوارض گلودرد و گرفتگی صدا در گروه استفاده‌کننده از ماسک لارنژیال نسبت به گروه لوله‌گذاری داخل تراشه‌ای کاهش می‌یابد، هرچند این اختلاف معنادار نیست.

 
محمد مهدی باقری، فهیمه صادقی زرندی،
دوره 81، شماره 8 - ( آبان 1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلبی مادرزادی به‌عنوان یکی از شایعترین اختلالات در نوزادان، از علل اصلی مرگ پری ناتال و همچنین یکی از علل ایجاد دیسترس تنفسی در نوزادان تازه متولدشده هستند. هدف مطالعه حاضر، تعیین فراوانی بیماری‌های قلبی مادرزادی در بین نوزادان ترم با دیسترس تنفسی بود.
روش بررسی: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر از نوع گذشته‌نگر بود که به بررسی بیماری‌های قلبی مادرزادی در 145 نوزاد بستری در بخش NICU بیمارستان افضلیپور کرمان پرداخت. این نوزادان از اول فروردین 1391 تا پایان اسفند 1393 به‌علت دیسترس تنفسی در NICU بستری شده بودند. اطلاعات مربوط به بیماران از پرونده آنها استخراج و در چک لیست جمعآوری داده‌ها ثبت شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از SPSS software, version 20 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافته‌ها: شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی در بیماران مبتلا به دیسترس تنفسی 83/84% بود. بیشترین نوزادان مبتلا به بیماری‌های قلبی مادرزادی، پسر بودند (67/66%). بیش از 69% نوزادان به روش سزارین متولد شده بودند و بیشترین تعداد آنها تحت درمان طبی قرار داشتند (37/85%). بین سرانجام بیمار و بیماری‌های قلبی مادرزادی اختلاف معناداری وجود داشت (018/0=P). از نظر شیوع بیماریهای قلبی مادرزادی ASD ببیشترین میزان شیوع را داشت (48/14%).
نتیجه‌گیری: با توجه به شیوع بالای بیماری‌های قلبی مادرزادی در کودکان ترم مبتلا به دیسترس تنفسی، تمامی نوزادان ترم با علایم دیسترس تنفسی نیاز به بررسی‌های قلبی، به‌خصوص اکوکاردیوگرافی برای تشخیص علت دارند. همچنین با توجه به بالا بودن مرگ‌ومیر نوزادان مبتلا به بیماری‌های قلبی مادرزادی با علایم دیسترس تنفسی، نیاز به مراقبت‌های بیشتر، دقیقتر و کامل‌تر این نوزادان پیشنهاد می‌شود.

 
عرفان دهقانی، پژمان باقری، زهرا منتصری، نیلوفر سهرابی، مهدی شرفی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری کرونا جدیدترین عفونت انسانی شناخته شده است که منجر به یک پاندمی جهانی با میزان ابتلا و میرایی بالا در سراسر جهان شد. این مطالعه به ارزیابی خصوصیات بالینی و اپیدمیولوژیک موج‌های اپیدمی کرونا در قالب یک نظام مراقبت دانشگاهی در جنوب ایران پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بود که بر روی داده‌های 24132 نفر مبتلا به کووید 19 انجام گردید. در این مطالعه کل داده‌های به ثبت رسیده در مورد بیماران مبتلا مشتمل بر سن، جنسیت، تعداد ابتلا، میرایی، بستری و میزان بهبودی همراه با سویه غالب، درصد رعایت پروتکل‌ها پیش از رخداد اپیدمی، به تفکیک هر یک از پیک‌های رخ داده در طول مدت اپیدمی در بازه زمانی اسفند ماه سال 1399 تا پایان اسفند ماه سال 1400 اخذ و تحلیل گردید.
یافته‌ها: میزان بروز تجمعی بیماری 36/11% و فراوانی نسبی بستری در طول مطالعه 7/11% و به‌طور میانگین هفت روز بوده است. ارتباطات معناداری بین طول مدت بستری، فراوانی بیماری به تفکیک بیماری‌های زمینه‌ای و علایم بالینی بین موج‌ها مشاهده گردید (001/0P<). علایم سیستمیک شایعترین علایم بودند. از نظر ارزیابی رادیولوژیک بین موج‌ها اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه بر تاثیر قابل‌ملاحظه بیماری‌های زمینه‌ای و شدت علایم بالینی بر پیامدهای بستری شدن در بیمارستان تاکید می‌کند و نیاز به استراتژی‌های مدیریتی مبتنی بر شواهد مناسب و در نظر گرفتن تغییرات بالینی و الگوهای رادیولوژیکی را هنگام ارزیابی بیماری در گروه‌های مختلف برجسته می‌کند.

 
فاطمه پارسا، فریبرز باقری، حسین مهدیان،
دوره 82، شماره 3 - ( خرداد 1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با‌توجه به اینکه شـیوع گرایـش و اقـدام بـه خودکشـی در دوران بلـوغ بـه شـدت افزایـش می‌یابد. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان‌مدار بر تاب‌آوری دانش آموزان دختر با اقدام به خودکشی انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر با اقدام به خودکشی مقاطع اول و دوم متوسطه ارجاع داده شده به مرکز مشاوره اداره آموزش و پرروش شهر بجنورد بودند که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه آزمایش  (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شروع پژوهش تا جمع‌آوری داده‌ها، از اردیبهشت ۱۴۰۱ تا خرداد 1402 در مرکز مشاوره واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران به طول انجامید. ابتدا پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون (2003) از هر سه گروه گرفته شد. سپس گروه آزمایش به مدت هشت جلسه 90 دقیقه‌ای تحت آموزش درمان شفقت و هیجان‌مدار قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و آنالیز واریانس برای اندازه‌های تکراری مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان داد که بین میانگین پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری مولفه‌های تاب‌آوری در سه گروه آزمایشی تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: نتایــج تایید کننده تاثیر دو روش درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان‌مدار بــر تاب‌آوری دانش آموزان دختر با سابقه اقدام به خودکشی می‌باشد و درمان متمرکز بر شفقت اثربخشـی بیشـتری را نشــان داد.

 

صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb