1146 نتیجه برای ری
احسان نصیرایی، مهدی بخشایی، بشیر رسولیان، داریوش حمیدی علمداری، کیانا کتابی، ایمانه روشنضمیر،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی اندوسکوپیک عملکردی سینوسها (Functional endoscopic sinus surgery, FESS) ممکن است با چالشهایی پس از عمل، از جمله خونریزی و مشکلات ترمیم زخم همراه باشد. گاهی جهت بهبود هموستاز و نتایج ترمیمی از چسب بافتی فیبرین (Fibrin sealant, FS) اتولوگ استفاده میشود که البته فواید آن نیازمند بررسی است. در این مطالعه اثرات چسب بافتی فیبرین اتولوگ بر هموستاز، ترمیم زخم و میزان عود در بیماران قرار گرفته تحت FESS بررسی و مقایسهای میان بیماران دریافت کننده این ماده و گروه کنترل که نرمالسالین دریافت نمودند، انجام شد.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 32 بیمار که در دو بیمارستان دانشگاهی قائم و امام رضای مشهد طی سالهای 1398 تا 1400 تحت FESS دوطرفه قرار گرفتند، در یک حفره بینی با چسب بافتی فیبرین اتولوگ و در حفره مقابل با نرمالسالین درمان شدند. تظاهرات بالینی پس از عمل شامل خونریزی، تشکیل دلمه، چسبندگی و عفونت در یک هفته، یک ماه و سه ماه پس از عمل جراحی ارزیابی شدند. همچنین، پرسشنامه پیامدهای سینونازال (SNOT-22) و امتیاز لاند-کندی (Lund-Kennedy) قبل و سه ماه پس از جراحی ثبت گردید.
یافتهها: استفاده از چسب بافتی فیبرین اتولوگ منجر به کاهش معنادار خونریزی فوری پس از عمل شده و در پیگیریهای بعدی نیز خونریزی مشاهده نشد. میزان درد بین دو گروه مشابه بود و تفاوت معناداری در تشکیل دلمه، چسبندگی، عفونت، میزان عود و امتیاز Lund-Kennedy مشاهده نشد ( به ترتیب 08/0P=، 8/0P=، 17/0P= و 14/0P=).
نتیجهگیری: چسب بافتی فیبرین اتولوگ بدون تاثیر منفی بر کنترل درد یا فرآیند ترمیم مخاط، خونریزی فوری پس از عمل را کاهش داد. پیشنهاد میشود مطالعات بیشتری با حجم نمونه بزرگتر و پیگیری بلندمدت انجام شود.
فریبا شکری، محمد مهدی رجعتی، مهدی شکری،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حملهی آسم یکی از شایعترین علتهای مراجعهی بیماران در گروههای سنی بزرگسال و کودکان است، که منجر به بستری این بیماران میگردد. علاوهبراین که تنها درصد کمی از حملات آسم بهعلت عفونتهای باکتریایی است، دستورالعملهای درمان آسم علیهی استفادهی روتین آنتیبیوتیک در بیماران بستریشده بهعلت حملهی آسم توصیه میکنند. با اینحال، بسیاری از بیماران تحت درمان بهعلت حملهی آسم، داروهای آنتیباکتریال دریافت میکنند. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی موارد تجویز داروهای آنتیباکتریال در بیماران مبتلابه حملهی آسم میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، دادههای مربوط به بیمارستانهای آموزشی امام خمینی (ره) و شهید مصطفی خمینی شهر ایلام بین فروردین 1396 تا اسفند 1401 مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای ورود شامل بستری بهعلت حملهی آسم و ابتلابه آسم با تشخیص قبلی حداقل بهمدت یک سال، عدم جراحیهای نیازمند بیهوشی عمومی و یا انجام تهویهی مکانیکی در سه ماه گذشته، عدم مصرف داروهای محرک دستگاه تنفسی (مانند بتا-بلاکرها و داروهای مهارکنندهی آنزیم مبدل آنژیوتانسین، عدم اختلالات روانپزشکی و مصرف دارهای مربوطه، عدم تدخین دخانیات و ابتلابه بیماری انسدادی مزمن ریه میباشد. معیارهای خروج شامل عدم وجود موارد مورد نیاز در پرونده بیماران میباشد.
یافتهها: در مجموع تعداد 331 بیمار شامل 273 بزرگسال (4/84%) و 58 کودک (6/17%) بستریشده بهعلت حملهی آسم به مطالعه وارد شدند. در بزرگسالان 42/84% و در کودکان 69/70% درصد از بیماران داروهای آنتیباکتریال دریافت کردند. دریافت داروهای آنتیباکتریال در بزرگسالان (001/0P<) و کودکان (008/0P=) با افزایش میانگین مدت زمان بستری ارتباط معناداری داشت. در بین بزرگسالان 12 بیمار نیاز به لولهگذاری داشتند که ارتباط معناداری با دریافت داروهای آنتیباکتریال نداشت (51/0P=). در بین کودکان یک بیمار نیاز به لولهگذاری داشت که تحلیل آماری آن از نظر ارتباط با دریافت آنتیبیوتیک امکانپذیر نبود.
نتیجهگیری: تجویز داروهای آنتیباکتریال در درمان بیماران بستریشده بهعلت حملهی آسم در بیمارستانهای آموزشی شهر ایلام، بیشتر از مطالعات مشابه داخلی و بینالمللی است. همچنین، تجویز داروهای آنتیباکتریال در این بیماران نهتنها مزیت درمانی نداشته، بلکه با افزایش مدت زمان بستری در ارتباط است.
مریم صفری، عباس قیصوری، شکوفه محمدی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تنگی نفس اختلالی شایع و به معنای دشواری در تنفس و کوتاه و سطحی شدن تنفس است هدف اصلی این مطالعه تحلیل بیماران تحت آنژیوگرافی ریوی با پیش آگهی آمبولی ریه در بخش اورژانس می باشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی–تحلیلی که در فروردین 1398 تا اسفند 1399 که در بیمارستان شهید مصطفی شهر ایلام انجام شد. این مطالعه بیماران با سن بالای 18 سال را که تحت سیتی آنژیوگرافی شریان پولمونری (Computed tomography angiography, CTA) با پیش تشخیص آمبولی ریه (Pulmonary embolism, PE) قرار گرفتند، مورد ارزیابی قرار داد. نتایج تصویربرداری مرتبط توسط متخصصان رادیولوژی گزارش و اطلاعات دموگرافیک در مورد بیماران، دلایل ارائه آنها به ED، علائم و یافتههای بالینی و گزارشهای سیتی آنژیوگرافی شریان پولمونری به صورت گذشتهنگر مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: مردان بیشترین فراوانی را در سه گروه آمبولی ریه، بدون آمبولی ریه و شرایط طبیعی بترتیب 80%، 4/78% و 7/56% به خود اختصاص داده بودند. میانگین نمره ولز در این مطالعه 27/4 بود. میانگین نمره ولز بهطور معناداری در گروه آمبولی ریه بیشتر از گروه بدون آمبولی ریه بیشتراز گروه شرایط طبیعی بود. بیشترین فراوانی در یافتههای 9/31%CT= نرمال، 6/27% PE گزارش شد. در مطالعه حاضر 5/65% بیماران با شکایت تنگی نفس مراجعه کردند که از این تعداد نتایج سیتی اسکن ریه نشان داد 9/28% (PE)، 2/38% (Non PE) و 98% (Normal) بودند. از دیگر شکایات بیماران مراجعه کننده تنگی نفس تواما با 8/7 %(CP)، با ادم تحتانی(6%)، با دیسترسی تنفسی (6/8%) و با CP و تب (2/5%) و با هموتیپزی (7/1%) گزارش شد.
نتیجهگیری: درصد زیادی از بیماران با شکایت تنگی نفس مورد سیتی آنژیو گرافی قرار میگیرند درحالیکه کرایتریاهای لازم را براساس نمرات ولز و معاینه بالینی ندارند و سیتی آنژیو یا نرمال است یا بیماری دیگری است که نیاز به سی تی آنژیو و دریافت اشعه ندارند.
فاطمه ملارحیمی ملکی، پرشنگ ناظمی، مریم یوسفی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: از بین علل مرتبط با سرطان دهانه رحم، ویروس پاپیلومای انسانی (Human Papilloma Virus, HPV) عامل اصلی ایجاد ضایعات داخل اپیتلیالی دهانه رحم (CIN) و سرطان سرویکس است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان HPV های پرخطر، (HPV16 و HPV18) و تعیین خطر مطلق فوری +CIN2، در افرادی دارای آزمایش مثبت HPV بود.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی، شامل نمونهگیری در دسترس، از بیمارانی است که با آزمایش HPV مثبت، از مهر 1401 تا اسفند 1403 به کلینیک انکولوژی زنان در بیمارستان یاس دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه کرده بودند. خطر مطلق فوری +CIN2 در بیماران HPV مثبت، که دارای ژنوتیپهای HPV16 یا HPV18 یا همزمان (Multi. HPV+) HPV16/18 بودند همراه با درجات مختلف سیتولوژیک، از NILM تا SCC مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: به طور کلی، 727 بیمار در مطالعه شرکت کردند. میانگین و انحراف معیار سن شرکتکنندگان به ترتیب، 99/35 و 48/8 سال بود. از بین تمام مراجعین، تعداد زنانی که فقط HPV16 مثبت داشتند، 170 نفر (23%) بود و ۲۴ نفر (3/3%) فقط برای HPV18 مثبت بودند. خطر مطلق فوری محاسبه شده ≥ +CIN2 در افراد HPV16+، برای NILM، 14% و برای موارد ASCUS، 6/8% بود و در افراد HPV18+، برای NILM، 3/8% بود.
نتیجهگیری: تریاژ سیتولوژیک همراه آزمایش تعیین ژنوتایپ HPV، در گام اول بهعنوان یک رویکرد برای شناسایی ناهنجاریهای سلولی در افراد آلوده به HPV و در گام بعدی، بهعنوان یک رویکرد مناسب برای کاهش ارجاعات کولپوسکوپی میتواند به کار گرفته شود.
مبینا زمانیفرد، حمید رضا نوروزی، فضیلت جوکار درزی، ملیحه صفری،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری یک پاتوژن گوارشی انسان است و بیش از نیمی از جمعیت جهان را آلوده ساخته است. نرخ شکست درمان آن با رژیم دارویی سهگانه به بیش از 30% میرسد. در همین راستا این مطالعه جهت ارزیابی اثربخشی، تحملپذیری و یافتن روشهای جدید و بهینهی درمان این عفونت اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده همسو است که در آن بیماران مبتلابه عفونت هلیکوباکترپیلوری در بخش آندوسکوپی بیمارستان امیرالمومنین و درمانگاه گوارش کلینیک پروفسور قوامزاده اراک در پاییز و زمستان 1403 به صورت تصادفی انتخاب و به روش تخصیص تصادفی به سه گروه شامل یک گروه شاهد و دو گروه مداخله با سه رژیم دارویی مختلف تقسیم شدند. چهار هفته پس از درمان میزان ریشهکنی باکتری در هر سه گروه ارزیابی با استفاده از تست آنتیژن مدفوعی بررسی و نتایج درمان با استفاده از تحلیلهای آماری مناسب مقایسه شد.
یافتهها: شانس ریشهکنی (Helicobacter pylori, H.P) در گروه مداخله یک نسبت به گروه کنترل 84% کاهش و در گروه مداخله دو نسبت به گروه کنترل 77/10 برابر افزایش یافت. همچنین نسبت معناداری از موفقیت ریشهکنی H.P در افراد فاقد بیماری دیابت (022/0=P، 188/0-= Phi، 150= n) و میزان عوارض دارویی بیشتر در گروه مداخله دو نسبت به دو گروه دیگر به مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که در مقایسه با رژیم استاندارد، رژیم دو هفته آموکسی سیلین، امپرازول و کلاریترومایسین در کنار بیسموت یک رژیم خوب، قدرتمند و مقرون به صرفهتر برای ریشهکنی هلیکوباکتر پیلوری است.
سمانه عرب، محمد رضا محمودیان ثانی، نجمه فتاحی، زکیه اخلاصی، سمیرا اصغرزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگ سلولهای گیرنده نوری شبکیه، یکی از عوامل اصلی بروز دژنراسیون شبکیه محسوب میشود که تاکنون درمان مؤثری برای آن معرفی نشده است. مطالعات بالینی و پیشبالینی نشان میدهند که استفاده از سلولهای بنیادی، رویکردی امید بخش در درمان این بیماریهاست. همچنین شواهد موجود حاکی از آن است که miRNA-182 و miRNA-183 نقشهای کلیدی در رشد، تمایز و بقای گیرندههای نوری در مدلهای حیوانی ایفا میکنند. بنابراین، هدف این مطالعه القای ویژگیهای شبهگیرنده نوری در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان از طریق افزایش بیان miR-182 وmiR-183 است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹ در مرکز تحقیقات بیوشیمی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. در این مطالعه، تاثیر افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان (hBMSCs) به سلولهای شبه گیرنده نوری بررسی شد. برای این منظور، miRNA-182 و miRNA-183 به hBMSCs ترانسفکت شدند و سطح بیان آنها با روش Real-Time PCR ارزیابی گردید. همچنین، بیان ژنهای اختصاصی شبکیه شامل OTX2، NRL، SLC1A1، PKC و Recoverin با استفاده از روش Real-Time PCR بررسی شد.
یافتهها: یافتهها نشان دادند که ترانسفکشن hBMSCs با miRNA-182 و miRNA-183 به کمک لیپوفکتامین، منجر به افزایش معنادار بیان ژنهای مرتبط با تمایز شبکیه ازجمله CRX، OTX2، PKCα، Recoverin، NRL و RHO گردید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که افزایش بیان miRNA-182 و miRNA-183 میتواند بهطور بالقوه تمایز سلولهای hBMSCs را به سلولهای شبه گیرنده نوری تسهیل نماید. این یافتهها بیانگر پتانسیل درمانی و نقش تنظیمی miRNAها در تمایز، بقا و حفاظت سلولهای شبکیه است.
علیرضا اسکندریفر، زهرا طاهرخانی، سلیمان محمدزاده، راما نقشیزادیان، خالد رحمانی،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: شبادراری یکی از شایعترین اختلالات دوران کودکی است که میتواند با اختلالات روانی همراه باشد. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه شیوع اختلالات روانی در کودکان مبتلا به شبادراری اولیه و کودکان سالم انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مورد-شاهدی بود که در شهر سنندج از مهر ماه 1403 تا فروردین 1404 در کودکان پنج تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی کردستان انجام شد. ۱۰۸ کودک مبتلابه شبادراری اولیه و ۱۲۰ کودک سالم با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)، فرم والدین، جمعآوری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که شیوع اختلالات نقص توجه، بیشفعالی، نقص توجه-بیشفعالی، نافرمانی مقابلهای، اضطراب فراگیر و تیک عصبی در کودکان مبتلابه شبادراری به طور معناداری بالاتر از گروه سالم بود (05/0P<). در مقابل، شیوع فوبیا و اختلال وسواس فکری-عملی در گروه کنترل بالاتر گزارش شد. تفاوت معناداری در شیوع اختلال استرس پس از سانحه بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که شبادراری اولیه با افزایش خطر ابتلابه برخی اختلالات روانی همراه است. این نتایج ضرورت ارزیابی جامع روانشناختی و مداخلات روانپزشکی را در کودکان مبتلابه شبادراری برجسته میکند.
هدایت حیدریزاده، حسین صیدخانی، زهرا محبینژاد، علی حیدریزاده،
دوره 83، شماره 5 - ( 5-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن شکم، که بهعنوان درد طولانی مدت یا متناوب شکمی تعریف میشودکه یک مشکل رایج کودکان است. عفونت هلیکوباکتر پیلوری در دوران کودکی اکتسابی است و یکی از علل مهم بیماری زخم پپتیک (PUD) و سرطان معده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی توزیع فراوانی هلیکوباکتر پیلوری در کودکان با درد شکم در بیمارستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی–مقطعی از فروردین 1402 تا اسفند 1402 انجام شد و جامعه آماری کودکان با درد مزمن شکم مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر ایلام میباشد، که جهت بررسی باکتری هلیکو باکتر آزمایش آنتیژن مدفوع دادهاند.
یافتهها: این مطالعه بر روی 140 کودک با درد مزمن شکم انجام شد. نوع تغذیه در همه کودکان رگولار گزارش شد و اکثریت آنها حاصل زایمان به روش سزارین بودند (9/67%). شیوع 7/40% مثبت بودن (Helicobacter pylori, HP) را در کودکان (57 کودک از 140 کودک) با درد مزمن شکم نشان داد. اکثریت کودکان در گروه سنی چهار تا هشت سال دارای هلیکوباکتر پیلوری مثبت بودند20 نفر(7/35%) و در کودکان بزرگتر از 12 سال هلیکوباکترپیلوری دارای کمترین فراوانی بود.
نتیجهگیری: نتایج کلی مطالعه حاضر نشان میدهد هلیکوباکترپیلوری عامل مهمی برای دردهای مزمن شکم در کودکان است.
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 10% از زنان باردار در جهان حداقل یک نوع ماده مخدر یا محرک را در دوران بارداری مصرف میکنند. سوءمصرف مواد در دوران بارداری یکی از معضلات مهم سلامت عمومی است که میتواند پیامدهای جدی برای مادر و جنین به همراه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز سوءمصرف مواد و شایعترین مواد مصرفی از جمله تریاک، هروئین، شیشه، کریستال، متادون، آمفتامین و متآمفتامین در مادران باردار ایرانی از سال 2000 تا 2024 با استفاده از مرور سیستماتیک و متاآنالیز است.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، SID و Iranmedex برای مقالات منتشر شده بین سالهای 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که به بررسی شیوع سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی پرداخته بودند، وارد متاآنالیز شدند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع 127 مقاله شناسایی شده، 22 مطالعه با معیارهای ورود مطابقت داشتند. میزان کلی بروز سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی 3/3% (5/4-4/2 :95%CI) برآورد شد. شایعترین مواد مصرفی بهترتیب شامل تریاک (7/1%)، سیگار (3/1%)، متادون (5/0%)، هروئین (3/0%)، شیشه/کریستال (2/0%)، آمفتامین و متآمفتامین (1/0%)، حشیش (4/0%) و الکل (2/0%) بودند. روند بروز سوءمصرف مواد در دو دهه اخیر افزایشی بوده است.
نتیجهگیری: باتوجه به شیوع قابلتوجه سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی و پیامدهای جدی آن، لازم است برنامههای پیشگیرانه، غربالگری و درمانی هدفمند برای این گروه جمعیتی طراحی و اجرا شود. همچنین، کاهش انگ اجتماعی و افزایش دسترسی به خدمات درمان اعتیاد برای زنان باردار باید در اولویت سیاستگذاران سلامت قرار گیرد.
حشمت شاهی، فاطمه کیایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
هلیکوباکترپیلوری یکی از شایعترین عفونتهای باکتریایی مزمن در سراسر جهان است که ابتلا به آن غالباً در دوران کودکی رخ میدهد. درحالیکه نقش این باکتری در پاتولوژی بیماریهای معده و دوازدهه در بزرگسالان به خوبی شناخته شده است، تأثیر آن بر جمعیت کودکان مجموعهای منحصربهفرد از چالشهای بالینی و پاتوفیزیولوژیک را مطرح میسازد. این مقاله مروری جامع، به بررسی ارتباط پیچیده و دوسویه میان آلودگی به باکتری هلیکوباکترپیلوری و متابولیسم آهن میزبان در جمعیت کودکان و اطفال میپردازد. از فرمت MESH کلمات کلیدی "هلیکوباکترپیلوری" و "آهن" و "فریتین" در پایگاه داده PubMed جهت جستجوی مطالعات انگلیسی زبان، برای این مطالعه مروری استفاده شد. مقالات اصیلی که در این بررسی مورد ارجاع قرار گرفتند در بازه زمانی سالهای 1358 تا 1403 چاپ شده بودند. مقالاتی که در قالب مروری، گزارش موردی و یا نامه به سردبیر بودند حذف شدند. محور اصلی این بحث، نقش حیاتی آهن به عنوان یک ریزمغذی و فاکتور ضروری برای میزبان و پاتوژن است.
یافتهها حاکی از یک رابطه چندوجهی است: سویههای ویرولانت هلیکوباکترپیلوری ارتباط معکوس و معناداری با ذخایر واقعی آهن بدن دارند و به آنمی فقر آهن (IDA) منجر میشوند. با این حال، وضعیت التهابی مزمن میتواند بهطور متناقضی سطح فریتین را افزایش داده و کمبود آهن زمینهای را در عین بالا بودن فریتین، پنهان سازد. این تعامل پیچیده میان ویرولانس باکتری، التهاب میزبان و اختلال در تنظیم آهن، یک عامل تعیینکننده کلیدی در شدت و مزمن شدن بیماری ناشی از هلیکوباکترپیلوری در کودکان است.
محمد صادق صنیع جهرمی، رضا اشرفزاده، احمد رستگاریان، نوید کلانی، محمد حسن دمشناس،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب بین بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی برای سزارین، علاوهبر ملاحظات ایمنی مادر و نوزاد، میتواند بر پیامدهای مهمی مانند حجم خونریزی حین عمل تأثیر بگذارد. بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه میزان خونریزی در عمل سزارین به روش بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی آیندهنگر در بازه زمانی آذر 1400 تا خرداد 1401 بر روی 70 نفر از بیماران کاندید عمل جراحی سزارین مراجعهکننده به بیمارستان مطهری شهرستان جهرم انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی قرار گرفتند. گازهای مورد استفاده پیش از عمل وزن شدند و پس از عمل نیز گازهای خونی توزین میشدند. تفاضل وزن گازهای خونی و خشک به عنوان حجم خونریزی ثبت گردید. سپس این حجم با حجم خون موجود در محفظه ساکشن جمع شد و حجم خونریزی نهایی برآورد گردید.
یافتهها: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی بهطور معناداری از روش بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P=). میزان تخمین چشمی خونریزی نیز در بیحسی اسپاینال بهطرز معناداری از بیهوشی عمومی کمتر بود (001/0P<). تعداد ضربان قلب، فشار سیستولی و دیاستولی قبل از عمل و حین عمل و نیز نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در بین دو گروه بیهوشی عمومی و نخاعی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: میزان خونریزی در عمل سزارین بهروش بیحسی نخاعی کمتر از بیهوشی عمومی میباشد. پیشنهاد میگردد در مطالعات آینده مقایسهای بین سه گروه بیهوشی جنرال، اسپاینال و اپیدورال نیز انجام شود و میزان خونریزی در هرکدام بررسی گردد و بهترین روش بیهوشی جهت عمل سزارین انتخاب گردد.
کوثر حاجتی، بهناز دیهیم،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز یکی از مهمترین بیماریهای انگلی است که مستعد ابتلا به عفونتهای ثانویه باکتریایی بوده و ماحصل آن، تشدید التهاب، تأخیر در ترمیم بافت و افزایش مقاومت دارویی است. باتوجه به اهمیت این پدیده، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل باکتریایی و تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها در ضایعات بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی طراحی شده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از اردیبهشت 1401 تا دی 1401 در دزفول با 173 بیمار مشکوک به لیشمانیوز جلدی انجام شد. علاوهبر نمونهبرداری از ضایعات جلدی برای تشخیص لیشمانیوز، ترشحات زخم با استفاده از سواب استریل جمعآوری و روی محیطهای آگار خوندار و آگار مککانکی کشت داده شد. باکتریها با رنگآمیزی گرم و آزمایشهای بیوشیمیایی شناسایی شدند. الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی با استفاده از روش دیسک دیفیوژن و طبق دستورالعملهای 2024 CLSI تعیین شد.
یافتهها: لیشمانیوز جلدی در 3/65% موارد شناسایی شد که در 46 مورد (6/26%) دچار عفونت ثانویه باکتریایی بودند. استافیلوکوکوس اورئوس (4/67%) و کلبسیلا پنومونیه (13%) شایعترین ایزولهها بودند. فراوانی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین 9/41% بود و 2 ایزوله اشریشیاکلی بتالاکتامازهای وسیعالطیف مثبت بودند. تمام ایزولهها نسبت به ونکومایسین، تیکوپلانین و کلیستین حساس بودند. زخمهای ناحیه پا و کمر بیشتر درگیر عفونت باکتریایی شده بودند (05/0>P).
نتیجهگیری: شرایط محیطی نامناسب و کمبود امکانات درمانی نقش مهمی در بروز و تشدید ضایعات لیشمانیایی عفونی ایفا میکند. رویکرد درمانی تلفیقی و آموزش کادر درمان میتواند روند کنترل بیماری و ترمیم زخمها را بهبود بخشد.
فاطمه افتخاریان، آرنوش قدسیان، رضا صحرایی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درماتومیوزیت یک بیماری التهابی نادر عضلانی با تظاهرات سیستمیک است که ضعف عضلانی، اختلال بلع و درگیری ریوی و قلبی از مشکلات شایع آن میباشد.
معرفیبیمار: بیمار مرد 53 ساله با سابقه درماتومیوزیت، ضعف عضلانی و دیسفاژی شدید بود که بهدلیل عدم توانایی بلع، PEG تعبیه شده و تحت درمان با کورتیکواستروئید و ایمونوگلوبولین وریدی قرار داشت. وی با درد شکم حاد و تشخیص سنگ کیسه صفرا به جراح ارجاع شد. در اتاق عمل، پس از ارزیابی کامل قلب، ریه و قدرت عضلانی، بیهوشی عمومی با استفاده از داروهای مناسب و مراقبتهای ویژه از جمله مانور سلیک و دوز استرس هیدروکورتیزون انجام شد. عمل بدون عارضه انجام و بیمار پس از پایش دقیق به ریکاوری منتقل و ترخیص گردید.
نتیجهگیری: بیهوشی عمومی در بیماران مبتلا به درماتومیوزیت نیازمند ارزیابی دقیق پیش از عمل، پایش مداوم عضلانی و همودینامیک، انتخاب دوز مناسب داروهای شلکننده عضلانی و استفاده از استرس دوز استروئید میباشد. علاوهبراین، توجه به عوارض خاص مانند Buried bumper syndrome پس از PEG و مدیریت مناسب راه هوایی و پیشگیری از آسپیراسیون اهمیت ویژه دارد.
اردشیر ابراهیمینژاد شاهرودی، عباس اخوان سپهی، آنا میفور، عباس یادگار، صدیقه مهرابیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
بیماری التهابی روده اختلال مزمن و عودکننده دستگاه گوارش است که با التهاب پایدار مخاط روده، اختلال در عملکرد سد اپیتلیال و ناهماهنگی سیستم ایمنی مشخص میشود. عوامل ژنتیکی، محیطی، میکروبیوم روده و پاسخهای ایمنی میزبان در ایجاد این بیماری نقش دارند. اختلال در سیگنالدهی سایتوکاینها موجب افزایش سایتوکاینهای پیشالتهابی مانند TNF-α، IL-1β، IL-6، IL-12 و IFN-γ شده و باعث آسیب بافتی، اختلال سد اپیتلیال و علائم بالینی شامل اسهال، خونریزی و کاهش وزن میشود. در مقابل، سایتوکاینهای ضدالتهابی از جمله IL-10، IL-35 و IL-37 پاسخهای التهابی را تعدیل کرده و هموستازی روده را حفظ میکنند. پروبیوتیکها، به ویژه گونههای لاکتوباسیلوس، درمانهای مکمل امیدوارکنندهای برای بیماری التهابی روده محسوب میشوند و میتوانند تعادل میکروبی روده، پاسخ ایمنی و عملکرد سد اپیتلیال را بهبود دهند. لاکتوباسیلوس برویس اثرات قابل توجهی در کاهش التهاب و تنظیم ایمنی نشان داده است. سویههای مختلف آن، از جمله AL0035، SBC8803، Bmb6، HY7401 وKU15152، با کاهش سایتوکاینهای پیشالتهابی، افزایش پروتئینهای اتصالات محکم مانند ZO-1، تنظیم پاسخهای Th1/Th2/Th17 و مهار مسیرهای NF-κB و MAPK، التهاب روده را کنترل میکنند. متابولیتهای آن، از جمله پلیفسفاتهای زنجیره بلند، فیبروز و آسیب اکسیداتیو اپیتلیوم را کاهش میدهند و حتی سویههای کشتهشده با حرارت اثرات محافظتی حفظ میکنند. مطالعات پیشبالینی نشان دادهاند که مصرف لاکتوباسیلوس برویس شاخص فعالیت بیماری و نفوذ سلولهای ایمنی را کاهش میدهد و ساختار اپیتلیال را حفظ میکند. شواهد بالینی محدود نیز حاکی از بهبود تنوع میکروبی، افزایش باکتریهای مفید و تعدیل سایتوکاینها است. در این مطالعه مروری برای نخستین بار اثرات مفید لاکتوباسیلوس برویس در بیماری التهابی روده برجسته شده و چشماندازهای بالینی و درمانی آن را بررسی شده است.
حسین ماجدی، ابراهیم اسپهبدی، سیده فاطمه حسینی نژاد، مهشید وزیری، فاطمه جواهرفروشزاده، محبوبه رشیدی، روزبه امیری مطلق،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از عمل یکی از چالشهای مهم در بهبود بیماران پس از جراحیهای شکمی از جمله کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک محسوب میشود. کنترل ناکافی درد میتواند موجب افزایش مصرف مخدرها، تاخیر در ترخیص و کاهش رضایت بیمار شود. از این رو، استفاده از داروهای کمکی بیهوشی با اثرات ضد درد موثر و عوارض کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثر کتامین و دکسمدتومیدین حین عمل بر شدت درد پس از جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بود که روی ۲۵۲ بیمار کاندید جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک از فروردین 1402 تا شهریور 1403 در بیمارستان گلستان اهواز انجام شد. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه کتامین، دکسمدتومیدین و کنترل تقسیم شدند. گروه کتامین انفوزیون mg/kg/h 5/0، گروه دکسمدتومیدین انفوزیون μg/kg/min 6/0 و گروه کنترل نرمال سالین دریافت کردند. شدت درد با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS score) در ساعات یک، شش، 12 و 24 پس از عمل اندازهگیری شد. همچنین پارامترهای همودینامیک بیماران در طول مطالعه ثبت گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات VAS در گروه کتامین در تمامی زمانهای ارزیابی به طور معناداری کمتر از گروه دکسمدتومیدین و گروه کنترل بود (001/0P<). هر دو دارو نسبت به گروه کنترل موجب کاهش قابل توجه درد پس از عمل شدند، اما اثر ضد دردی کتامین بارزتر بود. تفاوت معناداری در پارامترهای همودینامیک بین سه گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: کتامین در مقایسه با دکسمدتومیدین اثربخشی بیشتری در کاهش درد پس از عمل کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک دارد و میتواند بهعنوان گزینههای موثر و ایمن در مدیریت درد پس از عمل مورد استفاده قرار گیرد.
الهام شفیقی شهری، اکرم احساساتوطن، سارا ریگی نژاد،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فنیلکتونوری یک اختلال متابولیک ژنتیکی است که در صورت درماننشدن، منجر به آسیبهای شناختی، رفتاری و عصبی غیرقابل برگشت میشود. این مطالعه با هدف مقایسه فراوانی و الگوی علائم بالینی در دو استان سیستان و بلوچستان و اذربایجان غربی میپردازیم.
روش بررسی: این مطالعه توصیفیتحلیلی از نوع مقطعی بر روی ۶۰ بیمار مبتلا به PKU که طی 10 سال گذشته به بیمارستان امام علی (زاهدان) و بیمارستان ارومیه مراجعه کرده بودند انجام شد. دادهها از پروندههای پزشکی و مصاحبههای ساختارمند گردآوری شد و تحت آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سن بیماران برابر با 67/5 ± 98/6 سال بود. میانگین قد، وزن و دور سر بهترتیب 28/30 ± 08/113 سانتیمتر، 22/13 ± 13/25 کیلوگرم و 83/1 ± 36/46 سانتیمتر به دست آمد. سطح فنیلآلانین سرمی در زمان تشخیص نیز بهطور میانگین 58/13 ± 65/14 میلیگرم بر دسیلیتر گزارش شد. از میان ۶۰ بیمار، ۳۱ نفر (7/51%) مرد و ۲۹ نفر (3/48%) زن بودند. تفاوت میان دو جنس در بروز علائم بالینی از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>) اختلالات روانپزشکی در ۲۰ نفر (3/33%) از بیماران گزارش شد. شیوع این اختلالات با افزایش سن بهطور معناداری بیشتر بود (041/0P=).
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهندهی وجود تفاوتهای منطقهای قابلتوجه در تظاهرات بالینی فنیلکتونوری است، بهطوریکه بیماران استان سیستان و بلوچستان میزان بیشتری از علائم روانی و عصبی را نسبت به بیماران آذربایجانغربی تجربه کردند. شدت علائم با افزایش سن و مدتزمان ابتلا افزایش یافت و بر اهمیت تشخیص زودهنگام و پیگیری درمانی مستمر تاکید دارد.
مژگان صامت زاده، سحر نیکوزاد شهرکی، محمد قاسم حنفی،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کبد چرب غیرالکلی از شایعترین بیماریهای مزمن کبدی است و ارتباط نزدیکی با چاقی و سندرم متابولیک دارد. سی تی آنژیوگرافی کرونر ابزار استاندارد برای شناسایی پلاکهای کرونری پرخطر به شمار میرود. دادههای مبتنی بر تصویربرداری در جمعیت ایرانی محدود است. هدف این مطالعه، بررسی شیوع کبد چرب غیرالکلی و عوامل مرتبط با آن در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر در سی تی آنژیوگرافی کرونر بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، ۲۰۰ بیمار که از فروردین ۱۴۰۴ تا تیر ۱۴۰۴ در بخش اورژانس یا درمانگاه قلب بیمارستان گلستان اهواز به منظور ارزیابی پلاک کرونری تحت سی تی آنژیوگرافی عروق کرونر قرار گرفته و دارای پلاک پرخطر بودند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: شیوع کلی کبد چرب غیرالکلی در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر برابر با ۵۰ درصد بود. سن و جنس بین بیماران مبتلا و غیرمبتلا تفاوت معناداری نداشت. بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی میانگین وزن بالاتری داشتند و فراوانی آنان در ردههای بالاتر شاخص توده بدنی بیشتر بود. سهم بیماران با چاقی درجه یک و دو در گروه مبتلا بیش از گروه فاقد کبد چرب غیرالکلی بود، در حالی که نسبت افراد با شاخص توده بدنی طبیعی در گروه بدون کبد چرب غیرالکلی بیشتر بود. اختلاف وزن و توزیع ردههای شاخص توده بدنی بین دو گروه از نظر آماری معنادار بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که افزایش شاخص توده بدنی با افزایش احتمال ابتلا به کبد چرب غیرالکلی همراه است.
نتیجهگیری: در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر، کبد چرب غیرالکلی با شیوع قابل توجهی مشاهده شد، بدون آنکه سن و جنس تعیینکننده اصلی باشند. وزن بالاتر و ردههای بالاتر شاخص توده بدنی به عنوان عوامل مرتبط مهم با کبد چرب غیرالکلی شناسایی شدند. این نتایج بر ضرورت توجه جدی به کنترل وزن و چاقی در برنامههای پیشگیری و مدیریت بیماران پرخطر کرونری تاکید میکند.
ایوب توکلیان، شاپور بدیعی، مهدی محمدی، الهه پوراحمدی، سمانه صبوری، نوید کلانی، مهدی فروغیان،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه تطبیقی با هدف بررسی نیاز به مراکز هاسپیس برای بیماران مبتلابه بیماریهای حاد پیشرفته با امید به زندگی کمتر از شش ماه در ایران و بررسی تجربیات سایر کشورها انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مرور نظامند با جستجو در پایگاههای، اسکوپوس، پابمد و الزویر و موتور جستجوگر گوگل اسکالر در بازه زمانی دی ماه 1388 تا دی ماه 1401 و با کلیدواژههای مرتبط انجام و ۲۱ مقاله براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. پس از انتخاب مقالات موضوعات هزینهها، منبع تامین مخارج، کاندیدهای دریافت خدمات، دیدگاه خانوادهها، کیفیت مراقبتهای نزدیک مرگ، کیفیت زندگی، کیفیت مرگ، خدمات ارائه شده، مداخلات درمانی انجام شده، محل مرگ، طول مدت اقامت از هر مقاله استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد استفاده از هاسپیس در اکثر موارد (شش مقاله از هفت مقاله بررسی کننده هزینه) منجر به کاهش هزینهها شد. منابع تامین مخارج عمدتا کمکهای خیریه و بودجه ملی بودند. تمام مقالات بهبود کیفیت مراقبت، کیفیت پایان زندگی و کیفیت مرگ را با استفاده از هاسپیس تایید کردند. خدمات ارائه شده شامل مدیریت علائم، تسکین درد، حمایت روانی-اجتماعی و مراقبت اقامتی موقت بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد مراکز هاسپیس میتوانند با کاهش هزینههای درمانی، کاهش مداخلات تهاجمی و ارائه مراقبتهای جامع جسمی و معنوی، کیفیت مراقبت، زندگی و مرگ بیماران واجد شرایط را بهبود بخشیده و رضایت خانوادهها را افزایش دهند.
سارا معماریان، نرگس مستجابی، بهداد قریب، پرستو رستمی، محمد تقی مجنون، فرزانه عباسی، ریحانه محسنی پور،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت ملیتوس نوع یک با افزایش شیوع روز افزون درجمعیت کودکان تاثیر قابل توجهی بر سلامت روان و کیفیت و سبک زندگی بیماران دارد. شروع بیماری در کودکی و همراهی آن با کودک در سنین مدرسه و نوجوانی و در سیر رشدی و تکاملی، اثرات متعدد روی روند رشد و تجربیات ذهنی بیماران میگذارد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی برروی 183 بیمار مبتلا به دیابت نوع یک در بیمارستان مرکز طبی کودکان از فروردین تا اسفند 1401در سنین 9 تا 18 سال انجام شده است. طول مدت بیماری در جمعیت از یک سال تا 15 سال بوده است. 44% جمعیت دختر و 56% پسر بودهاند. 77% افراد سن زیر 13 سال داشتهاند و مابقی بالای 13 سال سن داشتهاند. اطلاعات توسط والدین در پرسشنامه الکترونیکی آخنباخ (112 سوال ) تکمیل شد. پس از آن براساس استاندارد تعریف شده برای پرسشنامه، نمرات در دستههای بالینی، مرزی و نرمال طبقهبندی شدهاند.
یافتهها: در بین دو جنس مختلف اختلاف معناداری از جهت ابتلا به اختلالات مختلف رویت نشده است. اما تفاوت معناداری در ابتلا به مشکلات بیرونی سازی شده در سنین مختلف و طول مدت بیماری متفاوت گزارش شده است. همچنین میانگین نمرات در اختلالات بیرونی سازی شده، اختلالات اضرابی/افسردگی، رفتار قانون شکنی، مشکلات درونی سازی شده و مشکلات کلی با سنین مختلف ارتباط معنادار داشته است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد با افزایش سن بیماران و گذشت بیشتر از پنج سال از شروع ابتلا به دیابت، خطر ابتلا به اختلالات روانپزشکی بیشتر میشود و در نتیجه توصیه به غربالگری روانپزشکی به صورت روتین در این کودکان میشود.
سمیه عباسپور، حسن کریمی، مریم فرزانه، زهرا کریمی، شیرین عزیزیدوست،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدت زمان بستری بیماران بهعنوان شاخصی مهم در مدیریت وضعیت بیمار محسوب میشود. این مطالعه فراوانی و علل بستری مجدد در بیماران قلبی-عروقی را مورد بررسی قرار داد.
روش بررسی: این مطالعهای مقطعی گذشتهنگر بر 105 بیمار قلبی عروقی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) اهواز بود که از فروردین تا شهریور 1403 در بازه ۳۰ روز پس از ترخیص، به دلیل عود علائم مجددا در بیمارستان بستری شده بودند. اطلاعات دموگرافیک و بالینی بیماران از پروندههای الکترونیک استخراج گردید.
یافتهها: 43 نفر (41%) در سه ماهه اول و 62 نفر (59%) در سه ماهه دوم بستری شدند. ارتباط معناداری میان سن و جنسیت مرد با بستری مجدد مشاهده شد (05/0P<). 72 بیمار با تشخیص سندروم حاد کرونر (6/68%) و 33 بیمار با تشخیص نارسایی قلبی (4/31%) بستری مجدد شدند. میانگین بستری بیماران در سه ماهه اول 15/1 ± 6/1روز و در سه ماهه دوم سال 7/2 ± 9/2 روز بود که ارتباط معناداری با بستری مجدد داشت (003/0P=). با وجود عدم ارتباط بین مصرف منظم دارو و ویزیت منظم پزشک با بستری مجدد بیماران، ارتباط معناداری میان پایبندی به رژیم غذایی در بیماران با بستری مجدد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بستری مجدد بیماران قلبی-عروقی از الگوی فصلی پیروی میکند و با عواملی مانند سن، جنس، مدت بستری و پایبندی به رژیم غذایی مرتبط است. اقدامات معمول مدیریت بیماری برای خنثی کردن این اثرات کافی نیست و اجرای برنامههای آموزشی در آستانه دورههای پرخطر ضروری است.