51 نتیجه برای اعظم
سارا میرزاییان، سیده اعظم پورحسینی، مونا جعفری،
دوره 78، شماره 7 - ( مهر 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: احتباس جفتی یکی از علل خونریزیهای پس از زایمان است که عوامل خطرآن سابقه خروج دستی جفت، کورتاژهای خشن و تکراری، اختلالات آناتومیک رحمی، جفت پرویا و آکرتا و سابقه سزارین است. در این مقاله به معرفی بیمار مبتلا به احتباس جفت و سپتوم رحمی پرداخته شد.
معرفی بیمار: خانم 36 ساله مولتی پار 11 با سابقه چهار زایمان طبیعی در 29 هفتگی زایمان کرد. بهعلت عدم خروج جفت منتقل اتاق عمل گردید. بهدلیل عدم موفقیت خروج دستی جفت، سونوگرافی انجام شد که ناحیه هتروژن 80 میلیمتری در ناحیه فوندال با گسترش به کورن چپ بدون شواهد آکرتا وجود داشت. در هیستروتومی جفت پشت سپتوم ضخیم رحمی بود که خارج شد. پس از پنج روز بهعلت ادامه درد شکم لاپاراتومی انجام و بهعلت نکروز انسزیون رحمی و پریتونیت، هیسترکتومی شد.
نتیجهگیری: درمان احتباس جفت شامل خروج دستی جفت و یا روشهای جراحی است، اما با عوارضی مانند خونریزی، عفونتهای نفاسی و بستری طولانی در بیمارستان همراه است.
نسیبه روزبه، اعظم امیریان، فاطمه عبدی،
دوره 78، شماره 9 - ( آذر 1399 )
چکیده
سردبیر محترم
کروناویروس یک ویروس نوپدید است که بهتازگی بر زندگی بسیاری از مردم دنیا تاثیر منفی گذاشته و نگرانیهای زیادی بهوجود آورده است1. یکی از نگرانیهایی که در خصوص این ویروس وجود دارد تاثیر آن بر باروری است، در این مقاله به بررسی تاثیر این ویروس بر سیستم باروری مردان میپردازیم. در برخی مطالعات گزارش شده است که تب بیشتر/ مساویC ˚ 39 برای بیش از سه روز میتواند منجر به اختلال در کیفیت اسپرم و حتی آزواسپرمیشود. در بین سلولهای اسپرماتوژنیک، اسپرماتوسیتها و بهویژه اسپرماتیدها به دما حساس هستند. بهدلیل ماهیت چرخه اسپرماتوژنیک، اختلال در کیفیت اسپرم ممکن است بعد از یک دوره نهفته و در عرض چند هفته آشکار شود.2 با توجه به اینکه یکی از علایم اصلی COVID-19 تب بالا است، منطقی است که فرض کنیم مردان آلوده به کرونا ویروس کاهش باروری را تجربه خواهند کرد.
در حال حاضر، اعتقاد بر این است که کرونا ویروس جدید مشابه ویروس آنفولانزای فصلی بر باروری مردان تأثیر دارد. در چندین مطالعه موردی مردان باروری که تب شدید را تجربه کردند، به مدت 45 روز اسپرم غیرطبیعی داشتند. در مورد دیگر، تعداد اسپرم، تحرک و سلامت ژنتیکی آن برای بیش از دو ماه پس از رفع تب بیمار کاهش یافت.3 از طرف دیگر ثابت شده است که بسیاری از ویروسها روی باروری مردان تأثیر میگذارند، مانند مواردی که باعث هپاتیت B و اوریون میشوند. از آنجایی که SARS و کرونا ویروس از نظر ژنتیکی شبیه به هم هستند و SARS این تأثیر را داشته، در خصوص کرونا هم ممکن است نتایج مشابه وجود داشته باشد. در بیانیه اخیر، محققان نگرانیهایی را در مورد پتانسیل کرونا ویروس در ایجاد ارکیت و آسیب به بیضهها و تأثیر بر باروری مردان بیان کردهاند.
نظریه سوم مطرح شده این است که کرونا ویروس میتواند از طریق ترکیب پروتیین S و آنزیم تبدیلکننده آنژیوتانسین- 2 (ACE2) به سلولها حمله کند و باعث آسیب بافتی شود. ریهها و بسیاری از اندامهای دیگر بدن انسان مانند بیضهها، روده کوچک، کلیهها، قلب و تیرویید تحت تأثیر ACE2 قرار دارند. عملکرد تولید مثل مردان ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد، زیرا مقدار زیاد ACE2 در بیضهها نشان میدهد که بهطور عمده در بیضه متمرکز است. اگرچه هیچ تحقیقی تأیید قطعی نکرده است که کرونا ویروس به بیضهها آسیب میرساند و بر باروری مردان تأثیر میگذارد، اما بسیار شبیه ویروس SARS است و این عفونتها به گیرنده سلولی مشابه یعنی ACE2 حمله میکنند. عفونت ویروس SARS میتواند باعث آسیب ایمنی شدید به بیضه و ایجاد ارکیت و اختلال در عملکرد برخی سلولهای مرتبط با تولید مثل شود.4 عفونت COVID-19 ممکن است باعث آسیب به بیضه شود و بر تولید اسپرم و آندروژن تأثیر بگذارد. مطالعات حاکی از آن است که در مردان سنین تولید مثل آلوده به عفونت SARS-CoV-2، هورمون لوتیینی کننده سرم (LH) بهطور قابل توجهی افزایش داشت، اما نسبت تستوسترون (Testosterone) به LH و نسبت هورمون محرک فولیکولی (FSH) به LH کاهش داشت. سطح پروتیین واکنشی C (C-Reactive Protein, CRP) بهطور قابلتوجهی با نسبت T: LH سرم بیماران مبتلا به COVID-19 مرتبط بود.5
با توجه به همه تاثیرات عفونت COVID-19 بر باروری یا سلامت اسپرم، بهتر است اسپرم و هورمونهای مردان آلوده به این ویروس را ارزیابی کرد و نیاز است تحقیقات بزرگی در این خصوص انجام شود. بر اساس نتایج تحقیقات آینده شاید نیاز باشد مردان نابارور از نظر عفونت COVID-19 نیز بررسی شوند تا کیفیت زندگی خود را حفظ کنند.
محمد رضا عربی، سیمین نجف قلیان، مرتضی غریبی، فاطمه رفیعی، مهران اعظمی، مجتبی احمدلو،
دوره 79، شماره 6 - ( شهریور 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم کمپارتمان حاد، عارضه ناتوانکننده تروما به اندام میباشد. تشخیص زودهنگام آن، ما را در درمان و پیشگیری از عوارض یاری خواهد کرد.
روش بررسی: در این طرح تحلیلی-مقطعی، کلیه بیماران تروما به اندام مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان ولیعصر و امیرالمومنین اراک در بازه زمانی مهر ۱۳۹۷ تا فروردین ۱۳۹۸، در صورتیکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، ارزیابی شدند. دادهها پس از معاینه، ثبت علایم حیاتی، تعیین فشار داخل کمپارتمان با تکنیک سوزنی و اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز، با SPSS software, version 21 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 70 بیمار شامل 65 نفر مرد (1/93%) و پنج نفر زن (9/6%) بررسی شدند. بین فشار داخل کمپارتمان و آنزیم کراتین فسفوکیناز ارتباط معناداری وجود دارد و هرچه فشار داخل کمپارتمان بیشتر شود سطح کراتین فسفوکیناز بیشتر میشود. همچنین، فشار داخل کمپارتمان با رنگ پریدگی، ادم، عدم نبض اندام و فشار دیاستولیک بیمار ارتباط معنادار دارد و با درد، بیحسی، ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک ارتباطی وجود ندارد. کراتین فسفو کیناز با ادم و عدم نبض اندام ارتباط معناداری دارد و با درد، رنگ پریدگی، بیحسی و ناتوانی در حرکت دادن اندام و فشار سیستولیک و دیاستولیک ارتباط معناداری ندارد.
نتیجهگیری: برای تشخیص سندرم کمپارتمان میتوانیم از اندازهگیری سطح خونی کراتین فسفوکیناز به جای فشار داخل کمپارتمان استفاده کنیم و از آسیب غیرقابل جبران اندام جلوگیری کنیم.
علی حسینینسب، فاطمه کرمی رباطی، فاطمه حسینینسب، اعظم دهقانی،
دوره 79، شماره 7 - ( مهر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مایکوپلاسما پنومونیه ازجمله عوامل مؤثر بر دستگاه تنفس فوقانی و تحتانی بهخصوص در کودکان است که آنتیبیوتیکهای موثر بر دیواره سلولی بر عفونتهای ناشی از آن موثر نیستند. هدف این مطالعه بررسی شیوع مایکوپلاسما پنومونیه و مقاومت به ماکرولیدها در کودکان مبتلا به پنومونی اکتسابی از جامعه در شهر کرمان بود.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر از تیرماه 97 تا تیرماه 98 در یک بیمارستان آموزشی منتخب در شهر کرمان انجام شد. 51 کودک بستری در بخش کودکان با تشخیص پنومونی باکتریال اکتسابی از جامعه به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها چک لیست استانداردی بود که توسط والدین تکمیل شد. از همه بیماران، نمونههای سواپ بینی و حلق گرفته و برای شناسایی مایکوپلاسما، از روش PCR استفاده شد.
یافتهها: بیشترین تعداد بیماران پسر بودند (2/59%). میانگین سنی بیماران 93/3±52/5 سال و میانگین وزن آنها 55/10±23/17 kg بود. درگیری ریه در بیش از نیمی از بیماران، یکطرفه و بیشترین نوع درگیری، لوبار بود (4/31%). بیش از نیمی از بیماران درگیری همراه نداشتند (9/52%). بیشترین نوع درگیری همراه، افزایش پریبرونکیال (4/29%) بود. بیشترین آنتیبیوتیک مورد استفاده، سفتریاکسون بود (5/76%). شیوع مایکوپلاسما پنومونیه در کودکان مبتلا به پنومونی 2% بود. این کودکان دارای ژن rRNA در موقعیت 2063 بودند که دارای مقاومت سطح بالا به ماکرولیدها است.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشاندهنده آمار بسیار پایین آلودگی با مایکوپلاسما پنومونیه در کودکان مبتلا به پنومونی بود، بنابراین میتوان نتیجه گرفت علاوه بر مایکوپلاسما پنومونیه، عوامل ویروسی و باکتریایی دیگری نیز در عفونتهای تنفسی نقش دارند که باید شناسایی شوند و مورد توجه قرار گیرند.
زهرا عسگری، اعظم برخوردارینسب، ریحانه حسینی، علیرضا هادیزاده، ونوس چگینی، سارا فرزادی،
دوره 79، شماره 11 - ( بهمن 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پرپ مکانیکال روده (MBP) پیش از جراحیهای لاپاراسکوپی ژنیکولوژی بهطور شایعی مورد استفاده قرار میگیرد اما هنوز هم نقش و تاثیر آن در این جراحیها بهطور کامل اثبات نشده است. در این مطالعه سعی در تعیین میزان بهبود دید فضای لگنی و هندلینگ رودهها و همچنین عوارض این فرایند شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت یک کارآزمایی بالینی یک سوکور بر روی ۱۲۰ بیمار که کاندید جراحی لاپاراسکوپی ژنیکولوژی خوشخیم بودند در فاصله زمانی تیر ماه 1399تا دی ماه 1399 انجام گرفت. بیماران بهطور تصادفی در دو گروه ۶۰ نفره مورد و شاهدی، با و بدون انما با نرمال سالین قرار گرفتند. میزان دید لگنی و هندلینگ رودهها از تیم جراحی و میزان علایم گوارشی بیماران توسط پرسشنامه، جمعآوری و ارزیابی شد.
یافتهها: هیچ اختلاف معناداری در میزان دید فیلد جراحی و هندلینگ رودهها در دو گروه مشاهده نشد.همچنین بیماران تنها در میزان اتساع شکم که در گروه مورد بیشتر بود تفاوتی در میزان علایم گوارشی نداشتند. هیچ اختلاف معناداری در زمان صرف شده برای جراحی، عوارض پس از عمل و میزان خونریزی حین عمل دیده نشد. طول مدت بستری بیمار در بیمارستان حدود پنج ساعت در گروه انما بیشتر بود.
نتیجهگیری: انما با نرمال سالین پیش از لاپاراسکوپی نهتنها تاثیری در بهبود دید لگنی و هندلینگ رودهها در طول جراحی ندارد و منجر به کاهش عوارض جراحی و علایم گوارشی بیمار پس از عمل نمیشود، بلکه منجر به افزایش طول بستری بیمار در بیمارستان و فشار کاری اضافه بر تیم پرستاری میگردد. بنابراین انما با 9% نرمال سالین (N/S) پیش از جراحیهای خوشخیم لاپاراسکوپی ژنیکولوژی توصیه نمیشود.
محمود پرهام، داود اولاد دمشقی، حسین ثقفی، اعظم سربندی فراهانی، سعید کریمی مطلوب، رسول کریمی مطلوب،
دوره 80، شماره 8 - ( آبان 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود ویتامین B12 بهدلیل تداخل با جذب آن، از شناختهشدهترین اختلالات ناشی از مصرف طولانی مدت متفورمین است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی از خرداد تا مهر 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم بر روی 60 بیمار دیابتی نوع دو با سابقه دیابت بهمدت یک تا دو سال و مصرف متفورمین به میزان g 1-2 انجام گرفت. بیماران به دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه مداخله متفورمین را بههمراه روزانه g 1 کربنات کلسیم و گروه کنترل فقط متفورمین دریافت کردند. در دو گروه سطح ویتامین B12 بیماران پیش از شروع مداخله و پس از سه ماه اندازهگیری شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر جنسیت اختلاف وجود داشت و بین میانگین سنی در دو گروه اختلاف معناداری مشاهده نشد. میانگین سطح ویتامین B12 پیش از دریافت کلسیم در گروه A (مداخله) کمتراز گروه B (کنترل) بود (036/0=P) و پس از دریافت کلسیم سطح ویتامین B12 در گروه مداخله افزایش یافت (002/0=P) و در گروه کنترل سطح ویتامین B12 کاهش یافت (030/0=P)، میزان نوروپاتی در پرسشنامه میشیگان، قسمت شرح حال در هر دو گروه مداخله و کنترل با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد، ولی قسمت معاینه در گروه مداخله با اختلاف معناداری کاهش پیدا کرد (006/0P=) و در گروه کنترل اختلاف معناداری در قسمت معاینه در نوروپاتی نداشت (2/0P=).
نتیجهگیری: مصرف خوراکی کلسیم بهصورت روزانه، باعث افزایش سطح ویتامین B12 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد و شاید کلسیم بتواند کاهش سطح سرمی ویتامین B12 ناشی از مصرف متفورمین در بیماران مبتلا به دیابت تیپ دو را تعدیل کند.
معصومه میرتیموری، سیده اعظم پورحسینی، ملیحه رخشانیفر، سیده حورا موسوی واحد، فدیه حقاللهی،
دوره 81، شماره 3 - ( خرداد 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت القای زایمان بستگیبه وضعیت سرویکس در زمان زایمان دارد. هدف این مطالعه تاثیر القای زایمان با سوند فولی داخل سرویکس همزمان با اکسیتوسین درمقایسه با سوند فولی و میزوپرستول بر آمادهسازی سرویکس و میزان زایمان در 24 ساعت اول پس از القا میباشد.
روش بررسی: در مطالعه بالینی تصادفیسازی شده، 74 نفر از زنان باردار با بارداری تکقلویی و سن بارداری بیشتر از 40 هفته، با بیشاپ اسکور کمتر از چهار و کیسهآب سالم مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین مشهد در سالهای 1398-1397 با داشتن معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند و بهطور تصادفی در دو گروه سوند فولی و اکسیتوسین (گروه 1) و یا سوند فولی و میزوپرستول (گروه 2) قرار گرفتند.
یافتهها: 74 خانم باردار بهطور تصادفی در دو گروه 37 نفری موردارزیابی قرار گرفتند. متغیرهای دموگرافیک در دو گروه اختلاف آماری معنادار ندارد. میزان زایمان در 24 ساعت اول اختلاف معنادار داشت و در گروه اکسیتوسین بیشتر بود (009/0=P). بیشاپ اسکور پس از 24 ساعت از القا در دو گروه اختلاف معنادار نداشت. رسیدن به فاز فعال در گروه اکسیتوسین بهطور معنادار کوتاهتر بود (01/0=P). زمان دفع سوند در دو گروه و میزان سزارین و بروز عوارض در دو گروه نیز یکسان بود.
نتیجهگیری: استفاده از اکسیتوسین بههمراه سوند فولی داخل سرویکس میتواند باعث تسریع آمادگی سرویکس و افزایش زایمان در 24 ساعت اول شود، اما عوارض زایمانی را تغییر نمیدهد.
محسن ابراهیمی، زهرا ولیپور مقدم، سید علی آقاپور، اعظم رشیدباغان،
دوره 81، شماره 7 - ( مهر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یک بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است. تستهای گوناگون و پرسشنامههای مختلفی برای پایش شدت بیماری آسم طراحی شده است. این مطالعه با هدف مقایسه بین دو پرسشنامه کنترل آسم به نامهای ACQ و ACT-CHILD در کودکان مبتلا به آسم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی-توصیفی روی 92 کودک مبتلا به آسم مراجعهکننده به مرکز آموزشیدرمانی طالقانی گرگان در سال 1402-1401 انجام شد. میزان کنترل آسم بیماران به دو روش آزمون ACT-CHILD و پرسشنامه ACQ سنجیده و مقایسه شد.
یافتهها: 84 کودک 11-4 سال و هشت کودک 16-12 سال به مطالعه وارد شدند. براساس پرسشنامه ACT-CHILD در (2/40%)37 نفر کودکان آسم کنترلشده، (46/44%)44 نفر آسم نسبتا کنترلشده و (20/15%)14 نفر آسم کنترلنشده بود. براساس پرسشنامه ACQ آسم کنترلشده در (5/18%)17 نفر، آسم نسبتا کنترلشده در (8/35%)33 نفر و آسم کنترلنشده در (7/45%)42 نفر از کودکان مشاهده شد. نتایج کنترل آسم براساس دو پرسشنامه اختلاف معناداری با یکدیگر داشتند (001/0P<). توافق میان دو روش ACT-CHILD و ACQ در ارزیابی آسم کودکان در سطح ضعیفی بود (014/0P=، 157/0=κ). با اینحال بین امتیازات دو پرسشنامه ACT-CHILD و ACQ همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد (001/0P<، 588/0r=) که پس از تفکیک برمبنای رده سنی این همبستگی تنها در کودکان 11-4 سال تایید شد (001/0>P، 627/0r=).
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان دادند که توافق ضعیفی میان یافتههای دو ابزار ACT-CHILD و ACQ در ارزیابی کنترل آسم وجود دارد. مطالعات بیشتر توصیه میشود.
جمشید انصاری، میلاد پزشکی، اعظم احمدی، علی چهرهیی،
دوره 81، شماره 9 - ( آذر 1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان ریه در ایران سومین نوع سرطان شایع بوده و فرکانس آن بهسرعت در حال افزایش است. EXO1 یک ژن تعمیری بوده که نقش مهمی در ترمیم ناجور جفتشدگی DNA ایفا مینماید. پلیمورفیسم K589E در ژن EXO1 میتواند با بروز سرطان ریه مرتبط باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 با خطر بروز سرطان ریه بهعنوان بیومارکر بالینی در جمعیت ایرانی است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی در فاصله زمانی بهمن 1398 تا خرداد 1401 در جمعیت مبتلا به سرطان ریه و افراد سالم در بیمارستان خوانساری شهر اراک انجام شد. در مجموع 100 بیمار مبتلا به سرطان ریه و 100 فرد سالم با استفاده از تکنیک PCR-RFLP موردبررسی قرار گرفتند.
یافتهها: آنالیز آماری ژنوتیپها و آللهای پلیمورفیسم K589E ژن EXO1 در دو گروه بیمار و سالم نشان داد که ژنوتیپ AA (200/17-690/1، 95%CI=، 391/5OR=، 004/0P=) و آلل A (300/6-291/1، 95%CI=، 851/2OR=، 010/0P=) این پلیمورفیسم ارتباط معناداری با خطر ابتلا به سرطان ریه دارد. در مقابل، ژنوتیپ GG و آلل G این پلیمورفیسم یک نقش محافظتی در برابر خطر ابتلا به سرطان ریه از خود نشان دادند.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج حاصل، چند شکلیK589E ژن EXO1 میتواند بهعنوان یک نشانگر زیستی در مطالعات پیشگویی بالینی در ارتباط با خطر ابتلا به سرطان ریه مورداستفاده قرار گیرد، هرچند مطالعات بیشتری با اندازه جمعیت بالا موردنیاز است.
جمالالدین بگجانی، بهاره یغمایی، اعظم محمودی، محمد مهدی رجبی،
دوره 82، شماره 1 - ( فروردین 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: طولانی شدن مدتزمان بستری در بخش مراقبتهای ویژه سبب بدتر شدن پیشآگهی بیماران میشود و بار اقتصادی قابلتوجهی به دنبال دارد. در مطالعات پیشین موثربودن اجرای تحرک زودهنگام بر کاهش مدت بستری بیماران بزرگسال در بخش مراقبتهای ویژه گزارش شد، اما درباره اثرات آن در کودکان یافتههای متناقضی گزارش شده است، لذا این پژوهش به بررسی تاثیر تحرک زودهنگام بر طول مدت بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی بر روی 60 کودک بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان از فروردین 1399 تا تیر 1400 انجام شد. برای گروه کنترل فیزیوتراپی روتین از روز دوم اینتوباسیون اجرا شد. برای گروه مداخله از یک پروتکل تحرک زودهنگام شامل تمرینات فعال و غیرفعال استفاده شد. در گروه مداخله تمرینات غیرفعال از روز دوم اینتوباسیون آغاز شد. در هر شیفت، پرستاران سطح آرام سازی و وجود دلیریوم را در بیماران بررسی کردند. در صورت عمیق نبودن آرام سازی و نبود دلیریوم، تمرینات فعال شروع میشد. در غیر این صورت کودک در مرحله تمرینات غیرفعال میماند. مدت بستری براساس سوابق بیماران ثبت شد. تجزیهوتحلیل دادهها با SPSS software, version 23 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از نظر مدت زمان بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه، بین گروه کنترل (34/6±20/23 روز) و مداخله (18/6±60/22 روز) تفاوت معناداری وجود نداشت (77/0=P).
نتیجهگیری: اجرای تحرک زودهنگام سبب کاهش معنادار مدت بستری کودکان در بخش مراقبتهای ویژه نشد. به پژوهشگران توصیه میشود که به شناسایی و ارزیابی دستورالعملهای مبتنی بر شواهد برای اجرای تحرک زودهنگام در کودکان با تشخیصهای مختلف بپردازند.
اعظم ظفربخش، الهام فاطمینیا، آناهیتا بابک، سمیه خانجانی، مامک شریعت، فدیه حقاللهی،
دوره 82، شماره 2 - ( اردیبهشت 1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پارگی زودرس پردهها (PPROM) یکی از مهمترین علل مرگومیر پریناتال است که عوارض آن در دو دستهی مادری و جنینی میباشد. هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی عوامل خطر مادری، پیامدهای مادری و جنینی و بررسی نقش مراقبت در بروز پیامدها میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی گذشتهنگر میباشد که بر روی 317 زن باردار مبتلا به پارگی زودرس پردهها (PPROM) با سن حاملگی کمتر از 37 هفته از فروردین 1398 تا فروردین 1400 در بیمارستان شهید بهشتی شهر اصفهان انجام شد. کلیه اطلاعات لازم شامل متغیر دموگرافیک، عوامل خطر و پیامدهای مادری و نوزادی از پرونده بیماران جمعآوری و به دو گروه تحت مراقبت (34-24 هفته بارداری) و ختم بارداری (بیشتر از 34 و کمتر از 24 هفته) تقسیم شدند. برای تجزیهوتحلیل متغیرهای کیفی از Chi-square test و برای متغیرهای کمی از Student’s t-test استفاده شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان دادکه وجود سوابق سقط 2/20%، عفونت ادراری 2/20%، نارسایی سرویکس 18%، دیابت بارداری 6/13%، از بیشترین موارد عوامل خطر PPROM میباشد. از نظر پیامدهای مادری کوریوامنیونیت و سزارین اورژانس در گروه مراقبت بیشتر گزارش شد (0001/0P=). بستری در NICU در گروه مراقبت بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سابقه سقط، عفونت ادراری، نارسایی سرویکس، دیابت بارداری از بیشترین عوامل خطر در بروز PPROM میباشد. درمان انتظاری PPROM در مقایسه با گروه ختم بارداری دارای عوارض نوزادی و مادری بیشتری میباشد.