کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
19 نتیجه برای موضوع مقاله:
منصور غفوریفرد، محسن رفیعیان، ناهید شاهقلیان، مژگان مرتضوی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: افت فشارخون شایعترین عارضه حین همودیالیز در بیماران است که علاوه بر ایجاد ناراحتی برای بیماران، باعث کاهش کفایت دیالیز میشود. بنابراین پیشگیری و کنترل این عارضه یکی از چالشهای اساسی تیم درمان خصوصاً پرستاران است. یکی از روشهایی که اخیرًا برای پیشگیری از افت فشارخون در طول فرآیند دیالیز مطرح شده، استفاده از پروفایلهای سدیم و اولترافیلتراسیون میباشد. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر سه روش ترکیب پروفایل 1 سدیم و پروفایل1 اولترافیلتراسیون، ترکیب پروفایل3 سدیم و پروفایل3 اولترافیلتراسیون و روش معمول بر تغییرات فشارخون سیستولی و دیاستولی بیماران در طول فرآیند دیالیز بوده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بوده و به صورت متقاطع انجام گرفته است. نمونههای این پژوهش را 26 بیمار تحت همودیالیز مراجعهکننده به دو مرکز همودیالیز بیمارستانهای حضرت علی اصغر (ع) و الزهرا (س) در اصفهان تشکیل میدادند که در طول یک ماه قبل از انجام پژوهش در بیش از 20% جلسات دیالیز، از افت فشارخون حین دیالیز رنج میبردند. در این پژوهش هر یک از بیماران به مدت سه جلسه با روش معمول (غلظت ثابت سدیم بر روی 138 میلیمول در لیتر)، سه جلسه با روش پروفایل 1 سدیم و پروفایل 1 اولترافیلتراسیون و سه جلسه دیگر نیز با روش پروفایل 3 سدیم و پروفایل 3 اولترافیلتراسیون تحت دیالیز قرار گرفتند. این مطالعه از فروردین تا مرداد ماه 1387 به طول انجامید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون آنالیز واریانس در اندازهگیریهای مکرر) استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین فشارخون سیستولی در زمانهای قبل از دیالیز، ساعت اول و ساعت دوم بین سه گروه اختلاف معناداری نداشته است. در حالی که میانگین آن در گروه پروفایلهای نوع 1 و نوع 3 در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود. همچنین میانگین فشارخون دیاستولی بعد از دیالیز در گروه پروفایلهای نوع 1 و نوع 3 در مقایسه با گروه روش معمول بیشتر بود (05/0>p) ولی بین گروه پروفایلهای نوع 1 و پروفایلهای نوع 3 تفاوت معناداری در فشارخون سیستولی و دیاستولی وجود نداشت.
نتیجهگیری: به کارگیری پروفایلهای سدیم و اولترافیلتراسیون روشی ساده و بدون هزینه است که با تنظیم غلظت سدیم و میزان برداشت اولترافیلتراسیون باعث ثبات وضعیت همودینامیک و فشارخون بیمار در طول دیالیز میشود. بنابراین به منظور جلوگیری از افت فشارخون در طول دیالیز و در نتیجه کاهش مداخلات پرستاری، استفاده از پروفایلهای سدیم و اولترافیلتراسیون (نوع 1 و 3) به جای روش معمول پیشنهاد میگردد
ناهید دهقاننیری، سپیده محمدی، شادان پدرام رازی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی با گستره تأثیرگذاری و عوارض جسمی و روحی فراوان منجر به ناتوانی بیمار در مراقبت از خود میشود و اجرای برنامههای بازتوانی توسط وی را با مشکل مواجه میسازد. لذا خانوادهها مراقبان اصلی بیماران و مسؤول تبعیت از رژیم بازتوانی در آنها هستند. این در حالی است که خانوادهها در زمینه بازتوانی بیمار با مشکلات فراوانی رو به رو هستند، از این رو مطالعه حاضر با هدف «تعیین میزان تبعیت از رژیم بازتوانی بیماران مبتلا به سکته مغزی توسط خانوادههای آنان» انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در مورد 180 نفر از مراقبان اصلی بیماران مبتلا به سکته مغزی در خانواده انجام گرفته است. مدت مطالعه برای هر نمونه 2 ماه پس از ابتلا به سکته مغزی بود. نمونهگیری به روش در دسترس و در بیمارستان امام خمینی (ره) در سالهای 90-1389 انجام یافت. جهت جمعآوری اطلاعات از دو پرسشنامه مشخصات فردی و تبعیت از رژیم بازتوانی استفاده گردید. دادههای حاصل از پژوهش به کمک نرمافزار کامپیوتری SPSS v.16 در دو قسمت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد تنها 10% مراقبان اصلی بیمار تبعیت از رژیم بازتوانی در سطح خوب دارند و حدود 7/28% آنها در این زمینه ضعیف هستند. این ضعف به ویژه در زمینههای بازتوانی نقایص حرکتی، شناختی و احساسی، پیشگیری از اختلالات پوستی و تنفسی بیشتر مشهود است.
نتیجهگیری: از آن جا که عده اندکی از مراقبان اصلی در خانوادهها، در سطح خوب از رژیم بازتوانی تبعیت میکنند و با توجه به اهمیت اساسی نقش خانوادهها در مراقبت و تبعیت از رژیم بازتوانی بیماران، از پرستاران انتظار میرود با توانمند کردن خانوادهها در مراقبت، نقش مهمی را در کاهش عوارض جسمی و روحی این بیماران ایفا کنند.
رضا نگارنده، سپیده محمدی، سهیلا زابلیپور، تاج محمد آرازی قجق،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت مراقبتهای پرستاری از دغدغههای اصلی مدیران پرستاری است. دانشجویان پرستاری در دوره کارآموزی در عرصه آماده میشوند تا مسؤولیتهای پرستار دانشآموخته را به طور مستقل انجام دهند. یکی از شاخصهای ارزیابی کیفیت، تعیین میزان رضایت بیماران از کیفیت مراقبتهای پرستاری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین همبستگی بین کیفیت رفتارهای مراقبتی دانشجویان در کارآموزی در عرصه از دیدگاه بیماران با رضایت آنان از مراقبتهای ارایه شده توسط دانشجویان، صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی توصیفی-تحلیلی است. 200 بیمار بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 به روش در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از ابزار کیفیت رفتار مراقبتی و رضایت بیمار از کیفیت مراقبت پرستاری جمعآوری و با نرمافزار SPSS v.13 در دو قسمت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مورد کیفیت رفتارهای مراقبتی، زیرمقیاس آگاهی و مهارت در سطح خوب و آموزش به بیمار در سطح ضعیف بوده و زیرمقیاسهای ارتباط با بیمار و اخلاق پرستاری در سطح متوسط بودند. درباره رضایت بیمار نیز بیشترین سطح رضایت مربوط به زیرمقیاس آگاهی و مهارت پرستاری و کمترین سطح رضایت مربوط به آموزش به بیمار بوده است. همبستگی مثبت و معناداری بین کیفیت رفتارهای مراقبتی کل و رضایت کل بیمار و همچنین هر یک از زیرمقیاسهای این دو زمینه مشاهده شد (001/0>p).
نتیجهگیری: براساس یافتهها دانشجویانی که حین مراقبت، علاوه بر توجه به مهارتهای تکنیکی، به جنبههای ارتباط با بیمار، اخلاق پرستاری و خصوصاً آموزش به بیمار اهمیت میدهند، موجب رضایت بیشتر بیماران میشوند. لذا توجه نظام آموزش پرستاری کشور به جنبههای یاد شده توصیه میشود.
سهیلا محمدیریزی، معصومه کردی، محمدتقی شاکری، جواد صالحی فدردی، لیلی حفیظی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: استرسهای محیطی از جمله استرسهای زندگی و فشارهای شغلی به برهم زدن عملکرد سیستم هورمونی و اختلالات مربوط به الگوی خونریزی قاعدگی منجر میشود. هدف از این مطالعه تعیین میزان استرس شغلی ماماها و ارتباط آن با الگوی خونریزی قاعدگی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی و در مورد 150 مامای شاغل در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد که شرایط ورود به مطالعه را داشتند به روش نمونهگیری دو مرحلهای انجام یافت. ماماهای مورد پژوهش علاوه بر تکمیل پرسشنامههای مربوط به مشخصات فردی و محتوای شغلی کارازک، در بدو ورود به مطالعه فرم ثبت روزانه قاعدگی را به منظور ثبت طول دوره، مدت خونریزی و چارت هیگام را به منظور ثبت مقدار خونریزی طی سه دوره قاعدگی تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل آماری با نرمافزار آماری SPSS v.14 و آزمونهای آماری تی دانشجویی، آنالیز واریانس یک طرفه، منویتنی، کایاسکوئر، ضریب همبستگی و مدل رگرسیون خطی انجام گرفت.
یافتهها: 3/21% ماماها استرس شغلی خفیف، 3/19% متوسط و 3/59% شدید داشتند. متوسط مدت خونریزی قاعدگی 06/7 روز، طول دوره 99/27 روز و مقدار خونریزی 72/79 سیسی بود و بین میزان استرس شغلی با مدت خونریزی، طول دوره قاعدگی و نظم قاعدگی رابطه معنادار وجود داشت (به ترتیب 001/0>p، 03/0= p، 001/0>p) اما با مقدار خونریزی رابطه معناداری دیده نشد (116/0=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه استرس شغلی با الگوی خونریزی قاعدگی ماماها ارتباط داشت. لذا اتخاذ راهکارهای مناسب جهت بهبود شرایط کار و مقابله با استرس از جمله حمایتهای اجتماعی و حرفهای ضروری است.
منصوره جمشیدیمنش، لادن آسترکی، زهرا بهبودیمقدم، زیبا تقیزاده، حمید حقانی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای دلبستگی مادر به جنین نقش مهمی در پذیرش هویت مادری، پیامد مطلوب بارداری و رشد و تکامل کودک ایفا میکند. چگونگی رفتارهای دلبستگی مادران به جنین متفاوت است که میتواند از عوامل مختلف ناشی شود. هدف از انجام این مطالعه تعیین رفتارهای دلبستگی مادر به جنین و برخی عوامل مرتبط با آن است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در 12 مرکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت، تعداد 400 زن باردار بین هفتههای 20 تا 40 بارداری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها 2 پرسشنامه شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه رفتارهای دلبستگی مادر به جنین بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS v.19 و آزمونهای آنوا، پست هوک، پیرسون، تیتست استفاده و 05/0p< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار رفتارهای دلبستگی مادر به جنین 72/16±72/84 بود. سن و تحصیلات بالاتر مادر، سن بارداری، تمایل به بارداری، رضایت از جنسیت جنین و انجام آزمایشهای تخصصی جهت بررسی سلامت جنین، خانهدار و همچنین فارس زبان بودن مادر، با رفتارهای دلبستگی مادری بالاتری همراه بود (05/0p<). بارداریهای متعدد و بارداری پرخطر نیز به طور معنادار با کاهش دلبستگی مادر به جنین همراه بود. بین سابقه ازدواج قبلی، نسبت فامیلی با همسر، سابقه نازایی، تعداد و نوع سونوگرافی، وجود ناهنجاری در جنین، سابقه سقط و مردهزایی و شرکت در کلاسهای آمادگی برای زایمان و رفتارهای دلبستگی مادر به جنین ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: براساس نتایج به طور کلی مادران شرکتکننده در این پژوهش از نمره دلبستگی بالایی نسبت به جنین برخوردار بودند. دو حیطه «پذیرش نقش والدی» و «تعامل با جنین» به ترتیب بالاترین و کمترین نمره را بین حیطههای رفتارهای دلبستگی مادر به جنین نشان داد.
زهره سادات، نسرین صالحی، محمد رضا افاضل، محمد صادق ابوطالبی، منصور دیانتی،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش کافئین به عنوان محرک مغزی در بهبود شاخصهای تنفسی بیماران تحت تهویه مکانیکی نامشخص است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مصرف کافئین بر شاخصهای تنفسی بیماران متصل به دستگاه تهویه مکانیکی در بخش مراقبتهای ویژه انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور (IRCT2013122915972N1) 80 بیمار به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای گروه آزمون 5/3 گرم پودر قهوه اسپرسو حل شده در 80 سیسی و سپس 20 سیسی آب ساده برای شستشوی مسیر لوله و برای گروه شاهد 100 سیسی آب ساده حدود یک ساعت پس از صبحانه گاواژ شد. شاخصهای تنفسی 2 دقیقه قبل از مداخله، 30 و 60 دقیقه بعد از مداخله در دو گروه ثبت و مورد مقایسه قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای کایدو، تی و تحلیل واریانس اندازههای تکراری استفاده گردید.
یافتهها: در پیشآزمون دو گروه آزمون و شاهد همگن بودند. بعد از مداخله تعداد تنفس خودبهخودی، حجم جاری دمی خودبهخودی، تهویه دقیقهای و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد افزایش داشت، اما این افزایش فقط در تعداد تنفس خودبهخودی و حجم جاری از نظر آماری معنادار بود.
نتیجهگیری: مصرف قهوه اسپرسو از طریق لوله معده در بیماران متصل به دستگاه تهویه مکانیکی تنفس خودبهخودی و حجم جاری را افزایش میدهد، اما بر سایر شاخصهای تنفسی تأثیر معنادار ندارد.
سهیلا جعفری میانائی، نصرالله علیمحمدی، مرضیه حسنپور، امیرحسین بانکی پورفرد،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هر مدل مفهومی در پرستاری در صدد تبیین مفاهیم بنیادین رشته است، تا به عنوان چارچوب علمی و عملی، با در نظر گرفتن فرهنگ و ارزشهای جامعه، امکان استفاده مؤثرتر آن در جوامع مختلف فراهم شود. این مطالعه با هدف طراحی مدل مفهومی مراقبت در دوران شیرخوارگی از دیدگاه اسلام، انجام گرفته است.
روش بررسی: مدل مفهومی مورد استفاده در این مطالعه، براساس فرآیند ساخت مدل Walker و Avant (2011) در سال 1396 طی سه گام طراحی گردید: تکامل مفهوم و تعیین مفهوم مرکزی، ساخت گزارهها و تعیین ارتباطات بین مفاهیم، سازماندهی نظاممند ارتباطات و ساخت طرحی یکپارچه. قرآن، تفاسیر و روایات اهل بیت علیهم السلام از منابع مورد استفاده بودند.
یافتهها: در نتیجه تکامل مفهوم «مراقبت در دوران شیرخوارگی از دیدگاه اسلام»، شش مفهوم ایجاد گردید. مفهوم «شیرخوار، انسانی دارای کرامت و استعداد تعالی»، به عنوان مفهوم مرکزی و سایر مفاهیم عبارتند از: «اصول پایهای پرورش»، «والدین، نمایندگان خدا در پرورش شیرخوار»، «مادر، مظهر خالقیت و ربوبیت خدا»، «کودک سالم و صالح»، «خداوند پروراننده مهربان». پس از تعیین ارتباط مفاهیم با یکدیگر، ساختار مدل مفهومی طراحی گردید.
نتیجهگیری: مراقبت در دوران شیرخوارگی، پروراندن انسانی است که از زمان لقاح، دارای کرامت و حقوق بوده و استعداد تکامل و تعالی را داراست. در دیدگاه اسلام، خداوند پروراننده ازلی و ابدی است که با محبت و کرامت، شیرخوار را میپروراند و مادر مظهر تجلی خالقیت و ربوبیت خدا در زمین است. شیرخوار امانت خدا نزد والدین و والدین به عنوان نمایندگان خدا، زمینهساز و متولی امر پرورش شیرخوار هستند تا با رعایت اصول پرورش، کودکی سالم و صالح داشته باشند. مدل «مراقبت در شیرخوارگی از دیدگاه اسلام» یک مدل مفهومی است که میتوان از آن در ساخت نظریههای کاربردی، فعالیتهای بالین، تحقیق و آموزش به دانشجویان پرستاری و جامعه استفاده کرد.
سارا حدادزاده، شهلا ابوالحسنی، غلامرضا نیک راهان، بهروز پورحیدر، مرتضی سدهی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم حاد کرونری شایعترین اختلال قلبی عروقی است. امید و خوشبینی موجب سازگاری و تعدیل اثرات زیانبار خلق افسرده بر پیامد این اختلال میشود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پیامهای صوتی مبتنی بر روانشناسی مثبتنگر بر امید و خوشبینی مبتلایان به این سندرم انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار، 84 بیمار مبتلا به سندرم حاد کرونری بستری در بیمارستانهای آموزشی شهرکرد در سال 1397-1396 به روش تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. برای گروه مداخله پیامهای صوتی مبتنی بر روانشناسی مثبتنگر و خودمراقبتی قلبی و گروه کنترل فقط پیامهای خودمراقبتی قلبی در دو مرحله بستری در بیمارستان و 6 هفته پس از ترخیص اجرا شد. پرسشنامههای جهتگیری زندگی و امید اشنایدر قبل از مداخله، زمان ترخیص، یک و شش هفته پس از اتمام مداخله تکمیل شد. دادهها با آزمونهای کایدو، فیشر و آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره امید قبل از مداخله و زمان ترخیص بین دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت. اما یک هفته و شش هفته پس از اتمام مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معنادار مشاهده شد (001/0>p). همچنین میانگین نمره خوشبینی قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت اما در مراحل زمان ترخیص (027/0=p)، یک و شش هفته پس از اتمام مداخله تفاوت معنادار دیده شد (001/0>p).
نتیجهگیری: پیامهای روانشناسی مثبتنگر موجب ارتقای امید و خوشبینی در بیماران مبتلا به سندرم حاد کرونری میشود. لذا اجرای این مداخله در کنار سایر درمانها توصیه میگردد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2017092532764N4
نسرین گلهدار، مرضیه حسنپور، اشرف کاظمی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: طراحی فضاهای درمانی و امکانات فیزیکی نیازمند شناسایی نیازهای خانواده بیمار و از مؤلفههای مهم در نظریههای پرستاری است. هدف از این مطالعه تبیین نیازهای مراقبان خانوادگی بیماران تحت عمل جراحی زنان به امکانات و تجهیزات فیزیکی در بیمارستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه برگرفته از نتایج بخش کیفی مطالعه بزرگ ترکیبی در خصوص تدوین و اجرای برنامه ارایه خدمت مبتنی بر نیاز به مراقبان بیماران تحت عمل جراحی زنان در سال 1396 میباشد. انتخاب مشارکتکنندگان به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام یافت. دادههای مطالعه با استفاده از 31 (16 مراقب، 6 پرستار، 4 پزشک، 3 بیمار و 2 نیروی خدماتی) مصاحبه عمیق و مشاهده، جمعآوری و به روش تحلیل محتوای کیفی متعارف با رویکرد Zhang و Wildemuth مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به توسعه درونمایه «نیاز به امکانات فیزیکی» شد که از دو طبقه «نیاز به ساختار فیزیکی مناسب در بیمارستان» با زیرطبقات «نیاز مراقب به امکانات استراحتی در پشت درب اتاقعمل»، «نیاز به تأمین امکانات رفاهی در بیمارستان برای مراقب»، «نیاز به امکانات رفاهی در بخش جراحی»، «ضرورت تخصیص اتاق به بیماران مشابه» و طبقه «نیاز به امکانات و تجهیزات بیمارستانی مناسب» با زیرطبقات «نیاز مراقب به امکانات و وسایل رفاهی مراقب»، «نیاز مراقب به امکانات و وسایل رفاهی برای راحتی بیمار خود» شکل گرفت.
نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده اهمیت وجود ساختار فیزیکی متناسب با نیازهای مراقبان خانوادگی به همراه وجود امکانات و تجهیزات مناسب در بیمارستان زنان است. از محدودیتهای مطالعه منع ملاقات مردان در بیمارستان زنان بود. توصیه میشود مطالعهای در خصوص نیازهای همراهان مرد و ضرورت حضور آنان با توجه به بافت فرهنگی انجام گیرد. همچنین طراحی معماری جدید جهت ایجاد محیط درمانی مناسب و تأثیر مثبت آن بر بهبود بیماران و افزایش رضایتمندی بیمار و خانواده پیشنهاد میشود.
مرضیه ضیاییراد، نصراله علیمحمدی، علیرضا ایرجپور، بهرام امینمنصور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت آسیب تروماتیک مغزی بر پیشگیری و درمان آسیبهای ثانویه مغزی متمرکز است. پژوهش حاضر با هدف بومیسازی راهنمای بالینی مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی در بزرگسالان انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مطالعه تکاملی چند مرحلهای در سال 1396 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. از تعداد 13 مورد راهنمای بالینی درمان و مراقبت از آسیب به سر، براساس نظر متخصصان و با استفاده از ابزار AGREE، کیفیت 8 مورد، مطلوب ارزیابی گردید و به عنوان راهنماهای مبنا در تهیه پیشنویس راهنمای بالینی بومی انتخاب شدند. همچنین، 12 راهنمای بالینی، 13 مقاله و 5 کتاب، در تکمیل توصیههای راهنمای بالینی بومی مورد استفاده قرار گرفتند. پیشنویس راهنما با استفاده از روش دلفی و پنل حضوری متخصصان بررسی و در نهایت به صورت یک راهنمای بالینی بومیسازی شده ارایه گردید.
یافتهها: راهنمای بالینی بومیسازی شده مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی شامل 158 توصیه و در 5 بخش تدوین گردید؛ «مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و مدیریت افزایش فشار داخل جمجمه، مراقبت پرستاری در زمینه حفظ و افزایش فشار جریان خون مغزی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل حملات تشنجی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل عفونتهای مغزی و مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل آسیبهای ثانویه خارج جمجمه».
نتیجهگیری: کارکنان پرستاری بخشهای اورژانس، اعصاب و مراقبتهای ویژه میﺗﻮانند با استفاده از توصیههای این راﻫﻨﻤﺎ، بخشی از نیازهای مراقبتی مصدومان سر را ﻣﺮﺗﻔﻊ نموده و از این طریق ﺑﻪ ارﺗﻘﺎی وضعیت سلامت آنان کمک کنند.
سعید شفیعی، مهرداد عبدالهزاده، رضا دریابیگی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سوختگیها آسیبهای شدیدی هستند که سبب ناتوانی، میرایی، مشکلات روانی و در کنار آن هزینههای بالای درمانی میشوند. این مطالعه با هدف مقایسه اثر پماد سنجد تلخ و پماد سولفادیازین نقره ۱% بر مدت زمان ترمیم زخمهای سوختگی درجه دو انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی سه سوکور که در درمانگاه سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان در سال 1395 انجام گرفته است، ۵۵ نفر تعداد از بیمارانی که دارای زخمهای سوختگی درجه دو با وسعت 1 تا10% بودند، بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و با تخصیص تصادفی بلوکهبندی شده چهارتایی در دو گروه سنجد تلخ و سولفادیازین نقره قرار گرفتند. گروه سنجد تلخ با پماد سنجد تلخ و گروه سولفادیازین نقره با پماد سولفادیازین نقره ۱% به طور روزانه و تا زمان ترمیم کامل زخم سوختگی پانسمان شدند. مدت زمان ترمیم زخم در هر دو گروه به وسیله چک لیست استاندارد ترمیم زخم سوختگی مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام شد.
یافتهها:
بررسی دادهها نشان داد که میانگین مدت زمان ترمیم زخم سوختگی درجه دو در گروه تحت درمان با پماد سنجد تلخ 11/۲±۷1/۶ روز و در گروه تحت درمان با پماد سولفادیازین نقره 31/۲±۲2/۱۱ روز بوده است و بین میانگین مدت زمان ترمیم زخم در دو گروه اختلاف معنادار وجود داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که پماد سنجد تلخ با افزایش سرعت ترمیم زخم سوختگی درجه دو نسبت به پماد سولفادیازین نقره ۱% مدت زمان ترمیم زخم را کاهش میدهد و استفاده جایگزین از آن توسط تیم مراقبت میتواند بار مراقبت از بیماران با سوختگی درجه دو را کاهش دهد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2015081523623N1
پگاه عباسیان، آیگینه هایرابدیان، محمد جواد طراحی، احمد قدمی،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای ضدعفونی کردن دستها نتوانسته آنها را عاری از میکروب کند و دستهای آلوده انتقالدهنده آلودگی هستند. یکی از تجهیزات حفاظت فردی اتاق عمل، ماسک است که در زمان برداشتن احتمال دارد ماسک توسط دستها آلوده شود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر استفاده از دستگاه خودکار ماسکدهنده بر میزان آلودگی ماسکهای جراحی در اتاق عمل، انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی میدانی است که در مورد 120 نفر از کارکنان بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان در سال 1400 انجام گرفته است. افراد مورد مطالعه به روش تصادفی بلوکی به دو گروه 60 نفری دستگاه خودکار و برداشتن دستی ماسک تقسیم شدند. اثر تماس دستهای آغشته به پودر فلورسنت در زمان برداشتن ماسک در هر گروه اندازهگیری شد. مساحت آلودگی ماسک برداشته شده و ماسک زیرین در سطوح پشت و رو در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: آزمون غیرپارامتریک منویتنی نشان داد که مساحت آغشته به پودر فلورسنت حاصل از تماس دست با سطح ماسک، بین دو روش تفاوت معناداری داشته است (05/0>p). تنها 8/77±6/125میلیمتر مربع سطح رو و 0/26±6/30 میلیمتر مربع سطح پشت ماسک برداشته شده با دستگاه خودکار ماسکدهنده آلوده بود، در حالی که این نسبت در ماسکی که با دست برداشته شد به ترتیب 9/612±6/961 و 6/315±4/440 میلیمتر مربع بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که حذف تماس دست با بدنه ماسک، با استفاده از دستگاه خودکار ماسکدهنده، میتواند از آلودگی آن بکاهد. بنابراین استفاده از دستگاه خودکار در تأمین امنیت سلامت فرد و کاهش هزینهها مؤثر است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150715023216N11
معصومه جلیلی، شهناز کهن، محمدجواد طراحی، فاطمه ترابی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: کووید-19 از جمله بحرانهایی است که به شدت سلامت روانی مردم به ویژه سلامت روان زنان باردار را تهدید میکند. از طرفی قرنطینه کووید-19 میتواند بروز خشونت خانگی در زنان باردار را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع خشونت خانگی در بارداری و عوامل پیشگوییکننده آن در همهگیری کرونا بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی است که با نمونهگیری چندمرحلهای از 308 مادر نخستزا تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهر اصفهان در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و باروری و پرسشنامه استاندارد خشونت خانگی انجام گرفت. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Spearman و آزمونهای ناپارامتریک Mann-Whitney و Kruskal-Wallis انجام گرفته است.
یافتهها: 2/19% مادران (59 نفر) خشونت خانگی را در طی دوران بارداری خود درک کرده بودند (کسب نمره 60 و بالاتر از پرسشنامه خشونت خانگی). شایعترین تجربه خشونت (اعم از درک شده)، خشونت روانی با 4/74% (229 نفر) و پس از آن به ترتیب خشونت اقتصادی با 1/35% (108 نفر)، خشونت جنسی با 2/17% (53 نفر) و خشونت جسمی با 9/14% (46 نفر) بود. بین خشونت خانگی در بارداری با تعداد خواهر و برادر، رتبه تولد، سطح تحصیلات مادر و همسر و شغل همسر ارتباط معنادار یافت شد (05/0>p).
نتیجهگیری: همهگیری کووید-19 زنان باردار را نسبت به خشونت خانگی آسیبپذیرتر کرده است. عوامل فردی و فرهنگی زیادی در بروز خشونت خانگی دخیل هستند. بعضی عوامل مانند سطح تحصیلات فرد، تحصیلات همسر و شغل پیشگوییکننده بروز رفتارهای خشونتآمیز میباشد. با شناسایی این عوامل و غربالگری خشونت خانگی در دوران بارداری میتوان از رخداد رفتارهای خشونتآمیز توسط همسر و پیامدهای منفی خشونت خانگی بر مادر و جنین جلوگیری کرد.
فاطمه ترکیان، محبوبه والیانی، زهرا سادات علامه،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: برقراری ارتباط و دلبستگی با نوزاد تازه متولد شده از اولین و مهمترین چالشهای دوران پس از زایمان است. از آن جا که دلبستگی مادر و نوزاد بر سلامت نوزاد و حتی بر سلامت مادر تأثیر به سزایی دارد، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اوریکولوتراپی بر دلبستگی مادر و نوزاد انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده در فاصله اسفند 1400 تا شهریور 1401 در مورد 106 زن باردار مراجعهکننده به زایشگاه بیمارستان شهید صدوقی شهر اصفهان جهت انجام زایمان طبیعی، انجام گرفته است. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (اوریکولوتراپی و مراقبتهای معمول) و کنترل (مراقبتهای معمول) تقسیم شدند. اوریکولوتراپی در نقاط اکسیتوسین، رحم و شن من، تالامیک، لانگ یک و دو انجام یافت. گردآوری دادهها از طریق چک لیست مشخصات جمعیتشناختی و پرسشنامه استاندارد دلبستگی پس از تولد انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS نسخه 26 و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، دقیق و کایدو استفاده شد. مقدار 05/0>p معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از نظر کلیه متغیرهای جمعیتشناختی، بین گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری وجود نداشته است (05/0<p). همچنین میانگین نمره دلبستگی بعد از زایمان، در گروه اوریکولوتراپی به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (004/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش، اوریکولوتراپی موجب افزایش میزان دلبستگی مادر به نوزاد میشود. با توجه به آسان و غیرتهاجمی بودن این روش، استفاده از آن جهت ارتقای دلبستگی مادر و نوزاد در دوران پس از زایمان توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20091219002889N12
امیر موسی رضایی، سهیلا پزشکزاد، سید عباس حسینی، محمد جواد طراحی، میثم رضازاده،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد افیونی از مهمترین مشکلات دنیای کنونی است و به طور مستقیم بر کیفیت خواب افراد تأثیر میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یک برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بر کیفیت خواب در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور در سه ماهه پایانی سال 1401 با مشارکت 60 بیمار مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون مقیم مرکز کاهش آسیب اعتیاد شهر اصفهان انجام گرفت. نمونهگیری به صورت در دسترس و تخصیص نمونهها به صورت تصادفی با نرمافزار تولید توالی تصادفی شامل گروه مداخله (30 نفر) و گروه کنترل (30 نفر) انجام یافت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه کیفیت خواب Pittsburgh استفاده شد. مداخله یک برنامه سه ماهه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بود. گروه کنترل درمانهای معمول را دریافت کردند. از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروه مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب بعد از مداخله کاهش معناداری داشته است (کیفیت خواب بهبود یافته است) (001/0>p). همچنین، قبل از مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری نداشته (05/0<p)، در حالی که بعد از مداخله معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» در بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون مؤثر بوده است. بنابراین، این الگو میتواند چارچوب مناسبی برای ارایه مراقبت از این قبیل بیماران فراهم کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20141127020108N6
لیلا مردانیان دهکردی، شهرزاد غیاثوندیان،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
دیابت یکی از چالش برانگیزترین بیماریهای مزمن است که شامل نیازها و خواستههای مدیریتی مداوم و پیچیده است و تمام جنبههای زندگی فرد مبتلا را تحت تأثیر خود قرار میدهد (1)، به طوری که افراد مبتلا در کنار بیماری، چالشهای روانی اجتماعی زیادی را تجربه میکنند که به طور متقابل بر مدیریت بیماری تأثیر میگذارند (2). برای مدیریت بهینه بیماری و پیشگیری از پیامدهای تهدیدکننده زندگی، شناخت و مدیریت چالشهای روانشناختی در افراد مبتلا به دیابت اهمیت به سزایی دارد (3) و این مسأله ضرورت طراحی و اجرای مداخلاتی در راستای مدیریت پیامدهای روانشناختی دیابت را مطرح میسازد.
یکی از رویکردهایی که در پروژههای اجتماعی، ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماری، مقابله با غم و اندوه و سایر نگرانیها به عنوان یک رویکرد درمانی استفاده میشود، داستانگویی است (4). هدف از داستانگویی درمانی کشف مشکلات روانی تجربه شده افراد از طریق روایتهای خلاقانه، استفاده از مهارتهای حل مسأله و ارایه راههای جایگزین مبتنی بر روایت درمانی است (5).
داستانگویی روشی برای بیان عقاید، آشکارسازی و ارایه احساسات برای ایجاد انگیزه در دیگران، انتقال اطلاعات و به اشتراکگذاری تجربیات است (6). این فعالیتها معمولاً از طریق گفتن یا نوشتن داستان انجام میگیرد (7).
امیر موسی رضایی، محمد جواد طراحی، معصومه صادقی، صدیقه فرضی، طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر حسین سعیدی، مریم سادات شهشهانی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد بیانگر آن است که پیش پرفشاری خون با افزایش عوامل خطر قلبی عروقی مرتبط است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر فشارخون سیستولیک و دیاستولیک افراد مبتلا به پیش پرفشاری خون در شهر اصفهان طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی دو گروهی در سال 1402 با مشارکت 70 مبتلا به پیش پرفشاری خون در مراکز منتخب خدمات جامع سلامت اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون و کنترل (35 نفر در هر گروه) تخصیص یافتند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس به صورت دو قطره با خلوص صد در صد به مدت 20 دقیقه تک جلسهای بود. قبل، بلافاصله، 10 و 20 دقیقه پس از رایحه درمانی، فشارخون افراد در شرایط استاندارد ثبت شد. گروه کنترل آموزشهای معمول مرکز بهداشت را دریافت کردند. در این مطالعه از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی از جمله آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آنکووا استفاده شد. سطح معناداری در آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: براساس نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیریهای تکراری، «اثر متقابل زمان و گروه» فشارخون سیستولیک (001/0>p) و فشارخون دیاستولیک (001/0p<) معنادار شد. همچنین تأثیرات بین گروهی متغیر وابسته فشارخون سیستولیک معنادار شد (اثر گروه) (001/0>p)، به طوری که در مقایسه بین دو گروه مداخله و کنترل، روند کاهش میانگین فشارخون سیستول در گروه مداخلـه بـه صـورت معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است. همچنین در مقایسه درون گروهی، نتایج حاکی از معنادار شدن فشارخون سیستولیک بین قبل با تمامی زمانهای بعد از رایحه درمانی در گروه مداخله بود (001/0>p)، این مقایسه برای گروه کنترل معنادار نشد (068/0=p). همچنین برخلاف فشارخون سیستولیک، نتایج آزمون تأثیرات بین گروهی فشارخون دیاستولیک معنادار نشد (141/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به روند رو به صعود ابتلا به فشارخون و عوارض گسترده آن و تأثیرات مثبت استفاده از رایحه درمانی، این روش به عنوان یک مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر موسی رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینههای بالا برای بیماران میشود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روشهای غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحیهای ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمانهای معمول را دریافت کردند. از پرسشنامههای استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3
سیده مریم سیدی، سهیلا بختیاری، محبوبه والیانی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای کمردرد در تکنولوژیستهای اتاق عمل و از آن جا که درمانهای مرسوم نظیر مسکنهای ضدالتهاب غیراستروئیدی، اغلب در طولانی مدت دارای عوارض متعددی هستند، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر ماساژ توئیناتراپی با عصاره روغنی بابونه بر شدت کمردرد تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور کنترلدار، تعداد 105 نفر از تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل شاغل در بیمارستانهای منتخب اصفهان، به روش در دسترس انتخاب و براساس روش تخصیص تصادفی، به سه گروه 35 نفره شامل گروه یک ماساژ توئیناتراپی با روغن مایع+عصاره روغنی گیاه بابونه، گروه دو ماساژ توئیناتراپی فقط با روغن مایع و گروه سه کنترل تقسیم شدند. ماساژ توئیناتراپی، طی 10 جلسه 20 دقیقهای و به صورت یک روز در میان انجام یافت. قبل و بعد از مداخله، شدت درد با مقیاس آنالوگ بصری (VAS) ارزیابی و مقایسه شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 27 با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی Tukey تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: شدت درد در گروه یک و دو، بعد از مداخله نسبت به قبل از آن، به طور معناداری کاهش یافت (001/0>p)، در حالی که شدت درد در گروه کنترل تغییر نکرد. بین شدت درد سه گروه مورد بررسی قبل از مطالعه، تفاوت معناداری وجود نداشت (230/0=p)، اما پس از مداخله، شدت درد در گروه یک به طور معناداری کمتر از دو گروه دیگر بود (001/0>p).
نتیجهگیری: ماساژ توئیناتراپی در کاهش شدت کمردرد تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل مؤثر است و در صورتی که این شیوه ماساژ درمانی همراه با عصاره روغنی گیاه بابونه انجام گیرد، در کاهش شدت کمردرد، اثربخشتر خواهد بود. از این رو، میتوان به جای استفاده از داروهای شیمیایی، از ماساژ توئیناتراپی با روغن بابونه جهت تسکین درد کمر تکنولوژیستهای اتاق عمل بهره برد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220725055548N1