کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
18 نتیجه برای موضوع مقاله:
لادن حسینی، شهناز نجار، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بسیاری از زنان در طی زایمان، از درد شدید و مداوم ناحیه تحتانی کمر رنج میبرند. درد زایمان میتواند عوارض نامطلوب متعددی بر روند زایمان، وضعیت مادر و جنین داشته باشد. استفاده از روشهای دارویی تسکین درد در طول زایمان دارای عوارض جانبی است. اما روشهای غیر دارویی معمولاً بیخطر است. لذا این تحقیق با هدف تعیین میزان تأثیر تزریق زیر جلدی آب مقطر بر شدت درد ناحیه تحتانی کمر در طول زایمان، نوع زایمان و رضایتمندی از روش تسکین درد در زنان نخستزا انجام گرفته است.
روش بررسی: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور است. نمونه مورد مطالعه 80 زن باردار نخستزا، در مرحله اول زایمان و با درد ناحیه تحتانی کمر بودند که با روش نمونهگیری آسان انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفره تقسیم شدند. تزریق آب مقطر زیر جلدی برای گروه آزمون و برای گروه دارونما وارد کردن سوزن در پوست بدون تزریق ماده در چهار ناحیه ساکروم انجام گرفت. شدت درد ناحیه تحتانی کمر قبل و دقایق 10،45و90 بعد از مداخله در دو گروه به وسیله مقیاس دیداری درد سنجیده شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه، فرم ثبت اطلاعات و خطکش درد بود. تجزیه و تحلیل دادهها با به کارگیری آمار توصیفی (فراوانی مطلق، نسبی و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی و تست دقیق فیشر) در نرمافزارSPSS انجام گرفت.
یافتهها: میانگین شدت درد در گروه آزمون در دقیقه 10و45 پس از تزریق آب مقطر در مقایسه با گروه دارونما به طور معناداری کاهش یافت (001/0p<). اما در دقیقه 90 بین میانگین شدت درد در دو گروه مورد مطالعه اختلاف معناداری مشاهده نشد (35/0=p). تزریق زیر جلدی آب مقطر بر نوع زایمان تأثیری نداشت و میزان رضایتمندی از روش تسکین درد در گروه آزمون بیشتر از گروه دارونما بود (001/0p<).
نتیجهگیری: به نظر میرسد میتوان از تزریق زیر جلدی آب مقطر به عنوان یک روش مؤثر و بیخطر برای تسکین درد در زایشگاهها استفاده کرد.
سودابه جولایی، فاطمه حاجیبابایی، عزت جعفر جلال، ناصر بحرانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایتمندی بیماران شاخص مهم کیفیت مراقبت سلامت میباشد که به طور مکرر در برنامهریزی و ارزشیابی خدمات سلامت مورد استفاده قرار میگیرد. از آن جا که بخش عظیمی از ارایهدهندگان خدمات سلامت را پرستاران تشکیل میدهند، مراقبت ارایه شده از سوی آنها نقش بهسزایی در چگونگی رضایتمندی بیماران دارد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری ارایه شده در مراکز آموزشی و درمانی بوده است.
روش بررسی: این پژوهش مطالعهای توصیفی- تحلیلی مقطعی در مورد 200 بیمار در حال ترخیص در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران که از بخشهای مختلف (به جز بخشهای ویژه، اورژانس، روانپزشکی و کودکان) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند، در سالهای 89-1388 انجام گردید. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت بیمار (PSI) بود و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری کایاسکوئر و آنالیز رگرسیون خطی ساده انجام یافت.
یافتهها: اکثر بیماران (72%) از خدمات پرستاری ارایه شده رضایت متوسطی داشتند. رضایتمندی بیماران با دو متغیر «نوع بخش» (001/0>p) و «بیمارستان» (001/0>p) از نظر آماری ارتباط معناداری داشت. در بین متغیرهای جمعیتشناختی، تنها سطح تحصیلات بیماران با رضایتمندی آنها از خدمات پرستاری ارتباط معنادار آماری داشت (019/0=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه میزان رضایت بیماران از خدمات پرستاری در حد متوسطی قرار دارد. لذا باید آموزش کارکنان بیمارستان به ویژه پرستاران و ایجاد انگیزه در آنان برای مشارکت فعال در جلب رضایت بیماران در اولویتهای مدیریت بیمارستانی قرار گیرد. باید توجه داشت که در بازار رقابتی ارایه خدمات بهداشتی و درمانی، مؤسساتی موفقتر خواهند بود که رضایت دریافتکنندگان خدمات را سرلوحه برنامههای خویش قرار دهند.
فاطمه حیدری، عاطفه اکرمی، مژده سرحدی، مجید محمدشاهی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: دیسمنوره اولیه یکی از مشکلات رایج دختران و زنان جوان میباشد که بر کیفیت زندگی آنان تأثیر گذاشته و سبب ناتوانی و عدم کارایی در موارد شدید میشود. شواهد موجود نشان میدهد اضافه وزن و چاقی موجب افزایش تولید پروستاگلاندینها و دیسمنوره ناشی از آن میشود. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع و شدت دیسمنوره اولیه و ارتباط آن با متغیرهای آنتروپومتریک طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر 388 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اهواز به روش خوشهای تصادفی در سال 1389 انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات جمعیتشناختی از طریق پرسشنامه صورت گرفت. قد، وزن، BMI، توده و درصد چربی بدن، دور کمر، دور لگن، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) و نسبت دور کمر به قد (WHtR) نیز اندازهگیری شد. برای شناسایی شدت درد از معیار VAS (visual analogue scale) استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS صورت گرفت. آمارههای توصیفی برای متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحراف معیار ارایه شد. جهت بررسی ارتباط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده و 05/0>p معنادار تلقی شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد 8/1±7/20 سال و میانگین سن منارک 2/1±4/13 سال بود. 65/71% افراد مبتلا به دیسمنوره متوسط یا شدید بودند. شدت درد با توده و درصد چربی بدن، دور کمر به دور لگن و WHtR ارتباط معناداری داشت (05/0p<). اما بین شدت درد با وزن و BMI ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: از آن جا که متغیرهای آنتروپومتریک مرتبط با چاقی مرکزی همچون دور کمر به دور لگن و WHtR ارتباط بیشتری با شدت درد دیسمنوره دارند، احتمالاً افزایش ذخایر چربی بدن در ناحیه شکمی پیشگوییکننده مؤثرتری در بروز دیسمنوره میباشد. لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه در مطالعات آتی به چشم میخورد.
سودابه جولایی، حمیدرضا جلیلی، فروغ رفیعی، فاطمه حاجی بابایی، حمید حقانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درماندگی اخلاقی یک مشکل اساسی در حرفه پرستاری است که پرستاران را در کلیه بخشهای مراقبتی تحت تأثیر قرار میدهد. وجود درماندگی اخلاقی و بهدنبال آن عدم رضایت شغلی در بین پرستاران میتواند سلامت جسمی، روانی و کیفیت زندگی آنان را مورد تهدید قرار داده و به صورت مانعی برای دستیابی به اهداف توسعه فردی و اجتماعی آنان عمل کند. هدف از انجام این مطالعه تعیین ارتباط میان درماندگی اخلاقی و رضایت شغلی در پرستاران بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و توصیفی تحلیلی است که در آن 210 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای منتخب مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران (ایران سابق) در سال 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی، پرسشنامه درماندگی اخلاقی Corley و رضایت شغلی مینهسوتا بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی، ویلکاکسون و ضریب همبستگی پیرسون تحت برنامه آماری SPSS v.14 انجام گرفته است.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه میانگین نمره تنش اخلاقی در پرستاران 77/1 از چهار و میانگین رضایت شغلی آنان 17/3 از پنج بود، که نشاندهنده رضایت نسبی پرستاران از شغل خویش میباشد. در مطالعه حاضر ارتباط معناداری بین درماندگی اخلاقی با رضایت شغلی پرستاران یافت شد (389/0-=r، 0001/0p≤). به این صورت که هرچقدر درماندگی اخلاقی کمتر بود، رضایت شغلی افراد بالاتر میرفت.
نتیجهگیری: هرچند که رضایت شغلی پرستاران با عوامل متعددی مرتبط است اما با توجه به ارتباط آن با درماندگی اخلاقی در این مطالعه، شناسایی و محدود کردن عوامل تأثیرگذار بر این تنشها میتواند از ایجاد نارضایتی پرستاران از حرفه خود بکاهد.
مریم حیدری، صدیقه فیاضی، حمید برسی، خدیجه مرادبیگی، ندا اکبری نساجی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه تشدید وضعیت، یک چهره برجسته از سیر طبیعی بیماری است و علیرغم وجود درمانها، بیماران همچنان با تجربه تنگینفس زندگی میکنند. به منظور ارتقای سطح سلامت آنان، علاوه بر درمانهای دارویی، مداخلاتی از جمله برنامه خودمدیریتی وجود دارد. لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی یک برنامه خودمدیریتی بر شدت خستگی و تنگینفس بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام یافته است .
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد 50 بیمار مبتلا به COPD مراجعهکننده به کلینیک آپادانا در شهر اهواز در سال 1392 انجام یافت. بیماران برحسب روز مراجعه (فرد یا زوج) به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. گروه مداخله تحت اجرای برنامه خودمدیریتی براساس روش 5A قرار گرفتند و گروه کنترل برنامهای دریافت نکردند. تمامی بیماران در ابتدا و پایان 3 ماه از طریق مقیاس شدت خستگی FSS و مقیاس تنگینفس بورگ بررسی شدند. از آزمون کایاسکوئر و تیزوجی در نرمافزار SPSS جهت آنالیز دادهها استفاده شد .
یافتهها : از نظر میانگین شدت خستگی، در ابتدای مطالعه اختلاف معناداری بین گروهها دیده نشد. اما در پایان 3 ماه اختلاف معناداری بین دو گروه وجود داشت (004 / 0= p ). همچنین، کاهش آماری معناداری در میزان تنگینفس بیماران گروه مداخله نسبت به گروه شاهد در پایان 3 ماه دیده شد (۰/۰۰۱ p< ) .
نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی برنامه خودمدیریتی مبتنی بر مدل 5A بر کاهش شدت خستگی و تنگینفس بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه، میتوان از آن به عنوان روشی بهینه بهره برد و ضمن کاهش هزینه مراجعات مکرر به مراکز درمانی، مشکلات عمده ناشی از بیماری را نیز در این بیماران کاهش داد
شیما شاهمرادی، مهرنوش ذاکرکیش، سیدمحمود لطیفی، نفیسه شکری، مهدی زارعی، مجید محمدشاهی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تبعیت از تغذیه و اصول رژیم درمانی صحیح یکی از مهمترین موارد مراقبتها در دیابت است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر آموزش تغذیه براساس راهنمای بشقاب من بر شاخصهای تنسنجی و نشانگرهای خونی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام پذیرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی که در سال 1393 انجام یافته است، 44 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. دادههای مربوط به اندازههای تنسنجی، نشانگرهای خونی، انرژی دریافتی و فعالیت فیزیکی قبل و 3 ماه پس از آموزش فردی و چهره به چهره براساس راهنمای بشقاب من در گروه آزمون و آموزشهای معمول در گروه شاهد جمعآوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، آنالیز کواریانس، و معادل غیرپارامتریک استفاده شد.
یافتهها: در ابتدای مطالعه دو گروه از نظر شاخصهای تنسنجی، هموگلوبین گلیکوزیله، قندخون و فعالیت فیزیکی همگن بودند، در مرحله بعد از مداخله گروه آموزش تغذیه براساس راهنمای بشقاب من از نظر فعالیت فیزیکی بیشتر و در بقیه موارد یاد شده بالا کمتر از گروه شاهد بود (05/0p<). اما اختلاف معناداری بین دو گروه در فشارخون (سیستولی و دیاستولی) و انرژی دریافتی دیده نشد.
نتیجهگیری: آموزش تغذیه براساس راهنمای بشقاب من در مدت 3 ماه باعث کاهش شاخصهای تنسنجی و نشانگرهای خونی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 میشود.
غلامحسین فلاحینیا، مریم رازه، مهناز خطیبان، محبوبه رشیدی، علیرضا سلطانیان،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت ناکافی از دهان بیماران بخشهای مراقبت ویژه میتواند منجر به تجمع پاتوژنها و عفونتهای ریوی گردد. در این زمینه، علاوه بر روشهای شیمیایی، روش مکانیکی نیز توصیه شده که در مورد اثر آن بر پنومونی نتایج متفاوتی گزارش شده است. لذا مطالعه حاضر جهت مقایسه دو روش شستشوی دهان با و بدون مسواک در ایجاد پنومونی مرتبط با ونتیلاتور در بیماران بخش مراقبتهای ویژه طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده دوگروهی یک سوکور در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای منتخب شهر اهواز در سال 1392 انجام گرفته است. 68 بیمار تحت ونتیلاتور به صورت در دسترس انتخاب شدند و سپس به طور تصادفی با استفاده از نرمافزار R به دو گروه با مسواک (A= 34بیمار) و با سوآپ (B= 34 بیمار) تخصیص یافتند. در هر دو گروه از محلول کلرهگزیدین 2/0% استفاده شد. مداخله در دو گروه به مدت 3 دقیقه و دوبار در روز به مدت پنج روز انجام گرفت. ایجاد پنومونی در پایان روز پنجم با فرم نمرهدهی بالینی عفونت ریه (CPIS) بررسی شد. دادهها با آزمونهای کایدو و تیمستقل در نرمافزار 16SPSS v. مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر سن، جنس، علت بستری، سطح هوشیاری، داروی مصرفی و مصرف دخانیات مشابه بودند. 8/58% کل بیماران به پنومونی مبتلا شدند (گروه A: 9/55% و گروه B: 8/61%). آزمون مجذور کای اختلاف معناداری بین دو گروه از نظر ایجاد پنومونی نشان نداد.
نتیجهگیری: استفاده از مسواک همراه محلول کلرهگزیدین در مقایسه با سوآپ همراه کلرهگزیدین نتوانست بروز پنومونی را کاهش دهد. با این حال به جهت اهمیت موضوع مطالعات بیشتری در این زمینه مورد نیاز است.
مریم حیدری، سارا سروندیان، خدیجه مرادبیگی، ندا اکبری نساجی، مونا وفاییزاده،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در کنار درمانهای دارویی، آموزش مراقبت از خود در بیماران نارسایی قلبی ضروری است. هدف از مطالعه حاضر مقایسه تأثیر آموزش همراه با پیگیری تلفنی از مراقبان خانوادگی با آموزش بدون پیگیری بر رفتارهای خودمراقبتی و وضعیت بالینی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی (IRCT2016080829184N2)، در مورد 66 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی مراجعهکننده به درمانگاه بیمارستان طالقانی آبادان در سال 95-1394 انجام یافته است. بیماران به روش تخصیص تصادفی به 3 گروه: شاهد، مداخله 1 و مداخله 2 تقسیم شدند. گروه شاهد، مداخلهای دریافت نکردند، در گروه مداخله 1 بیماران و مراقبان، آموزش حضوری و گروه مداخله 2 علاوه بر آموزش حضوری، مراقبان پیگیری تلفنی مستمر دریافت کردند. در ابتدای مطالعه و انتهای 3 ماه رفتار خودمراقبتی، شدت خستگی و تحمل فعالیت بیماران از طریق پرسشنامه رفتار خودمراقبتی، مقیاس سنجش خستگی و آزمون 6 دقیقه پیادهروی بررسی شد. از آمار توصیفی و آزمونهای کایاسکوئر، تیزوج، تحلیل واریانس، کووایانس و آزمون تعقیبی شفه در نرمافزار SPSS نسخه 18 جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: ابتدای مطالعه 3 گروه از نظر متغیرهای جمعیتشناختی و 3 متغیر پاسخ همگن بودند. در پس آزمون بین گروه مداخله 2 با گروه شاهد و گروه مداخله 1 از نظر میانگین رفتار خودمراقبتی (001/0>p) و میانگین نمره خستگی بیماران (004/0>p)، تفاوت معنادار وجود داشت. اما، در میانگین تحمل فعالیت بیماران بین سه گروه اختلاف آماری معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: پیگیری تلفنی پرستار از مراقبان بیماران نارسایی قلبی میتواند منجر به ارتقای رفتار خودمراقبتی و کاهش خستگی بیماران گردد.
کبری لیمویی، شهرام مولوینژاد، مرضیه اسدیذاکر، اماناله حیدری، الهام مراغی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه یکی از روشهای مهم که میتواند باعث افزایش کیفیت زندگی بیماران بعد از بایپس عروق کرونر شود، برنامههای بازتوانی قلبی در منزل است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر بازتوانی قلبی در منزل بر کیفیت زندگی بیماران بعد از عمل بایپس عروق کرونر انجام گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش کارآزمایی بالینی 102 بیمار بستری در بیمارستانهای گلستان و امام خمینی شهر اهواز در سال 1396 براساس معیارهای ورود انتخاب و سپس به روش بلوکهای جایگشتی تصادفی شده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. برای گروه مداخله چهار جلسه آموزشی به مدت 4 روز در بیمارستان انجام یافت و سپس شش جلسه بازتوانی قلبی در منزل (هر دو هفته یک بار به مدت سه ماه) انجام گرفت. پرسشنامه کیفیت زندگی MacNew توسط گروههای مداخله و کنترل قبل از عمل و سه ماه بعد از عمل تکمیل شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد.
یافتهها: میانگین حیطهها و نمره کل کیفیت زندگی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل، افزایش بیشتری پیدا کرده بود (001/0p<). اندازه اثر در حیطه هیجانی 17/1، در حیطه فیزیکی 42/1، در حیطه اجتماعی 91/1 و در کل کیفیت زندگی 67/1 به دست آمد. مقدار اتا (Eta) 408/0 نشاندهنده اثر بازتوانی قلبی بر کیفیت زندگی است که در سطح کمتر از 0001/0 معنادار است.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشاندهنده اثرات مثبت اجرای بازتوانی قلبی در منزل بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی است. لذا این روش به عنوان یک مدل مراقبتی مؤثر و با صرفه برای تمامی بیماران مراجعهکننده به مراکز جراحی قلب پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی:IRCT20171114037468N1
زینب جمشیدی، شهرام مولوینژاد، حشمتاله شهبازیان، الهام مراغی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سردرد دیالیزی یکی از عوارض شایع همودیالیز است و اغلب چالشی برای نفرولوژیستها، نرولوژیستها و متخصصان سردرد میباشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی با اسطوخودوس بر شدت سردرد بیماران همودیالیزی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 82 بیمار از بخشهای همودیالیز بیمارستان گلستان اهواز و بیمارستان شهیدزاده بهبهان در سال 1398، به روش بلوکهای جایگشتی تصادفی شده طبقهای به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص پیدا کردند. برای گروه مداخله پنبه آغشته به 3 قطره اسانس اسطوخودوس 20% به یقه لباس بیمار وصل شد و از بیمار خواسته شد به مدت 30 دقیقه آن را استنشاق کند. در گروه کنترل از آب مقطر به عنوان دارونما استفاده شد. مداخله به مدت 4 هفته و هر هفته سه روز تکرار شد. شدت سردرد دیالیزی با استفاده از مقیاس Numeric Rating Scale سنجیده شد.
یافتهها: در گروه مداخله طی 12 روز رایحه درمانی شدت سردرد دیالیزی و تعداد دفعات سردرد دیالیزی نسبت به گروه کنترل (دارونما) کاهش داشته و این کاهش از نظر آماری معنادار بوده است (001/0 >p).
نتیجهگیری: با توجه به این که طب مکمل به طور روزافزون قسمتی از مراقبتهای پرستاری را به خود اختصاص داده است، رایحه درمانی با اسطوخودوس با کاهش شدت و تعداد دفعات سردرد دیالیزی میتواند به عنوان یک اقدام مکمل مورد استفاده قرار بگیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190718044263N1
زینب رئیسیفر، شهرام مولوی نژاد، افسانه رئیسیفر، الهام مراغی، مجتبی ویسمرادی، علیرضا هلالات،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی و اختلالات خواب از شایعترین شکایات جسمی در بیماران همودیالیزی است. یافتن درمانی مؤثر، کم عارضه و مقرون به صرفه جهت تسکین این مشکلات ضروری به نظر میرسد. لذا این پژوهش با هدف تعیین تأثیر ماساژ استروک سطحی پشت بر میزان خستگی و کیفیت خواب بیماران همودیالیزی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تعداد 82 بیمار همودیالیزی در بیمارستان شهید بهشتی آبادان در سال 1397 براساس معیارهای ورود انتخاب و سپس به روش بلوکهای جایگشتی تصادفی شده با سایز بلوک 4، به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه مداخله به مدت 12 جلسه تحت ماساژ قرار گرفتند. مقیاس عددی سنجش خستگی 14 نوبت و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ نیز 3 نوبت توسط هر دو گروه تکمیل گردید. جهت تحلیل دادهها از SPSS ویرایش 22 و روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله همه متغیرهای جمعیتشناختی، در دو گروه آزمون و کنترل تفاوت معناداری از نظر آماری نداشتند (05/0<p). معناداری اثر متقابل گروه و زمان در مقایسه نمره خستگی بین دو گروه در طول مطالعه، نشان میدهد که روند تغییرات میانگین نمرات خستگی در دو گروه و در طول زمان مطالعه، متفاوت بوده است (001/0>p). همچنین بین دو گروه، نمره کل کیفیت خواب و دیگر ابعاد کیفیت خواب، به جز دو بُعد کیفیت ذهنی خواب و اختلالات خواب، تفاوت آماری معناداری داشتند (05/0>p).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد ماساژ استروک سطحی پشت، سبب بهبود خستگی و کیفیت خواب بیماران همودیالیزی میشود. لذا به عنوان یک روش ارزان، مؤثر و بدون عارضه در بیماران همودیالیزی پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181119041702N1
سیده آزاده موسیپور، نسرین الهی، نوراله طاهری، محمد حسین حقیقیزاده، علی احسانپور،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: خودمراقبتی و خودمدیریتی به عنوان دو راهکار مؤثر در کنترل درد و کیفیت زندگی نقش مؤثری داشتهاند، لذا با توجه به ویژگیها و ابعاد این دو مقوله، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر خودمدیریتی درد با خودمراقبتی بر ماهیت درد و کیفیت زندگی مبتلایان به بیماری سلول داسی شکل انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 75 بیمار مبتلا به بیماری سلول داسی شکل مراجعهکننده به درمانگاه تالاسمی بیمارستان بقایی 2 اهواز و بیمارستان شهید بهشتی آبادان در سال 1397، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 25 نفره خودمراقبتی، خودمدیریتی درد و کنترل قرار گرفتند. دو گروه مداخله به گروههای 5 نفره تقسیم و در طی 4 جلسه و به مدت سه ماه آموزشهای اختصاصی را دریافت نمودند. ماهیت درد و کیفیت زندگی بیماران، با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه درد McGill، 4 نوبت (قبل از مداخله، یک ماه، دو ماه و سه ماه بعد از مداخله) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که برنامه خودمدیریتی درد و خودمراقبتی بر بهبود کیفیت زندگی و میزان درد بیماران داسی شکل مؤثر بوده است. اما بین دو گروه مداخله تفاوت آماری معناداری در ماهیت درد و کیفیت زندگی بیماران مشاهده نشد.
نتیجهگیری: خودمراقبتی و خودمدیریتی درد هر دو اثر مشابهی بر کاهش درد بیماران و بهبود کیفیت زندگی آنها دارند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160726029086N5
اعظم ملکی، مرضیه محمدیان، غلامرضا بادفر،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت شیردهی در سلامت نوزاد نارس، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره حمایتی تلفنی بر تداوم و وضعیت شیردهی مادران دارای نوزاد نارس دیرهنگام انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شاهددار، با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 65 نفر از مادران واجد شرایط شهر اهواز در سال 99-1398 انتخاب و با استفاده از روش تصادفی بلوک 4تایی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برای گروه کنترل مراقبت معمول و برای گروه مداخله مشاوره حمایتی تلفنی به صورت روزانه به مدت 14 روز پس از ترخیص نوزاد برگزار شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه تداوم و وضعیت شیردهی در مرحله قبل از مشاوره و سپس ماهانه تا 4 ماه بعد از ترخیص اندازهگیری و سپس با استفاده از آزمونهای کایدو، تیمستقل و تحلیل بقای کاپلان مایر در نرمافزار SPSS نسخه 16 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: طبق تحلیل بقای کاپلان مایر تعداد وقوع قطع شیردهی انحصاری در گروه کنترل بیشتر از گروه مداخله بود (5 در مقابل 8 مورد) ولی از نظر آماری معناداری نبود. بهبود وضعیت شیردهی یک ماه بعد از ترخیص تفاوت معناداری بین دو گروه داشت (048/0=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد مشاوره حمایتی تلفنی در بهبود وضعیت شیردهی حداکثر تا ماه اول بعد از ترخیص مؤثر بوده است. مشاوره حمایتی مداوم تلفنی در تحقیق حاضر میتواند رویکرد مناسبی برای بهبود وضعیت و تداوم شیردهی در یک ماه اول بعد از ترخیص باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N13
رویا مرمضی، مرضیه اسدیذاکر، سیمین جهانی، محمد حسین حقیقیزاده،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: درد و التهاب ناشی از ورود سوزن به فیستول یک مشکل رایج در بیماران همودیالیز است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر استعمال موضعی اسانس رزماری بر شدت درد و التهاب ناشی از ورود سوزن به فیستول شریانی وریدی در بیماران تحت همودیالیز مزمن صورت گرفته است.
روش بررسی: در مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر 60 بیمار تحت همودیالیز در بخش همودیالیز بیمارستانهای گلستان و امام خمینی اهواز در سال 99-1398 به صورت تصادفی، به روش بلوکی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، اسانس رزماری و در گروه کنترل، آب مقطر 5 دقیقه قبل از همودیالیز در محل ورود سوزن استفاده شد. قبل و حین مداخله (طی شش جلسه) شدت درد توسط مقیاس VAS و همچنین وجود و شدت التهاب توسط چکلیست التهاب تعیین شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی، کایاسکوئر و تحلیل واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمره درد در گروه کنترل افزایش و از 74/1±13/5 به 67/1±93/5 رسید، در حالی که در گروه مداخله کاهش و از 53/1±83/5 به 43/1±77/3 رسید (003/0=p). میانگین نمره التهاب نیز در طول جلسات در گروه کنترل افزایش داشت و از 20/1±27/1 به 08/1±07/2 رسید در حالی که در گروه مداخله کاهش داشت و از 92/1±57/2 به 44/1±33/1 رسید ولی تفاوت معنادار نبود (267/0p=).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که استعمال موضعی اسانس رزماری اثربخشی معناداری در کاهش درد ناشی از سوزن زدن داشته، ولی اثر کاهشی آن در شدت التهاب محل فیستول شریانی وریدی در بیماران تحت همودیالیز معنادار نبود. لذا، توصیه میشود با دادن آموزش به کارکنان پرستاری و بیماران در مورد استفاده از اسانس رزماری، به کاهش تجربه درد برای بیمار کمک شود. از نظر اثر کاهشی آن بر شدت التهاب محل فیستول نیاز به مطالعات بیشتر است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2019102804526N1
آناهیتا زالی، پروانه موسوی، فاطمه ایزدی، بهمن چراغیان،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: احساس تنهایی میتواند بر سلامت روان افراد سالمند تأثیر بگذارد و منجر به مشکلات روانشناختی شود. یکی از روشهای درمانی که بر کاهش احساس تنهایی سالمندان میتواند مؤثر باشد، درمان شناختی- رفتاری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان شناختی- رفتاری بر احساس تنهایی زنان سالمند مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان خمینی شهر انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 زن سالمند تحت پوشش مراکز درمانی شهرستان خمینی شهر در سال 1399 انجام گرفته است. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. جمعآوری دادهها با فرم اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه احساس تنهایی دهشیری و همکاران قبل، بعد و یک ماه بعد از مداخله انجام یافت. برای گروه مداخله 8 جلسه مشاوره درمان شناختی- رفتاری به مدت 60 دقیقه برگزار شد و گروه کنترل هیچ مشاورهای دریافت نکردند. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیز واریانس دو طرفه با اندازهگیریهای مکرر نشان داد میانگین نمره تنهایی ناشی از ارتباط با خانواده، نمره بعد نشانههای عاطفی تنهایی و نمره کل احساس تنهایی در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0p<)، ولی در گروه کنترل تفاوت آماری معنادار مشاهده نشد (05/0<p). همچنین، مقایسه میانگین نمره تنهایی ناشی از ارتباط با دوستان در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معناداری نشان نداد (094/0=p) و در گروه کنترل نیز تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (338/0=p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد درمان شناختی- رفتاری میتواند باعث کاهش احساس تنهایی زنان سالمند شود. لذا توصیه میشود از این روش جهت کاهش احساس تنهایی زنان سالمند استفاده شود.
محمد قلیزاده، جواد باذلی، فاطمه جواهرفروش زاده، محمد واسعی، مریم مرادی، علی محمدپور،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران تحت همودیالیز از درد ناشی از ورود سوزن به عروق محل فیستول رنج میبرند. مطالعه حاضـر با هدف مقایسـه تأثیر پماد املا با اسـپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک بر شـدت درد ناشـی از وارد نمودن سـوزنهای شـریانی- وریدی در بیماران تحت همودیالیز طراحی شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 80 بیمار مراجعهکننده به بیمارستانهای امام خمینی (ره) و گلستان اهواز در سال 1401 انجام یافته است. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس عددی اندازهگیری درد بود. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در ادامه، در گروه پماد املا (39 نفر) 60 دقیقه قبل از انجام همودیالیز 2 گرم برروی موضع موردنظر مالیده شد و در گروه اسپری لیدوکاوئین همراه تنفس ریتمیک (41 نفر) 5 دقیقه قبل از ورود سوزن 2 پاف اسپری افشانه و تنفس ریتمیک 2 دقیقه قبل از ورود سوزن توسط بیمار انجام گرفت. سپس شدت درد اندازهگیری و ثبت شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 20 و در سطح معناداری 05/0 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره درد در گروه پماد املا و اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک به ترتیب 09/1±95/1و10/1±12/2 بود. میانگین نمره درد بیماران در گروه پماد املا پایینتر از گروه اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک بود ولی از نظر آماری اختلاف معناداری نداشت (479/0=p).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پماد املا و اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک هر دو تأثیر مشابهی در کاهش درد بیماران همودیالیز دارند و استفاده از این روشها متناسب با شرایط بیمار توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220512054826N1
مریم طاهری، مرضیه اسدیذاکر، سیمین جهانی، محمد حسین حقیقی زاده، مینا رضایی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران با نارسایی قلبی از خودمراقبتی و کیفیت زندگی مطلوبی برخوردار نیستند که باعث محدودیتهایی در فعالیتهای روزمره، امور فردی و اجتماعی بیماران میشود. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر آموزش طراحی شده فردی حفظ انرژی بر توانمندسازی بیماران نارسایی قلبی در حیطه خودمراقبتی و کیفیت زندگی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده از خرداد 1401 تا اردیبهشت 1402 در مورد 60 بیمار نارسایی قلبی در بخشهای CCU، قلب و کلینیک قلب و عروق بیمارستان شهید مدنی و شهدای عشایر خرمآباد، لرستان انجام گرفت. نمونهها براساس معیارهای ورود انتخاب و به روش تصادفی به گروه مداخله (30 نفر) و کنترل (30 نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله طی 4 جلسه 30 دقیقهای با فاصله 3 هفته در طی 9 هفته آموزش طراحی شده فردی و گروه کنترل آموزش معمول پرستاری پس از ترخیص دریافت کردند. پرسشنامههای مقیاس رفتار خودمراقبتی نارسایی قلبی اروپایی و کیفیت زندگی با نارسایی قلبی مینهسوتا قبل از مداخله و در هفته دهم مداخله برای هر دو گروه تکمیل شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 و با آزمونهای آماری Mann-Whitney، Wilcoxon، تیمستقل و کایاسکوئر تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: پس از مداخله، کاهش معناداری در میانگین نمرات خودمراقبتی و کیفیت زندگی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (001/0>p) که بیانگر افزایش میزان خودمراقبتی و بهبود کیفیت زندگی است.
نتیجهگیری: آموزش طراحی شده فردی حفظ انرژی در مبتلایان به نارسایی قلبی باعث بهبود خودمراقبتی و کیفیت زندگی میشود. بنابراین، استفاده از این روش غیردارویی و بیعارضه میتواند مفید باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220612055150N1
علیرضا مومنی، عبدالعلی شریعتی، شهرام مولوینژاد، سعید قنبری،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
رزمینه و هدف: شایعترین مشکلات در بیماران تحت همودیالیز، اختلالات خواب و خستگی میباشد که کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. طب فشاری گوش به عنوان یک روش غیردارویی میتواند در کنترل این مشکلات مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر طب فشاری گوش بر اختلالات خواب و شدت خستگی در بیماران تحت همودیالیز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، 40 بیمار مراجعهکننده به مراکز همودیالیز بیمارستانهای گلستان و امامخمینی(ره) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1400، به صورت تخصیص تصادفی در گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون در نقاط حقیقی و گروه کنترل در نقاط کاذب طی دو هفته طب فشاری گوش را دریافت کردند. از مقیاس کیفیت خواب Pittsburgh و مقیاس عددی جهت سنجش شدت خستگی استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 17 با آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی آنالیز شدند.
یافتهها: در گروه آزمون، میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت خواب و شدت خستگی در قبل از مداخله به ترتیب، 51/1±75/11 و 43/1±20/6 بود که این مقدار در بعد از مداخله به ترتیب به 04/1±60/8 و 21/1±00/5 کاهش آماری معنادار پیدا کردند (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که طب فشاری گوش بر افزایش کیفیت خواب و کاهش شدت خستگی مؤثر میباشد، لذا به عنوان یک روش آسان، ایمن و ارزان میتواند در کنار مراقبتهای معمول بیماران همودیالیز برای کاهش خستگی و اختلالات خواب بهکار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201021049102N1