کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
20 نتیجه برای موضوع مقاله:
نسرین رضایی، مهناز قلجه،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مهارکننده اثرات منفی تنش شغلی شناخته شده است. در حرفه پرستاری موقعیتهای تنشزای زیادی وجود دارد که میتوانند موجب مشکلاتی از قبیل نارضایتی، کاهش کارآیی، ترک خدمت یا تغییر شغل در پرستاران شوند. این مشکلات، صدمات جبرانناپذیری بر ارایه مراقبت بالینی به بیماران، در پی دارد. این مطالعه با هدف تعیین میزان حمایت اجتماعی از پرستاران انجام گرفته است.روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه را پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1385 تشکیل میدهند. 373 پرستار که به کارهای مدیریتی اشتغال نداشته و دارای حداقل 6 ماه سابقه کار بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه حمایت اجتماعی McCain و Marklin و پرسشنامه تنش شغلی پرستاری استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (مجذور کای و تست دقیق فیشر) و نرمافزار SPSS v.13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: 85% پرستاران، حمایت دریافت شده از سوی همکاران، سرپرستاران و سوپروایزرها را متوسط، 7/10% زیاد و 3/4% کم ذکر کرده بودند. بین حمایت اجتماعی و نوبت کاری ارتباط معنادار آماری وجود داشت. حمایت دریافت شده از سوی همکاران (میانگین 83/24) بیشتر از حمایت دریافت شده از سوی سرپرستاران و سوپروایزرها (میانگین 37/19) بود.
نتیجهگیری: اکثر پرستاران از حمایت اجتماعی متوسطی برخوردار بودند و نیز اکثر آنان تمایل به ارتباط بیشتر با همکاران و مسؤولان پرستاری داشتند. به نظر میرسد سرپرستاران و سوپروایزرها با ترتیب دادن گردشهای دسته جمعی و یا تورهای زیارتی و سیاحتی میتوانند ارتباط بهتر و بیشتری را با کارکنان خود برقرار کنند.
روحالله خانی قلعه جق، محمد اکبری کاجی، افضل شمسی، حسین نوری گوشکی،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای دستگاه ادراری یکی از شایعترین شکایت اصلی سالمندان در مراکز مراقبت اولیه (آسایشگاهها) است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اختلالات سیستم ادراری و شیوع عفونتهای ادراری در سالمندان مقیم خانه سالمندان کهریزک می باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در مورد 142 نفر مرد و 114 نفر زن با میانگین سنی 32/8±03/76 در سال 1389 انجام یافته است. نمونهگیری به روش تصادفی و از بین افراد مقیم در خانه سالمندان کهریزک به عمل آمد. دادههای پژوهش به وسیله پرسشنامه پژوهشگر ساخته، اندازهگیری قد و وزن و همچنین انجام کشت ادرار جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری کایدو و فیشر و با کمک نرمافزار SPSS v.17 انجام گرفت و 05/0p< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 34% (87 نفر) از سالمندان به عفونت ادراری مبتلا بودند که از این تعداد 5/55% (46 نفر) زن بودند. بیشترین اختلال توأم با عفونت ادراری در سالمندان مرد، بزرگی پروستات (5/32%) و در سالمندان زن، بیماری زنان (خروج ترشحات از واژن و لکه بینی) (9/16%) بود.
نتیجهگیری: عفونتهای ادراری در سالمندان مبتلا به اختلالات سیستم ادراری شایع است. با شناسایی سالمندان مستعد یا مبتلا و ارایه آموزشهای مناسب میتوان از بروز این بیماری و عوارض مرتبط با آن پیشگیری نمود.
علی نویدیان، معصومه مرادقلی، اسدالله کیخایی، فرشید سعیدینژاد،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: توجه به عوامل روانشناختی و اجتماعی مؤثر بر رفتارهای خودمراقبتی از جمله سبکهای دلبستگی، اقدامی مهم در زمینه کنترل بیماریهای مزمن به حساب میآید. این پژوهش با هدف تعیین رابطه سبکهای دلبستگی و رفتار خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلب انجام یافته است .
روش بررسی: این پژوهش توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی در مورد 180 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی که در بخشهای CCU و Post CCU بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال 1393 بستری بودند و به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند انجام یافته است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه تجدیدنظر شده تجارب در روابط نزدیک ( ECR-R ) و پرسشنامه خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب ( SCHFIV6.2 ) است. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار SPSS v.20 شد و با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری تیمستقل، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره رفتارهای خودمراقبتی در گروه بیماران با سبک دلبستگی ایمن (66/12 ± 89/62) به طور معناداری بیش از گروه بیماران با سبک دلبستگی ناایمن (11/16 ± 43/40) است (05/0> p ). همچنین مدل رگرسیون نشان داد که نمره ابعاد اضطرابی و اجتنابی دلبستگی و سن، پیشبینیکننده نمره رفتارهای خودمراقبتی در بیماران است .
نتیجهگیری: با توجه به رابطه سبکهای دلبستگی و رفتارهای خودمراقبتی در این مطالعه و پایین بودن سطح رفتارهای خودمراقبتی در بیماران با سبک دلبستگی ناایمن، ضروری است اهمیت مداخلات روانشناختی در درمان طولانی مدت نارسایی مزمن قلبی مورد تأکید قرار گیرد .
علی نویدیان، شهیندخت نوابی ریگی، محمود ایمانی، پروین سلطانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بارداری با ایجاد تغییرات فیزیولوژیک و روانشناختی میتواند زندگی زوجها را تحت تأثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش جنسی بر کیفیت رابطه زناشویی زنان باردار انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع نیمه تجربی است. در این مطالعه 100 نفر از زنان باردار واجد شرایط مراجعهکننده به دو مرکز از مراکز بهداشتی درمانی شهر زاهدان در سال 1394 انتخاب و به دو گروه 50 نفره اختصاص یافتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ابعاد کیفیت رابطه زناشویی درک شده بود. پرسشنامهها قبل و شش هفته بعد از آموزش، توسط هر دو گروه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.20 تحلیل شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر متغیرهای فردی مانند سن، طول مدت ازدواج، سن حاملگی و تعداد حاملگی تفاوت معناداری وجود نداشت. میانگین نمره کلی کیفیت رابطه زناشویی و ابعاد رضایتمندی، شور و هیجان جنسی، عشق، تعهد، صمیمیت، اعتماد در گروه مداخله در پس آزمون به طور معناداری بیش از گروه شاهد بود. آزمون تحلیل کوواریانس نیز نشان داد که میانگین نمره کل رابطه زناشویی و ابعاد آن در زنان باردار در دو گروه پس از آموزش جنسی تفاوت معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر آموزش جنسی در بهبود ابعاد کیفیت رابطه زناشویی زنان باردار، توصیه میشود این مداخله آموزشی در برنامه آموزش و مراقبتهای دوران بارداری زنان باردار ادغام شود تا به ارتقای کیفیت رابطه زوجها در بارداری کمک کند.
نسرین رضائی، علی نویدیان، فاطمه عباسی،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارتقای سلامت روان مادران کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور که فشار مراقبتی زیادی را متحمل میشوند، نیازمند تدوین و اجرای برنامههای آموزشی حمایتی مؤثر و کارآمد است، لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی حمایتی گروهی بر فشار مراقبتی مادران کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی (IRCT2016122731612N1) در مورد 80 مادر کودک مبتلا به تالاسمی مراجعهکننده به بیمارستان علیاصغر شهر زاهدان در تابستان 1395 انجام یافته است. مادران به شیوه در دسترس انتخاب و در دو گروه 40 نفره مداخله و شاهد قرار گرفتند. گروه مداخله چهار جلسه آموزش حمایتی را طی چهار هفته دریافت نمود. دادهها با استفاده از ابزار فشار مراقبتی گردآوری شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی و تحلیل کوواریانس انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره کل فشار مراقبتی مادران قبل از آموزش در گروه مداخله و شاهد به ترتیب 55/13±60/86 ، 54/8±37/92 و بعد از مداخله به ترتیب 90/9±62/59 ، 83/5±57/89 بود. همچنین نمره فشار مراقبتی مادران در پنج بعد زمانی، تکاملی، جسمانی ، اجتماعی و احساسی در گروه مداخله به طور معناداری کمتر از گروه شاهد بود (05/0>p).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد ارایه برنامه آموزشی حمایتی گروهی منجر به کاهش فشار مراقبتی مادران کودکان مبتلا به تالاسمی میشود. بنابراین استفاده از این برنامه میتواند یک روش مؤثر در کاهش فشار مراقبتی مادران باشد. لذا این برنامه را میتوان در مراکز درمانی، جهت حفظ و ارتقای سلامت روان مادران مورد استفاده قرار داد.
مهرنگار آزوغ، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در بارداری پس از مردهزایی رابطه والدینی و دلبستگی به کودک مرده انکار میشود و این میتواند دلبستگی مادر با کودک جدید را مختل کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش شناختی- رفتاری بر دلبستگی مادر به جنین در بارداری پس از مردهزایی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 100 زن باردار با سابقه مردهزایی مراجعهکننده به مراکز سلامت شهر زاهدان در سال 96 انجام یافته است. مادران به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه ۵۰ نفری اختصاص یافتند. دادهها با پرسشنامههای اطلاعات جمعیتشناختی و دلبستگی مادر- جنین Cranley جمعآوری شد. پس از پیش آزمون، گروه مداخله 4 جلسه برنامه آموزش شناختی- رفتاری را طی 4 هفته دریافت کردند. پس آزمون 8 هفته بعد در دو گروه اجرا و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل، کایدو، دقیق فیشر و آنکووا در نرمافزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.
یافتهها: در حالی که میانگین نمره دلبستگی مادر به جنین در دو گروه قبل از مداخله تفاوت نداشت، پس از مداخله در گروه آزمون (89/11±36/92) به طور معناداری بیش از گروه شاهد (36/16±90/80) بود (001/0>p). آزمون کواریانس با کنترل اثر پیش آزمون، خوشبینی و دفعات مراجعه نشان داد که میانگین نمره دلبستگی مادر به جنین دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معنادار دارد (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر آموزش شناختی رفتاری در ارتقای دلبستگی مادر به جنین، توصیه میشود این نوع مداخله آموزشی در برنامه مراقبتی زنان باردار با سابقه مردهزایی ادغام شود.
خیرالنساء مجاهد، علی نویدیان،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف تنباکو به وسیله قلیان در دوره بارداری یک مشکل بهداشتی است و مداخلههایی برای ترک مصرف آن باید طراحی شود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی ترک قلیان در زنان باردار انجام یافته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده، در مورد 140 نفر از زنان باردار مصرفکننده قلیان که حاشیهنشین شهر زاهدان بودند، در سال 1396 انجام یافته است. نمونهها به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد اختصاص یافتند. پیش آزمون با استفاده از پرسشنامههای جمعیتشناختی، مصرف قلیان و خودکارآمدی ترک قلیان اجرا شد. گروه مداخله 4 جلسه مصاحبه انگیزشی گروهی در خصوص ترک مصرف قلیان دریافت کردند و به گروه شاهد آموزش به صورت توصیههای معمول برای ترک قلیان ارایه شد. 8 هفته پس از پایان مداخله پس آزمون اجرا گردید. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایدو و آنالیز کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرا گرفت.
یافتهها: ویژگیهای جمعیتشناختی و سن حاملگی زنان بین دو گروه همگن بود اما طول مدت مصرف قلیان در گروه مداخله بیش از گروه شاهد بود (008/0=p). میانگین نمره خودکارآمدی ترک قلیان در دو گروه قبل از مداخله تفاوت آماری معنادار نداشت در حالی که پس از مداخله در گروه مداخله 25/7±50/60 و در گروه شاهد 79/3±70/22 بود (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به این که مصاحبه انگیزشی بر افزایش خودکارآمدی ترک قلیان تأثیر مثبتی دارد، بنابراین ادغام این راهبرد مشاورهای در برنامههای مراقبتی زنان باردار مصرفکننده قلیان توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT201609240299954N5
بهجت طالبی، زهرا مودی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بارداری در دوران نوجوانی با ساختار هویتی نوجوان در تضاد است که میتواند آثار منفی در بعد روانی مادر، مخصوصاً ایجاد استرس داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش مراقبت از نوزاد بر استرس درک شده مادران نوجوان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 116 زن باردار نوجوان مراجعهکننده به مراکز سلامت شهر زاهدان در سال 1395 انجام یافته است. نمونهها به شیوه در دسترس انتخاب شده و به دو گروه 58 نفری اختصاص یافتند. پیشآزمون با استفاده از پرسشنامههای جمعیتشناختی و استرس درک شده قبل از برگزاری اولین جلسه آموزشی اجرا شد. گروه مداخله 3 جلسه آموزشی در خصوص مراقبت از نوزاد و روشهای کاهش استرس دریافت کردند و در گروه کنترل آموزشهای معمول دوران بارداری ارایه شد. در هفته 38 بارداری و 30 روز پس از زایمان، پسآزمون اجرا گردید. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 با استفاده از آزمون منویتنی، مونت کارلو و فیشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: قبل از مداخله نمره استرس گروه مداخله نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (007/0=p) اما میانگین نمرات استرس درک شده گروه مداخله در هفته 38 بارداری و 30 روز پس از زایمان نسبت به گروه کنترل کاهش بیشتری داشته و طبق آزمون منویتنی این کاهش معنادار بوده است (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر برنامه آموزشی مراقبت از نوزاد بر کاهش استرس مادران نوجوان، توصیه میشود این نوع مداخله آموزشی در برنامه مراقبتی مادران نوجوان باردار ادغام شود.
منصور شکیبا، مهدیه روحبخش، فتیحه کرمانساروی، علی نویدیان،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یائسگی به عنوان یکی از مراحل بحرانی زندگی زنان، شناخته شده است. علایم و عوارض یائسگی میتواند بر سلامت و رفاه زنان تأثیرگذار باشد. از جمله اقدامهای مؤثر در تعدیل این علایم، انجام رفتارهای ارتقا دهنده سلامت است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مشاوره زوجی بر شدت علایم یائسگی زنان یائسه انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی 80 نفر از زنان یائسه تحت پوشش مراکز بهداشتی زاهدان به همراه همسرانشان در سال 1396 براساس نمونهگیری به روش در دسترس انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی و پرسشنامه سنجش علایم یائسگی بود. مشاوره زوجی در گروه مداخله در قالب 4 جلسه به مدت 60 دقیقه اجرا شد. دادهها قبل و 12 هفته بعد از مداخله گردآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 21 به کمک آزمونهای آماری کایدو، تیزوجی، مستقل و تحلیل کوواریانس تحلیل شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر متغیرهای جمعیتشناختی تفاوت معناداری مشاهده نشد ولی میانگین تغییرات نمره علایم یائسگی در زنان گروه مداخله 95/1±42/1- و در گروه کنترل 10/1±1/0- بود. آزمون آماری تیمستقل نشان داد تفاوت میانگین تغییرات نمره علایم یائسگی در دو گروه معنادار است (0001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به این که مشاوره زوجی بر کاهش شدت علایم یائسگی در زنان یائسه تأثیر مثبتی دارد، بنابراین ادغام این راهبرد مشاورهای در برنامههای مراقبتی و حمایتی دوران یائسگی توصیه میشود.
زهرا خلیلی، مریم نوایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تجربه خشونت خانگی، پیامدهای منفی بر سلامت روان زنان باردار دارد و مداخلههایی برای کاهش این پیامدهای منفی باید طراحی شود. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی- حمایتی بر پریشانی روانشناختی زنان باردار خشونت دیده انجام یافته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد 100 نفر از زنان باردار تحت خشونت خانگی که در سال 1397 برای دریافت مراقبتهای دوران بارداری به مراکز جامع سلامت شهر زاهدان مراجعه کرده بودند، انجام یافته است. نمونهها به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله 4 جلسه مداخله آموزشی- حمایتی انفرادی را طی دو هفته دریافت کردند. گروه کنترل در این مدت برنامه مراقبت معمول را دریافت کردند. قبل از مداخله و پس از گذشت 4 هفته از پایان مداخله، دادهها به کمک پرسشنامههای غربالگری خشونت خانگی فرم کوتاه (HITS) و مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K10) در دو گروه جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 21 به کمک آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین نمره پریشانی روانشناختی گروه زنان باردار در گروه مداخله از (58/4)90/30 به (81/3)18/22 با میانگین تغییرات (93/3)72/8- و در گروه کنترل از 15/4±22/25 به 16/4±06/24 با میانگین تغییرات (48/1)16/1- کاهش یافت. تحلیل کوواریانس با کنترل اثر پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره پریشانی روانشناختی زنان باردار در معرض خشونت در دو گروه پس از مداخله آموزشی حمایتی تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: نتیجه این بررسی نشان داد که مداخله آموزشی- حمایتی طراحی شده در کاهش پریشانی روانشناختی در زنان باردار تحت خشونت مؤثر است. بنابراین وارد کردن مداخله آموزشی- حمایتی در برنامه مراقبتهای بارداری زنان تحت خشونت خانگی به منظور افزایش سلامت مادر و جنین توصیه میشود.
زهرا کریمی، نسرین رضایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتیاد به عنوان یک بحران و یک اختلال مزمن طولانی مدت میتواند منجر به تحمیل بار روانی و کاهش کیفیت زندگی در مراقبان خانوادگی شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله کیفیت زندگی درمانی بر بار روانی مراقبان خانوادگی معتادان انجام یافته است.
روش بررسی: : این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است. جامعه پژوهش شامل کلیه مراقبان خانوادگی معتادان در حال ترک در بیمارستان روانپزشکی بهاران شهر زاهدان در سال 1397 بودند. حجم نمونه 80 نفر بود که به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مراقبان گروه مداخله هشت جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی را به صورت یک روز درمیان و براساس محتوای تعیین شده دریافت کردند. قبل از مداخله و 8 هفته پس از پایان مداخله، دادهها به وسیله پرسشنامه بار روانی Zarit جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 21 به کمک آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: قبل از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین نمره بار روانی تفاوت معناداری وجود نداشت (25/0=p). اما پس از مداخله، میانگین نمره بار روانی در مراقبان خانوادگی گروه مداخله (92/12±10/40) به طور معناداری پایینتر از گروه کنترل (58/13±80/46) بود (01/0p<).
نتیجهگیری: مداخله کیفیت زندگی درمانی در این مطالعه تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش بار روانی مراقبان خانوادگی معتادان داشت. بنابراین استفاده از این رویکرد مشاورهای به موازات برنامههای ترک اعتیاد به منظور افزایش رفاه و سلامت روانشناختی مراقبان خانوادگی به ارایهدهندگان خدمات درمانی و مراقبتی توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160924029954N11
زهرا کریمی، نسرین رضایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتیاد به عنوان یک بحران و یک اختلال مزمن طولانی مدت میتواند باعث ایجاد علایمی در سلامت روانی فرد مصرفکننده و اعضای خانواده شود که شایعترین آنها استرس، اضطراب و افسردگی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله کیفیت زندگی درمانی، بر واکنشهای روانشناختی مراقبان خانوادگی معتادان انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است. جامعه پژوهش شامل مراقبان خانوادگی معتادان بستری در بیمارستان روانپزشکی بهاران شهر زاهدان در سال 1397 بود. نمونهها 80 نفر بودند که به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مراقبان گروه مداخله هشت جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی را به صورت یک روز درمیان و براساس محتوای تعیین شده دریافت کردند. پس از گذشت 8 هفته از پایان مداخله، دادهها با پرسشنامه 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) جمعآوری و در نرمافزار SPSS ویرایش 21 و با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایدو و کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل اماری قرار گرفت.
یافتهها: پس از مداخله کیفیت زندگی درمانی، میانگین نمره استرس، اضطراب و افسردگی (به ترتیب 36/4±50/11، 49/3±05/11 ، 67/4±57/10) مراقبان خانوادگی گروه مداخله به طور معناداری پایینتر از گروه کنترل (به ترتیب 93/4±67/14، 33/4±02/14، 77/4±40/13) بود (01/0p<). قبل از مداخله بین دو گروه از نظر این متغیرها تفاوتی وجود نداشت.
نتیجهگیری: مشاوره کیفیت زندگی درمانی در این مطالعه تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش شدت واکنشهای روانشناختی مراقبان خانوادگی معتادان داشت؛ بنابراین استفاده از این رویکرد مشاورهای به موازات برنامههای ترک اعتیاد به منظور افزایش رفاه و سلامت روانشناختی مراقبان خانوادگی به ارایهدهندگان خدمات درمانی و مراقبتی توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160924029954N11
فرشته نجفی، زهرا پیشکار مفرد، عرفان ایوبی، رحیمه حسینی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به نارسایی قلبی پیامدهای مختلفی از جمله خود مدیریتی ضعیف، تبعیت از درمان نامناسب و کیفیت زندگی نامطلوب را تجربه میکنند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه ترخیص مبتنی بر خود مدیریتی بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به نارسایی قلب انجام گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی تعداد 80 بیمار مبتلا به نارسایی قلب بستری در بیمارستانهای آموزشی زاهدان در سال 99-1398 به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. برنامه ترخیص مبتنی بر خود مدیریتی در گروه مداخله شامل 4 جلسه آموزشی در بیمارستان بود. به منظور پیگیری، 3-2 روز پس از ترخیص اولین تماس، سپس ماه اول هر هفته و ماههای دوم و سوم نیز هر دو هفته یک بار با بیمار یا مراقب وی تماس حاصل شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه تبعیت از درمان جمعآوری گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای تیمستقل، کایدو، فیشر و تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخه 16 صورت گرفت.
یافتهها: آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای تکراری اختلاف معناداری بین میانگینهای نمره تبعیت از درمان در طول زمان (001/0>p) و در دو گروه مداخله و کنترل نشان داد (001/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، پیشنهاد میشود برنامه ترخیص مبتنی بر خود مدیریتی به صورت مدون و منسجم برای بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در بخشهای درمانی به کار گرفته شود.
طیبه صدقی، مهناز قلجه،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش سطح هوشیاری از عوارض تهدیدکننده ضربات مغزی میباشد که منجر به بستری و مرگ بیمار میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تحریک شنوایی و لمسی توسط اعضای خانواده بر سطح هوشیاری بیماران انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی، در 80 بیمار ضربه مغزی با کاهش سطح هوشیاری بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای آموزشی شهر زاهدان در سال 1398 انجام یافته است، نمونهها به روش در دسترس انتخاب، سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، و مقیاس FOUR بود. برای گروه آزمون مداخله شامل تحریک شنوایی و لمسی توسط عضو خانواده به مدت 10 دقیقه در هفت روز متوالی انجام گرفت. گروه کنترل، مداخلات معمول بخش را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 از آمارهای توصیفی و تحلیلی (تیمستقل، تیزوجی، کوواریانس، مجذور کای و آنالیز واریانس با دادههای تکراری) استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد در روزهای اول تا چهارم تفاوت معناداری در سطح هوشیاری گروه مداخله و کنترل وجود نداشته است، ولی آزمونهای تیمستقل و تحلیل کوواریانس و آنالیز واریانس با دادههای تکراری نشان داد که در روزهای پنجم، ششم و هفتم سطح هوشیاری بیماران گروه دریافتکننده تحریک شنوایی و لمسی به طور معناداری از گروه کنترل بیشتر بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که تحریک شنوایی و لمسی توسط اعضای خانواده در افزایش سطح هوشیاری بیماران ضربه مغزی با کاهش سطح هوشیاری مؤثر است. لذا پیشنهاد میشود به عنوان یک مداخله در مراقبت پرستاری به منظور افزایش سطح هوشیاری بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
مریم محمدی صادق، علی نویدیان، مهناز قلجه، نسرین رضائی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: فوریتهای پیش بیمارستانی یکی از پر استرسترین حرفههای پزشکی است. مشاغل پر استرس بر تابآوری و توانایی کنترل خشم کارکنان تأثیر میگذارند. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش روانی بر میزان خشم و تابآوری کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 120 نفر از کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی شهر زاهدان شرکت نمودند. افراد واجد شرایط در پایگاههای شهری و جادهای حوزه شهر زاهدان به شیوه در دسترس وارد مطالعه شدند. برای تعیین گروه مداخله و کنترل از میان 24 پایگاه موجود به شیوه تصادفی 12 پایگاه در گروه مداخله و 12 پایگاه در گروه کنترل قرار گرفتند. ابتدا فرم اطلاعات فردی و پرسشنامههای خشم و تابآوری توسط هر دو گروه به صورت خودگزارشدهی تکمیل شد. سپس گروه مداخله به صورت گروههای 12-8 نفری در 5 جلسه آموزش روانی شرکت کردند. پرسشنامهها دو ماه بعد از مداخله در هر دو گروه دوباره تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمونهای کایدو، تیمستقل، تیزوجی) انجام گرفت.
یافتهها: نتایج آزمون تیمستقل نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره تابآوری کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی در بین دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله تفاوت معنادار نداشته است (492/0=p) ولی پس از مداخله تفاوت معنادار مشاهده شده است (009/0=p). همچنین نتایج آزمون تیمستقل نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره کنترل خشم کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله تفاوت معناداری با هم نداشته است (672/0=p) ولی پس از مداخله میزان آن در گروه مداخله به طور معناداری از گروه کنترل بیشتر بود (001/0p<).
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد آموزش روانی، تابآوری کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی را ارتقا داده است و با ارتقای آن کارکنان توانستهاند خشم خود را کنترل نمایند. پیشنهاد میشود در برنامههای آموزش ضمن خدمت کارکنان فوریتهای پیش بیمارستانی، برنامه آموزش روانی برای ارتقای تابآوری و کنترل خشم آنان که در با موقعیتهای پر تنش فراوانی رو به رو میشوند لحاظ شود.
علی نویدیان، سمیه خزائیان،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای ابراز هیجانی مانند مشاورههای روایتگری و ابراز هیجانی نوشتاری در کاهش شدت مشکلات روانشناختی مختلف مانند افسردگی و استرس حاد به ویژه پس از حوادث تروماتیک مؤثر هستند. سزارین اورژانسی نیز رخدادی تروماتیک قلمداد میشود که میتواند باعث مشکلات روانشناختی برای مادر شود. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی ابراز هیجانی نوشتاری و روایتگری بر استرس پس از سانحه و افسردگی پس از زایمان زنان تحت سزارین اورژانسی بستری در بخش زنان بوده است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در شهر زاهدان انجام گرفته است. تعداد 120 زن تحت سزارین اورژانس بستری شده در بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) در سال 1401-1400 به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به سه گروه 40 نفری ابراز هیجانی نوشتاری، روایتگری و کنترل تقسیم شدند. مداخله به صورت یک جلسه حضوری و دو جلسه غیرحضوری اجرا شد. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای افسردگی Edinburgh و سنجش اختلال استرس پس از سانحه استفاده شد که قبل و 6 هفته بعد از پایان مداخله در سه گروه تکمیل شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 24 و آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین نمره استرس پس از سانحه و افسردگی پس از زایمان در گروههای ابراز هیجانی نوشتاری و روایتگری نسبت به گروه کنترل بعد از مداخله کاهش معناداری داشت (05/0>p) در حالی که قبل از مداخله سه گروه تفاوت معناداری نداشتند (05/0<p). همچنین طبق نتایج، تفاوت میانگینها قبل و بعد از مداخله در گروه ابراز هیجانی نوشتای در هر دو متغیر استرس پس از سانحه و افسردگی پس از زایمان نسبت به گروه روایتگری بیشتر بود که نشاندهنده تأثیر بیشتر ابراز هیجانی نوشتاری در مقایسه با روایتگری است (001/0p<).
نتیجهگیری: طبق یافتههای پژوهش و اثرات مثبت روایتگری و ابراز هیجانی نوشتاری، استفاده از آنها برحسب امکانات موجود در برنامههای آموزشی و مراقبتی به عنوان برنامههای مکمل در کنار سایر مراقبتها در زنان تحت زایمان تروماتیک توصیه میشود.
فرزانه میری، علی نویدیان، نسرین رضائی،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعداد زیادی از معتادان اقدام به ترک میکنند، اما مجدداً به سمت مواد مخدر گرایش مییابند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارت تنظیم هیجان بر خودکنترلی و پریشانی روانشناختی افراد وابسته به مواد افیونی بستری در بیمارستان روانپزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در چهار ماه آخر سال 1401 در مورد 80 معتاد در حال ترک بستری در بیمارستان روانپزشکی بهاران زاهدان انجام یافت. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. گروه مداخله 10 جلسه آموزش تنظیم هیجان دریافت کرد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای خودکنترلی و پریشانی روانشناختی استفاده شد. دادهها به کمک آزمونهای توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بعد از مداخله میانگین و انحراف معیار نمره پریشانی روانشناختی معتادان وابسته به مواد افیونی در گروه مداخله (001/0p<) و در گروه شاهد کاهش معناداری یافت (005/0p<). نتیجه تحلیل آزمون کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره پریشانی روانشناختی بیماران دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معنادار داشته است (001/0p<). به علاوه پس از مداخله میانگین و انحراف معیار نمره خودکنترلی در گروه مداخله و کنترل افزایش معناداری داشت (001/0p<). نتیجه تحلیل آزمون کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نیز نشان داد که میانگین نمره خودکنترلی دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معنادار داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که تنظیم هیجان در معتادان وابسته به مواد افیونی باعث کاهش معنادار نمره پریشانی روانشناختی و افزایش معنادار نمره خودکنترلی میشود. لذا میتواند تأثیرات مثبت و بازدارنده بر رفتارهایی که سوقدهنده به سمت مصرف مجدد مواد است، داشته باشد. توصیه میشود برای بهبود پریشانی روانشناختی و خودکنترلی در معتادان در حال ترک از آموزش مهارتهای تنظیم هیجان استفاده شود.
حسن عسکری، هانیه دهمرده، علی نویدیان، مصطفی پارسا،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال در خودکارآمدی مسألهای جدی در بیماران دارای استومی است، چرا که فرد با چالشهایی همچون حضور در اجتماع و اختلال در فعالیتهای روزمره مواجه میشود. بهکارگیری روشهای آموزش غیرحضوری برای بیماران فرصتی جهت بهرهبری بیشتر آموزهها ایجاد میکند. از اینرو، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر تله نرسینگ بر خودکارآمدی بیماران دارای استومی انجام گرفته است.
روش بررسی: در مطالعه نیمه تجربی حاضر 80 بیمار دارای استومی شهر زاهدان در سال 1402 بهروش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه 40 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، نرمافزار در اختیار بیماران قرار گرفت. قبل از اجرای مداخله، همچنین 1و3 ماه پس از آن خودکارآمدی با استفاده از پرسشنامه «خودکارآمدی بیماران استومی» اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن در گروه مداخله 98/12±84/42 سال و در گروه کنترل 89/11±26/46 سال بود (320/0=p) میانگین و انحراف معیار نمره کل «خودکارآمدی» بیماران در گروه مداخله قبل، یک ماه و سه ماه بعد از اجرای برنامه به ترتیب 05/8±75/69، 57/7±28/77 و 43/6±72/92 بود که حاکی از تأثیر اجرای آموزش مبتنی بر تله نرسینگ است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده تأثیر برنامه آموزشی تله نرسینگ بر ارتقای سطح خودکارآمدی در بیماران دارای استومی است. از اینرو، اجرای چنین برنامههایی جهت کمک به این گروه از این بیماران توصیه میشود.
سیمین کوکبیاصل، علی نویدیان، نسرین رضائی، میلاد امیری، مهناز قلجه،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب و نارسایی شناختی در بین دانشجویان علوم پزشکی دو اختلال با شیوع بالا هستند که میتوانند پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. انجام مداخلاتی که توسط خود فرد قابلیت اجرا دارد، میتواند کمککننده باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویرسازی ذهنی بر اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 100 دانشجو به شیوه در دسترس انتخاب، سپس به روش تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه اضطراب Beck و نارسایی شناختی Broadbent جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. جهت گروه مداخله ابتدا یک جلسه حضوری با هدف آشناسازی نحوه اجرای مداخله تصویرسازی ذهنی برگزار، سپس 8 جلسه آموزش تصویرسازی به صورت فایل صوتی در واتساپ ارسال شد. دو هفته بعد مجدداً پرسشنامه اضطراب و نارسایی شناختی تکمیل شد. در گروه کنترل هیچ مداخلهای انجام نگرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
یافتهها: نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان در گروه مداخله کاهش آماری معنادار داشت (05/0p<)، اما در گروه کنترل این کاهش معنادار نبود (05/0p>). نتیجه تحلیل کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: آموزش تصویرسازی ذهنی بر کاهش اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان تأثیر دارد. لذا مسؤولان آموزشی میتوانند با بهرهگیری از این روش در راستای کاهش اضطراب و بهبود نارسایی شناختی و به دنبال آن ارتقای عملکرد تحصیلی دانشجویان تلاش نمایند.
مهرناز میری، مهناز قلجه، فرنوش خجسته، بنیامین سعادتیفر،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پرفشاری خون یک بیماری شایع و بدون علامت است. آموزش به بیمار میتواند به کنترل فشارخون و پیشگیری از عوارض آن کمک کند. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر روش آموزش مبتنی بر سلامت همراه و آموزش چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به پرفشاری خون میباشد.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی برروی ۱۱۰ بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی زاهدان انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون استفاده شد. در گروه آموزش سلامت همراه، بیماران از طریق برنامه ایتا محتوای آموزشی را دریافت کردند و شش هفته پس از ارسال آخرین پیام، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل شد. در گروه آموزش چهرهبهچهره، مداخله آموزشی در مدت سه هفته و هر هفته در یک جلسه اجرا شد و شش هفته بعد، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایدو، تست دقیق فیشر و آنالیز کوواریانس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمره تبعیت از درمان و ابعاد آن، بهجز بعد تبعیت از رژیم غذایی، در دو گروه آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره پیش از مداخله تفاوت معناداری نداشت، اما پس از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (001/0=p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون تأثیرگذار بودند، اما آموزش مبتنی بر سلامت همراه این امکان را برای بیمار فراهم میکند که در هر زمان و مکان به اطلاعات آموزشی دسترسی داشته و از آن بهرهمند شود.