جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
7 نتیجه برای موضوع مقاله:

لاله حسنی، تیمور آقاملایی، صدیقه سادات طوافیان، شهرام زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: خودآزمایی ماهانه پستان یک رفتار غربالگری مهم جهت تشخیص زودرس سرطان پستان است. ولی علی‌رغم این مزیت، بسیاری از افراد از انجام این رفتار بهداشتی سرباز می‌زنند. هدف این مطالعه تعیین میزان پیش‌بینی‌کنندگی سازه‌های الگوی اعتقاد بهداشتی در اتخاذ رفتار خودآزمایی پستان در زنان بوده است.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تعداد 240 زن مراجعه‌کننده به هشت مرکز بهداشتی درمانی شهر بندرعباس در سال 1387 وارد مطالعه شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای شامل مشخصات فردی و پرسشنامه Champion's Health Belief Model Scale (CHBMS) بود. داده‌ها پس از کدگذاری وارد نرم‌افزار آماری SPSS شد و از آزمون‌های آماری t-test و آنالیز رگرسیون برای تجزیه و تحلیل آن‌ها استفاده گردید.

یافته‌ها: در مجموع 7/31% زنان مورد مطالعه دارای تجربه انجام خودآزمایی پستان بودند، اما فقط 1/7% کل افراد به طور ماهیانه و منظم خودآزمایی پستان را انجام می‌دادند. یافته‌های این مطالعه نشان داد تفاوت آماری معناداری در سازه‌های منافع درک شده (03/0=p) موانع درک شده (001/0p<) و خودکارآمدی (001/0p<) گروهی که رفتار خودآزمایی پستان را انجام می‌دهند و گروهی که این رفتار را انجام نمی‌دهند، وجود دارد. نتایج حاصل از آنالیز رگرسیون نشان داد خودکارآمدی و موانع درک شده می‌تواند پیش‌بینی‌کننده انجام خودآزمایی پستان باشد.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی می‌تواند باعث اتخاذ رفتار و موانع درک شده می‌تواند موجبات عدم اتخاذ رفتار خودآزمایی پستان را فراهم آورد. لذا آن‌چه که در مداخلات آموزشی جهت ارتقای رفتار بهداشتی خودآزمایی پستان باید مورد توجه قرار گیرد، افزایش مهارت آموزی جهت ایجاد خودکارآمدی در آنان و تعدیل موانع درک شده از طریق آموزش‌های صحیح می‌باشد.

 


تیمور آقاملایی، صدیقه سادات طوافیان، امین قنبرنژاد،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: منافع و موانع درک شده نسبت به فعالیت جسمی از عوامل شناختی است که انجام و یا عدم انجام فعالیت جسمی را تعیین می‌کند. موازنه تصمیم‌گیری بر اهمیت ادراکات مثبت و منفی فرد در مورد نتایج رفتار یا تغییر رفتار تأکید دارد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط منافع و موانع درک شده و موازنه تصمیم‌گیری با مراحل تغییر فعالیت جسمی در دانش‌آموزان دبیرستانی بوده است.

روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه این پژوهش مقطعی دانش‌آموزان مشغول به تحصیل در دبیرستان‌های شهر بندرعباس در سال تحصیلی 91-1390 بودند. تعداد نمونه 400 نفر بود، نمونه‌گیری به صورت تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انجام یافت. در این مطالعه از پرسشنامه مراحل فعالیت فیزیکی و مقیاس منافع/ موانع ورزش استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های مجذور کای، t مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و روند خطی در نرم‌افزار آماری SPSS v.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین سن افراد مورد بررسی 1/1±9/15 سال و 8/51% آن‌ها پسر و 2/48% دختر بودند. در کل 2/49% از دانش‌آموزان دارای فعالیت فیزیکی منظم بودند. 15% افراد در مرحله پیش از قصد، 8/15% در مرحله قصد، 20% در مرحله آمادگی، 8/15% در مرحله عمل و 4/33% در مرحله حفظ و نگه‌داری فعالیت جسمی قرار داشتند. آزمون روند خطی برای منافع و موانع درک شده و موازنه تصمیم‌گیری معنادار بود (001/0>p). بر این اساس با پیشرفت افراد از مرحله پیش از تفکر تا مرحله حفظ و نگه‌داری، منافع درک شده و موازنه تصمیم‌گیری افزایش و بالعکس موانع درک شده نسبت به ورزش به صورت خطی کاهش می‌یافت.

نتیجه‌گیری: نظر به این که نتایج این مطالعه نشان داد پیشرفت مراحل تغییر در دانش‌آموزان همسو با افزایش منافع درک شده و کاهش موانع درک شده فعالیت فیزیکی است، لذا توصیه می‌شود آموزش‌های لازم جهت پیشرفت مراحل تغییر دانش‌آموزان در خصوص فعالیت فیزیکی صورت گیرد.

 


عباس رحیمی فروشانی، مریم کاظمی، امین قنبرنژاد، محمدرضا اشراقیان، فرشته مجلسی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: باروری مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر نوسانات جمعیتی می­باشد. رفتارهای باروری یک جامعه را به روش­های مختلفی می­توان بررسی نمود. یکی از این روش­ها بررسی مدت زمان ازدواج تا تولد فرزند اول است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر فاصله ازدواج تا تولد اول با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس است.

روش بررسی: در این مطالعه 1230 مادر که زایمان اول داشتند از میان مادران مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهری و روستایی شهرستان بندرعباس در سال 92-1391 انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی فاصله تولد اول و عوامل مؤثر بر این فاصله با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس (مخاطره متناسب) انجام یافت. برای تجزیه و تحلیل توصیفی داده­ها از نرم­افزار SPSS v.22 و برای مدل‌سازی داده­ها از نرم‌افزار R نسخه 1. 2. 3 استفاده شد.

یافته‌ها: در این مطالعه میانگین و انحراف معیار فاصله ازدواج تا تولد اول 35/24±63/27 ماه بود. براساس مدل کاکس، سن مادر هنگام اولین ازدواج با نسبت خطر برابر با 13/1 (25/101/1) و محل سکونت با نسبت خطر برابر با 28/1(46/1-12/1) اثر معنادار بر فاصله ازدواج تا تولد اول داشتند.

نتیجه‌گیری: مقایسه نتایج حاصل از مطالعه حاضر با مطالعات قبلی نشان می­دهد که فاصله ازدواج تا تولد اول کاهش یافته است و در عوامل مؤثر بر این فاصله نیز تغییراتی دیده می شود.


علی محمد مختاری، شیرین ریاحی، محمد فتحعلی‌پور، حامد دلام، مریم هاشم‌نژاد، سهیل حسنی‌پور،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان‌های دستگاه تناسلی زنان، سومین گروه شایع از بدخیمی‌ها در زنان محسوب می‌شود. با توجه به اهمیت این سرطان‌ها، مطالعه حاضر با هدف محاسبه میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان‌های دستگاه تناسلی زنان در ایران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مرور سیستماتیک در سال 2017 شش پایگاه بین المللی Medline/PubMed، ProQuest، Scopus، Embase، ScienceDirect، Google Scholar و چهار پایگاه ایرانی SID، MagIran، IranMedex و IranDoc مورد بررسی قرار گرفت. مقالات فارسی و انگلیسی که به شکل واضح به بروز استاندارد شده سنی سرطان‌های دستگاه تناسلی زنان در ایران اشاره کرده بودند، وارد مطالعه شدند. به منظور بررسی و کنترل کیفیت مقالات از چک لیستی که به وسیله انیستیتوی Joanna Briggs تهیه شده است، استفاده شد. اطلاعات مربوط به مقالات توسط دو نفر به شکل مجزا استخراج شد.
یافته‌ها: پس از جستجوی کلیه پایگاه‌های بین‌المللی و داخلی، 264 مقاله یافت شد و تعداد 27 مقاله وارد تحلیل نهایی شد. براساس مدل اثرات تصادفی میزان بروز استاندارد شده سنی (31/2-83/1CI, 95%) 07/2 برای سرطان دهانه رحم، (54/3-75/2 CI, 95%) 15/3 برای سرطان تخمدان و (73/1-32/1CI, 95%) 52/1 در 100،000 نفر برای سرطان جسم رحم به دست آمد.
نتیجه‌گیری: میزان بروز استاندارد شده سرطان‌های دستگاه تناسلی زنان در ایران نسبت به سایر کشورهای دنیا در حد پایین‌تری قرار دارد. باید توجه داشت که به دلیل ناهمگونی بالای مطالعات، با نتایج این فراتحلیل باید با احتیاط برخورد شود.
 
رقیه کوهستانی عین الدین، عارف فقیه، زکیه احمدی، رضا جمهیری، سعید حسینی تشنیزی، حسین فرشیدی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب یکی از مهم‌ترین مشکلات ذهنی در بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر می‌باشد که می­تواند باعث پیامدهای منفی فیزیولوژیکی و روان­شناختی شده و در نهایت منجر به افزایش طول مدت بستری در بیمارستان، افزایش نیاز بیمار به داروهای مسکن، افزایش هزینه­ها و افزایش بروز عوارض آنژیوگرافی ­شود. از این­رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی بر اضطراب بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 80 بیمار تحت آنژیوگرافی عروق کرونر که به بخش پست کت بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1397 مراجعه کرده بودند انتخاب، و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله پدهای چشمی آغشته به 2/0 میلی‌لیتر اسانس نعنا و در گروه کنترل 2/0 میلی‌لیتر دارونما که برروی سینه آن‌ها نصب شده بود، به مدت 20 دقیقه استفاده شد. ﺳﻄﺢ اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎران ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺛﺒﺖ شد. جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسشنامه استاندارد اضطراب اشپیل­­برگر استفاده شد. داده­ها در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 24 با استفاده از روش­های آماری توصیفی و استنباطی مطابق اهداف مطالعه تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل داده­ها نشان داد که رایحه درمانی باعث کاهش معنادار اضطراب آشکار بیماران در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل شده است (006/0=p). همچنین آزمون آماری تی‌زوجی نشان داد در گروه مداخله میانگین نمره اضطراب بعد از مداخله به طور معنا­داری کم‌تر از قبل از مداخله بوده است (001/0p<)، در حالی که این تفاوت در گروه کنترل معنادار نبود (90/0=p).
نتیجه‌گیری: براساس یافته­های حاصل از مطالعه می­توان نتیجه گرفت که رایحه درمانی با استنشاق رایحه نعنا بر کاهش اضطراب آشکار بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر مؤثر بوده است. توصیه می­شود پرستاران جهت کاهش اضطراب بیماران از رایحه درمانی به عنوان یک روش غیردارویی استفاده کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190225042844N1
 
زکیه احمدی، افسانه علائی شیخ رباط، سعید حسینی تشنیزی، رضا جمهیری، عارف فقیه،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس و اضطراب، یکی از مشکلات اساسی بیماران تحت رویه‌های تشخیصی و درمانی نیمه تهاجمی و تهاجمی مانند آندوسکوپی است. روش­های مختلف جهت کاهش اضطراب اثرات یکسانی ندارند، لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر انحراف فکر با موسیقی درمانی و حضور همراه بر میزان اضطراب بیماران تحت آندوسکوپی انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 105 بیمار مراجعه­کننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان شهید محمدی و خلیج­ فارس بندرعباس در سال 1397 به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تخصیص تصادفی در سه گروه موسیقی درمانی، حضور همراه و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 35 نفر). پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و بیماری و پرسشنامه اضطراب اشپیل‌برگر (STAL) قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. در گروه موسیقی درمانی، بیماران صداهای طبیعت را از طریق هدفون دریافت کردند. در گروه حضور همراه، آندوسکوپی بیماران با حضور همراه بیمار انجام یافت و گروه کنترل نیز فقط مراقبت­های معمول قبل از آندوسکوپی را دریافت کردند. داده­ها در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 24 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در سطح معناداری از 05/0p< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس نشان داد میانگین اضطراب در سه گروه قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشته است (77/0=p). اما پس از مداخله تفاوت آماری معنادار مشاهده نشد (005/0p<) به این ترتیب که کاهش نمرات در گروه موسیقی درمانی معنادار بود (044/0=p). اما در گروه همراه (571/0=p) و گروه کنترل (663/0=p)، قبل و بعد از آندوسکوپی تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که انحراف فکر با موسیقی درمانی شیوه مؤثری جهت کمک به بیماران تحت آندوسکوپی است و استفاده و ترویج این روش می­تواند به بیماران در جهت هر چه بهتر انجام یافتن این روش و احساس رضایت آنان کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190715044215N1
 
فروغ انصاری‌نیک، معصومه مهدوی فر، سعید حسینی تشنیزی، عارف فقیه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آسم یکی از بیماری¬های رایج تنفسی است و ارتقای رفتارهای سلامتی، یک راهبرد مهم و پیشگیرانه در این بیماری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش خودمراقبتی به روش برگشتی بر رفتارهای ارتقادهنده سلامت بیماران مبتلا به آسم انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو گروهی با طرح پیش¬آزمون-پس-آزمون است که در مورد 100 نفر از بیماران مبتلا به آسم مراجعه‌کننده به کلینیک شهید مفتح شهر یاسوج در سال 1402 انجام یافته است. نمونه¬ها با استفاده از ¬روش نمونه¬گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای بیماران گروه مداخله سه جلسه آموزشی، هر هفته یک جلسه به مدت 60 تا90 دقیقه به صورت انفرادی، به روش برگشتی انجام گرفت، در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده¬ها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و بیماری و پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت بود. تحلیل داده¬ها با روش¬های آماری توصیفی و استنباطی در نرم¬افزار SPSS نسخه 26 انجام گرفت.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمرات رفتارهای سلامتی قبل از مداخله در گروه آزمون 05/16±52/124 و در گروه کنترل 61/16±82/121 بود که تفاوت آماری معناداری نداشتند (411/0=p)، در حالی که بعد از مداخله در گروه آزمون به 57/10±60/135 و در گروه کنترل به 92/8±26/123 رسید که تفاوت بین آن¬ها معناداری بود (001/0>p) و در گروه آزمون افزایش چشم¬گیری داشت.
نتیجه‌گیری: آموزش خودمراقبتی به شیوه برگشتی، به عنوان یک روش آموزشی ساده، کاربردی و کم هزینه برای افراد مبتلا به آسم، جهت ارتقای رفتارهای سلامتی توصیه می¬شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230529058325N1
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb