جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
5 نتیجه برای موضوع مقاله:

مریم احمدی، فروغ رفیعی، فاطمه حسینی، مهدی حبیبی‌کولایی، اطهرالسادات میرکریمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: طبقه‌بندی داده‌های مراقبت بهداشتی، به‌عنوان ابزاری برای گردآوری اطلاعات و پردازش داده‌های بهداشتی به شمار می‌رود. سیستم‌های مراقبت بهداشتی کنونی، توجه رهبران پرستاری را به توسعه پـرونده‌های رایانه‌ای معطوف داشته است. ذخیره الکترونیکی داده‌های پرستاری با استفاده از سیستم‌های طبقه‌بندی، امکان سازمان‌دهی و استفاده از این داده‌ها را فراهم می‌کند. این مطالعه با هدف شناخت نیازهای اطلاعاتی و ساختاری سیستم‌های طبقه‌بندی مربوط به داده‌های پرستاری و ارایه پیشنهادهای کاربردی انجام گرفته است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی - اکتشافی از نوع کاربردی می‌باشد که به صورت مقطعی در سال 1388 انجام گرفته است. پس از مطالعه متون و بررسی سیستم‌های طبقه‌بندی پرستاری موجود، نیازهای اطلاعاتی و ساختاری آن‌ها در چک‌لیستی گردآوری شده و جهت تعیین اولویت نیازها در اختیار صاحب‌نظران قرار گرفت. اولویت نیازها با چهار گزینه اولویت سوم، دوم، اول و بدون اولویت مشخص شد. سپس با استفاده از نرم‌افزار SPSS میانگین اولویت‌ها محاسبه و موارد بالای 80% (میانگین بالای 4/2) انتخاب شد.

یافته‌ها: یافته‌ها در خصوص نیازهای اطلاعاتی نشان داد که عنوان تشخیص (میانگین 93/2)، عنوان مداخله (میانگین 52/2) و عنوان پیامد (میانگین 84/2) باید در سیستم‌های طبقه‌بندی پرستاری ارایه شود. ساختار طبقه‌بندی داده‌های پرستاری از دیدگاه صاحب‌نظران به صورت طبقه‌بندی‌های سلسله مراتبی و ترکیبی تعیین شد، ساختار اصطلاحات رسمی رایانه‌ای (میانگین 86/1) اولویت پایین را به دست آورد.

نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود که برای برآورده‌شدن این نیازها در کشور در خصوص استاندارد‌ کردن داده‌های پرستاری جهت سهولت استفاده در سیستم‌های رایانه‌ای تصمیم‌های لازم اتخاذ گردد. همچنین با توجه به این که سیستم پرستاری کشور به سمت تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری در حرکت است، لذا کد دهی عناصر مراقبت پرستاری کمک مؤثری به پیشبرد این طرح‌ها خواهد کرد.


مریم مرادی، مهرناز گرانمایه، ماندانا میرمحمدعلی‌ئی، عباس مهران،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال عملکرد جنسی از عوارض شایع دیابت در زنان است. عملکرد جنسی مهم است، اما اغلب به عنوان یکی از اجزای مراقبت بیماری دیابت مورد غفلت قرار می‌گیرد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر مشاوره بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع 2 انجام پذیرفته است.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی است که در مورد 120 زن متأهل مبتلا به دیابت نوع 2 و دارای اختلال عملکرد جنسی مراجعه‌کننده به کلینیک دیابت شهر گرگان در سال 1393 انجام گرفته است. عملکرد جنسی با استفاده از شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) سنجیده شد. نمونه‌ها به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جلسات مشاوره در طول سه جلسه، هفته‌ای یک بار برگزار شد. عملکرد جنسی در دو مرحله (قبل از مداخله و دو ماه بعد) مورد سنجش قرار گرفت. آنالیز داده‌ها در نرم‌افزار SPSS v.20 انجام گرفت.

یافته‌ها: تفاوت معناداری بین میانگین عملکرد جنسی دو گروه شاهد و مداخله، در مرحله دو ماه بعد از مداخله مشاهده شد (001/0p<). مقایسه حیطه‌های مختلف عملکرد جنسی (میل، برانگیختگی، رطوبت مهبلی، ارگاسم، رضایت و درد) قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله تفاوت معناداری را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد.

نتیجه‌گیری: مشاوره جنسی تأثیر مطلوبی بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت می‌گذارد. ارزیابی عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت در طول مراقبت‌های معمول آن‌ها پیشنهاد می‌گردد.


نرجس سادات برقعی، علی تقی‌پور، رباب لطیف‌نژاد رودسری،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مادران در طول دوران بارداری با نگرانی‌های متعددی روبه‌رو هستند. شناخت راهبردهای مادران برای غلبه بر این نگرانی‌ها، می­تواند به بهبود راهکارها و برنامه‌ریزی برای سلامت روانی آن‌ها کمک شایانی نماید. این مطالعه با هدف تبیین راهبردهای مادران باردار در مدیریت نگرانی‌های دوران بارداری انجام یافته است.

روش بررسی: این مطالعه کیفی از مهرماه 1393 تا شهریور 1394 در شهر گرگان انجام یافته است. مشارکت‌کنندگان اصلی این مطالعه 20 زن باردار بودند و علاوه بر آنان سه تن از همسران آنان و سه مامای صاحب تجربه نیز به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. داده‌ها به روش تحلیل محتوای قراردادی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مدیریت داده‌ها در نرم‌افزار MAXQDA انجام یافت.

یافته‌ها: کدهای به دست آمده در قالب پنج طبقه اصلی (راهبرد) قرار گرفتند که عبارت بودند از: بهره‌مندی از جستجوی هدفمند دانش موثق، تکیه بر اهرم معنویت، مدیریت تفکر و مهار استرس، تلاش برای حفظ و ارتقای تعاملات خانوادگی و آمادگی روحی برای بارداری.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه پنج راهبرد که زنان باردار در مدیریت دل‌نگرانی‌های خود استفاده می‌کردند، شناسایی شد. ماماها می‌توانند در امر اجرای این راهبردها و توانمند کردن زنان باردار نقش مهمی داشته باشند.


علی پورحبیب، زهرا فتوکیان، زهرا سبزی، خدیجه یزدی،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اطلاعات محدودی در خصوص تجارب افراد از بازگشت به کار پس از جراحی قلب، با توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی جامعه ایرانی در دسترس است. هدف این مطالعه، کشف فرآیند بازگشت به کار افراد پس از جراحی قلب است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه پایه در طی سال 1401-1400 انجام یافت. 21 فرد درگیر با فرآیند بازگشت به کار پس از جراحی قلب به روش نمونه­گیری هدفمند و نظری از بخش جراحی قلب بیمارستان امیرالمؤمنین کردکوی و مراجعان به مطب جراحان قلب استان گلستان انتخاب شدند. داده­ها از طریق مصاحبه­های نیمه ساختار یافته و یادداشت در عرصه جمع­آوری شد. تحلیل داده­ها با روش کوربین و اشتراوس 2015 انجام یافت.
یافته‌ها: «احساس تردید نسبت به بازگشت به کار»، «حمایت روانی- اجتماعی درک شده»، «عوامل فردی و شغلی»، «پیامدهای نامطلوب جراحی قلب» و «پشتیبانی محدود مؤسسات دولتی/ غیردولتی» به عنوان عوامل زمینه­ای مؤثر بر بازگشت به کار مشخص شدند. «تکاپو جهت تعدیل شغل»، «ارزیابی موقعیت» و «خودمدیریتی» به عنوان راهبردها و «تطبیق پذیری با شغل» به عنوان پیامد بازگشت به کار  معرفی شد. «تلاش مدبرانه جهت تطابق شغلی» به‌عنوان متغیر مرکزی شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج، عوامل متعدد فردی و محیطی بر فرآیند بازگشت به کار افراد تحت جراحی قلب تأثیر دارد. تسهیل فرآیند بازگشت به کار نیازمند حمایت روانی- اجتماعی خانواده و محیط کاری است. توصیه می‌شود، سیاستگذاران بهداشتی و امور اجتماعی با توانمندسازی افراد در دوران بعد از نقاهت و ایجاد تعامل بین وزارت کار، بهداشت و درمان با سازمان‌های بیمهگر به تسهیل بازگشت به کار افراد پس از جراحی قلب کمک نمایند.

 
امین محزون، خدیجه یزدی، شهره کلاگری، زهرا مهربخش، فاطمه شاه بیکی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه پرستاران سطوح بالایی از خستگی را تجربه می­کنند که اختلال قابل توجهی در عملکرد آنان در مراقبت به عنوان عامل مؤثر بر ایمنی بیمار ایجاد می­کند. لذا این پژوهش با‌‌‌ هدف تعیین ارتباط خستگی آلارم و مهرورزی در پرستاران با ایمنی بیمار در بخش­های مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حال حاضر از نوع مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در سال 1402 در مورد 248 پرستار شاغل در بخش­های مراقبت ویژه بیمارستان­های استان گلستان که به روش نمونهگیری طبقه­ای با تخصیص متناسب انتخاب شدند، انجام گرفت. داده­ها با استفاده از چک­لیست اطلاعات جمعیت‌شناختی و سه پرسشنامه‌ایمنی بیمار، خستگی آلارم، خستگی مهرورزی جمع‌آوری و در نرم­افزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدل رگرسیون خطی یک متغیره و چندگانه مورد تجزیه و ‌تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته­ها نشان داد میانگین نمره خستگی مهرورزی 20/25±13/86، میانگین خستگی آلارم 38/7±67/22 و میانگین ایمنی بیمار 67/13±23/62 بوده است بین خستگی آلارم و خستگی مهرورزی ارتباط معنادار وجود داشت (001/0p<) اما بین دو متغیر خستگی مهرورزی (101/0=r، 112/0=p) و خستگی آلارم (090/0=r، 158/0=p) با ایمنی بیمار ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین، با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه ارتباط معناداری بین سابقه کاری (031/0=p)، میزان درآمد (012/0=p) و نوع استخدام پرستاران (039/0=p) با ایمنی بیمار مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به درجات متوسط خستگی مهرورزی و خستگی آلارم، نمره‌ایمنی بیمار در وضعیت مطلوب بوده است که نشاندهنده تلاش پرستاران برای ارایه مراقبت‌های ایمن با وجود خستگی ناشی از عوامل کاری است.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb