کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
11 نتیجه برای موضوع مقاله:
هومن شهسواری، مهوش صلصالی، علی محمدپور،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
تاکنون در بسیاری از تعاریفی که در مورد پرستاری به عمل آمده، علاوه بر جنبه علمی پرستاری، به هنر بودن آن نیز اشاره شده است. هنر بودن پرستاری از زمان فلورانس نایتینگل در ادبیات این رشته وارد شده و توسط اغلب صاحبنظران پرستاری مورد تأکید قرار گرفته است. اما بسیاری نیز بر این باورند که واژه هنر در تعریف پرستاری اغلب بدون نقد شدن و تأمل ژرف، به صورت عام پذیرفته شده است. با نظر به ضرورت دستیابی به تعریفی دقیق از ماهیت پرستاری، لازم است ابهام و تردید موجود در هنر بودن پرستاری بر طرف گردد.به نظر میرسد راه اساسی در رفع ابهام هنر بودن پرستاری، بررسی تشابه و تفاوتهای مفهوم و تعاریف نظری هنر با مفهوم هنر در تعریف پرستاری باشد. خود هنر مفهوم پیچیده و چند بعدی دارد که در قالب نظریههای مختلفی ارایه شده که البته هر کدام نیز دارای نقاط قوت و ضعف خاص خود میباشد. مقایسه تعاریف و ویژگیهای ارایه شده برای هنر در این نظریهها با تعاریف و ویژگیهای هنر در تعریف پرستاری، حکایت از آن دارد که اگر چه پرستاری دارای خصوصیاتی هنرمندانه است اما این ویژگیها بیشتر با خصوصیات عام هنر و نه خصیصههای خاص، انطباق دارد و تمرکز هنر در پرستاری بر مهارت بوده و نمیتواند هنر زیبا قلمداد گردد.با این حال از منظر نظریه زیباشناسی، پرستاری به راحتی به عنوان هنر قابل تعریف است، اما در این شرایط تأکید بر واژه زیباشناسی در کنار واژه هنر در پرستاری ضرورت مییابد. به هر حال گر چه معرفی و تسخیر روح واقعی هنر و پرستاری و بیان حقایق نهفته در این وادی آن هم تنها از طریق قلم هرگز میسر نمیباشد، اما در این مقاله سعی شده است با مروری کلی بر تعاریف صاحب نظران پرستاری و مهمترین نظریههای مربوط به مهارت و هنر، تشابه و تفاوتهای آنها مورد تحلیل قرار گیرد.
علی محمدپور، زهره پارسا یکتا، علیرضا علیرضا نیکبخت نصرآبادی،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: HIV/AIDS به عنوان یک پدیده مهم در جهان و از جمله ایران شناخته شده است. درک و آگاهی از آنچه مبتلایان در زندگی با این پدیده تجربه میکنند، ضروری است. تحقیق حاضر با هدف درک و تبیین تجارب و دیدگاههای مبتلایان از جایگاه معنویتگرایی و ارزشهای دینی در زندگی با این پدیده انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. بدین منظور 19 فرد مبتلا به HIV/AIDS به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبههای عمیق، نیمه ساختارمند و یادداشتهای در عرصه استفاده شد. متن مصاحبهها ضبط گردیده و پس از مکتوبسازی با رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: شرکتکنندگان در مطالعه با دامنه سنی 21 تا 56 سال به طرق مختلف (تزریقهای آلوده، فرآوردههای خونی آلوده، روابط جنسی محافظت نشده و یا به طور نامشخص) به HIV مبتلا شده بودند. 4/47% آنان شمارش CD4 مساوی یا کمتر mm3 200 داشته و مبتلا به ایدز بودند. سه درونمایه اصلی در این مطالعه ظهور یافت، که عبارتند از «بازیابی مذهب و ارتباط با خدا، جبران (سعی در تلافی نقایص و کاستیهای گذشته) و تکامل یافتگی یا حرکت در مسیر متعالیتر شدن». هر یک از این موارد را چندین درونمایه فرعیتر شکل میداد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها تجربه شرایط دشوار پس از ابتلا به ایدز، برای برخی از افراد فرصتی است تا با تأمل و بازگشت به ارزشها و معنویات، بار دیگر به زندگی خود معنی بخشند و به جای تسلیم یا تهدید، در این مسیر تکامل یافته و بر شرایط موجود مسلط گردند. انعکاس تجارب مثبت به سایر مبتلایان همراه با هدایتگری کارشناسان مذهبی بیش از پیش و همزمان با سایر فعالیتها توصیه میشود.
علی محمدپور، سیامک زارعی قنواتی، مجتبی کیانمهر، ابوالفضل رحمانینژاد،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: کراتیت ناشی از اشعه ماورای بنفش التهاب لایه اپیتلیوم قرنیه و کونژ ناشی از تابش اشعه ماورای بنفش است و با عوارضی نظیر درد شدید چشم، کاهش حدت بینایی، اشکریزش شدید و قرمزی چشم همراه میباشد. استفاده از پانسمان اولیه چشم در مبتلایان مورد تردید است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر پانسمان چشمی بر بهبود علایم بالینی بیماران با کراتیت ناشی از اشعه ماورای بنفش طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 120 نفر از بیماران با کراتیت ناشی از اشعه ماورای بنفش مراجعهکننده به اورژانس مرکز فوق تخصصی خاتمالانبیای دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1394 بهطور تصادفی به دو گروه 60 نفره، با پانسمان و بدون پانسمان چشمی تخصیص یافتند (IRCT2015092124124N1). در یکی از گروهها هر دو چشم پانسمان گردید و گروه دیگر پانسمان نشدند. بقیه مراقبتها در هر دو گروه یکسان بود. علایم بالینی قبل و پس از 12 ساعت در دو گروه بررسی و مقایسه شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای تیمستقل، تیزوجی، مجذور کای و ویلکاکسون در نرمافزار SPSS v.23 تجزیه و تحلیل شد. مقادیر p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد میزان قرمزی (001/0p<) و اشکریزش (001/0p<) در گروه بدون پانسمان بهتر بهبود پیدا کرده و میانگین حدت بینایی در دو گروه اختلاف معناداری نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: پانسمان چشم تأثیری در بهبود علایم بالینی اشک ریزش و قرمزی چشم نداشته و بدون پانسمان این علایم بیشتر رفع میشود.
شهلا خسروان، پریسا عطایی، سید بهنام مظلوم شهری، سید جواد مجتبوی،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: واکسیناسیون شایعترین رویه دردناک دوران کودکی است و کنترل درد آن اهمیت دارد. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر ماساژ فشاری نقطه هوگو با و بدون یخ بر شدت درد ناشی از تزریق واکسن پنتاوالان در شیرخواران انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی کورسازی شده است. نمونه پژوهش 90 شیرخوار دو ماهه سالم، با وزن طبیعی بودند که در سال 1395 جهت تزریق واکسن پنتاوالان به یکی از مراکز سلامت جامعه فیاضبخش گناباد آورده شده بودند. آنان به صورت تصادفی در سه گروه ماساژ نقطه هوگو با یخ، ماساژ نقطه هوگو بدون یخ و شاهد قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها شامل فرم اطلاعات فردی و ابزار اندازهگیری درد شیرخواران بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری کایاسکوئر، کروسکال والیس، آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی در نرمافزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: شدت درد قبل از واکسیناسیون بین سه گروه تفاوت معنادار نداشت. پس از واکسیناسیون میانگین نمره شدت درد در گروه اول 26/1±70/7 ، گروه دوم 06/1±03/8 و گروه شاهد 89/0±23/9 بود. همچنین مدت گریه در گروه اول 12/23±03/35، گروه دوم 62/21±39/40 و گروه شاهد 00/24±28/61 بود. هر دو متغیر در گروههای مداخله به صورت معناداری از گروه شاهد کمتر بودند (001/0p<). اما بین دو گروه مداخله تفاوت معناداری مشاهده نشد (586/0=p و 654/0=p).
نتیجهگیری: ماساژ نقطه هوگو با و بدون یخ میتواند درد تزریق واکسن پنتاوالان در شیرخواران را کاهش دهد و به عنوان یک روش غیردارویی ساده و در دسترس برای مدیریت درد واکسیناسیون استفاده شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2016052127982N1
صدیقه صادقیان، علی محمدپور، معصومه سالاری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: حجم باقیمانده معده و دیستانسیون شکم از عوارض مهم بیماران تحت تغذیه از راه سوند بینی- معدهای است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر گرمای موضعی بر حجم باقیمانده معده و دیستانسیون شکم در این بیماران انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی کورسازی شده 64 بیمار تحت تغذیه با سوند بینی- معدهای با لحاظ معیارهای ورود به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و مداخله تخصیص یافتند. در دو گروه پک موضعی برروی قسمت قدام شکم به مدت 23 دقیقه حدود 5/1 ساعت بعد از گاواژ در دو نوبت گذاشته شد. در گروه آزمون دمای هات پک 50 درجه سانتیگراد و در گروه کنترل برابر با دمای محیط بود. حجم باقیمانده معده و دیستانسیون شکم نیم ساعت قبل و یک و نیم ساعت بعد از گاواژ اندازهگیری و مقایسه شد. ابزار جمعآوری دادهها شامل فرم ثبت اطلاعات جمعیتشناختی و فرم ثبت حجم باقیمانده و میزان دیستانسیون بود. دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 16 و آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل و نتایج در سطح 05/0p< معنادار لحاظ شد.
یافتهها: براساس نتایج 9/46% بیماران زن و 1/53% مرد بودند. متوسط سن در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 5/72±5/12 و 8/73±3/15 بوده و بین دو گروه از نظر مشخصات جمعیتشناختی و اطلاعات مربوط به بیماری اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. حجم باقیمانده معده و دیستانسیون شکم قبل از مداخله در دو گروه مشابه بود ولی در گروه آزمون بعد مداخله به طور معناداری کاهش یافت (05/0>p)، گرچه در گروه کنترل تفاوتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: گرما درمانی موضعی باعث کاهش حجم باقیمانده معده و دیستانسیون شکم در بیماران تحت تغذیه از راه سوند بینی- شده و کاربرد آن همزمان با مطالعات تکمیلی پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی:IRCT2015050822163N1
سمانه نجفی، محمد رضا منصوریان، شهلا خسروان، نعمت جعفری قلعه جوقی، سیما جعفری آنی، فاطمه خلیلی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش تغذیه صحیح یکی از مهمترین اولویتها در همه دورانهای زندگی به خصوص در سنین کودکی است. روش آموزش نیز یکی از ارکان مهم در مؤثر بودن آموزش تلقی میشود. لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر روشهای ایفای نقش و سخنرانی بر آگاهی کودکان دبستانی در زمینه تغذیه سالم انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 دانشآموز ابتدایی دوره دوم شهر گناباد در سال 1396 انجام یافته است. شرکتکنندگان به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب و به دو گروه ایفای نقش و سخنرانی تخصیص یافتند. آگاهی دانشآموزان قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از آموزش به وسیله پرسشنامه محقق ساخته سنجیده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی، تحلیل شد. 05/0p≤ معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمره آگاهی در گروه ایفای نقش قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب 55/2±77/10، 15/55±1/14 و 10/1±50/14 و در گروه سخنرانی به ترتیب 85/1±07/11، 43/1±72/13 و 84/2±47/11 (دامنه نمرات قابل کسب 16-0) بود. بین میانگین آگاهی قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود داشت (001/0p<) و افزایش آگاهی در روش ایفای نقش بیشتر از سخنرانی بود.
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر بیشتر شیوه ایفای نقش نسبت به سخنرانی در آموزش تغذیه سالم در کودکان سن مدرسه، پیشنهاد میشود در برنامه آموزش تغذیه در مدارس از روشهای جذاب، پویا و مؤثرتری همچون ایفای نقش، متناسب با اهداف رفتاری آموزشی استفاده شود تا علاوه بر افزایش بازده آموزشی، موجب ماندگاری بیشتر اثرات آموزش و یادگیری پایدارتر دانشآموزان گردد.
الهام نیکخواه بیدختی، کوکب بصیری مقدم، موسی سجادی، مهدی بصیری مقدم،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای مرتبط با سلامتی افراد مبتلا به آنفارکتوس میوکارد به شدت تحت تأثیر درک از بیماری آنها قرار دارد و آموزش یکی از روشهای افزایش درک از بیماری به شمار میرود. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه آموزش چند رسانهای با آموزش تلفنی بر درک از بیماری در مبتلایان به آنفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 32 بیمار مبتلا به آنفارکتوس میوکارد مرخص شده در سال 1399-1398 در شهر گناباد و مشهد انجام گرفت. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه چند رسانهای و تلفنی قرار گرفتند. محتوای مداخله شامل روند بیماری، علایم، پیشگیری و درمان و مراقبتهای بعد از ترخیص بود. محتوای آموزشی یکسان بود و در گروه تلفنی بهصورت مکالمه و در گروه چند رسانهای بهصورت فیلم، صدا و تصویر ارایه شد. پرسشنامه کوتاه درک از بیماری (Brief IPQ) در روز اول و هفته ششم بعد از ترخیص تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 20 و با آزمونهای Kolmogorov–Smirnov، مجذور کای، دقیق فیشر، تیمستقل، تیزوجی و آزمون Levene در سطح معناداری کمتر از 050/0 انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمره مؤلفههای درک از بیماری بعد از مداخله نسبت به قبل در بیماران هر دو گروه آموزش چند رسانهای و تلفنی افزایش معناداری داشته است (050/0>p)، ولی در مقایسه بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (050/0<p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزشی چند رسانهای و آموزش تلفنی باعث ارتقای درک از بیماری در بیماران مبتلا به آنفارکتوس میوکارد میشود. لذا پیشنهاد میشود آموزشدهنده متناسب با تفاوتهای فردی و امکانات آموزشگیرنده، نوع آموزش را انتخاب و مدیران سلامت، سیاستهای مناسب را برای بهرهمندی بیماران از مراقبتهای پرستاری از راه دور پس از ترخیص اعمال کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190607043834N1
علی محمدپور، سمانه نجفی، جواد باذلی، مهناز پریمو،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نوروپاتی دیابتی در 50% افراد مبتلا به دیابت دیده میشود و به بیماریی اطلاق میشود که تمام اعصاب از قبیل اعصاب محیطی، خودمختار و نخاعی را درگیر میکند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر گرما درمانی موضعی بر علایم بالینی نوروپاتی محیطی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی است که با شرکت 52 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو دارای نوروپاتی محیطی مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان علامه بهلول گنابادی در سال 1397 انجام گرفته است. نمونهها با روش تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. برای گروه مداخله گرما درمانی با هات پک دمای 40 درجه سانتیگراد روزی دو بار به مدت 20 دقیقه و برای یک هفته انجام یافت و در گروه کنترل سایر مراقبتهای معمول مشابه گروه مداخله بوده است. جمعآوری دادهها با فرم اطلاعات جمعیتشناختی و بیماری و پرسشنامه NSS از طریق مصاحبه انجام یافت. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 23 و با سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمرات علایم نوروپاتی در گروه مداخله قبل و بعد به ترتیب 90/1±46/5 و 55/1±12/4 و کنترل قبل و بعد 53/1±88/4 و 52/1±08/5 بود که قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (23/0=p)، اما بعد از مداخله تفاوت آماری معنادار دیده شد (03/0=p). همچنین مقایسه اختلاف میانگین نمره دو گروه بعد از مداخله، تفاوت معناداری را نشان داد (001/0p<).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که گرما درمانی موضعی میتواند باعث بهبود علایم نوروپاتی دیابتی شود. از آن جا که این تکنیک بهآسانی قابل آموزش و کم هزینه است، میتوان از این روش در جهت کاهش هزینههای درمان و عوارض دارویی و همچنین ارتقای خودمراقبتی بیمار بهره برد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181015041354N1
محمد قلیزاده، جواد باذلی، فاطمه جواهرفروش زاده، محمد واسعی، مریم مرادی، علی محمدپور،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران تحت همودیالیز از درد ناشی از ورود سوزن به عروق محل فیستول رنج میبرند. مطالعه حاضـر با هدف مقایسـه تأثیر پماد املا با اسـپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک بر شـدت درد ناشـی از وارد نمودن سـوزنهای شـریانی- وریدی در بیماران تحت همودیالیز طراحی شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 80 بیمار مراجعهکننده به بیمارستانهای امام خمینی (ره) و گلستان اهواز در سال 1401 انجام یافته است. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس عددی اندازهگیری درد بود. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در ادامه، در گروه پماد املا (39 نفر) 60 دقیقه قبل از انجام همودیالیز 2 گرم برروی موضع موردنظر مالیده شد و در گروه اسپری لیدوکاوئین همراه تنفس ریتمیک (41 نفر) 5 دقیقه قبل از ورود سوزن 2 پاف اسپری افشانه و تنفس ریتمیک 2 دقیقه قبل از ورود سوزن توسط بیمار انجام گرفت. سپس شدت درد اندازهگیری و ثبت شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 20 و در سطح معناداری 05/0 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره درد در گروه پماد املا و اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک به ترتیب 09/1±95/1و10/1±12/2 بود. میانگین نمره درد بیماران در گروه پماد املا پایینتر از گروه اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک بود ولی از نظر آماری اختلاف معناداری نداشت (479/0=p).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که پماد املا و اسپری لیدوکائین همراه تنفس ریتمیک هر دو تأثیر مشابهی در کاهش درد بیماران همودیالیز دارند و استفاده از این روشها متناسب با شرایط بیمار توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220512054826N1
رسول سلیمانی مقدم، فاطمه سمیعی، طاهره بلوچی بیدختی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران بنا به اقتضای حرفهای خود همواره در معرض موقعیتهای بالینی تنشزا مانند بحران همهگیری کووید-19 هستند که این میتواند موجب تنش اخلاقی شده و بر تابآوری پرستاران تأثیر گذارد و باعث فرسودگی شغلی آنها شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط تنش اخلاقی با تابآوری و فرسودگی شغلی پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 188 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر بیرجند در سال 1401-1400 با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمعآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامههای اطلاعات جمعیتشناختی، تنش اخلاقی، تابآوری Davidson و فرسودگی شغلی Maslach بود. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد، در پرستاران مورد مطالعه تنش اخلاقی پایین (59/12±28/30)، تابآوری بالا (44/13±70/63) و فرسودگی شغلی نیز بالا (30/12±98/54) بوده است. بین تنش اخلاقی با فرسودگی شغلی ارتباط مستقیم و معنادار و با تابآوری ارتباط معکوس ضعیف و معناداری مشاهده شد (001/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط معنادار بین تنش اخلاقی با تابآوری و فرسودگی شغلی، پیشنهاد میشود سیاستگذاران تمهیداتی برای افزایش تابآوری که منجر به کاهش تنش اخلاقی و فرسودگی شغلی میشود، تدارک ببینند.
منصوره کریمی، فاطمه کاملی، محمد رضا منصوریان، حسین عجمزیبد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت ارتباط میان والدین و نوجوانان میتواند تأثیرات عمیقی بر نگرش نوجوان نسبت به آنها و شکلگیری روابط عاطفی و اجتماعی او داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش رابطه والد-فرزندی به والدین بر نگرش نوجوانان نسبت به آنها انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل در مورد دانشآموزان ۱۶ تا ۱۸ ساله و والدین آنها در سال ۱۴۰۲ انجام گرفت. در این مطالعه ۵۶ نفر از والدین دانشآموزان با روابط والد-فرزندی ضعیف به همراه دانشآموز مربوط در گروه مداخله و کنترل (هر گروه ۲۸ نفر) قرار گرفتند. والدین گروه مداخله آموزشهایی در زمینه بهبود رابطه والد-فرزندی دریافت کردند، گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از ۲۱ روز، ارزیابی کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان نسبت به والدین انجام یافت. تحلیل دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی، Mann-Whitney، فیشر و کایاسکوئر انجام گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر ویژگیهای دموگرافیک همگن بودند (05/0<p). نتایج نشان داد که پس از مداخله، کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان به والدین در گروه مداخله نسبت به قبل از مداخله و نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری بهبود یافته است (001/0p<).
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی والد-فرزندی تأثیر مثبتی بر بهبود روابط والدین و نگرش نوجوانان دارد. این یافتهها بر اهمیت گنجاندن آموزشهای والدگری در برنامههای آموزشی خانواده تأکید میکند.