18 نتیجه برای امین
سودابه جولایی، معصومه امین،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1378 )
چکیده
بیماری سرطان علیرغم دهها سال تحقیقات مستمر هنوز یک معضل بزرگ بشر بشمار می رود. سرطان پستان شایعترین سرطان زنان در اکثر کشورهای دنیاست (1) لذا لازم است که زنان با آموزش صحیح به اصول واقعی پیشگیری از سرطان پستان و اهمیت تشخیص زودرس آن پی برده و در برنامه غربالگری شرکت فعال داشته باشند.این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است که به منظور بررسی تاثیر آموزش خودآزمایی پستان بر آگاهی و مهارت دبیران مدارس راهنمایی و دبیرستانهای دخترانه شهرستان محلات در سال 1377 انجام گرفته است. در این مطالعه ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه و چک لیست بوده است. پرسشنامه در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول شامل مشخصات دموگرافیک و انجام خودآزمایی پستان توسط واحدهای مورد پژوهش و بخش دوم شامل سئوالات مربوط به آگاهی در زمینه خودآزمایی پستان بوده است. چک لیست مورد استفاده شامل عباراتی در زمینه نحوه انجام خودآزمایی پستان بود.پس از آنکه واحدهای مورد پژوهش در مرحله اول پرسشنامه را تکمیل نمودند و چک لیست توسط پژوهشگر تکمیل شد، جزوه آموزشی خودآزمایی پستان به واحدهای مورد پژوهش داده شد و 2 هفته بعد جلسه آموزشی به مدت 20 دقیقه در همین زمینه تشکیل گردید و 3 هفته بعد مجدداً همان پرسشنامه و چک لیست برای هر یک از واحدهای مورد پژوهش تکمیل گردید. سپس تفاوت امتیازات قبل و بعد هر نفر با خودش مورد مقایسه قرار گرفت. امتیازات کسب شده توسط واحدهای مورد پژوهش در دو مرحله قبل و بعد از آموزش در دو بخش آگاهی و مهارت به دو سطح مطلوب و نامطلوب طبقه بندی گردید. سپس پاسخ ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تجزیه و تحلیل آماری نتایج به دست آمده بیانگر اختلاف معنی دار آماری در سطح آگاهی واحدهای مورد پژوهش با (53/19 = Z ) و مهارت واحدها یا (88/18 = Z ) قبل و بعد از آموزش می باشد. در این صورت می توان گفت که آموزش در افزایش آگاهی و مهارت واحدهای مورد پژوهش مؤثر بوده است.
مرضیه شبان، خدیجه عظیمی، پرویز کمالی، صغری عسگریان امین آبادی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
این پژوهش، یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است که به منظور ارزشیابی ایمنی و اثربخشی پماد نیتروگلیسرین، در تزریقات وریدی در بیماران مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان بقیه ا... الاعظم شهر تهران، انجام شده است. واحدهای پژوهش، شامل 70 بیمار با حدود سنی 69-20 سال واجد شرایط تعیین شده در پژوهش بودند. واحدها به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب، و سپس به طور تصادفی، در دو گروه 35 نفره شاهد و تجربه، قرار گرفتند. برای نیمی از واحدهای پژوهش، پماد نیتروگلیسرین 2% و برای نیمی دیگر، پماد دارونما روی محل تزریق جهت کانولاسیون وریدی در نواحی پشت دست، مچ دست و جلوساعد به روش مشابه استعمال گردید. ابزارگردآوری اطلاعات، برگه مشاهده بود. قسمت اول برگه مشاهده، مربوط به خصوصیت فردی و قسمت دوم، شامل چک لیست اثر بخشی پماد و قسمت سوم شامل چک لیست ایمنی پماد، بود. یافتهها نشان داد که متوسط قطر ورید، در گروه تجربه، به میزان قابل توجهی، افزایش یافت و از 4 میلیمتر به 6/6 میلیمتر رسید. نتیجه آزمون تی استیودنت نشان میدهد که اختلاف معنیداری بین متوسط قطر ورید قبل و بعد از استعمال پماد در گروه تجربه و بعد از استعمال پماد، در گروه شاهد و تجربه وجود دارد (001/0 >P). همچنین درجه دشواری وارد شدن به ورید بعد از استعمال پماد در گروه شاهد بیش از دو برابر آن برای گروه تجربه بود (گروه شاهد 31/2 و گروه تجربه 17/1). نتیجه آزمون تی استیودنت، اختلاف معنیداری بین درجه دشواری وارد شدن به ورید بعد از استعمال پماد، در دو گروه شاهد و تجربه را نشان میدهد (001/0 >P). همچنین نتیجه آزمون دقیق فیشر، اختلاف معنیداری بین وضعیت ورید از نظر قابل مشاهده بودن قبل و بعد از استعمال پماد در گروه تجربه، و بعد از استعمال پماد، در گروه شاهد و تجربه را نشان میدهد (2/0 >P). نتایج آزمون تی استیودنت نشان داد که 15 دقیقه، 30 دقیقه و 45 دقیقه و یک ساعت و دو ساعت بعد از استعمال پماد هیچ یک از گروهها به مرحله شروع هیپوتانسیون و تاکی کاردی نرسیدند. در گروههای شاهد و تجربه به ترتیب 2 و 4 ساعت بعد از استعمال پماد، سردرد خفیف را گزارش نمودند. که آزمون تی استیودنت اختلاف معنی داری را در دو گروه از نظر بروز سردرد نشان نداد. در دو نفر از گروه شاهد، و سه نفر از گروه تجربه، اریتما در محل استعمال پماد، بروز کرد که با آزمون دقیق فیشر، اختلاف معنیداری بین بروز اریتما در دو گروه، مشاهده نشد. در نهایت نتایج نشان میدهد که استعمال پماد موضعی نیتروگلیسرین، جهت انبساط وریدهای محیطی و دسترسی آسانتر به آنها و کانولاسیون وریدی روش مفید و بیضرر میباشد.
اشرف الملوک معماری، طیب رمیم، مهرنوش امینی، عباس مهران، اعظم آجرلو، پروانه شکیبایی،
دوره 12، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:مطالعات نشاندهنده اثرات مفید ورزش بر مادر و جنین و گذراندن یک حاملگی بدون مشکل میباشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات ورزش هوازی بر طول بارداری، آپگار و وزن زمان تولد نوزاد انجام شد.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه تجربی است. نمونهها به تعداد 80 نفر (40 نفر مورد و 40 نفر شاهد) از میان زنان باردار مراجعهکننده به درمانگاههای پرهناتال واقع در منطقه 17 شهرداری تهران، با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. گروه مورد به مدت 8 هفته، سه روز در هفته، به مدت 30-15 دقیقه در روز و با شدت 70-50% Vo2 Max در تمرین هوازی شرکت کردند. اطلاعات توسط نرمافزار آماری SPSS ver 10.5 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و آزمونهای t و مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در زمینه مشخصات فردی بین دو گروه مورد و شاهد اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. اکثر افراد گروه مورد دارای طول بارداری 40 هفته و بیشتر، ولی اکثر افراد گروه شاهد دارای طول بارداری 40-38 هفته بودند. که این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. اغلب نوزادان متولد شده از زنان گروههای مورد و شاهد (به ترتیب 60 و 70%) در گروه 3500-2500 گرم قرار داشته و اختلاف آماری معناداری بین این دو گروه وجود نداشت. اکثر نوزادان در هر دو گروه دارای میانگین امتیاز آپگار 9 بودند. اختلاف آماری معناداری بین دو گروه مورد و شاهد از نظر امتیاز آپگار دقیقه 5 وجود داشت (01/0=p).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد انجام ورزش هوازی در زمان حاملگی میتواند باعث بهبود آپگار دقیقه پنج نوزاد گردد اما تأثیر مشخصی بر طول حاملگی و وزن نوزاد در زمان تولد ندارد.
هرمز سنایی نسب، حجت رشیدی جهان، رضا توکلی، حمیدرضا توکلی، فرخنده امینشکروی،
دوره 15، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش بیرویه جمعیت یکی از مشکلات دنیای امروز است. بخشی از این افزایش جمعیت ناشی از حاملگیهای ناخواسته است؛ این پدیده در عین حال یکی از علل مهم مرگ مادران و کودکان بوده و ممکن است به سقط جنینهای غیرقانونی منجر شود، عوارض جسمانی و روانی برای مادر بر جای گذارد و هزینههای درمانی و بیمارستانی جامعه را افزایش دهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان حاملگیهای ناخواسته و عوامل مؤثر بر آن درمادران باردار مراجعهکننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهرستان سمنان است. روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مورد 229 مادر باردار مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان سمنان در سال 1382 که حداقل دارای یک فرزند زنده بوده و به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند، انجام گرفته است. اطلاعات از طریق مصاحبه و ثبت در پرسشنامه جمعآوری شده، سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزاز SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتهها: میانگین سن ازدواج مادران 75/19 سال و میانگین سن فعلی آنان 7/30 سال است. میزان شیوع حاملگی ناخواسته 3/32% میباشد. از مهمترین نتایج مطالعه میتوان به ارتباط معنادار متغیرهای سن ازدواج (05/0p<)، سن فعلی مادر (05/0p<)، سطح تحصیلات (05/0p<)، تعداد فرزندان (01/0p<)، وضعیت اشتغال مادر (05/0p<) و درآمد خانواده (01/0p<) با نوع حاملگی اشاره کرد. به عبارت دیگر، قرار داشتن مادران در سنین کمتر از 24 و بیشتر از 29 سال، ازدواج در سنین کمتر از 25 سال، سطح تحصیلات پایینتر، تعداد فرزندان بیشتر، خانهدار بودن و سطح درآمد پایینتر خانواده با شیوع بیشتر حاملگیهای ناخواسته همراه بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان شیوع حاملگیهای ناخواسته در جامعه مورد مطالعه، انجام برنامههای مداخلهای مانند آموزش نحوه استفاده صحیح از روشهای پیشگیری از بارداری ضروری است.
تیمور آقاملایی، صدیقه سادات طوافیان، امین قنبرنژاد،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: منافع و موانع درک شده نسبت به فعالیت جسمی از عوامل شناختی است که انجام و یا عدم انجام فعالیت جسمی را تعیین میکند. موازنه تصمیمگیری بر اهمیت ادراکات مثبت و منفی فرد در مورد نتایج رفتار یا تغییر رفتار تأکید دارد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط منافع و موانع درک شده و موازنه تصمیمگیری با مراحل تغییر فعالیت جسمی در دانشآموزان دبیرستانی بوده است.
روش بررسی: جمعیت مورد مطالعه این پژوهش مقطعی دانشآموزان مشغول به تحصیل در دبیرستانهای شهر بندرعباس در سال تحصیلی 91-1390 بودند. تعداد نمونه 400 نفر بود، نمونهگیری به صورت تصادفی خوشهای چند مرحلهای انجام یافت. در این مطالعه از پرسشنامه مراحل فعالیت فیزیکی و مقیاس منافع/ موانع ورزش استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای مجذور کای، t مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و روند خطی در نرمافزار آماری SPSS v.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سن افراد مورد بررسی 1/1±9/15 سال و 8/51% آنها پسر و 2/48% دختر بودند. در کل 2/49% از دانشآموزان دارای فعالیت فیزیکی منظم بودند. 15% افراد در مرحله پیش از قصد، 8/15% در مرحله قصد، 20% در مرحله آمادگی، 8/15% در مرحله عمل و 4/33% در مرحله حفظ و نگهداری فعالیت جسمی قرار داشتند. آزمون روند خطی برای منافع و موانع درک شده و موازنه تصمیمگیری معنادار بود (001/0>p). بر این اساس با پیشرفت افراد از مرحله پیش از تفکر تا مرحله حفظ و نگهداری، منافع درک شده و موازنه تصمیمگیری افزایش و بالعکس موانع درک شده نسبت به ورزش به صورت خطی کاهش مییافت.
نتیجهگیری: نظر به این که نتایج این مطالعه نشان داد پیشرفت مراحل تغییر در دانشآموزان همسو با افزایش منافع درک شده و کاهش موانع درک شده فعالیت فیزیکی است، لذا توصیه میشود آموزشهای لازم جهت پیشرفت مراحل تغییر دانشآموزان در خصوص فعالیت فیزیکی صورت گیرد.
پروین رهنما، علیرضا حیدرنیا، علی منتظری، فرخنده امین شکروی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 19، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : به منظور دست یابی به مقوله سلامت باروری ، ضروریاست که نیازسنجی در سطوح مختلف فعالیتهای بهداشتی و درمانی صورت گیرد که از ملزومات آن، در اختیار داشتن ابزار معتبر و پایا میباشد. لذا هدف این مطالعه، تدوین پرسشنامه قصد استفاده از قرصهای پیشگیری از بارداری با استفاده از نظریه رفتار برنامهریزی شده در زنان با نزدیکی منقطع میباشد.
روش بررسی : گویههای پرسشنامه که طی مصاحبههای کیفی استخراج شده بود، در این مطالعه براساس فراوانی آنها انتخاب و سپس بهمنظور اعتباریابی پرسشنامه مطالعه مقطعی و با نمونهگیری تصادفی خوشهای با 200 نفر از زنان مراجعهکننده به 5 مراکز بهداشتی درمانی غرب و جنوبغرب تهران در سال 1390 که از روش نزدیکی منقطع برای پیشگیری از بارداری استفاده میکردند، انجام یافت. روایی پرسشنامه با استفاده از روشهای اعتبار محتوای کمی و کیفی، اعتبار همگرا، اعتبار سازه و پایایی ابزار با استفاده از روش آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون ارزیابی شد و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نیز انجام یافت. تحلیل دادهها بااستفاده از نرمافزار لیزرل و SPSS انجام گرفت.
یافته ها : اعتبار و پایایی پرسشنامه ازطریق کمی، کیفی، همگرا، آلفای کرونباخ و آزمون- باز آزمون به تایید رسید. در این تحقیق، با انجام تحلیل عاملی ساختار 3 عاملی شامل نگرش، هنجارهای اجتماعی و کنترل رفتاری درکشده تایید شد. مدل تحلیل عاملی در مطالعهی حاضر نشان داد که سازههای نظریه رفتار برنامهریزی شده قادر به پیشگویی 34 % تغییرات قصد رفتاری در گروه مورد پژوهش است.
نتیجه گیری : نتایج مطالعه بیانگر اعتبار و پایایی پرسشنامه قصد استفاده از قرصهای پیشگیری از بارداری در زنان با نزدیکی منقطع را تایید مینماید.
امین ساکی، عباس هوشمند بهابادی، احمدعلی اسدی نوقابی، عباس مهران،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کمبود آگاهی در مورد بیماری سکته حاد قلبی و مراقبتها و درمانهای مرتبط با آن موجب بروز اضطراب و تنش در این بیماران میگردد. بهکارگیری شیوه آموزشی مناسب میتواند در تعدیل اضطراب این بیماران مؤثر باشد. بر همین اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی و مقایسه تأثیر دو شیوه آموزش چهره به چهره و الکترونیک بر اضطراب آشکار بیماران بستری سکته حاد قلبی انجام گرفته است .
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت تجربی در بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستانهای رسول اکرم، امام خمینی و بهارلوی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 91-1390 انجام گرفته است. تعداد نمونههای مورد پژوهش 105 بیمار بوده که به شیوه بلوکبندی در سه گروه 35 نفره (چهره به چهره، الکترونیک و شاهد) قرار داده شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل فرم مشخصات جمعیتشناختی و پرسشنامه اضطراب موقعیتی اشپیلبرگر بوده است. محتوای آموزشی یکسان در مورد سکته حاد قلبی، درمانها و مراقبتهای لازم مرتبط با آن به صورت چهره به چهره و الکترونیکی به گروههای مداخله ارایه شد. میزان اضطراب بیماران 1 ساعت قبل و 6 ساعت بعد از آموزش در هر سه گروه اندازهگیری و مقایسه شد. دادهها با آمار توصیفی و آزمونهای آماری تیزوجی و آنالیز واریانس یک طرفه در نرمافزار SPSS v.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : نتایج نشان داد تأثیر دو شیوه آموزش چهره به چهره و الکترونیکی بر کاهش میزان اضطراب بیماران مشابه بوده و میانگین نمره اضطراب آنان تفاوت آماری معنادار نداشته است (946/0= p ). همچنین این دو شیوه در مقایسه با گروه شاهد موجب کاهش معنادار میانگین اضطراب بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی شده است .
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه مؤید آن است که هر دو شیوه آموزش چهره به چهره و الکترونیک به طور معناداری در کاهش اضطراب آشکار بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی مؤثر هستند. با توجه به اثرات مثبت آموزش چهره به چهره و الکترونیک در کاهش سطح اضطراب بیماران و اهمیت این مسأله در امر مراقبت از بیماران قلبی، پیشنهاد میشود پرستاران بالینی از این دو شیوه آموزشی با توجه به شرایط و ترجیح مددجو استفاده نمایند .
مهناز خطیبان، فاطمه شیرانی، خدایار عشوندی، علیرضا سلطانیان، رامین ابراهیمیان،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در ترومای قفسه سینه، جایگذاری سیستم تخلیه قفسه سینه لازم است. مشارکت این بیماران در خودمراقبتی نیازمند کسب مهارت است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی بر مهارت خودمراقبتی بیماران ترومایی دارای سیستم تخلیه قفسه سینه صورت گرفته است .
روش بررسی: در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 62 بیمار ترومایی دارای سیستم تخلیه قفسه سینه در سه بخش جراحی بیمارستان بعثت همدان از دی 1391 تا اردیبهشت 1392 شرکت نمودند. به صورت تصادفی، دو بخش به گروه آزمون (31 نفر) و یک بخش به گروه شاهد (31 نفر) اختصاص یافت. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب شدند. سیستم آموزشی- حمایتی براساس نیازهای خودمراقبتی بیماران طراحی و به مدت سه روز متوالی برای بیماران اجرا شد. ابزار پژوهش، فرم نیازسنجی خود مراقبتی و چک لیست مشاهدهای مهارت خودمراقبتی بیماران بود که در ابتدا و سه روز بعد توسط مشاهدهگر خارجی تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آزمون تیمستقل، مجذور کای، منویتنی، ویلکاکسون و کوواریانس در نرمافزار SPSS v.16 تحلیل شد .
یافتهها : دو گروه از نظر سن، جنس، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت تأهل، و شهرنشین بودن و نیز نیازهای خودمراقبتی همسان بودند (05/0< p ). هرچند افزایش مهارت خودمراقبتی در افراد هر دو گروه شاهد (01/0> p ) و آزمون (0 0 1/0> p ) دیده شد، اما بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی سبب کسب مهارت خودمراقبتی بیشتر در گروه آزمون گردید (001/0> p ) .
نتیجهگیری: به طور کلی، مهارتهای خودمراقبتی بیماران دارای سیستم تخلیه قفسه سینه، با گذشت زمان افزایش مییابد، اما بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی می تواند کسب مهارتها را تسهیل کند .
وحید پاکپور، محمدرضا حجت، حمید صالحی، آزاد رحمانی، احمد شهیم، رامین محمدی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: همکاری حرفهای مناسب بین پرستاران و پزشکان میتواند در ارایه خدمات بهداشتی کارآمد مؤثر باشد. نتایج مطالعات پیشین اغلب بیانگر فقدان همکاری حرفهای مناسب و تأثیر منفی آن بر کیفیت مراقبتهای ارایه شده است. هدف از این مطالعه تعیین نگرش پرستاران در مورد همکاری حرفهای پزشکان با پرستاران بوده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی است که در آن 228 نفر از پرستاران بخشهای داخلی، جراحی و مراقبتهای ویژه بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1391 شرکت داشتند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه نگرش نسبت به همکاری حرفهای پزشک- پرستار Jefferson استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون t با نمونههای مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون در SPSS v.16 انجام گرفت.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پرستاران به همکاری حرفهای پزشک- پرستار در سطح مثبتی بوده است. بیشترین نمره مربوط به بعد «آموزش مشترک و تشریک مساعی» و کمترین نمره مربوط به بعد «اقتدار پزشکان» بوده است. همچنین نتایج نشان داد که تنها بین میانگین نمرات نگرش به همکاری حرفهای پزشک- پرستار با وضعیت استخدامی ارتباط آماری معناداری وجود دارد (01/0p<).
نتیجهگیری: نگرش پرستاران نسبت به همکاری بین حرفهای پزشک- پرستار در مجموع مثبت بوده است، ولی جهت دستیابی به وضعیت ایدهآل اعمال تغییراتی ضروری است. این تغییرات میتواند شامل توجه بیشتر به نقشهای حرفهای و استقلال پرستاران، گنجاندن دروس بین حرفهای در برنامه درسی پزشکی و پرستاری و ایجاد روحیه کار تیمی در پزشکان و پرستاران باشد.
عباس رحیمی فروشانی، مریم کاظمی، امین قنبرنژاد، محمدرضا اشراقیان، فرشته مجلسی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: باروری مهمترین عامل تأثیرگذار بر نوسانات جمعیتی میباشد. رفتارهای باروری یک جامعه را به روشهای مختلفی میتوان بررسی نمود. یکی از این روشها بررسی مدت زمان ازدواج تا تولد فرزند اول است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر فاصله ازدواج تا تولد اول با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس است.
روش بررسی: در این مطالعه 1230 مادر که زایمان اول داشتند از میان مادران مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهری و روستایی شهرستان بندرعباس در سال 92-1391 انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی فاصله تولد اول و عوامل مؤثر بر این فاصله با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس (مخاطره متناسب) انجام یافت. برای تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها از نرمافزار SPSS v.22 و برای مدلسازی دادهها از نرمافزار R نسخه 1. 2. 3 استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه میانگین و انحراف معیار فاصله ازدواج تا تولد اول 35/24±63/27 ماه بود. براساس مدل کاکس، سن مادر هنگام اولین ازدواج با نسبت خطر برابر با 13/1 (25/1–01/1) و محل سکونت با نسبت خطر برابر با 28/1(46/1-12/1) اثر معنادار بر فاصله ازدواج تا تولد اول داشتند.
نتیجهگیری: مقایسه نتایج حاصل از مطالعه حاضر با مطالعات قبلی نشان میدهد که فاصله ازدواج تا تولد اول کاهش یافته است و در عوامل مؤثر بر این فاصله نیز تغییراتی دیده می شود.
محیا شفایی، میترا پیامی، کوروش امینی، سعید پهلوان شریف،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نگرانیها در مورد مرگ ممکن است اثرات منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بگذارد. با وجود این اطلاعات کمی در مورد رابطه اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در بیماریهای تهدیدکننده حیات به ویژه بیماران همودیالیزی وجود دارد. هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. 200 بیمار تحت درمان با همودیالیز به روش تصادفی- طبقهای از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان در فاصله فروردین تا اردیبهشت 1395 در مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر و پرسشنامه کیفیت زندگی مکگیل بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای همبستگی رگرسیون و مدل رگرسیون خطی در نرمافزار SPSS v.22 انجام یافت.
یافتهها: میانگین امتیاز نمره اضطراب مرگ و کیفیت زندگی بیماران به ترتیب 85/10±54/46 و 01/19±55/82 بود. رابطه معناداری بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی یافت نشد (044/0=r، 05/0< p). در مدل رگرسیونی پیشبینی اضطراب مرگ تنها، جنس عامل معنادار بود. این مدل 3/11% از تغییرات اضطراب مرگ را توضیح داد. همچنین نتایج مدل رگرسیونی نشان داد حمایت اجتماعی و اعتقادات مذهبی تنها پیشبینیکنندههای کیفیت زندگی بیماران تحت درمان با همودیالیز بودند و 2/17% از تغییرات آن را تبیین کردند.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر رابطه معناداری بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی مشاهده نشد. لذا پیشنهاد میشود تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
خدایار عشوندی، شیلا امینی، عباس مقیمبیگی، عفت صادقیان،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت معنوی در کنار سایر مداخلات پرستاری باعث تعادل جسم و روح میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه مرحله انتهایی تحت همودیالیز انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی (IRCT2016308226961N1) که در سال 1395 در بیمارستانهای بعثت و شهید بهشتی همدان انجام یافت؛ 60 بیمار مبتلا به نارسایی مزمن کلیه مرحله انتهایی تحت همودیالیز به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (30 نفر) و شاهد (نفر30) قرار گرفتند. برنامه مراقبت معنوی در گروه آزمون شامل حضور حمایت گرانه، حمایت از تشریفات مذهبی بیمار و استفاده از سیستمهای حمایتی بود، که در بخش همودیالیز، در کنار تخت بیمار اجرا شد. در گروه شاهد فقط مراقبتهای معمول پرستاری انجام گرفت. پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمره اضطراب مرگ قبل از انجام مداخله در دو گروه آزمون (26/2±10/8) و شاهد (47/2±53/8) تفاوت معناداری نداشت (482/0=p). نمرات اضطراب مرگ بعد از مداخله در گروه آزمون با میانه (چارک سوم-چارک اول) 0/8 (25/8-00/6) و شاهد 0/9 (25/10-00/7) از لحاظ آماری معنادار بود (004/0=p) و اضطراب مرگ بیماران گروه آزمون کاهش یافته بود.
نتیجهگیری: برنامه مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه مرحله انتهایی تحت همودیالیز را کاهش داد. پرستاران میتوانند جهت کاهش اضطراب بیماران از برنامه مراقبت معنوی استفاده نمایند.
امیر واحدیان عظیمی، فرشید رحیمی بشر، حسین امینی، محمود ثالثی، فاطمه الحانی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توانمندی، فرآیندی پویا، مثبت، تعاملی و اجتماعی است که به بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیمارهای مزمن منجر میشود. هدف مرور سیستماتیک و فراتحلیل حاضر تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی بزرگسالان مبتلا به بیماریهای مزمن است.
روش بررسی: با جستجوی عبارت «توانمندسازی خانواده محور» در پایگاههای فارسی SID، MagIran، IranMedex، IranDoc و Googlescholar و معادل انگلیسی آن در Scopus، Pubmed، Webofscience، Proquest و Science direct کلیه مطالعات مرتبط استخراج شد. کیفیت روششناسی مقالات با استفاده از ابزار Cochrane risk of bias بررسی شد. جهت تحلیل از مدل اثرات تصادفی استفاده و ناهمگنی مطالعات با شاخص I2 تعیین شد. دادهها با نرمافزار STATA نسخه 11 تحلیل شد.
یافتهها: از 647 مطالعه اولیه تنها 8 مطالعه به تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی بیماران بزرگسال با استفاده از ابزار SF36 پرداخته بودند. تفاوت میانگین استاندارد شده ادغام یافته ابعاد 8 گانه کیفیت زندگی عبارت بود از: عملکرد فیزیکی 781/1، محدودیت نقش فیزیکی 416/1، درد جسمانی 987/0، سلامت عمومی 352/1، عملکرد اجتماعی 010/1، سلامت روانی 122/1، محدودیت نقش روانی 656/0 و شادابی (361/1).
نتیجهگیری: اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور بر نمرات ابعاد هشت گانه کیفیت زندگی براساس پرسشنامه SF-36 تأثیر معناداری داشته است. به منظور ارتقای کیفیت زندگی بیماران بزرگسال مبتلا به بیماریهای مزمن اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور توصیه میشود.
سیده رویا موسوی، کورش امینی، فرهاد رمضانیبدر، مهین روحانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سطح مطلوب شادمانی در بین پرستاران، با کیفیت مراقبتهای پرستاری مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین سطح شادمانی پرستاران استان زنجان بوده است.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر پرستاران شاغل در بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1396 جامعه پژوهش را تشکیل میدادند. تعداد نمونهها 371 نفر بود. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد شادمانی آکسفورد بود. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمون کایاسکوئر در نرمافزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن نمونهها 08/7±2/32 بود. اکثر پرستاران مورد مطالعه زن (79/86%) و متأهل (46/68%) بودند. بیشتر پرستاران دارای مدرک کارشناسی (88/94%) و بقیه مدرک کارشناسی ارشد داشتند. میانگین نمره شادمانی در پرستاران مورد مطالعه 3/13±1/43 (از دامنه 87-0) بود. از میان متغیرهای جمعیتشناختی و شغلی فقط بین رضایت شغلی و سطوح شادمانی ارتباط آماری معنادار (049/0=p) مشاهده شد.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه سطح شادمانی پرستاران مورد مطالعه در حد قابل قبول (متوسط) بوده است. با توجه به این که بین سطح شادمانی و رضایت شغلی ارتباط دیده شد و با توجه به اهمیت رضایت شغلی در ماندگاری و انگیزش پرستاران لازم است به این مهم توجه شود.
محمد حسین اسماعیلزاده، مرضیه مقرب، سید محمد رضا حسینی، جواد باذلی، امین زمانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بهبود تصمیمگیری بالینی یکی از چالشهای سیستم اورژانس پیش بیمارستانی است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر اجرای برنامه تمرینی مدیریت بیماران ترومایی بر توانایی تصمیمگیری بالینی تکنسینهای فوریتهای پزشکی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی میدانی شاهددار تصادفی شده تعداد 64 نفر از تکنسینهای اورژانس پیش بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1397، به روش در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی طبقهای به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی مدیریت تروما تدوین شده براساس استانداردهای موجود کشوری و جهانی طی دو روز فشرده با تلفیقی از روشهای آموزشی سخنرانی و شبیهسازی در گروه مداخله اجرا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی و تصمیمگیری بالینی پژوهشگر ساخته بود که قبل از دوره، بلافاصله و یک ماه پس از اتمام دوره تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 19 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، آنالیز واریانس تکرار شده و تست تعقیبی بنفرونی صورت گرفت.
یافتهها: میانگین تغییرات نمرات تصمیمگیری بالینی قبل و بلافاصله بعد از مداخله (31/9 در مقابل 3/0)، قبل و یک ماه بعد (86/7 در مقابل 1/1) و بلافاصله بعد با مرحله پیگیری یک ماه بعد از مداخله (62/1 در مقابل 39/1) در گروه آزمون بهطور معناداری بیشتر از گروه شاهد بود (001/0p<).
نتیجهگیری: اجرای برنامه تمرینی مدیریت تروما میتواند تصمیمگیری بالینی تکنسینهای اورژانس پیش بیمارستانی را ارتقا دهد. لذا این برنامه را میتوان در برنامه آموزشی تکنسینها ادغام کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180802040677N1
مرضیه ضیاییراد، نصراله علیمحمدی، علیرضا ایرجپور، بهرام امینمنصور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت آسیب تروماتیک مغزی بر پیشگیری و درمان آسیبهای ثانویه مغزی متمرکز است. پژوهش حاضر با هدف بومیسازی راهنمای بالینی مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی در بزرگسالان انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مطالعه تکاملی چند مرحلهای در سال 1396 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. از تعداد 13 مورد راهنمای بالینی درمان و مراقبت از آسیب به سر، براساس نظر متخصصان و با استفاده از ابزار AGREE، کیفیت 8 مورد، مطلوب ارزیابی گردید و به عنوان راهنماهای مبنا در تهیه پیشنویس راهنمای بالینی بومی انتخاب شدند. همچنین، 12 راهنمای بالینی، 13 مقاله و 5 کتاب، در تکمیل توصیههای راهنمای بالینی بومی مورد استفاده قرار گرفتند. پیشنویس راهنما با استفاده از روش دلفی و پنل حضوری متخصصان بررسی و در نهایت به صورت یک راهنمای بالینی بومیسازی شده ارایه گردید.
یافتهها: راهنمای بالینی بومیسازی شده مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی شامل 158 توصیه و در 5 بخش تدوین گردید؛ «مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و مدیریت افزایش فشار داخل جمجمه، مراقبت پرستاری در زمینه حفظ و افزایش فشار جریان خون مغزی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل حملات تشنجی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل عفونتهای مغزی و مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل آسیبهای ثانویه خارج جمجمه».
نتیجهگیری: کارکنان پرستاری بخشهای اورژانس، اعصاب و مراقبتهای ویژه میﺗﻮانند با استفاده از توصیههای این راﻫﻨﻤﺎ، بخشی از نیازهای مراقبتی مصدومان سر را ﻣﺮﺗﻔﻊ نموده و از این طریق ﺑﻪ ارﺗﻘﺎی وضعیت سلامت آنان کمک کنند.
امین محزون، خدیجه یزدی، شهره کلاگری، زهرا مهربخش، فاطمه شاه بیکی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پرستاران سطوح بالایی از خستگی را تجربه میکنند که اختلال قابل توجهی در عملکرد آنان در مراقبت به عنوان عامل مؤثر بر ایمنی بیمار ایجاد میکند. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط خستگی آلارم و مهرورزی در پرستاران با ایمنی بیمار در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حال حاضر از نوع مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در سال 1402 در مورد 248 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای استان گلستان که به روش نمونهگیری طبقهای با تخصیص متناسب انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از چکلیست اطلاعات جمعیتشناختی و سه پرسشنامهایمنی بیمار، خستگی آلارم، خستگی مهرورزی جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدل رگرسیون خطی یک متغیره و چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد میانگین نمره خستگی مهرورزی 20/25±13/86، میانگین خستگی آلارم 38/7±67/22 و میانگین ایمنی بیمار 67/13±23/62 بوده است بین خستگی آلارم و خستگی مهرورزی ارتباط معنادار وجود داشت (001/0p<) اما بین دو متغیر خستگی مهرورزی (101/0=r، 112/0=p) و خستگی آلارم (090/0=r، 158/0=p) با ایمنی بیمار ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین، با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه ارتباط معناداری بین سابقه کاری (031/0=p)، میزان درآمد (012/0=p) و نوع استخدام پرستاران (039/0=p) با ایمنی بیمار مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به درجات متوسط خستگی مهرورزی و خستگی آلارم، نمرهایمنی بیمار در وضعیت مطلوب بوده است که نشاندهنده تلاش پرستاران برای ارایه مراقبتهای ایمن با وجود خستگی ناشی از عوامل کاری است.
مهرناز میری، مهناز قلجه، فرنوش خجسته، بنیامین سعادتیفر،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پرفشاری خون یک بیماری شایع و بدون علامت است. آموزش به بیمار میتواند به کنترل فشارخون و پیشگیری از عوارض آن کمک کند. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر روش آموزش مبتنی بر سلامت همراه و آموزش چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به پرفشاری خون میباشد.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی برروی ۱۱۰ بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی زاهدان انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون استفاده شد. در گروه آموزش سلامت همراه، بیماران از طریق برنامه ایتا محتوای آموزشی را دریافت کردند و شش هفته پس از ارسال آخرین پیام، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل شد. در گروه آموزش چهرهبهچهره، مداخله آموزشی در مدت سه هفته و هر هفته در یک جلسه اجرا شد و شش هفته بعد، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایدو، تست دقیق فیشر و آنالیز کوواریانس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمره تبعیت از درمان و ابعاد آن، بهجز بعد تبعیت از رژیم غذایی، در دو گروه آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره پیش از مداخله تفاوت معناداری نداشت، اما پس از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (001/0=p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون تأثیرگذار بودند، اما آموزش مبتنی بر سلامت همراه این امکان را برای بیمار فراهم میکند که در هر زمان و مکان به اطلاعات آموزشی دسترسی داشته و از آن بهرهمند شود.