13 نتیجه برای باقری
حسین باقری، زهرا شهابی، Z حسین ابراهیمی، فاطمه علایینژاد،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:خواب یک فرآیند مهم فیزیولوژیک است که اثرات عمیقی بر سلامت روحی و جسمی افراد میگذارد. مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط اختلال خواب و کیفیت زندگی پرستاران صورت گرفته است.
روش بررسی: در بررسی مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر، تعداد 127 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود به صورت تمام شماری انتخاب و سپس با استفاده از پرسشنامه استاندارد کیفیت خواب پیتزبرگ (Pittsburgh Sleep Quality Index=PSQI) و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی (Short Form 12=SF-12)، کیفیت خواب و همچنین کیفیت زندگی آنان در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرمافزار SPSS 11.5 و با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی واستنباطی انجام یافت.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، 2/25% از واحدهای مورد بررسی صبحکار ثابت، 9/70% نوبت کار در گردش و 9/3% از آنان عصر و شب ثابت بودند. میانگین زمان طی شده برای شروع خواب در واحدهای مورد نظر 2/30 دقیقه برآورد شد و 1/52% اظهار نمودند که بیش از 30 دقیقه بعد از رفتن به بستر به خواب میروند. میانگین ساعت بیداری در نمونههای حاضر 6 صبح محاسبه گردید و 58% از واحدها اظهار داشتند که حداقل یک ساعت زودتر از زمان مورد نظر خود، از خواب بیدار میشوند. بر اساس نتایج به دست آمده، 5/35% از واحدها برای به خواب رفتن مجبور به استفاده از دارو (دستور داده شده توسط پزشک یا خارج از دستور) بودند. آزمون آماری ضریب همبستگی اسپیرمن با 05/0p< ارتباط معناداری بین کیفیت خواب و ابعاد مختلف کیفیت زندگی واحدها نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که کیفیت خواب در اکثر پرستاران ضعیف بوده و باعث کاهش معنادار کیفیت زندگی آنان در درک سلامت عمومی، وضعیت ذهنی و درد جسمانی گردیده است.
فاطمه عباسزاده، اعظم باقری، ناهید مهران،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر چه حاملگی، یک رویداد متعارف در بین زنان در سنین تولیدمثل است، اما اغلب یک دوره پر استرس همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی به حساب میآید و این تغییرات میتواند توانایی زن را برای انجام دادن نقشهای معمول زندگی تغییر دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در زنان باردار صورت گرفته است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 600 نفر از زنان بارداری که جهت انجام مراقبتهای دوران بارداری در سال 1385 به مراکز بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مراجعه کرده بودند، انجام گرفته است. نمونهگیری به روش خوشهای انجام یافت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه فرم کوتاه (sf-36) بود. یافتهها با کمک آزمونهای آماری کای دو، تی تست، آنالیز واریانس، نسبت شانس و ضریب اطمینان و با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: ±18/61 است و p<) همچنین بین کیفیت زندگی با سن (002/0=p)، سن حاملگی (017/0=p)، تعداد حاملگی (001/0p<)، تعداد زایمان (001/0p<) ارتباط معکوس و با میزان درآمد ماهیانه (001/0p<) حمایتهای همسر (017/0=p)، خواسته بودن حاملگی (006/0=p) و رضایتمندی از زندگی (011/0=p) ارتباط مستقیم وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر پایین بودن کیفیت زندگی زنان باردار است، لذا آگاهی مراقبان بهداشتی از تغییرات وضعیت سلامتی زنان باردار و همچنین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی آنان، جهت برنامهریزی و اقدامات مراقبتی مناسب برای ارتقای کیفیت زندگی دوران بارداری از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد.
ناهید مهران، فاطمه عباسزاده، اعظم باقری، مهدی نوروزی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: از آن جا که تولد زودتر از موعد، علت عمده مرگ و میرهای دوران نوزادی است، پیشگیری از آن از اولویتهای فعلی مراقبتهای بهداشتی میباشد. بر این اساس و با توجه به تردید در نقش فعالیتهای منزل در تولد زودتر از موعد نوزادان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط فعالیتهای روزمره منزل با زایمان پیش از موعد صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در مورد 150 خانم با زایمان ترم (گروه شاهد) و 150 خانم با زایمان پیش از موعد (گروه مورد) که به روش نمونهگیری ساده انتخاب شده بودند، در بیمارستان ایزدی شهر قم در سال 1388-1387 انجام یافته است. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی در بارداری جمعآوری شد. ابتدا متغیرها به صورت تک متغیره با آزمون تیتست آنالیز شد. سپس به منظور کنترل عوامل مخدوشکننده، متغیرها وارد مدل رگرسیون لجستیک چندگانه شده و برای هر متغیر نسبت شانس تطبیق یافته گزارش گردید (Adjusted OR). کلیه تحلیلها در نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت.
یافتهها: مقایسه میزان فعالیتهای روزمره منزل زنان در دو گروه زایمان ترم و زایمان پیش از موعد تفاوت آماری معناداری را نشان نداد (758/0=p). به این ترتیب که میانگین و انحراف معیار گروه اول 32/5±22/12 و گروه دوم 70/5±41/12 ساعت بود. همچنین آنالیز تک متغیره و رگرسیون لجستیک چند متغیره ارتباط آماری معناداری را بین فعالیتهای روزمره و زایمان پیش از موعد نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، به نظر میرسد بین فعالیتهای روزمره منزل و زایمان پیش از موعد ارتباطی وجود ندارد. با این حال، نظر به عدم انجام فعالیت شدید توسط نمونههای این مطالعه، بررسی بیشتر موضوع توصیه میشود.
حجت حبیبی، علیرضا موغلی، کامران باقری لنکرانی، فروزان حبیبی،
دوره 20، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به این که بیماران اغلب کیفیت خدمات ارایه شده از بیمارستان را بر پایه درک خود از مراقبت پرستاری بنا میکنند و چون خدمات پرستاری نقش بسیار مهمی در رضایت بیماران دارد، میتوان انتظار داشت ک ه متغیرهای رضایت شغلی و فرسودگی شغلی پرستاران بر رضایت بیماران تأثیرگذار باشد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر رضایت و فرسودگی شغلی پرستاران بر رضایت بیماران در بیمارستانهای شهر شیراز انجام یافته است .
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است . در این مطالعه با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای 280 نفر از پرستاران شاغل و 560 نفر از بیماران بستری در بیمارستانهای شهر شیراز به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامهها ی رضایت شغلی Spector (1996) و فرسودگی شغلی Maslach (1996) و پرسشنامه محقق ساخته رضایت بیماران استفاده شد. دادهها به وسیله نرمافزارهای SPSS و AMOS تحلیل و از مدلهای معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی جهت سنجش مدل تحقیق استفاده گردید .
یافتهها : نتایج این مطالعه نشان داد دو متغیر رضایت شغلی و فرسودگی شغلی پرستاران بر رضایتمندی بیماران اثرگذار است. همچنین بین رضایت شغلی و فرسودگی شغلی پرستاران رابطه منفی و معنادار برقرار است (001/0 p< ) .
نتیجهگیری: پیشنهاد میشود که با تمرکز روی عوامل مؤثر بر رضایت شغلی و فرسودگی شغلی پرستاران و رفع کمبودها و سازماندهی حرفه پرستاری و بهبود سیستم پرداخت و عادلانه کردن آن، زمینه برای بالا بردن سطح کیفیت مراقبت و رضایتمندی هرچه بیشتر بیماران فراهم شود .
رحیمه خواجویی، بهناز باقریان، مهلقا دهقان، منصوره عزیززاده فروزی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت پرستاری جزء اساسی خدمات بهداشتی درمانی است. مراقبتهای پرستاری فراموش شده مفهومی جدید است که اشاره به مراقبتهایی دارد که حذف و یا به تأخیر افتاده باشد. هدف این مطالعه تعیین مراقبتهای پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط با آن از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1396 است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی 300 پرستار شرکت کردند. از پرسشنامههای مراقبت پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 و شاخصهای مرکزی و پراکندگی صورت گرفت.
یافتهها: میانگین نمره مراقبتهای پرستاری فراموش شده 7/41±32/28 بود که از حد میانه پرسشنامه پایینتر است. بیشترین میانگین مراقبت پرستاری فراموش شده به «شرکت در کنفرانسهای بین رشتهای مراقبت از بیمار» اختصاص یافته و بیش ترین میانگین عوامل مرتبط با مراقبت فراموش شده به «حجم فعالیتهای مربوط به پذیرش و ترخیص بیماران» اختصاص یافته است.
نتیجهگیری: میزان مراقبت پرستاری فراموش شده در مطالعه حاضر از حد میانه پایینتر بود که میتوان با مدیریت مناسب سطح آن را پایینتر آورد. همچنین با کم کردن حجم کار مراقبان عوامل ایجاد کننده مراقبت پرستاری فراموش شده را کاهش داد.
ایما دربندی، شهلا محمدزاده زرنکش، محمدرضا کردباقری، میترا ذوالفقاری،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت ارتباط در پرستاری، این مطالعه با هدف تعیین تأثیر حمایت آنلاین پس از ارایه محتوای الکترونیکی بر مهارتهای ارتباطی پرستاران با بیماران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، با طراحی قبل و بعد تعداد ۱۰۰ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای ارتوپدی بیمارستان شهید دکتر چمران، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1397 به صورت تصادفی در دو گروه ۵۰ نفری قرار گرفتند و محتوای الکترونیکی آموزش مهارتهای ارتباطی را دریافت کردند. در گروه مداخله علاوه بر دریافت محتوای آموزشی، حمایت آنلاین از طریق رسانه اجتماعی به مدت چهار هفته با حضور روانشناس انجام یافت، به طوری که با طرح سؤالات و مشکلات واقعی و یا سناریوهای شبیهسازی شده، به بحث و بررسی پیرامون رفتار مناسب در آن موقعیت میپرداختند. قبل و بعد از هشت هفته، مهارتهای ارتباطی در هر دو گروه توسط پرسشنامه Burton J.E بررسی و دادهها با آزمونهای آماری تیمستقل و آنالیز کوواریانس چندمتغیری با نمرات افتراقی مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که قبل از انجام مداخله تفاوت معناداری بین دو گروه در نمره مهارتهای ارتباطی وجود نداشته و هشت هفته پس از دریافت محتوای الکترونیکی نمره شرکتکنندگان در هر دو گروه افزایش یافته است. این افزایش در گروه تحت حمایت آنلاین میزان بیشتری را نشان داد (001/0p<)، در واقع حمایت آنلاین سبب تفاوت (637/0) در نمره مهارتهای ارتباطی بین دو گروه شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه محتوای الکترونیکی به همراه حمایت آنلاین منجر به بهبود دانش مهارتهای ارتباطی نمونههای مورد مطالعه شده است. پیشنهاد میشود علاوه بر آموزش از طریق ارایه محتوای الکترونیکی، استفاده از رسانههای اجتماعی با توجه به مزایای آنها از جمله سهولت استفاده، در دسترس بودن و نسبتاً کم هزینه بودن، در برنامههای توانمندسازی تیم درمان از جمله ارتقای مهارتهای ارتباطی مورد استفاده قرار گیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20090127001599N27
مرضیه صادقیزاده، بهناز باقریان، حامد وحیدی، سکینه سبزواری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش خودمراقبتی از جمله روشهای مؤثر در افزایش کیفیت زندگی و سلامت بیماران نارسایی قلبی است. هدف این مطالعه تعیین تأثیر کاربرد نظریه موقعیتی اختصاصی بر کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است. تعداد 80 بیمار نارسایی قلبی کلاس 2و3 مراجعهکننده به بیمارستان 12 فروردین شهر کهنوج در سال 1397، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای ویژگیهای فردی، اختلال عملکرد بطن چپ جهت کیفیت زندگی و خودمراقبتی در نارسایی قلب بود. پرسشنامهها در اولین معاینه و سه ماه پس از پیگیری توسط بیماران تکمیل شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل و زوجی، آنالیز واریانس یک راهه و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار آماری SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله بین دو گروه از نظر نمرات خودمراقبتی و کیفیت زندگی تفاوت آماری وجود نداشت. پس از مداخله میانگین نمره کیفیت زندگی، خودمراقبتی و ابعاد آن در بیماران گروه مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش یافت (001/0p<). در مورد خودمراقبتی بعد از مداخله، بیشترین نمره مربوط به اعتماد به خودمراقبتی با میانگین و انحراف استاندارد 30/3±43/21 و کمترین نمره مربوط به مدیریت خودمراقبتی با میانگین و انحراف استاندارد 5/5±45/17 بود (001/0p<).
نتیجهگیری: توجه به خودمراقبتی براساس الگوی نظریه موقعیتی اختصاصی میتواند موجب شناخت دقیقتر مشکلات و برنامهریزی مناسب شده و متعاقب آن کیفیت زندگی بیماران را بهبود بخشد. از آنجا که در این مطالعه اکثراً کم سواد یا بیسواد بودند، استفاده از وسایل کمک آموزشی به صورت تصویری، تنظیم برنامه براساس شرایط و زمان آمادگی بیمار و در صورت لزوم مشارکت خانواده میتواند نتایج مثبتی به همراه داشته باشد. توجه به عوامل زمینهای به خصوص در افرادی که تحصیلات و درآمد پایینتری دارند، ضروری به نظر میرسد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20141109019862N6
سعیده عزیزی مهکویه، آرزو راستی، عاطفه اسدپور اصل، سهیل رحیمی، محمدرضا کردباقری،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری نوظهور کرونا، دارای عوارض روانشناختی متعددی از جمله اضطراب است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر آگاهی بخشی چهره به چهره بر میزان اضطراب مبتلایان به ویروس کووید-19 است.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 نفر از بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1399 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 45 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامههای اطلاعات فردی و بیماری و اضطراب DASS21 قبل از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. آگاهی بخشی به صورت چهره به چهره طی دو جلسه 30 دقیقهای و به فاصله 24 ساعت در گروه مداخله انجام گرفت و مجدداً پرسشنامه DASS-21 روز بعد از اتمام جلسه دوم توسط بیماران تکمیل شد. گروه کنترل اطلاعات معمول بخش را دریافت و پرسشنامه را مجدداً تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله بین میانگین نمرات اضطراب بیماران دو گروه مداخله (20/9±71/12) و کنترل (08/7±71/14) تفاوت آماری معناداری مشاهده نشده است (05/0p>) اما در میانگین نمرات گروه مداخله (64/5±68/5) و گروه کنترل (19/6±75/12) پس از مداخله، تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0p˂).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آگاهی بخشی چهره به چهره میتواند موجب کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 شود و قابل استفاده در مراکز درمانی است.
الهام خالوباقری، مهسا کاظمی، مجید کاظمی،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش درد پس از جراحی سزارین از عوامل مهم در سلامتی مادر و نوزاد است. لذا انتخاب شیوه کاهش درد با عوارض کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. از این رو مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر فشار در نقطه هوگو با اوریکولوتراپی بر درد بعد از سزارین انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 168 نفر از زنان باردار کاندید جراحی سزارین، مراجعهکننده به مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1399، بهصورت مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی ساده به سه گروه هوگو، اوریکولوتراپی و کنترل اختصاص داده شدند. در گروه هوگو ماساژ در موقعیت نقطه LI4 (بین انگشت شصت و انگشت اشاره) به مدت 10 دقیقه اعمال شد. 24 ساعت بعد، مداخله مجدد تکرار شد. قبل و بعد از مداخله، شدت درد سنجیده شد. در گروه اوریکولوتراپی نیز گوشواره برروی نقطه شنمن (Shenmen) در لاله گوش قرار گرفت. 20 دقیقه پس از قرار دادن گوشواره و 24 ساعت پس از آن ارزیابی درد انجام گرفت. گروه کنترل تحت مداخله نبود و فقط پژوهشگر به مدت ده دقیقه در کنار نمونههای پژوهش حضور داشت. تجزیه و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 20 و آزمون تیزوجی و آنالیز واریانس یکطرفه انجام گرفت. 05/0>p معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: روز اول، میانگین نمره درد در گروه هوگو قبل از مداخله 55/1±70/6 و بعد از مداخله 78/1±20/6 بود (026/0=p). همچنین میانگین نمره درد در گروه اوریکولوتراپی قبل از مداخله 75/1±99/5 و بعد از مداخله 01/2±66/4 بود (001/0p<). میانگین نمره شدت درد روز اول، بین سه گروه، قبل از مداخله، تفاوت معناداری نداشت (062/0=p)؛ اما میانگین نمره شدت درد در روز اول بعد از مداخله در گروه اوریکولوتراپی کمتر از دو گروه دیگر بود (001/0>p). در روز دوم نیز میانگین نمره درد در سه گروه پس از مداخله تفاوت معناداری داشت (009/0=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که هر دو روش اوریکولوتراپی و هوگو بر کاهش درد پس از سزارین مؤثر است، اما تداوم کاهش درد پس از اریکولوتراپی بیشتر از هوگو بود. ولی میتوان از هر دو روش در کنار روشهای دارویی برای تسکین درد استفاده کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20131228015965N17
زینب حیدری، سیدحمید سیدباقری، پروین خلیلی، تابنده صادقی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کاربرد رایحه درمانی به عنوان روش غیردارویی کنترل درد و محدودیت مطالعات در مورد تأثیر رایحه گل سرخ، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بوی شیر مادر و رایحه گل سرخ بر درد و گریه ناشی از خونگیری در نوزادان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی متقاطع، تعداد 40 نوزاد بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان علیابن ابیطالب (ع) رفسنجان به دو گروه مداخله شیر مادر و گل سرخ تقسیم شدند. در مرحله اول، 3 دقیقه قبل از خونگیری تا اتمام آن، نوزاد در مواجهه با پنبه آغشته به 2 سیسی شیر مادر در فاصله سه سانتیمتری بینی قرار گرفت. در مرحله بعدی خونگیری، از پنبه آغشته به 2 قطره اسانس گل سرخ مشابه روش شیر مادر استفاده شد. برای نمونه دوم ترتیب مداخلات عوض شد. درد با ابزار NIPS و زمان گریه با کرنومتر توسط فردی که نسبت به گروهها بیاطلاع بود محاسبه و دادهها در نرمافزار STATA نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای درد، در گروه اول و دوم به ترتیب 33/2±75/3 و 70/1±30/4 بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (415/0=p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای طول گریه، در گروه اول و دوم به ترتیب 21/16±98/16 و 99/9±03/15 ثانیه بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (650/0=p).
نتیجهگیری: بوی شیر مادر و رایحه گل سرخ در کاهش درد نوزادان تأثیر مشابهی دارند و براساس شرایط میتوان از هر یک از این روشها استفاده نمود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150713023190N11
فرزین باقری شیخانگفشه، وحید صوابی نیری، شبنم بریاجی، فاطمه اقبالی، علی فتحی آشتیانی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خوردن پیامدهای روانشناختی و اجتماعی بسیار زیادی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی انجام گرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی و کلینیکهای روانشناسی مناطق 6 و 8 شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونهها به تعداد 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای نگرشهای خوردن، اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی بود. گروه مداخله هشت جلسه 90 دقیقهای (هفتهای دوجلسه) درمان شناختی- رفتاری را دریافت کردند، ولی گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. در انتها دادهها با آنالیز کوواریانس چندمتغیره در SPSS نسخه 24 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی- رفتاری به صورت معناداری باعث کاهش اضطراب روانی کووید-19 (41/36=F، 001/0>p)، اضطراب جسمانی کووید-19 (15/39=F، 001/0>p)، ترس از ارزیابی منفی (92/41=F، 001/0>p) و افسردگی (48/47=F، 001/0>p) زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شده است.
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی- رفتاری توانسته است باعث کاهش اختلالات روانشناختی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شود. از آنجا که سلامت روانی بسیاری از بیماران مبتلا به بیاشتهایی عصبی ممکن است آسیب جدی ببیند، ضروری است تدابیری در جهت شناسایی و درمان روانشناختی گروههای آسیبپذیر اتخاذ شود.
جواد ملکزاده، مهسا قوچانی، احمد باقری مقدم، طاهره صادقی، محمد رجبپور،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به پیشرفت درمانها و افزایش شیوع بیماریها، تعداد بیماران نیازمند تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبتهای ویژه هر ساله افزایش مییابد. بسته ABCDE با رویکرد مبتنی بر شواهد، میتواند به بهبود پیش آگهی بیماران در ICU کمک نماید. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر بسته ABCDE بر خطر بروز زخم فشاری، ترمبوز ورید عمقی و دلیریوم در بیماران تحت تهویه مکانیکی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سوکور از شهریور تا دی ماه 1400 انجام یافت. نمونه پژوهش شامل 100 بیمار تحت تهویه مکانیکی در بخش ICU بیمارستان امام رضا(ع) مشهد بود که به روش بلوکی تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. در گروه مداخله بسته ABCDE در بازه زمانی 7 روزه اجرا شد. گروه کنترل مراقبت معمول بخش را دریافت کردند. معیارهای بررسی خطر بروز عوارض شامل: خطر زخم فشاری با استفاده از شاخص COMHON، ترومبوز ورید عمقی با استفاده از مقیاس Wells و بروز دلیریوم با استفاده از ابزار CAM-ICU بود که در پایان هر مداخله و در روزهای 0، 1، 3، 5، 7 مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 20 و آزمون آماری کایاسکوئر و تیمستقل استفاده شد.
یافتهها: در انتهای روز هفتم، خطر بروز زخم فشاری در گروه مداخله به طور معناداری کاهش یافت (05/0>p). فراوانی بروز دلیریوم نیز از 4/64% به 3/13% بهطور معناداری کاهش یافت (05/0>p). همچنین در پایان روز هفتم، خطر ترمبوز وریدهای عمقی، در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از گروه مداخله بود (05/0>p).
نتیجهگیری: استفاده از بسته ABCDE میتواند خطر بروز زخم فشاری، ترمبوز ورید عمقی و دلیریوم را در بیماران تحت تهویه مکانیکی کاهش دهد و به عنوان یک روش مؤثر و قابل انجام توسط پرستاران و سایر تیم پزشکی آموزش دیده میباشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190625044000N1
عاطفه استبرقی، تابنده صادقی، سیدحمید سیدباقری، ریحانه حسنشاهی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت کنترل درد و بهبود شاخصهای فیزیولوژیک در بیماران کووید-19 از روشهای مختلف دارویی و غیردارویی استفاده میشود. رفلکسولوژی یکی از روشهای مکمل غیردارویی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر رفلکسولوژی پا بر درد و شاخصهای فیزیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی در مورد 70 بیمار مبتلا به کووید-19 بستری در بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) رفسنجان در سال 1401 انجام یافت. شرکتکنندگان به روش تصادفی پرتاب سکه در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، رفلکسولوژی پا در نقاط مربوط به ریه به صورت روزانه 10 دقیقه و برای 5 روز متوالی انجام یافت. گروه کنترل ماساژ ساده پا بدون فشار بر نقاط مربوط به ریه دریافت کرد. قبل از مداخله و بعد از اتمام دوره مداخله نمره درد و شاخصهای فیزیولوژیکی (اشباع اکسیژن خون شریانی، فشارخون سیستولیک، دیاستولیک، درجه حرارت) و درد بررسی و ثبت شد. دادهها با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی و کایدو در نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بعد از اتمام مداخله در گروه مداخله، میانگین تغییرات نمره درد 31/6، فشارخون دیاستولیک 82/7 و اشباع اکسیژن خون شریانی 02/9 بود و بین دو گروه مداخله و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (05/0>p)، اما فشارخون سیستولیک و درجه حرارت بین دو گروه تفاوت معناداری نشان نداد (05/0<p).
نتیجهگیری: رفلکسولوژی پا توانست درد و برخی از شاخصهای فیزیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 را بهبود دهد. از این رو این مداخله غیرتهاجمی برای این بیماران توصیه میشود.