لیلی بریمنژاد، سعیده بزازیان، فاطمه برخورداری، نسرین رضائی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ایران در حال حاضر جزو کشورهایی است که سطح باروری پایینتر از سطح جانشینی است و مسأله تصمیم به عدم فرزندآوری ریشه در عوامل بسیاری دارد که پژوهش حاضر به بررسی عوامل خانوادگی و فردی از دیدگاه زنان پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی است. نمونه پژوهش در نیمه دوم سال 1401 از جامعه زنان متأهل 30 تا 45 سال ساکن مناطق مرکز، شمال، جنوب، غرب و شرق شهر تهران که به طور ارادی تصمیم به عدم فرزندآوری گرفتهاند، انتخاب شد. روش نمونهگیری هدفمند براساس معیارهای ورود و خروج پژوهش و به صورت گلوله برفی بوده و با تعداد 19 زن اشباع حاصل شد. جهت جمعآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با رویکرد گرانهام و لاندمن و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 2022 انجام یافت.
یافتهها: طی فرایند تحلیل دادهها دو درونمایه عوامل خانوادگی و عوامل فردی مؤثر بر عدم تمایل به فرزندآوری به دست آمد. برای هر درونمایه 4 طبقه و برای هر طبقه دو زیرطبقه استخراج شد. به این ترتیب که عوامل خانوادگی با چهار طبقه مشکلات ناشی از خانواده منشأ، توافق در عدم فرزندآوری، زندگی زناشویی متزلزل و عدم رضایت از زندگی و عوامل فردی با چهار طبقه آرمانگرایی، خودمحوری و فردگرایی، تأثیر منفی فرزندآوری بر سلامت مادر و تعارض بین نقش حرفهای و نقش مادری به عنوان عوامل تعیینکننده تصمیمگیری برای عدم فرزندآوری شناسایی شدند.
نتیجهگیری: این مطالعه کیفی پیچیدگی فرآیند تصمیمگیری در مورد عدم تمایل به فرزندآوری را در این گروه سنی روشن کرده و لزوم پرداختن به عوامل فردی و خانوادگی در کنار سایر عوامل را در سیاستگذاریهای افزایش جمعیت برجسته میسازد.
فاطمه دهقانی، زهره خاوری، بهاره فلاح، زهرا رضائی هفتادری، معصومه برخورداری شریفآباد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش افراد مسن و میزان بقا، توجه به مهارت و دانش مراقبت تسکینی دانشجویان پرستاری ضرورت دارد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مراقبت تسکینی بر میزان دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش شبه تجربی از نوع پیشآزمون-پسآزمون بدون گروه کنترل در سال 1401 با مشارکت 32 دانشجوی کارورز پرستاری دانشکده پرستاری میبد/یزد انجام گرفت. دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان، قبل و بعد از مداخله، با استفاده از پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. خودکارآمدی درک شده، یک ماه پس از مداخله نیز بررسی شد. مداخله شامل برگزاری 6 جلسه چهار ساعته برنامه آموزش مراقبت تسکینی بود. تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخه 21 و روشهای آماری توصیفی و استنباطی (تیزوجی و آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر) انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره دانش، نگرش و خودکارآمدی مراقبت تسکینی، قبل از مداخله به ترتیب 76/3±90/26، 42/9±87/81 و 10/8±50/28 بود. بلافاصله بعد از مداخله، میانگین نمره دانش (84/2±40/33) نگرش (29/10±68/84) و خودکارآمدی (72/5±75/29) افزایش یافت. یک ماه بعد از مداخله، میانگین نمره خودکارآمدی به 52/6±37/32 رسید. نتایج نشان داد که تنها افزایش میانگین نمره دانش، قبل و بعد از مداخله، از نظر آماری معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: براساس نتایج، آموزش مراقبت تسکینی در ارتقای سطح دانش دانشجویان پرستاری تأثیر دارد. در نتیجه تدارک برنامههای آموزشی در این زمینه در طول دوران تحصیل، میتواند کمککننده باشد.