جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای ترابی

رضا صفدری، ماشاءالله ترابی، محمدعلی چراغی، نیلوفر ماسوری، زهرا سادات آزادمنجیر،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: فناوری‌های مبتنی بر وب فرصت‌های جدیدی را پیش روی آموزش، پژوهش و توسعه حرفه‌ای پرستاری قرار می‌دهد. ایستایی و پراکندگی اطلاعات مورد نیاز پرستاران در اینترنت، ممانعت مدیران از استفاده از آن در ساعات کاری و نگرش سنتی به پرستاری به عنوان یک کار فیزیکی و نه هوشمند، موجب بهره‌برداری کم پرستاران از فناوری‌های اینترنتی جهت توسعه حرفه‌ای و تبادل دانش می‌شود. راه‌اندازی پورتال ملی پرستاری بهترین راهکار برای رفع این مسأله است. پژوهش حاضر با هدف کسب تجارب راه‌اندازی پورتال‌های پرستاری چند کشور و ارایه پیشنهادهایی در این زمینه انجام گرفته است.

روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی -تطبیقی می‌باشد. پس از مطالعه سیستماتیک متون، حداقل ویژگی‌های ساختاری و محتوایی پورتال‌های پرستاری مشخص گردید و از طریق مشاهده، مکاتبه و تکمیل چک لیست، پورتال‌های کشورهای منتخب بررسی شد.

یافته‌ها: امکان شخصی‌سازی، پروفایل کاربر، جستجو، نمایش مستقل از پلتفرم، قابلیت SSO ، سازوکارهای امنیتی و امکانات تعاملی، ارایه راهنماهای بالینی، دوره‌های آموزش مداوم و یادگیری الکترونیک و تسهیل اجرای فرایندهای پرستاری مبتنی بر شواهد از وجوه مشترک پورتال‌های پرستاری مورد بررسی می‌باشد.

نتیجه‌گیری: ایجاد یک پورتال جامع تخصصی برخوردار از تمامی ویژگی‌های مطلوب، با پشتوانه راهبردی توسعه و نگه‌داشت پورتال و آنالیز نیازهای کاربران تحقق می‌یابد. همچنین وجود ساختار مشخص و یک پارچه ماهیت‌های نظام خدمات پرستاری و بخش‌های مرتبط نظام سلامت، شرط اصلی تحقق یک پارچگی خدمات و محتویات ارایه شده توسط پورتال است.


معصومه جلیلی، شهناز کهن، محمدجواد طراحی، فاطمه ترابی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: کووید-19 از جمله بحران­هایی است که به شدت سلامت روانی مردم به ویژه سلامت روان زنان باردار را تهدید می­کند. از طرفی قرنطینه کووید-19 می­تواند بروز خشونت خانگی در زنان باردار را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع خشونت خانگی در بارداری و عوامل پیشگوییکننده آن در همه­گیری کرونا بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی است که با نمونه­گیری چندمرحله­ای از 308 مادر نخست­زا تحت پوشش مراکز جامع سلامت شهر اصفهان در سال 1400 با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و باروری و پرسشنامه استاندارد خشونت خانگی انجام گرفت. تحلیل داده­ها در نرم­افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Spearman و آزمون­های ناپارامتریک Mann-Whitney و Kruskal-Wallis انجام گرفته است.
یافته‌ها: 2/19% مادران (59 نفر) خشونت خانگی را در طی دوران بارداری خود درک کرده بودند (کسب نمره 60 و بالاتر از پرسشنامه خشونت خانگی). شایع­ترین تجربه خشونت (اعم از درک شده)، خشونت روانی با 4/74% (229 نفر) و پس از آن به ترتیب خشونت اقتصادی با 1/35‌% (108 نفر)، خشونت جنسی با 2/17‌% (53 نفر) و خشونت جسمی با 9/14% (46 نفر) بود. بین خشونت خانگی در بارداری با تعداد خواهر و برادر، رتبه تولد، سطح تحصیلات مادر و همسر و شغل همسر ارتباط معنادار یافت شد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: همه‌گیری کووید-19 زنان باردار را نسبت به خشونت خانگی آسیبپذیرتر کرده است. عوامل فردی و فرهنگی زیادی در بروز خشونت خانگی دخیل هستند. بعضی عوامل مانند سطح تحصیلات فرد، تحصیلات همسر و شغل پیشگوییکننده بروز رفتارهای خشونتآمیز می‌باشد. با شناسایی این عوامل و غربالگری خشونت خانگی در دوران بارداری می­توان از رخداد رفتارهای خشونتآمیز توسط همسر و پیامدهای منفی خشونت خانگی بر مادر و جنین جلوگیری کرد.

 
فاطمه ترابی، نضال آژ، رضا ضیغمی، مهدی رنجبران،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نوجوانی با تلاش برای رسیدن به اهداف و جهش‌های رشد اجتماعی، عاطفی و جسمانی مشخص می‌شود و پرخاشگری مهم­ترین عامل خطر روانی آسیبشناختی در نوجوانان است. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره بلوغ به مادران و دختران نوجوان بر میزان پرخاشگری دختران نوجوان طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی در عرصه در مورد 92 نفر در سه گروه (دو گروه مداخله مادران و دختران نوجوان و یک گروه کنترل) در دو مرحله قبل و بعد از مداخله در سال 1402 در مدارس شهر قزوین انجام یافت. نمونه­گیری به روش تصادفی چندمرحله انجام گرفت، سپس نمونه‌ها با تخصیص تصادفی بلوک­بندی 6 تایی در سه گروه قرار گرفتند. در گروه­های مداخله برای هر گروه مداخله 6 جلسه تا سقف یک ساعت مداخله حضوری انجام گرفت و گروه کنترل مداخله­ای دریافت نکرد. از پرسشنامه پرخاشگری Novaco برای گردآوری داده­ها استفاده شد. داده­ها با استفاده از آنالیز کوواریانس چندمتغیره در نرم­افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره خشم قبل از مداخله در گروه دختران نوجوان و مادران و گروه کنترل به ترتیب 68/10±21/50، 32/10±93/57 و 61/10±56/54 بود (018/0=p) و بعد از مداخله به ترتیب 16/10±68/37، 66/14±76/43 و 11/16±60/49 شد که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت (014/0=p). تأثیر مداخله بر کاهش نمره کل پرخاشگری از نظر آماری معنادار بود (020/0=p) و مقدار اندازه اثر مداخله براساس Partial Eta Squared 09/0 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش بلوغ به مادران همانند آموزش به دختران نوجوان می­تواند بر کاهش پرخاشگری مؤثر باشد.

 
سمیه محمدی، کاملیا ترابی‌زاده، مصطفی روشن‌زاده، پروین قائم‌مقامی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نگرش پرستاران نسبت­­ به مرگ، روند مراقبتی آن­ها را متأثر می­سازد. در این میان، هوش معنوی با ارتقای معنای زندگی و ­­مرگ، شاید نگرش نسبت به مرگ را در مراقبت پرستاران ارتقا دهد. لذا مطالعه حاضر با­ هدف تعیین نقش پیش­بینیکننده هوش معنوی در نگرش نسبت به مرگ و مراقبت از بیمار در حال مرگ در پرستاران بخش­های مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه توصـیفی- تحلیلـی حاضر در سال 1402 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در مورد 200 پرستار بخش­ مراقبت ویژه انجام گرفت. داده­ها با استفاده از پرسشنامه­های جمعیتشناختی، نگرش نسبت به مرگ (DAPR)، هوش معنوی King و مراقبت از بیمار در حال مرگ (EOLCAS) جمع­آوری و در نرم­افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: ماتریس ضرایب همبستگی نشان داد بین هوش معنوی و مراقبت از بیمار در حال مرگ رابطه مثبت و معنادار (265/0=r، 001/0>p) و بین هوش معنوی و نگرش نسبت به مرگ نیز رابطه مثبت و معنادار (360/0=r، 001/0>p) وجود داشته است. از میان ابعاد هوش معنوی فقط بعد تفکر وجودی انتقادی نقش پیش­گوییکننده نگرش نسبت به مرگ (207/1=β، 001/0>p) و ارزیابی مراقبت از بیمار در حال مرگ (880/0=β، 001/0>p) را داشت.
نتیجه‌گیری: از آن جا که هوش معنوی می­تواند در بهبود نگرش نسبت به مرگ و مراقبت از بیمار در حال مرگ نقش داشته باشد، لذا به مسؤولان پرستاری توصیه می­شود که به ابعاد معنویت در مراقبت از بیماران در حال مرگ توجه داشته باشند.

 
فاطمه نوجوان، فاطمه تویسرکانی، زهره خلجی‌نیا، حمید ترابیان، محمد آقاعلی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خستگی شغلی موجب کاهش کیفیت زندگی کارکنان درمانی می­شود. آبزن پا به عنوان روشی ساده برای پیشگیری و درمان در منابع طب سنتی پیشنهاد شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر آبزن گرم پا بر خستگی شغلی و کیفیت زندگی پرستاران بخش­های مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده انجام گرفت، نمونه پژوهش ۵۰ نفر از پرستاران بخش­های مراقبت­های ویژه­ بیمارستان شهید بهشتی قم در سال 1402 بودند که به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت دو هفته، هر شب پاها را تا زیر زانو در ظرف بزرگ، حاوی آب گرم به مدت ۱۵ دقیقه قرار می­دادند، گروه کنترل مداخله­ا­ی دریافت نکردند. پرسشنامه خستگی شغلی سوئدی و پرسشنامه کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل داده­ها با آزمون­های کایاسکوئر و تیتست در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام یافت.
یافته‌ها: نمره کل پرسشنامه خستگی شغلی و زیرمقیاس ناراحتی جسمانی در گروه مداخله به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل کاهش پیدا کرد (به ترتیب 014/0=p، 012/0=p) و در سایر زیرمقیاس‌ها، اختلاف معناداری در تغییر نمرات مشاهده نشد. در خصوص تغییرات نمره پرسشنامه کیفیت زندگی و زیرمقیاس­های آن، اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: یافته­ها نشان داد آبزن گرم پا بر سطح خستگی شغلی پرستاران شاغل در بخش­های مراقبت ویژه مؤثر است. بنابراین، استفاده از آبزن گرم پا به عنوان راهکاری ارزان، آسان، زودبازده جهت رفع خستگی پرستاران توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220109053677N1

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb