جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای خلیلی

رقیه کریمی، فیدان شبانی، ناهید دهقان‌نیری، خدیجه زارعی، غلامرضا خلیلی، محمد چهرازی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: نوزادان نارس در حین مراقبت و درمان تحت رویه‌های دردناک و استرس‌زای زیادی قرار می‌گیرند و پرستاران می‌بایست با استفاده از روش‌های غیر دارویی مختلف که بدون خطر هستند، جهت کاهش عوارض کوتاه مدت و طولانی مدت درد ناشی از رویه‌های تشخیصی و درمانی کمک نمایند. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر موسیقی درمانی بر پاسخ‌های فیزیولوژیک درد ناشی از خون‌گیری در نوزاد نارس انجام یافته است.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی cross-over در مورد 20 نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان ولی‌عصر (عج) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت 5 ماه در سال 89 انجام گرفته است. پس از نمونه‌گیری به روش در دسترس، نوزادان انتخاب شده به طور تصادفی یک بار به عنوان گروه شاهد و یک بار به عنوان گروه آزمون تحت مطالعه قرار گرفتند، به طوری که هر نوزاد به عنوان شاهد خود در نظر گرفته شد. پاسخ‌های فیزیولوژیک درد ناشی از خون‌گیری از جمله تعداد ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی در نوزادان نارس مورد سنجش قرار گرفت. برای نوزادان گروه آزمون، موسیقی Transitions پنج دقیقه قبل از خون‌گیری پخش می‌شد و تا 10 دقیقه بعد از خون‌گیری ادامه می‌یافت. در تمام موارد اعم از آزمون و شاهد مانیتور نوزاد از 10 دقیقه قبل از خون‌گیری، در طول خون‌گیری و تا 10 دقیقه بعد از خون‌گیری تحت فیلم‌برداری قرار می‌گرفت. سپس فیلم‌ها از طریق رایانه از نظر تغییرات معیارهای فیزیولوژیک مورد بازبینی و مطالعه دقیق قرار می‌گرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس و کای‌اسکوئر در نرم‌افزار SAS و SPSS صورت گرفت.

یافته‌ها: گروه آزمون و شاهد از نظر تعداد ضربان قلب در هنگام خروج سوزن و همچنین از نظر تعداد ضربان قلب در 5 دقیقه اول بعد از خون‌گیری به ترتیب با 022/0=p و 005/0p< تفاوت آماری معنادار داشتند.

نتیجه‌گیری: با توجه به آن که یافته‌های این مطالعه نشان داد موسیقی درمانی در کاهش بعضی از پاسخ‌های فیزیولوژیک درد ناشی از خون‌گیری در نوزادان نارس مؤثر است، لذا توصیه می‌شود پرستاران آن را به عنوان مداخله‌ای مؤثر در NICU در هنگام اجرای رویه‌های دردناک مثل خون‌گیری به کار گیرند.

 


عباس عبادی، ربابه خلیلی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

پدیده ترک خدمت پرستاران نگرانی بسیاری از کشورها را به خود اختصاص داده است. در سال‌های اخیر موضوع کمبود پرستار در ایران نیز به عنوان یک دغدغه برای مدیران و چالش اساسی برای نظام سلامت تبدیل شده است. براساس تعریف ترک خدمت فرآیندی است که در آن کارکنان، سازمان را ترک می‌کنند یا به سایر بخش‌ها یا واحدهای سازمان منتقل می‌شوند. البته در این تعریف داوطلبانه بودن یا غیرداوطلبانه بودن ترک خدمت اعضا قید نشده است (1). از طرفی پرستاران جزء حیاتی از سیستم مراقبت بهداشتی می‌باشند، به طوری که به عنوان بزرگ‌ترین گروه حدود 56% کارکنان بیمارستان را تشکیل می‌دهند (2). نگرانی‌ها در مورد ترک خدمت پرستاران چالشی برای مدیران سیستم مراقبت بهداشتی است. کمبود اطلاعات از ترک خدمت پرستاران، شناخت عوارض آن را برای پرستاران و مدیران مراکز بهداشتی و درمانی سخت کرده و تلاش جهت پر کردن جای خالی پرستار را با پیچیدگی روبه‌رو می‌سازد (3). این موضوع پیچیده از عوامل بسیاری متأثر است. ترک خدمت و جابه‌جایی کارکنان پرستاری، برروی هزینه‌های درمانی از طریق تأثیر بر برآیندهای بیمار اثرگذاراست.
زهرا خلیلی، مریم نوایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: تجربه خشونت خانگی، پیامدهای منفی بر سلامت روان زنان باردار دارد و مداخله‌هایی برای کاهش این پیامدهای منفی باید طراحی شود. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی- حمایتی بر پریشانی روان‌شناختی زنان باردار خشونت دیده انجام یافته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد 100 نفر از زنان باردار تحت خشونت خانگی که در سال 1397 برای دریافت مراقبت‌های دوران بارداری به مراکز جامع سلامت شهر زاهدان مراجعه کرده بودند، انجام یافته است. نمونه‌ها به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله 4 جلسه مداخله آموزشی- حمایتی انفرادی را طی دو هفته دریافت کردند. گروه کنترل در این مدت برنامه مراقبت معمول را دریافت کردند. قبل از مداخله و پس از گذشت 4 هفته از پایان مداخله، داده‌ها به کمک پرسشنامه‌های غربالگری خشونت خانگی فرم کوتاه (HITS) و مقیاس پریشانی روان‌شناختی کسلر (K10) در دو گروه جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 به کمک آزمون‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین نمره پریشانی روان‌شناختی گروه زنان باردار در گروه مداخله از (58/4)90/30 به (81/3)18/22 با میانگین تغییرات (93/3)72/8- و در گروه کنترل از 15/4±22/25 به 16/4±06/24 با میانگین تغییرات (48/1)16/1- کاهش یافت. تحلیل کوواریانس با کنترل اثر پیش‌آزمون نشان داد که میانگین نمره پریشانی روان‌شناختی زنان باردار در معرض خشونت در دو گروه پس از مداخله آموزشی حمایتی تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0p<).
نتیجه‌گیری: نتیجه این بررسی نشان داد که مداخله آموزشی- حمایتی طراحی شده در کاهش پریشانی روان‌شناختی در زنان باردار تحت خشونت مؤثر است. بنابراین وارد کردن مداخله آموزشی- حمایتی در برنامه مراقبت‌های بارداری زنان تحت خشونت خانگی به منظور افزایش سلامت مادر و جنین توصیه می‌شود.
 
سمانه نجفی، محمد رضا منصوریان، شهلا خسروان، نعمت جعفری قلعه جوقی، سیما جعفری آنی، فاطمه خلیلی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش تغذیه صحیح یکی از مهم­ترین اولویت­ها در همه دوران­های زندگی به خصوص در سنین کودکی است. روش آموزش نیز یکی از ارکان مهم در مؤثر بودن آموزش تلقی می­شود. لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر روش­های ایفای نقش و سخن‌رانی بر آگاهی کودکان دبستانی در زمینه تغذیه سالم انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 دانش­آموز ابتدایی دوره دوم شهر گناباد در سال 1396 انجام یافته است. شرکت­کنندگان به روش تصادفی چندمرحله­ای انتخاب و به دو گروه ایفای نقش و سخن‌رانی تخصیص یافتند. آگاهی دانش­آموزان قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از آموزش به وسیله پرسشنامه محقق ساخته سنجیده شد. داده­ها در نرم­افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی، تحلیل شد. 05/0p معنادار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین نمره آگاهی در گروه ایفای نقش قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب 55/2±77/10، 15/55±1/14 و 10/1±50/14 و در گروه سخنرانی به ترتیب 85/1±07/11، 43/1±72/13 و 84/2±47/11 (دامنه نمرات قابل کسب 16-0) بود. بین میانگین آگاهی قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود داشت (001/0p<) و افزایش آگاهی در روش ایفای نقش بیش‌تر از سخنرانی بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به تأثیر بیش‌تر شیوه ایفای نقش نسبت به سخن‌رانی در آموزش تغذیه سالم در کودکان سن مدرسه، پیشنهاد می­شود در برنامه آموزش تغذیه در مدارس از روش­های جذاب، پویا و مؤثرتری همچون ایفای نقش، متناسب با اهداف رفتاری آموزشی استفاده شود تا علاوه بر افزایش بازده آموزشی، موجب ماندگاری بیش‌تر اثرات آموزش و یادگیری پایدارتر دانش­آموزان گردد.
 
ربابه خلیلی، علی رحمانی، سجاد پیوسته، مهدی راعی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: اگر چه کنترل درد در بیماران دچار سوختگی در سال­های اخیر بهبود یافته است، اما همچنان عدم اثربخشی برخی اقدامات درمانی در جهت کاهش درد در این گروه از بیماران به‌عنوان یک موضوع چالش‌انگیز برای کارکنان مراقبت سلامت باقی‌مانده است. این مطالعه مروری با هدف بررسی مداخلات پرستاری در حوزه کاهش درد در بیماران دچار سوختگی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مروری سیستماتیک و فراتحلیل اطلاعات مربوط از پایگاه‌های اطلاعاتی، PubMed ، Science Direct  ، SID  ، Irandoc ، Cochranelibrary ، Scopus با کلمات کلیدی فارسی: مداخلات پرستاری، درد، سوختگی و کلید واژه‌های انگلیسی معادل آن‌ها در بازه زمانی 2020-2010 جستجو شد. جهت افزایش اعتبار و پایایی مطالعه، سه نفر کیفیت مقالات را به‌طور جداگانه مورد ارزیابی قرار دادند و جهت ارزیابی مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافته‌ها: پس از بررسی 181 مقاله در پایگاه‌های اطلاعاتی، 19 مقاله مرور نظام‌مند شدند. مداخلات پرستاری انجام یافته در جهت کاهش درد بیماران سوختگی شامل استفاده از تکنیک‌های تنفسی، استفاده از پانسمان‌های جدید، آرام‌سازی عضلانی، موسیقی درمانی، تحریک الکتریکی از طریق پوست (TENS) و مغز، بازی درمانی، آروماتراپی، استفاده از ذکر خدا، ماساژ، تصویرسازی هدایت شده، استفاده از تکنیک حواس‌پرتی، حساسیت‌زدایی با حرکات چشم بود. در ۸ مطالعه فراتحلیل شده، اختلاف میانگین کل کاهش نمره درد برابر (78/1-78/0CI: 95/0%) 28/1 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: اکثر مداخلات پرستاری باعث کاهش درد سوختگی بیماران شده بودند. روش‌های کاهش درد با قابلیت کاربرد ساده‌تری، همچون آرام‌سازی عضلانی ، تصویرسازی هدایت شده و مراقبت معنوی مورد تأکید است.

 
زینب حیدری، سیدحمید سیدباقری، پروین خلیلی، تابنده صادقی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به کاربرد رایحه­ درمانی به عنوان روش غیردارویی کنترل درد و محدودیت مطالعات در مورد تأثیر رایحه گل سرخ، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بوی شیر مادر و رایحه­ گل سرخ بر درد و گریه ناشی از خون‌گیری در نوزادان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی متقاطع، تعداد 40 نوزاد بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان علی­ابن ابیطالب (ع) رفسنجان به دو گروه مداخله شیر مادر و گل سرخ تقسیم شدند. در مرحله اول، 3 دقیقه قبل از خون‌گیری تا اتمام آن، نوزاد در مواجهه با پنبه آغشته به 2 سی­سی شیر مادر در فاصله سه سانتی­متری بینی قرار گرفت. در مرحله­ بعدی خون‌گیری، از پنبه آغشته به 2 قطره اسانس گل سرخ مشابه روش شیر مادر استفاده شد. برای نمونه دوم ترتیب مداخلات عوض شد. درد با ابزار NIPS و زمان گریه با کرنومتر توسط فردی که نسبت به گروه­ها بی­اطلاع بود محاسبه و داده­ها در نرمافزار STATA نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای درد، در گروه اول و دوم به ترتیب 33/2±75/3 و 70/1±30/4 بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (415/0=p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای طول گریه، در گروه اول و دوم به ترتیب 21/16±98/16 و 99/9±03/15 ثانیه بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (650/0=p).
نتیجه‌گیری: بوی شیر مادر و رایحه گل سرخ در کاهش درد نوزادان تأثیر مشابهی دارند و براساس شرایط می‌توان از هر یک از این روش­ها استفاده نمود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150713023190N11

 
خدایار عشوندی، آرمین محمدی‌پارسا، زهرا خلیلی، لیلی تاپاک، مسعود غیاثیان،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افت فشارخون از عوارض شایع پلاسمافرزیس است. بالابردن پاها و استفاده از جوراب الاستیک از جمله اقدامات پرستاری در پیشگیری از کاهش فشارخون است. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر جوراب الاستیک و بالا بردن اندام تحتانی بر پیشگیری از کاهش فشارخون ناشی از انجام پلاسمافرز بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی متقاطع تصادفی در مورد 35 بیمار تحت پلاسمافرز در بیمارستان­ بهشتی شهر همدان در سال 1400-1399 انجام گرفت. بیماران به صورت در دسترس انتخاب و سپس با استفاده از بلوک­های جایگشتی تصادفی در طی 4 جلسه به چهار روش جوراب الاستیک (A)، بالا بردن اندام تحتانی (B)، جوراب الاستیک به همراه بالا بردن اندام تحتانی (C) و کنترل (D) تخصیص یافتند. در زمان­های قبل، حین (به فاصله هر نیم ساعت) و نیم ساعت پس از پایان پلاسمافرز، فشارخون کنترل شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از SPSS نسخه 24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر در سطح معناداری 05/0 انجام یافت.
یافته‌ها: در حین پلاسمافرز، در هر 4 روش­، فشارخون سیستولیک بیماران در طی زمان روند کاهشی داشت (001/0>p). فشارخون بیماران در روش­های مداخله A، B و C بالاتر از روش کنترل بود (001/0>p). در بین روش­های مداخله، فشارخون در روش C بالاتر از روش­های A و B، و روش B بالاتر از روش A بود (001/0>p).
نتیجه‌گیری: استفاده از جوراب الاستیک به همراه بالا بردن اندام تحتانی جهت جلوگیری از افت فشارخون مؤثرتر است. بنابراین، به عنوان روشی آسان و کم هزینه برای جلوگیری از افت فشارخون به بیماران تحت پلاسمافرز و پرستاران توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20191020045166N1

 
علی حسین‌زاده، ابوالفضل رحیمی، ربابه خلیلی، علی طیبی، محمد نیک‌پوراقدم،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نارسایی کلیه مرحله آخر، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و مؤثر در فرآیند همودیالیز است تا کیفیت زندگی بیماران بهبود یابد و عوارض مرتبط کاهش یابد. لذا، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر به‌کارگیری محلول دیالیز سرد بر کیفیت خواب و تغییرات میانگین فشارخون حین همودیالیز در بیماران مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کورسازی شده، 82 فرد مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه تحت همودیالیز در بیمارستان‌های بقیه‌الله و میلاد تهران در سال 1402 به‌صورت تصادفی در گروه مداخله (41 نفر) و کنترل (41 نفر) اختصاص یافته و ارزیابی شدند. گروه مداخله با محلول همودیالیز سرد (۳۵ درجه سانتی‌گراد) و گروه کنترل با محلول همودیالیز استاندارد (۳۷ درجه سانتی‌گراد) به مدت 4 هفته همودیالیز شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها فرم مشخصات جمعیت‌شناختی و بیماری، پرسشنامه کیفیت خواب ریچاردکمپل (RCSQ) و دستگاه فشارخون سنج جیوه‌ای بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمون‌های آماری Mann-Whitney، تی‌مستقل، کای‌اسکوئر و تی‌زوجی انجام گرفت.
یافته‌ها: میانگین نمره کیفیت خواب در گروه همودیالیز سرد (۳۵ درجه) پس از دیالیز به‌طور معناداری بالاتر از گروه استاندارد (۳۷ درجه) بود (004/0=p). قبل از دیالیز تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد ( 759/0=p). میانگین نمره فشارخون سیستولیک و دیاستولیک قبل از دیالیز تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. اما پس از دیالیز، کاهش فشارخون (سیستولیک و دیاستولیک) در گروه همودیالیز سرد به‌طور معناداری کم‌تر از گروه استاندارد بود (001/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج این کارآزمایی بالینی نشان داد که استفاده از محلول دیالیز سرد در حین همودیالیز، به طور معنادار کیفیت خواب بیماران مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه را بهبود بخشیده و تغییرات فشارخون حین درمان را کاهش داده است. این‌ یافته‌ها می‌تواند در راستای بهبود فرآیند درمان و ارتقای کیفیت زندگی این بیماران به کار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230521058244N1

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb